هخامنشیان (132) : هخامنشیان با کسانی که به خدمت و جنگ نمی رفتند چه می کردند ؟

:: هخامنشیان (132) : هخامنشیان با کسانی که به خدمت و جنگ نمی رفتند چه می کردند ؟

شاهان خونخوار هخامنشی ، کسانی که به خدمت نظامی نمی رفتند -یا در جنگ شرکت نمی کردند- اعدام می کردند


هخامنشیان (بخش132)


" شواهد متعدد حاکی از آن است که جوانان گرچه نزد پسرانشان بسر می برند ، اما در صورت احضار ، به سپاه سلطنتی می پیوستند . هرودوت دو بار پدرانی را به صحنه می آورد که می کوشند فرزندان خود را از خدمت نظامی معاف کنند . هر بار واکنش شاه بسیار شدید است ، چون به آنان یادآور می شود که خود او ، پسرانس را به میدان جنگ می برد ؛ و جوانان(ی که قصد معافیت داشتند) را به مرگ محکوم می کند . " (1)


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 529


1 . حالا که کوروش پرستان انقدر علاقه به هخامنشیان و بازگشت اون دوران رو دارند ، بد نیست این قانون رو درباره اونها اعمال کنیم، ببینیم چند هزار نفرشون به درک واصل میشن .


#جنایات_هخامنشیان


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (132) : هخامنشیان با کسانی که به خدمت و جنگ نمی رفتند چه می کردند ؟
برچسب ها : هخاان ,خدمت ,خدمت نظامی

هخامنشیان (131) : اختلاف طبقاتی و نظام طبقاتی در عصر هخامنشی (ایران باستان)

:: هخامنشیان (131) : اختلاف طبقاتی و نظام طبقاتی در عصر هخامنشی (ایران باستان)

نظام طبقاتی و اختلاف طبقاتی در عصر هخامنشی (ایران باستان)


هخامنشیان (بخش131)


" ... هرودوت و استرابون نشان داده اند که سلسله مراتب اجتماعی در پارس در تقابل غنی/فقیر خلاصه نمی شود . هرودوت از میان عناصر موجود در قلمرو نمادهای اجتماعی به شیوه استقبال پارسیان از یکدیگر بر حسب شانشان در سلسله مراتب اجتماعی توجه خاصی مبذول داشته و نوشته است که اگر از بزرگان باشند یا به لحاظ تشخص برابر باشند ، دهان یکدیگر را می بوسند ؛ اگر یکی از آنها موقعیت پست تری داشته باشد گونه های یکدیگر را می بوسند ؛ و اگر یکی از آنها از تبار بسیار پایین تری باشد باید به تعظیم به دیگری قناعت کند . اگر این سخنان را تمام و کمال بپذیریم ، به نظر می رسد که این نوشته گواه وجود سه گروه -طبقه- اجتماعی است که می توان آنها را به نحوی مبهم و آسان با اصطلاح های زیر بیان کرد : اصیل زادگان متشخص ، اصیل زادگان عادی ، مردم معمولی . 

... خوراکی های فراوان و متنوعی که برای سفره شاه تهیه می شد در سفره توانگرترین پارسیان نیز وجود داشت : 

»توانگران گاو یا اسب یا شتر یا الاغی را که درسته در اجاق کباب شده است ، بر سر سفره خود می گذارند.»

... روی هم رفته ، جامعه پارسی بر حسب سلسله مراتبی بسیار گوناگون و اجباری عمل می کرد : هر اشراف زاده ی بزرگ ، بندکه (بنده/برده) های خود را داشت که با خم شدن در برابر وی او را بزرگ می داشتند .

اما تشابه (اشراف زاده ها با شاه) به اینجا ختم نمی شود . رءیس خانه مانند شاه چند همسر دارد :

»هر یک از آنان چند همسر رسمی دارند و شمار بسیار بیشتری همبستر می خرند .»

... این یقین تقریبا وجود دارد که خانواده های اشرافی (در عصر هخامنشی) نیز مانند خاندان سلطنت بتوانند ازدواج های درون همسرانه (=ازدواج با محارم) منعقد کنند . این رسم در یکی از داستانهایی که کتسیاس نقل می کند مستتر است :

»تریتوخمس - داماد داریوش دوم - خواهری تنی به نام رکسانه داشت ... شیفته ی او شد و با وی رابطه برقرار کرد.» 


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 526 - 524


تذکر : مطالب مربوط به اختلاف طبقاتی و نظام طبقاتی در عصر هخامنشی  در کتاب مفصل تر از آنی است که اینجا آمد . برای اطلاعات بیشتر می توانید به آدرس کتاب و صفحات قبل و پس از آن مراجعه کنید . 


#نظام_طبقاتی_در_هخامنشی

#نظام_طبقاتی_در_ایران_باستان

#اختلاف_طبقاتی_در_ایران_باستان

#اختلاف_طبقاتی_در_هخامنشی

#زنا_با_محارم_در_هخامنشی

#ازدواج_با_محارم_در_هخامنشی

#زنا_با_محارم_در_ایران_باستان

#ازدواج_با_محارم_در_ایران_باستان

#فساد_اخلاقی_در_ایران_باستان

#خرید_و_فروش_زنان_در_عصر_هخامنشی

#خرید_و_فروش_زنان_همچون_کالا

#بهره_کشی_جنسی_از_زنان_و_دختران

#برده_داری_جنسی_در_عصر_هخامنشی

#بی_ارزشی_زن_در_ایران_باستان

#زنان_در_ایران_باستان_حکم_اشیا_را_داشتند_نه_اشخاص

#خرخواری_و_اسب_خواری_هخامنشیان_و_ایرانیان_باستان

#چندهمسری_و_تعدد_زوجات_در_ایران_باستان


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (131) : اختلاف طبقاتی و نظام طبقاتی در عصر هخامنشی (ایران باستان)
برچسب ها : باستان ,طبقاتی ,نظام ,اختلاف ,محارم ,ازدواج ,ایران باستان ,نظام طبقاتی ,اختلاف طبقاتی ,باستان اختلاف ,فروش زنان ,باستان اختلاف طبقاتی ,ایران با

هخامنشیان (130) : بردگی جنسی دختران و زنان در عصر هخامنشی ( ایران باستان )

:: هخامنشیان (130) : بردگی جنسی دختران و زنان در عصر هخامنشی ( ایران باستان )

بردگی جنسی دختران و زنان در عصر هخامنشی (ایران باستان)

[خرید و فروش دختران و زنان - همچون کالا - به عنوان همبستر]


هخامنشیان (بخش130)


" ... روی هم رفته ، جامعه پارسی بر حسب سلسله مراتبی بسیار گوناگون و اجباری عمل می کرد : هر اشرافزاده بزرگ بندکه (بنده/برده) های خود را داشت که با خم شدن در برابر وی ، او را بزرگ می داشتند . 

اما تشابه (اشرافزاده ها با شاه) به اینجا ختم نمی شود . رءیس خانه مانند شاه چند همسر دارد :

»هر یک از آنان چند همسر رسمی دارند و شمار بیشتری همبستر می خرند!»


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 526


#برده_کردن_زنان_در_دوران_هخامنشی

#برده_داری_در_دوران_هخامنشی

#برده_داری_در_ایران_باستان

#چندهمسری_در_ایران_باستان

#تعدد_زوجات_در_ایران_باستان

#خرید_و_فروش_دختران_همچون_کالا

#خرید_و_فروش_زنان_همچون_کالا

#شهوترانی_در_ایران_باستان

#نظام_طبقاتی_در_ایران_باستان

#اختلاف_طبقاتی_در_ایران_باستان

#زن_در_ایران_باستان_جزو_اشیا_بود_نه_اشخاص

#بی_ارزشی_زن_در_ایران_باستان


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (130) : بردگی جنسی دختران و زنان در عصر هخامنشی ( ایران باستان )
برچسب ها : باستان ,زنان ,دختران ,برده ,همچون ,کالا ,ایران باستان ,همچون کالا ,برده داری ,زنان همچون ,فروش دختران

هخامنشیان (129) : چند همسری ( تعدد زوجات ) در عصر هخامنشی ( ایران باستان )

:: هخامنشیان (129) : چند همسری ( تعدد زوجات ) در عصر هخامنشی ( ایران باستان )

چند همسری (تعدد زوجات) در دوران هخامنشی (ایران باستان)


هخامنشیان (بخش129)


" ... روی هم رفته ، جامعه پارسی بر حسب سلسله مراتبی بسیار گوناگون و اجباری عمل می کرد : هر اشرافزاده بزرگ بندکه (بنده/برده) های خود را داشت که با خم شدن در برابر وی ، او را بزرگ می داشتند . 

اما تشابه (اشرافزاده ها با شاه) به اینجا ختم نمی شود . رءیس خانه مانند شاه چند همسر دارد :

»هر یک از آنان چند همسر رسمی دارند و شمار بیشتری همبستر می خرند!»


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 526


#برده_کردن_زنان_در_دوران_هخامنشی

#برده_داری_در_دوران_هخامنشی

#برده_داری_در_ایران_باستان

#چندهمسری_در_ایران_باستان

#تعدد_زوجات_در_ایران_باستان

#خرید_و_فروش_دختران_همچون_کالا

#خرید_و_فروش_زنان_همچون_کالا

#شهوترانی_در_ایران_باستان

#نظام_طبقاتی_در_ایران_باستان

#اختلاف_طبقاتی_در_ایران_باستان

#زن_در_ایران_باستان_جزو_اشیا_بود_نه_اشخاص

#بی_ارزشی_زن_در_ایران_باستان


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (129) : چند همسری ( تعدد زوجات ) در عصر هخامنشی ( ایران باستان )
برچسب ها : باستان ,برده ,دوران ,زوجات ,تعدد ,ایران باستان ,تعدد زوجات ,همچون کالا ,همسری تعدد ,برده داری

هخامنشیان (128) : ازدواج و زنا با محارم در ایران باستان (خصوصا در عصر هخامنشیان)

:: هخامنشیان (128) : ازدواج و زنا با محارم در ایران باستان (خصوصا در عصر هخامنشیان)

ازدواج و زنا با محارم در ایران باستان (خصوصا در عصر هخامنشیان)


هخامنشیان (بخش128)


" ... این یقین تقریبا وجود دارد که خانواده های اشرافی (در زمان هخامنشی) نیز مانند خاندان سلطنت بتوانند (بتوانستند) ازدواج های درون همسرانه (=ازدواج با محارم) منعقد کنند (یعنی رسم بود) . این رسم در یکی از داستانهایی که کتسیاس نقل می کند مستتر است : 

»تریتوخمس - داماد داریوش دوم - خواهری تنی به نام رکسانه داشت ... شیفته او شد و با وی رابطه برقرار کرد .» (1) (2) (3)


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 526


1 . قبلا از شاهان مختلف هخامنشی آوردیم که با محارم خود ازدواج کرده بودند . 

2 . این نمونه ای که کتسیاس آورده ، بنظر می رسد زنا با محارم باشد . استاد غیاث آبادی هم در مطلبی بصورت مستند و مستدل ثابت کرده که در ایران باستان صرفا ازدواج با محارم نبوده ؛ بلکه زنا با محارم نیز رایج بوده و نام آن نیز خویدوده است . اطلاعات بیشتر :

 http://ghiasabadi.com/xwedodah.html

3 . ازدواج با محارم در تمام ادیان الهی ، حرام بوده ؛ و فرزندی اگر از آن حاصل شود حرام زاده است . 

ناگفته نماند که این رسم (=خویدوده) جزء مستحبات و تحریفات دین تحریف شده و خرافی زرتشت است . 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (128) : ازدواج و زنا با محارم در ایران باستان (خصوصا در عصر هخامنشیان)
برچسب ها : محارم ,ازدواج ,هخاان ,باستان ,ایران باستان ,باستان خصوصا ,ایران باستان خصوصا

هخامنشیان (127) : خرید و فروش زنان - همچون کالا - بعنوان همبستر در دوران هخامنشی ( برده داری در ایران باستان )

:: هخامنشیان (127) : خرید و فروش زنان - همچون کالا - بعنوان همبستر در دوران هخامنشی ( برده داری در ایران باستان )

خرید و فروش زنان - همچون کالا - به عنوان همبستر در دوران هخامنشی


هخامنشیان (بخش127)


" ... روی هم رفته ، جامعه پارسی بر حسب سلسله مراتبی بسیار گوناگون و اجباری عمل می کرد : هر اشرافزاده بزرگ بندکه (بنده/برده) های خود را داشت که با خم شدن در برابر وی ، او را بزرگ می داشتند . 

اما تشابه (اشرافزاده ها با شاه) به اینجا ختم نمی شود . رءیس خانه مانند شاه چند همسر دارد :

»هر یک از آنان چند همسر رسمی دارند و شمار بیشتری همبستر می خرند!»


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 526


#برده_کردن_زنان_در_دوران_هخامنشی

#برده_داری_در_دوران_هخامنشی

#برده_داری_در_ایران_باستان

#چندهمسری_در_ایران_باستان

#تعدد_زوجات_در_ایران_باستان

#خرید_و_فروش_دختران_همچون_کالا

#خرید_و_فروش_زنان_همچون_کالا

#شهوترانی_در_ایران_باستان

#نظام_طبقاتی_در_ایران_باستان

#اختلاف_طبقاتی_در_ایران_باستان

#زن_در_ایران_باستان_جزو_اشیا_بود_نه_اشخاص

#بی_ارزشی_زن_در_ایران_باستان


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (127) : خرید و فروش زنان - همچون کالا - بعنوان همبستر در دوران هخامنشی ( برده داری در ایران باستان )
برچسب ها : باستان ,برده ,دوران ,کالا ,همچون ,زنان ,ایران باستان ,همچون کالا ,زنان همچون ,برده داری ,فروش زنان

هخامنشیان (126) : خر خواری و اسب خواری توسط هخامنشیان و ایرانیان باستان

:: هخامنشیان (126) : خر خواری و اسب خواری توسط هخامنشیان و ایرانیان باستان

خرخواری و اسب خواری توسط هخامنشیان و ایرانیان باستان


هخامنشیان (بخش126)


در لیست مواد غذایی هخامنشیان که بر روی یکی از ستونهای مفرغی اقامتگاه سلطنتی ایشان آمده ، و بر اساس آن برای هخامنشیان غذا می پخته اند نام اسب نیز آمده بود . 

اطلاعات بیشتر در لینک زیر : 

شماره 14 . اسب         30 عدد

 https://goo.gl/V3DjTs

 

" ... خوراکی های فراوان و متنوعی که برای سفره شاه تهیه می شد در سفره توانگرترین پارسیان نیز وجود داشت : 

»توانگران گاو یا 'اسب' یا شتر یا 'الاغی' را که درسته در اجاق کباب شده است ، بر سر سفره خود می گذارند .» "

(هرودوت ، کتاب 1 ، بند 133)


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 525


#هخامنشی_خرخوار

#هخامنشی_اسب_خوار

#خرخواری_در_ایران_باستان

#اسب_خواری_در_ایران_باستان

#خوردن_گوشت_حرام_در_ایران_باستان


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (126) : خر خواری و اسب خواری توسط هخامنشیان و ایرانیان باستان
برچسب ها : هخاان ,باستان ,خواری ,سفره ,ایران باستان ,ایرانیان باستان ,توسط هخاان ,خواری توسط

هخامنشیان (125) : نظام طبقاتی و اختلاف طبقاتی در حکومت هخامنشی

:: هخامنشیان (125) : نظام طبقاتی و اختلاف طبقاتی در حکومت هخامنشی

نظام طبقاتی (و اختلاف طبقاتی) در حکومت هخامنشی


هخامنشیان (بخش125)


" ... حتی اگر چنین ترفیع هایی روی داده باشند باز هم نتوانسته اند ساختارهای اجتماعی پارسی را به طور اساسی تغییر دهند . در دو عدد از الواح (تخت جمشید) پرداخت جیره هایی به 29 و 15 " پسر (پوهو) پارسی (که) از متون ... در پیتنن نسخه برداری می کنند " ثبت شده است . اصطلاح پوهو همیشه به گروهی از کورتش ها (کارگران بسیار کم درآمد) اشاره دارد که جیره ای کمتر از جیره ی مردان دریافت می کنند . از این گذشته ، هیچ چیز این الواح را از صدها لوح دیگر از همان دست متمایز نمی کند . پس باید بپذیریم که پارسیان در شرایطی که ما از آن اطلاعی نداریم به وضعیت کورتش ها فرو کاسته می شدند (فقیر شدن ؟ کیفر شاه ؟) .

احتمال دارد که این الواح فقط نمونه ای از آنها اراءه کرده باشند . منطقی است فرض کنیم که بسیاری از کورتش های پارسی به صورت بی نام در الواح قید شده باشند . از آن گذشته باز نسبتا منطقی است فرض کنیم که پارسیان ساده بر اراضی اشراف کار می کردند . البته ، آنان در اراضی پردیس های نزدیک روستای خود یا برای مرمت جاده های واقع در مسیر شاه بزرگ و دربارش نیز بیگاری می کردند . می دانیم که از دوران کمبوجیه بردگان خریداری شده از متزیش (مکانی نزدیک تخت جمشید) نام پارسی دارند . پس پیروزی قوم پارس بر سرزمین های گوناگون ظاهرا سبب از میان رفتن اختلاف های طبقاتی میان افراد این قوم نشده است . قوم - طبقه مسلط نه تنها در سرزمین های گوناگون شاهنشاهی بلکه در خود جامعه پارسی دارای موقعیت ممتازی بوده است . 

روی هم رفته ، حتی اگر ناگزیر امکان ترفیع های اجتماعی را مسلم فرض کنیم ، باز شکی نیست که بخش اعظم مردان شاه متعلق به خاندان های اشرافی بزرگ بودند . امتیازهای دودمانی هرگز از میان نرفت . اهمیت معیار دودمان (در آن زمان) با مطالعه متون متاخر کاملا روشن می شود . وقتی یونانیان پس از نبرد کوناکسا از آریه می خواهند که جای کوروش را بگیرد ، وی بدانها پاسخ می دهد که شماری از پارسیان اصیل زاده شاهی او را بر نخواهند تافت ... " 


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 523 - 522


تذکر : مطالب مربوط به اختلاف طبقاتی و نظام طبقاتی در عصر هخامنشی  در کتاب مفصل تر از آنی است که اینجا آمد . برای اطلاعات بیشتر می توانید به آدرس کتاب و صفحات قبل و پس از آن مراجعه کنید . 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (125) : نظام طبقاتی و اختلاف طبقاتی در حکومت هخامنشی
برچسب ها : طبقاتی ,پارسی ,الواح ,اختلاف ,کنیم ,میان ,اختلاف طبقاتی ,نظام طبقاتی

هخامنشیان (124) : تعلیم و تربیت در زمان هخامنشی ، فقط 4 چیز ! اثری از خواندن و نوشتن نیست

:: هخامنشیان (124) : تعلیم و تربیت در زمان هخامنشی ، فقط 4 چیز ! اثری از خواندن و نوشتن نیست

تعلیم و تربیت در زمان هخامنشی، فقط چهار چیز 


هخامنشیان (بخش124)


" به نوشته هرودوت ، پارسیان به کودکانشان فقط سه چیز می آموزند : اسب سواری ، تیراندازی و راستگویی (1)

استرابون نیزه اندازی را (هم) اضافه می کند . " (2) (3)


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 513


" در واقع ، جوانان پارسی در طول تربیت خود می آموختند که چه در مقام سرباز و چه در مقام رعیت خادم و وفادار شاه باشند . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 517

 

1 . در صفحه 516 و 517 کتاب ، درباره آموزش راستی توضیح داده شده است . در واقع در آن ، افسانه هایی (دروغهایی) درباره خدایان (بت ها) و قهرمانان (واقعی یا تخیلی) برای جوانان نقل می شد و تلاش می شد چهره ای افسانه ای و بسیار نیکو ، مثبت و کامل از شاه در نظر جوانان ترسیم شود تا از نظر ذهنی ، آماده ی خدمت در رکاب او شوند و از او فرمانبرداری کنند . (حال می خواهد فرمانبرداری در زمینه تجاوز به کشور دیگر و کشتن کودکان و زنان و انسانهای بی گناه باشد یا غارت شهرها یا اجرای هر فرمان دیگری) . 

2 . همانطور که می بینید آموزش نوشتن و خواندن در کار نیست . بیهوده نیست که کتابی از آن زمان از هیچ ایرانی ای بر جای نمانده است ؛ و تواریخ ایران باستان را هم یونانیان نگاشته اند . 

3 . در قسمت 122 به نقل از گزنفون گفتیم که تعلیم و تربیت در آن زمان - هخامنشی - فقط مختص اعیان و اشراف بود و مردم عادی بهره ای نداشتند . 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (124) : تعلیم و تربیت در زمان هخامنشی ، فقط 4 چیز ! اثری از خواندن و نوشتن نیست
برچسب ها : زمان ,تربیت ,جوانان ,تعلیم ,ناهید فروغان ,ترجمه ناهید ,ترجمه ناهید فروغان

هخامنشیان (123) : غارت ، جزءی از برنامه آموزشی جوانان در حکومت هخامنشی

:: هخامنشیان (123) : غارت ، جزءی از برنامه آموزشی جوانان در حکومت هخامنشی

غارت ، جزءی از برنامه آموزشی جوانان در حکومت هخامنشی !


هخامنشیان (بخش123)


" ... به نوشته استرابون هر روز ، پیش از دمیدن آفتاب ، جوانان به صدای کرنا به چنین تمرین هایی فراخوانده می شدند :

»مربیان پسران را به دسته های پنجاه نفری تقسیم می کنند . ریاست هر دسته را به یکی از پسران شاه یا یکی از پسران خشثرپاون می سپارند ، و به جوانان دستور می دهند رءیس دسته را تا نقطه ای در 30 تا 40 استادی به دو دنبال کنند . از جوانان می خواهند که گزارشی از هر درس تهیه کنند . آنان صحبت به صدای بلند و تنفس برای تقویت ریه ها را تمرین می کنند . مربیان آنان را به تحمل گرما ، سرما و باران و عبور از سیلاب ها در هنگام طغیان رود ، به نحوی که سلاح و جامه شان خشک بماند و مراقبت از گله ها و زندگی شبانه در هوای آزاد و خوردن میوه های وحشی چون چاتلانقوش ، بلوط و گلابی وحشی عادت می دهند . (آنان را کارداکاس نیز می نامند ، چون از غارت زندگی می گذرانند) ...»

این متن استرابون از هر متن دیگری دقیق تر است ...

 استرابون دو رژیم غذایی را از هم متمایز می کند (میوه های وحشی و رژیم غذایی روزانه) . رژیم اول ، رژیم غذایی کسانی است که او آنان را کاراداکاس می نامد . به نظر می رسد که اینان کسانی هستند که شب ها در هوای آزاد به سر می برند و منحصرا از میوه چینی و دزدی روزگار می گذرانند ... " (1)


 امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 514 - 513


1 . در قسمت قبل گفتیم که تعلیم و تربیت در آن زمان - هخامنشی - فقط مختص اعیان و اشراف بود و مردم عادی بهره ای نداشتند . 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (123) : غارت ، جزءی از برنامه آموزشی جوانان در حکومت هخامنشی
برچسب ها : جوانان ,آنان ,رژیم ,میوه ,وحشی ,دسته ,رژیم غذایی ,هوای آزاد ,آموزشی جوانان ,برنامه آموزشی ,برنامه آموزشی جوانان

هخامنشیان (122) : تعلیم و تربیت در زمان هخامنشیان فقط برای فرزندان اعیان بوده

:: هخامنشیان (122) : تعلیم و تربیت در زمان هخامنشیان فقط برای فرزندان اعیان بوده

تعلیم و تربیت در زمان هخامنشیان فقط برای فرزندان اعیان بوده


هخامنشیان (بخش122)


" گزنفون اهمیت آموزش و پرورش را در پارس در موارد متعدد خاطرنشان کرده است ... فقط کودکان اعیان از تعلیم و تربیت برخوردار می شوند . اصطلاح اعیان را گزنفون اغلب در تقابل با روستاییان ساده ای که برای امرار معاش چاره ای جز کار کردن نداشتند به کار می برد . به عبارت دیگر ، تنها خانواده های اشرافی می توانند کودکان خود را به این مراکز (مراکز تعلیم و تربیت) بفرستند . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 512


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (122) : تعلیم و تربیت در زمان هخامنشیان فقط برای فرزندان اعیان بوده
برچسب ها : اعیان ,هخاان ,تربیت ,تعلیم ,اعیان بوده ,فرزندان اعیان ,برای فرزندان ,زمان هخاان ,برای فرزندان اعیان

هخامنشیان (121) : گروگان گیری توسط شاهان هخامنشی

:: هخامنشیان (121) : گروگان گیری توسط شاهان هخامنشی

گروگانگیری توسط شاهان هخامنشی !


هخامنشیان (بخش121)


" ... هنگامی که بغه بوخشه در دوران اردشیر اول سر به شورش برداشت ، دو تن از پسرانش ، زوپوروس و ارتوفیوس نزد وی بودند . اما همسر و پسر کوچکترش ارتوکسارس در دربار مانده بودند . کتسیاس این نکته را توضیح نمی دهد ، ولی پیداست که بغه بوخشه (1) پیش از امضای توافق با شاه ، بازگشت همسر و پسرش را درخواست کرده بود . همسر و پسرش (همچنین افراد دیگری که شاه آنان را فرستاده بود) او را به دشواری وادار به حضور در برابر شاه کردند . خویشاوندان خشثرپاون ها ، که جزء درگاهیان محسوب می شوند در واقع گروگان هایی برای تضمین وفاداری خشثرپاون ها به شمار می آیند . در این زمینه باید مورد ممنون را که به هالیکارناس عقب نشینی کرده بود نقل کنیم :

»ممنون همسر و فرزندانش را نزد داریوش فرستاد و آنان را به شاه بزرگ سپرد . وی می پنداشت که امنیت آنان را به خوبی تامین کرده است و شاه بزرگ با در اختیار داشتن چنین گروگان هایی به سپردن فرماندهی عالی به وی بیشتر متمایل خواهد شد ...»

کوروش صغیر نیز پیش از ترک ساردیس زنان و کودکان سرکردگان سربازان مزدور یونانی را در ترالس به گروگان نگاه داشت . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 512 - 511


1 . بغه بوخشه داماد هخامنشیان بود . 


#بی_اخلاقی_هخامنشیان

#نامردی_هخامنشیان

#گروگانگیری_زنان_و_کودکان

#هخامنشیان_به_زنان_و_کودکان_هم_رحم_نمی_کردند


###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (121) : گروگان گیری توسط شاهان هخامنشی
برچسب ها : هخاان ,گروگان ,همسر ,زنان ,کودکان ,کرده ,گروگان هایی ,توسط شاهان

هخامنشیان (120) : شاهان هخامنشی حرام زاده بودند ؟ (ادعای از نسل کوروش بودن ، ننگ است یا افتخار ؟)

:: هخامنشیان (120) : شاهان هخامنشی حرام زاده بودند ؟ (ادعای از نسل کوروش بودن ، ننگ است یا افتخار ؟)

شاهان هخامنشی ، حرام زاده بودند ؟


هخامنشیان (بخش120)


همانطور که می دانیم شاهان هخامنشی (از کوروش بگیر تا شاهان دیگر) با محارم خود ازدواج می کردند . ازدواج با محارم ، حرام و زنا ؛ و فرزندان حاصله ، حرام زاده اند . برخی - یا اکثر - شاهان هخامنشی ، حاصل چنین ازدواجی بوده اند . 


مطالب مرتبط :


1 . " در روایتی ، کتزیاس آورده است که کورش پس از غلبه بر ماد اسپیتاماس را کشت و زن او را که آمیتیس نام داشت، تصرف کرد. آمیتیس دختر آستیاگ و خواهر ماندانا و خاله کورش بود. "

منبع : تاریخ کتزیاس (خلاصه فوتیوس)، ترجمه کامیاب خلیلی، تهران، 1380، ص 19 


2 . " کورش در حمله به هگمتانه آمیتیس دختر آخرین پادشاه ماد را به اسارت میگیرد و بوسیله آن شاه ماد را وادار به تسلیم میکند بعد به زور با آمیتیس که خاله خود کورش هم بود همبستر می شود. "

منبع : تاریخ کمبریج صفحه ۲۴۰نوشته ایلیا گرشویچ ترجمه بهرام شالگونی انتشارات جامی 


3 . ازدواج هخامنشیان با محارم خود (توضیح در لینک زیر) :

 https://goo.gl/htSuLL 


4 . ازدواج با محارم ، میان هخامنشیان (توضیح در لینک زیر) :

 https://goo.gl/zxY87w


5 . " کوروش بنیانگذار ازدواج با محارم در ایران باستان بود. او شوهرخاله خود را کشت تا با خاله اش (دختر آستیاگ) ازدواج کند . "

(خلاصه فوتیوس از تاریخ کتزیاس، کتاب ۲، بند ۵، ترجمه کامیاب خلیلی) 

6 . " و پسرش کمبوجیه را وادار کرد همچون یهودیان (علیرغم زشتی آن در عرف ایرانیان) با خواهرانش آتوسا و رکسانا ازدواج کند! " 

( هرودت، تاریخ، کتاب سوم، بند31 و شهبازی، کورش بزرگ، ص412 تا 414 )

https://goo.gl/SJoQXk 


7 . استاد غیاث آبادی : 

" ازدواج با محارم در زمان کوروش در خاندان سلطنتی رایج بود " :

 http://ghiasabadi.com/genghis-khan-cyrus.html


8 . ازدواج با محارم در میان هخامنشیان :

 https://goo.gl/zxY87w


9 . " ... فرزندانی که از همسر زاده می شدند ، مشروع به شمار می آمدند ، ولی فرزندان همبستر (1) ، نامشروع تلقی می شدند . در اصل ، تنها فرزندان مشروع هستند که در دایره تنگ وراث احتمالی قرار می گیرند . جانشین اردشیر اول استثنای مهمی بر این قاعده است ؛ چون از داماسپیا ، همسر او فقط یک پسر قانونی به نام خشایارشا(ی دوم) مانده بود و دیگران مرده بودند . وقتی خشایارشای دوم اندکی بعد به قتل رسید ، بین چند فرزند نامشروع که از زنان بابلی شاه بودند ، رقابت درگرفت ... "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 431 - 429


1 . همبستر در این کتاب به معنای زنان غیرعقدی و نامشروع شاهان هخامنشی است .


#ادعای_از_نسل_کوروش

#و_از_نسل_داریوش_بودن

#افتخار_است_یا_ننگ؟


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (120) : شاهان هخامنشی حرام زاده بودند ؟ (ادعای از نسل کوروش بودن ، ننگ است یا افتخار ؟)
برچسب ها : ازدواج ,محارم ,شاهان ,کورش ,کوروش ,هخاان ,حرام زاده ,ترجمه کامیاب ,میان هخاان ,خلاصه فوتیوس ,دختر آستیاگ

هخامنشیان (119) : نامردی و نقض عهد شاه هخامنشی و قتل عام " سربازان امان گرفته " توسط او

:: هخامنشیان (119) : نامردی و نقض عهد شاه هخامنشی و قتل عام " سربازان امان گرفته " توسط او

نامردی و نقض عهد شاه هخامنشی ؛ و قتل عام "سربازان امان گرفته" توسط او


هخامنشیان (بخش119)


" بغه بوخشه پسر خاندانی نامدار بود ، چون پدرش زوپوروس اول نوه بغه بوخشه اول بود که یکی از هفت تن توطءه گر سال 522 به شمار می آمد (1) . 

بغه بوخشه دوم در نزد خشایارشا از بانفوذترین اشخاص به شمار می آمد و با دختر شاه ، آموتیس که به بوالهوسی شهرت داشت ازدواج کرده بود . و در لشکرکشی سال 480 ، یکی از سه ستون سپاه را فرماندهی می کرد . در سال 479 ، پس از بازگشت از لشکرکشی ، شورش بابل را سرکوب کرد . به همین دلیل خشایارشا هدایای بسیار از جمله یک قطعه طلای مدور که 6 تالان وزن داشت ، به او اهدا کرد ؛ از میان عطایای شاه ، این هدیه از همه افتخارآفرین تر بود . وی نقش درجه اولی را هنگام جلوس اردشیر به تخت سلطنت ایفا کرد . سپس در مصر بر آتنیان و مصریان پیروز شد . اما به رغم وعده های بغه بوخشه (امان دادن به عنوان نماینده خشایارشا) به سربازان مزدور یونانی ، شاه به آمستریس اجازه داد که فرمان قتل آنان را صادر کند . بغه بوخشه غضبناک شد و با شاه قطع رابطه کرد ... "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 500


1 . منظور از هفت توطءه گر ، هفت نفری هستند که مغ دروغگو و غاصب حکومت هخامنشی را کشته ؛ و باعث بازگشت حکومت به هخامنشیان و داریوش هخامنشی شدند ؛ و بنابراین به گردن هخامنشیان بسیار حق داشتند . 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (119) : نامردی و نقض عهد شاه هخامنشی و قتل عام " سربازان امان گرفته " توسط او
برچسب ها : بوخشه ,هخاان ,خشایارشا ,امان ,سربازان ,گرفته توسط ,امان گرفته ,سربازان امان

هخامنشیان (118) : شهرت دختر شاه هخامنشی به فحشا (فساد اخلاقی هخامنشیان)

:: هخامنشیان (118) : شهرت دختر شاه هخامنشی به فحشا (فساد اخلاقی هخامنشیان)

شهرت دختر شاه هخامنشی به فحشا


هخامنشیان (بخش118)


" ... بغه بوخشه دوم در نزد خشایارشا از بانفوذترین اشخاص به شمار می آمد و با دختر شاه ، آموتیس که به بوالهوسی شهرت داشت ، ازدواج کرده بود . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 500


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (118) : شهرت دختر شاه هخامنشی به فحشا (فساد اخلاقی هخامنشیان)
برچسب ها : هخاان ,دختر ,شهرت ,شهرت دختر

هخامنشیان (117) : کشته شدن نزدیکان و خادمان هخامنشیان توسط آنها به بهانه های واهی

:: هخامنشیان (117) : کشته شدن نزدیکان و خادمان هخامنشیان توسط آنها به بهانه های واهی

کشته شدن نزدیکان و خادمان هخامنشیان توسط آنها به بهانه های واهی 


هخامنشیان (بخش117)


"... هنگام عبور داریوش از آسیای صغیر در سال 513 ، این فرد ثروتمند (پوتیوس) هدایای بی نظیری تقدیم شاه کرده بود . هنگام ورود خشایارشا در سال 480 ، وی از تمام سپاه با شکوه و جلال تمام پذیرایی کرد . شاه به مناسبت این خدمات ، به وی چنین گفت : "به تو در بازگشت ، این افتخارات را عطا می کنم . ترا میزبانم می کنم و نقدینه ات را به 4 میلیون استاتر می رسانم ... بکوش هماره مانند امروز باشی ؛ اگر چنین کنی ، نه در حال و نه در آینده پشیمان نخواهی شد."

پوتیوس خطا کرد (=اشتباه برداشت کرد) و این سخنان را تعهد قطعی شاه برای قبول خواسته های خود دانست . کمی پس از آن خشایارشا را یافت و به دلگرمی هدایای تقدیمی و دریافتی ، خواهان عنایت سلطنتی دیگری شد . خشایارشا قول داد درخواست او را بشنود . پوتیوس از او خواست یکی از پسرانش را از خدمت در سپاه معاف دارد . خشایارشا از این درخواست بیجا خشمگین شد و یکی از پسرانش را به قربانی شدن در شرایطی دهشتناک محکوم کرد ! (1)

... سرنوشتی که اردشیر دوم برای دو تن از جنگجویان نبرد کوناکسا در نظر گرفت نیز ... (نمونه دیگری است) .

یک کاریایی به استناد اینکه موجب سقوط کوروش از اسبش شده است ، از اردشیر پاداش خواست . شاه عطیه ای به او داد . کاریایی اشتباه کرد و خشم خود را از اینکه خدماتش به نحو شایسته تری جبران نشده است علنا ابراز داشت . شاه غضبناک شد و او را به مرگ محکوم کرد ! 

کمی بعد همین حادثه برای میتراداته روی داد که نخستین کسی بود که به کوروش ضربت زده بود . هنگام دریافت خلعت (جامه و زیورآلات زر) به او گفته شد که : "شاه این عطیه را به این دلیل به تو می بخشد که زین پوش اسب کوروش را که یافته بودی برایش آورده ای ." 

میتراداته از این سخن برآشفت و کمی بعد ، در وقت ضیافت ، مباهات کرد به اینکه کوروش را با دستان خود کشته است . او به تحمل کیفری بسیار دهشتناک محکوم شد ، چون با این لاف و گزاف ها روایت رسمی (و دروغ) را که ضربه نهایی را به شاه نسبت می داد مورد تردید قرار داده بود . " (2)


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 497 - 496


1 . مطلب واقع در لینک زیر ، نحوه کشته شدن فرزند بی گناه پوتیوس را شرح می دهد :

" دونیم کردن شخص بی گناه " :

https://goo.gl/QiRnY3 

2 . هخامنشیان به نزدیکان خود هم رحم نمی کردند .


#قضاوت_بر_اساس_احساسات_و_تکبر

#قضاوت_و_مجازات_ناعادلانه

#قضاوت_ظالمانه

#بی_عدالتی_هخامنشیان

#دو_نیم_کردن_شخص_بی_گناه

#هخامنشیان_به_نزدیکانشان_هم_رحم_نمی_کردند

#کشتن_خادمان_و_نزدیکان_به_بهانه_واهی

#عدالت_هخامنشیان!

#زاقارت


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (117) : کشته شدن نزدیکان و خادمان هخامنشیان توسط آنها به بهانه های واهی
برچسب ها : هخاان ,خشایارشا ,کوروش ,کشته ,پوتیوس ,نزدیکان ,دهشتناک محکوم ,توسط آنها ,هخاان توسط ,خادمان هخاان

هخامنشیان (116) : عطیه دادن در ازای خودنمایی ! (در حکومت هخامنشی)

:: هخامنشیان (116) : عطیه دادن در ازای خودنمایی ! (در حکومت هخامنشی)

عطیه دادن در ازای خودنمایی !


هخامنشیان (بخش116)


در منابع متعدد ، یک دسته از افرادی که مشمول عطایای هخامنشیان می شدند کسانی بودند که پیش چشم شاه هخامنشی خودنمایی می کردند . در صفحه 494 و 493 کتاب امپراتوری هخامنشی ، تالیف پروفسور پیر برایان (ترجمه ناهید فروغان) به این موضوع اشاره شده است . 


برخی منابعی که به عنوان نمونه ذکر گردیده ، از این قرار است :

هرودوت ، کتاب 3 ، بند 160

کتاب 4 ، بند 143

کتاب 8 ، بند 85 ، 87-88 ، 90

پلوتارک ، اردشیر ، کتاب 24 ، بند 9

و غیره . 


نیز در همان صفحه 494 آمده است : 

" گزنفون وانمود می کند متاثر است از اینکه در دوران وی (گزنفون) حتی اعمالی که به لحاظ اخلاقی محکومند پاداش می یابند : 

»فقط کسانی که 'به نظر می رسد' خدمتی به شاه انجام داده باشند ، با افتخارآمیزترین امتیازها پاداش می بینند .» "

(کوروپدیا ، کتاب 8 ، فصل 8 ، بند 4)


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357 

منبع : باستانهخامنشیان (116) : عطیه دادن در ازای خودنمایی ! (در حکومت هخامنشی)
برچسب ها : کتاب ,هخاان ,خودنمایی ,ازای خودنمایی

هخامنشیان (115) : هخامنشیان هم رشوه می دادند و هم می گرفتند

:: هخامنشیان (115) : هخامنشیان هم رشوه می دادند و هم می گرفتند

هخامنشیان ، رشوه دهی و رشوه گیری


هخامنشیان (بخش115)


" ... همچنین می دانیم که سفرا پیوسته از شاه بزرگ (هخامنشی) عطایایی دریافت می کردند . یونانیان نسبت به این عطایا چنان حساس بودند که بسیاری از سفرایی را که به دربار شاه بزرگ می فرستادند در بازگشت به پاراپرسبیا یعنی رشوه خواری متهم می کردند و می گفتند که گذاشته اند آنان را بخرند . در سال 425 ، آریستوفان در آخارنسیان (50 و بعد) به این امر به وضوح اشاره کرده است . آتنایوس نام تیماگوراس را که او را به عنوان سفیر در سال 369 به کنگره شوش فرستاده بودند به عنوان کسی آورده است که از اردشیر دوم هدایای فراوان گرفته بود : " آتنیان نیز تیماگوراس را به اتهام رشوه خواری محکوم به مرگ کردند . " 

... به رغم نظارتی که بر خشثرپاون ها(ی هخامنشی) اعمال می شد ، می توان تصور کرد که برخی از آنان کوشیده باشند خراجی بالاتر از آنچه مجبور بودند هر ساله به دربار مرکزی بفرستند ، از اقوام گرفته باشند . پرداخت رشوه ، پیوسته قید شده است . با دادن آن شاکیان سعی می کردند تصمیم حاکم را در جهت موردنظر خود هدایت کنند .

مثال کوندالوس را نیز باید قید کنیم که کارگزار عالی ماوسولوس ، خشثرپاون کاریا در قرن چهارم به شمار می آمد : 

»هر بار که از آن سرزمین عبور می کرد و برای او گوسفند ، خوک ، یا گوساله ای می آوردند ، دستور می داد نام هدیه دهنده و تاریخ تقدیم هدیه را در دفتر ثبت کنند ؛ سپس امر می کرد هدیه دهنده آن دام را با خود ببرد و تا بازگشت او آن را غذا دهد . وقتی پس از مدت نسبتا طولانی برمی گشت ، مدعی دامی که چنین پروار شده بود و عواید حاصل از آن می شد .»

حیله کوندالوس موید آن است که خشثرپاونها و مباشرانشان در هنگام بازرسی های ادواری خود هدایایی دریافت می کردند ؛ اما در این مورد خاص ، پای هدایای اجباری ای که بیشتر به دزدی می ماند در میان است . 

عناوین درباری نیز متضمن منافع مادی بودند . نخست آنکه ورود به حلقه اول ، از نزدیکترین افراد میانجی های مفیدی می ساخت که افراد ذینفع با دادن هدیه در متقاعد کردنشان تردید نمی کردند . تذکر گزنفون در مورد گاداتاس «صدر یساولان» دربار کوروش مبین همین امر است : " برای این خدمات ، کوروش و دیگران ، که او را نماینده ی شاه تلقی می کردند ، با اعطای انبوهی از هدایای بی نظیر از او تجلیل می نمودند . "

بعضی همکاران شاه بزرگ در به نمایش نهادن دخالت های خود تردید نمی کردند ، چون ساتی برزنس ، پیشخدمت سلطنتی دوران اردشیر دوم ، که به علت دریافت وجوهات از اواگوراس ، پادشاه قبرس کیفر دید . همچنین می دانیم که برخی از قضات سلطنتی به علت دادن حکم در ازای دریاف رشوه به مرگ محکوم شدند . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 490 - 488


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (115) : هخامنشیان هم رشوه می دادند و هم می گرفتند
برچسب ها : رشوه ,هدیه ,هخاان ,بودند ,دریافت ,هدایای ,هدیه دهنده ,رشوه خواری

هخامنشیان (114) : حتی دختران شاه اختیاری برای ازدواج نداشتند ، معامله انجام شده بود !

:: هخامنشیان (114) : حتی دختران شاه اختیاری برای ازدواج نداشتند ، معامله انجام شده بود !

حتی دختران شاه ، اختیاری برای ازدواج نداشتند . (1) معامله ، قبلا انجام شده بود 

(زن در نظرشان همچون کالا بود)


هخامنشیان (بخش114)


" (پلوتارک :) اردشیر دوم چند دختر داشت . او وعده داده بود یکی از آنان به نام آپاما را به فرناباذ ، و رودوگونه را به اورونتاس و آمستریس را به تیریباذ بدهد . او به وعده خود در مورد دو دختر اول وفا کرد ، لیکن آمستریس را خود به زنی گرفت و به تیریباذ قول داد به جای او کوچکترین دخترش ، آتوسا را به او به زنی بدهد ، اما چون فریفته وی شد با او نیز ازدواج کرد و این کار سبب نفرت تیریباذ از اردشیر شد ! "

(اردشیر ، کتاب 27 ، بند 7 - 9)


 امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 482


" ... دامادی شاه حق اکتسابی محسوب نمی شد و در زمره عطایای سلطنتی (!) بوده است . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 483


1 . در ایران باستانی که حتی دختران شاه ، اختیاری برای ازدواج نداشتند ، حساب کنید بقیه مردم چگونه بودند . 


#ازدواج_زوری

#بها_قایل_نشدن_برای_زنان

#در_ایران_ باستان

#رضایت_زن_شرط_نبود

#ازدواج_با_محارم

#مبادله_زن_همچون_کالا

#در_هخامنشی_و_ایران_باستان


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (114) : حتی دختران شاه اختیاری برای ازدواج نداشتند ، معامله انجام شده بود !
برچسب ها : ازدواج ,تیریباذ ,اردشیر ,نداشتند ,دختران ,اختیاری ,اختیاری برای ,ازدواج نداشتند ,برای ازدواج ,ایران باستان ,ناهید فروغان ,برای ازدواج نداشتند ,

هخامنشیان (113) : هخامنشیان به دختران خودشان هم رحم نمی کردند ؟ (ازدواج هخامنشیان با محارم)

:: هخامنشیان (113) : هخامنشیان به دختران خودشان هم رحم نمی کردند ؟ (ازدواج هخامنشیان با محارم)

هخامنشیان به دختران خودشان هم رحم نمی کردند ؟


هخامنشیان (بخش113)


" اردشیر دوم چند دختر داشت . او وعده داده بود یکی از آنان به نام آپاما را به فرناباذ ، و رودوگونه را به اورونتاس و آمستریس را به تیریباذ بدهد . او به وعده خود در مورد دو دختر اول وفا کرد ، لیکن آمستریس را خود به زنی گرفت و به تیریباذ قول داد به جای او کوچکترین دخترش ، آتوسا را به او به زنی بدهد ، اما چون فریفته وی شد با او نیز ازدواج کرد و این کار سبب نفرت تیریباذ از اردشیر شد ! "

(اردشیر ، کتاب 27 ، بند 7 - 9)


 امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 482


در قسمتهای قبل به همراه سند آوردیم که بسیاری از هخامنشیان با محارم خود ازدواج کردند . 

برای اطلاعات بیشتر می توانید به 

baastan.blog.ir

تحت موضوع " مطالب اختصاصی با موضوع کوروش ، داریوش و هخامنشیان " مراجعه کنید . 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (113) : هخامنشیان به دختران خودشان هم رحم نمی کردند ؟ (ازدواج هخامنشیان با محارم)
برچسب ها : هخاان ,ازدواج ,اردشیر ,تیریباذ ,دختران خودشان

هخامنشیان (112) : شراب خواری ( نجس خواری ) هخامنشیان (شرب خمر در ایران باستان و هخامنشی)

:: هخامنشیان (112) : شراب خواری ( نجس خواری ) هخامنشیان (شرب خمر در ایران باستان و هخامنشی)

شراب خواری (نجس خواری) هخامنشیان


هخامنشیان (بخش112)


" ... گزنفون در فصل مربوط به " انحطاط پارسیان " خود نام این جام را ذکر کرده است :

»در میان پارسیان رسم نبود که قصری (نوعی ظرف) به ضیافت ها بیاورند ، چون می پنداشتند که اگر در میگساری افراط نورزند بهتر می توانند بر جسم و روح خود مسلط باشند . امروزه (در زمان گزنفون) نیز کماکان چنین ظروفی با خود به ضیافت ها نمی آورند ، اما در میگساری چنان افراط می کنند که به جای بردن قصری ، آنان را (مانند قصری) می برند .»


 امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 460


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (112) : شراب خواری ( نجس خواری ) هخامنشیان (شرب خمر در ایران باستان و هخامنشی)
برچسب ها : خواری ,هخاان ,قصری ,خواری هخاان ,شراب خواری

هخامنشیان (111) : شاه هخامنشی دست کم 329 کنیز ( برده ی زن ) داشت ! (برده داری در زمان هخامنشی و ایران باستان)

:: هخامنشیان (111) : شاه هخامنشی دست کم 329 کنیز ( برده ی زن ) داشت ! (برده داری در زمان هخامنشی و ایران باستان)

شاه هخامنشی دست کم 329 کنیز (برده ی زن) داشت !


هخامنشیان (بخش111)


" می دانیم که پیش از نبرد ایسوس داریوش سعی کرد همه چیزهایی را که همراه داشت در دمشق بگذارد ، یعنی زنان و کودکان و تمام بار و بنه ای که هم حرکت سپاه را کند می کردند و هم می خواست آنان را از غارت احتمالی مصون دارد ...

پس از نبرد ، پارمنیون مسءول تصرف دمشق شد و این کار را به نحو احسن انجام داد . پس از تصرف دمشق ، همانطور که در این قبیل موارد معمول است ، وی دستور داد افسران متخصص به تهیه سیاهه اموال بپردازند . ما این امکان بی نظیر را داریم که از طریق آتنایوس سیاهه اموال قید شده در این سند را در اختیار داشته باشیم . البته نقل قول آتنایوس ناقص است : او بر مبنای منطق اثر خود ، فقط ارقام مربوط به شمار کارکنان آشپزخانه و ضیافت و نیز نمونه جام هایی را که در دمشق تصاحب شده ، قید کرده است . در نامه پارمنیون این اقلام آمده است : 


- کنیز رامشگر شاه     329 (نفر) !

- بافنده تاج                     46 

- آشپز                          277

- آشپز متخصص در تهیه غذاهایی که با مواد لبنی تهیه می شود         13

- شاگرد آشپز             29

- آماده کننده نوشیدنی ها      17

- صاف کننده شراب            70

- عطرساز             14

کل :            796      "


... هراکلیدس در توصیف مشهور خود از شام شاه تصریح می کند که " در طول شام ، کنیزان رامشگر شاه می خوانند و چنگ می زنند و ... "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 457 - 456


#شرابخواری_هخامنشیان

#نجسخواری_هخامنشیان

#برده_داری_هخامنشیان

#329_کنیز!

#329_برده_ی_زن


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (111) : شاه هخامنشی دست کم 329 کنیز ( برده ی زن ) داشت ! (برده داری در زمان هخامنشی و ایران باستان)
برچسب ها : برده ,هخاان ,کنیز ,دمشق ,آشپز ,تهیه ,برده داری ,سیاهه اموال ,تصرف دمشق ,کنیز برده

هخامنشیان (110) : شراب خواری ( نجس خواری ) هخامنشیان و سربازان تحت امرشان

:: هخامنشیان (110) : شراب خواری ( نجس خواری ) هخامنشیان و سربازان تحت امرشان

شراب خواری (نجسخواری) هخامنشیان و سربازانشان


هخامنشیان (بخش110)


" ... هرودوت این نکته را نیز متذکر می شود که پارسیان به شراب علاقه وافر دارند . تمام نویسندگان باستان در این مورد با هرودوت ، همداستان اند . کمبوجیه در میگساری شهره بود ؛ و کوروش صغیر مباهات می کرد به اینکه می را بهتر از برادرش ، اردشیر بر می تابد . اما مقادیری که پولیانوس قید کرده است با توجه به توزیع شراب در میان سربازان ، چندان زیاد نیست (شماره 47 : حدود 50000 لیتر) .

البته شاه شرابی می نوشید که مخصوص وی تهیه می شد . هرودوت هنگام سخن گفتن از سومپوسیا (ضیافت باده گساری) این امر را متذکر می شود . همچنین است در نوشته الیانوس یا استرابون : " آنان هنگام میگساری مهمترین مذاکرات را انجام می دهند ! "

به گفته هراکلیدس ، هنگام سومپوسیا ، که پس از شام در حضور شاه با شرکت هم پیالگان برگزیده ترتیب می یافت نیز چنین بود . همه ، مانند هم پیالگان هولوفرنز از این مجالس مست بیرون می آمدند . می توان فرض کرد که شراب خرما که هنگام اقامت شاه در شوش و بابل مصرف می شد همین تاثیر را داشته است . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 455 - 454


#شرابخواری_هخامنشیان

#نجسخواری_هخامنشیان

#شرابخواری_ایرانیان_باستان

#شرابخواری_در_ایران_باستان

#توزیع_50000_لیتر_شراب_بین_سربازان!


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (110) : شراب خواری ( نجس خواری ) هخامنشیان و سربازان تحت امرشان
برچسب ها : شراب ,هخاان ,هنگام ,شرابخواری ,سربازان ,هرودوت ,50000 لیتر ,نجسخواری هخاان ,شراب خواری

هخامنشیان (109) : اشرافیگری و طمع ، دو عامل دیگر انحطاط و نابودی هخامنشیان

:: هخامنشیان (109) : اشرافیگری و طمع ، دو عامل دیگر انحطاط و نابودی هخامنشیان

اشرافیگری و طمع ، دو عامل دیگر انحطاط هخامنشیان


هخامنشیان (بخش109)


" هرودوت می نویسد که پارسیان توانگر (ثروتمند) در روز تولدشان " گاو ، اسب یا شتری که درسته در اجاق کباب شده باشد بر سر سفره می نهند . "

در این صورت درباره سفره سلطنتی چه باید گفت که همانطور که دینون و کتسیاس خاطرنشان کرده اند هر روز 15000 نفر (درباریان و خانواده ها و سربازانشان) را خوراک می داده است ؟

خوشیختانه در مجموعه (کتاب) ... پولیانوس متنی را در اختیار داریم که اطلاعات ارزشمندی در اختیار ما قرار می دهد . 

»اسکندر چون به اقامتگاه سلطنتی پارسیان رسید نهار و شام شاه بزرگ را بر سفره اش نهادند که بر اساس آنچه بر یک ستون مفرغی آمده بود ، تهیه شده بود ؛ مقررات دیگری نیز که کوروش وضع کرده بود ، بر این ستون نوشته شده بود . مندرجات این نوشته چنین است : 

1 . آرد گندم خالص   400 ارتب

2 . آرد گندم درجه 2    300 ارتب

3 . آرد گندم درجه 3      300 ارتب

کل آرد گندم شام : 1000 ارتب


4 . آرد جو بسیار خالص    200 ارتب

5 . آرد جو درجه 2        400 ارتب

6 . آرد جو درجه 3         400 ارتب

کل آرد جو :    1000 ارتب


7 . بلغور جو       200 ارتب

8 . آرد بسیار نرم مخصوص نوشیدنی      200 ارتب

9 . بولاغ اوتی ریز شده و غربال شده      30 ارتب

10 . جو پرورده؟          10 ارتب

11 . دانه خردل       یک سوم ارتب


12. احشام کوچک (نر)      400

13 . احشام بزرگ     100

14 . اسب      30

15 . غاز فربه         400

16 . کبوتر        300

17 . پرندگان کوچک مختلف        600

18 . بره ماده      300

19 . جوجه غاز        100

20 . آهو         30


21 . شیر شیرین تازه      10 مریش

22 . لور شیرین شده       10 مریش

23 . سیر       1 تالان 

24 . پیاز تند     یک دوم تالان

25 . سلمه تره     1 ارتب

26 . عصاره چهار بهاره      1 تالان 

27 . شیره قندی سیب شیرین شده      یک چهارم ارتب

28 . انگم بوته زیره       یک چهارم ارتب

29 . کشمش سیاه       3 تالان 

30 . گل شود        3 مین

31 . دانه سیاهدانه        یک سوم کارتام

32 . دانه قلقاس      2 کپتیس

33 . کنجد      10 ارتب

34 . شیره انگور      5 مریش

35 . ترب سیاه پرورده و تربچه شور      5 مریش

36 . کپر نمک پرورده که از آن برای تهیه چاشنی بسیار مطبوعی به نام ابورتکای استفاده می کنند . 

37 . نمک      10 ارتب  

38 . زیره اتیوپی       6 کپتیس

39 . رازیانه خشک       30 مین

40 . دانه جعفری       4 کپتیس

41 . روغن کنجد        10 مریش

42 . روغن حیوانی      5 مریش

43 . روغن بنه        5 مریش

44 . روغن کنگر       5 مریش

45 . روغن بادام شیرین        3 مریش

46 . بادام شیرین خشک      3 ارتب

47 . شراب         500 مریش

(وقتی شاه در شوش یا بابل است نیمی از شراب مصرفی اش از خرما بدست می آید و نیم دیگر از انگور) 


48 . کنده       200 گاری

49 . هیزم      100 گاری

50 . عسل سفت      100 قوطی مربع شکل ، هر یک به وزن 10 مین 


وقتی شاه در ماد است اینها را توزیع می کند :

51 . دانه کاژیره       3 ارتب

52 . زعفران        2 مین 


همه اینها برای نوشیدن و ناهار . 

علاوه بر اینها شاه مواد زیر را توزیع می کند : 

53 . آرد گندم درجه یک     500 ارتب

54 . آرد جو درجه یک       1000 ارتب

55 . آرد درجه دو         1000 ارتب

56 . آرد درجه یک       500 ارتب

57 . بلغور جو      500 ارتب 

58 .  جو برای چارپایان        2000 ارتب

59 . کاه خرد شده      10000 گاری

60 . علوفه       5000 گاری

61 . روغن کنجد        200 مریش

62 . سرکه        100 مریش

63 . بولاغ اوتی خرد شده       30 ارتب 


اینها تمام آن چیزهایی هست که به سربازان می دهند ؛ اینها چیزهایی است که شاه هر روز برای نهار و شام خود و کسانی که جیره می گیرند خرج می کند . 

... پولیانوس از این داستان این نتیجه اخلاقی را می گیرد که اسکندر در برابر شگفتی سربازان خود شروع به خنده کرد و دستور داد ستون مفرغی را به زمین بیفکنند و به دوستانش تذکر داد که چنین رژیم غذایی سبب ناتوانی جسم و روح می شود و دلیل اثبات این سخن را شکست هایی که پارسیان متحمل شده بودند قید کرد . 


... این سخنان را می توان تقریبا کلمه به کلمه با سخنانی مقایسه کرد که هرودوت درباره واکنش یونانیان در برابر تجمل خیمه مردونیه ، که پس از نبرد پلاته به چنگ آنان افتاده بود ، نگاشته است . واژه ها و طرز برخورد اسکندر درست با واژه ها و طرز برخورد پاوسانیاس اسپارتی وفق می کند : 
" هنگامی که پاوسانیاس اثاث مردونیه (هخامنشی) ، اشیای ساخته شده از زر و سیم و پرده هایی را که در آن رنگ های گوناگون به هم آمیخته بودند مشاهده کرد به نانوا و آشپز فرمان داد خوراکی نظیر آنچه هر روز برای مردونیه تدارک می دیدند فراهم آورند ؛ آنان به این فرمان گردن نهادند ؛ در این هنگام پاوسانیاس با مشاهده تخت های زرین و سیمینی که از بالش ها پوشیده شده بود ، و با دیدن میزهای طلاکوبی و نقره کوبی شده و تدارکات پرتکلف خوراک از جلال و شکوهی که در معرض دیدگانش گسترده بود ، خیره شد و برای خندیدن و خنداندن به گماشتگان خود فرمود خوراکی به سیاق اسپارتیان مهیا سازند . چون این کار انجام شد ، تفاوت عظیم بود . او در حالی که قهقهه سر داده بود ، در پی سرداران یونانی فرستاد ؛ و هنگامی که گرد آمدند با نشان دادن مخلفات هر دو غذا به آنان گفت : 
»رجال یونان ! شما را برای آن احضار کردم که جنون سردار مادها را به شما نشان دهم که با داشتن امکان چنین زندگی به ما یورش آورده اند تا از ما چیزی را که ما چنین به سختی از آن ارتزاق می کنیم ، بربایند .»
اینها سخنانی بود که پاوسانیاس خطاب به فرماندهان یونانی ایراد کرد . "
... متاسفانه ما دستور غذاهایی را که مورد استفاده آشپز شاه بوده است ، در اختیار نداریم . اما آن قطعه از الیانوس که قبلا قید کردیم نباید موجب این نتیجه گیری شود که صورت غذاهای سفره سلطنتی (به معنای اخص کلمه) با غذای سربازان جیره دار یکی بوده است . فقط فرآورده های پایه مشابه است . چون گزنفون خاطرنشان می کند که کیفیت خوراک هایی که برای شاه تهیه می شده است بسیار ممتاز بوده است ...
هراکلیدس تصریح می کند که مهمانان شاه بزرگ ، سهم چندان زیادی از غذا بر نمی داشتند . 

امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 453 - 444

تذکر : چندین صفحه از کتاب به خوراک و نوع غذاهای شاه هخامنشی و درباریان اختصاص دارد و بصورت مفصل توضیح داده شده است . نیز در قسمتهای مختلف کتاب مخصوصا " فصل هفتم : خدمه و زندگی دربار " بیشتر به اشرافیگری هخامنشیان در زمینه های مختلف پرداخته شده است . ما برای جلوگیری از اطاله کلام به همین بسنده کردیم . جهت کسب اطلاعات بیشتر می توانید به آدرس کتاب و صفحات پس از آن و نیز فصل هفتم مراجعه کنید . 

###############

کانال حقیقت
https://telegram.me/haghighat1357
منبع : باستانهخامنشیان (109) : اشرافیگری و طمع ، دو عامل دیگر انحطاط و نابودی هخامنشیان
برچسب ها : ارتب ,مریش ,درجه ,اینها ,روغن ,دانه ,گندم درجه ,1000 ارتب ,بولاغ اوتی ,چهارم ارتب ,بادام شیرین

هخامنشیان (108) : خواهر و مادر شاه هخامنشی ، زناکار بودند

:: هخامنشیان (108) : خواهر و مادر شاه هخامنشی ، زناکار بودند

خواهر و مادر شاه هخامنشی زناکار بودند


هخامنشیان (بخش108)


" کتسیاس به حضور پزشک یونانی دیگری در دربار اردشیر اول به نام آپولونیدس اشاره کرده است . وی از اهالی کوس بود که به داشتن پزشکان حاذق شهرت داشت . اشاره کتسیاس به آپولونیدس ، هنگام شرح حرکت خاندان بغه بوخشه صورت گرفته است . این پزشک بر اثر درمان زخم های بغه بوخشه در نبردهایی که در داخل کاخ ها هنگام جانشینی خشایارشا جریان داشت ، بلندآوازه شده بود . بعدها شیفته ی بیوه ی بغه بوخشه ، آموتیس ، خواهر شاه شد . آموتیس به دلیل زیبایی و روابطی که خارج از چارچوب زناشویی با دیگران برقرار کرده بود ، اشتهار (=شهرت) داشت ... 

کتسیاس ... می نویسد :

" آپولونیدس به آموتیس اظهار داشت که سلامتی خود را در صورتی باز خواهد یافت که با مردان روابطی برقرار سازد ، اما از آنجا که وی از زهدان در رنج بود ... " . 

پس از مرگ شاهدخت ، مادرش اردشیر را واداشت که مجازات عبرت انگیزی برای پزشک مقرر کند : " به امر مادر شاهدخت ، دو ماه پزشک را در غل و زنجیر ، در عذاب و شکنجه نگاه داشتند ، سپس به کیفر مرگ آموتیس ، زنده زنده دفن کردند ! "

 

امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 409

 

" ... باز باید از آموتیس خواهر خشایارشا و زن بغه بوخشه نام ببریم که به نوشته دینون " زیباترین زن آسیا و نیز بی پرواترینشان بود " . کتسیاس نیز ماجراجویی های خارج از چارچوب زناشویی وی را که موجب شکایت همسرش نزد خشایارشا شده بود ، شرح داده است : " پس از مرگ بغه بوخشه وی نیز مانند مادرش آمستریس طالب همنشینی با مردان شد " ؛ و با آپولونیدس پزشک رابطه برقرار کرد . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 442


#زناکاری_خواهر_شاه_هخامنشی

#زناکاری_مادر_شاه_هخامنشی

#فساد_اخلاقی_هخامنشیان

#شکنجه_در_ایران_باستان

#شکنجه_در_حکومت_هخامنشیان

#زنده_بگور_کردن_در_هخامنشی

#زنده_بگور_کردن_در_ایران_باستان


###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (108) : خواهر و مادر شاه هخامنشی ، زناکار بودند
برچسب ها : پزشک ,بوخشه ,آموتیس ,خواهر ,زنده ,آپولونیدس ,ایران باستان ,زنده بگور ,ناهید فروغان ,ترجمه ناهید ,شهرت داشت ,ترجمه ناهید فروغان

هخامنشیان (107) : غیرت هخامنشیان روی زنان و همبسترانشان

:: هخامنشیان (107) : غیرت هخامنشیان روی زنان و همبسترانشان

غیرت هخامنشیان روی زنان و همبسترانشان 


هخامنشیان (بخش107)


" پلوتارک هنگام صحبت درباره 360 همبستر شاه این توضیح را ارایه می دهد :

»بربرها در مورد اموری که به بی عفتی مربوط می شود به شدت حساسند ، تا آن حد که نه فقط اگر کسی به یکی از همبستران شاه نزدیک شود و یا او را لمس کند به مرگ محکوم می شود ، بلکه حتی اگر از ارابه های سرپوشیده ای که آنان را حمل می کند جلو بزند و یا با آن تماس بیابد مرگ انتظارش را می کشد .»

این عبارات ، ما را به یاد مکر تمیستوکلس ، که پلوتارک آن را روایت کرده است می اندازد . پلوتارک ، پس از آنکه غیرت بربرها را (که الیانوس نیز به آن اشاره کرده است) مجددا خاطرنشان می کند ، شرح می دهد که این مرد آتنی برای فرار از بازرسی بر ارابه ی سرپوشیده ای نشست ؛ همراهان او هماره به بازرسان جواب می دادند که داخل ارابه " دختری یونانی الاصل است که او را از ایونیا برای یکی از اصیل زادگان درگاه شاهی می برند " و پلوتارک تصریح می کند :

»بربرها نه فقط از زنان خود ، بلکه از زنانی که به سیم خریده اند نیز بشدت مراقبت می کنند . آنان در خانه در انزوای کامل بسر می برند . و هنگام سفر ، آنان را در ارابه های چهار چرخه ای که دورشان را از هر سو روکش گرفته اند ، جابجا می کنند .»

پلوتارک که بسیار به مسءله پاکدامنی زنان علاقمند است ، در (کتاب) " زندگی اردشیر " به آن می پردازد و می گوید که وی نخستین شاهی بود که به همسرش استاتیرا اجازه سفر در ارابه روباز را داد (یعنی این عمل -سفر با ارابه ی روباز - عملی غیرعادی و بیسابقه بوده است) . همین پلوتارک است که تصریح کرده است که :

»زنان عقدی شاه ، وقتی در ضیافتی شرکت می کردند ، هنگام میگساری که وقت ورود همبستران و رامشگران بود ، تالار را ترک می گفتند .»

ما چیز زیادی درباره زندگی همبستران شاه نمی دانیم . نگارنده کتاب استر آنان را در خانه ای که آن را " خانه زنان " می نامند به صحنه آورده است ؛ دو خانه این نوعی وحود دارد ، یکی از آنها تحت نظر هیجاز خواجه است . در این خانه دختران جوان را برای همبستری با شاه آماده می کنند . دیگری که " خانه دوم زنان " نامیده می شود ، تحت نظر شعشغاز " مستحفظ متعه ها " است . زنان پس از آن که شبی را در کنار شاه می گذرانند ، به آن باز می گردند . این اصطلاحی است که پلوتارک نیز آن را در مورد همبستران خشثرپاون ساردیس به کار می برد . الیانوس در مقایسه شاه بزرگ با یک نوع ماهی دریایی به چنین وضعی اشاره می کند : " زنان او در اتاق های مجزا زندگی می کنند . "

... همبستران شاه در سراهای اختصاصی بسر می بردند و اگر بخواهیم سخن هراکلیدس را تمام و کمال بپذیریم ، باید بگوییم که سراهای آنان را حیاط سیبداران از سراهای شاه مجزا می کرد . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 443 - 440


تذکر : جدای از بحث نوع مجازات هخامنشیان با افراد تعدی کننده یا نزدیک شده به زنانشان (که خود بحثی دیگر است) این نکته را باید متذکر شد که بطور کلی ، غیرت هخامنشیان بر روی زنانشان  ، از نقاط قوت آنان است .


#متعه_در_هخامنشی

#صیغه_در_هخامنشی

#صیغه_در_ایران_باستان

#زنان_هخامنشی

#ارابه_سرپوشیده

#منزل_ اختصاصی

#عفت

#غیرت_هخامنشیان_نقطه_قوت

#حریم_خانواده

 

###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (107) : غیرت هخامنشیان روی زنان و همبسترانشان
برچسب ها : زنان ,پلوتارک ,ارابه ,هخاان ,آنان ,خانه ,غیرت هخاان

هخامنشیان (106) : شهوترانی هخامنشیان با انبوه زنان نامشروع خود

:: هخامنشیان (106) : شهوترانی هخامنشیان با انبوه زنان نامشروع خود

شهوترانی هخامنشیان (با انبوه زنان نامشروع خود)


هخامنشیان (بخش106)


" پلوتارک ، دیودوروس ، کوءینتوس کورسیوس روفوس و دیکءارخوس به وجود 360 همبستر اردشیر دوم و داریوش سوم اشاره کرده اند . 

... هرودوت تصریح کرده است : " برای هر روز یکی " .

این عبارت (=برای هر روز یکی) را در متن دیودوروس سیسیلی در مورد همبستران شاه باز می یابیم . 

... دیودوروس این توضیح را افزوده است : " این زنان هر شب پیرامون بستر شاه (هخامنشی) می گشتند تا شاه سرانجام زنی را که بایست با او همبستر شود برگزیند ."

این متن بطور ضمنی می رساند که شاه هر شب همبستر جدیدی برای خود بر می گزیده است . 

... هراکلیدس در پرسیکای خود چنین می نویسد :

" سیصد زن به شاه بزرگ می رسند ؛ این زنان تمام روز را می خوابند تا بتوانند شب بیدار بمانند ؛ آنان در پرتو چراغ های روشن ، آواز می خوانند و چنگ می نوازند ؛ و شاه از طریق حیاط سیبداران با آنان مرتبط است . "

... البانوس ، آنان (شاهان هخامنشی) را با یک ماهی دریایی " که همسران متعدد دارد " مقایسه کرده و نوشته است که بربران مادی و پارسی " تجملشان را در لذایذ بستر ظاهر می کنند . "


 امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 439 - 435


تذکر : همبستر شاه یعنی زن نامشروع (غیرعقدی) شاه  . بسیاری یا همه این زنان ، همچون برده خریداری شده ، یا بعنوان خراج (همچون کالا) از مناطق تحت سلطه دریافت شده بودند . 

ناگفته نماند که رابطه شاه با آنان ، زنا ، و فرزندان حاصله ، حرام زاده بودند .


#ادعای_از_نسل_کوروش

#و_داریوش_بودن

#افتخار_یا_ننگ؟


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (106) : شهوترانی هخامنشیان با انبوه زنان نامشروع خود
برچسب ها : زنان ,همبستر ,هخاان ,آنان ,کرده ,دیودوروس ,زنان نامشروع ,انبوه زنان ,رانی هخاان

هخامنشیان (105) : شاهان هخامنشی هر یک 360 همبستر (زن نامشروع) داشتند

:: هخامنشیان (105) : شاهان هخامنشی هر یک 360 همبستر (زن نامشروع) داشتند

شاهان هخامنشی ، هر یک 360 همبستر (زن نامشروع) داشتند


هخامنشیان (بخش105)


" 360 همبستر شاه بزرگ :

پلوتارک ، دیودوروس ، کوءینتوس کورسیوس روفوس و دیکءارخوس به وجود 360 همبستر اردشیر دوم و داریوش سوم اشاره کرده اند . 

... هرودوت تصریح کرده است : " برای هر روز یکی " .

این عبارت (=برای هر روز یکی) را در متن دیودوروس سیسیلی در مورد همبستران شاه باز می یابیم . 

... عدد 360 همبستر شاه بزرگ به اطلاعاتی مربوط می شود که مستقیما از دربار هخامنشی آمده است . با دست چین کردن 360 همبستر بار دیگر از شاه بزرگ تصویر مردی برتر اراءه می شد ! زیرا بین این رقم و زمان آیینی تناسب کاملی وجود داشت ...

مقام و موقعیت ممتاز این 360 زن را نویسندگان باستان کاملا روشن کرده اند . دیودوروس سیسیلی می گوید : رسم حکم می کرد که هنگام جابجایی های دربار ، زنان خانه شاه ، همچنین زنان نزدیکان و دوستان در معیت شاه باشند . 

کوءینتوس کورسیوس روفوس در کوکبه ی شاه نه تنها مادر و زن شاه که انبوهی از زنان سوار بر اسب را که در معیت آنانند قید کرده است و حتی نوشته است که در پی آنان فرزندان شاه و دایگانشان و همچنین خیل خواجگان می آمدند : در پس آنان 360 همبستر شاه حرکت می کردند که جامه و آرایششان به شهبانوان مانند بود . 

از طریق هراکلیدس می دانیم که این همبستران در شکار نیز در معیت شاه بزرگ بودند . کوءینتوس کورسیوس روفوس وجود این رسم را در دربار شاه ماوریا نیز تایید کرده است . (استرابون نیز گفته است که آنان در شکار نیز شرکت می جویند) . 

در مرتبه ای پایین تر از شهبانوان واقعی ، 360 همبستر شاه جزء جدایی ناپذیر کوکبه ی ملوکانه به شمار می آمدند . پس شک نیست که در میان تمام کسانی که نویسندگان باستان آنان را همبستر می نامند ، 360 همبستر شاه ، گروهی را تشکیل می دادند که مقام و موقعیتشان آنان را به وضوح از خیل عظیم کنیزان درباری جدا می کرد . بی آنکه دلیل قاطعی در دست داشته باشیم می توانیم فرض کنیم که پس از مرگ شاه 360 نفر دیگر از سراسر امپراتوری برگزیده می شدند . اما چه بر سر 360 همبستر شاه پیشین می آمد ؟ می دانیم که اردشیر دوم برای تحقیر پسر خود ، داریوش ، آسپاسیا را کاهنه آرتمیس اکباتان که پارسیان آن را آناءیتیس می نامند کرد تا زندگی را در پرهیزگاری (ریاضت اقتصادی و جنسی) بگذراند . اما مشکل بتوان این واقعه (راهبه کردن همبستر شاه پیشین) را نمونه خاصی از یک راه و رسم عام تلقی کرد . 

ما نمی دانیم که معیارهای انتخاب این 360 همبستر چه بوده است . آنان را همیشه دارای زیبایی فوق العاده ای وصف کرده اند . این را نگارنده کتاب استر ، که می افزاید که استر باکره بود ، قید کرده است . دیودوروس سیسیلی نیز صراحتا چنین می گوید : " البته زیبایی آنان چشمگیر بود زیرا از میان تمام زنان آسیا انتخاب می شدند . "

پلوتارک نیز شرح داده است که زیبایی آنان خارق العاده بود .

 اما این ویژگی چندان خاص به شمار نمی آید ؛ تیموسا یا آسپاسیا یا حتی آموتیس ، خواهر خشایارشا و همسر بغه بوخشه را نیز با همین عبارات وصف کرده اند : " او دلفریب ترین زن آسیا بود . "

پاسخ به این پرسش از آنجا دشوارتر می شود که معمولا از آنان دسته جمعی نام می برند . ما فقط نام سه تن از همبستران اردشیر اول را می شناسیم ، که برای او فرزندانی (هم) آوردند . کتسیاس این زنان را مانند یکی از همبستران بردیا ، بابلی می خواند . اما یکی از آنان نام ایرانی ... دارد . اگر آنان در زمره 360 همبستر شاه باشند (که معلوم نیست) باید فرض کنیم که ، همانطور که دیودوروس سیسیلی و نگارنده کتاب استر می گویند ، از میان اقوام و شهریاریهای تابع شاهنشاهی برگزیده شده اند . اگر بر مبنای واکنش اسپیتریداتس که روابطش را با فرناباذ از آن روی قطع کرد که شخص اخیر " می خواست دخترش را بدون ازدواج بگیرد " اظهار نظر کنیم  ، باید بگوییم که احتمال آنکه بعضی از آنان از خاندانهای اشراف بزرگ پارسی باشند ضعیف است . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 437 - 435


تذکر : همبستر شاه یعنی زن نامشروع (غیرعقدی) شاه  . بسیاری یا همه این زنان ، همچون برده خریداری شده ، یا بعنوان خراج (همچون کالا) از مناطق تحت سلطه دریافت شده بودند . 

ناگفته نماند که رابطه شاه با آنان ، زنا ، و فرزندان حاصله ، حرام زاده بودند .


#ادعای_از_نسل_کوروش

#و_داریوش_بودن

#افتخار_یا_ننگ؟

 

 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (105) : شاهان هخامنشی هر یک 360 همبستر (زن نامشروع) داشتند
برچسب ها : همبستر ,آنان ,کرده ,زنان ,دیودوروس ,سیسیلی ,دیودوروس سیسیلی ,کوءینتوس کورسیوس ,کورسیوس روفوس ,کتاب استر ,زیبایی آنان ,کوءینتوس کورسیوس روفوس

هخامنشیان (104) : برده کردن زنان و دختران در دوران هخامنشی (ایران باستان)

:: هخامنشیان (104) : برده کردن زنان و دختران در دوران هخامنشی (ایران باستان)

برده کردن زنان و دختران در دوران هخامنشی (ایران باستان)


هخامنشیان (بخش104)


" همانطور که الیانوس در مورد قهرمان داستان خود متذکر می شود ، چهار دختر جوان یونانی ای که وارد دربار کوروش صغیر می شوند ، به عنوان رامشگر یعنی زنانی که کارشان سرگرم کردن مردان است ، تعلیم می بینند . به آنان می آموزند که چگونه خود را بیارایند و با مردانی که برای باده گساری گرد آمده اند رفتار ملایمی در پیش بگیرند و بطور قطع آواز بخوانند و ساز (چنگ ، نی) بزنند . این خویشتنداری آسپاسیای جوان و زیباست که کوروش را چنین شیفته ی او می کند و او را وا می دارد که آسپاسیا را در گروه همبستران خود بگنجاند ... چون این چهار دختر جوان را کسی آورده است که الیانوس او را یکی از خشثرپاونهای کوروش و سپس مامور خرید او می نامد ، باید فرض کنیم که در بازار فروخته شده اند . وانگهی پلوتارک نیز از " این زنان که پارسیان به بهای سیم می خرند و آنان را همبستر خود می کنند " سخن می گوید ...

مثال آسپاسیا نشان می دهد که زنان (در مواردی) می توانسته اند از شرایط برده خریداری شده به شرایط همبستری ارتقا یابند ...

بیشتر پالاکایها (همبستران ، رامشگران) را به عنوان اسیر جنگی به کاخ نزد پارسیان می آوردند . پس از تصرف چندین شهر ایونیا ، فرماندهان پارسی زیباترین دختران جوان را اسیر کردند و آنان را برای شاه بزرگ فرستادند ،

پس از سقوط میلتوس " زنان و کودکان را به بردگی فروکاستند " ،

زنی از اهالی کوس با اعمال زور همبستر فرنداتس پارسی شد ،

زنی مقدونی را از نزد ساموتراس به نزد آوتوفراداتس بردند ،

در پایان جنگ مصر ، یکی از سربازان سپاه کمبوجیه زن اسیری را در بابل به فروش رساند .

پس از تصرف صیدا در سال 345 - 344 اردشیر سوم شمار فراوانی از زنان را به بابل فرستاد .

وقایعنامه بابلی تصریح کرده است که آنان وارد کاخ شاه شدند . البته همه آنان را به همبستری به معنای اخص کلمه اختصاص نمی دادند . آنان بیشتر به خیل عظیم خدمتکاران کاخ می پیوستند که متون بابلی از آنان تحت نام ارد شری (بردگان شاه) و ارد اکلی (بردگان کاخ) نام برده است . چون زنان و دختران اسیر آموزش خاصی ندیده بودند به انجام دادن کارهای کاخ گمارده می شدند . 

این زنان ممکن بود جزء خدمه شهبانوان و شاهدخت ها شوند که ، چنانکه مثال داریوش سوم نشان می دهد ، (شهبانوان و شاهدختها) کنیزان فراوان در اختیار داشتند . 

معنای سخنانی که هرودوت در دهان آتوسا ، که می خواهد داریوش را وارد جنگ با یونانیها کند می گذارد همین است : " خواهان آنم که کنیزان لاکدایمونی ، آرگوسی ، کورینتوسی و آتنی داشته باشم . "

همبستران شاه نیز هر یک دارای خدمه فراوان بودند : مثلا استر هفت کنیز جوان که از خانه شاه برگزیده شده بودند که به وی داده می شوند دریافت می کند . 

... داریوش کاری نمی کند جز آنکه برداشتی از نوع برداشت های خراجگزارانه تاسیس کند . این برداشت به تناسب منابع (به زن) هر یک از سرزمینهای موردنظر تعیین می شود . دادن خراج به صورت زن را هرودوت در مورد کولخیس که می بایست هر ساله 100 پسر جوان و 100 دختر جوان به دربار بفرستد تایید کرده است . در واقع بستر شاه مانند سفره او تصویر وسعت بی حد و حصر شاهنشاهی و تنوع اقوامی است که در آن بسر می برند ...

بجز کتاب استر می توان از فولارخوس (هم) نقل قول کرد که از تیموسا نامی چنین سخن می گوید : 

»در زیبایی از تمام زنان دیگر گوی سبقت ربوده بود . شاه مصر او را به رسم هدیه برای استاتیرا ، همسر اردشیر دوم فرستاده بود.»

وی بعدها پالاکایها (همبستر) اوکسوارتس شد ؛ احتمالا چون اوکسوارتس فریفته او شده بود ، از همسر برادر خود خواسته بود که ندیمه خود را به او ببخشد . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 434 - 431


تذکر : همبستر شاه یعنی زن نامشروع (غیرعقدی) شاه  . بسیاری یا همه این زنان ، همچون برده خریداری شده ، یا بعنوان خراج (همچون کالا) از مناطق تحت سلطه دریافت شده بودند . 

ناگفته نماند که رابطه شاه با آنان ، زنا ، و فرزندان حاصله ، حرام زاده بودند .

 

#ادعای_از_نسل_کوروش

#و_داریوش_بودن

#افتخار_یا_ننگ؟

 

#برده_داری_در_ایران_باستان

#برده_داری_در_عصر_هخامنشی

#برده_داری_توسط_هخامنشیان

#خرید_و_فروش_زنان_همچون_کالا

#دزدیدن_دختران_از_شهرها

#تجاوز_به_دختران_و_زنان

#برده_کردن_دختران_و_زنان

#دادن_خراج_بصورت_زن_همچون_کالا

#زنا_توسط_هخامنشیان

#فساد_اخلاقی_هخامنشیان

#فساد_اخلاقی_ایران_باستان

#عصر_جاهلیت_ ایران

#هخامنشیان_شهوتران

#هخامنشیان_هوسباز


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (104) : برده کردن زنان و دختران در دوران هخامنشی (ایران باستان)
برچسب ها : زنان ,برده ,آنان ,دختران ,هخاان ,بودند ,ایران باستان ,برده داری ,همچون کالا ,دختر جوان ,فساد اخلاقی

هخامنشیان (103) : خرید و فروش زنان ، همچون کالا ، در دوران هخامنشی (ایران باستان)

:: هخامنشیان (103) : خرید و فروش زنان ، همچون کالا ، در دوران هخامنشی (ایران باستان)

خرید و فروش زنان همچون کالا در دوران هخامنشی (ایران باستان)


هخامنشیان (بخش103)


" همانطور که الیانوس در مورد قهرمان داستان خود متذکر می شود ، چهار دختر جوان یونانی ای که وارد دربار کوروش صغیر می شوند ، به عنوان رامشگر یعنی زنانی که کارشان سرگرم کردن مردان است ، تعلیم می بینند . به آنان می آموزند که چگونه خود را بیارایند و با مردانی که برای باده گساری گرد آمده اند رفتار ملایمی در پیش بگیرند و بطور قطع آواز بخوانند و ساز (چنگ ، نی) بزنند . این خویشتنداری آسپاسیای جوان و زیباست که کوروش را چنین شیفته ی او می کند و او را وا می دارد که آسپاسیا را در گروه همبستران خود بگنجاند ... چون این چهار دختر جوان را کسی آورده است که الیانوس او را یکی از خشثرپاونهای کوروش و سپس مامور خرید او می نامد ، باید فرض کنیم که در بازار فروخته شده اند . وانگهی پلوتارک نیز از " این زنان که پارسیان به بهای سیم می خرند و آنان را همبستر خود می کنند " سخن می گوید ...

مثال آسپاسیا نشان می دهد که زنان (در مواردی) می توانسته اند از شرایط برده خریداری شده به شرایط همبستری ارتقا یابند ...

بیشتر پالاکایها (همبستران ، رامشگران) را به عنوان اسیر جنگی به کاخ نزد پارسیان می آوردند . پس از تصرف چندین شهر ایونیا ، فرماندهان پارسی زیباترین دختران جوان را اسیر کردند و آنان را برای شاه بزرگ فرستادند ،

پس از سقوط میلتوس " زنان و کودکان را به بردگی فروکاستند " ،

زنی از اهالی کوس با اعمال زور همبستر فرنداتس پارسی شد ،

زنی مقدونی را از نزد ساموتراس به نزد آوتوفراداتس بردند ،

در پایان جنگ مصر ، یکی از سربازان سپاه کمبوجیه زن اسیری را در بابل به فروش رساند .

پس از تصرف صیدا در سال 345 - 344 اردشیر سوم شمار فراوانی از زنان را به بابل فرستاد .

وقایعنامه بابلی تصریح کرده است که آنان وارد کاخ شاه شدند . البته همه آنان را به همبستری به معنای اخص کلمه اختصاص نمی دادند . آنان بیشتر به خیل عظیم خدمتکاران کاخ می پیوستند که متون بابلی از آنان تحت نام ارد شری (بردگان شاه) و ارد اکلی (بردگان کاخ) نام برده است . چون زنان و دختران اسیر آموزش خاصی ندیده بودند به انجام دادن کارهای کاخ گمارده می شدند . 

این زنان ممکن بود جزء خدمه شهبانوان و شاهدخت ها شوند که ، چنانکه مثال داریوش سوم نشان می دهد ، (شهبانوان و شاهدختها) کنیزان فراوان در اختیار داشتند . 

معنای سخنانی که هرودوت در دهان آتوسا ، که می خواهد داریوش را وارد جنگ با یونانیها کند می گذارد همین است : " خواهان آنم که کنیزان لاکدایمونی ، آرگوسی ، کورینتوسی و آتنی داشته باشم . "

همبستران شاه نیز هر یک دارای خدمه فراوان بودند : مثلا استر هفت کنیز جوان که از خانه شاه برگزیده شده بودند که به وی داده می شوند دریافت می کند . 

... داریوش کاری نمی کند جز آنکه برداشتی از نوع برداشت های خراجگزارانه تاسیس کند . این برداشت به تناسب منابع (به زن) هر یک از سرزمینهای موردنظر تعیین می شود . دادن خراج به صورت زن را هرودوت در مورد کولخیس که می بایست هر ساله 100 پسر جوان و 100 دختر جوان به دربار بفرستد تایید کرده است . در واقع بستر شاه مانند سفره او تصویر وسعت بی حد و حصر شاهنشاهی و تنوع اقوامی است که در آن بسر می برند ...

بجز کتاب استر می توان از فولارخوس (هم) نقل قول کرد که از تیموسا نامی چنین سخن می گوید : 

»در زیبایی از تمام زنان دیگر گوی سبقت ربوده بود . شاه مصر او را به رسم هدیه برای استاتیرا ، همسر اردشیر دوم فرستاده بود.»

وی بعدها پالاکایها (همبستر) اوکسوارتس شد ؛ احتمالا چون اوکسوارتس فریفته او شده بود ، از همسر برادر خود خواسته بود که ندیمه خود را به او ببخشد . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 434 - 431


تذکر : همبستر شاه یعنی زن نامشروع (غیرعقدی) شاه  . بسیاری یا همه این زنان ، همچون برده خریداری شده ، یا بعنوان خراج (همچون کالا) از مناطق تحت سلطه دریافت شده بودند . 

ناگفته نماند که رابطه شاه با آنان ، زنا ، و فرزندان حاصله ، حرام زاده بودند .


#ادعای_از_نسل_کوروش

#و_داریوش_بودن

#افتخار_یا_ننگ؟

 

#برده_داری_در_ایران_باستان

#برده_داری_در_عصر_هخامنشی

#برده_داری_توسط_هخامنشیان

#خرید_و_فروش_زنان_همچون_کالا

#دزدیدن_دختران_از_شهرها

#تجاوز_به_دختران_و_زنان

#برده_کردن_دختران_و_زنان

#دادن_خراج_بصورت_زن_همچون_کالا

#زنا_توسط_هخامنشیان

#فساد_اخلاقی_هخامنشیان

#فساد_اخلاقی_ایران_باستان

#عصر_جاهلیت_ ایران

#هخامنشیان_شهوتران

#هخامنشیان_هوسباز


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (103) : خرید و فروش زنان ، همچون کالا ، در دوران هخامنشی (ایران باستان)
برچسب ها : زنان ,آنان ,هخاان ,برده ,همچون ,بودند ,همچون کالا ,ایران باستان ,برده داری ,فروش زنان ,دختر جوان

هخامنشیان (102) : یکی از شاهان هخامنشی ، حرام زاده بود

:: هخامنشیان (102) : یکی از شاهان هخامنشی ، حرام زاده بود

یکی از شاهان هخامنشی ، حرامزاده بود


هخامنشیان (بخش102)


" همسران و همبستران : 

از طریق مثالهای متعددی می دانیم که شاهان مانند دیگر پارسیان می توانستند همسران متعدد و همبستران بیشمار داشته باشند . نویسندگان دوران باستان مانند هرودوت تمایز بین این دو گروه ، یعنی همسران مشروع و همبستران را اغلب نشان داده اند :

»پارسیان ، هر یک چند همسر مشروع بر می گزینند و شمار بیشتری همبستر خریداری می کنند !» (1)

پلوتارک نیز در این زمینه می نویسد :

»وقتی شاهان پارس شام صرف می کنند ، زنان مشروعشان در کنار آنان می نشینند و در ضیافت شرکت می جویند ؛ اما اگر بخواهند به نشاط و میگساری بپردازند ، آنان را روانه می کنند و رامشگران و همبستران را فرا می خوانند ؛ این عمل آنان - در نظر پارسیان - ناپسند نیست ، چون همسران خود را در عیش و نوش و رفتارهای مستانه ی خود سهیم نمی نمایند !»

بهتر است از دینون نیز سخنی در این باب نقل کنیم :

»در میان پارسیان ، شهبانو شمار فراوان همبستران را بر می تابد (مجبور است) ؛ زیرا شاه بر همسر قانونی خود مانند فرمانروایی مطلق العنان حکم می راند .»

دینون در پرسیکای خود دلیل دیگری بر این امر اقامه کرده است :

»همبستران به شهبانو احترام می گذارند ؛ در واقع آنان باید به او تعظیم کنند .»

کتسیاس در یکی از روایتهای نخستین درباره روابط دربار پارس با فراعنه ساءیتی ، شرح داده است که احمس (پادشاه مصر) دخترش را برای کمبوجیه نفرستاد ، زیرا می پنداشت که نه مرتبت همسر ، که مرتبت همبستر را خواهد یافت . 

داستان روابط فرناباذ و اسپیتریداتس ، که گزنفون آن را روایت کرده است ، نیز موید این نکته است : اسپیتریداتس از فرناباذ به این سبب به خشم می آید که چون ، به ازدواج با یکی از دختران شاه امید بسته است ، قصد دارد دختر اسپیتریداتس را بدون ازدواج بگیرد . از این سخن می توان استنباط کرد که می خواهد او را به عنوان همبستر برگزیند . معنای این کار توهین به پدر دختر جوان بود . 

تمایز این دو گروه از وجود مراسم رسمی ای ناشی می شد که به ازدواج معنا می داد و در وضعیت فرزندان تبلور می یافت : فرزندانی که از همسر زاده می شدند ، مشروع (=حلال زاده) به شمار می آمدند ، ولی فرزندان همبستر ، نامشروع (حرام زاده) تلقی می شدند . در اصل ، تنها فرزندان مشروع هستند که در دایره تنگ وراث احتمالی قرار می گیرند . جانشین اردشیر اول استثنای مهمی بر این قاعده است ؛ چون از داماسپیا ، همسر او فقط یک پسر قانونی به نام خشایارشا(ی دوم) مانده بود و دیگران مرده بودند . وقتی خشایارشای دوم اندکی بعد به قتل رسید ، بین چند فرزند نامشروع (=حرامزاده) که از زنان بابلی شاه بودند ، رقابت درگرفت . 

در واقع نهاد همبستری ، اهداف چند همسری و همبستری را که به قول استرابون شمار فراوان فرزندان (چه حلال زاده و چه حرام زاده) است در این مورد بر می آورد . از طریق کتسیاس می دانیم که شاهان (دست کم) از زمان بردیا (به بعد) دارای همبسترانی بودند ، زیرا در روایت او ، مغ در هنگام کشته شدن به دست هفت تن ، با یکی از همبستران بابلی خود در بستر بود . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 431 - 429


1 . خرید و فروش زنان یعنی همان " بردگی " .

زنان مثل کالا خرید و فروش می شدند . 

 

#فساد_اخلاقی_ایرانیان_باستان

#فساد_اخلاقی_هخامنشیان

#خرید_و_فروش_دختران_و_زنان_در_ایران_باستان

#برده_داری_در_ایران_باستان

#شرابخواری

#نجسخواری

#زناکاری_ایرانیان_باستان

#زناکاری_هخامنشیان

#فرزندان_حرامزاده

#شاه_حرامزاده


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (102) : یکی از شاهان هخامنشی ، حرام زاده بود
برچسب ها : زاده ,همبستران ,باستان ,همسر ,فرزندان ,زنان ,حرام زاده ,ایران باستان ,ایرانیان باستان ,فساد اخلاقی ,شمار فراوان

هخامنشیان (101) : برده داری در ایران باستان و نیز توسط هخامنشیان (خرید و فروش زنان خصوصا برای زنا)

:: هخامنشیان (101) : برده داری در ایران باستان و نیز توسط هخامنشیان (خرید و فروش زنان خصوصا برای زنا)

برده داری در ایران باستان و نیز توسط هخامنشیان (خرید و فروش زنان، خصوصا جهت زنا)



هخامنشیان (بخش101)


" همسران و همبستران : 

از طریق مثالهای متعددی می دانیم که شاهان مانند دیگر پارسیان می توانستند همسران متعدد و همبستران بیشمار داشته باشند . نویسندگان دوران باستان مانند هرودوت تمایز بین این دو گروه ، یعنی همسران مشروع و همبستران را اغلب نشان داده اند :

»پارسیان ، هر یک چند همسر مشروع بر می گزینند و شمار بیشتری همبستر خریداری می کنند !» (1)

پلوتارک نیز در این زمینه می نویسد :

»وقتی شاهان پارس شام صرف می کنند ، زنان مشروعشان در کنار آنان می نشینند و در ضیافت شرکت می جویند ؛ اما اگر بخواهند به نشاط و میگساری بپردازند ، آنان را روانه می کنند و رامشگران و همبستران را فرا می خوانند ؛ این عمل آنان - در نظر پارسیان - ناپسند نیست ، چون همسران خود را در عیش و نوش و رفتارهای مستانه ی خود سهیم نمی نمایند !»

بهتر است از دینون نیز سخنی در این باب نقل کنیم :

»در میان پارسیان ، شهبانو شمار فراوان همبستران را بر می تابد (مجبور است) ؛ زیرا شاه بر همسر قانونی خود مانند فرمانروایی مطلق العنان حکم می راند .»

دینون در پرسیکای خود دلیل دیگری بر این امر اقامه کرده است :

»همبستران به شهبانو احترام می گذارند ؛ در واقع آنان باید به او تعظیم کنند .»

کتسیاس در یکی از روایتهای نخستین درباره روابط دربار پارس با فراعنه ساءیتی ، شرح داده است که احمس (پادشاه مصر) دخترش را برای کمبوجیه نفرستاد ، زیرا می پنداشت که نه مرتبت همسر ، که مرتبت همبستر را خواهد یافت . 

داستان روابط فرناباذ و اسپیتریداتس ، که گزنفون آن را روایت کرده است ، نیز موید این نکته است : اسپیتریداتس از فرناباذ به این سبب به خشم می آید که چون ، به ازدواج با یکی از دختران شاه امید بسته است ، قصد دارد دختر اسپیتریداتس را بدون ازدواج بگیرد . از این سخن می توان استنباط کرد که می خواهد او را به عنوان همبستر برگزیند . معنای این کار توهین به پدر دختر جوان بود . 

تمایز این دو گروه از وجود مراسم رسمی ای ناشی می شد که به ازدواج معنا می داد و در وضعیت فرزندان تبلور می یافت : فرزندانی که از همسر زاده می شدند ، مشروع (=حلال زاده) به شمار می آمدند ، ولی فرزندان همبستر ، نامشروع (حرام زاده) تلقی می شدند . در اصل ، تنها فرزندان مشروع هستند که در دایره تنگ وراث احتمالی قرار می گیرند . جانشین اردشیر اول استثنای مهمی بر این قاعده است ؛ چون از داماسپیا ، همسر او فقط یک پسر قانونی به نام خشایارشا(ی دوم) مانده بود و دیگران مرده بودند . وقتی خشایارشای دوم اندکی بعد به قتل رسید ، بین چند فرزند نامشروع (=حرامزاده) که از زنان بابلی شاه بودند ، رقابت درگرفت . 

در واقع نهاد همبستری ، اهداف چند همسری و همبستری را که به قول استرابون شمار فراوان فرزندان (چه حلال زاده و چه حرام زاده) است در این مورد بر می آورد . از طریق کتسیاس می دانیم که شاهان (دست کم) از زمان بردیا (به بعد) دارای همبسترانی بودند ، زیرا در روایت او ، مغ در هنگام کشته شدن به دست هفت تن ، با یکی از همبستران بابلی خود در بستر بود . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 431 - 429


1 . خرید و فروش زنان یعنی همان " بردگی " .

زنان مثل کالا خرید و فروش می شدند . 

 

#فساد_اخلاقی_ایرانیان_باستان

#فساد_اخلاقی_هخامنشیان

#خرید_و_فروش_دختران_و_زنان_در_ایران_باستان

#برده_داری_در_ایران_باستان

#شرابخواری

#نجسخواری

#زناکاری_ایرانیان_باستان

#زناکاری_هخامنشیان

#فرزندان_حرامزاده

#شاه_حرامزاده


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (101) : برده داری در ایران باستان و نیز توسط هخامنشیان (خرید و فروش زنان خصوصا برای زنا)
برچسب ها : باستان ,همبستران ,هخاان ,زنان ,فرزندان ,زاده ,ایران باستان ,برده داری ,هخاان خرید ,فساد اخلاقی ,ایرانیان باستان

هخامنشیان (100) : زنا ( فساد و فحشا ) امری رایج در ایران باستان و نیز توسط هخامنشیان

:: هخامنشیان (100) : زنا ( فساد و فحشا ) امری رایج در ایران باستان و نیز توسط هخامنشیان

زناکاری ( فساد و فحشا ) ، امری رایج در بین ایرانیان باستان و نیز هخامنشیان


هخامنشیان (بخش100)


" همسران و همبستران : 

از طریق مثالهای متعددی می دانیم که شاهان مانند دیگر پارسیان می توانستند همسران متعدد و همبستران بیشمار داشته باشند . نویسندگان دوران باستان مانند هرودوت تمایز بین این دو گروه ، یعنی همسران مشروع و همبستران را اغلب نشان داده اند :

»پارسیان ، هر یک چند همسر مشروع بر می گزینند و شمار بیشتری همبستر خریداری می کنند !» (1)

پلوتارک نیز در این زمینه می نویسد :

»وقتی شاهان پارس شام صرف می کنند ، زنان مشروعشان در کنار آنان می نشینند و در ضیافت شرکت می جویند ؛ اما اگر بخواهند به نشاط و میگساری بپردازند ، آنان را روانه می کنند و رامشگران و همبستران را فرا می خوانند ؛ این عمل آنان - در نظر پارسیان - ناپسند نیست ، چون همسران خود را در عیش و نوش و رفتارهای مستانه ی خود سهیم نمی نمایند !»

بهتر است از دینون نیز سخنی در این باب نقل کنیم :

»در میان پارسیان ، شهبانو شمار فراوان همبستران را بر می تابد (مجبور است) ؛ زیرا شاه بر همسر قانونی خود مانند فرمانروایی مطلق العنان حکم می راند .»

دینون در پرسیکای خود دلیل دیگری بر این امر اقامه کرده است :

»همبستران به شهبانو احترام می گذارند ؛ در واقع آنان باید به او تعظیم کنند .»

کتسیاس در یکی از روایتهای نخستین درباره روابط دربار پارس با فراعنه ساءیتی ، شرح داده است که احمس (پادشاه مصر) دخترش را برای کمبوجیه نفرستاد ، زیرا می پنداشت که نه مرتبت همسر ، که مرتبت همبستر را خواهد یافت . 

داستان روابط فرناباذ و اسپیتریداتس ، که گزنفون آن را روایت کرده است ، نیز موید این نکته است : اسپیتریداتس از فرناباذ به این سبب به خشم می آید که چون ، به ازدواج با یکی از دختران شاه امید بسته است ، قصد دارد دختر اسپیتریداتس را بدون ازدواج بگیرد . از این سخن می توان استنباط کرد که می خواهد او را به عنوان همبستر برگزیند . معنای این کار توهین به پدر دختر جوان بود . 

تمایز این دو گروه از وجود مراسم رسمی ای ناشی می شد که به ازدواج معنا می داد و در وضعیت فرزندان تبلور می یافت : فرزندانی که از همسر زاده می شدند ، مشروع (=حلال زاده) به شمار می آمدند ، ولی فرزندان همبستر ، نامشروع (حرام زاده) تلقی می شدند . در اصل ، تنها فرزندان مشروع هستند که در دایره تنگ وراث احتمالی قرار می گیرند . جانشین اردشیر اول استثنای مهمی بر این قاعده است ؛ چون از داماسپیا ، همسر او فقط یک پسر قانونی به نام خشایارشا(ی دوم) مانده بود و دیگران مرده بودند . وقتی خشایارشای دوم اندکی بعد به قتل رسید ، بین چند فرزند نامشروع (=حرامزاده) که از زنان بابلی شاه بودند ، رقابت درگرفت . 

در واقع نهاد همبستری ، اهداف چند همسری و همبستری را که به قول استرابون شمار فراوان فرزندان (چه حلال زاده و چه حرام زاده) است در این مورد بر می آورد . از طریق کتسیاس می دانیم که شاهان (دست کم) از زمان بردیا (به بعد) دارای همبسترانی بودند ، زیرا در روایت او ، مغ در هنگام کشته شدن به دست هفت تن ، با یکی از همبستران بابلی خود در بستر بود . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 431 - 429


1 . خرید و فروش زنان یعنی همان " بردگی " .

زنان مثل کالا خرید و فروش می شدند . 

 

#فساد_اخلاقی_ایرانیان_باستان

#فساد_اخلاقی_هخامنشیان

#خرید_و_فروش_دختران_و_زنان_در_ایران_باستان

#برده_داری_در_ایران_باستان

#شرابخواری

#نجسخواری

#زناکاری_ایرانیان_باستان

#زناکاری_هخامنشیان

#فرزندان_حرامزاده

#شاه_حرامزاده


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (100) : زنا ( فساد و فحشا ) امری رایج در ایران باستان و نیز توسط هخامنشیان
برچسب ها : باستان ,همبستران ,هخاان ,زنان ,فرزندان ,زاده ,ایران باستان ,ایرانیان باستان ,فساد اخلاقی ,حرام زاده ,حلال زاده

هخامنشیان (99) : خرید و فروش زنان (همچون کالا) توسط ایرانیان باستان و هخامنشیان

:: هخامنشیان (99) : خرید و فروش زنان (همچون کالا) توسط ایرانیان باستان و هخامنشیان

خرید و فروش زنان (همچون کالا) توسط ایرانیان باستان و هخامنشیان


هخامنشیان (بخش99)


" همسران و همبستران : 

از طریق مثالهای متعددی می دانیم که شاهان مانند دیگر پارسیان می توانستند همسران متعدد و همبستران بیشمار داشته باشند . نویسندگان دوران باستان مانند هرودوت تمایز بین این دو گروه ، یعنی همسران مشروع و همبستران را اغلب نشان داده اند :

»پارسیان ، هر یک چند همسر مشروع بر می گزینند و شمار بیشتری همبستر خریداری می کنند !» (1)

پلوتارک نیز در این زمینه می نویسد :

»وقتی شاهان پارس شام صرف می کنند ، زنان مشروعشان در کنار آنان می نشینند و در ضیافت شرکت می جویند ؛ اما اگر بخواهند به نشاط و میگساری بپردازند ، آنان را روانه می کنند و رامشگران و همبستران را فرا می خوانند ؛ این عمل آنان - در نظر پارسیان - ناپسند نیست ، چون همسران خود را در عیش و نوش و رفتارهای مستانه ی خود سهیم نمی نمایند !»

بهتر است از دینون نیز سخنی در این باب نقل کنیم :

»در میان پارسیان ، شهبانو شمار فراوان همبستران را بر می تابد (مجبور است) ؛ زیرا شاه بر همسر قانونی خود مانند فرمانروایی مطلق العنان حکم می راند .»

دینون در پرسیکای خود دلیل دیگری بر این امر اقامه کرده است :

»همبستران به شهبانو احترام می گذارند ؛ در واقع آنان باید به او تعظیم کنند .»

کتسیاس در یکی از روایتهای نخستین درباره روابط دربار پارس با فراعنه ساءیتی ، شرح داده است که احمس (پادشاه مصر) دخترش را برای کمبوجیه نفرستاد ، زیرا می پنداشت که نه مرتبت همسر ، که مرتبت همبستر را خواهد یافت . 

داستان روابط فرناباذ و اسپیتریداتس ، که گزنفون آن را روایت کرده است ، نیز موید این نکته است : اسپیتریداتس از فرناباذ به این سبب به خشم می آید که چون ، به ازدواج با یکی از دختران شاه امید بسته است ، قصد دارد دختر اسپیتریداتس را بدون ازدواج بگیرد . از این سخن می توان استنباط کرد که می خواهد او را به عنوان همبستر برگزیند . معنای این کار توهین به پدر دختر جوان بود . 

تمایز این دو گروه از وجود مراسم رسمی ای ناشی می شد که به ازدواج معنا می داد و در وضعیت فرزندان تبلور می یافت : فرزندانی که از همسر زاده می شدند ، مشروع (=حلال زاده) به شمار می آمدند ، ولی فرزندان همبستر ، نامشروع (حرام زاده) تلقی می شدند . در اصل ، تنها فرزندان مشروع هستند که در دایره تنگ وراث احتمالی قرار می گیرند . جانشین اردشیر اول استثنای مهمی بر این قاعده است ؛ چون از داماسپیا ، همسر او فقط یک پسر قانونی به نام خشایارشا(ی دوم) مانده بود و دیگران مرده بودند . وقتی خشایارشای دوم اندکی بعد به قتل رسید ، بین چند فرزند نامشروع (=حرامزاده) که از زنان بابلی شاه بودند ، رقابت درگرفت . 

در واقع نهاد همبستری ، اهداف چند همسری و همبستری را که به قول استرابون شمار فراوان فرزندان (چه حلال زاده و چه حرام زاده) است در این مورد بر می آورد . از طریق کتسیاس می دانیم که شاهان (دست کم) از زمان بردیا (به بعد) دارای همبسترانی بودند ، زیرا در روایت او ، مغ در هنگام کشته شدن به دست هفت تن ، با یکی از همبستران بابلی خود در بستر بود . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 431 - 429


1 . خرید و فروش زنان یعنی همان " بردگی " .

زنان مثل کالا خرید و فروش می شدند . 

 

#فساد_اخلاقی_ایرانیان_باستان

#فساد_اخلاقی_هخامنشیان

#خرید_و_فروش_دختران_و_زنان_در_ایران_باستان

#برده_داری_در_ایران_باستان

#شرابخواری

#نجسخواری

#زناکاری_ایرانیان_باستان

#زناکاری_هخامنشیان

#فرزندان_حرامزاده

#شاه_حرامزاده


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (99) : خرید و فروش زنان (همچون کالا) توسط ایرانیان باستان و هخامنشیان
برچسب ها : باستان ,زنان ,همبستران ,هخاان ,زاده ,همسر ,ایرانیان باستان ,فروش زنان ,حرام زاده ,فساد اخلاقی ,ایران باستان ,توسط ایرانیان باستان

هخامنشیان (98) : داشتن همسران متعدد و همبستران بیشمار ، رایج ترین امور در هخامنشی و ایران باستان

:: هخامنشیان (98) : داشتن همسران متعدد و همبستران بیشمار ، رایج ترین امور در هخامنشی و ایران باستان

داشتن همسران متعدد و همبستران بیشمار ، از رایج ترین امور در بین ایرانیان باستان و نیز هخامنشیان


هخامنشیان (بخش98)


" همسران و همبستران : 

از طریق مثالهای متعددی می دانیم که شاهان مانند دیگر پارسیان می توانستند همسران متعدد و همبستران بیشمار داشته باشند . نویسندگان دوران باستان مانند هرودوت تمایز بین این دو گروه ، یعنی همسران مشروع و همبستران را اغلب نشان داده اند :

»پارسیان ، هر یک چند همسر مشروع بر می گزینند و شمار بیشتری همبستر خریداری می کنند !» (1)

پلوتارک نیز در این زمینه می نویسد :

»وقتی شاهان پارس شام صرف می کنند ، زنان مشروعشان در کنار آنان می نشینند و در ضیافت شرکت می جویند ؛ اما اگر بخواهند به نشاط و میگساری بپردازند ، آنان را روانه می کنند و رامشگران و همبستران را فرا می خوانند ؛ این عمل آنان - در نظر پارسیان - ناپسند نیست ، چون همسران خود را در عیش و نوش و رفتارهای مستانه ی خود سهیم نمی نمایند !»

بهتر است از دینون نیز سخنی در این باب نقل کنیم :

»در میان پارسیان ، شهبانو شمار فراوان همبستران را بر می تابد (مجبور است) ؛ زیرا شاه بر همسر قانونی خود مانند فرمانروایی مطلق العنان حکم می راند .»

دینون در پرسیکای خود دلیل دیگری بر این امر اقامه کرده است :

»همبستران به شهبانو احترام می گذارند ؛ در واقع آنان باید به او تعظیم کنند .»

کتسیاس در یکی از روایتهای نخستین درباره روابط دربار پارس با فراعنه ساءیتی ، شرح داده است که احمس (پادشاه مصر) دخترش را برای کمبوجیه نفرستاد ، زیرا می پنداشت که نه مرتبت همسر ، که مرتبت همبستر را خواهد یافت . 

داستان روابط فرناباذ و اسپیتریداتس ، که گزنفون آن را روایت کرده است ، نیز موید این نکته است : اسپیتریداتس از فرناباذ به این سبب به خشم می آید که چون ، به ازدواج با یکی از دختران شاه امید بسته است ، قصد دارد دختر اسپیتریداتس را بدون ازدواج بگیرد . از این سخن می توان استنباط کرد که می خواهد او را به عنوان همبستر برگزیند . معنای این کار توهین به پدر دختر جوان بود . 

تمایز این دو گروه از وجود مراسم رسمی ای ناشی می شد که به ازدواج معنا می داد و در وضعیت فرزندان تبلور می یافت : فرزندانی که از همسر زاده می شدند ، مشروع (=حلال زاده) به شمار می آمدند ، ولی فرزندان همبستر ، نامشروع (حرام زاده) تلقی می شدند . در اصل ، تنها فرزندان مشروع هستند که در دایره تنگ وراث احتمالی قرار می گیرند . جانشین اردشیر اول استثنای مهمی بر این قاعده است ؛ چون از داماسپیا ، همسر او فقط یک پسر قانونی به نام خشایارشا(ی دوم) مانده بود و دیگران مرده بودند . وقتی خشایارشای دوم اندکی بعد به قتل رسید ، بین چند فرزند نامشروع (=حرامزاده) که از زنان بابلی شاه بودند ، رقابت درگرفت . 

در واقع نهاد همبستری ، اهداف چند همسری و همبستری را که به قول استرابون شمار فراوان فرزندان (چه حلال زاده و چه حرام زاده) است در این مورد بر می آورد . از طریق کتسیاس می دانیم که شاهان (دست کم) از زمان بردیا (به بعد) دارای همبسترانی بودند ، زیرا در روایت او ، مغ در هنگام کشته شدن به دست هفت تن ، با یکی از همبستران بابلی خود در بستر بود . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 431 - 429


1 . خرید و فروش زنان یعنی همان " بردگی " .

زنان مثل کالا خرید و فروش می شدند . 


#فساد_اخلاقی_ایرانیان_باستان

#فساد_اخلاقی_هخامنشیان

#خرید_و_فروش_دختران_و_زنان_در_ایران_باستان

#برده_داری_در_ایران_باستان

#شرابخواری

#نجسخواری

#زناکاری_ایرانیان_باستان

#زناکاری_هخامنشیان

#فرزندان_حرامزاده

#شاه_حرامزاده


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (98) : داشتن همسران متعدد و همبستران بیشمار ، رایج ترین امور در هخامنشی و ایران باستان
برچسب ها : همبستران ,باستان ,همسران ,زنان ,فرزندان ,زاده ,ایران باستان ,همبستران بیشمار ,ایرانیان باستان ,همسران متعدد ,حرام زاده ,داشتن همسران متعدد

هخامنشیان (97) : هخامنشیان و ریش و سبیل مصنوعی !

:: هخامنشیان (97) : هخامنشیان و ریش و سبیل مصنوعی !

هخامنشیان و ریش و سبیل مصنوعی !


هخامنشیان (بخش97)


" ... می دانیم که شاه و تمام اصیل زادگان دربار از ریش و سبیل مصنوعی استفاده می کرده اند . " (1)


 امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 424


1 . یادم افتاد به شعار مسخره کوروش پرستان ضدانقلاب و مزدور دشمن که دور قبر کوروش گفته بودن " آزادی اندیشه ، با ریش و پشم نمیشه !!! " .

دلم به حالشون می سوزه ؛ از بس جاهل و ساده لوح و متعصب و کم اطلاعن . 

یکی بهشون بگه " ای بیچاره جاهل ! کوروش و دیگر هخامنشیان ، (برعکس شماها) نه تنها ریش و سبیل داشتن ، بلکه ریش و سبیل مصنوعی هم بهش اضافه می کردن . "


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (97) : هخامنشیان و ریش و سبیل مصنوعی !
برچسب ها : هخاان ,سبیل ,مصنوعی ,کوروش ,سبیل مصنوعی

هخامنشیان (96) : برده سازی و خرید و فروش برده در زمان هخامنشیان

:: هخامنشیان (96) : برده سازی و خرید و فروش برده در زمان هخامنشیان

برده سازی و خرید و فروش برده در زمان هخامنشیان


 

هخامنشیان (بخش96)


" هرودوت : «در میان بربرها ، خواجه ها از بردگان دیگر با ارزش ترند ، به سبب آنکه می توان به آنان کاملا اعتماد کرد.» (کتاب 8 ، بند 105)


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 421

 

" خواجگی و اختگی :

... در درجه اول لازم است که بین دو گروه تمایز قایل شد : خواجگانی که جزء نزدیکان شاهند (بویژه کسانی که کتسیاس به صحنه آورده است) و خیل خواجگان گمنام (گله های خواجگان کوءینتوس کورسیوس) ، که جزء خدمه شاه و شهبانوان به شمار می آیند . اینها افرادی هستند که حتی اگر نزدیکی شان با شاه یا شهبانوان مرتبه ی والای خاصی به آنان اعطا کرده باشد مقام و موقعیتشان به بردگان نزدیک است . این همان واقعیتی است که با خواندن آنچه پلوتارک درباره شرط بندی اردشیر دوم و مادرش پروشات نوشته است ، به آن اشعار می یابیم : 

»از پسرش خواست بر سر یکی از خواجگان دست دیگری نرد بازی کنند و شاه با آن موافقت کرد . آن دو چنین قرار نهادند که هر یک پنج تن از وفادارترین خواجگان خود را مجزا کنند ، اما بازنده از میان بقیه ، آن کس را که برنده برگزیند ، تسلیم وی کند .»

خواجه ها نیز مانند بسیاری از خدمه دربار به سرزمین های تحت سلطه تعلق داشتند . می دانیم که مناطق متعدد می بایست خراج یا دختر و پسر هدیه دهند . 

(منجمله : اتیوپیان : 500 پسر هر 4 سال یکبار ؛

کولخیسیان : 100 پسر و 100 دختر جوان هر 2 سال یک بار). 

بابلیان می بایست هر ساله 500 جوان خصی ارسال دارند . 

این خواجگان ممکن بود جزء غنایم باشند ، اگر بر مبنای آنچه هرودوت نوشته است آن را کیفری شدید بر ضد ایونیهای طاغی بدانیم : 

«پارسیان همین که بر شهر تسلط یافتند ، نیکوروی ترین پسران را برگزیدند ، آنان را اخته کردند (1) و به جای مردان کامل از آنان خواجه ساختند .»

به دلیل عرضه و تقاضای دربارهای خشثرپاون نشین ها و دربار سلطنتی ، بین سواحل اژه و سرزمین های داخلی داد و ستدی واقعی جریان داشت . مورد هرموتیموس گواه این امر است . او که نزدیکترین خواجه سرای خشایارشا شده بود ، از اهالی پداسا در کاریا بود و طی جنگ اسیر شده بود . سپس پانیونوس خیوسی او را خریده بود : 

»این مرد ارتزاق از سود کفرآمیزترین مشاغل را برگزیده بود . وقتی پسران خوش سیما را می خرید (یعنی بعنوان برده) ، آنان را اخته می کرد (2) و برای فروش به بهای سنگین به ساردیس یا افسوس می برد .»

کاریا همیشه به دلیل خواجه هایش مشهور بود . به نوشته کسانتوس نهاد خواجگی درباری در آسیای صغیر قدمت دارد ، چون وجود آن در دربار لیدیا کاملا مسجل بوده است . بی تردید در خاورمیانه هم مراکز تولید خواجه دیگری وجود داشته است . 

خواجگان از بستر شاه و شهبانو مراقبت می کردند . ریشه واژه یونانی اءونوخوس (پاسدار بستر) نیز همین معنا را در بر دارد ...

سوای اشاره بسیار گذرای کوءینتوس کورسیوس روفوس به خواجگان - بردگانی که بر خدمتگزاری 360 همخوابه شاه مشغول اند ، یگانه شاهد در داستان دموکدس هرودوت یافت می شود : وقتی داریوش پزشک را به نزد زنان می فرستد ، خواجگان راهنمای او می شوند . عجیب است که گزنفون (در کوروش نامه) در بحث راجع به رابطه وفاداری و خصی شدن این وظیفه خواجگان را در نظر نگرفته است ... وظایف خواجگان به محافظت و نگهداری از بستر شاه محدود نمی شد و شمار آنان برای خدمت بر سر خوان سلطنتی نیز زیاد بوده است . 

سرانجام باید گفت که اگر سخن افلاطون را باور داشته باشیم باید بگوییم که رسیدگی به کودکان سلطنتی نیز بر عهده خواجگان بوده است ... 

اگر گزنفون را به دقت مجددا مطالعه کنیم چنین می نماید که خصی های کوروش مشاغل مادونی دارند که فقط به سبب آسیب پذیر بودن شاه دارای اهمیتند (سفره ، گرمابه ، بستر) ... گزنفون از کاربرد خواجگانی در خانه شاه سخن می گوید که مانند بابلیان جوان اخته شده (3) ، به این منظور هر ساله توسط اقوام تحت سلطه به دربار فرستاده می شوند . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 423 - 422


3 و 2 و 1 . خیلی آدم باید وحشی و به دور از انسانیت باشد که چنین جنایتی از او سر بزند . (اخته کردن جوانان بی گناه)


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (96) : برده سازی و خرید و فروش برده در زمان هخامنشیان
برچسب ها : خواجگان ,خواجه ,آنان ,برده ,دربار ,بستر ,ناهید فروغان ,کوءینتوس کورسیوس ,ترجمه ناهید ,زمان هخاان ,فروش برده ,ترجمه ناهید فروغان

هخامنشیان (95) : اخته و برده کردن خیل جوانان بی گناه ، جنایتی دیگر از هخامنشیان

:: هخامنشیان (95) : اخته و برده کردن خیل جوانان بی گناه ، جنایتی دیگر از هخامنشیان

اخته و برده کردن مداوم و مستمر خیل جوانان بی گناه برای خدمت در زمان هخامنشیان و نیز در دربار هخامنشی


هخامنشیان (بخش95)


" هرودوت : «در میان بربرها ، خواجه ها از بردگان دیگر با ارزش ترند ، به سبب آنکه می توان به آنان کاملا اعتماد کرد.» (کتاب 8 ، بند 105)


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 421

 

" خواجگی و اختگی :

... در درجه اول لازم است که بین دو گروه تمایز قایل شد : خواجگانی که جزء نزدیکان شاهند (بویژه کسانی که کتسیاس به صحنه آورده است) و خیل خواجگان گمنام (گله های خواجگان کوءینتوس کورسیوس) ، که جزء خدمه شاه و شهبانوان به شمار می آیند . اینها افرادی هستند که حتی اگر نزدیکی شان با شاه یا شهبانوان مرتبه ی والای خاصی به آنان اعطا کرده باشد مقام و موقعیتشان به بردگان نزدیک است . این همان واقعیتی است که با خواندن آنچه پلوتارک درباره شرط بندی اردشیر دوم و مادرش پروشات نوشته است ، به آن اشعار می یابیم : 

»از پسرش خواست بر سر یکی از خواجگان دست دیگری نرد بازی کنند و شاه با آن موافقت کرد . آن دو چنین قرار نهادند که هر یک پنج تن از وفادارترین خواجگان خود را مجزا کنند ، اما بازنده از میان بقیه ، آن کس را که برنده برگزیند ، تسلیم وی کند .»

خواجه ها نیز مانند بسیاری از خدمه دربار به سرزمین های تحت سلطه تعلق داشتند . می دانیم که مناطق متعدد می بایست خراج یا دختر و پسر هدیه دهند . 

(منجمله : اتیوپیان : 500 پسر هر 4 سال یکبار ؛

کولخیسیان : 100 پسر و 100 دختر جوان هر 2 سال یک بار). 

بابلیان می بایست هر ساله 500 جوان خصی ارسال دارند . 

این خواجگان ممکن بود جزء غنایم باشند ، اگر بر مبنای آنچه هرودوت نوشته است آن را کیفری شدید بر ضد ایونیهای طاغی بدانیم : 

«پارسیان همین که بر شهر تسلط یافتند ، نیکوروی ترین پسران را برگزیدند ، آنان را اخته کردند (1) و به جای مردان کامل از آنان خواجه ساختند .»

به دلیل عرضه و تقاضای دربارهای خشثرپاون نشین ها و دربار سلطنتی ، بین سواحل اژه و سرزمین های داخلی داد و ستدی واقعی جریان داشت . مورد هرموتیموس گواه این امر است . او که نزدیکترین خواجه سرای خشایارشا شده بود ، از اهالی پداسا در کاریا بود و طی جنگ اسیر شده بود . سپس پانیونوس خیوسی او را خریده بود : 

»این مرد ارتزاق از سود کفرآمیزترین مشاغل را برگزیده بود . وقتی پسران خوش سیما را می خرید (یعنی بعنوان برده) ، آنان را اخته می کرد (2) و برای فروش به بهای سنگین به ساردیس یا افسوس می برد .»

کاریا همیشه به دلیل خواجه هایش مشهور بود . به نوشته کسانتوس نهاد خواجگی درباری در آسیای صغیر قدمت دارد ، چون وجود آن در دربار لیدیا کاملا مسجل بوده است . بی تردید در خاورمیانه هم مراکز تولید خواجه دیگری وجود داشته است . 

خواجگان از بستر شاه و شهبانو مراقبت می کردند . ریشه واژه یونانی اءونوخوس (پاسدار بستر) نیز همین معنا را در بر دارد ...

سوای اشاره بسیار گذرای کوءینتوس کورسیوس روفوس به خواجگان - بردگانی که بر خدمتگزاری 360 همخوابه شاه مشغول اند ، یگانه شاهد در داستان دموکدس هرودوت یافت می شود : وقتی داریوش پزشک را به نزد زنان می فرستد ، خواجگان راهنمای او می شوند . عجیب است که گزنفون (در کوروش نامه) در بحث راجع به رابطه وفاداری و خصی شدن این وظیفه خواجگان را در نظر نگرفته است ... وظایف خواجگان به محافظت و نگهداری از بستر شاه محدود نمی شد و شمار آنان برای خدمت بر سر خوان سلطنتی نیز زیاد بوده است . 

سرانجام باید گفت که اگر سخن افلاطون را باور داشته باشیم باید بگوییم که رسیدگی به کودکان سلطنتی نیز بر عهده خواجگان بوده است ... 

اگر گزنفون را به دقت مجددا مطالعه کنیم چنین می نماید که خصی های کوروش مشاغل مادونی دارند که فقط به سبب آسیب پذیر بودن شاه دارای اهمیتند (سفره ، گرمابه ، بستر) ... گزنفون از کاربرد خواجگانی در خانه شاه سخن می گوید که مانند بابلیان جوان اخته شده (3) ، به این منظور هر ساله توسط اقوام تحت سلطه به دربار فرستاده می شوند . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 423 - 422


3 و 2 و 1 . خیلی آدم باید وحشی و به دور از انسانیت باشد که چنین جنایتی از او سر بزند . (اخته کردن جوانان بی گناه) 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (95) : اخته و برده کردن خیل جوانان بی گناه ، جنایتی دیگر از هخامنشیان
برچسب ها : خواجگان ,آنان ,اخته ,خواجه ,دربار ,بستر ,کوءینتوس کورسیوس ,ناهید فروغان ,ترجمه ناهید ,برای خدمت ,ترجمه ناهید فروغان

هخامنشیان (94) : شاهان هخامنشی لواط می کردند

:: هخامنشیان (94) : شاهان هخامنشی لواط می کردند

شاهان هخامنشی لواط می کردند


هخامنشیان (بخش94)


" ... کوءینتوس کورسیوس روفوس از " گله های خواجگان که در این سرزمینها به هیچ وجه خوار شمرده نمی شوند " سخن می گوید 

(کتاب 3 ، فصل 3 ، بند 22) .

360 همخوابه شاه هم " دسته های خواجگان را ، که به خدمت به زنان خو گرفته بودند چون ملازم با خود داشتند " 

( muliebria pati adsueti ipsi 

؛ کتاب 6 ، فصل 6 ، بند 8 ) .

عبارت کوءینتوس کورسیوس روفوس یادآور آن است که  وی نیز مانند بعضی از دیگر نویسندگان باستان از داستانهایی که درباره روابط همجنس گرایانه شاهان و خواجه سرایان محبوبشان دهان به دهان می گشته است ، بسیار حیرت زده بوده است . مورخان اسکندر از باگواس بسیار سخن گفته اند : " او خواجه ای به لحاظ زیبایی بی مثال و بسیار جوان بود و پیش از آنکه مقرب درگاه اسکندر شود ، ندیم داریوش سوم بود (کوءینتوس کورسیوس روفوس ، کتاب 6 ، فصل 5 ، بند 22) .

 کوءینتوس کورسیوس روفوس برای اینکه بیزاری خود را از چنین عاداتی بیان کند رشته سخن را به اورکسینس ، اصیل زاده ی پارسی می دهد که نسبت به باگواس ترک ادب کرده است : " در پارس ، عادت بر این جاری نیست که با کسانی که کارهای زشت و ننگ آورشان آنان را به زن بدل کرده است ، مانند مردان برخورد کنند . "

( qui stupro effeminarentur 

؛ کتاب 10 ، فصل 1 ، بند 26 ) .

این سخنان زیبا به واقعیت اعتنایی ندارد ، چون به رغم جدلی که درباره این امر در میان قدما وجود داشته است ، وجود عادات همجنس گرایانه در میان پارسیان تایید شده است . 

تیریداتس را نیز می شناختند که الیانوس در داستانی طی شرح مفصلی که به سرنوشت آسپاسیا اختصاص داده ، او را توصیف کرده است . آسپاسیا ، یار محبوب کوروش صغیر بود که پس از نبرد کوناکسا به اردوی اردشیر دوم انتقال یافت : 

»اندکی پس از آن تریداتس خواجه ، که در زیبایی و لطف در سراسر آسیا بی مثال بود ، جان سپرد . زندگی او زمانی به پایان رسید که تازه از طفولیت به جوانی گام نهاده بود . گویند که شاه عاشقانه به او مهر می ورزید و از مرگ او به راستی اندوهگین گشت و رنجی شدید بر او عارض شد . سراسر آسیای صغیر در عزای عمومی فرو رفته بود ، زیرا همه در طلب آن بودند که خوشایند شاه افتند . اما کسی را جرات تسلای او نبود . چون سه روز گذشت آسپاسیا جامه عزا در بر کرد و درست هنگامی که شاه قصد گرمابه کرده بود با چشمان گریان و سر فرو افتاده در برابر او ایستاد ... دل پارسی از این دلسوزی چنان شاد شد که به او امر کرد که در سرا در انتظار او بماند . آسپاسیا چنین کرد . شاه پس از بازگشت ، جامه خواجه را بر روی پیراهن سیاه او نهاد . جامه پسرانه به او می برازید و زیبایی اش را در برابر محبوب دو چندان می کرد . شاه مجذوب این منظره شد و از او خواست که همچنان با همین جامه ها به نزد او بیاید تا رنج شدید ناشی از مرگ تریداتس رفته رفته از دل او زایل شود . 

(حکایات گوناگون ، کتاب 12 ، بند 1) »

می بینید با چه عبارات ظریف و پوشیده ای چه چیزها بیان شده است ...

در آثار پلوتارک که شماری از اطلاعات خود را از کتسیاس و نیز دینون گرفته است نیز خواجگان بدکار را باز می یابیم ... " 


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 416 - 415


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (94) : شاهان هخامنشی لواط می کردند
برچسب ها : کتاب ,آسپاسیا ,خواجه ,جامه ,روفوس ,کورسیوس ,کورسیوس روفوس ,کوءینتوس کورسیوس ,همجنس گرایانه ,کوءینتوس کورسیوس روفوس

هخامنشیان (93) : آیین شرک آمیز پرستش آناهیتا در زمان هخامنشی و نیز توسط هخامنشیان

:: هخامنشیان (93) : آیین شرک آمیز پرستش آناهیتا در زمان هخامنشی و نیز توسط هخامنشیان

آیین شرک آمیز پرستش آناهیتا


هخامنشیان (بخش93)


" آیین پرستش آناهیتا : نام آناهیتا نیز مانند میترا فقط پس از اردشیر دوم در کتیبه های سلطنتی آمده است و می دانیم که این شاه آیین پرستش آناهیتا را در تمام پایتخت های شاهنشاهی ، از باکتریا تا ساردیس ، تسهیل کرد . بی آنکه تصمیمات اردشیر دوم را در این زمینه دست کم بگیریم ، باید توجه داشته باشیم که احتمال اینکه پرستش این الهه فقط از تغییری ناگهانی منتج شده باشد ، ضعیف است و بایست بیشتر حاصل تحولی طولانی باشد . 

صرف نظر از شواهدی که در آسیای صغیر در شکل پرستش آناءیتیس یا آرتمیس پارسی به دست آمده است و به بعد از دوره ی موردنظر ما تعلق دارد ، آیین پرستش آناهیتا را بطور کلی در صحنه های بازنمایی شده بر مهرها و حلقه ها می توان یافت . یکی از مهر ها - مهر گورگیپا (آناپا) - شاهی را با جامه ای بلند بر تن و تاج کنگره دار بر سر نشان می دهد ؛ شاه دو دستش را به سوی زنی دراز کرده است که او نیز تاج کنگره دار به سر دارد ؛ این زن با هاله ای نورانی احاطه شده و بر پشت شیری ایستاده است ؛ به دست راست گلی و به دست چپ عصایی دارد . بر مهری دیگر - Louvre, Coll , de Clercq - زنی بازنمایی شده است که بر صندلی پشت کوتاهی نشسته ، پاهایش بر کرسی قرار دارد ؛ تاج به سر است و گل نیلوفری به دست چپ دارد ، با دست راست می خواهد کبوتر تقدیمی کودکی را که در برابرش ایستاده است بگیرد ؛ پشت سر کودک مجمر پایه داری دیده می شود ؛ چهره زنانه دیگری (باز با تاج کنگره دار) صحنه را از سمت راست می بندد . این دو مهر را همیشه با صحنه ای مقایسه می کنند که بر حلقه ای که از خزانه اکسوس به دست آمده است ، نقش شده است : زنی بر صندلی پشت کوتاهی نشسته است ؛ تاج کنگره دار به سر دارد ، به دست راست گلی و به دست چپ تاجی دارد . 

هر چند این تفسیر مورد اعتراض است ، اما ما در اینجا سه بازنمایی از آناهیتا داریم . روابط آناهیتا با کبوتر کاملا مورد تایید قرار گرفته است . روابط او با شیر ، حکایت کوتاهی از الیانوس ثابت می کند . الیانوس شرح می دهد که در پرستشگاه آناءیتیس در الوماءید ، شیرهای رام شده به آزادی در رفت و آمدند .

وانگهی ما سندی در اختیار داریم که تاریخ آن مطمءن تر است و آن مهر الواح خزانه است که در آن زن یا الهه ای را می بینیم که هاله ای از نور او را احاطه کرده است . این سند حلقه مفقوده را به نوعی به دست می دهد . در این شرایط ، چهره شاه را در برابر آناهیتای ایستاده بر شیر می توان به پرونده روابط شاه بزرگ با خدایان ضمیمه کرد . بر ماست که دریابیم بعدها اردشیر دوم در آیین پرستش الهه چه تغییراتی داده است . 

نکته جالب دیگر اینکه تصاویر مهر اول به شدت یادآور بازنماییهای اوراتویی و بین النهرینی است : پیداست که در اینجا آناهیتا بسیاری چیزها را از ایشتار بین النهرین گرفته است . در این شرایط منطقی است فرض کنیم که التقاط حداقل از هنگام ورود پارسیان به این مناطق وجود داشته است و این احتمالا همان چیزی است که منظور نظر هرودوت بوده است وقتی می نویسد که پارسیان " از آشوریان و اعراب قربانی کردن برای آفرودیت اورانیا را آموخته اند " . 

یدین ترتیب این فکر به ذهن متبادر می شود که نام این الهه هر چند در کتیبه های شاهان اول نیامده است ولی در اوایل دوره هخامنشی به یقین پرستش می شده است . وانگهی باید به یاد بیاوریم که به نوشته تاسیت در لیدیا پرستشگاهی برای بزرگداشت آناءیتیس (دیانای پارسی) از هنگام سلطنت کوروش وجود داشته است . "


 امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 391 - 389


برای دسترسی به بخش اول و دوم و سوم این مطلب (یعنی ادیان ایران باستان -دوران هخامنشی- می توانید به لینکهای زیر مراجعه کنید :

 https://goo.gl/ygezlc

 https://goo.gl/emMu8Y

 https://goo.gl/MGLQep


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (93) : آیین شرک آمیز پرستش آناهیتا در زمان هخامنشی و نیز توسط هخامنشیان
برچسب ها : پرستش ,آناهیتا ,آیین ,الهه ,کنگره ,راست ,پرستش آناهیتا ,آیین پرستش ,وجود داشته ,کوتاهی نشسته ,آمیز پرستش ,آیین پرستش آناهیتا ,آمیز پرستش آناهیتا

هخامنشیان (92) : شراب خواری ( نجس خواری ) و مستی در هخامنشی

:: هخامنشیان (92) : شراب خواری ( نجس خواری ) و مستی در هخامنشی

شرابخواری (نجسخواری) و مستی در هخامنشی


هخامنشیان (بخش92)


" ... آتنایوس در شرحی که به مستی اختصاص داده است از کتسیاس و دوریس با این عبارات نقل قول کرده است : 

»کتسیاس گفته است که در هند شاه حق ندارد در میگساری چنان افراط کند که از خود بی خود شود ، اما در پارس شاه آزاد است که هنگام جشنی که پارسیان به افتخار میترا برپا می کنند چنین کند و پارسی برقصد . در مورد این امر دوریس در هفتمین کتاب تواریخ خود نوشته است : ' فقط در یکی از جشن هایی که پارسیان برپا می کنند ، همان جشنی که به افتخار میترا برپا می شود ، شاه می تواند در باده گساری چنان افراط کند که از خود بی خود شود و پارسی برقصد ؛ هیچ کس دیگر در آسیا حق این کار را ندارد و همه از آن اجتناب می کنند . ' 

حقیقت را بخواهید ، تفسیر این متن دشوار است ، به ویژه وقتی آن را با اطلاعات دمتریوس اسکپکیس ، که به دوران آنتیوخوس بزرگ تعلق دارد ، مقایسه می کنیم ؛ به نوشته او " هنگام شام نه تنها دوستان شاه ، بلکه خود شاه با سلاح می رقصد . "

... آنچه قابل توجه است این است که در چنین روزی فقط شاه می تواند به این رقص بپردازد . به همین نحو است میگساری ، که بسیاری از پارسیان از جمله شاهان به آن دست می زدند ، چون به نوشته پلوتارک ، کوروش صغیر - برای نمایاندن فضایل شاهی خود - مباهات می کرد به اینکه در میگساری از برادرش اردشیر پرتوان تر است . به علاوه ، به نوشته کتسیاس خشایارشای دوم در شرایطی بدست توطءه گران نابود شد که در پایان جشنی در کاخش مست غنوده بود ! 

گاه فرض شده است که مستی شاه در روز میثرکانه از خوردن هومه ناشی می شده است ، که هر چند بحث درباره ترکیب آن ادامه دارد ، اما بهرحال نوشیدنی سکرآوری تلقی می شود . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 389 - 388


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (92) : شراب خواری ( نجس خواری ) و مستی در هخامنشی
برچسب ها : مستی ,نوشته ,برپا ,جشنی ,میگساری ,پارسیان ,پارسی برقصد ,میترا برپا ,افتخار میترا ,چنان افراط

هخامنشیان (91) : آیین میترا پرستی ، یکی دیگر از ادیان شرک آمیز زمان هخامنشی

:: هخامنشیان (91) : آیین میترا پرستی ، یکی دیگر از ادیان شرک آمیز زمان هخامنشی

آیین شرک آمیز میترا پرستی ، یکی دیگر از ادیان زمان هخامنشی


هخامنشیان (بخش91)


" شاه ، میترا و خورشید : نویسندگان باستان از میان عناصر طبیعی ای که پارسیان آیین پرستش آنها را به جا می آوردند خورشید را ذکر کرده اند . هنگام جشنی که کوروش در پارس ترتیب داده بود ، گردونه خورشید را اسب های سپیدی می کشیدند که مانند اسبان گردونه زءوس تاجدار بودند . کوکبه دربردارنده اسبانی برای پیشکشی به خورشید نیز بود ، که کمی بعد بصورت جمعی قربانی می شدند . وانگهی باید توجه داشته باشیم که به نوشته هرودوت ، سکاها - اقوام ایرانی - خورشید را پرستش می کنند و برای آن اسب قربانی می کنند . بدون شک خورشید در زمره خدایانی است که بر سرزمین پارس فرمانروایی می کنند و خشایارشا پیش از عبور از هلسپونتوس پارسیان را به نیایش آن تشویق می کند . جایگاه خورشید و روابطش با اسب ها را از توصیفی که کوءینتوس کورسیوس روفوس از ترتیب حرکت داریوش سوم به دست می دهد ، کاملا می توان دریافت : 

»به محض برآمدن روز ، شیپور از خیمه سلطنتی به صدا در می آمد ؛ تمثال خورشید بر فراز خیمه شاه ، جایی که همگان می توانستند آن را مشاهده کنند ، در صندوقچه بلورین خود می درخشید ... ( پس از محرابهای آتش و گردونه ی ژوپیتر / اهورامزدا ) اسبی با جثه ای خارق العاده ، که اسب خورشید خوانده می شد ، حرکت می کرد ؛ کسانی که اسب ها را هدایت می کردند تازیانه های زرین به دست داشتند و پیکرشان را جامه های سپید می آراست .»

استرابون روابط بین میترا و اسب را کاملا مورد تایید قرار داده است . به نوشته استرابون ، خشثرپاون ارمنستان هر ساله می بایست 20000 کره اسب به دربار بفرستد که هنگام اعیادی که به افتخار میترا برگزار می شد قربانی می شدند . در این متون شواهد مربوط به کشتار اسبانی را می یابیم که کوروش به خورشید پیشکش کرده بود . اما قربانی کردن اسب ها منحصر به آیین پرستش میترا نبوده است . باید به یاد آوریم که با رسیدن به رود استرومون در تراکیا مغان برای تحصیل نشانه های نیک اسبان سفید برای آن قربانی کردند . از قطعه ای دیگر از هرودوت رابطه اسبان سفید مقدس و رودخانه را می توان استنباط کرد . پس تعیین هویت یک خدا با نوع جانورانی که به عنوان قربانی به او پیشکش می شوند مخاطره آمیز است . 

اغلب ، بنابر اظهارات استرابون ، هوخیوس و سویداس می پندارند که پارسیان، خورشید را به میترا مانند می کنند . اما بحث بر سر این موضوع همچنان جریان دارد ، چون اسناد هم بسیار ناهمگون است و هم تضادهایی در بر دارد . باید توجه داشته باشیم که هیچ قربانی برای خورشید (و میترا) در الواح تخت جمشید فهرست نشده است ؛ و در هیچ کتیبه سلطنتی پیش از اردشیر دوم صراحتا به میترا (و آناهیتا) اشاره نشده است . گاه دعاها و سپاس های داریوش خطاب به " اهورامزدا و خدایان دیگر " ادا می شود . معمولا مسلم فرض می شود که عبارت " خدایان دیگر " در بردارنده میترا و آناهیتا نیز هست . 

دو یشت اوستا به آناهیتا و میترا اختصاص دارد ، ولی استفاده از آنها مسءله آفرین است ، چون تقسیم بندی لایه های مختلف زمانی در آن آسان نیست . این سخن در مورد متون یونانی و لاتینی صادق تر است ، چون بسیاری از آنان ، که به دوره های بعدی تعلق دارند ، به آیین پرستش خورشیدی (و نظامی) میترا اشاره می کنند که در دوران رومی موفقیت بهت آوری کسب کرده بود . در نوشته گزنفون ، کوروش صغیر نیز در پردیس خود میترا را به یاد می آورد . همچنین است اردشیر وقتی درشتی استثنایی اناری را می ستاید که روستایی پارسی ساده ای به او پیشکش کرده است . میترا که خدای سوگند و پیمان و خدای جنگ است ، روستاها و محصول را نیز حفاظت می کند . او کسی است که به دلخواه عنایت می کند ، به دلخواه روستاها را رونق می بخشد ، به کشاورز آزار نمی رساند ، به آنها برکت می دهد ، به نداها پاسخ می دهد ، آبها را می پراکند ، گیاهان را می رویاند ، سبب رشد و نمو می شود . او راه هایی را دنبال می کند که روستاها را حاصلخیز می کند . در همان یشت 10 اوستا میترای چمنزارهای وسیع ستایش شده است . در وجود میترا نیز چون شخص شاه بزرگ وظایف مربوط به جنگ و دادگستری و حمایت از خاک و روستاییان به نحو مکملی ادغام شده است . 

بر اساس نوشته های گزنفون ، هرودوت و کوءینتوس کورسیوس روفوس می دانیم که کوکبه سلطنتی باید هنگام برآمدن خورشید حرکت کند ؛ اما این امر سبب نمی شود که بپنداریم که پارسیان با این کار بالاخص میترا را بزرگ می داشته اند . شاید در این مورد پای هوریره در میان باشد - یعنی همان خدایی که نامش در الواح تخت جمشید نیز آمده است ؛ البته اگر بپذیریم که هوریره تجسم ایزد خورشید طالع است . احتمال کمی دارد که نیایش خطاب به خورشید ، که خشایارشا آن را پیش از عبور از هلسپونتوس بر زبان می راند ، به طور خاص متوجه میترا باشد . 

یکی از حیرت آورترین شواهد ما به دورانهای بعدی تعلق دارد : وقتی پیش از نبرد اربلا ، داریوش سوم " قدرتهای پاسدار شاهنشاهی پارس " را به یاری می طلبد ، به درگاه خورشید میترا ، آتش جاوید و مقدس ، دعا می خواند . این سخن در هر حال در بر دارنده تمایزی قطعی بین این دو خداست که احتمال دارد روابط موروثی نیز با یکدیگر داشته باشند . در اینجا بهتر است این متن را با متن دیگری که مربوط به زمان سلطنت داریوش سوم است مقایسه کنیم . پلوتارک در نوشته ی خود سخنی در دهان شاه نهاده است که حاکی از آن است که برای پارسیان میترا هم خدای ضامن پیمانها (که اسناد ایرانی و یونانی موید آن است) و هم خدای روشنایی است . 

البته میترا یگانه خدایی نیست که از نیروی درخشش برخوردار است ؛ اهورامزدا نیز سرچشمه نور به شمار می آید . اما این دو متن الزاما مانه الجمع نیستند ، چون بسیاری از خدایان (اگر نگوییم تمامشان) وظایف چندگانه  و برخی خصایص مشترک و مشابه دارند . روی هم رفته پرونده تمام این اسناد و مدارک پیچیده (و همچنان باز) ما را به پذیرش این نکته تشویق می کند که در دوران هخامنشی هم میترا به خورشید بسیار شباهت داشته است و هم بین میترا و خورشید تشابه قطعی و منحصربفردی ، حداقل در شکل های رسمی آیین پرستش ، وجود نداشته است . درباره اعتقادات مردم درباره این امر اظهارنظر ممکن نیست ، چون نفوذ در آن بسیار دشوار است . 

دیدیم که در جشن های میترا (میثرکانه) هزاران اسب به خدا پیشکش می شد . این یگانه جشنی است که درباره نقش خاص شاه - حداقل درباره یکی از وجوه شرکت وی - در آن اطلاعاتی در اختیار داریم . آتنایوس در شرحی که به مستی اختصاص داده است از کتسیاس و دوریس با این عبارات نقل قول کرده است : 

»کتسیاس گفته است که در هند شاه حق ندارد در میگساری چنان افراط کند که از خود بی خود شود ، اما در پارس شاه آزاد است که هنگام جشنی که پارسیان به افتخار میترا برپا می کنند چنین کند و پارسی برقصد . در مورد این امر دوریس در هفتمین کتاب تواریخ خود نوشته است : ' فقط در یکی از جشن هایی که پارسیان برپا می کنند ، همان جشنی که به افتخار میترا برپا می شود ، شاه می تواند در باده گساری چنان افراط کند که از خود بی خود شود و پارسی برقصد ؛ هیچ کس دیگر در آسیا حق این کار را ندارد و همه از آن اجتناب می کنند . ' 

حقیقت را بخواهید ، تفسیر این متن دشوار است ، به ویژه وقتی آن را با اطلاعات دمتریوس اسکپکیس ، که به دوران آنتیوخوس بزرگ تعلق دارد ، مقایسه می کنیم ؛ به نوشته او " هنگام شام نه تنها دوستان شاه ، بلکه خود شاه با سلاح می رقصد . "

اما از شاه بزرگ تا شاه سلوکی ویژگی های قابل قیاس ممکن است نقش های متفاوتی در خود پنهان کرده باشند (در دربار پارس ، فقط شاه پارسی می رقصد) . 

به هر حال می دانیم که در دربار هخامنشی رقص ها جزءی از مناسک بودند : وقتی کوروش در پارس قربانی های مربوط به مناسک معمول را پیشکش می کند ، به پارسیان علامت آغاز رقص های اجدادی را می دهد . 

این را نیز می دانیم که پارسی رقص بسیار متداولی بوده است . گزنفون آن را چون تبلور شادی در میان پارسیان معرفی می کند . دوربس تصریح کرده است که پارسیان مانند سوارکاری به طور منظم به تمرین آن می پرداخته اند ؛ چون عضلات را نیرومند می کرده است . اگر توصیف گزنفون را درباره آن بخوانیم این سخن را به سهولت باور خواهیم کرد .: 

»در پایان ، یکی از اهالی موسیا پارسی رقصید ، او سپرهای خود را به هم می کوفت ؛ بر زانو می نشست ، بر می خاست و تمام این کارها را به نحوی موزون با نوای فلوت انجام می داد .»


بطور موجز باید متذکر شویم که مقایسه رقص پارسی و تمرینهای سوارکاری شاید چندان غیرمترقبه نباشد . الیانوس - که بی تردید اطلاعات خود را از کتسیاس اخذ کرده است - شرح داده است که پارسیان برای آنکه اسبان خود را به هیاهوی نبرد عادت دهند سلاح های مفرغی را در برابر آنان به یکدیگر می کوبند . 
آیا نمی شود گفت که در اینجا به سپرهایی که سربازان هنگام رقص پارسی به هم می کوبند بطور گذرا اشاره شده است ؟ بهرحال چنین می نماید که پارسی رقصی نظامی و کاملا مختص بزرگداشت خدای جنگجویی مانند میترا بوده است . 
آنچه قابل توجه است این است که در چنین روزی فقط شاه می تواند به این رقص بپردازد . به همین نحو است میگساری ، که بسیاری از پارسیان از جمله شاهان به آن دست می زدند ، چون به نوشته پلوتارک ، کوروش صغیر - برای نمایاندن فضایل شاهی خود - مباهات می کرد به اینکه در میگساری از برادرش اردشیر پرتوان تر است . به علاوه ، به نوشته کتسیاس خشایارشای دوم در شرایطی بدست توطءه گران نابود شد که در پایان جشنی در کاخش مست غنوده بود ! 
گاه فرض شده است که مستی شاه در روز میثرکانه از خوردن هومه ناشی می شده است ، که هر چند بحث درباره ترکیب آن ادامه دارد ، اما بهرحال نوشیدنی سکرآوری تلقی می شود ؛ البته ، این سخن صرفا یک فرضیه است . اما آیا میگساری شاه بیشتر بازتاب آیین باروری که تاک نماد آن است نبوده است ؟"

امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 389 - 385 

برای دسترسی به بخش اول و دوم این مطلب (یعنی ادیان ایران باستان -دوران هخامنشی- می توانید به لینکهای زیر مراجعه کنید :
 https://goo.gl/ygezlc

 https://goo.gl/emMu8Y

 ###############

کانال حقیقت
https://telegram.me/haghighat1357
منبع : باستانهخامنشیان (91) : آیین میترا پرستی ، یکی دیگر از ادیان شرک آمیز زمان هخامنشی
برچسب ها : میترا ,خورشید ,پارسیان ,پارسی ,کرده ,نوشته ,آیین پرستش ,افتخار میترا ,کوروش صغیر ,بعدی تعلق ,خدایان دیگر ,کوءینتوس کورسیوس روفوس ,توجه داشته باش

هخامنشیان (90) : آتش پرستی در عصر هخامنشی ( ایران باستان ) و توسط هخامنشیان

:: هخامنشیان (90) : آتش پرستی در عصر هخامنشی ( ایران باستان ) و توسط هخامنشیان

آتش پرستی در عصر هخامنشی و توسط هخامنشیان


هخامنشیان (بخش90)


" شاه و آیین پرستش آتش : می دانیم که آتش یکی از عناصر طبیعی است که پارسیان برای آن آیین پرستش را به جا می آورند . (هرودوت ، کتاب 1 ، بند 131)

به گفته استرابون آتش و آب برای پارسیان مهمترین عنصر به شمار می آیند .(کتاب 15 ، فصل 3 ، بند 14)

استرابون تصریح می کند که پارسیان برای هر خدایی که می خواهند قربانی پیشکش کنند ، نخست در برابر آتش دعا می خوانند . (کتاب 15 ، فصل 3 ، بند 16)

به گفته دینون ( FGrH 690 F 28 ) پارسیان از میان تمام خدایان فقط برای آب و آتش پیکره هایی برپا می دارند . سیراکس سکا نیز از اهمیت آب و آتش برای پارسیان غافل نبود ، چون برای جلب اعتماد داریوش به " آتش جاوید و آب مقدس " سوگند خورد (پولیانوس ، کتاب 7 ، فصل 11 ، بند 12 )

احتمال دارد که علت منع سوزاندن اجساد در آتش ، خصلت مقدس آن باشد . (استرابون ، کتاب 15 ، فصل 3 ، بند 18 ؛ ر . ک کتسیاس § 57 :  para ton nomon ) . 

در الواح تخت جمشید با دو عنوان بر می خوریم که وجه تسمیه آنها با آتش رابطه پیدا می کند : آثروپتی و آتروشه . آثروپتی وظایف دیوانی ای را انجام می دهد که ظاهرا هیچ رابطه ای با آیین های پرستش ندارد . اما وظیفه آتروشه (پاسدار آتش) که بیشتر از او نام برده شده است چنین نیست . اوضاع و احوالی که او در آن عمل می کند ، گاه مذهبی است ، اما آیین پرستش آتش فی نفسه در هیچ جا صراحتا مورد تایید قرار نگرفته است . با این همه باید توجه داشت که یکی از خدایان نام برده شده در الواح ، نریسنگه ، روابط ممتازی با آتش دارد . حداکثر می توان فرض کرد که در هر مکانی که در آن نام این کاهنان (آتروشه) قید شده است ، پرستشگاه آتش وجود داشته است . البته ما شواهد باستان شناختی از دوره هخامنشی در این زمینه در اختیار نداریم ، اما اهمیت پرستشگاه های آتش در دوران یونانی مآبی مسلما معرف استمرار آن از دوران هخامنشی است . 

دیدیم که در نقش رستم داریوش در برابر محراب آتشی ایستاده است که از آن شعله هایی بلند می شود ، و حلقه بالدار و هلال ماه بر فراز صحنه قرار دارند . اما چیزی را که این صحنه می خواهد نشان دهد نمی توان درک کرد - حتی اگر صحنه مدعی انتقال آن باشد . با این همه می توان فرض کرد که این صحنه به نحوی ایستا و آیینی به مراسم قربانی ای بر می گردد که شاه بزرگ در برابر محرابی از آتش شخصا به جا می آورد . صحنه ای مشابه آن بر مهرهای متعدد الواح خزانه یافت می شود .  در میان چشمگیرترین بازنماییها ، مهری را که نام زرثوستریش بر آن ثبت شده است ، توضیح خواهیم داد : زیر نشان اهورامزدا ، دو دینیار ، در جامه پارسی در دو سوی محراب آتش قرار دارند ؛ کسی که در سمت چپ ایستاده است دسته ترکه های آیینی (برسم) را به دست دارد و آنکس که در سمت راست ایستاده است ، با دو دست ملاقه ای را که مخصوص اجرای آیین برافشانی است ، گرفته است ...

بازنمایی نقش رستم را نیز می توان به متون کلاسیک افزود ، چون در هر حال دربردارنده ی روابط ممتاز شاه با آتش است . آیا همین آتش نبود که - چون فرض بر این بود که شهامت سربازان را تقویت می کند - کوروش گزنفون آن را تحت نام هفایستوس هنگام حمله ای که به رهبری پهلوانش به بابل صورت پذیرفت ، به یاری طلبید ؟ (کوروپدیا ، کتاب 7 ، فصل 5 ، بند 21)

آرایش کوکبه سلطنتی جایگاه آتش را در واقعیت قدرت سلطنتی بهتر نشان می دهد . در کوکبه کوروش ، گردونه زءوس و گردونه خورشید را مردانی که آتش را بر محرابی بزرگ حمل می کنند در پیشاپیش گردونه شاه دنبال می کنند . 
(کوروپدیا ، کتاب 8 ، فصل 3 ، بند 12) .
اما گزنفون درباره قربانی های مخصوص آتش چیزی نمی گوید (فصل 3 ، بند 24) .
آتش در کوکبه داریوش سوم جایگاه مهمتری دارد :
" چنین بود ترتیب حرکت ؛ آتش که آنان خود آن را مقدس و جاوید می خواندند بر محرابهای سیمین ، پیشاپیش حمل می شد . مغان در کنار آن می آمدند و سرودی اجدادی می خواندند " (کوءینتوس کورسیوس روفوس ، کتاب 3 ، فصل 3 ، بند 9)
سرانجام باید گفت که خاموش کردن آتش های مقدس هنگام مرگ شاه 
(دیودوروس ، کتاب 17 ، فصل 114 ، بند 4 - 5)
از یک سو موید آنست که پرستشگاه های دولتی برای پرستش آنان (که پاسداری از آنها را به مغان می سپردند) در تمام خشثرپاون نشین ها وجود داشته است (Dinon , FGrH F 28). و از دیگر سو ثابت می کند که این آیین پرستش دولتی از نزدیک به خود شخص شاه وابسته بوده است . "

امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 385 - 382

برای دسترسی به بخش اول این مطلب (یعنی ادیان ایران باستان -دوران هخامنشی- می توانید به لینک زیر مراجعه کنید : 
 https://goo.gl/ygezlc
 
 ###############

کانال حقیقت
https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (90) : آتش پرستی در عصر هخامنشی ( ایران باستان ) و توسط هخامنشیان
برچسب ها : کتاب ,پرستش ,آیین ,صحنه ,پارسیان ,توان ,آیین پرستش ,قرار دارند ,ایران باستان ,وجود داشته ,برای پارسیان

هخامنشیان (89) : زنده به گور کردن توسط هخامنشیان

:: هخامنشیان (89) : زنده به گور کردن توسط هخامنشیان

زنده بگور کردن توسط هخامنشیان


هخامنشیان (بخش89)


" کتسیاس به حضور پزشک یونانی دیگری در دربار اردشیر اول به نام آپولونیدس اشاره کرده است . وی از اهالی کوس بود که به داشتن پزشکان حاذق شهرت داشت . اشاره کتسیاس به آپولونیدس ، هنگام شرح حرکت خاندان بغه بوخشه صورت گرفته است . این پزشک بر اثر درمان زخم های بغه بوخشه در نبردهایی که در داخل کاخ ها هنگام جانشینی خشایارشا جریان داشت ، بلندآوازه شده بود . بعدها شیفته ی بیوه ی بغه بوخشه ، آموتیس ، خواهر شاه شد . آموتیس به دلیل زیبایی و روابطی که خارج از چارچوب زناشویی با دیگران برقرار کرده بود ، اشتهار (=شهرت) داشت ... 

کتسیاس ... می نویسد :

" آپولونیدس به آموتیس اظهار داشت که سلامتی خود را در صورتی باز خواهد یافت که با مردان روابطی برقرار سازد ، اما از آنجا که وی از زهدان در رنج بود ... " . 

پس از مرگ شاهدخت ، مادرش اردشیر را واداشت که مجازات عبرت انگیزی برای پزشک مقرر کند : " به امر مادر شاهدخت ، دو ماه پزشک را در غل و زنجیر ، در عذاب و شکنجه نگاه داشتند ، سپس به کیفر مرگ آموتیس ، زنده زنده دفن کردند ! "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 409


#زنده_بگور_کردن_توسط_هخامنشیان

#زنده_بگور_کردن_در_ایران_باستان

#زنده_بگور_کردن_رسمی_پارسی

#زنده_بگور_کردن_در_عصر_جاهلیت_ایران

#جنایات_هخامنشیان

#زناکاری_هخامنشیان

#فساد_اخلاقی_هخامنشیان

#وحشیگری_هخامنشیان

#وحشیگری_در_ایران_باستان


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (89) : زنده به گور کردن توسط هخامنشیان
برچسب ها : هخاان ,زنده ,بگور ,آموتیس ,پزشک ,بوخشه ,زنده بگور ,توسط هخاان ,هخاان وحشیگری ,ایران باستان ,شهرت داشت

هخامنشیان (88) : خواهر شاه هخامنشی ، زناکار بود

:: هخامنشیان (88) : خواهر شاه هخامنشی ، زناکار بود

خواهر شاه هخامنشی، زناکار بود


هخامنشیان (بخش88)


" کتسیاس به حضور پزشک یونانی دیگری در دربار اردشیر اول به نام آپولونیدس اشاره کرده است . وی از اهالی کوس بود که به داشتن پزشکان حاذق شهرت داشت . اشاره کتسیاس به آپولونیدس ، هنگام شرح حرکت خاندان بغه بوخشه صورت گرفته است . این پزشک بر اثر درمان زخم های بغه بوخشه در نبردهایی که در داخل کاخ ها هنگام جانشینی خشایارشا جریان داشت ، بلندآوازه شده بود . بعدها شیفته ی بیوه ی بغه بوخشه ، آموتیس ، خواهر شاه شد . آموتیس به دلیل زیبایی و روابطی که خارج از چارچوب زناشویی با دیگران برقرار کرده بود ، اشتهار (=شهرت) داشت ... 

کتسیاس ... می نویسد :

" آپولونیدس به آموتیس اظهار داشت که سلامتی خود را در صورتی باز خواهد یافت که با مردان روابطی برقرار سازد ... "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 409


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (88) : خواهر شاه هخامنشی ، زناکار بود
برچسب ها : آموتیس ,بوخشه ,آپولونیدس ,کتسیاس ,خواهر ,شهرت داشت

هخامنشیان (87) : هخامنشیان نجس خوار ( شراب خوار ) بودند

:: هخامنشیان (87) : هخامنشیان نجس خوار ( شراب خوار ) بودند

هخامنشیان ، نجس خوار (شرابخوار) بودند 


هخامنشیان (بخش87)


" ... اگر آب مصرفی شاه بزرگ (هخامنشی) را در ظروف اختصاصی می ریختند به منظور حفاظت از زندگی او نیز بود . در مورد شراب شاه نیز چنین بود . هراکلیدس تصریح کرده است که طی سومپوسیون (ضیافت میگساری) که پس از شام برپا می شد ، شاه شراب خاصی می نوشید . این شراب بی شک شراب خالوبونیایی سوریه بود که شاه آن را یگانه نوشیدنی خود کرده بود . از طریق دینون می دانیم که شاه در جام مخصوص تخم مرغی شکلی شراب می نوشید . باگواس برای از میان بردن داریوش سوم در همین جام زهر ریخت ، اما شاه آگاهانه جامش را به طرف توطءه گر دراز کرد ، گویی افتخاری استثنایی به او اعطا می کرد و او را به نوشیدن زهر واداشت . 

اهمیت ساقیان درباری ، و بویژه کسی که سرپرست این کار بود ، یعنی ساقی سلطنتی از همین امر ناشی می شود . وظیفه ظریف ریختن شراب در جام شاه بر مبنای قواعد ثالت حاکم بر آداب درباری فقط به او تعلق می گرفت : " ساقیان سلطنتی کار خود را با ظرافت انجام می دهند ، شراب را به پاکیزگی در جام می ریزند ، جام را با سر انگشتان خود بلند می کنند و آن را طوری تعارف می کنند که نوشنده بتواند آن را به سهولت بگیرد . " 

کار چشیدن شراب را نیز چون ساکاس در دربار ایشتوویگو ، خود او انجام می دهد . گزنفون درباره ساکاس چنین گفته است : " باید گفت که ساقی شاه هر بار که جام را به او تقدیم می کند ، با پیمانه کوچکی از آن شراب بر می دارد ، چند قطره از آن را در دست چپش می ریزد و می نوشد تا اگر در جام زهر ریخته باشد سودی نبرد . "

البته ساقی کاملا مجال داشت تا در شراب شاه زهر بریزد ... به همین دلیل مردانی را به این کار می گماشتند که وفاداریشان به اثبات رسیده بود ، نظیر نحمیا در دربار اردشیر اول یا پسر پرکساسپس در دربار کمبوجیه . "


 امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 408 - 407


#میگساری_در_بین_هخامنشیان

#شرابخواری_هخامنشیان

#نجسخواری_هخامنشیان

#گناه_کبیره

#هر_دم_از_این_باغ_بری_میرسد!

#انحرافات_اعتقادی_هخامنشیان

#هخامنشیان_مجموعه_ای_از_گناهان


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (87) : هخامنشیان نجس خوار ( شراب خوار ) بودند
برچسب ها : شراب ,هخاان ,دربار ,ساقی ,همین ,خوار

هخامنشیان (86) : هخامنشیان (ایران باستان) در وحشی گری روی اعراب زمان جاهلیت را سفید کردند

:: هخامنشیان (86) : هخامنشیان (ایران باستان) در وحشی گری روی اعراب زمان جاهلیت را سفید کردند

هخامنشیان در وحشیگری روی اعراب زمان جاهلیت را سفید کردند


هخامنشیان (بخش86)


" خشایارشا برای مجازات پوتیوس که از خشایارشا خواسته بود فرزندش را از رفتن به جنگ معاف کند ، چنین تصمیم می گیرد : 

»وی بی درنگ به دژخیمان فرمان داد ارشد پسران پوتیوس را بیابند و او را از میان به دو پاره کنند ، پاره ای را سمت راست و پاره دیگر را سمت چپ جاده نهند ؛ و به سپاهیان دستور داد که از همان راه ، از میان آن دو پاره بگذرند . آنان همان کردند که او به آنان گفته بود . پس از آن ، سپاه بطور منظم به حرکت درآمد .» (1)


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 373


1 . بنظر می رسد خشایارشا ، پدر داعش و رژیم صهیونیستی باشد ؛ اگر چه آنها هنوز در جنایت به پای او نرسیده اند . 


#صد_رحمت_به_اعراب_زمان_جاهلی

#سفید_کردن_روی_اعراب_زمان_جاهلی

#وحشیگری_خشایارشا

#وحشیگری_هخامنشی

#وحشیگری_هخامنشیان

#هخامنشیان_وحشی

#وحشیگری_در_ایران_باستان

#جنایات_هخامنشیان

#عصر_جاهلیت_ایران_باستان

#هخامنشیان_جنایتکار

#رژیم_صهیونیستی

#داعش

#هخامنشیان_خونخوار

#افتخارات_ایران_باستان!

#عدالت_هخامنشیان!

#زاقارت



 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (86) : هخامنشیان (ایران باستان) در وحشی گری روی اعراب زمان جاهلیت را سفید کردند
برچسب ها : هخاان ,وحشیگری ,پاره ,باستان ,خشایارشا ,زمان ,اعراب زمان ,ایران باستان ,زمان جاهلی ,رژیم صهیونیستی ,زمان جاهلیت

هخامنشیان (85) : وحشی گری به سبک هخامنشی

:: هخامنشیان (85) : وحشی گری به سبک هخامنشی

وحشی گری به سبک هخامنشی : سر بی گناه -یا مجرم- را بر سنگ می گذاشتند و با سنگ دیگری آنقدر آن را می زدند تا سر و صورت له شود!

 

هخامنشیان (بخش85)


" ... کتسیاس و پلوتارک غذا خوردن زن (استاتیرا) و مادر (پروشات) اردشیر دوم را وصف کرده اند . پلوتارک که اطلاعات خود را از دینون و کتسیاس اقتباس کرده ، شرح داده است که مادر اردشیر چگونه خود را از شر همسر او خلاص کرد :

»دو زن ، پس از بدگمانیها و کشمکش های پیشین باز به رفت و آمد و همسفره شدن با یکدیگر پرداختند ؛ اما چون از یکدیگر بیم داشتند و به همدیگر بدگمان بودند فقط از خوراکیهایی واحد که دستی واحد آنها را بر سر سفره نهاده بود تغذیه می کردند . در پارس پرنده کوچکی هست که شکمش را که پر از چربی است خالی نمی کنند ... این پرنده را رونداکه (زرده پره سر زیتونی) می نامند . به گفته کتسیاس ، پروشات یکی از این پرنده ها را با کارد کوچکی ، که یک سمت تیغه آن را زهرآلود کرده بودند ، اما زهر را از طرف دیگر آن زدوده بودند ، نصف کرد و سالم و بی زیان پرنده را به دهان برد و خورد و نصف سمی را به استاتیرا داد .» 

اما یکی از خدمتکاران پروشات ، با آنکه توسط قضات تبرءه شده بود ، محکوم به مرگ شد . پلوتارک به این مناسبت تصریح کرده است که در دربار کیفری مخصوص زهردهندگان وجود داشته است : 

»سر زهردهنده را بر سنگ صاف بزرگی می نهند و با سنگ دیگری آنقدر آن را می زنند تا سر و صورت له شود!»

... کتسیاس (به نقل از الیانوس در کتاب طبیعت جانوران ، کتاب 4 ، بند 41) در جای دیگر تصریح کرده است که زهری هندی که سبب مرگ بدون درد می شد ، به صورت مجزا در سراهای سلطنتی حفظ می شد و کسی جز شاه و مادرش به آن دسترسی نداشت . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 406 - 405


#کشتن_بی_گناهان

#زجرکش_کردن_زمان_هخامنشیان

#پارس_جاهلی

#عصر_جاهلیت_ایران_باستان

#وحشیگری_در_حد_لالیگا!

#وحشیگری_هخامنشیان

#صد_رحمت_به_اعراب_زمان_جاهلی


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (85) : وحشی گری به سبک هخامنشی
برچسب ها : کرده ,پرنده ,کتسیاس ,هخاان ,بودند ,پلوتارک ,تصریح کرده ,دیگری آنقدر

هخامنشیان (84) : عدالت هخامنشی (!!!) : زجرکش کردن بی گناهان بجای مجازات قاتل (یعنی مادر اردشیر)

:: هخامنشیان (84) : عدالت هخامنشی (!!!) : زجرکش کردن بی گناهان بجای مجازات قاتل (یعنی مادر اردشیر)

عدالت هخامنشی  (!!!) : زجرکش کردن بی گناهان ؛ 

بجای مجازات قاتل اصلی (یعنی مادر اردشیر) 


هخامنشیان (بخش84)


" ... کتسیاس و پلوتارک غذا خوردن زن (استاتیرا) و مادر (پروشات) اردشیر دوم را وصف کرده اند . پلوتارک که اطلاعات خود را از دینون و کتسیاس اقتباس کرده ، شرح داده است که مادر اردشیر چگونه خود را از شر همسر او خلاص کرد :

»دو زن ، پس از بدگمانیها و کشمکش های پیشین باز به رفت و آمد و همسفره شدن با یکدیگر پرداختند ؛ اما چون از یکدیگر بیم داشتند و به همدیگر بدگمان بودند فقط از خوراکیهایی واحد که دستی واحد آنها را بر سر سفره نهاده بود تغذیه می کردند . در پارس پرنده کوچکی هست که شکمش را که پر از چربی است خالی نمی کنند ... این پرنده را رونداکه (زرده پره سر زیتونی) می نامند . به گفته کتسیاس ، پروشات یکی از این پرنده ها را با کارد کوچکی ، که یک سمت تیغه آن را زهرآلود کرده بودند ، اما زهر را از طرف دیگر آن زدوده بودند ، نصف کرد و سالم و بی زیان پرنده را به دهان برد و خورد و نصف سمی را به استاتیرا داد .» 

اما یکی از خدمتکاران پروشات ، با آنکه توسط قضات تبرءه شده بود ، محکوم به مرگ شد . پلوتارک به این مناسبت تصریح کرده است که در دربار کیفری مخصوص زهردهندگان وجود داشته است : 

»سر زهردهنده را بر سنگ صاف بزرگی می نهند و با سنگ دیگری آنقدر آن را می زنند تا سر و صورت له شود!»

... کتسیاس (به نقل از الیانوس در کتاب طبیعت جانوران ، کتاب 4 ، بند 41) در جای دیگر تصریح کرده است که زهری هندی که سبب مرگ بدون درد می شد ، به صورت مجزا در سراهای سلطنتی حفظ می شد و کسی جز شاه و مادرش به آن دسترسی نداشت . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 406 - 405


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (84) : عدالت هخامنشی (!!!) : زجرکش کردن بی گناهان بجای مجازات قاتل (یعنی مادر اردشیر)
برچسب ها : کرده ,پرنده ,مادر ,کتسیاس ,اردشیر ,بودند ,مادر اردشیر ,تصریح کرده ,یعنی مادر ,مجازات قاتل ,بجای مجازات

هخامنشیان (83) : هخامنشیان به نردیکترین کسانشان هم رحم نمی کردند : کشتن عروس توسط مادرشوهر !

:: هخامنشیان (83) : هخامنشیان به نردیکترین کسانشان هم رحم نمی کردند : کشتن عروس توسط مادرشوهر !

هخامنشیان به نزدیکترین کسانشان هم رحم نمی کردند (عروس کشی توسط مادرشوهر!) (1)


هخامنشیان (بخش83)


" ... کتسیاس و پلوتارک غذا خوردن زن (استاتیرا) و مادر (پروشات) اردشیر دوم را وصف کرده اند . پلوتارک که اطلاعات خود را از دینون و کتسیاس اقتباس کرده ، شرح داده است که مادر اردشیر چگونه خود را از شر همسر او خلاص کرد :

»دو زن ، پس از بدگمانیها و کشمکش های پیشین باز به رفت و آمد و همسفره شدن با یکدیگر پرداختند ؛ اما چون از یکدیگر بیم داشتند و به همدیگر بدگمان بودند فقط از خوراکیهایی واحد که دستی واحد آنها را بر سر سفره نهاده بود تغذیه می کردند . در پارس پرنده کوچکی هست که شکمش را که پر از چربی است خالی نمی کنند ... این پرنده را رونداکه (زرده پره سر زیتونی) می نامند . به گفته کتسیاس ، پروشات یکی از این پرنده ها را با کارد کوچکی ، که یک سمت تیغه آن را زهرآلود کرده بودند ، اما زهر را از طرف دیگر آن زدوده بودند ، نصف کرد و سالم و بی زیان پرنده را به دهان برد و خورد و نصف سمی را به استاتیرا داد .» "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 406 - 405


1 . آنکه با مادر خود زنا کند / از آن بترس که با دیگران چه ها کند !

هخامنشیان ، که به نزدیکان خود هم رحم نمی کردند ، تعجب نکن که چگونه مردم سرزمینهای سراسر جهان را به خاک و خون می کشیدند . 

قبلا هم اشاره ای به قتل نزدیکان توسط هخامنشیان داشته ایم . برای اطلاعات بیشتر می توانید به کتب تاریخی منجمله همین کتاب (امپراتوری هخامنشی) مراجعه کنید . 


منجمله : 


قتل برادر (=بردیا) توسط کمبوجیه :

 https://goo.gl/bgHPHL 

قتل ناجی جان توسط اردشیر اول :

 https://goo.gl/nVfACu 

قتل همسر - خواهر باردار خود توسط کمبوجیه :

 https://goo.gl/slWJ5V

قتل ساقی خود (پرکساسپس) توسط کمبوجیه :

 https://goo.gl/slWJ5V

قتل کرسوس (یار و حامی کوروش) توسط کمبوجیه :

 https://goo.gl/slWJ5V

قتل شوهرخاله توسط کوروش :

" در روایتی ، کتزیاس آورده است که کورش پس از غلبه بر ماد اسپیتاماس را کشت و زن او را که آمیتیس نام داشت، تصرف کرد. آمیتیس دختر آستیاگ و خواهر ماندانا و خاله کورش بود. "

منبع : تاریخ کتزیاس (خلاصه فوتیوس)، ترجمه کامیاب خلیلی، تهران، 1380، ص 19 

" کورش در حمله به هگمتانه آمیتیس دختر آخرین پادشاه ماد را به اسارت میگیرد و بوسیله آن شاه ماد را وادار به تسلیم میکند بعد به زور با آمیتیس که خاله خود کورش هم بود همبستر می شود. "

منبع : تاریخ کمبریج صفحه ۲۴۰نوشته ایلیا گرشویچ ترجمه بهرام شالگونی انتشارات جامی 


اما بد نیست اشاره کنیم که هخامنشیان به خواهر و مادر خود هم رحم نمی کردند !!! اتفاقا این موضوع به ضرب المثلی که آوردیم کاملا مرتبط است . شاید هم اصلا آن ضرب المثل را برای کوروش و هخامنشیان ساخته باشند (آن که با مادر خود زنا کند / از آن بترس که با دیگران چه ها کند) :


مطالب مرتبط :


ازدواج هخامنشیان با محارم خود :

 https://goo.gl/htSuLL 

ازدواج با محارم ، میان هخامنشیان :

 https://goo.gl/zxY87w

کوروش بنیانگذار ازدواج با محارم در ایران باستان بود. او شوهرخاله خود را کشت تا با خاله اش (دختر آستیاگ) ازدواج کند (خلاصه فوتیوس از تاریخ کتزیاس، کتاب ۲، بند ۵، ترجمه کامیاب خلیلی) 

و پسرش کمبوجیه را وادار کرد همچون یهودیان (علیرغم زشتی آن در عرف ایرانیان) با خواهرانش آتوسا و رکسانا ازدواج کند! ( هرودت، تاریخ، کتاب سوم، بند31 و شهبازی، کورش بزرگ، ص412 تا 414 )

https://goo.gl/SJoQXk 

استاد غیاث آبادی : ازدواج با محارم در زمان کوروش در خاندان سلطنتی رایج بود :

 http://ghiasabadi.com/genghis-khan-cyrus.html

ازدواج با محارم در میان هخامنشیان :

 https://goo.gl/zxY87w


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (83) : هخامنشیان به نردیکترین کسانشان هم رحم نمی کردند : کشتن عروس توسط مادرشوهر !
برچسب ها : هخاان , https ,ازدواج ,محارم ,کوروش ,کورش ,توسط کمبوجیه ,کمبوجیه  https ,ترجمه کامیاب ,میان هخاان ,هخاان  https ,توسط کمبوجیه  https ,میان هخاان  https

هخامنشیان (82) : عدالت هخامنشی (!!!) : اعدام افراد به دلیل واهی

:: هخامنشیان (82) : عدالت هخامنشی (!!!) : اعدام افراد به دلیل واهی

عدالت هخامنشی (!!!) : اعدام افراد به دلیل واهی


هخامنشیان (بخش82)


" ... به نوشته ی ... (گزنفون) کوروش صغیر تصمیم گرفت اقربای نزدیک داریوش دوم را به مرگ محکوم کند ، چون هنگام دیدار او دستان خود را در پیراهنشان فرو نبرده بودند ؛ این حرکت را فقط در برابر شاه انجام می دهند - کوره آستینی است که از خیریس بلندتر است ، و وقتی دست را در آن فرو می کنند دیگر کاری نمی توانند کرد . چنین می نماید که گزنفون به دلیل توجهی که به مسءله تامین امنیت شاه داشته است ، رسمی را که شاید به معنای دیگری بوده است در این جهت تفسیر کرده است . اما این تفسیر (یعنی" امنیتی " دانستن این عمل تحمیلی) نادرست است ، زیرا سلاح ممکن است در دست قرار داشته باشد و به همین علت از چشم نگهبانان مخفی بماند . این رفتار تحمیلی را باید بیشتر ، تظاهر به انقیاد (=فرمانبرداری از) شاه ، بر مبنای مقرراتی که بعدها در ایران و جاهای دیگر شناخته می شود دانست تا چیزی دیگر . "


 امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 405 - 404


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (82) : عدالت هخامنشی (!!!) : اعدام افراد به دلیل واهی
برچسب ها : دلیل ,دلیل واهی ,اعدام افراد

هخامنشیان (81) : بهره گیری هخامنشیان از وجود مغان برای اعتبار بخشیدن به حکومت دیکتاتوری خود

:: هخامنشیان (81) : بهره گیری هخامنشیان از وجود مغان برای اعتبار بخشیدن به حکومت دیکتاتوری خود

بهره گیری هخامنشیان از وجود مغان برای اعتبار بخشیدن به حکومت دیکتاتوری و غیرقانونی خود


هخامنشیان (بخش81)


" مغان (در زمان هخامنشی) در همه جابجایی ها در معیت شاهند . آنان خسوف را برای خشایارشا تعبیر می کنند . در پرگامون به افتخار پهلوانان اساطیری شراب می افشانند . اسبان سفید را در استرومون قربانی می کنند و در تتیس برای آرام کردن طوفان قربانی می دهند . در کنار کوروش هنگام برآمدن خورشید مکلف به خواندن اوراد برای تمام خدایانند . در کوکبه داریوش سوم ، در کنار محرابهای آتش گام بر می دارند و سرودی اجدادی می خوانند . و تحت این عنوان مجازند که بخشی از غنایم را به خدایان اختصاص دهند . در کوروپدیا آنان خدایانی را که شاه باید برایشان قربانی دهد تعیین می کنند ؛ چون پارسیان (هخامنشیان و قومشان) معتقدند که در مورد آنچه به خدایان ربط می یابد باید بیش از چیزهای دیگر به خبرگان توسل جست ... " 


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 376


تذکر :

1 . این مطلب در کتاب ادامه دارد و مفصل است . در صورت تمایل به کسب اطلاعات بیشتر می توانید به آدرس ذکر شده از کتاب و صفحات پس از آن مراجعه کنید . 

2 . همانطور که قبلا هم گفتیم و در این مطلب نیز آمده است ، هخامنشیان و نیز ایرانیان باستان اعتقاد به چندخدایی داشته ، و مشرک بوده اند . 

3 . خرافه گرایی و خرافه پرستی در ایران باستان نیز در متن مشهود است . اگرچه ، با مراجعه به کتاب می توانید در این باره ، اطلاعات بیشتری کسب کنید . 

ما در بخش 78 نیز 

بخشی از مطالب کتاب درباره ادیان خرافی و خرافه پرستی هخامنشیان و ایرانیان باستان را آورده ایم . می توانید به وبلاگ مراجعه کنید و تحت موضوع " مطالب اختصاصی با موضوع کوروش ، داریوش و هخامنشیان " آن را یافته و مطالعه بفرمایید . 

4 . همانطور که در قسمتهای قبل نیز ذکر کردیم ، هخامنشیان به علت بحران مشروعیت و بی اعتباری حکومت دیکتاتوری خود نزد مردم ، و کاهش شورش های استقلال طلبانه و آزادی خواهانه مردم سرزمینهای تحت سلطه شان ، از روش های مختلفی استفاده کردند ؛ که چند تای آنها را در قسمتهای قبل آوردیم . می توانید مراجعه و مطالعه کنید . یکی دیگر از این ترفندها را هم در همین قسمت مشاهده می کنید : بهره گیری از مغان . 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (81) : بهره گیری هخامنشیان از وجود مغان برای اعتبار بخشیدن به حکومت دیکتاتوری خود
برچسب ها : هخاان ,توانید ,مراجعه ,مغان ,کتاب ,خرافه ,حکومت دیکتاتوری ,بهره گیری ,مراجعه کنید ,ایرانیان باستان ,خرافه پرستی ,برای اعتبار بخشیدن

هخامنشیان (80) : قربانی کردن انسان برای خدایان توسط هخامنشیان برای لشگرکشی و تجاوز به کشورها

:: هخامنشیان (80) : قربانی کردن انسان برای خدایان توسط هخامنشیان برای لشگرکشی و تجاوز به کشورها

قربانی کردن انسان برای خدایان (!) (1) در زمان هخامنشیان برای لشگرکشی و تجاوز به سرزمینهای دیگر


هخامنشیان (بخش80)


" ... شاه (هخامنشی) به رغم تفسیرهای ملاطفت آمیز مغان ، تصمیم گرفت که با اجرای رسومی که هرودوت وصف کرده است ، سپاه را تطهیر کند . بر مبنای تفسیر کنت دوگوبینو این کار برای لشکرکشی بختیاری می آورد ، چون شر پشت سر می ماند . پیشکش کردن قربانی این خاصیت را داشت که جلو بدبختی را می گرفت و آن را پس می راند . اگر قربانی - به ترجیح از حیوان - «انسان» بود ، معنایش این بود که مشکل خطیری بروز کرده بود : در این مورد خاص نیز پای سرنوشت سپاه و در نتیجه لشکرکشی و شاه در میان بود ! " (2)


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 374 - 373


1 . همانطور که در قسمت های قبل آوردیم ، هخامنشیان ، آلوده به انواع ادیان انحرافی منجمله بت پرستی و شرک و چندخدا پرستی (یا بهتر است بگویم شیطان  پرستی) بودند . می توان گفت آن خدایانی که به اینها می گفتند به سرزمینهای دیگر لشگرکشی و تجاوز کرده و سرزمینهایشان را غصب کنید و پیش از آن هم قربانی کنید در واقع ، خود شیطان بوده است . چون این اعمال ، اعمالی شیطانی است ؛ و انسان را به یاد رژیم غاصب صهیونیستی می اندازد . 

2 . توجیهاتی که برای این عمل جنایتکارانه از زبان باستانیان اراءه می شود صرفا خرافات و عقاید انحرافی و شیطانی آنهاست . 

تلاش برای توجیه کردن این جنایت ها ، شبیه توجیهات قاتل جنایتکاری همچون صدام است که در نهایت قساوت قلب ، به جنگ علیه هم وطنان خود و کشتار آنها می پردازد . 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (80) : قربانی کردن انسان برای خدایان توسط هخامنشیان برای لشگرکشی و تجاوز به کشورها
برچسب ها : قربانی ,هخاان ,کرده ,تجاوز ,لشگرکشی ,انسان ,برای لشگرکشی ,سرزمینهای دیگر ,هخاان برای ,برای خدایان ,انسان برای

هخامنشیان (79) : وحشیگری عجیب هخامنشیان : دو نیم کردن شخص بی گناه !

:: هخامنشیان (79) : وحشیگری عجیب هخامنشیان : دو نیم کردن شخص بی گناه !

وحشیگری عجیب هخامنشیان :

دو نیم کردن شخص بی گناه !


هخامنشیان (بخش79)


" خشایارشا برای مجازات پوتیوس که از خشایارشا خواسته بود فرزندش را از رفتن به جنگ معاف کند ، چنین تصمیم می گیرد : 

»وی بی درنگ به دژخیمان فرمان داد ارشد پسران پوتیوس را بیابند و او را از میان به دو پاره کنند ، پاره ای را سمت راست و پاره دیگر را سمت چپ جاده نهند ؛ و به سپاهیان دستور داد که از همان راه ، از میان آن دو پاره بگذرند . آنان همان کردند که او به آنان گفته بود . پس از آن ، سپاه بطور منظم به حرکت درآمد .» (1)


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 373


1 . بنظر می رسد خشایارشا ، پدر داعش و رژیم صهیونیستی باشد ؛ اگر چه آنها هنوز در جنایت به پای او نرسیده اند . 


#وحشیگری_خشایارشا

#وحشیگری_هخامنشی

#وحشیگری_هخامنشیان

#هخامنشیان_وحشی

#وحشیگری_در_ایران_باستان

#جنایات_هخامنشیان

#عصر_جاهلیت_ایران_باستان

#هخامنشیان_جنایتکار

#رژیم_صهیونیستی

#داعش

#هخامنشیان_خونخوار

#افتخارات_ایران_باستان!

#عدالت_هخامنشیان!

#زاقارت


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (79) : وحشیگری عجیب هخامنشیان : دو نیم کردن شخص بی گناه !
برچسب ها : هخاان ,وحشیگری ,پاره ,خشایارشا ,باستان ,ایران باستان ,رژیم صهیونیستی ,عجیب هخاان ,وحشیگری عجیب

هخامنشیان (78) : شرک ، بت پرستی ، خرافه پرستی و ... توسط هخامنشیان و مردم در زمان هخامنشیان

:: هخامنشیان (78) : شرک ، بت پرستی ، خرافه پرستی و ... توسط هخامنشیان و مردم در زمان هخامنشیان

شرک ، بت پرستی ، چندخدایی ، خرافه پرستی ، آب و آتش پرستی ، رودخانه پرستی و ... توسط هخامنشیان و توسط مردم در زمان هخامنشیان ؛

انواع ادیان در زمان هخامنشیان (ایران باستان)


هخامنشیان (بخش78)


" آیینهای پرستش رسمی :

تمام اظهارات سلطنتی (هخامنشیان) از وجود آیین های پرستش رسمی ای خبر می دهند که شاه در آنها نقش اصلی را ایفا می کند . گزنفون قطعه ای طولانی را به خدایان مورد ستایش کوروش و قربانی هایی که پیشکش می کند اختصاص داده است . و تصریح کرده است که آخرین روز اقامت شاه در پارس روز هفتم بود . منظور وی از این سخن آنست که قربانیهای مناسک سنتی بطور منظم انجام می شده است . چون شکی نیست که شاهان بزرگ بطور ادواری به پارس می رفتند و به نشانه حضور آنان در پارس جشن های مذهبی برگزار می شد که تشریفات و تناوب آنها بر اساس رسوم در تقویم مذهبی رسمی تنظیم شدا بود . این همان چیزی است که کتسیاس در شرح پایان زندگی داریوش بیان کرده است : " داریوش وقتی به پارس باز می گردد قربانی هایی پیشکش می کند " .

منظور قربانی ها و جشن هایی است که به افتخار خدایانی برگزار می شود که خشایارشا هنگام عزیمت به اروپا تحت نام " خدایانی که بر زمین پارس فرمان می رانند " آنان را به یاری می طلبد . شکی نیست که " اهورامزدا و خدایان دیگر " و نیز بسیاری از خدایان ، چون خدای زمین ، که کوروش به افتخار او قربانی می دهد ، در میان آنان جای دارند . 

تنوع آیین های پرستش پارس را بعضی از مجموعه های الواح تخت جمشید که قبلا بطور مختصر معرفی شدند روشن کرده اند . در کنار خدایان بابلی و عیلامی ، آیین پرستش خدایان ایرانی وجود داشت که تشکیلات اداری سلطنت به روحانیانشان حقوق می داد . (ناگفته نماند که حکومت هخامنشی علاوه بر مردم ، از معابد هم باج و خراج می گرفت) . افزون بر اهورامزدا در پارس شواهدی درباره آیین پرستش خدایان زیر قابل تشخیص است : زروان (زمان) ، ویسای بغا (واحد الهی جمعی که عناصر آن به نحو یکسان ستایش می شد) ، میدوشی (الهه وابسته به باروری و قدرت) ، نریسنگه (وابسته به آیین پرستش آتش) ، برتکامیه (که ناشناخته است) ، هوریره (ایزد خورشید طالع) ، آرتچه (که در سنن پارسی فهرست نشده است) . بیشتر اوقات جیره هایی که سازمان اداری سلطنت به روحانیان می داد ، به قربانی هایی که به افتخار خدایان متعدد برپا می شد ، اختصاص داشت . از این سخن باید نتیجه گرفت که هر محل چندین پرستشگاه داشت . الواح چون به کنترل تحویل محصولات از انبار اختصاص دارد ، درباره خود مراسم جزءیات اندکی در اختیار ما می گذارد . نام خدا در اغلب الواح وجود ندارد . فقط قید شده است که فلان روحانی غله یا گوسفند " برای خدایان " دریافت می کند . قید نام روحانیان ، کارگزار و محل برای سررشته دار بسنده بوده است . تفسیر واژه هایی که برای نامیدن قربانیها بکار رفته است دشوار است . اسناد تخت جمشید گواه کثرت قربانی هایی است که به افتخار نیروهای طبیعت ، به ویژه کوه ها و رودخانه ها و نیز مکانهای خاص صورت می پذیرفته است . برای مثال : 

" 57 مریش شراب در اختیار (کورمین) اوشیه ، تورکمه روحانی دریافت کرد ، و آنها را برای خدایان بکار برد : 7 کا برای (خدا) اهورامزدا ، 2 مریش برای (خدا) هومبن ، 1 مریش برای رود هوپوتیش ، 1 مریش برای رود رنکره ، 1 مریش برای رود شاوشنوش . "

در اینجا همگرایی یا تقارب دیگری با منابع کلاسیک می یابیم : هرودوت به ویژه احترامی را که پارسیان برای انهار (رودها) قایلند خاطرنشان کرده است : " آنان در آب روان ادرار نمی کنند و آب دهان نمی افکنند ، دستانشان را در آن نمی شویند و بر نمی تابند که دیگری چنین کند ؛ آری آنان بیشترین حرمت را به آب روان می نهند " .

وانگهی ، در جای دیگر دیدیم که سیراکس سکا به آب مقدس سوگند خورد . استرابون نیز متذکر می شود که پارسیان آیین پرستش آب و آتش را با علاقه ای خاص به جا می آورند . 

سوای قربانی های منظم ، شاه در محدوده لشکرکشی های نظامی نیز میانجی خدایان است (یعنی اینطور خود را معرفی می کند). در کوروپدیا گزنفون پیوسته به این امر اشاره می کند . وقتی عهده دار سپاه پارس شد " نخستین اندیشه کوروش معطوف خدایان بود ، و تنها پس از پیشکش کردن قربانی مناسب به درگاهشان ، به دویست رفیق خود پیوست " .

(کتاب 1 ، فصل 5 ، بند 6) 

کمی بعد این سخنان را خطاب به آنان ایراد کرد : " همچنین می پندارم که آن 5 ، به ویژه مایه اعتمادتان می شود این است که پیش از عزیمت به نبرد ، خدایان را در نظر داشته ام ... می دانید که در تمام اقدامات کوچک و بزرگ خود هماره کوشیده ام خدایان را با خود همراه کنم . " (کتاب 1 ، فصل 5 ، بند 14) ...

هیچ گاه نشد که کوروش از خدایان فال نیکی طلب نکند یا پس از پیروزی آنان را سپاس نگوید . 

لشکرکشی خشایارشا در سال 480 آکنده از اعمال آیینی و جادویی است . از میان مثال های فراوان ، آیینی را که در فریگیا انجام می شود ، قید می کنیم . خشایارشا برای مجازات پوتیوس که از خشایارشا خواسته بود فرزندش را از رفتن به جنگ معاف کند ، چنین تصمیم می گیرد : 

" وی بی درنگ به دژخیمان فرمان داد ارشد پسران پوتیوس را بیابند و او را از میان به دو پاره کنند ، پاره ای را سمت راست و پاره دیگر را سمت چپ جاده نهند ؛ و به سپاهیان دستور داد که از همان راه ، از میان آن دو پاره بگذرند . آنان همان کردند که او به آنان گفته بود . پس از آن ، سپاه بطور منظم به حرکت درآمد . "

این رسم " بربر " در میان بسیاری از اقوام متداول بود . و نیرویی مذهبی - جادویی در بر داشت . در روایت هرودوت ، کمی پیش از این واقعه ، خسوفی روی داده و هول و هراس فراوان به دل شاه افکنده بود . شاه به رغم تفسیرهای ملاطفت آمیز مغان ، تصمیم گرفت که با اجرای رسومی که هرودوت وصف کرده است ، سپاه را تطهیر کند . بر مبنای تفسیر کنت دوگوبینو " این کار برای لشکرکشی بختیاری می آورد " ، چون شر پشت سر می ماند . پیشکش کردن قربانی این خاصیت را داشت که جلو بدبختی را می گرفت و آن را پس می راند . اگر قربانی - به ترجیح از حیوان - انسان بود ، معنایش این بود که مشکل خطیری بروز کرده بود : در این مورد خاص نیز پای سرنوشت سپاه و در نتیجه لشکرکشی و شاه در میان بود . 

همانطور که کوروش گزنفون می گوید دست خدایان پارس با شاه و سپاه است (!!!) . توصیف های گزنفون (کوروش) ، هرودوت (خشایارشا) و کوءینتوس کورسیوس روفوس (داریوش سوم) نیز همین را نشان می دهد . در کوکبه رسمی ، گردونه های خدایان بزرگ جایگاه ممتازی دارند . پیش از نبرد گوگمل داریوش از درگاه خورشید ، میترا و آتش جاوید و مقدس درخواست کرد که شهامتی در حد پیروزی های قدیم و یا افتخارات نیکانشان در سربازان بدمند . و رو به خویشاوندانش کرد و از خدایان میهن و آتش جاوید ، که آن را بر محرابها به پیش می بردند ، و به پرتو خورشیدی که (در امپراتوری) بر می دمد استمداد جست . کوءینتوس کورسیوس روفوس ... این سخنان را تفسیر می کند و می گوید که " برای رهبری مردم هیچ چیز از خرافات کاراتر نیست " . 

در میان عینی ترین شواهد آیین پرستش رسمی ، شایسته است قطعه ای از " جنگ های مهرداد " نویسنده رومی ، آپیانوس را بیاوریم . آپیانوس مراسمی را که در پی پیروزی مهرداد ، شاه پونتوس بر مورنای رومی برپا می شود و شاه در آن نقش اساسی دارد چنین توصیف می کند : 

" پادشاه به درگاه زءوس استراتیوس بر تل بلندی از هیزم ، که آن را بر کوهستانی مرتفع می نهند ، با این آداب قربانی هایی پیشکش می کند . در آغاز ، چوب آورد و پس از آن که در آن حوالی پشته ای کم ارتفاع تر پدید آمد از این دو کانون ، بر آن که بلندتر است ، شیر ، عسل ، شراب ، روغن و انواع مواد خوشبوی سوختنی نهد ، بر پشته ای که در دشت است ، نان و قاتق گذارد تا حضار از آن خورند - شاهان پارس نیز در پاسارگاد چنین قربانیهایی معمول دارند - آنگاه چوب ها برافروزد ، وقتی چوبها شعله می گیرند آتش آنقدر بزرگ شود که از میان دریا از هزار استاد فاصله بتوان آن را دید ، ولی از فرط گرما نتوان تا چند روز به آن نزدیک شد . "

این نوشته مربوط به دوران هخامنشیان نیست ، ولی پونتوس سرزمینی بسیار ایرانی شده بود . همانگونه که استرابون که متعلق به همین ناحیه است ، آن را تایید می کند . مهرداد بی آنکه ریشه های ایرانی اش را منکر شود ، خود را پادشاهی یونانی مآب شده معرفی می کند . بی تردید زیر چهره ی زءوس استراتیوس (پیکارگر) خدایی ایرانی خفته است ، حتی اگر بعضا یونانی مآب شده باشد . مقایسه این مراسم با رسوم قربانی شاهان پارس در پاسارگاد نیز جالب است ، حتی اگر آنان شهریاران ایرانی نباشند و نه شاهان هخامنشی ، زیرا میراث شاهان بزرگ در پارس در دوران یونانی مآبی بسیار زنده مانده بود . "


 امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 376 - 371


#شرک_در_ایران_باستان

#چندخدایی_در_ایران_باستان

#شرک_هخامنشیان

#چندخدایی_هخامنشیان

#خرافات

#ادیان_خرافی_ایران_باستان

#ادیان_خرافی_دوران_هخامنشیان

#حاکم_شدن_خرافات_بر_ایران_در_زمان_هخامنشی

#گمراهی_آشکار

#بت_پرستی_در_ایران_باستان

#آب_پرستی_در_عصر_هخامنشی

#آتش_پرستی

#رودخانه_پرستی_در_ایران_باستان

#خرافه_پرستی_ایرانیان_باستان


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (78) : شرک ، بت پرستی ، خرافه پرستی و ... توسط هخامنشیان و مردم در زمان هخامنشیان
برچسب ها : خدایان ,پارس ,هخاان ,قربانی ,پرستی ,آنان ,ایران باستان ,قربانی هایی ,آیین پرستش ,مریش برای ,زمان هخاان ,کوءینتوس کورسیوس روفوس ,آیین پرستش خدایا

هخامنشیان (77) : چند خدایی و شرک در اعتقادات هخامنشیان

:: هخامنشیان (77) : چند خدایی و شرک در اعتقادات هخامنشیان

چندخدایی و شرک در اعتقادات هخامنشیان


هخامنشیان (77) 


" در کتیبه تخت جمشید (به نقل از داریوش) آمده است :

»اهورامزدا ' با تمام خدایان ' مرا یاری کناد و این سرزمین را از سپاه دشمن ، خشکسالی و دروغ محفوظ داراد . بر این سرزمین نه سپاه دشمن (هینا) ، نه خشکسالی (دوشی یره) ، نه دروغ (دروگه) یورش نیاوراد . این نیکی را از اهورامزدا و ' تمام خدایان ' به دعا خواهم . اهورامزدا با ' تمام خدایان ' این نیکی را بر من روا داراد ! "

در اینجا داریوش از اهورامزدا " با تمام خدایان " درخواست می کند که پارس را هم از هجوم بیگانگان (سپاه دشمن) ، و هم از شورش (دروغ) (1) حفظ کند ... "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 370


1 . داریوش در کتیبه هایش ، افراد آزادی خواه و استقلال طلبی را که با قصد آزادی از یوغ دیکتاتوری هخامنشیان ، به شورش برخاسته اند " دروغزن " می نامد . با توجه به آن ، و این که در کتاب پروفسور برایان ، کلمه " دروغ " در پرانتز ، جلوی شورش و در معنای دروگه آمده است ، بنظر می رسد منظور داریوش از " دروغ " ، " شورش " باشد ، نه خود " دروغ " . 

علاوه بر اینها ما از خود داریوش با توجه به تواریخ ، دروغ ها و عهدشکنی های قابل توجهی می بینیم . پس نمی توان گفت که هدف او از عبارت دروگه یا دروغ ، واقعا " دروغ " بوده است . 

شاید هم این عبارت ، توسط داریوش صرفا یک عمل تبلیغاتی و برای تخریب مخالفینش (منجمله آزادیخواهان و استقلال طلبان) و خوب نشان دادن خود و شر نشان دادن مخالفینش بوده است ؛ چنانکه می بینیم او تمامی اعمال و جنایاتش را برای فریب مردم و توجیه جنایاتش ، به اهورامزدا می بندد . 

ناگفته نماند که این ، عملی مرسوم در بین هخامنشیان بوده که " بخاطر روبرویی با بحران مشروعیت حکومت دیکتاتوری خود نزد مردم " ، خود را به خدا وصل می کنند و خود را جانشین یا نماینده ی خدا بر روی زمین می نامند . مثلا کوروش در منشورش پس از فتح بابل آورده است که بخاطر دستور بت مردوک - که کوروش ، او را خدا می داند - چنین تجاوزی را به بابل انجام داده است . و ستایش های عجیبی از مردوک نموده است . برای درک بهتر این قضیه کافیست خود ، متن منشور کوروش را مطالعه کنید . لطفا به سخنان او درباره مردوک دقت بیشتری کنید . 


ترجمه منشور کوروش از دکتر عبدالمجید ارفعی :

https://goo.gl/HjIvbL

ترجمه منشور کوروش از رضا مرادی غیاث‌آبادی :

https://goo.gl/p5UDCg

 

داریوش و دیگر هخامنشیان هم به همین صورت عمل می کنند و خود را در سخنانشان - در کتیبه ها - به اهورامزدا می چسبانند و خود را نماینده او بر روی زمین معرفی می کنند تا از شر بحران مشروعیتی که با حکومت تحمیلی ، تجاوز و دیکتاتوری بر مردم با آن روبرو شده اند رها یافته ، و به خود و حکومت غیرقانونی و دیکتاتوری خود اعتبار دهند . 

در این باره ، بصورت بسیار مفصل تری در کتاب امپراتوری هخامنشی ، تالیف پروفسور پیر برایان با استناد به کتیبه ها و نقش برجسته ها سخن آمده است . می توانید برای اطلاعات بیشتر به کتاب مراجعه کنید . 

نیز برای اطلاعات بیشتر می توانید تمامی قسمتهای قبلی این مجموعه را مطالعه کنید . (که در 

baastan.blog.ir

تحت موضوع " مطالب اختصاصی درباره کوروش ، داریوش و هخامنشیان " ، به نقل از کتاب پروفسور برایان آورده ایم .


مطلب مرتبط :


داریوش هخامنشی برای توجیه تجاوزها و جنایاتش ، آنها را به خدا می بندد :

 https://goo.gl/32In13 

توجیه غیرقابل دفاع داریوش برای تحمیل حکومت خود بر مردم :

" انتقال قدرت از طریق اسپرم ! (نه شایستگی) " :

https://goo.gl/SgoWsy 

برخی اقدامات عوام فریبانه و تبلیغاتی کوروش موقع تحمیل حکومت خود به مردم :

 https://goo.gl/6EHMnY 

نارضایتی شدید مصریان از حکومت کمبوجیه هخامنشی بر خود :

 https://goo.gl/rTHaB4 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (77) : چند خدایی و شرک در اعتقادات هخامنشیان
برچسب ها : داریوش ,دروغ ,هخاان ,کوروش ,حکومت ,اهورامزدا ,تمام خدایان ,سپاه دشمن ,منشور کوروش ,برای اطلاعات ,اطلاعات بیشتر ,برای اطلاعات بیشتر ,ترجمه منشور

هخامنشیان (76) : آیا خشایارشای هخامنشی شیرین عقل بود ؟ یا درخت پرست ؟

:: هخامنشیان (76) : آیا خشایارشای هخامنشی شیرین عقل بود ؟ یا درخت پرست ؟

آیا خشایارشا شیرین عقل بود ؟ یا درخت پرست ؟!


هخامنشیان (بخش76)


" در روایتی که هرودوت به حرکت خشایارشا از فریگیا به ساردیس اختصاص داده است ، به طور خلاصه آمده است : 

»هنگام عبور از این جاده ، خشایارشا چناری چنان برومند دید که به سبب زیبایی اش ، زیورآلات زر به او بخشید ! و پاسداری از آن را به یکی از جاویدانها سپرد .»

... الیانوس در " حکایات گوناگون " خود دوباره به این حکایت کوتاه باز می گردد :

»خشایارشا ... باید بسیار مضحک نموده باشد آن گاه که برده ی چناری شده بود و آن را می ستود . گویند در لیدیا وقتی چناری با بلندایی شگرف یافت ، فرمان داد خیمه اش را در کنار آن بر پا سازند و در منطقه ی نامسکون پیرامون درخت ، بی آنکه لازم باشد ، مدت یک منزل توقف کرد . خشایارشا درخت را به طرز باشکوهی آذین بست و شاخه هایش را با آویختن بازوبندها و گردن آویزهای زنجیرگونه ستود و در هنگام عزیمت، نگهبانی را مامور مراقبت از درخت محبوب خود نمود ، گویی ساخلو و ارگی بر آن بگمارد . 

درخت را این زیب و زیورها به چه کار آید ؟ آذینهایی که بر آن بسته بودند ، آن زیورآلات غریب ، بیهوده از شاخه هایش آویزان بود و به زیبایی اش نمی افزود . درختان را شاخه های نیرومند ، برگ های انبوه ، تنه ی تنومند ، ریشه عمیق ، سایه سنگین ، وزش نسیم و چرخش منظم فصول باید . باران می شویدشان و آب جوی ، که تا ریشه ها نفوذ می کند ، به آنها غذا می رساند . اما خلعت خشایارشا ، زر این بربر و دیگر عطایا نه برای چنار حاصلی دارد و نه برای درختان دیگر .»

... شکی نیست که در اینجا ما بازتابی از آیین پرستش درخت را در اختیار داریم . بر چندین مهر (بازمانده از زمان هخامنشیان) چنین صحنه هایی بازنمایی شده اند : بر یکی از آنها (که به نام خشایارشا ثبت شده است) شخصی را می بینیم که مانند شاه پارس لباس پوشیده و کلاه بر سر نهاده است و می خواهد تاجی را در برابر درخت زندگی نقش پردازی شده ای قرار دهد . یکی از مهرهای تخت جمشید بسیار جالب است : دو نگهبان - شبیه نگهبانان بازنمایی شده در شوش و تخت جمشید - با نیزه ای که در برابر خود گرفته اند در دو سوی درخت نخلی ایستاده اند ، حلقه بالدار بر فراز صحنه است ؛ این صحنه ما را بی درنگ به یاد آن نگهبان گارد جاویدان می اندازد که خشایارشا او را به نگهبانی چنار گماشته بود . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 362 - 359


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (76) : آیا خشایارشای هخامنشی شیرین عقل بود ؟ یا درخت پرست ؟
برچسب ها : درخت ,خشایارشا ,صحنه ,شاخه ,هخاان ,چناری ,شاخه هایش ,درخت پرست

هخامنشیان (75) : هخامنشیان حتی به نزدیکانشان هم رحم نمی کردند !

:: هخامنشیان (75) : هخامنشیان حتی به نزدیکانشان هم رحم نمی کردند !

هخامنشیان به نزدیکانشان هم رحم نمی کردند ! :

کشتن نزدیکان به بهانه های واهی !


هخامنشیان (بخش75)


" اردشیر (اول) رهسپار شکار می شود و شیری به او حمله ور می شود . بغه بوخشه ، زوبینی را به طرف این شیر پرتاب می کند و او را از پای در می آورد . شاه خشمناک می شود ؛ چون بغه بوخشه به شیر ، بیش از آنکه شاه به او زخم زند ، ضربت وارد آورده است . به فرمان شاه سر بغه بوخشه از تن جدا می شود ! (1)"


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 355 - 354


1 . جدای از نگاه به این قضیه از دید عنوان ، به این هم فکر کنید که بغه بوخشه با هدف نجات شاه ، شیر را پیش از رسیدن به او می کشد . بنابراین اردشیر ، ناجی جانش را کشته است . 


#ظلم_هخامنشیان

#عدالت_هخامنشیان!

#هخامنشیان_عادل!

#زاقارت


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (75) : هخامنشیان حتی به نزدیکانشان هم رحم نمی کردند !
برچسب ها : هخاان ,بوخشه

هخامنشیان (74) : در دوران هخامنشیان ، هدیه دادن به شاه اجباری بود !

:: هخامنشیان (74) : در دوران هخامنشیان ، هدیه دادن به شاه اجباری بود !

در حکومت هخامنشی ، هدیه دادن به شاه جزء تکالیف و وظایف مردم سرزمینها بود (تحمیلی و اجباری بود)


هخامنشیان (بخش74) 


" همانطور که کوروش کوروپدیا (کوروش نامه) می گوید خشثرپاونها وظیفه دارند " که تمام چیزهای زیبا و پسندیده ای را که در سرزمینشان یافت می شود ، از آنجا به اینجا (دربار هخامنشی) ارسال دارند .  "

اقوام تحت انقیاد (سلطه) نیز می پنداشتند که اگر بهترین فرآورده های کشاورزی و دامداری و صنایع دستی خود را برای کوروش ارسال ندارند ، اعتبارشان خدشه دار خواهد شد . شاه بزرگ با آمدن خود و تملک هدایایی که جنبه نمادین دارد به دولتشهرها و اقوام یادآوری می کند که چشمگیرترین فرآورده هایشان به او اختصاص دارد . تمام متون موجود نشان می دهند که شاهان بزرگ از این طریق بطور متناوب سلطه خود را بر اقوام قلمرو خود دوباره مورد تاکید قرار می دادند . آنان به این اقوام وظایفشان را یادآوری می کردند و آنان را وا می داشتند (مجبور می کردند) که فرمانبرداری خود را با تقدیم هدایا علنا اعلام دارند و در نتیجه ، حدود قدرت بی واسطه ی خود را بر متصرفات و رعایایشان نشان می دادند . این قدرت فقط بر مبنای نمایندگی از شاه بزرگ تداوم می یافت . این شاه در دوردست اقامت داشت . اما همیشه می توانست حضور و اقتدار خود را ، چه بطور مستقیم ، از طریق جابجایی )=سفر( و چه بطور غیرمستقیم ، از طریق خشثرپاونها (نمایندگان هخامنشیان در سرزمینهای تحت سلطه) بطور عینی تحمیل کند . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 298 - 297


#هدیه_گیری_اجباری_هخامنشیان

#تحمیل_به_مردم

#فشار_به_مردم

#حکومت_تحمیلی_هخامنشی

#دیکتاتوری_هخامنشی


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (74) : در دوران هخامنشیان ، هدیه دادن به شاه اجباری بود !
برچسب ها : هخاان ,اقوام ,بطور ,سلطه ,طریق ,کوروش

هخامنشیان (73) : هخامنشیان به تسلیم شدگان هم رحم نکردند

:: هخامنشیان (73) : هخامنشیان به تسلیم شدگان هم رحم نکردند

هخامنشیان به تسلیم شدگان هم رحم نکردند


هخامنشیان (بخش73) 


" ساکنان شهرهای فنیقی به نشانه انقیاد (فرمانبرداری ، سلطه پذیری) داوطلبانه با تاج به استقبال هولوفرنز آمدند . اما این پارسی بر خلاف معمول ، سرزمین آنان را غارت کرد و درختان جنگل مقدس را ببرید . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 294


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (73) : هخامنشیان به تسلیم شدگان هم رحم نکردند
برچسب ها : هخاان ,تسلیم شدگان

هخامنشیان (72) : استقبال بابل و دیگر سرزمینها از اسکندر ، بهتر از استقیال از کوروش و هخامنشیان

:: هخامنشیان (72) : استقبال بابل و دیگر سرزمینها از اسکندر ، بهتر از استقیال از کوروش و هخامنشیان

استقبال بابل و دیگر سرزمینها از اسکندر ، بهتر از استقبال از کوروش و هخامنشیان


هخامنشیان (بخش72)


" تشریفاتی که با ورود شاه بزرگ به شهرهایش همراه است وجه سیاسی این مهاجرتها را نشان می دهد . شکی نیست که آرایش کوکبه از قواعد دقیقی تبعیت می کند ، که همانطور که در متون گزنفون ، هرودوت و کوءینتوس کورسیوس روفوس دیدیم ، این قواعد را آداب درباری مشخص می کند . 

یکی از جالبترین متون ، همان متنی است که ورود اسکندر به بابل را در سال 331 شرح داده است و به کوءینتوس کورسیوس روفوس تعلق دارد : 

" باری چون اسکندر متوجه بابل شد ، مازه (فرمانده تحت امر هخامنشیان) که پس از نبرد (گوگمل) به شهر پناهنده شده بود ، ملتمسانه ، با فرزندانش ، که بزرگ بودند ، به استقبال او آمد و خود و شهر را تسلیم او کرد . آمدنش سبب خشنودی شاه (=اسکندر) شد ، زیرا محاصره شهری که استحکامات بسیار داشت ، کاری بس عظیم بود . از آن گذشته ، چنین می نمود که عمل این مرد برجسته و جسور (=اسکندر) که آخرین نبردش بر اشتهار وی افزوده بود ، دیگران را به تسلیم برخواهد انگیخت . از این رو اسکندر از وی و فرزندانش با ملاطفت استقبال کرد ؛ با تمام این احوال ، نزدیکانش را به شمار مساوی در جلو ، عقب و جوانبش جای داد و فرماندهی را به دست گرفت و فرمان پیشروی داد ، گویی که به نبرد می رود . بسیاری از بابلیان برای دیدن شاه جدید خود بر سر حصارهای شهر نشسته بودند ؛ لیک بیشتر آنها برای دیدار وی از شهر خارج شده بودند ، باگوفانس کوتوال و نگهبان گنجینه های سلطنتی در میانشان بود ؛ وی برای اینکه از مازه عقب نماند ، بر تمام راه گل و ریحان افشانده بود ؛ در دو طرف آن محرابهای سیمین قرار داده بود و افزون بر کندر آنها را با عطریات گوناگون آکنده بود . هدایایش را از پسش می آوردند : گله های چارپایان و اسبان ؛ شیران و پلنگان را در قفس ها حمل می کردند . پس از آن ، مغان بودند که سرودهای مرسوم خود را می خواندند ؛ پس از مغان ، کلدانیان قرار داشتند ، و در میان بابلیان ، کاهنان بودند و نیز هنرمندان که چنگ سرزمین خود را به همراه داشتند . کار این هنرمندان مدیحه سرایی شاهان بود و کلدانیان از حرکت ستارگان و تحولات ادواری فصول خبر می دادند . صف استقبال کنندگان با سواره نظام بابلی پایان می یافت . سواره نظام و اسبانشان زیب و زیورهایی داشتند که بیشتر بر زرق و برقشان می افزود تا بر جلال و عظمتشان . اسکندر که مردان مسلح او را در میان گرفته بودند به جمعیت دستور داد که در پس آخرین صف پیاده نظام وی حرکت کنند ، خود او بر گردونه ای نشست و وارد شهر و پس از آن ، کاخ شد . "

این متن - که آشکارا از شهادتی عینی ناشی شده است - جای عناصر گوناگون را در مراسمی که به دقت فراوان تنظیم شده است تعیین می کند . البته این متن مانند بسیاری از متون دیگر دوران یونانی مآبی مراسم استقبال از شاه را خودانگیخته نشان می دهد . اما واقعیت چیز دیگری است . مثلا هرودوت کاملا تصریح می کند که پیش از ورود خشایارشا به شهرها ، قاصدهای سلطنتی از ساردیس شتابان گسیل می شدند تا خبر ورود آتی موکب ملوکانه را اعلام دارند و به شهرها فرمان آماده کردن سفره شاه را برسانند . حتی راه ها را نیز برای استقبال از شاه آماده می کردند . الیانوس تصریح می کند که به مناسبت ورود شاه ، از ساکنان شهرها خواسته می شد که عقربها را در جاده ای که از اکباتان به پارس می رفت بکشند . در تمام این کارها ، هیچ اثری از خودانگیختگی وجود نداشت . بر عکس ، تمام مراحل مراسم پیشاپیش با همکاری مقامات محلی تنظیم می شد . پیش از استقبال از اسکندر در شوش ، در چند هفته بعد از ورود او به بابل ، خشثرپاون پسرش را شتابان به دیدار شاه گسیل داشته بود . اسکندر نیز یکی از افسران خود را برای تماس با خشثرپاون ، آبولیتس به منظور تنظیم تشریفات ورود ملوکانه بر حسب آداب معمول هخامنشیان اعزام داشته بود . 

مقامات می بایست به مقابل شاه به بیرون خندق های شهر بیایند . در ساردیس در تابستان 334 چنین شد : به فاصله 70 استادی (حدود 12 کیلومتر) دولتشهر ، میترنس فرمانده ارگ ساردیس و نیز بزرگان شهر به استقبال اسکندر آمدند و میترنس ارگ و خزاین را به او تحویل داد . در بابل مقامات شهر ، ارگ و خزاین را به اسکندر تسلیم می کنند . مقامات با استقبال از شاه به وضوح نشان می دهند که دروازه های شهرشان باز است و انقیاد (فرمانبرداری) خود را می پذیرند . 


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 291 - 289


تذکر : همانطور که ملاحظه می کنید استقبال مردم سرزمین مغلوب از شاهان ، امری مرسوم و غیر خودانگیخته بوده است . کوروش و اسکندر و خشایارشا هم ندارد . 


مطلب مرتبط :


شکل و شرایط ورود کوروش به بابل ، بیشتر گواه تکالیف شهر مغلوب برای نشان دادن وفاداری خود به فاتح است :

 https://goo.gl/awa7ID 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (72) : استقبال بابل و دیگر سرزمینها از اسکندر ، بهتر از استقیال از کوروش و هخامنشیان
برچسب ها : اسکندر ,استقبال ,بابل ,هخاان ,بودند ,تمام ,سواره نظام ,کورسیوس روفوس ,کوءینتوس کورسیوس ,دیگر سرزمینها ,استقبال بابل ,کوءینتوس کورسیوس روفوس

هخامنشیان (71) : ملاطفت اسکندر مقدونی با دشمنش

:: هخامنشیان (71) : ملاطفت اسکندر مقدونی با دشمنش

ملاطفت اسکندر مقدونی با دشمنش


هخامنشیان (بخش71)


" یکی از جالبترین متون ، همان متنی است که ورود اسکندر به بابل را در سال 331 شرح داده است و به کوءینتوس کورسیوس روفوس تعلق دارد : 

" باری چون اسکندر متوجه بابل شد ، مازه (فرمانده تحت امر هخامنشیان) که پس از نبرد (گوگمل) به شهر پناهنده شده بود ، ملتمسانه ، با فرزندانش ، که بزرگ بودند ، به استقبال او آمد و خود و شهر را تسلیم او کرد . آمدنش سبب خشنودی شاه (=اسکندر) شد ، زیرا محاصره شهری که استحکامات بسیار داشت ، کاری بس عظیم بود . از آن گذشته ، چنین می نمود که عمل این مرد برجسته و جسور (=اسکندر) که آخرین نبردش بر اشتهار وی افزوده بود ، دیگران را به تسلیم برخواهد انگیخت . از این رو اسکندر از وی و فرزندانش با ملاطفت استقبال کرد . "


 امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 290 - 289


@haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (71) : ملاطفت اسکندر مقدونی با دشمنش
برچسب ها : اسکندر ,هخاان ,ملاطفت ,اسکندر مقدونی ,ملاطفت اسکندر ,ملاطفت اسکندر مقدونی

هخامنشیان (70) : شاهان هخامنشی حتی یک کتاب نداشتند

:: هخامنشیان (70) : شاهان هخامنشی حتی یک کتاب نداشتند

شاهان هخامنشی حتی یک کتاب نداشتند


هخامنشیان (بخش70)


" الیانوس در یکی از حکایات مربوط به جابجایی دربار (هخامنشی) چنین می گوید :

»شاه  بزرگ ، هنگام جابجایی برای سرگرمی ، لوحی از چوب تبریزی با خود داشت و کاردی که آن را برای تراشیدن آن به کار می برد . این کار فقط دستان شاه را به کار می انداخت (بازی می کرد تا سرگرم شود) . این شهریاران (=شاهان هخامنشی) حتی یک کتاب نداشتند و زحمت اندیشیدن به خود نمی دادند ؛ چنانکه ذهنشان را نه به مطالعات سنگین و جدی مشغول می کردند و نه به مفاهیم متین و پراهمیت .»


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 289


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (70) : شاهان هخامنشی حتی یک کتاب نداشتند
برچسب ها : نداشتند ,کتاب ,شاهان ,کتاب نداشتند

هخامنشیان (69) : فرزندان نامشروع (حرامزاده) هخامنشیان

:: هخامنشیان (69) : فرزندان نامشروع (حرامزاده) هخامنشیان

فرزندان نامشروع هخامنشیان


هخامنشیان (بخش69)


" می دانیم که خشایارشا نیز هنگام حمله به یونان چند تن از فرزندان نامشروع خود را همراه داشت . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 287


#حرامزادگی

#زناکاری_هخامنشیان

#فساد_اخلاقی_هخامنشیان

#فرزندان_نامشروع

#نسل_هخامنشی

#حرامزاده


#ادعای_از_نسل_کوروش

#و_داریوش_بودن

#افتخار_یا_ننگ؟


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (69) : فرزندان نامشروع (حرامزاده) هخامنشیان
برچسب ها : هخاان ,نامشروع ,فرزندان ,فرزندان نامشروع

هخامنشیان (68) : تجمل و انحطاط اخلاقی هخامنشیان

:: هخامنشیان (68) : تجمل و انحطاط اخلاقی هخامنشیان

تجمل و انحطاط اخلاقی هخامنشیان


هخامنشیان (بخش68)


" گزنفون علت جابجایی شاه را چنین تبیین کرده است : 

»کوروش که اقامتگاهش را در قلب (شاهنشاهی خود) تعیین کرده بود حوالی زمستان هفت ماهی را در بابل می گذراند ، چون گرمترین منطقه است ، حوالی بهار سه ماه در شوش بود و در بحبوحه تابستان سه ماهی را در اکباتان بسر می برد . گویند که این برنامه به او امکان می داد که در طراوت بهاری ابدی زندگی را سپری کند .»

در نوشته استرابون نیز همین توضیح یافت می شود و نیز در متن آتنایوس که در این رسم نمونه ای از تجملی را می بینید که زندگی شاه بزرگ (کوروش) را در میان گرفته است :

»نخستین مردانی که به دلیل شیوه ی زندگی تجمل آمیز خود در تاریخ مشهور شدند پارسیان (هخامنشیان) بودند که شاهانشان زمستانها را در شوش و تابستان را در اکباتان می گذراندند ... آنان پاییز را در تخت جمشید بودند و باقی ایام سال را در بابل . شاهان پارت نیز به همین شیوه بهار را در راگای (ماد) می گذرانند . ولی زمستان در بابل اند و باقی ایام سال در هکاتومپولیس (پارت) اقامت می گزینند .»

... گزنفون در تالیف ... خود ، آگسیلاءوس که قصد دارد نظریه انحطاط اخلاقی شاه بزرگ خود (کوروش) را دوباره تبیین کند ، نوشته است : 

»از گرما و سرما می گریزد و بر اثر ضعف روحی مانند حقیرترین جانوران ، و نه مردان جسور ، زندگی را بسر می برد .»


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 287 - 286


#تجمل_و_اسراف

#ظلم_به_مردم_محروم

#انحطاط_اخلاقی

#حقیرترین_جانوران


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (68) : تجمل و انحطاط اخلاقی هخامنشیان
برچسب ها : هخاان ,زندگی ,اخلاقی ,تجمل ,انحطاط ,بابل ,انحطاط اخلاقی ,حقیرترین جانوران ,اخلاقی هخاان ,باقی ایام ,انحطاط اخلاقی هخاان

هخامنشیان (67) : نژادپرستی و توهم برتری نژادی در بین هخامنشیان

:: هخامنشیان (67) : نژادپرستی و توهم برتری نژادی در بین هخامنشیان

نژادپرستی و توهم برتری نژادی در بین هخامنشیان


هخامنشیان (بخش67)


" داریوش و خشایارشا خود را " آریایی از نژاد آریایی " معرفی می کنند . در بیستون داریوش فرمان می دهد از " متن که به آریایی وجود داشته است بر لوح و پوست رونویسی کنند " . 

در روایت عیلامی بیستون نیز دو بار اهورامزدا " خدای آریاییان " خوانده شده است ...

ترکیب بعضی فهرستهای سرزمینی (موجود در کتیبه های مکتوب به دستور هخامنشیان) در زمان داریوش و حتی در زمان خشایارشا طوری است که سرزمینهای ایرانی را مجزا می کند و ماد را در فهرست قرار می دهد . 

شاهان بزرگ (هخامنشی) از واژه ی " آریا " برای توصیف قدرت مردمی برتر استفاده می کنند ؛ آنان بطور ضمنی ، خود را در تقابل با غیر ایرانیان تعریف می کنند . البته خود واژه " غیر ایرانی " در مجموعه اسناد هخامنشی نیامده است . با این همه ، داریوش پارسیان و مادها را با " سرزمینهای دیگر با زبانهای دیگر " در تقابل قرار می دهد ...

کتیبه های داریوش و جانشینانش موید جایگاه ممتاز (قوم) پارس و پارسیان در بینش های سلطنتی به شمار می آیند ...

وقتی (قوم) پارس در فهرستهای سرزمینی (مکتوب در کتیبه های هخامنشی) قید می شود همیشه در راس قرار دارد ؛ و وقتی نام آن ذکر نمی شود ، غیبتش از برتری بر تمام سرزمینها خبر می دهد ... این همان چیزی است که هرودوت هنگام نوشتن این عبارات کاملا آن را درک کرده بود : 

»پارسیان )هخامنشیان( پس از خود به اقوامی احترام می گذارند که به لحاظ مکانی به آنان نزدیک ترند ، و در مرحله دوم به کسانی که در درجه دوم دوری قرار دارند ؛ آنان احترام را رفته رفته به نسبت فاصله کاهش می دهند ... تصورشان اینست که خودشان از هر جهت از همه بهتر هستند و دیگران به همان ترتیب که گفتیم از فضیلت بهره برده اند و آنان که از همه دورترند از همه بدترند .» "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 279 -276


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (67) : نژادپرستی و توهم برتری نژادی در بین هخامنشیان
برچسب ها : هخاان ,داریوش ,آنان ,کتیبه ,آریایی ,برتری ,فهرستهای سرزمینی ,برتری نژادی ,توهم برتری ,توهم برتری نژادی

هخامنشیان (66) : اعتراف داریوش هخامنشی غاصب به غصب سرزمینها با زور سرنیزه

:: هخامنشیان (66) : اعتراف داریوش هخامنشی غاصب به غصب سرزمینها با زور سرنیزه

اعتراف داریوش غاصب به غصب سرزمینها با زور سرنیزه ؛ 

و باجگیری او ؛

و تایید سخن مورخان -منجمله هرودوت- در این زمینه (جنگ طلبی و کشت و کشتار) و ...


هخامنشیان (بخش66)


" در نقش رستم ، داریوش به کسانی که بر نقش برجسته های حکاکی شده بر آرامگاه وی خیره خواهند شد ، چنین می گوید :

" اگر همچنان در این اندیشه ای که «چند بودند اقوامی که داریوش شاه بر آنان فرمان می راند ؟» به نقش هایی بنگر که اورنگ را به دوش دارند . آن گاه خواهی دانست که نیزه جنگجوی پارسی به دوردست رسیده است ؛ آن گاه خواهی دانست که جنگجوی پارسی دور از پارس جنگیده است ." 


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 273 - 272


" رابطه فتوحات نظامی و سلطه شاهنشاهانه نیز در پیامی که بر چین های پیکره داریوش در شوش حک شده است به صراحت بیان شده است : " این است پیکره ی سنگی که به فرمان داریوش در مصر ساخته شد تا آنکس که در آینده آن را بیند بداند که مرد پارسی (=داریوش) مصر را در تصرف داشته است " .

مفهوم سخنانی که فهرست های سرزمینی (سرزمینهای غصب شده با سرنیزه توسط داریوش) با آن آغاز می شود ، نیز چنین است : " اینهایند اقوامی که به نیروی اهورامزدا از آن من شدند و من شاهشان هستم " .

داریوش سخنان خود را با این واژه ها به اتمام می رساند : 

" این اقوام که به نیروی اهورامزدا از آن من شدند ، بندکه (بنده ، برده) هایم گشتند ، باجشان را برایم آوردند و هر چه به آنها فرمودم ، شب چون روز انجام دادند . "

عباراتی که خشایارشا بکار برده است نیز تقریبا همین است : 

" به نیروی اهورامزدا ، اینها هستند اقوامی که من شاهشان شدم ؛ از دوردست ، از پارس، من بر آنان پادشاهی کردم و آنان برایم خراج آوردند ؛ آنچه بگفتم انجام دادند ؛ قانون من آنان را در بر گرفت . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 273


مطلب مرتبط :


داریوش هخامنشی برای توجیه تجاوزها و جنایاتش ، آنها را به اهورامزدا می بندد :

 https://goo.gl/32In13 


#باجگیری

#تجاوز_به_سرزمینها

#غصب_با_سرنیزه

#خودتعریفی_و_خودستایی

#داریوش_و_خشایارشای_غاصب

#هخامنشیان_غاصب

#هخامنشیان_قصاب

#جنگ_طلب

#برده_داری

#برده_کردن_مردم_سرزمینها

#خودشیفتگی_و_خودخواهی

#هخامنشیان_ظالم

#رژیم_صهیونیستی_غاصب

#رژیم_صهیونیستی_قصاب


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (66) : اعتراف داریوش هخامنشی غاصب به غصب سرزمینها با زور سرنیزه
برچسب ها : داریوش ,غاصب ,هخاان ,برده ,آنان ,سرنیزه ,نیروی اهورامزدا ,انجام دادند ,رژیم صهیونیستی ,غاصب هخاان ,ناهید فروغان ,ترجمه ناهید فروغان

هخامنشیان (65) : بکارگیری ملت ها برای ساخت کاخ اشرافی ظلم (هخامنشی)

:: هخامنشیان (65) : بکارگیری ملت ها برای ساخت کاخ اشرافی ظلم (هخامنشی)

بکارگیری ملتها برای ساخت کاخ اشرافی ظلم ؛

خودخواهی ، خودستایی و خودشیفتگی داریوش ؛

استثمار ملتها


هخامنشیان (بخش65)


" کتیبه های بنیانگذاری متعددی ، بصورت کامل یا ناقص در شوش کشف شده اند ... 

برای نمونه اظهارات داریوش را بر یکی از جدیدترین نسخه های کشف شده نقل می کنیم : 


" کاخی که در شوش است من آن را ساختم . مصالح آن از نقاط دوردست آورده شد ... آنچه خشت زده شد ، مردمان بابلی کردند . دیرکهای سدر از کوهی که نامش لبنان (است) از آنجا آورده شد . مردمان آشوری (شامیان) آنها را تا بابل آوردند و از بابل کاریها و ایونیها آنها را تا شوش آوردند . و چوب یکه از گنداره و نیز از کارمانیا آورده شد و زر ، از ساردیس و از باکتریا آورده شد ، همان که در اینجا بر آن کار شد . و سنگ های کمیاب که لاجورد و هم عقیق سرخ (بود) و اینجا بر آنها کار شد ، از سغد آورده شد . و سنگ های کمیاب که فیروزه (بود) ، آنها ، از خوراسمیا آورده شد که (بر آنها) اینجا کار شد . و سیم و آبنوس ، آنها ، از مصر آورده شد . و مصالح تزیینی ، که ایوان با آنها تزیین یافت ، آنها از ایونیا آورده شد و عاجی که اینجا بر آن کار شد ، آن ، از اتیوپی ، هند و آراخوسیا آورده شد . و ستونهای سنگی که اینجا کار شد از شهری به نام اپی تروش ، از آن پایین ، در عیلام آورده شد . مردان صنعتگر که بر سنگ کار کردند ، آنان ، ایونیها و ساردیسیان (بودند) . و مردان قلمزن که بر این زر کار کردند ، آنان ، مصریان و ساردیسیان (بودند) . و مردانی که آجر ساختند ، آنان بابلی (بودند) . و مردانی که ایوان را زینت دادند ، آنان مادها و مصریان (بودند) . داریوش شاه گوید : " به پشتیبانی اهورامزدا در شوش بسیار (کار) خوب سامان یافت ، بسیار (کار) خوب انجام شد . مرا ، اهورامزدا بپایاد )!!!( مرا و سرزمینم را . "


 امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 264 - 263 


تذکر : یاد پهلوی ها افتادم . 


قاعده انسانیت این است : " یکی برای همه ، همه برای یکی " .

اما با توجه به کتب تاریخ ، در عصر پهلوی و همینطور هخامنشیان ، یک قاعده ناگفته حاکم است : 

(فقط) " همه برای یکی ! " 

(یعنی شاه) .


همه ملت کار می کردند و باج می دادند برای رفاه یک نفر (شاه) .

همه به دستور شاه مجبور می شدند باج راه اندازی جنگهای جدید و پی در پی را بدهند و جگرگوشه هایشان (پسران) یا پدران یا همسرانشان یا خودشان را به جنگ های پی در پی بفرستند و جان بدهند برای طمع ، شکم و زیرشکم شاه ! (در قسمتهای قبل ، اشاره کردیم) . بماند که با تجاوز به یک سرزمین جدید هم تعداد زیادی از شهرها ویران ، مردمانشان بی خانمان ، اسیر ، برده و کشته ، معابدشان سوخته ، و تمدنهایشان نابود می شد . (برای اطلاعات بیشتر ، به قسمتهای قبل مراجعه کنید) .


مطلب مرتبط :


حمله داریوش به سرزمین سکاها بخاطر زیرشکم خود ! :

 https://goo.gl/BpwpPf 

غارت و سوزاندن معابد و شهرها و اسیر کردن مردم (توسط داریوش) :

 https://goo.gl/MGXh22 

دستور داریوش به تجاوز به دو شهر و برده کردن تمامی مردمانشان :

 https://goo.gl/DufyZJ 

هخامنشیان ، سرزمین ها را با خاک یکسان می کردند :

 https://goo.gl/6SB4vq 

داریوش در ماه های اول حکومتش چند هزار نفر را کشت ؟ :

 https://goo.gl/S35PDI 

برخی جنایات که داریوش بر سر آزادی خواهان می آورد : اعدام ، بریدن گوش ، درآوردن چشم ، تیر در مقعد فرو بردن :

 https://goo.gl/W8hO2l 


#همه_برای_یکی!

#خودخواهی_داریوش

#خودخواهی_هخامنشیان

#برپایی_کاخ_ظلم

#اشرافیگری

#خراجگیری_برای_رفاه_خود

#تجمل_مادیگرایی

#دنیاگرایی

#خودشیفتگی

#خودستایی

#فخرفروشی

#استکبار_جهانی_هخامنشی

#مستکبر

#کاخ_سفید

#متکبر_خودخواه

#داریوش_عادل!

#مردم_بیچاره_و_شاه_خودخواه

#شاه_کاخ_نشین_درد_مردم_را

#درک_نمی_کند

#داریوش_عادل!؟

#زاقارت


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (65) : بکارگیری ملت ها برای ساخت کاخ اشرافی ظلم (هخامنشی)
برچسب ها : داریوش , https ,هخاان ,بودند ,آنان ,مردم ,داریوش عادل ,برای رفاه ,ساردیسیان بودند ,برای ساخت

هخامنشیان (64) : گردن زدن به دستور هخامنشیان

:: هخامنشیان (64) : گردن زدن به دستور هخامنشیان

گردن زدن به دستور داریوش هخامنشی


هخامنشیان (بخش64) 


بعضی ساده لوحان و جاهلان فکر می کنند که گردن زدن فقط مختص اعراب - آنهم پس از اسلام - بوده است . این در حالی است که این عمل از زمانهای دور در سرزمینهای مختلف منجمله ایران وجود داشته است . 

با مراجعه به کتب تاریخ متوجه می شویم که این عمل خصوصا در زمان هخامنشیان ، امری رایج بوده است . 

در کتاب پروفسور پیر برایان نیز به نقل از مورخان عصر باستان ، به موارد فراوانی اشاره شده است که یک نمونه آن را در زیر می خوانید : 


" این متن یادآور نوشته کتسیاس درباره آرامگاه داریوش است : 

" داریوش فرمان داد بر کوهی که دو قله داشت ، آرامگاهی برایش بر پا سازند . پس چنین کردند . آنگاه که میل بازدید از آن بر وی چیره شد ، کلدانیان و خویشاوندانش او را از آن منع نمودند ؛ اما نزدیکانش خواستند تا بدان فراروند ؛ وقتی چشم موبدانی که بالایشان می کشیدند بدانها افتاد ، از بیم ریسمانها رها کردند ؛ نزدیکان شاه بیفتادند و بمردند . داریوش از این واقعه سخت اندوهگین شد و فرمان داد ریسمان کشندگان را ، که چهل تن بودند ، گردن زنند . (پرسیکا § 15) " 


 امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 262


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (64) : گردن زدن به دستور هخامنشیان
برچسب ها : هخاان ,داریوش ,گردن

هخامنشیان (63) : نابودی نشانه های فرهنگ عیلامی توسط داریوش هخامنشی

:: هخامنشیان (63) : نابودی نشانه های فرهنگ عیلامی توسط داریوش هخامنشی

نابودی نشانه های فرهنگ عیلامی توسط داریوش هخامنشی


هخامنشیان (بخش63)


" شواهد باستان شناختی تا دوران سلطنت داریوش ... حاکی از عدم مداخله ی فرهنگ هخامنشی در آن است . اما از آن پس تغییری ناگهانی مشاهده می شود و نشانه های فرهنگ عیلامی ناگهان ناپدید می شود . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 254


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (63) : نابودی نشانه های فرهنگ عیلامی توسط داریوش هخامنشی
برچسب ها : فرهنگ ,داریوش ,عیلامی ,فرهنگ عیلامی ,توسط داریوش ,عیلامی توسط ,نابودی نشانه

هخامنشیان (62) : داریوش هخامنشی مشرک بود و به چند خدا اعتقاد داشت

:: هخامنشیان (62) : داریوش هخامنشی مشرک بود و به چند خدا اعتقاد داشت

داریوش هخامنشی مشرک بود و به چند خدا اعتقاد داشت 


هخامنشیان (بخش62)


" ... بر دیوار پشتیبان جنوب (تخت جمشید) چهار متن به فارسی باستان ، عیلامی و اکدی یافت شده است . متن عیلامی این کتیبه به کارهای ساختمانی انجام شده به دست داریوش مستقیما اشاره می کند : 


" من ، داریوش ، شاه بزرگ ، شاه شاهان ، شاه سرزمین ها ، شاه بر این زمین ، پور ویشتاسب ، هخامنشی (هستم) . و داریوش شاه گوید : " در این مکان که در آن این بارو ساخته شد ، در گذشته هیچ بارویی ساخته نشده بود . به یاری اهورامزدا این بارو را ، من (بودم که) آن را ساختم ، چنانکه خواست اهورامزدا بود ، تمام «خدایان» (!!!) با او (بودند) که این بارو ساخته شد و من آن را ساختم . کامل و نیک و مستحکم ، چنانکه به من حکم شده بود . " 

و داریوش شاه گوید : " اهورامزدا ، و تمام »خدایان« )!!!( با او مرا و این بارو را و آنچه را برای این مکان ترتیب یافته است ، محفوظ داراد ... "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 258


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (62) : داریوش هخامنشی مشرک بود و به چند خدا اعتقاد داشت
برچسب ها : داریوش ,بارو ,اهورامزدا ,ساخته ,بارو ساخته

هخامنشیان (61) : ویرانی معابد و سرکوب بی رحمانه در صورت نافرمانی از شاه غاصب (داریوش)

:: هخامنشیان (61) : ویرانی معابد و سرکوب بی رحمانه در صورت نافرمانی از شاه غاصب (داریوش)

ویرانی پرستشگاه ها و سرکوب بی رحمانه ، در صورت نافرمانی از شاه متجاوز ، غاصب و دیکتاتور (=داریوش)


هخامنشیان (بخش61) 


" ... ناکسوس به سهولت (توسط هخامنشیان) تصرف شد و معابد و خود شهر طعمه حریق ، و اهالی آن اسیر شدند . سپس ناوگان دریایی پارس راه خود را جزیره به جزیره دنبال کرد و از دلوس به کاروستوس و اءوبویا رفت . دولتشهرهایی که چون کاروستوس پایداری کردند به شدت کیفر دیدند . به رغم یاری کلروخوس آتنی ، ارتریا نیز ناگزیر تسلیم شد . " پارسیان (تحت امر داریوش هخامنشی) معابد آنجا را غارت کردند و بر اساس فرمان داریوش به انتقام آتش سوزی پرستشگاه های ساردیس آنها را به آتش کشیدند . "

... داریوش در این زمینه فرامین دقیقی به داتیس (فرمانده تحت فرمان داریوش) داده بود و داتیس متوجه بود که نه در دلوس بلکه در رنءا لنگر اندازد . وی به دلوسیها که از تنوس با شنیدن خبر ورود او گریخته بودند ، اطمینان داد که می توانند بازگردند و صحیح و سالم در دلوس زندگی کنند . سپس داتیس 300 تالان کندر بر محراب انباشت و آنها را همانجا سوزاند . لشکرکشی داتیس به نوعی گردشی تبلیغاتی بود که هدف آن اثبات این امر به جزیره نشین ها بود که نباید از ارباب جدید بیمی به دل راه دهند . هرودوت حتی نوشته است که داتیس در بازگشت با سفینه شخصی خود به دلوس رفت ، به این منظور که تندیس زرین آپولون را که دریانوردی فنیقی از پرستشگاهی در تب ربوده بود در آنجا بگذارد . 

در این اقدام داتیس ما دو روی مکمل استراتژی ایدءولوژیکی هخامنشیان را باز می یابیم :

" حمایت توافق شده از پرستشگاه ها و سرکوب بی رحمانه در صورت فرمانبرداری .

این تنها دولتشهرهای متمرد بودند که شاهد ویران شدن پرستشگاه های خود شدند . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 245 - 244


#منطق_وحقوق_بشر_هخامنشی :

#یا_بردگی_کن_یا_بمیر 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (61) : ویرانی معابد و سرکوب بی رحمانه در صورت نافرمانی از شاه غاصب (داریوش)
برچسب ها : داتیس ,داریوش ,دلوس ,پرستشگاه ,هخاان ,سرکوب ,فرمان داریوش ,صورت نافرمانی

هخامنشیان (60) : برخی دیگر از جنایات هخامنشیان : تجاوز به شهرها ، غارت و سوزاندن معابد و شهرها

:: هخامنشیان (60) : برخی دیگر از جنایات هخامنشیان : تجاوز به شهرها ، غارت و سوزاندن معابد و شهرها

برخی دیگر از جنایات داریوش هخامنشی : 

تجاوز به شهرها ، 

غارت و سوزاندن معابد و شهرها،

اسیر کردن مردم شهرها 


هخامنشیان (بخش60) 


" ... در اینجا باید سخنانی را که آریستاگوراس برای ارتافرنس ایراد کرده بود ، به یاد آوریم : با تصرف ناکسوس ، پارسیان می توانند جزایر دیگر ، سیکلاد (پاروس ، آندروس و جزایر دیگر) را فتح کنند و بدون برخورد با مشکل تا اءوبویا پیش روند . این همان برنامه ای است که داریوش برای داتیس و ارتافرنس در سال 490 تعیین کرده بود . به رغم انکارهای پلوتارک ، ناکسوس به سهولت تصرف شد و معابد و خود شهر طعمه حریق ، و اهالی آن اسیر شدند . سپس ناوگان دریایی پارس راه خود را جزیره به جزیره دنبال کرد و از دلوس به کاروستوس و اءوبویا رفت . دولتشهرهایی که چون کاروستوس پایداری کردند به شدت کیفر دیدند . به رغم یاری کلروخوس آتنی ، ارتریا نیز ناگزیر تسلیم شد . " پارسیان معابد آنجا را غارت کردند و بر اساس فرمان داریوش به انتقام آتش سوزی پرستشگاه های ساردیس آنها را به آتش کشیدند . "


 امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 244


#جنایات_هخامنشیان


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (60) : برخی دیگر از جنایات هخامنشیان : تجاوز به شهرها ، غارت و سوزاندن معابد و شهرها
برچسب ها : معابد ,هخاان ,غارت ,شهرها ,داریوش ,جنایات ,جنایات هخاان ,جزایر دیگر ,سوزاندن معابد ,برخی دیگر

هخامنشیان (59) : دستور داریوش هخامنشی مبنی بر برده کردن مردم دو شهر !

:: هخامنشیان (59) : دستور داریوش هخامنشی مبنی بر برده کردن مردم دو شهر !

دستور داریوش مبنی بر برده کردن مردمان دو شهر !


هخامنشیان (59) :


" ... فرمان ابلاغ شده (توسط داریوش) به تاسوس را می توان در زمره تدارکاتی قرار داد که شاه بزرگ (=داریوش) سال بعد آن را آغاز کرد : در حالی که فرستادگان شاه برای درخواست آب و خاک (غصب شهرها) به دولتشهرهای یونانی گسیل شده بودند ، داریوش به تجهیز نیروی دریایی خود دست زد و برای رعایای نقاط ساحلی خود فرمان ساخت سفاین کشیده و باری را صادر کرد . افواج زمینی و دریایی تحت فرماندهی داتیس و ارتافرنس در کیلیکیا متمرکز شدند . پارسیان از ساموس حرکت کردند و جزایر را تا ارتریا پشت سر نهادند . سپس در دشت ماراتون فرود آمدند ، جنگیدند ، شکست خوردند و به نزد داریوش بازگشتند ...

هرودوت فرامین ابلاغی (توسط داریوش) به داتیس و ارتافرنس را چنین نقل کرده است : " آتن و ارتریا را به بردگی فرو کاهید و مردمان فرو کاسته به بردگی این دو سرزمین را با خود بیاورید ! "


 امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 243


#تجاوز_هخامنشیان_به_شهرها

#بردگی_در_زمان_هخامنشیان

#بردگی_در_زمان_داریوش

#دستور_بردگی_دو_شهر!

#وحشیگری_هخامنشیان

#برده_سازی_در_حد_لالیگا!

#برده_کردن_مردم_دو_شهر!


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (59) : دستور داریوش هخامنشی مبنی بر برده کردن مردم دو شهر !
برچسب ها : داریوش ,بردگی ,هخاان ,برده ,دستور ,برده مردم ,توسط داریوش ,دستور داریوش

هخامنشیان (58) : هخامنشیان سرزمینها را با خاک یکسان می کردند

:: هخامنشیان (58) : هخامنشیان سرزمینها را با خاک یکسان می کردند

هخامنشیان ، سرزمینها را با خاک یکسان می کردند 


هخامنشیان (بخش58)


" پارسیان (لشگریان تحت امر داریوش هخامنشی) ، سرزمینها را (در حین تجاوز و حمله) با خاک یکسان می کردند . "


 امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 240


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (58) : هخامنشیان سرزمینها را با خاک یکسان می کردند
برچسب ها : هخاان ,یکسان ,سرزمینها

هخامنشیان (57) : مردم ترجیح می دهند در نظامی دموکراتیک بسر برند تا اینکه تحت یوغ هخامنشیان باشند

:: هخامنشیان (57) : مردم ترجیح می دهند در نظامی دموکراتیک بسر برند تا اینکه تحت یوغ هخامنشیان باشند

مردم ترجیح می دهند در نظامی دموکراتیک بسر برند تا اینکه تحت یوغ هخامنشیان باشند


هخامنشیان (بخش57)


" هیستیایوس میلتوسی (جبار تحت فرمان داریوش) ... می گوید : 

" به واسطه وجود داریوش در حال حاضر هر یک از ما جبار شهری هستیم ؛ اما چنانچه قدرت داریوش از میان برود نه خود او در وضعی خواهد بود که به میلتوسیان فرمان راند و نه جباری دیگر بر کسی ؛ 

چون اهالی هر یک از شهرها ترجیح می دهند در نظامی دموکراتیک به سر برند تا جباری بر آنان فرمانروایی کند . (1) "


 امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 232 - 231


" ... گرایش های دموکراتیک یا طالب تساوی در برابر قانون در آسیای صغیر به ناگهان پدیدار نشده بود ، چون مثلا در حدود 575 - 550 کتیبه ای موید وجود رهبران انتخابی و شورای مردمی در خیوس است . 

در عین حال ممکن است که نمونه آتن ، که در نزدیکی قرار داشته است (انقلاب کلیستنس) اراده مردم را برای نجات خود از شر قیمومت جباران (تحت امر داریوش) متعلق به خاندانهای بزرگ تقویت کرده باشد ... " (2)


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 234

 

1 . این اعتراف و اذعان ، خیلی چیزها را بیان می کند . منجمله اینکه مطالب قبلی ما مبنی بر نارضایتی مردم از تحت حکومت هخامنشیان بودن را تاکید و تایید می کند . 

دیگر آنکه : هخامنشیان به زور بر مردم مسلط شده بودند (که البته این امری بدیهی است ؛ و در قسمتهای قبل به جنگ های کشورگشایانه آنها و مقابله آنها با شورش های آزادیخواهانه و استقلال طلبانه ی مردم ی سرزمینهای تحت سلطه هخامنشیان اشاره کردیم) .

نکته دیگر آنکه مسلما حکومت هخامنشیان ، نه حکومتی دموکراتیک و مردمی ، بلکه حکومتی دیکتاتور و مستبد بوده است . 

2 . این متن نشان می دهد که قبل از روی کار آمدن دیکتاتوری هخامنشی توسط کوروش (حدود سال 553 پیش از میلاد) - یا همان زمانها - و حدود سی سال پیش از روی کار آمدن داریوش هخامنشی (که حدود سال 522 پیش از میلاد بود) ، حکومت شورایی و دموکراتیک وجود داشته است .

بنابراین کسی نمی تواند ادعا کند که : " آن زمان عقل مردم به این چیزها نمی رسیده ، و برپایی دیکتاتوری هخامنشیان با توجه به عقل و اطلاعات ناقص مردم آن زمان ، عملی صحیح بوده است " . 

ناگفته نماند که در ادامه مطالب در کتاب آمده که مردم سرزمینهای مختلف تحت سلطه هخامنشیان با هدف رها شدن از یوغ هخامنشیان ، و دستیابی به نظامی دموکراتیک دست به شورش می زنند (که البته متاسفانه با سرکوب توسط داریوش و لشگرش مواجهه می شوند) . 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (57) : مردم ترجیح می دهند در نظامی دموکراتیک بسر برند تا اینکه تحت یوغ هخامنشیان باشند
برچسب ها : هخاان ,مردم ,دموکراتیک ,داریوش ,نظامی ,حکومت ,نظامی دموکراتیک ,دیگر آنکه ,سلطه هخاان ,حکومت هخاان ,ترجمه ناهید ,ترجمه ناهید فروغان

هخامنشیان (56) : دستور داریوش به نفوذ به سرزمین سکاها و اسیر کردن زنان و مردان آنجا

:: هخامنشیان (56) : دستور داریوش به نفوذ به سرزمین سکاها و اسیر کردن زنان و مردان آنجا

دستور داریوش به نفوذ به سرزمین سکاها و اسیر کردن زنان و مردان آنجا


هخامنشیان (بخش56)


" کتسیاس نیز اطلاعاتی اراءه می دهد که در نوشته هرودوت یافت می شود : 

" وی شرح می دهد که داریوش به آریارمنه ، خشثرپاون کاپادوکیا فرمان می دهد به سرزمین سکاها نفوذ کند و مردان و زنانش را به اسیری آورد . خشثرپاون با 30 کشتی پاروزنه به آنجا می رود و اسیرانی می گیرد . او حتی برادر پادشاه سکاها ، مارساگتس را که به علت کار ناشایستی به امر برادرش در زنجیر  بود به بند می کشد . "


 امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 220


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (56) : دستور داریوش به نفوذ به سرزمین سکاها و اسیر کردن زنان و مردان آنجا
برچسب ها : سکاها ,مردان ,آنجا ,سرزمین ,نفوذ ,داریوش ,سرزمین سکاها ,مردان آنجا ,اسیر زنان ,دستور داریوش

هخامنشیان (55) : لشگرکشی داریوش هخامنشی و به خطر انداختن جان سربازان به خاطر زیر شکم خود

:: هخامنشیان (55) : لشگرکشی داریوش هخامنشی و به خطر انداختن جان سربازان به خاطر زیر شکم خود

لشگرکشی داریوش به سرزمین سکاها ، و به خطر انداختن جان سربازان ، بخاطر زیرشکم خود !


هخامنشیان (بخش55)


" یوستینوس می گوید که داریوش جنگ را به تنبیه شاه سکاها پانتوروس به راه می اندازد که از به زنی دادن دخترش به داریوش سر باز می زند ! "


 امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 220


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (55) : لشگرکشی داریوش هخامنشی و به خطر انداختن جان سربازان به خاطر زیر شکم خود
برچسب ها : داریوش ,لشگرکشی داریوش

هخامنشیان (54) : چند همسری و ازدواج با محارم در بین هخامنشیان

:: هخامنشیان (54) : چند همسری و ازدواج با محارم در بین هخامنشیان

چند همسری و ازدواج با محارم در بین هخامنشیان ، خصوصا داریوش


هخامنشیان (بخش54)


" داریوش ... دو دختر کوروش ، آتوسا و آرتوستونه را به زنی گرفته بود . (آتوسا را نخست برادرش کمبوجیه و بار دوم مغ ، به زنی گرفته بود ، اما آرتوستونه باکره بود) ؛ افزون بر آن با دختر بردیا ، پسر کوروش ، که پارموس نام داشت ، ازدواج کرده بود . وی دختر اوتانه [فایدیمیه] را نیز ، که از راز مغ پرده برداشته بود تزویج کرده بود .

... داریوش خود را مستقیما با خاندان کوروش از طریق ازدواج با دو دختر (آتوسا و آرتوستونه) و یک نوه او (پارموس) مرتبط می کند . درباره ازدواج با دختر اوتانه باید گفت که درست نیست که این ازدواج را امتیاز بزرگی بدانیم که داریوش به اوتانه اعطا کرده است . چون در زمره رسومی است که هدف از آن تصاحب زنان شاه سلف یا شاهان سلف (آتوسا ، فایدیمیه) توسط شاه جدید است . این همان کاری است که بردیا کرده بود ، یعنی با آتوسا ، خواهر - همسر کمبوجیه (برادر تنی اش) پیوند زناشویی بسته بود .

... (داریوش) بعدها با فراتاگونه ، دختر یکی از برادران خود ، به نام ارتانس ازدواج کرد . 

... یگانه استثنای مسلم ، ازدواج با دختر گوبروو است ، اما این ازدواج پیش از جلوس وی به تخت روی داده است ... "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 202 - 201


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (54) : چند همسری و ازدواج با محارم در بین هخامنشیان
برچسب ها : ازدواج ,دختر ,آتوسا ,داریوش ,هخاان ,کرده ,دختر اوتانه

هخامنشیان (53) : داریوش هخامنشی برای توجیه تجاوزها و جنایاتش آنها را به خدا می بندد!

:: هخامنشیان (53) : داریوش هخامنشی برای توجیه تجاوزها و جنایاتش آنها را به خدا می بندد!

داریوش هخامنشی ، برای توجیه تجاوزها و جنایاتش ، آنها را به خدا می بندد (1)


هخامنشیان (بخش53) 



" ... (در کتیبه بیستون :) : 

»داریوش شاه گوید : این است آنچه در سال دوم و سوم پادشاهی بدست من کرده شد . عیلام ، سرزمینی به این نام ، نافرمان شد .» (2) 


برای سومین بار از اکتبر 522 عیلامیان به سرکردگی اته میته قیام کردند . گوبروو بندکه (بنده) وفادار شاه در راس سپاهی به عیلام رفت و جنگید و پیروز شد . وی بر شوش مسلط گشت و اته میته را به نزد داریوش برد و شاه فرمان مرگ او را صادر کرد ...


(داریوش در کتیبه بیستون :) 

»عیلامیان دشمن بودند و اهورامزدا را نمی پرستیدند ؛ من اهورامزدا را پرستیده ام ؛ به نیروی اهورامزدا با آنان چنانکه خواستم رفتار کردم !» "



امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص194


1 . بستن تجاوزها ، جنایات ، سرکوبها و اقدامات داریوش به خدا ، از طرف داریوش ، برای فریب مردم و ساکت کردن آنان ، و توجیه اینجور اقدامات و جنایات از جانب او است . 

2 . مردم کشورهای تحت سلطه هخامنشیان ، همانطور که در قسمت های قبل توضیح دادیم (و در کتاب آمده) ، بشدت از سلطه هخامنشیان بر خود ناراضی بوده ، و بارها - علی الخصوص در زمان داریوش - سر به شورشهای آزادی خواهانه و استقلال طلبانه گذاشتند و تلاش کردند خود را از یوغ هخامنشیان نجات دهند . یک مورد از این سرزمینها ، عیلام بود . که داریوش مجددا شورش آنان را سرکوب کرده و افراد کثیری از آزادیخواهان را به قتل رساند . 

او که با بحران مشروعیت روبرو بود ، برای فریب مردم تلاش کرد با رنگ و بوی مذهبی دادن به اقدامات و جنایاتش ، و نسبت دادن آنها به اهورامزدا ، جنایاتش را توجیه کند و به گونه ای به حکومتش نیز مشروعیت بدهد .

این ، یکی از عادات داریوش بوده است . 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (53) : داریوش هخامنشی برای توجیه تجاوزها و جنایاتش آنها را به خدا می بندد!
برچسب ها : داریوش ,هخاان ,اهورامزدا ,توجیه ,جنایاتش ,مردم ,فریب مردم ,سلطه هخاان ,برای فریب ,کتیبه بیستون ,توجیه تجاوزها ,برای توجیه تجاوزها

هخامنشیان (52) : شرک داریوش هخامنشی و اعتقاد او به چند خدایی

:: هخامنشیان (52) : شرک داریوش هخامنشی و اعتقاد او به چند خدایی

شرک داریوش هخامنشی ؛ و اعتقاد او به چندخدایی


هخامنشیان (بخش52) 



(در کتیبه داریوش آمده :) 

" آنچه در یک سال بکردم به نیروی اهورامزدا بود . اهورامزدا از من پشتیبانی کرد (1) ؛

همچنین «خدایان دیگری» که هستند . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 192


1 .  داریوش برای اعتبار بخشیدن به اعمالش ، و توجیه اقداماتش (منجمله جنایاتش) و فریب مردم ، همیشه متوسل به نام " اهورامزدا " می شود . 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (52) : شرک داریوش هخامنشی و اعتقاد او به چند خدایی
برچسب ها : اهورامزدا ,داریوش

هخامنشیان (51) : داریوش و کیفر کسانی که مطیع او نباشند

:: هخامنشیان (51) : داریوش و کیفر کسانی که مطیع او نباشند

داریوش : اقوامی که نافرمانی کردند را بسیار کیفر دادم ! 


هخامنشیان (بخش51)


 " ... قانون شاه ، چنانکه داریوش آن را در گاه (زمان) سخن گفتن از بیست و سه سرزمین تحت انقیاد ، که وی نامشان را بر شمرده است ، تعریف می کند : 

" این اقوام که به نیروی اهورامزدا (1) از آن من شدند «بنده های» من گشتند ، باجشان را به من دادند ، هر چه به آنان بگفتم شب چون روز بکردند . داریوش شاه گوید : در این سرزمین ها آن را که فرمان ببرد ، بسیار پاداش بدادم ؛ آن را که نافرمان بود بسیار کیفر بدادم (2) ... "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 191


1 . داریوش برای اعتبار بخشیدن به اعمالش ، و توجیه اقداماتش (منجمله جنایاتش) و فریب مردم ، همیشه متوسل به نام " اهورامزدا " می شود !

2 . نوع کیفرها هم که در قسمتهای قبل آوردیم ؛ از اعدام بگیر تا بریدن گوش و بینی و درآوردن چشم و زنده زنده پوست کندن و تیر در مقعد فرو بردن و ...


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (51) : داریوش و کیفر کسانی که مطیع او نباشند
برچسب ها : داریوش ,بسیار کیفر

هخامنشیان (150) : برده داری در عصر هخامنشی : در لشکر هخامنشی ، همه حکم برده داشتند

:: هخامنشیان (150) : برده داری در عصر هخامنشی : در لشکر هخامنشی ، همه حکم برده داشتند

بردگی در عصر هخامنشی :

در لشکر هخامنشی ، همه سربازان و سرکردگان ، حکم برده داشتند !


هخامنشیان (بخش150)


" ... در تمام لشکرهای هخامنشی ، قشون ها قوم به قوم به صف می شدند . همچنین در سازماندهی کار برای حفر ترعه (1) آتوس : " بربرها فضا را قوم به قوم تقسیم کرده بودند . "

اما همین که به نقاط تجمع می رسند قشون های قومی را از سرکردگان محلی می گیرند و به پارسیان می سپارند : 

" در راس همه این مردان ، مانند همان مردانی که در نیروی زمینی به صف شده بودند ، سرکردگان محلی قرار داشتند ... هر قومی به شمار شهرهایش سرکرده داشت . این سرکردگان در مقام فرمانده در معیت سپاه نبودند ، بلکه درست مانند سربازان دیگر ، «برده» بودند ..."


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 641 


1 . ترعه : کانال، آبراه بزرگ و عمیقی که بین دو دریا برای عبور کشتی‌ها ساخته شود


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (150) : برده داری در عصر هخامنشی : در لشکر هخامنشی ، همه حکم برده داشتند
برچسب ها : سرکردگان ,بودند ,برده ,داشتند ,سرکردگان محلی ,برده داشتند

هخامنشیان (149) : عدالت داریوشی : اعدام فرماندار به بهانه واهی

:: هخامنشیان (149) : عدالت داریوشی : اعدام فرماندار به بهانه واهی

عدالت داریوشی : اعدام فرماندار به بهانه واهی 


هخامنشیان (بخش149)


" ... آریاندس مردی بود که کمبوجیه او را برای فرمانروایی بر مصر برگزیده بود . وی بعدها کشته شد ، چون می خواست با داریوش کوس برابری (در ظواهر) زند . او می دانست و می دید که داریوش خواهان آنست که به مثابه یادمان سلطنت خود چیزی باقی گذارد ، که شاهی دیگر بر جا ننهاده بود . آریاندس از او تقلید کرد و جزای ... رفتار خود را دید . داریوش زر را از طریق ذوب کردن به ناب ترین درجه ممکن رسانده بود و با آن سکه ضرب کرده بود . آریاندس فرمانروای مصر بود و همین کار را با نقره کرد . سکه آریاندیک تا به امروز - زمان هرودوت - ناب ترین نقره را دارد . اما داریوش هنگامی که از این عمل آریاندس با خبر شد ، او را به چیزی دیگر - به قیام بر ضد خود - متهم نمود و فرمان مرگش را صادر کرد . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 639


توضیح : من نمی دانم کوروش پرستانی که به داریوش لقب عادل داده اند ، با چه متری حساب کرده اند که کشتن فرماندار به بهانه واهی ، در نظرشان عدالت است !

بنظر می آید بی مطالعگی و جهل و تعصب - و احیانا مواد توهم زا - دوباره کار دستشان داده ، و توهمات جدیدی بر ذهن و زبانشان جاری نموده است . 

یا شاید هم بیسوادی آنها چنین ایجاب می کند که معنای عدالت را نفهمند و آن را با ظلم اشتباه بگیرند . 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (149) : عدالت داریوشی : اعدام فرماندار به بهانه واهی
برچسب ها : داریوش ,عدالت ,آریاندس ,بهانه ,فرماندار ,بهانه واهی ,اعدام فرماندار ,داریوشی اعدام ,عدالت داریوشی ,داریوشی اعدام فرماندار ,عدالت داریوشی اعدا

هخامنشیان (148) : خرج سرباز و سلاحش با خودش (در زمان هخامنشی)

:: هخامنشیان (148) : خرج سرباز و سلاحش با خودش (در زمان هخامنشی)

خرج سرباز و سلاحش با خودش (در زمان هخامنشی)


هخامنشیان (بخش148)


" ... اسناد متعدد متعلق به زمان داریوش نشان می دهند که با دریافت فرمان سلطنتی ، تیولدار باید مسلح و مجهز به مواد غذایی و نقدینه قدم در راه می گذاشت . به عبارت دیگر سرباز هزینه سلاح و غذایش را خودش می پرداخت . هزینه سنگین بود : در سال 513 هر سرباز سواره نظامی که برای خدمت سه ساله احضار می شد ، بایست یک قاطر (که به 50 شکل خریداری می شد) با خود داشته باشد که علوفه آن برای او 36 شکل تمام می شد و 12 مرد سبک اسلحه نیز با خود بیاورد که به وسایل لازم (لباس ، روانداز و زیرانداز ، توبره سفر ، کفش ، روغن ، نمک و غیره) مجهز بودند . حتی اگر درخواست های قانونی مقامات محلی را نیز در نظر نگیریم ، باید بگوییم که احضارهای تقریبا منظم در زمان سلطنت داریوش و جانشینان وی نادر نیستند . به عبارت دیگر باید گفت که هزینه نیروی نظامی ذخیره ، آن طور که در ناحیه بابل شاهد آن هستیم ، بر عهده خزانه سلطنتی نیست . درست برعکس ، صاحبان تیولها از مالیات معاف نیستند و هر ساله باید آن را به تشکیلات اداری پرداخت کنند ... " (1)


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 632


1 . سه سال سربازی و احضارهای منظم برای جنگ و تجاوز به کشورها ، با هزینه خود سرباز . خلاصه ، سرباز باید بخاطر طمع و خوشگذرانی دربار هخامنشی ، مال و جانش را بر میداشت ، می رفت جنگ ، و فدا می کرد . آیا این ، جز بردگیست ؟

بد نیست این قوانین را درباره کوروش پرستان - که خواهان بازگشت آن دوران ننگین اند - اعمال کنیم ؛ تا ببینیم عملا چقدر ظرفیت تحمل آن شرایط را دارند . 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (148) : خرج سرباز و سلاحش با خودش (در زمان هخامنشی)
برچسب ها : سرباز ,زمان ,هزینه ,خودش ,عبارت دیگر

هخامنشیان (147) : انواعی از خراج ها و برداشت های مالی هخامنشیان از مردم (بخش دوم)

:: هخامنشیان (147) : انواعی از خراج ها و برداشت های مالی هخامنشیان از مردم (بخش دوم)

5 . مالیاتهای سلطنتی و مالیاتهای خشثرپاونی


از آن گذشته ، رعایا ملزم به پرداخت مالیات های مختلف به خود خشثرپاون (=فرمانداران هخامنشیان در سرزمینهای تحت سلطه) بودند . خشثرپاون نیز که در ایالت خود به عینه شاه به شمار می آمد ، در طول سال ، ولو برای اقامت در پردیس خود ، از اقامتگاهی به اقامتگاه دیگر می رفت . یکی از متون پولیانوس نشان می دهد که خشثرپاون با خدم و حشم فراوان سفر می کرد و مردم می بایست به پیشواز او بیایند . ماوسولوس که خواهان تصرف هراکلیای لاتموس بود ، راه پوگلا را در پیش گرفت ؛ چون از نزدیک لاتموس می گذشت ، ساکنان شهر برای مشاهده نظم و شکوه حرکت سپاه بیرون آمدند ... واحدهای ماوسولوس شهر را خالی و دروازه ها را گشودند . شکی نیست که در این موارد ، ساکنان و کارگزاران محلی بایست مانند زمان ورود شاه ، هدایایی به خشثرپاون تقدیم دارند .

 در میان مالیات هایی که به خشثرپاون تعلق می گرفت ، باید مالیات سفره خشثرپاون را نیز بر شمرد . پلوتارک هنگام بررسی شورش کوروش صغیر ، توضیحی را که برخی از پیشینیانش به دست داده اند (بی آنکه آن را متعلق به خود بداند) یادآوری کرده است : " سبب گسستن وی از شاه آن بود که برای خوراک های روزانه ی خود مبلغ کافی دریافت نمی داشت . فرناباذ ، که بر اثر غارت فریگیای هلسپونتوس فقیر شده بود ، شکایت می کند از اینکه دیگر برای او در ایالت خوراکی نمانده است . این متون می تواند کاملا کنایی بنماید . اما این استعاره واقعیتی مالی را در خود دارد که چند بند از کتاب نحمیا آن را روشن می کند : 

" و نیز از روزی که به والی بودن زمین یهودا مامور شدم ، یعنی از سال بیستم تا سال سی و دوم ، ارتحشستا پادشاه که دوازده سال بود من و برادرانم وظیفه والیگری را نخوردیم ؛ اما والیان اول که قبل از من بودند بر قوم بار سنگین نهاده علاوه بر چهل مثقال نقره ، نان و شراب نیز از ایشان می گرفتند و خادمان ایشان بر قوم حکمرانی می کردند لیکن من به سبب ترس خدا چنین نکردم ؛ ... و صد و پنجاه نفر از یهودیان و سروران سوای آنانی که از امت های مجاور ما نزد ما می آمدند بر سفره ی من خوراک می خوردند . ؛ و آنچه برای هر روز مهیا می شد یک گاو و شش گوسفند پرواری می بود و مرغ ها نیز برای من حاضر می کردند و هر ده روز مقداری کثیر از هر گونه شراب . اما معهذا وظیفه والیگری را نطلبیدم زیرا که بندگی سخت بر این قوم می بود . (باب پنجم ، آیه های 14 - 18)


6 . افزون بر خراج

هرودوت تصریح می کند که دهش های اجباری اقوام هدیه دهنده افزون بر خراج محاسبه می شود . اما همین هرودوت شرح می دهد که اقوام خراجگزار ، خود مشمول برداشت هایی قرار می گیرند که به همین گروه برداشت ها مربوط می شود . چون وی متذکر می شود که به استثنای خراج 500 تالانی نقره ، کیلیکیایی ها بایست سالیانه 360 اسب سفید از قرار یک اسب در روز تقدیم کنند . مصر ، علاوه بر پرداخت 700 تالان (خراج) به شاه باید گندمی که جداگانه تحویل می شود تدارک بیند ؛ زیرا به این خراج باید 120000 مدیمن گندمی را افزود که مصریان به پارسیانی که کاخ سفید ممفیس را اشغال کرده اند و به نیروهای کمکی آنان پرداخت می کنند  ؛ نقره ای را که از دریاچه ی موءریس از فروش ماهی هایی که از آن صید می شد به دست می آمد متعلق به شاه بود  - مبلغی که افزون بر دهش های اجباری دیگر از محصول کم می شد . ناحیه بابل بایست هر ساله 1000 تالان و پانصد جوان خصی (برای بردگی) عرضه بدارد . استرابون وجود برداشت های جنسی را که به خراج به نقره اضافه می شد ، در مورد ماد و کاپادوکیا تایید کرده است : " آنچه در باب خراج پرداختی مادها گویند با توانایی ها و قدرت (تولید) آن تطبیق می کرد ؛ زیرا در شرایطی که کاپادوکیا سالیانه علاوه بر مالیات به نقره ، 1500 اسب ، 2000 قاطر و 50000 راس دام کوچک می داد ، خراج مادها تقریبا دو برابر آنان بود . "
در متنی متعلق به دوران اسکندر اطلاعات مشابهی می یابیم : اسکندر از ساکنان دولتشهری در پامفولیای آسپندوس خواست به قدر پنجاه تالان در پرداخت مواجب سپاه کمک کنند و همان تعداد اسب که برای پرداخت خراج داریوش سوم پرورش می دادند تدارک ببینند . این درست همان نظامی است که هرودوت درباره کیلیکیا به آن اشاره کرده است . برداشت هایی از آن دست در خشثرپاون نشین های دیگر شناخته شده است . چون استرابون می نویسد که ارمنستان چنان مراتع سرسبزی داشت که اسبان نسایی را هم در آن پرورش می دادند . او می افزاید : " در گذشته استفاده از این اسبان به شاهان پارس اختصاص داشت . هر ساله در دوران جشن های میترا ، خشثرپاون ارمنستان 20000 کره اسب برای شاه پارس می فرستاد . "
این اطلاعات را باید با گزارش گزنفون قیاس کرد که مکالمه ای را با کدخدایی ارمنی شرح داده است : " آنان پرسیدند اسبان این سرزمین را برای چه کسی تربیت می کنند ؟ وی پاسخ داد که این خراجی است که به شاه پارس می پردازند ."
گزنفون دریافت که این اسب ها نذر خورشید هلیوس (اند) . هر روستا مکلف بود شمار معینی کره اسب تدارک ببیند (مثلا روستایی که گزنفون و مردانش گذرشان به آن افتاده بود می بایست 17 کره اسب بدهد .) این کره اسب ها را کدخدایان هر ساله گردآوری می کردند و خشثرپاون ارمنستان آنها را به دربار شاه می فرستاد. اگر واژگان بکار رفته در این متون را بررسی کنیم به این نتیجه می رسیم که این دهش های اجباری که در فهرست داسموس قرار دارند ، هر چند هر دو اصطلاح اغلب به نحو یکسانی بکار رفته و ترجمه شدند ، اما معنای ریشه شناختی آن دو متفاوت است . داسموس معادل باجی فارسی باستان است و " سهم شاه " را تشکیل می دهد . از آن گذشته آریانوس در مورد آسپندوس دو واقعیت را از یکدیگر متمایز می کند : افزون بر فوروس به معنای اخص کلمه (که به نقره بود) و شاه آنان را بطور موقت از پرداخت آن به نفع مالیات های جنگ معاف کرده بود ، اهالی آسپندوس می بایست هر ساله تعداد معینی اسب به عنوان داسموس برای داریوش سوم تدارک ببینند . 
ما نمی دانیم چرا هرودوت فقط در مورد کیلیکیا ، مصر و ناحیه بابل به این رسم اشاره کرده است ، اما منطقی است که آن را به صورت جمله معترضه ادا کرده باشد ، چون این دهش های اجباری ، علاوه بر خراج به معنای اخص کلمه ، که موضوع بحث اوست ، به وضوح در دفاتر ثبت می شوند . اما اطلاعاتی که بطور پراکنده در متون کلاسیک وجود دارد بطور قطع متضمن آنست که این یک قاعده کلی بوده است . هرودوت که در حاشیه بحث خود در مورد خراجگزاری می خواهد بر غنای ناحیه بابل تاکید ورزد ، به نحوی صریح و کلی تر بر این بخش مالیه هخامنشی اشاره کرده است : 
" شاه بزرگ تمام قلمروی را که بر آن فرمانروایی می کند به مناطقی تقسیم کرده است برای آنکه افزون بر خراج آذوقه شخصی او و سپاهش را برایش تهیه کنند . چهار ماه از دوازده ماه سال ناحیه بابل این آذوقه را تامین می کند ؛ و تمام آسیا طی هشت ماه دیگر به او خوراک می دهد ... حکومت این ناحیه - خشثرپاون نشین چنانکه پارسیان گویند - از تمام حکومت های دیگر بسیار با اهمیت تر است . "
سپس هرودوت مزایایی را که از حکومت آن ناحیه نصیب خشثرپاون می شود ، بطور مفصل بر می شمارد : اسب (800 راس نریان و 16000 مادیان) و پرورش سگ های هندی " به چنان تعداد زیادی که چهار روستای بزرگ ، در  عوض معافیت از تکالیف مالی دیگر موظف به تهیه خوراک آنها بودند . 

7 . سپاهدهی و مالیه

اصلی که سازمان خطروها ، که در ناحیه بابل نسبتا شناخته شده است ، بر پایه آن ایجاد شده بود ، نیز چنین بود . یک خطرو نظامی (همه خطروها نظامی نبودند) لازم بود در اصل سرباز شاه " صاب شری " تدارک ببینند . متصدی حصه باید به هر فرمان بسیج پاسخ گوید . اسناد متعدد متعلق به زمان داریوش نشان می دهند که با دریافت فرمان سلطنتی ، تیولدار باید مسلح و مجهز به مواد غذایی و نقدینه قدم در راه می گذاشت . به عبارت دیگر سرباز هزینه سلاح و غذایش را خودش می پرداخت . هزینه سنگین بود : در سال 513 هر سرباز سواره نظامی که برای خدمت سه ساله احضار می شد ، بایست یک قاطر (که به 50 شکل خریداری می شد) با خود داشته باشد که علوفه آن برای او 36 شکل تمام می شد و 12 مرد سبک اسلحه نیز با خود بیاورد که به وسایل لازم (لباس ، روانداز و زیرانداز ، توبره سفر ، کفش ، روغن ، نمک و غیره) مجهز بودند . حتی اگر درخواست های قانونی مقامات محلی را نیز در نظر نگیریم ، باید بگوییم که احضارهای تقریبا منظم در زمان سلطنت داریوش و جانشینان وی نادر نیستند . به عبارت دیگر باید گفت که هزینه نیروی نظامی ذخیره ، آن طور که در ناحیه بابل شاهد آن هستیم ، بر عهده خزانه سلطنتی نیست . درست برعکس ، صاحبان تیولها از مالیات معاف نیستند و هر ساله باید آن را به تشکیلات اداری پرداخت کنند . 
در اوقات عادی ، سپاهگیری و نگهداری نیروهای مسلح مورد نیاز ، بودجه شاه را لزوما زیر فشار نمی گذاشت . چون اصل حاکم بر سازماندهی ناوگان ساده بود . تشکیلات اداری سلطنتی ، ناوها را (از جمله به کمک نیروی کاری که درخواست می کرد) می ساخت ، اقوام خراجگزار نواحی ساحلی (یونانیان ، کاریها ، لوکیها ، کیلیکیها ، قبرسی ها ، فنیقی ها) پاروزنان را تدارک می دیدند . در غیر اینصورت تدارک پاروزنان مستلزم صرف هزینه سنگین بود . از طرف دیگر ، اصلی که نیروهای زمینی بر پایه آن تشکیل شده بود نیز کاملا ساده بود : این یا آن گروه از مردم باید شمار معینی سرباز مجهز ، در ازای انتفاع از قطعه زمینی که دولت در اختیارشان می گذاشت ، تدارک ببینند . مورد پارسیان " دارای حق انتفاع " در قلمروهای بزرگ در آسیای صغیر چنین بود . آنان به درخواست خشثرپاون موظف بودند به هزینه خود ، نیروی سواره نظام تعلیم دیده ای برای وی تدارک ببینند . همچنین می دانیم که متصرفان پارسی اراضی در مصر می بایست خراج می پرداختند . این امر در مورد گردانهای پیاده نظام ممفیس نیز صادق بوده . اینها همه مصداق بارز این ضرب المثل شناخته شده است که " فتح فتح می آورد " .  در اینجا لازم است خاطرنشان کنیم که با این همه خزانه سلطنتی مبالغ مهمی را برای تامین خوراک ساخلوداران مواجب بگیر خود می پرداخت ، یعنی همان کسانی که گزنفون آنان را با اصطلاح چند معنایی میستوفوری می نامد ، که در این صورت سرباز مزدور نیستند ، بلکه سرباز مواجب بگیرند ، مانند ساخلوداران سوءنه - الفانتین که از خزانه سلطنتی جیره های جنسی و مواجب به نقره دریافت می دارند . البته بر اساس اصل واریز پارکس تو فورو که هرودوت آن را تعریف کرده است واحدها هم از برخی از دهش های اجباری جنسی برداشت می شد . 

خراج و برداشت های خراجگزارانه 

بدین ترتیب این نتیجه حاصل می شود که آنچه ما به پیروی از هرودوت خراج می نامیم فقط بخشی از برداشت های سلطنتی است یا به گفته استعاری ار . دکا " بخش مرءی کوه یخ بنای مالی هخامنشی " را تشکیل می دهد . 


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 633 - 622

بخش اول این مطلب در لینک زیر :
https://goo.gl/ZO7q0E
 ###############

کانال حقیقت
https://telegram.me/haghighat1357
منبع : باستانهخامنشیان (147) : انواعی از خراج ها و برداشت های مالی هخامنشیان از مردم (بخش دوم)
برچسب ها : خراج ,خشثرپاون ,کرده ,تدارک ,پرداخت ,برداشت ,ناحیه بابل ,تدارک ببینند ,اشاره کرده ,خزانه سلطنتی ,عبارت دیگر

هخامنشیان (146) : انواعی از خراج ها و برداشت های مالی هخامنشیان از مردم (بخش اول)

:: هخامنشیان (146) : انواعی از خراج ها و برداشت های مالی هخامنشیان از مردم (بخش اول)

انواعی از خراج ها و برداشت های مالی هخامنشیان از مردم


هخامنشیان (بخش146)



" 1 . مالیاتها 


بحث برای آنکه روشن کننده باشد ، باید با تحلیل کامل تر و مفصل تر مالیه هخامنشی جمع شود . همانطور که در مبحث مربوط به گمرک و عوارض راه (فصل نهم) نشان دادیم ، شاه در واقع بسیاری چیزهای دیگر را برداشت می کرد که می توان آنها را زیر دو ستون طبقه بندی کرد : مالیات های منظم و مالیات های استثنایی . 

درباره مالیاتهای منظم اطلاعات چندانی در اختیار نداریم و آنچه داریم اساسا از متون متاخر استنتاج شده است . از این رو بار دیگر ناچاریم از ارسطوی دروغین و چهار درآمد دیگری که در میان شش درآمد خشثرپاون توصیف کرده است نقل کنیم : 

" سومی از منافع حاصل که از اماکن تجاری تشکیل می شود ، چهارمی هم مالیات بر زمین و هم مالیات بر داد و ستد را در بر می گیرد . پنجمی شامل عوارض گله است . این همان چیزی است که آن را اپیکارپیا یا عشریه می خوانند . و بالاخره ششمی مالیاتی است که از افراد می گیرند و آن را گزیت و مالیات صنعتگری می نامند . "

چندین سند اجرایی برخی از اطلاعات این مولف را تایید می کند . وجود مالیاتهای سلطنتی و مالیاتهای مبادلات تجاری در کاریا در دوران پیکسوداروس ، خشثرپاون آن منطقه مورد تایید قرار گرفته است . بنظر می رسد که تنوع مالیات ها بسیار زیاد باشد و فرآورده های متعددی را در بر گیرد . در آغاز قرن چهارم وجود مالیاتی بر تولید برخی از فرآورده های کشاورزی مورد تایید قرار گرفته است . این مالیات باید به تشکیلات اداری سلطنتی تادیه می شد ؛ همان مالیات (گندم) در متنی از تلمسوس متعلق به دوران تسلط بطالسه ذکر شده است . در فرمان دیگری (مربوط به دوران سلوکیان) که در آیگای آیولیا یافت شده است مالیات های جالبتری قید شده است : یک دکاته ، یک مالیات یک هشتم بر محصول میوه ، یک پنجاهم بر گوسفند و بز ، یک هشتم بر عسل و حتی " بر گوشت شکار : یک ران هر گراز و گوزن . "

این فکر به ذهن متبادر می شود که در این مالیاتها نمونه ای از مالیات ذکر شده در متن ارسطوی دروغین وجود دارد . این متن درباره مالیات هایی است که خشثرپاون از فرآورده هایی که از زمین حاصل می شود دریافت می کند . اما ورای چند تطابق در زمانانه و بین منطقه ای که به سهولت قابل توضیح است (وصول مالیاتهای مربوط به مبادلات یا حمل و نقل کالاها ، در ناحیه بابل و مصر دوران هخامنشی مورد تایید قرار گرفته است ) ، این پرسش برای ما ناگزیر مطرح می شود که آیا این نویسنده نظامی را که در زمان حیاتش در آسیای صغیر غربی مسلط بود ، شرح نداده است ؛ چون به رغم استمرار مسلم این دوره با دوره هخامنشی ، گفتن اینکه تمام این مالیاتها در زمان داریوش وجود داشته است ، آشکارا غیرممکن است . 

این تردید در مورد ناحیه بابل با کشف مجموعه کوچکی از الواح و تفسیرهایی که به تازگی درباره آنها اراءه شده است ، مرتفع شده است . چندین سند متعلق به زمان یکی از اردشیرها (بطور مسلم دوم یا سوم) متضمن آنست که فروش بردگان را یکی از تشکیلات اداری مسءول وصول مالیاتهای سلطنتی ثبت کرده است . به این مناسبت احتمالا مالیاتی ویژه پرداخت می شد . در این مورد روشی را که در زمان سلوکیان در ناحیه بابل شناخته شده بود ، باز می یابیم . تاسیس این مالیات در واقع به زمان داریوش اول تعلق دارد . استمرار هخامنشی - یونانی مآبی ما را به این فرض می کشاند که مالیاتهای شناخته شده ی دیگر دوران سلوکیان هم ممکن است متعلق به زمان شاهان بزرگ بوده باشد . اما برای اثبات این فرض سند و مدرکی در دست نداریم . 


2 . معادن 

از میان شش نوع درآمدی که ارسطوی دروغی اخذ آن را به اقتصاد خشثرپاون نشین نسبت می دهد " فرآورده های خاص زمین در منطقه ای معین " قرار دارد . تصریحی که در پی آن آمده است حاکی از آنست که منظور وی منحصرا فرآورده های زیرزمینی است : " این گروه را فرآورده های خاص زمین تشکیل می دهد : اینجا طلا ، آنجا نقره ، جای دیگر مس یا هر آنچه می توان در سرزمین یافت . "
این وجهی اساسی از سیاست سلطنتی است که متاسفانه ما درباره آن داده های مشخص در اختیار نداریم . ما از وجود معادنی که خود دولتشهرهای یونانی آنها را استخراج می کردند اطلاع داریم ، مانند معادن شناخته شده در لامپساکوس ، همچنین معادن نقره باکتریا یا کیلیکیا ، معادن لاجورد بدخشان باکتریا ، معادن گوناگون کارمانیا ، معادن آهن ایونیا و لبنان یا حتی معادن مس قبرس که وجودشان در متون دوران کلده مورد تایید قرار گرفته است . 
" منشور بنیانگزاری شوش " نیز درباره منابع معدنی این یا آن ناحیه ، نشانه هایی بدست می دهد : طلای ساردیس و باکتریا ، لاجورد و عقیق سرخ سغدیانا ، فیروزه ی خوراسمیا ... این اظهارات با وجود خصلت بسیار ایدءولوژیکی خود به واقعیات منطقه ای ، که احتمالا کاملا شناخته شده بود ، ارجاع می دهد . 
اما درباره عملکرد این معادن ما چیز مشخصی نمی دانیم . مطمءنا منابع نفتی سوزیان جزء قلمرو سلطنتی بوده اند . معادن سنگ مصر در وادی حمامات نیز در دوران داریوش زیر نظر کارگزاران و ماموران پارسی بهره برداری می شدند . احتمال دارد شماری از معادن زیر نظر مستقیم یا غیرمستقیم تشکیلات اداری بوده باشند . بطور قطع مورد معادن آهن نیریز در پارس چنین بود . در این مکان کارگاه های سلطنتی ساخت فرآورده های فلزی (سلاح ها) در دوران خشایارشا مستقر شده بودند . 
فقط درباره معادن لیدیا می توان اطلاعاتی را گردآوری کرد . از این معادن در زمان پارشاهان مرمناد بهره برداری می شد . این پارشاهان الکتروم را که سه جزء آن طلا و یک جزء آن نقره بود از این معادن بدست می آوردند . ابداع روش سمانتاسیون طلا و نقره به کرسوس امکان داد که در تمام جهان یونان به ثروت شهره شود . این روش به ویژه به او امکان ضرب سکه طلا و نقره با عیارهای مشهور را داد . در زمان فتح پارسیان چه گذشت ؟ به نوشته دیودوروس سیسیلی ، کوروش که به مصرف خزاین سلطنتی کرسوس قانع نشده بود ، اموال لیدیایی ها را به نفع خود ضبط کرد . بطور قطع کوروش اموال تمام لیدیایی ها را ضبط نکرده بود ، بلکه احتمالا اموال مالکان معادن را مصادره کرده بود . از این سخن نباید نتیجه بگیریم که معادن لیدیا تحت اداره ی مستقیم تشکیلات اداری هخامنشی قرار گرفتند . احتمال بسیار دارد که مصادره شامل ذخایر طلا و نقره مالکان و نه خود معادن بوده است . در سال 480 ، هنگام عزیمت به سوی دریا پوتیوس لیدیایی از خشایارشا و ملتزمان رکاب و سپاه او با شکوه و جلالی بی نظیر پذیرایی کرد . این پوتیوس از نزدیکان شاه بزرگ به شمار می آمد . خشایارشا از این طریق دریافت که پوتیوس هدایایی عالی به داریوش پیشکش کرده است و پس از شاه از همه توانگرتر است . برای لشکرکشی به یونان ، پوتیوس تمام ثروت خود را در اختیار شاه قرار داد . یعنی 2000 تالان نقره و قریب 3993000 دریک . 
از طریق منابع دیگر می دانیم که پوتیوس ، که شاید از اخلاف خاندان سلطنتی لیدیا بوده است ، مالک چندین معدن مهم در آن سرزمین بوده است . بنابراین خاندان او ، پس از فتوحات پارس ، منابع معدنی مهم را همچنان در اختیار خود داشتند . باید از این سخن نتیجه گرفت که بهره برداری از معادن لیدیا مانند دوران شاهان مرمناد توسط اشخاص صورت می گرفت . این اشخاص بایست بخشی از تولید را به خزانه ساردیس واریز می کردند و خشثرپاون مکلف بود محصول را به خزاین سلطنتی (و به کارگاه های ضرب سکه سلطنتی) ارسال دارد . (بدون در اختیار داشتن بینه قاطعی) می توان فرض کرد که مالکان یا صاحبان امتیاز می بایست سالیانه سیاهه تولید خود را تهیه کنند ؛ بر اساس این اسناد - که چنانکه باید توسط تشکیلات اداری خشثرپاون نشین کنترل می شد - بر مبنای نسبتی که ما از آن بی اطلاعیم ، ماخذ دریافت مالیات مشخص می شد . 

3 . بیگاری 

کار رعایا و روستاییان با پرداخت این مالیاتها خاتمه نمی یافت . در چارچوب کارهایی که مسءولیت انجام دادن آنها را تشکیلات اداری سلطنتی به عهده داشت ، روستاییان و رعایا اغلب ناچار به بیگاری بودند . مورد ناحیه بابل کاملا شناخته شده است . قبلا دیدیم که پرستشگاه ها بایست (ملزم بودند) همواره به درخواست خشثرپاون ، نیروی کار ، به ویژه برای احداث و نگهداری ترعه ها تدارک ببینند . این نظام اوراشو نام داشت و از زمان سلطه کلده شناخته شده بود . تمام مالکان املاک یعنی پرستشگاه ها یا اشخاص حقیقی و به ویژه آنان که مزارعشان در امتداد ترعه ها بود ، مشمول این نظام می شدند . کارگزار سلطنتی مسءول ترعه ها در دوران هخامنشیان مشنو نام داشت . وی موظف به صدور فرمان بیگاری بود . ممکن است که این نهاد در دوران داریوش اول نظام مند بوده باشد . در این تاریخ اوراشو یکی از اقلام مندرج در مجموعه دهش های مالی به نام ایلکو است . همان مامورانی که موظف بودند برای " بیگاری مربوط به کشیدن قایق ها به اسکله " یا حتی " حمل مالیاتهای جنسی " نیروی کار درخواست کنند ، سازماندهی بیگاری برای احداث و نگهداری ترعه را نیز به عهده داشتند . 
بیگاری در جاهای دیگر نیز متداول بوده است حتی اگر دلایل مربوط به وجود آن به اندازه اوراشو باز نباشد . از میان کارهای بزرگ به حفر ترعه آتوس می توان اشاره کرد که فرمان آن را خشایارشا صادر کرده بود . برای حفر این ترعه ، علاوه بر قشونهای اقوام آسیایی که در گروه های قومی تحت عنوان خدمت نظامی به کار گمارده شده بودند ، ساکنان منطقه آتوس نیز که احتمالا از پنج دولتشهری که هرودوت از آنها نام برده است ، گردآوری شده بودند ، به بیگاری فراخوانده شدند . احتمال دارد که حفر کانال سوءز نیز از طریق به کارگماری روستاییانی که برای خدمت در سپاه جمع آوری شده بودند ، صورت پذیرفته باشد . در داخل امتیاز ارضی منسیماخوس ، که سازماندهی آن به دوران هخامنشیان تعلق دارد ، روستاییان نه فقط به پرداخت فوروس به نقره ملزم بودند ، بلکه فوروس لیتورگیکوس یا دهش هایی بصورت کار روزانه نیز شامل حالشان می شد . نامه ای که داریوش برای مباشر خود گاداتاس فرستاده است ، این سخن را تایید می کند ؛ چون گاداتاس بر خلاف امتیازات مورد قبول تشکیلات اداری سلطنتی ، باغبانهای مقدس معبد آپولون را به پرداخت خراج و شخم کردن زمین نامقدس ، یعنی اراضی ای که گاداتاس مستقیما آن را اداره می کرد ، واداشته بود . به عبارت دیگر ، روستاییان بطور کلی به پرداخت خراج و بیگاری (که باغبانان آپولون به سبب امتیازی سلطنتی از آن معاف بودند) ملزم بودند . در میان وظایفی که برای آنان مقرر شده بود ، باید نگهداری جاده های شاهی را نیز گنجاند که به گفته ارسطوی دروغین (شاگرد ارسطو) مسءولیتشان به عهده ی سازمان اداری خشثرپاون نشین بود . در نوشته الیانوس می خوانیم که وقتی شاه از شوش به ماد می رفت به ناچار از منطقه ای که کژدم در آن بسیار زیاد بود ، عبور می کرد : " سه روز پیش از عبور ، او فرمان نابود کردن این حشرات را صادر می کرد و کسی را که تعداد بیشتری از آنها کشته بود با دادن هدیه مورد تفقد قرار می داد (اما بقیه بی نصیب بودند) ."
 این داستان ، عجیب و در عین حال مربوط به مکان خاصی است ، اما شک نیست که به نظام عامتر بیگاری و انواع گوناگون کار کشیدن مربوط می شود . 

(ترعه : کانال، آبراه بزرگ و عمیقی که بین دو دریا برای عبور کشتی‌ها ساخته شود
بیگاری : کار اجباری و بی مزد 

نکته : بیگاری ، خود، نوعی بردگی است)

4 . میزبانی اجباری و پرخرج 

در فصل مالیاتهای استثنایی ، عوارضی را جای خواهیم داد (خواهیم آورد) که به مناسبت جابجایی های دربار و سپاه ، پرداختشان ضرورت می یافت . تهیه شام شاه (و سپاه) در راس آنها قرار داشت . وقتی شاه در دولتشهری توقف می کرد وظیفه ساکنان آن بود که غذای شاه و ملتزمان رکاب او را تدارک ببینند . همانطور که گزارش هرودوت درباره عبور خشایارشا در سال 480 از مناطق مختلف ، موید آنست ، این وظیفه بسیار سنگین بود . شرایط پذیرایی پیشاپیش به دولتشهرها و اقوام ابلاغ می شد : " خشایارشا وقتی به ساردیس رسید قاصدانی را با ماموریت مطالبه آب و نان و گوشزد کردن این نکته که تدارک خوراک شاه (و سپاه) یک تکلیف است (یعنی اجباری است) ، به تعجیل روانه یونان کرد ."
گزارش هرودوت ، از سنگینی بار مالی میزبانی حکایت می کند : 
" آن یونانیانی که به پذیرایی از سپاه و خشایارشا مکلف شده بودند به چنان مسکنتی (فقری) دچار شدند که خانه و زندگی را رها کردند . مثلا در تاسوس پس از آنکه اهالی از سپاه خشایارشا پذیرایی کردند و به تمام شهرهای غیرجزیره ای خود خوراک تقدیم نمودند ، آنتی پاتر ، پسر اورگءوس ، یکی از متشخص ترین شهروندان که او را برای تصدی این کار برگزیده بودند ، به آنان ثابت کرد که خوراک 400 تالان نقره هزینه برداشته است . در دولتشهرهای دیگر نیز ، پس از محاسباتی که متصدیان پذیرایی انجام دادند ، وضع چنین بود . چون برای تدارک این غذا - همان غذایی که پیشاپیش دستور تهیه آن داده شده بود و اهمیت فراوان برایش قاءل بودند - این مراحل طی شده بود : شهروندان در شهرهای خود به محض دریافت خبر ورود خشایارشا از قاصدانی که این خبر را به اطراف و اکناف می بردند ، سهم هر کس را در مورد تهیه میزان غله مشخص می کردند و همگان ماه ها به تهیه آرد ، اعم از گندم و جو ، از همان غلات می پرداختند ؛ بهترین دام هایی را که می یافتند می خریدند و پروار می کردند ، در مرغدانی ماکیان و پرندگان آبزی را برای پذیرایی از سپاه غذا می دادند ؛ همچنین جام های بزرگ و جام های دسته دار اشیایی را که بر سر سفره می نهند از طلا و نقره می ساختند ؛ این اشیا مخصوص استفاده شاه و همسفره هایش بود ؛ برای باقی سپاه ، بایست فقط آذوقه تهیه کنند . جایی که سپاه وارد می شد ، خیمه ای آماده می کردند ، که در آن شخص خشایارشا منزل می کرد ، در حالیکه واحدها در هوای آزاد بیتوته می کردند . زمانی که وقت شام شب فرا می رسید ، آنان که مهمانداری می کردند در زحمت بودند و آنان که پذیرایی می شدند پیش از سپری کردن شب در محل ، شکم ها را از غذا می آکندند . فردای آن شب خیمه را می کندند ، هر چه بود تصاحب می کردند و بدون آنکه چیزی بر جای بنهند همه را با خود می بردند . "
چون به پذیرایی به معنای اخص کلمه ، هدایایی افزوده می شد که در مرز دولتشهر هنگام استقبال از شاه بایست آنها را تقدیم می کردند ، برداشت مالی بسیار سنگین تر می شد . اما راه گریزی نبود . هرودوت به ایجاز می گوید : 
" اقوام گرچه به ستوه می آمدند اما آنچه از آنها خواسته می شد انجام می دادند . "
تمام جماعات و حتی معابد ، همانطور که الواح متعدد بابلی زمان سلطنت کمبوجیه نشان می دهد ممکن بود به این کار ملزم شوند . یکی از الواح مربوط به زمان اردشیر دوم موید آنست که وقتی شاه به شوش می رسید ساکنان ایالت مجاور ناحیه بابل نیز ملزم به پرداخت عوارض بودند . در زیر آنچه را که تءوپومپوس در فیلیپیکای خود نوشته است و آتنایوس آن را نقل قول کرده است می آوریم : 
" هر بار که شاه بزرگ از یکی از رعایای (=رعیت های، شهرهای) خود دیدن می کند ، بیست و گاه سی تالان برای شام وی صرف می شود . برخی، از این نیز بیشتر خرج می کنند ؛ چون شام نیز مانند خراج ، هماره بر تمام دولتشهرها به تناسب تواناییشان تعلق می گیرد . "
وقتی نوشته تءوپومپوس را (که در قرن چهارم می نویسد) می خوانیم ، می توانیم از خود بپرسیم آیا این مالیاتهای استثنایی مانند مالیات " سفره خشثرپاون (نماینده حکومت در شهرها) " که به نقره اخذ می شد بالاخره به مالیات منظم تبدیل نشدند ؟ وانگهی تمایز میان مالیاتهای منظم و مالیاتهای استثنایی بعضا قراردادی است ، به ویژه در مورد اقوام و دولتشهرهایی که در کنار مسیری زندگی می کردند که شاه هنگام رفتن از پایتختی به پایتخت دیگر از آن می گذشت .

(ادامه و منبع را در قسمت 147 بخوانید در لینک زیر :
https://goo.gl/LrA1Cd    )

 ###############

کانال حقیقت
https://telegram.me/haghighat1357
منبع : باستانهخامنشیان (146) : انواعی از خراج ها و برداشت های مالی هخامنشیان از مردم (بخش اول)
برچسب ها : معادن ,مالیات ,بودند ,سلطنتی ,مورد ,دوران ,تشکیلات اداری ,ناحیه بابل ,تایید قرار ,قرار گرفته ,مورد تایید ,تشکیلات اداری سلطنتی

هخامنشیان (145) : میزبانی اجباری و پر خرج ، یکی دیگر از بدبختی های مردم در عصر هخامنشی

:: هخامنشیان (145) : میزبانی اجباری و پر خرج ، یکی دیگر از بدبختی های مردم در عصر هخامنشی

میزبانی اجباری و پرخرج ، یکی دیگر از بدبختیهای مردم در زمان هخامنشی ؛ 

و نوعی از غارتگری هخامنشیان


هخامنشیان (بخش145)


" ... در فصل مالیاتهای استثنایی ، عوارضی را جای خواهیم داد (خواهیم آورد) که به مناسبت جابجایی های دربار و سپاه ، پرداختشان ضرورت می یافت . تهیه شام شاه (و سپاه) در راس آنها قرار داشت . وقتی شاه در دولتشهری توقف می کرد وظیفه ساکنان آن بود که غذای شاه و ملتزمان رکاب او را تدارک ببینند . همانطور که گزارش هرودوت درباره عبور خشایارشا در سال 480 از مناطق مختلف ، موید آنست ، این وظیفه بسیار سنگین بود . شرایط پذیرایی پیشاپیش به دولتشهرها و اقوام ابلاغ می شد : " خشایارشا وقتی به ساردیس رسید قاصدانی را با ماموریت مطالبه آب و نان و گوشزد کردن این نکته که تدارک خوراک شاه (و سپاه) یک تکلیف است (یعنی اجباری است) ، به تعجیل روانه یونان کرد ."

گزارش هرودوت ، از سنگینی بار مالی میزبانی حکایت می کند : 

" آن یونانیانی که به پذیرایی از سپاه و خشایارشا مکلف شده بودند به چنان مسکنتی (فقری) دچار شدند که خانه و زندگی را رها کردند . مثلا در تاسوس پس از آنکه اهالی از سپاه خشایارشا پذیرایی کردند و به تمام شهرهای غیرجزیره ای خود خوراک تقدیم نمودند ، آنتی پاتر ، پسر اورگءوس ، یکی از متشخص ترین شهروندان که او را برای تصدی این کار برگزیده بودند ، به آنان ثابت کرد که خوراک 400 تالان نقره هزینه برداشته است . در دولتشهرهای دیگر نیز ، پس از محاسباتی که متصدیان پذیرایی انجام دادند ، وضع چنین بود . چون برای تدارک این غذا - همان غذایی که پیشاپیش دستور تهیه آن داده شده بود و اهمیت فراوان برایش قاءل بودند - این مراحل طی شده بود : شهروندان در شهرهای خود به محض دریافت خبر ورود خشایارشا از قاصدانی که این خبر را به اطراف و اکناف می بردند ، سهم هر کس را در مورد تهیه میزان غله مشخص می کردند و همگان ماه ها به تهیه آرد ، اعم از گندم و جو ، از همان غلات می پرداختند ؛ بهترین دام هایی را که می یافتند می خریدند و پروار می کردند ، در مرغدانی ماکیان و پرندگان آبزی را برای پذیرایی از سپاه غذا می دادند ؛ همچنین جام های بزرگ و جام های دسته دار اشیایی را که بر سر سفره می نهند از طلا و نقره می ساختند ؛ این اشیا مخصوص استفاده شاه و همسفره هایش بود ؛ برای باقی سپاه ، بایست فقط آذوقه تهیه کنند . جایی که سپاه وارد می شد ، خیمه ای آماده می کردند ، که در آن شخص خشایارشا منزل می کرد ، در حالیکه واحدها در هوای آزاد بیتوته می کردند . زمانی که وقت شام شب فرا می رسید ، آنان که مهمانداری می کردند در زحمت بودند و آنان که پذیرایی می شدند پیش از سپری کردن شب در محل ، شکم ها را از غذا می آکندند . فردای آن شب خیمه را می کندند ، هر چه بود تصاحب می کردند و بدون آنکه چیزی بر جای بنهند همه را با خود می بردند . "

چون به پذیرایی به معنای اخص کلمه ، هدایایی افزوده می شد که در مرز دولتشهر هنگام استقبال از شاه بایست آنها را تقدیم می کردند ، برداشت مالی بسیار سنگین تر می شد . اما راه گریزی نبود . هرودوت به ایجاز می گوید : 

" اقوام گرچه به ستوه می آمدند اما آنچه از آنها خواسته می شد انجام می دادند . "

تمام جماعات و حتی معابد ، همانطور که الواح متعدد بابلی زمان سلطنت کمبوجیه نشان می دهد ممکن بود به این کار ملزم شوند . یکی از الواح مربوط به زمان اردشیر دوم موید آنست که وقتی شاه به شوش می رسید ساکنان ایالت مجاور ناحیه بابل نیز ملزم به پرداخت عوارض بودند . در زیر آنچه را که تءوپومپوس در فیلیپیکای خود نوشته است و آتنایوس آن را نقل قول کرده است می آوریم : 

" هر بار که شاه بزرگ از یکی از رعایای (=رعیت های، شهرهای) خود دیدن می کند ، بیست و گاه سی تالان برای شام وی صرف می شود . برخی، از این نیز بیشتر خرج می کنند ؛ چون شام نیز مانند خراج ، هماره بر تمام دولتشهرها به تناسب تواناییشان تعلق می گیرد . "

وقتی نوشته تءوپومپوس را (که در قرن چهارم می نویسد) می خوانیم ، می توانیم از خود بپرسیم آیا این مالیاتهای استثنایی مانند مالیات " سفره خشثرپاون (نماینده حکومت در شهرها) " که به نقره اخذ می شد بالاخره به مالیات منظم تبدیل نشدند ؟ وانگهی تمایز میان مالیاتهای منظم و مالیاتهای استثنایی بعضا قراردادی است ، به ویژه در مورد اقوام و دولتشهرهایی که در کنار مسیری زندگی می کردند که شاه هنگام رفتن از پایتختی به پایتخت دیگر از آن می گذشت . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 628 - 627


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (145) : میزبانی اجباری و پر خرج ، یکی دیگر از بدبختی های مردم در عصر هخامنشی
برچسب ها : سپاه ,پذیرایی ,خشایارشا ,بودند ,تهیه ,مالیاتهای ,مالیاتهای استثنایی ,بسیار سنگین ,موید آنست ,گزارش هرودوت ,میزبانی اجباری

هخامنشیان (144) : بردگی گسترده مردم در حکومت هخامنشی (بیگاری کشیدن از مردم ، روال جاری هخامنشیان)

:: هخامنشیان (144) : بردگی گسترده مردم در حکومت هخامنشی (بیگاری کشیدن از مردم ، روال جاری هخامنشیان)

بردگی گسترده مردم در حکومت هخامنشی :

" بیگاری کشیدن از مردم ، روال جاری هخامنشیان "


هخامنشیان (بخش144)


" ... بیگاری : کار رعایا و روستاییان با پرداخت این مالیاتها خاتمه نمی یافت . در چارچوب کارهایی که مسءولیت انجام دادن آنها را تشکیلات اداری سلطنتی به عهده داشت ، روستاییان و رعایا اغلب ناچار به بیگاری بودند . مورد ناحیه بابل کاملا شناخته شده است . قبلا دیدیم که پرستشگاه ها بایست (ملزم بودند) همواره به درخواست خشثرپاون (نماینده حکومت در سرزمینهای تحت سلطه)، نیروی کار ، به ویژه برای احداث و نگهداری ترعه ها تدارک ببینند . این نظام اوراشو نام داشت و از زمان سلطه کلده شناخته شده بود . تمام مالکان املاک یعنی پرستشگاه ها یا اشخاص حقیقی و به ویژه انان که مزارعشان در امتداد ترعه ها بود ، مشمول این نظام می شدند . کارگزار سلطنتی مسءول ترعه ها در دوران هخامنشیان مشنو نام داشت . وی موظف به صدور فرمان بیگاری بود . ممکن است که این نهاد در دوران داریوش اول نظام مند بوده باشد . در این تاریخ اوراشو یکی از اقلام مندرج در مجموعه دهش های مالی به نام ایلکو است . همان مامورانی که موظف بودند برای " بیگاری مربوط به کشیدن قایق ها به اسکله " یا حتی " حمل مالیاتهای جنسی " نیروی کار درخواست کنند ، سازماندهی بیگاری برای احداث و نگهداری ترعه را نیز به عهده داشتند . 

بیگاری در جاهای دیگر نیز متداول بوده است حتی اگر دلایل مربوط به وجود آن به اندازه اوراشو باز نباشد . از میان کارهای بزرگ به حفر ترعه آتوس می توان اشاره کرد که فرمان آن را خشایارشا صادر کرده بود . برای حفر این ترعه ، علاوه بر قشونهای اقوام آسیایی که در گروه های قومی تحت عنوان خدمت نظامی به کار گمارده شده بودند ، ساکنان منطقه آتوس نیز که احتمالا از پنج دولتشهری که هرودوت از آنها نام برده است ، گردآوری شده بودند ، به بیگاری فراخوانده شدند . احتمال دارد که حفر کانال سوءز نیز از طریق به کارگماری روستاییانی که برای خدمت در سپاه جمع آوری شده بودند ، صورت پذیرفته باشد . در داخل امتیاز ارضی منسیماخوس ، که سازماندهی آن به دوران هخامنشیان تعلق دارد ، روستاییان نه فقط به پرداخت فوروس به نقره ملزم بودند ، بلکه فوروس لیتورگیکوس یا دهش هایی بصورت کار روزانه نیز شامل حالشان می شد . نامه ای که داریوش برای مباشر خود گاداتاس فرستاده است ، این سخن را تایید می کند ؛ چون گاداتاس بر خلاف امتیازات مورد قبول تشکیلات اداری سلطنتی ، باغبانهای مقدس معبد آپولون را به پرداخت خراج و شخم کردن زمین نامقدس ، یعنی اراضی ای که گاداتاس مستقیما آن را اداره می کرد ، واداشته بود . به عبارت دیگر ، روستاییان بطور کلی به پرداخت خراج و بیگاری (که باغبانان آپولون به سبب امتیازی سلطنتی از آن معاف بودند) ملزم بودند . در میان وظایفی که برای آنان مقرر شده بود ، باید نگهداری جاده های شاهی را نیز گنجاند که به گفته ارسطوی دروغین (شاگرد ارسطو) مسءولیتشان به عهده ی سازمان اداری خشثرپاون نشین بود . در نوشته الیانوس می خوانیم که وقتی شاه از شوش به ماد می رفت به ناچار از منطقه ای که کژدم در آن بسیار زیاد بود ، عبور می کرد : " سه روز پیش از عبور ، او فرمان نابود کردن این حشرات را صادر می کرد و کسی را که تعداد بیشتری از آنها کشته بود با دادن هدیه مورد تفقد قرار می داد (اما بقیه بی نصیب بودند) ."

 این داستان ، عجیب و در عین حال مربوط به مکان خاصی است ، اما شک نیست که به نظام عامتر بیگاری و انواع گوناگون کار کشیدن مربوط می شود . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 627 - 625


(ترعه : کانال، آبراه بزرگ و عمیقی که بین دو دریا برای عبور کشتی‌ها ساخته شود

بیگاری : کار اجباری و بی مزد 


نکته : بیگاری ، خود، نوعی بردگی است)


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (144) : بردگی گسترده مردم در حکومت هخامنشی (بیگاری کشیدن از مردم ، روال جاری هخامنشیان)
برچسب ها : بیگاری ,بودند ,ترعه ,هخاان ,سلطنتی ,نظام ,ملزم بودند ,برای احداث ,نگهداری ترعه ,دوران هخاان ,پرداخت خراج ,تشکیلات اداری سلطنتی

هخامنشیان (143) : غارت اموال لیدیایی ها توسط کوروش

:: هخامنشیان (143) : غارت اموال لیدیایی ها توسط کوروش

غارت اموال لیدیایی ها توسط کوروش 


هخامنشیان (بخش143)


" ... در زمان فتح پارسیان چه گذشت ؟ به نوشته دیودوروس سیسیلی ، کوروش که به مصرف خزاین سلطنتی کرسوس قانع نشده بود ، اموال لیدیایی ها را به نفع خود ضبط کرد (غارت کرد) . 

بطور قطع کوروش اموال تمام لیدیایی ها را ضبط نکرده بود ، بلکه احتمالا اموال مالکان معادن را مصادره کرده بود ... "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 625 - 624


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (143) : غارت اموال لیدیایی ها توسط کوروش
برچسب ها : اموال ,لیدیایی ,کوروش ,غارت ,اموال لیدیایی ,غارت اموال ,غارت اموال لیدیایی

هخامنشیان (142) : وجود برده داری در زمان هخامنشیان

:: هخامنشیان (142) : وجود برده داری در زمان هخامنشیان

وجود برده داری در زمان هخامنشیان


هخامنشیان (بخش142)


" ... این تردید در مورد ناحیه بابل با کشف مجموعه کوچکی از الواح و تفسیرهایی که به تازگی درباره آنها اراءه شده است ، مرتفع شده است . چندین سند متعلق به زمان یکی از اردشیرها (بطور مسلم دوم یا سوم) متضمن آن است که فروش بردگان را یکی از تشکیلات اداری مسءول وصول مالیات های سلطنتی ثبت کرده است . به این مناسبت احتمالا مالیاتی ویژه پرداخت می شد ... "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 623


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (142) : وجود برده داری در زمان هخامنشیان
برچسب ها : هخاان ,زمان ,زمان هخاان ,برده داری ,وجود برده

هخامنشیان (141) : در حکومت هخامنشیان ، پارسیان هم باید خراج و هدایای اجباری می دادند

:: هخامنشیان (141) : در حکومت هخامنشیان ، پارسیان هم باید خراج و هدایای اجباری می دادند

در حکومت هخامنشی ، پارسیان هم باید خراج و هدایای اجباری می دادند


هخامنشیان (بخش141)


" ... هرودوت در پایان مبحث خراجگزاری خود درباره پارس سخن گفته است و آن را از اقوام خراجگزار و هدیه دهنده متمایز کرده است : " قلمرو پارس یگانه قلمروی است که چون پرداخت کننده ی داسموس نیست ، آن را قید نکرده ام ؛ زیرا سرزمینی که پارسیان در آن ساکن اند ، از پرداخت مالیات معاف است . "

پیش از کشف الواح تخت جمشید ، ارتباط دادن این سخن با جایگاه رفیعی که شاه برای سرزمین پارس در بیانات خود قاءل بود سهل بود ؛ اما وجود برداشت های سلطنتی متعدد از فرآورده های کشاورزی و جانوری (از جمله بزیش) که الواح موید آن است ، اطلاعات هرودوت را - در این باره - زیر سوال برده است . 

تضاد قابل انکار نیست ، ولی ثانویه است . چون احتمال دارد که دیدگاه مورخ هالیکارناسی در درجه اول سیاسی باشد . نکته ای که شاید هرودوت هم بدان وقوف نداشته ، این است که اگر پارسیان به مثابه قوم در میان خراجگزاران جای ندارند ، بدان معنا نیست که از هر تعهدی در قبال شاه آزادند . علت عدم ذکر نام پارس بیشتر اینست که بطور دسته جمعی ملزم نبودند سالیانه مبلغ ثابتی را به عنوان خراج به معنای اخص کلمه پرداخت کنند ...

هدایای روستاییان پارسی : برای پیش رفتن در این مبحث باز به سوی الیانوس باز می گردیم که نوشته هایش سرچشمه لایزال حکایات درباری است . الیانوس روستاییان کوچک پارسی را چندین بار به صحنه می آورد و روابطشان را با شاه طی این حکایات می نمایاند . ما از میان داستان های او آن داستانی را بر می گزینیم که در آن سینتس روستایی (بخاطر نداری) چند قطره آب از رود کوروش در کف دستش جمع می کند و به اردشیر دوم هدیه می کند . الیانوس به همین مناسبت متن یک رسم پارسی را ذکر کرده است :

" در میان پارسیان این یک رسم است و از میان تمام رسوم آن را بطور دقیق تر می توان مشاهده کرد و آن اینکه ساکنان نقاطی که شاه در سفرها از آنها می گذرد ، هدایایی به تناسب توانایی خود تقدیم او می کنند . "

دو ویژگی متن حاکی از آنست که تقدیم این هدایا اجباری بوده است . نخست کاربرد اصطلاح " نوموس " است که در اینجا مانند موقعیت های دیگر به یک رسم آمرانه (اجباری) دربار هخامنشی مربوط می شود ؛ عبارت " به تناسب توانایی خود " نیز با توجه به متون دیگر به مقرراتی با ماهیت مالی اشاره می کند : برداشت به تناسب منابع هر فرد صورت می گیرد . در اینجا باید بیفزاییم که پرداخت الزاما سالیانه است ، چون شاه و دربار حداقل سالی یکبار به تخت جمشید می آیند . 

البته مثال پارس خاص می نماید : روابط پارسیان با شاه با روابط اعراب و کولخیسیان با قدرت مرکزی قابل قیاس نیست . وقتی شاه به تخت جمشید می آمد ، به پارسیان هدایای متعدد می بخشید . به عبارت دیگر هدایای روستاییان در رسم هدیه و معوض هدیه جای می گیرد . وانگهی هرودوت که قوم پارس و اقوام خراجگزار و اقوام هدیه دهنده را جدا کرده است این تفاوت را نشان داده است . اما به رغم تمایز واقعی ، منطق مسءله اساسا یکسان است . تصمیم گیری درباره اینکه کدام قوم باید هدیه دهنده باشد کدام قوم خراجگزار ، به شاه اختصاص دارد . و شاه با این تصمیم گیری اعلام می کند که نوع سلطه اش بر این اقوام با نوع روابطش با اقوام خراجگزار تفاوت دارد . اما این اختلاف بخش اعظم ارزش عملی خود را از دست می دهد ، چون این هدایا اجباری و به لحاظ مقدار مشخص است و از طرف دیگر حتی اقوام خراجگزار نیز باید مرتبا هدایایی تقدیم کنند . 

جمله ای از الیانوس کلید را به دست می دهد : " همه اینها را هدیه می نامند و شاه به آنها به همین چشم می نگرد ."

پس آنچه سبب تفاوت هدیه و یک دهش مالی می شود ، نه ماهیت هدیه است و نه ماخذ مالیاتی آن و نه ادواری بودنش ، بلکه رای سلطنتی است که خود بر قاعده ای قرار دارد که همه آن را می شناسند و کسی نمی تواند از زیر بار آن شانه خالی کند . هدیه نامیدن دهشی اجباری و در نتیجه به رسمیت شناختن صفت نیکوکار برای هدیه دهنده ، در قلمرو اختیارات شاه قرار دارد . به عبارت دیگر ، تفاوت دهش های اجباری (اعم از خراج یا سایر برداشت های مالی) و هدیه در دوران هخامنشیان از شیوه های مالی ناشی نمی شود و اساسا به حوزه بازنماییهای ایدءولوژیکی قدرت تعلق دارد . 

روی هم رفته این برداشت غالب است که رسم هدیه دادن نه تنها با عمل خراجگزاری در تضاد نبوده است ، بلکه آن را تقویت می کرده است ؛ هر قومی باید هدایایی تقدیم دارد که خصلت الزام آور آن را تمام اسناد نشان می دهند . در این شرایط تفاوت هدیه و خراج بیشتر در محتوای نمادین آن بروز می کند تا شرایط دادن آن . خراج ، هدیه و دیگر دهش ها در کل کارکرد نظام خراجگزاری دخیل اند ، بنابراین این اصطلاح را این بار باید در مفهوم عام آن در نظر گرفت . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 622 - 620


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (141) : در حکومت هخامنشیان ، پارسیان هم باید خراج و هدایای اجباری می دادند
برچسب ها : هدیه ,اجباری ,پارسیان ,پارس ,اقوام ,خراج ,اقوام خراجگزار ,هدیه دهنده ,تصمیم گیری ,هدایایی تقدیم ,تفاوت هدیه

هخامنشیان (140) : عدالت (!) داریوش هخامنشی : به چارمیخ کشیدن پزشکان بخاطر ناتوانی در درمان یک بیماری !

:: هخامنشیان (140) : عدالت (!) داریوش هخامنشی : به چارمیخ کشیدن پزشکان بخاطر ناتوانی در درمان یک بیماری !

عدالت (!) داریوش هخامنشی :

" به چارمیخ کشیدن پزشکان بخاطر ناتوانی در درمان یک بیماری ! "


هخامنشیان (بخش140)


" ... پس از شکاری که در آن پای داریوش به شدت پیچ خورده بود و پزشکان مصری نتوانسته بودند او را شفا دهند ، داریوش دستور داد دموکدس را ، که آوازه اش به گوش او رسیده بود ، به نزدش آورند . با وجود بی میلی پزشک یونانی برای ماندن در دربار و سعی در کتمان حرفه اش ، سرانجام ناگزیر به مداوای بیمار عظیم الشان خود شد و پای داریوش را درمان کرد ...

به نوشته هرودوت ، داریوش از بی اطلاعی پزشکان مصری پیرامون خود ، که در فن پزشکی سرآمد همگان بودند ، برآشفت . هرودوت نوشته است که دموکدس نزد داریوش ، وساطت پزشکان مصری را کرد ، چون داریوش می خواست آنان را به چارمیخ بکشد ! "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 410


توضیح : هر جور حساب می کنم ، به چارمیخ کشیدن ، مجازات پزشکی که ناتوان از درمان بیماری خاصی است نیست . و انجام چنین عمل ظالمانه و غیرعقلانی ای ، قساوت قلب ، بی عقلی و وحشیگری فراوانی می طلبد . 

نمی دانم کوروش پرستان بر چه اساسی ، بر داریوش ، صفت " عادل ! " نهاده اند . 

بنظر می آید باز هم بی مطالعگی و تعصب جاهلی کوروش پرستان ، یا شاید هم ناخالصی موادی که زده اند توهمات جدیدی بر ذهن و زبانشان جاری کرده است .


#جنایات_داریوش

#قساوت_قلب_داریوش

#وحشیگری_داریوش_هخامنشی

#به_چارمیخ_کشیدن_پزشکان

#بی_عدالتی_داریوش

#قضاوت_غیرمنصفانه_و_ظالمانه

#بی_عقلی_داریوش

#داریوش_عادل!

#زاقارت


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (140) : عدالت (!) داریوش هخامنشی : به چارمیخ کشیدن پزشکان بخاطر ناتوانی در درمان یک بیماری !
برچسب ها : داریوش ,پزشکان ,چارمیخ ,کشیدن ,درمان ,مصری ,چارمیخ کشیدن ,پزشکان مصری ,کشیدن پزشکان ,کوروش پرستان ,پزشکان بخاطر ,چارمیخ کشیدن پزشکان ,پزشکان بخ

هخامنشیان (139) : پزشکی در عصر هخامنشی : نام هیچ پزشک ایرانی در کار نیست ؛ همگی یونانی و مصری بوده اند

:: هخامنشیان (139) : پزشکی در عصر هخامنشی : نام هیچ پزشک ایرانی در کار نیست ؛ همگی یونانی و مصری بوده اند

نام هیچ پزشک ایرانی در کار نیست (در زمان هخامنشیان)


هخامنشیان (بخش139)


" پزشکان دربار : 

پزشکان در میان اشخاصی که مسءول اراءه خدمات به شخص شاه بودند ، بطور قطع جایگاه مهمی داشتند . تردیدی وجود ندارد که آنان از میان اشخاص کاملا مورد اعتماد انتخاب می شدند ، چون برای مسموم کردن شاه موقعیت خوبی داشتند . می دانیم که چندین پزشک یونانی فن خود را در دربار اردشیر دوم آزمودند . درباره یکی از آنان ، پولوکریتوس ، چیزی جز نام نمی دانیم . مهمترین نمونه ، خود کتسیاس است . وی متولد کنیدوس بود . این شهر به دلیل این شهر به دلیل مکاتب پزشکی خود شهرت داشت . وی از گروه آسکلپیادها بود . این گروه به پرستشگاه خدای درمانگر وابسته بودند . بحث درباره تاریخ دقیق و شرایط ورود کتسیاس به دربار اردشیر هنوز پایان نیافته است . آیا شاه کتسیاس را به دلیل اطلاعات پزشکی اش به دربار دعوت کرده بود ؟ یا او را به عنوان اسیر جنگی به آنجا آورده بودند ؟ در هر حال حضورش هنگام نبرد کوناکسا ، که در پایان آن شاه به او مناصب متعدد بخشید ، مورد تایید قرار گرفته است . وی از شاه که هنگام نبرد از اسب به زمین افتاده بود مراقبت کرد . به هر حال مدعی آن بود که زخمی را که اردشیر هنگام مواجهه با کوروش صغیر برداشته بود درمان کرده است ... او تا سال 398 - 397 در دربار ماند و در آن تاریخ به موطنش بازگشت و پرسیکای خود را نگاشت . 

در حقیقت ما اطلاعات چندان زیادی درباره فعالیت پزشکی او در اختیار نداریم . خود او آشکارا ترجیح می دهد درباره نقش خود به عنوان مقرب درگاه و محرم اسرار و حتی میانجی سیاسی سخن بگوید تا پزشک . قطعه ای متاخر موید آن است که اردشیر را درمان کرده است . فوتیوس در چکیده پرسیکا اشاره کرده است که وی پزشک پروشات بوده است . کتسیاس ظاهرا با مادر اردشیر دوم بسیار نزدیک بوده است . خود او گفته است که برخی از اطلاعات خود را از مادر اردشیر کسب کرده است . و از شاه و پروشات هدایای نمادین استثنایی دریافت کرده است . وی نه تنها به سبب لاکونیا دوستی خود ، که پلوتارک آن را افشا کرده است ، بلکه به سبب نزدیکی به پروشات برای تخفیف مجازات کلءارخوس در بند مستقیما اقدام کرد . 

کتسیاس به حضور پزشک یونانی دیگری در دربار اردشیر اول به نام آپولونیدس اشاره کرده است . وی از اهالی کوس بود که به داشتن پزشکان حاذق شهرت داشت . اشاره کتسیاس به آپولونیدس ، هنگام شرح حرکت خاندان بغه بوخشه صورت گرفته است . این پزشک بر اثر درمان زخم های بغه بوخشه در نبردهایی که در داخل کاخ ها هنگام جانشینی خشایارشا جریان داشت بلندآوازه شده بود . 

بعدها شیفته بیوه بغه بوخشه ، آموتیس ، خواهر شاه شد . آموتیس به دلیل زیبایی و روابطی که خارج از چارچوب زناشویی با دیگران برقرار کرده بود ، اشتهار داشت . کتسیاس ... می نویسد : " آپولونیدس به آموتیس اظهار داشت که سلامتی خود را در صورتی باز خواهد یافت که با مردان روابطی برقرار سازد ، اما از آنجا که وی از زهدان در رنج بود... "

پس از مرگ شاهدخت ، مادرش اردشیر را واداشت که مجازات عبرت انگیزی برای پزشک مقرر کند : " به امر مادر شاهدخت ، دو ماه پزشک را در غل و زنجیر ، در عذاب و شکنجه نگاه داشتند ، سپس به کیفر مرگ آموتیس زنده زنده دفن کردند . "

اما تاریخ ظهور پزشکان یونانی در دربار هخامنشی ، به زمان سلطنت داریوش بزرگ بر می گردد . هرودوت شرح مبسوطی را به ماجراهای غریب دموکدس پزشک اختصاص داده است . دموکدس از اهالی کروتونا بود و حرفه اش را آزادانه در شهرهای مختلف بکار می بست (آیگینا ، آتن) دولتشهرهایی که او را به خدمت فرا خوانده بودند ، دستمزد او را از وجوهات عمومی پرداخت می کردند . پس از مدتی در دربار پولوکراتس ساموسی مستقر شد و پس از مرگ پولوکراتس که در پی دسیسه چینی اورویتس روی داد ، خشثرپاون ساردیس همراهان غیر ساموسی او ، از جمله بیگانگان را نزد خود نگاه داشت . بدین ترتیب وی دموکدس را ، که به بردگی افتاده بود به خدمت گرفت . پس از شکاری که در آن پای داریوش به شدت پیچ خورده بود و پزشکان مصری نتوانسته بودند او را شفا دهند ، داریوش دستور داد دموکدس را ، که آوازه اش به گوش او رسیده بود ، به نزدش آورند . با وجود بی میلی پزشک یونانی برای ماندن در دربار و سعی در کتمان حرفه اش ، سرانجام ناگزیر به مداوای بیمار عظیم الشان خود شد و پای داریوش را درمان کرد . پس از آن ، موقعیت رشک انگیزی به دست آورد ؛ چون در شوش خانه بسیار بزرگی داشت (به او عطا شده بود) و همسفره شاه (شده) بود ... او در نزد شاه شخصیت بسیار مهمی به شمار می آمد . دمل سینه آتوسا را نیز درمان کرد . کمی بعد ، داریوش او را به ماموریتی به سیسیل فرستاد . در این سفر بود که دموکدس موفق شد از شر غل و زنجیر زرین خود نجات یابد . 

به نوشته هرودوت ، داریوش از بی اطلاعی پزشکان مصری پیرامون خود ، که در فن پزشکی سرآمد همگان بودند ، برآشفت . هرودوت نوشته است که دموکدس نزد داریوش ، وساطت پزشکان مصری را کرد ، چون داریوش می خواست آنان را به چارمیخ بکشد . 

اما از این سه مثال شناخته شده نباید نتیجه گرفت که زان پس فقط اطبای یونانی از شاه و نزدیکانش مراقبت می کردند . دعوت از پزشکان مصری به مدت ها پیش بر می گردد . چون به نوشته هرودوت ، در اولین تماس های کوروش با احمس ، فرعون مصر ، فرستادن پزشکان مصری به دربار پارس پیش بینی شده بود . شاه بزرگ کحالی برای معالجه دیدگانش خواسته بود ، حاذقترین کحالی که در مصر بود . چون آوازه طبابت و اطبای مصری در تمام خاور نزدیک در دوره باستان پیچیده بود . در طبابت مصری انواع تخصص ها وجود داشت . علاقه داریوش به پزشکان مصری تضعیف نشده بود . چون در حدود سال 519 اوجاهوررس نت را به مصر فرستاد . این شخص پس از گرویدن به کمبوجیه ، در راه بازگشت به ایران با او همراه شده بود و بعدها در عیلام در دربار داریوش اقامت گزیده بود . ماموریت او احیای مکتب ساءیس ، مرکز شناخته شده مطالعات پزشکی در مصر بود . در بعضی از کتیبه هایی که از او به جا مانده اند و به زمان سلطنت کمبوجیه و داریوش تعلق دارند ، عنوان رءیس الاطبا را دارد . با وجود سکوت منابع در مورد این امر و جهتگیری بسیار شدید منابع یونانی ، دلایل کافی بر این فرض وجود دارد که روابط پزشکان مصری با دربار شاهان بزرگ (هخامنشی) ادامه داشته است . 

در یگانه شاهدی که در مورد مداوای زخمی در نبرد در دست داریم ، سربازان با نهادن مرهمی که از مرمکی درست شده است بر زخم ساق پای یکی از همتایان خود و بستن آن با پارچه های بسیار لطیفی که از الیاف نخی بافته شده است ، از او مراقبت می کنند . نوع درمان انتخاب شده (مر ، پارچه لطیف نخی) رنگ مصری دارد ، اما ما را به یاد صحنه ای نیز می اندازد که بر یک پلاک زر سکایی بازنمایی شده است . 

یاید بپذیریم که اسناد موجود درباره بیماری های شایع اطلاعاتی در اختیار ما نمی نهند . در اینجا فقط اطلاعاتی را که هرودوت درباره طاعون انتقال داده است نقل می کنیم :

" اگر یکی از پارسیان مبتلا به جذام یا بیماری سفید باشد به شهر نمی آید و با پارسیان دیگر معاشرت نمی کند . آنان معتقدند که چون گناهی را نسبت به خورشید مرتکب شده است ، به این دردها گرفتار شده است . آنان هر بیگانه ای که مبتلا به این نوع بیماری ها شود به خارج از سرزمین خود می فرستند ؛ و کبوتر سفید را به همین دلیل نابود می کنند . "

قطعه ای از کتسیاس این اطلاعات را تایید می کند . کتسیاس پزشک هنگام شرح تبعید بغه بوخشه در ساحل خلیج فارس چنین تصریح کرده است :

" بغه بوخشه ، پس از آنکه پنج سال را در تبعید گذراند ، خود را به شکل یک جذامی یا پیساگاس درآورد و گریخت . "

این واژه (پیساگاس) در پارس معرف جذامیان است که کسی نمی تواند به آنان نزدیک شود . این متون به طور ضمنی مبین آن است که در پارس مقرراتی درباره بعضی از بیماری های واگیردار ، که کیفر الهی تلقی می شد ، وجود داشته است . " (1)


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 411 - 408


" ... هرودوت با شرح داستان جالب دموکدس حکیم ، که پیچ خوردگی پای شاه را درمان کرد ، همین نکته را به خوانندگانش می فهماند . (دموکدس) یونانی را به نزد زنان فرستادند :

" هر یک از آنان ، جامی را در صندوقچه ای که طلایش را در آن می نهاد ، فرو برد و از آن چنان عطیه باارزشی گرفت و به دموکدس بخشید که اسکیتون خادم که پشت سر پزشک می آمد از استاترهایی که از جام فرو افتاده بود ، زر فراوان بدست آورد . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 487



توضیح :


پروفسور برایان ، مطالعات گسترده ای درباره هخامنشیان داشته و به منابع بسیار و دست اولی دسترسی داشته است . ایشان در کتاب امپراتوری هخامنشی برای هر پاراگراف یا جمله ، یک تا چند سند دست اول ذکر کرده است ؛ که نشان دهنده اینست که چقدر سطح مطالعات و منابعش گسترده است . در این کتاب به امپراتوری هخامنشی از ابعاد مختلف و با توجه دقیق به جزءیات پرداخته شده است . در بخشی از کتاب که مربوط به موضوع پزشکان دربار هخامنشی است ، تحت عنوان " پزشکان دربار " فقط مطلبی که در بالا شاهد هستید (اولین مطلب) آورده شده است . یعنی هیچ اثری از پزشکان ایرانی نیست . بنظر می رسد در دربار هخامنشی یا در سرزمین پارس ، ایرانی پزشکی وجود نداشته است ؛ یا اگر هم در سرزمین پارس بوده ، آنقدر متبحر نبوده که در دربار هخامنشی بکار گرفته شود . با توجه به اینکه هخامنشیان در مناصب مختلف ، خصوصا دربار ، تمرکز ویژه ای بر استخدام پارسیان و اقوام ایرانی داشته اند و برای آنها اولویت شدیدی در انتصاب ها قاءل می شده اند و با توجه به اینکه از پزشکان مصری و یونانی در دربار به وفور استفاده شده و نامشان هم در تواریخ آمده ، باید گفت به احتمال بسیار ، پزشک ایرانی در کار نبوده ؛ وگرنه دربار هخامنشی از پزشکان یونانی و مصری استفاده نمی کرد . 

اتفاق دیگری که این باور را در ما بسیار تقویت می کند مطلب دوم است (که بخشی از آن در مطلب اول نیز ذکر شده است) . به بخشی از آن دقت کنید :

" پس از شکاری که در آن پای داریوش به شدت پیچ خورده بود و پزشکان مصری نتوانسته بودند او را شفا دهند ، داریوش دستور داد دموکدس را ... به نزد او آورند . "

دقت کنید ؛ هیچ اثری از پزشک ایرانی نیست . فقط حرف از پزشک مصری و یونانی است . 

برای درمان یک پیچ خوردگی ساده ، به پزشک مصری و یونانی نیاز بوده است . اگر پزشک ایرانی در کار بود سراغ او را می گرفتند و او آن را درمان می کرد و نیازی به توسل به پزشک مصری و یونانی نبود . 

و اتفاقی که این باور (نبودن پزشک ایرانی در هخامنشی) را بیشتر تقویت می کند سطح پاداش عظیمی است که برای این عمل ساده ، به پزشک یونانی می دهند و سطح مجازات عظیمی که برای پزشکان مصری در نظر می گیرند. مجددا به متن اول و دوم مراجعه کنید و پاداش دموکدس و مجازات پزشکان مصری را توجه کنید . برای چنین معالجه ساده ای خیلی بزرگ است . مسلما اگر پزشک ایرانی در کار بود آنرا درمان می کرد و نیازی به صرف هزینه هنگفت برای درمان چنین عمل ساده ای نبود . 


ناگفته نماند که بخشی به نام " مغان ، گیاهان و سنگ هایشان " در صفحه 411-414 کتاب آمده ، که در آن ، اثری از پزشک نیست ؛ بلکه صرفا چیزی در حد گیاهان دارویی و امثالهم است . 


در هر حال ، اگر - به احتمال بعید - کسی توانست بصورت مستند (سند دار) نشان دهد که اقوام ایرانی در زمان هخامنشی یا دربار هخامنشی ، پزشک ایرانی داشته اند ، با ذکر نام پزشک و سند ، به ما اطلاع دهد تا به مطلب اضافه کنیم . 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357


منبع : باستانهخامنشیان (139) : پزشکی در عصر هخامنشی : نام هیچ پزشک ایرانی در کار نیست ؛ همگی یونانی و مصری بوده اند
برچسب ها : پزشک ,دربار ,مصری ,پزشکان ,یونانی ,داریوش ,پزشکان مصری ,پزشک ایرانی ,پزشک یونانی ,پزشک مصری ,پزشکان دربار ,ترجمه ناهید فروغان ,مصری نتوانسته بود

هخامنشیان (138) : برده داری در عصر هخامنشی - ایران باستان - ]آیا کوروش برده داری را برانداخته بود ؟]

:: هخامنشیان (138) : برده داری در عصر هخامنشی - ایران باستان - ]آیا کوروش برده داری را برانداخته بود ؟]

(برده داری در عصر هخامنشی [ایران باستان]:) 

" اعطای 100 کنیز (برده ی زن) توسط اردشیر هخامنشی

به یک یونانی "


هخامنشیان (بخش138)


" فاینیاس افسوسی درباره انتیموس کرتی ، همپیمان شاه بزرگ ، که از افتخارات استثنایی برخوردار شد چنین گفته است : 

»اردشیر دوم ، برای تجلیل از او ، خیمه ای که در زیبایی و بزرگی بی مانند بود و تختی با پایه های نقره به او هدیه کرد . افزون بر آنها ، زیراندازهای گرانبها برایش فرستاد ... همچنین ، بجز آنچه هر روز برای آذوقه به وی داده می شد ، تختی با پایه های نقره ، زیراندازی گلدار ، خیمه ای با سقف پرستاره و صندلی دسته داری از نقره ، چتر حاشیه دوزی شده با سنگ های گرانبها ، یکصد جام بزرگ مرصع از طلا و نیز جام های دسته دار طلا و نقره و یکصد خادم و یکصد کنیز و 600 سکه نقره به او بخشید .» " 


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 488 - 487


چیزی که واضح است آنست که برده داری (همانطور که در قسمتهای قبل هم نمونه های دیگری آوردیم) در زمان هخامنشیان رایج بوده ؛ که اردشیر هخامنشی صد کنیز (برده ی زن) به آن شخص ، هدیه داده است . 

و نکته دیگری که باید دانست آنست که برخلاف ادعای کوروش پرستان ، مسلما کوروش ، برده داری را برنینداخته است ، چرا که اردشیر هخامنشی ، چند شاه بعد از کوروش است ؛ و همانطور که می بینیم در زمانش و نیز توسط خودش ، برده داری ، جریان داشته است . 

درباره برده داری در عصر هخامنشی ، بصورت مستند ، موارد بسیار دیگری را آوردیم و می آوریم . که با مراجعه به 

baastan.blog.ir

می توانید تحت موضوع " مطالب اختصاصی با موضوع کوروش ، داریوش و هخامنشیان " به آن مطالب دسترسی داشته باشید . 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (138) : برده داری در عصر هخامنشی - ایران باستان - ]آیا کوروش برده داری را برانداخته بود ؟]
برچسب ها : برده ,داری ,نقره ,کوروش ,هخاان ,یکصد ,برده داری ,کنیز برده ,ایران باستان

هخامنشیان (137) : قابل توجه کوروش پرستانی که دایم نق می زنند " چرا به اعراب کمک می کنید ؟ "

:: هخامنشیان (137) : قابل توجه کوروش پرستانی که دایم نق می زنند " چرا به اعراب کمک می کنید ؟ "

(قابل توجه کوروش پرستانی که میگن چرا به اعراب -جبهه مقاومت- کمک می کنید) :

تعامل با بیگانگان ، و دادن امتیازات و عطایای قابل توجه - منجمله عطای شهرها - به بیگانگان ، توسط هخامنشیان


هخامنشیان (بخش137)


" آیا پارسیان یگانه کسانی بودند که از این نظام (هخامنشی) منتفع می شدند ؟ ...

هنگامی که تواریخ هرودوت را مطالعه می کنیم به این نتیجه می رسیم که یونانیان جایگاه مهمی در نزد شاهان (هخامنشی) دارا بوده اند . به نوشته او ، مثلا دماراتوس در گزینش خشایارشا به مقام جانشین شاه به ضرر ارتوبرزنس ، پسر دیگر داریوش بسیار تاثیر داشته است . سخنان هیستیایوس نیز در گوش داریوش مسموع واقع می شد . تمیستوکلس نیز هنگام جلوس اردشیر اول وارد دربار شد و شاه جدید به او کاملا اعتماد کرد . جالب است بدانیم که هرودوت تعریف نیکوکاران شاهنشاهی را هنگام بحث درباره یونانیان داده و گفته است که در پارس آنان را اروروسنگه می خواندند . در این بند وی از تءومستور و فولاکوس ساموسی نام می برد که به علت رفتار دلیرانه شان در سالامیس پاداش می بینند : " تءومستور را پارسیان، جبار ساموس کرند ، و فولاکوس در میان نیکوکاران شاه جای گرفت و قلمرو کشاورزی بزرگی دریافت کرد . "

... یونانیان متعددی یافت می شوند که امتیازات و اولویت هایی بدست آورده اند : دموکدس ، پزشک اهل کروتونا برای درمان پیچ خوردگی پای شاه با طلا پاداش گرفت و خانه و عنوان درباری "همسفره شاه" را دریافت کرد . سولوسون در ازای اعطای جامه ای ارغوانی به داریوش در زمان لشکرکشی کمبوجیه به مصر ، در مقام جبار ساموس استقرار یافت . کوءس را شاه به سبب اراءه توصیه ای عاقلانه در سال 512 جبار موتیلنه کرد . به ایونیایی دیگری به نام هیستیایوس میلتوسی در همان تاریخ با اعطای امتیاز ارضی در سرزمین ادونیسیان در تراکیا پاداش داد . سپس داریوش او را به شوش برد و به او وعده داد که او را همسفره و مشاور خود کند . هرودوت ورود دماراتوس را که از اسپارت جلای وطن کرده بود به نزد داریوش شرح داده است . بسیاری از تبعیدیان دیگر نیز به ویژه پس از جنگ های مدی شناخته شده اند ؛ شمار فراوانی از آنان - تمیستوکلس که یکی از بهترین موارد شناخته شده است - از شاهان بزرگ بر حسب فرایندی که وجود آن از دوران کوروش مورد تایید است ، دولتشهرهایی را در آسیای صغیر گرفتند ؛ از میان آنان می توان گونگولوس ، دماراتوس و اخلافشان را نام برد که خشایارشا اراضی و شهرهایی را در ترواس به آنان داد . در برخی موارد ، شاه جوامع یونانی را بطور جمعی مشمول مراحم خود قرار داده است : " خشایارشا وقتی به آکانتوس رسید اعلام کرد که اهالی آن ، میهمان وی هستند ؛ و به آنان خلعتی مادی عطا کرد و با دیدن حرارت آنان برای جنگ و با شنیدن خبر شرکت (پرشور)شان در حفر کانال ، ستایش های فراوان نثارشان کرد . "

یا حتی در آبدرا : " خشایارشا با ساکنان آن خطه پیوند مودت برقرار کرد و شمشیر پارسی از طلا و تاج بلندی که با مفتول زر میله کاری شده بود به آنان عطا کرد . "
شکی نیست که یونانیان متعدد به دربار شاهان بزرگ آمده یا در آن اقامت گزیده بودند ...
حتی گویند که در زمان شاهان بعدی که امور پارس با امور یونانیان بیشتر درآمیخته بود ، هر بار شاهان به یونانی ای نیاز داشتند در نامه هایشان به او وعده می دادند که در دربارشان بیش از تمیستوکلس (یونانی) از احترام برخوردار خواهد بود . 
... عطایای ملوکانه مختص سفرای یونانی نبوده است . بی شک در دربار ، نمایندگان اقوام دیگر ، نظیر اوجاهوررس نت (مصری) حضور داشتند . این شخص کمبوجیه را از هنگام ورودش به مصر دنبال کرده و مدتی دراز در دربار داریوش اقامت گزیده بود . داریوش ، اگر او را به مصر برگرداند ، برای آن بود که برایش مزایایی در بر داشت . به عبارت دیگر ، در هر کشور مغلوب ، شاه بزرگ ، همکارانی برای خود می یافت که آماده بودند به منافع او خدمت کنند و از طریق همین خدمت مراحم ملوکانه را ، که ثروت و اعتبار برایشان به همراه داشت ، شامل حال خود می کردند . این همان چیزی است که اوجاهوررس نت از بابت آن به خود مباهات کرده است : 
»من )مردی( بزرگداشته شده در نزد تمام خداوندگان (1) خود بودم، (تا وقتی) زنده بودم (یعنی تا آخر عمر) ، آنان به من زیورآلات زر عطا کردند و همه کارهای مفید در حقم به جا آوردند .» 
... تمیستوکلس (یونانی) را شاه بزرگ (هخامنشی) بسیار گرامی می داشت ، ... (بنابراین) در شکارهای شاه و سرگرمی های کاخ شرکت داشت ... و حتی یکی از نزدیکان مادر شاه شده بود . اما اصیلزادگان پارسی دربار نسبت به این امر به شدت واکنش نشان دادند . پلوتارک علت غصب آنان را با این عبارات شرح می دهد : 
" آری ، مراحمی که شامل حال او شده بود به هیچ وجه شبیه مراحمی نبود که بیگانگان دیگر از آن برخوردار شده بودند . "
در نوشته های توسیدید نیز تفسیری مشابه را باز می یابیم : 
" تمیستوکلس در نزد شاه به چنان جایگاه بلندی نایل شد که هیچ یونانی مانند آن را به خود ندیده بود ."
پلوتارک بعد توضیح می دهد که این یونانی با دریافت 'دورآی' بزرگی در مگنسیا "مانند پارسیان عالی رتبه گرامی داشته شده بود" .
باید به مورد انتیموس کرتی که در شام نزدیکان اردشیر دوم شرکت می کرد نیز توجه داشت . فاینیاس (که آتنایوس از او نقل قول کرده است) خصلت استثنایی چنین افتخاری را که شامل حال یک یونانی شده بود ، خاطرنشان کرده است : " پارسیان (نژادپرست) بسیار ناراضی بودند و به یکدیگر می گفتند که این کار مانند آن است که افتخاری را ننگین سازند ! "
... باید مورد متیوخوس ، پسر میلتیادس ، جبار آتنی خرسونس را قید کنیم . فنیقیان متیوخوس را پس از شورش ایونیا و هنگام فتح مجدد آن دستگیر کردند و نزد داریوش بردند : 
" (داریوش) نه تنها به او بد نکرد ، بلکه او را غرق مال و منال کرد ، خانه و ملک و زنی پارسی به او داد . متیوخوس از او صاحب فرزندانی شد که در ردیف پارسیان قرار گرفتند . "
... ازدواج گوگایا ، دختر آمونتاس مقدونی با بوبارس پارسی را نیز می شناسیم . از این ازدواج آمونتاس آسیایی زاده شد ، که نام پدربزرگ مادری اش را بر خود داشت و شاه به او درآمد شهر بزرگ آلاباندا را در فریگیا بخشیده بود . "

امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 549 - 545

... هرودوت با شرح داستان جالب دموکدس حکیم ، که پیچ خوردگی پای شاه را درمان کرد ، همین نکته را به خوانندگانش می فهماند . (دموکدس) یونانی را به نزد زنان فرستادند :
" هر یک از آنان ، جامی را در صندوقچه ای که طلایش را در آن می نهاد ، فرو برد و از آن چنان عطیه باارزشی گرفت و به دموکدس بخشید که اسکیتون خادم که پشت سر پزشک می آمد از استاترهایی که از جام فرو افتاده بود ، زر فراوان بدست آورد . "
داریوش وقتی هیستیایوس (یونانی) را تعجیل به همراهی و عزیمت به شوش کرد ، فقط همسفرگی و مقام مشاورت به او وعده نداد ، بلکه او را با این عبارات ترغیب کرد :
" ترا در تمام چیزهایی که می توانم داشته باشم ، سهیم خواهم کرد ."
فاینیاس افسوسی درباره انتیموس کرتی (یونانی) ، همپیمان شاه بزرگ ، که از افتخارات استثنایی برخوردار شد چنین گفته است : 
" اردشیر دوم ، برای تجلیل از او ، خیمه ای که در زیبایی و بزرگی بی مانند بود و تختی با پایه های نقره به او هدیه کرد . افزون بر آنها ، زیراندازهای گرانبها برایش فرستاد ... همچنین ، بجز آنچه هر روز برای آذوقه به وی داده می شد ، تختی با پایه های نقره ، زیراندازی گلدار ، خیمه ای با سقف پرستاره و صندلی دسته داری از نقره ، چتر حاشیه دوزی شده با سنگ های گرانبها ، یکصد جام بزرگ مرصع از طلا و نیز جام های دسته دار طلا و نقره و یکصد خادم و یکصد کنیز (=برده ی زن) و 600 سکه نقره به او بخشید . "
همچنین می دانیم که سفرا پیوسته از شاه بزرگ عطایایی دریافت می کردند . یونانیان نسبت به این عطایا چنان حساس بودند که بسیاری از سفرایی را که به دربار شاه بزرگ می فرستادند ، در بازگشت به "پاراپرسبیا" یعنی رشوه خواری متهم می کردند و می گفتند که گذاشته اند آنان را بخرند . در سال 425 ، آریستوفان در آخارنسیان به این امر به وضوح اشاره کرده است . آتنایوس نام تیماگوراس را که او را به عنوان سفیر در سال 369 به کنگره ی شوش فرستاده بودند به عنوان کسی آورده است که از اردشیر دوم هدایای فراوان گرفته بود . آتنیان نیز تیماگوراس را به اتهام رشوه خواری محکوم به مرگ کردند .
کونون آتنی در سال 395 به گرفتن هدایای بی نظیر مفتخر شد :
" اردشیر خزانه داری را تعیین کرد که مامور توزیع نقره فراوان در امتثال از اوامر کونون بود . "

امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 488 - 487

1 . منظور ، شاهان پارسی است . مردم و درباریان در زمان هخامنشیان و ساسانیان، شاهانشان را خدا و خدایگان صدا می زدند . (شاید از طرف شاهان ، موظف به این کار بودند) .

تذکر :

جبهه مقاومت ، پیشمرگ و مدافع ایران است ؛ و این حقیقتی آشکار است . 
خود کارشناسان امریکایی صراحتا اعلام می کنند که نمی توانند به ایران حمله کنند . چرا که اسراءیل بلافاصله با پرتاب هزاران موشک از جانب حزب الله لبنان ، با خاک یکسان می شود . درباره حمله عربستان و دیگر کشورهای منطقه به ایران نیز همین نکته را گوشزد می کند . 
ضمنا نیرویی که داعش را در عراق و سوریه محدود کرده ، و به مرور به مرز نابودی کشاند گروه های مقاومت خصوصا حزب الله لبنان بود . اگر آنها نبودند الان عراق و سوریه بصورت صددرصدی در دست داعش بود و همانطور که خود داعش اعلام کرد ، بعد از سوریه و عراق ، نوبت ایران بود . 
بنابراین حزب الله ، ناجی جان ما ایرانیان است . 
خود سید حسن نصرالله اعلام کرد که لبنان ، یکی از استانهای ایران است . اگر اسراءیل یا هر کشور دیگری به ایران چپ نگاه کند با من طرف است . (نقل به مضمون)

 ###############

کانال حقیقت
https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (137) : قابل توجه کوروش پرستانی که دایم نق می زنند " چرا به اعراب کمک می کنید ؟ "
برچسب ها : آنان ,یونانی ,داریوش ,بودند ,شاهان ,کرده ,قابل توجه ,ترجمه ناهید ,ناهید فروغان ,همین نکته ,الله لبنان ,ترجمه ناهید فروغان ,توجه کوروش پرستانی

هخامنشیان (136) : کمک هخامنشیان به اعراب ، معافیت اعراب از پرداخت خراج در عصر هخامنشی ؛ و ...

:: هخامنشیان (136) : کمک هخامنشیان به اعراب ، معافیت اعراب از پرداخت خراج در عصر هخامنشی ؛ و ...

کمک هخامنشیان به اعراب 

: معافیت اعراب از پرداخت خراج

(قابل توجه کوروش پرستانی که میگن چرا به اعراب کمک می کنید؟) ؛

کمی بیشتر درباره هدیه و خراج و تفاوتها و شباهت ها آنها در دوران هخامنشی بدانیم ؛

نمونه هایی از خراج ها و هدایای اقوام مختلف ؛

دریافت دختر و پسر توسط هخامنشیان به عنوان خراج از اقوام ! (یعنی برده کردن افراد) ؛

و موضوعات دیگر 


هخامنشیان (بخش136)


" دیدگاه هرودوت . استثناهایی که بر قاعده پرداخت وجود دارد در واقع موید قاعده است . از میان سرزمین هایی که مشمول معافیت از پرداخت خراج شده اند ، هرودوت سرزمین اعراب را قید می کند که به لحاظ جغرافیایی در ناحیه پنجم گنجانده شده است . توضیح در سطور بعدی اراءه شده است ، وقتی رشته کلام به گروه اقوامی می رسد 

»که خراج برایشان تعیین نشده است ، اما هدیه تحویل می دهند .» 

اتیوپیان مجاور مصر و همسایگانشان هر دو سال یکبار دو خنیس زر ذوب نشده ، دویست تنه درخت آبنوس ، پنج پسربچه اتیوپیایی و بیست عاج فیل هدیه می دادند ؛ کولخیسیان و همسایگانشان تا قفقاز هر چهار سال یکبار صد پسربچه و صد دختربچه تحویل می دادند ؛ اعراب هر ساله هزار تالان کندر می دادند . ما نمی دانیم چه دلایلی سبب شده بود که این اقوام - بجز اعراب که عهدنامه ای با کمبوجیه امضا کرده بودند - جایگاه جداگانه ای داشته باشند . چون آنها نیز ، همانطور که هرودوت خاطرنشان می کند ، در قلمرو شاهنشاهی هخامنشی ساکن بودند . هرودوت این اقوام را صراحتا از اقوام ساکن آن سوی مرزها ، یعنی کسانی که " به هیچ وجه در قید پارسیان (داریوش) نیستند " متمایز کرده است . آنان نیز مانند اقوام خراجگزار با همسایگانشان در نواحی جای داده شده اند . وانگهی آنها از معافیتی تعمیم یافته برخوردار نشده اند ، بلکه هدایایشان به پرداخت اقوام خراجگزار افزوده می شود ، فقط بطور مجزا در نظر گرفته شده اند (ر . ک عبارت خارج از خراج = parex tou phorou) .

آنان نیز مانند خراجگزاران باید قشون هایی را برای سپاه سلطنتی ارسال دارند . هرودوت در فهرست قشون های شرکت کننده در سپاه خشایارشا ، نام سپاهیان اتیوپیایی و عرب را آورده است . 

تفاوت آنان با اقوام خراجگزار در درجه اول این است که مالیاتشان را خودشان تعیین می کنند ، یعنی میزان پرداخت هایشان در اصل بطور داوطلبانه مقرر شده است . تردیدی وجود ندارد که مقادیر پیرو خواست شاه تعیین می شود . علاوه بر آن اتیوپیان و کولخیسیان به ترتیب دو سال یکبار و چهار سال یکبار هدیه می دهند . همچنین بر خلاف اقوام خراجگزار ، پرداخت هایشان به تالان نقره برآورد نشده است ، بلکه بصورت محصولات خام است . در واقع در این معنا برای آنان به لحاظ پرداخت خراج مالیاتی تعیین نشده است . تشکیلات اداری هخامنشی ماخذ دریافت را مقرر نکرده است و به مطالبه تحویل قناعت کرده است . سرانجام می توان فرض کرد که بر خلاف اقوام خراجگزار ، این اقوام هدایای خود را نه از طریق خشثرپاون ها که مستقیما به دربار مرکزی تحویل می دادند . البته این یک فرضیه است . به هر حال از نظر هرودوت این نمونه ها در بطن تشکیلات مالی ای که داریوش برقرار کرده بود ، فقط استثنایی پیرامونی و باقیمانده از گذشته به شمار می آمدند . به همین جهت هرودوت خاطرنشان کرده است که دوران داریوش با آنچه در زمان کوروش و کمبوجیه می گذشت تقابل دارد . نمونه ظاهرا روشن - لااقل در نظر اول - در این باب کورنه ایها ، برقه ایها و لیبیایی ها هستند . هنگام ورود کمبوجیه در سال 525 ، اینان بدون نبرد سر تسلیم فرود آوردند و خودشان خراجشان را تعیین کردند و هدایایی فرستادند . اما در سازماندهی مالی داریوش این هر سه ، کورنه ایها ، برقه ایها و لیبیایی های مجاور مصر به عنوان خراجگزار ، در ناحیه مصر گنجانده شدند . واژگانی که هرودوت به کار برده است در عین حال امکان این استنباط را فراهم می آورد که در زمان فرمانروایی کمبوجیه آنان هم خراج و هم هدیه می پرداختند . این امر سبب می شود که پرسش هایی درباره تمایز هدیه از خراج که او قصد دارد در جای دیگر آن را مشخص کند طرح شود . 


هدایای اقوام خراجگزار 


مسءله این است که گروه هدیه دهندگان هر چند بیشتر در مناطق مرزی و حاشیه ای متمرکز بوده اند ، ولی اصل هدیه دادن برخلاف انتظار باقی مانده و حتی تعمیم یافته است . برای اثبات این امر نخست نوشته گزنفون را درباره وظایفی که کوروش برای خشثرپاون هایش تعیین کرده بود نقل می کنیم : " هر چیز دلپذیر و پسندیده ای را که در هر قلمروی وجود دارد از آنجا به اینجا بفرستید " .

با این فرمان مراد کاملا حاصل شد ، چون هر قومی می پنداشت که اگر برای کوروش بهترین فرآورده های خاک ، دام یا هنرش را نفرستد ، اعتبار خود را در نزد او از دست می دهد ؛ هر دولتشهر و هر فردی چنین می کرد (همه برای یکی !)

از طریق کتسیاس می دانیم که شاهان هند - علاوه بر پرداخت خراج - رسم داشتند فرآورده هایی را که برای شاه بسیار ارزشمند به شمار می آمد ، به دربار بفرستند . کتسیاس جانور شگفت انگیزی به نام مارتی خورا را ذکر می کند که به عنوان هدیه برای شاه پارسیان فرستاده بودند . الیانوس اعتبار اندکی را که برای توصیف خیالپردازانه ی کتسیاس قایل است پنهان نمی کند ؛ کتسیاس از آهن خاصی نام می برد و عطری با رایحه قوی و سکرآور ؛ طوری که هیچ واژه ای قادر به توصیف آن نیست و به چیزی شبیه نیست ... شاه هندیان رسم دارد که از این ماده خوشیو برای شاه پارسیان بفرستد . شاه بزرگ جامه هایی شنگرفی رنگ نیز هدیه می گیرد . این جامه ها با ماده ای جانوری رنگ می شوند و درخشش آنها از درخشش ساردیانیک های مشهور بیشتر است ؛ و بالاخره کتسیاس تصریح کرده است که شاه هندیان دارویی را که از فضولات یکی از پرندگان بدست می آید و مصرف آن موجب مرگی سریع و شیرین و آرام می شود در میان هدایای گرانبهایی که برای شاه پارسیان می فرستاد ، می گنجاند ... شاه بزرگ آن را در جای مخصوصی می گذاشت که فقط خود او و مادرش به آن دسترسی داشتند . دینون نیز به سهم خود شرح داده است که از مصر برای شاه بزرگ نمک آمونیاک و آب نیل می فرستند . چون شهرت داشت که آب نیل بارورکننده و بسیار گواراست . شاید آریانوس به این رسم اشاره نموده است وقتی در توصیف واحه سیوه قید کرده است که ساکنان آن نمک طبیعی استخراج می کردند . او نوشته است که کاهنان آن را به مصر می بردند و آن را به شاه و دیگران هدیه می کردند . 

این ها فقط نمونه هایی است که توسط خبرگزاران کتسیاس و دینون به نحو تکه تکه ذکر شده است . اما هدیه دادن آشکارا رسمی عمومی بود که افراد هم به آن تن در می دادند ، همانطور که هدایای پوتیوس لیدیایی به داریوش آن را ثابت می کند . تمام این هدایا در تلاش شاه بزرگ برای گردآوری نمونه ای از فرآورده های هر یک از سرزمین های تحت سلطه در پردیس ، کاخ ، سفره و یا بسترش سهم داشتند . وانگهی مگر در دربار کسانی مامور دریافت هدایایی نبودند که برای شاه بزرگ می فرستادند ؟ شاید کارکرد نخست بنایی که در تخت جمشید خزانه داری نامیده شده بود و در آن تمام هدایای با ارزشی که داریوش و جانشینانش دریافت می کردند ، نگهداری می شد همین بوده است . در فهرست متعلق به دوران یونانی مآبی خزاین سلطنتی ، اشیاء هنری ، زیورآلات و قطعات زر قلمزنی شده ، پارچه های ارغوانی هرمیونه ، ظروف و جامه های گرانبها یافت می شد . در میان هدایا ، مثلا در شوش همان تاک زرین معروفی بود که پوتیوس آن را به داریوش هدیه کرده بود . بی تردید همین رسم است که - به شکل استعاری - در نقش برجسته های تخت جمشید نمایانده شده است . در این نقش برجسته ها هیءت های نمایندگی اقوام مختلف شاهنشاهی برای تسلیم هدایای خود آمده اند . این هدایا معرف فرآورده های سرزمینی (جانوران ، پارچه ها ، زیورآلات ، ظروف گرانبها ، سلاح ها ، گردونه ها و غیره) آنان است . بحثی که درباره این بازنمایی ها (اقوام خراجگزار / اقوام هدیه دهنده) جریان دارد خالی از فایده نیست (فصل پنجم) ، اما می توان این پرسش را نیز طرح کرد که آیا بجاست چنین تمایز قطعی بین این دو مقوله قاءل شویم وقتی تمام اقوام خراجگزار می بایست بطور منظم هدایایی را به دربار مرکزی تقدیم دارند ؟

پیداست که اغلب این خود شاه بزرگ است که ارسال برخی فرآورده ها را ، که شهرتشان به دربار رسبده بود ، گوشزد می کرد . در این شرایط ، این هدایا را می توان به دهش هایی تشبیه کرد که افراد ذینفع نمی توانند از زیر بار آن شانه خالی کنند . به همین علت تمایز این دو از یکدیگر بسیار دشوار است . این سخن در مورد هدایایی که دولتشهرها و اقوام ملزم بودند هنگام جابجایی دربار و سپاه برای شاه بیاورند نیز صادق است . شاید مورد تاج هایی هم که اقوام مجبور بودند در مرزهای سرزمینشان هنگام جابجایی دربار سلطنتی (و نیز دربار خشثرپاون نشین) به شاه تسلیم کنند ، چنین بوده است . از طریق یک گواهی متاخر می دانیم که تاج ها با هدایای دیگر و غنایم جنگی در خزانه های سلطنتی حفظ می شد . می توان از خود پرسید که این تاج ها بر مبنای تحولی که در دوران سلوکیان رخ داده است ، سرانجام به یک دهش سالیانه و اجباری تبدیل نشده است ؟

مثلا حکایت متاخر ارسطوی دروغی (=شاگرد ارسطو) را در توصیف طمع کوندالوس ، یکی از مباشران خشثرپاون کاریا ، ماوسولوس در نظر بگیرید . وی به لوکی ها اعلام کرد که نامه ای دریافت داشته است که شاه بزرگ در آن برای تهیه کلاه گیس مو مطالبه کرده است و در نتیجه ماوسولوس فرمان چیدن موها را صادر کرده است . بسیار دور از احتیاط است اگر اینجا بین هدیه داوطلبانه و دهش های اجباری تمایز قابل شویم . فقط باید متذکر شویم که در فهرست استرابون ، در میان دهش های جنسی بعضی از اقوام شاهنشاهی ، مو به انضمام دارو ، رنگ ، پشم یا حتی جانوران و خلاصه هر چیزی که هر سرزمین بطور خاص تولید می کند ، قید شده است . تفاوت کیفی بین طلای واریز شده توسط اتیوپیان به عنوان هدیه و طلای تهیه شده توسط هندیان به عنوان خراج نیز بیشتر به قلمرو سیاسی - ایدءولوژیکی تعلق دارد تا قلمرو مالی . معلوم است که امتناع از تقدیم هدیه با همان شدت قصور در پرداخت خراج مجازات می شد . همچنین می دانیم که هر ساله اقوام عرب بایست 1000 تالان کندر به عنوان هدیه می دادند ؛ اما این کندر در واقع چیزی جز برداشت شاه بزرگ از منافع تجاری مبادلات فلسطین و عربستان جنوبی نبود . برای خود اعراب ، تفاوت هدیه و خراج قاعدتا ناملموس بود . اشتباه های اصطلاح شناختی بعضی از نویسندگان باستان از همین امر ناشی شده است . مثلا از نظر کتسیاس ، فرآورده هایی که اقوام برای سفره شاه می فرستادند از مقوله خراج بود ، در حالی که باید آنها را در مقوله عوارض گنجاند . 

این ملاحظات به معنای آن نیست که هدیه کاملا شبیه چیزی است که آن را خراج می نامیم ، وگرنه تفاوت اصطلاح شناختی ناپدید می شد . مثال متاخرتر نبطبان نشان می دهد که در پایان قرن چهارم بعضی از اقوام همچنان به نظام هدایا وابسته بودند ؛ دیودوروس آنان را کاملا در تقابل با اقوامی که خراج می پردازند قرار داده است . آنان آزادیشان را حفظ کرده اند و هر امضای توافقنامه ای را با قدرت مرکزی ، جزء قرارداد مبادله هدیه / دوستی می دانند . یک بار دیگر باید نوشته هرودوت را بخوانیم که پس از توصیف منتهاالیه های جهان مسکون می نویسد : 

»در هر حال چنین می نماید که فقط مناطق انتهایی ، که باقی جهان را محصور می کنند و آن را در میان می گیرند دارای چیزهایی هستند که نادرترین اند و از نظر ما از همه چیزهای دیگر زیباترند .»

اقوام هدیه دهنده ای که او نام می برد (اعراب ، کولخیسیان ، اتیوپیان) ، همگی در اسخاتیای شاهنشاهی قرار دارند . اسخاتیای شاهنشاهی هم تحت کنترل غیرمستقیم تر قدرت مرکزی قرار دارند و هم می توانند کالاهای غیرمعمول (یا کالاهایی که مرکز آنها را غیرمعمول می دهند) تحویل دهند . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 620 - 615


تذکر :

1 . این مطلب فقط بخشی کوچک از مبحث خراج و هدیه است . برای کسب اطلاعات بیشتر درباره خراج گرفتن در حکومت هخامنشی ، به فصول مرتبط با آن ، در کتاب مراجعه کنید . 

2 . یکی از دلایل آوردن این مطلب ، افزایش آگاهی کوروش پرستان است که دایم نق می زنند چرا به اعراب کمک می کنید .


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (136) : کمک هخامنشیان به اعراب ، معافیت اعراب از پرداخت خراج در عصر هخامنشی ؛ و ...
برچسب ها : اقوام ,هدیه ,خراج ,کرده ,هایی ,پرداخت ,اقوام خراجگزار ,پرداخت خراج ,عنوان هدیه ,اقوام هدیه ,برقه ایها ,هنگام جابجایی دربار ,خلاف اقوام خراجگزار

هخامنشیان (135) : قطع دست و پا و درآوردن چشم ، بخشی از مجازات های کوروش هخامنشی برای راهزنان و ...

:: هخامنشیان (135) : قطع دست و پا و درآوردن چشم ، بخشی از مجازات های کوروش هخامنشی برای راهزنان و ...

قطع دست و پا و درآوردن چشم ، بخشی از مجازاتهای کوروش برای راهزنان و ...


هخامنشیان (بخش135)


" ... در جاده های شاهی ، تامین امنیت مسافران در برابر راهزنان به عهده شاه بود ...

گزنفون در سیمای آرمانی شده ی کوروش صغیر ... :

»با این همه نمی توان ادعا کرد که کوروش به جنایتکاران و بدکاران اجازه می داد او را ریشخند کنند ؛ وی آنان را سخت تر از هر کس دیگر کیفر می داد . چون اغلب در طول جاده های پر رفت و آمد کسانی دیده می شدند که دیگر دست ، پا و یا چشم نداشتند . در هنگام فرمانروایی کوروش (صغیر) برای هر یونانی و غیر یونانی تردد به هر جا با همراه داشتن وسایل مورد نیاز جایز بود ، مشروط بر اینکه کار ناپسندی از فرد سر نزند .»

اما به رغم شدت مجازات متخلفان ، امنیت را نمی شد در همه جا و همیشه با نظمی یکسان تامین کنند ، به همین دلیل معمولا مردان مسلحی را با کاروان ها همراه می کردند . " (1)


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 577


1 . هدف از ذکر این مطلب ، افزایش آگاهی کوروش پرستان و نژادپرستان است که با بی اطلاعی ، مجازات قطع دست دزدان در اسلام را مورد نقد قرار داده ، و به همین سبب ، اسلام را دین خشونت معرفی می کنند ! 

در حالیکه اسلام ، دین رحمت و عطوفت است و قطع دست دزدان (اگر چه درباره همه دزدان هم اجرا نمی شود) نیز جهت ایجاد نیروی بازدارندگی از جرم بوده ، و اجرای آن ، باعث امنیت هر چه بیشتر جامعه می شود . 

البته همانطور که در مطلب می بینید مجازات کوروش -خدای کوروش پرستان!- برای راهزنان بسیار شدیدتر بوده است (قطع دست و پا ، و درآوردن چشم) .


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (135) : قطع دست و پا و درآوردن چشم ، بخشی از مجازات های کوروش هخامنشی برای راهزنان و ...
برچسب ها : کوروش ,مجازات ,راهزنان ,دزدان ,اسلام ,امنیت ,برای راهزنان ,کوروش پرستان ,کوروش صغیر

هخامنشیان (134) : توسل کمبوجیه به اعراب در حمله به مصر (و تعامل با آنها)

:: هخامنشیان (134) : توسل کمبوجیه به اعراب در حمله به مصر (و تعامل با آنها)

متوسل شدن کمبوجیه به اعراب ، در حمله به مصر


هخامنشیان (بخش134)


" ... این جاده که وصف آن رفت ، در واقع از منطقه ای بسیار سخت عبور می کرد ؛ اما باید توجه داشته باشیم که نویسندگان یونانی وقتی سرزمینی را به " بیابانی " متصف می کنند به حرکت سپاهی سنگین اشاره دارند که به نقاط تهیه آب نیاز دارد که باید در فواصل تقریبا نزدیک به هم قرار داشته باشد . این همان چیزی است که گزنفون در شرح حرکت سپاه کوروش در ساحل چپ فرات به توضیح آن می پردازد :

»فاصله ی بعضی از این منزلگاه ها ، که کوروش می خواست در آنها آب و علوفه بیابد ، با یکدیگر بسیار زیاد بود .»

به همین دلیل کمبوجیه هنگام حمله به مصر در سال 525 به کمک شاه اعراب متوسل شده بود . 

»شاه اعراب مشک های پوست شتر را از آب پر کرد و آنها را بر پشت تمام شترهای موجود خود نهاد . پس از آن در منطقه بی آب و علف پیش رفت و منتظر سپاه کمبوجیه ماند .»

این همان کاری بود که اسرحدون در سال 671 هنگام نبرد با مصر انجام داده بود . کسانی که یونانیان آنان را اعراب بادیه نشین می نامند ، به واسطه وجود شتران تندرو و شناختشان از محیط ، قابلیت فایق آمدن بر موانعی را داشتند که از نظر فرمانده یک سپاه ، چیره شدن بر آنها محال بود . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 565


تذکر :

1 . این عمل هخامنشیان - تعامل با ملل و اقوام دیگر برای دستیابی به هدف - از نظر من یک نقطه قوت آنهاست . البته فعلا بحثی بر روی نوع هدف ندارم . تجاوز به کشورهای دیگر با هدف کشورگشایی ، از نظر من مردود است . ولی تعامل هدفمند با ملل و اقوام دیگر - به دور از تعصبات نژادپرستانه - بطور کلی پسندیده است . 

البته تاکید می کنم : " تعامل عزتمدارانه (مثل تعامل با جبهه مقاومت و روسیه در دفع تروریست ها و حامیانشان) ، نه تعامل منفعلانه و ذلت پذیرانه (که نمونه اش را اخیرا از جانب برخی دولتمردان غربزده شاهدیم) "

2 . این مطلب را برای کوروش پرستان گذاشتم . خطابم به کوروش پرستان اینست : 

آقای شما (کمبوجیه هخامنشی) که کمبوجیه هخامنشی است با اعراب تعامل داشته . شما نمی خواهد کاسه داغ تر از آش بشوید . اگر چه می دانم که این مواضع (=مخالفت با تعامل با اعراب ، خصوصا جبهه مقاومت) را رژیم صهیونیستی به شما القا کرده ، تا به خیال خودشان جبهه مقاومت را تضعیف کرده ، و ایران را پس از نابودی لبنان و سوریه و یمن و عراق به نابودی بکشانید . 


#توسل_هخامنشیان_به_اعراب

#کمک_خواستن_کمبوجیه_هخامنشی_از_اعراب

#تعامل_هخامنشیان_با_اعراب

#فتح_مصر_توسط_کمبوجیه_با_کمک_اعراب

#یاری_خواستن_کمبوجیه_هخامنشی_از_اعراب

#کمک_اعراب_به_هخامنشیان

#تعامل_هخامنشیان_با_اقوام_مختلف

#کمبوجیه_فتح_مصر_را_مدیون_اعراب_است

#هخامنشیان_فتح_مصر_را_مدیون_اعرابند


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (134) : توسل کمبوجیه به اعراب در حمله به مصر (و تعامل با آنها)
برچسب ها : اعراب ,کمبوجیه ,تعامل ,هخاان ,کوروش ,اقوام ,جبهه مقاومت ,خواستن کمبوجیه ,تعامل هخاان ,اعراب تعامل ,کوروش پرستان

هخامنشیان (133) : خشایارشای هخامنشی فرزند حرام زاده داشت

:: هخامنشیان (133) : خشایارشای هخامنشی فرزند حرام زاده داشت

خشایارشا هم فرزند حرام زاده داشت


هخامنشیان (بخش133)


" ... هنگام نبرد اءورومدون ، فرماندهان عبارتند از تیتراءوستس ، پسر نامشروع خشایارشا و فرنداتس ، برادرزاده یا خواهرزاده شاه . "


 امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 555


#فساد_اخلاقی_هخامنشیان

#فساد_اخلاقی_خشایارشا

#زناکاری_هخامنشیان

#فرزندان_نامشروع_خشایارشا

#فرزندان_حرامزاده_خشایارشا

#فرزندان_حرامزاده_هخامنشیان


#ادعای_از_نسل_کوروش

#و_از_نسل_داریوش_بودن

#افتخار_یا_ننگ؟


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (133) : خشایارشای هخامنشی فرزند حرام زاده داشت
برچسب ها : خشایارشا ,هخاان ,فرزندان ,خشایارشا فرزندان ,فرزندان حرامزاده ,فساد اخلاقی ,نامشروع خشایارشا ,حرام زاده ,خشایارشا فرزندان حرامزاده

هخامنشیان (132) : هخامنشیان با کسانی که به خدمت و جنگ نمی رفتند چه می کردند ؟

:: هخامنشیان (132) : هخامنشیان با کسانی که به خدمت و جنگ نمی رفتند چه می کردند ؟

شاهان خونخوار هخامنشی ، کسانی که به خدمت نظامی نمی رفتند -یا در جنگ شرکت نمی کردند- اعدام می کردند


هخامنشیان (بخش132)


" شواهد متعدد حاکی از آن است که جوانان گرچه نزد پسرانشان بسر می برند ، اما در صورت احضار ، به سپاه سلطنتی می پیوستند . هرودوت دو بار پدرانی را به صحنه می آورد که می کوشند فرزندان خود را از خدمت نظامی معاف کنند . هر بار واکنش شاه بسیار شدید است ، چون به آنان یادآور می شود که خود او ، پسرانس را به میدان جنگ می برد ؛ و جوانان(ی که قصد معافیت داشتند) را به مرگ محکوم می کند . " (1)


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 529


1 . حالا که کوروش پرستان انقدر علاقه به هخامنشیان و بازگشت اون دوران رو دارند ، بد نیست این قانون رو درباره اونها اعمال کنیم، ببینیم چند هزار نفرشون به درک واصل میشن .


#جنایات_هخامنشیان

#وحشیگری_هخامنشیان


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (132) : هخامنشیان با کسانی که به خدمت و جنگ نمی رفتند چه می کردند ؟
برچسب ها : هخاان ,خدمت ,خدمت نظامی

هخامنشیان (180) : برده داری در عصر هخامنشی ، این بار در مصر

:: هخامنشیان (180) : برده داری در عصر هخامنشی ، این بار در مصر

برده داری در عصر هخامنشی ، این بار در مصر 


هخامنشیان (بخش180)


" ... در مصر ، در دوران هخامنشی ، مانند پیش از آن ، هم کارگران آزاد و هم مالکان ، هم بردگان به معنای واقعی کلمه و هم گروه های وابسته (اغلب در ارتباط با اقتصاد پرستشگاه ها) وجود داشتند که موقعیتشان ، به گفته مشهور پولوکس واژگان نگار ، آنان را بین " آزادگان و بردگان " قرار می داد . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 740


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (180) : برده داری در عصر هخامنشی ، این بار در مصر
برچسب ها : برده داری

هخامنشیان (179) : حقوق فوق نجومی و زندگی فوق نجومی هخامنشیان

:: هخامنشیان (179) : حقوق فوق نجومی و زندگی فوق نجومی هخامنشیان

حقوق فوق نجومی و زندگی فوق نجومی هخامنشیان


هخامنشیان (بخش179)


" می دانیم که شاهان بزرگ (هخامنشی) با کل دربارشان از جمله " خزانه ای که یکصد جانور باربر آن را حمل می کردند " ، جابجا می شدند . اما مطمءن نیستیم که بتوان این خزانه را با خزانه هایی که در پایتخت های شاهنشاهی حفظ می شدند یکی دانست  - همان خزانه هایی که اسکندر در سال 331 - 330 تصاحب کرد . به هر حال این نکته ای است که قطعه ای از خارس موتیلنه ای ، که آتنایوس شرح طولانی تجمل شاهان پارس از آن استخراج کرده است ، مبین آنست : 

" نزدیک بستر شاه ، بالای سر او ، اتاقی بود که آنقدر وسعت داشت که پنج تختی در آن بگنجد که 5000 تالان زری بر آنها تلنبار شده بود که همه جا را اشغال کرده بود ؛ این اتاق " بالش سلطنتی " خوانده می شد . پایین بستر شاه ، اتاق دیگری بود که 3000 تالان نقره ی ضرب شده در آن بود و " کرسی پای سلطنتی " خوانده می شد . " (1)


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 737 - 736


مطالب مستندی که در سرتاسر کتاب آمده ، وجود چنین ثروت هایی در دربار هخامنشی را تایید می کند . قبلا هم اشاره کردیم که بخشی از چنین ثروت هایی ، از اختصاص روستاها به شهبانوان و شاهدخت ها و شاهپورها تهیه می شود . برای کسب اطلاعات بیشتر ، به قسمتهای قبل منجمله لینکهای زیر مراجعه کنید :


نجومی خواری در هخامنشی :

اختصاص چند شهر و درآمدهایشان به مخارج هخامنشیان ! :

 https://goo.gl/9VNmeu 

هخامنشیان ، اراضی کشور را ملک خود و خاندانشان می دانستند (بخش1) :

 https://goo.gl/vGxnyf 

هخامنشیان ، اراضی کشور را ملک خود و خاندانشان می دانستند (بخش2) : 

 https://goo.gl/1jI1r2 

بیگاری چند شهر برای تامین جیب ملکه (یا شاهپور) هخامنشی ؛

و بیگاری کل کشور برای تامین جیب خاندان و دربار هخامنشی :

 https://goo.gl/Czl25S

 

 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (179) : حقوق فوق نجومی و زندگی فوق نجومی هخامنشیان
برچسب ها : هخاان ,نجومی , https ,خزانه ,هایی ,کشور ,اراضی کشور ,برای تامین ,ثروت هایی ,چنین ثروت ,خزانه هایی

هخامنشیان (178) : بیگاری چند شهر برای جیب یک ملکه (و بیگاری کل کشور برای جیب هخامنشیان)

:: هخامنشیان (178) : بیگاری چند شهر برای جیب یک ملکه (و بیگاری کل کشور برای جیب هخامنشیان)

بیگاری چند شهر برای تامین جیب ملکه (یا شاهپور) هخامنشی ؛

و بیگاری کل کشور برای تامین جیب خاندان و دربار هخامنشی


هخامنشیان (بخش178)


" ایرمتم ، اولهی و اراضی اهدایی :

در تعقیب همان روش ، وسوسه می شویم الواح را با مجموعه اسناد دیگر مقایسه کنیم بلکه بتوانیم تردیدهایی را بزداییم که بر وضعیت مشخص قلمروهایی (ایرمتم ، اولهی) سنگینی می کند که به شاهپورها ، شهبانوان و افراد عالی مرتبه ی دیگر ، که جزو نزدیکان داریوش هستند تعلق گرفته است . 

همانطور که دیدیم نویسندگان کلاسیک از خلال قطعه ای از گزنفون اغلب به وجود اراضی و یا درآمدهای اعطایی به شهبانوان پارس گواهی می دهند . چنین است مورد درآمد ماهیگیری دریاچه موءریس در مصر که هرودوت در مبحث خراجگزاری خود از آن سخن گفته است . گزنفون عبارات مشابهی در وصف روستاهای نزدیک حلب که به پروشات ، همسر داریوش دوم اختصاص داشت ، به کار برده است : 

" آنها را برای تامین هزینه کمربندش به او داده بودند . "

همچنین است در نوشته افلاطون : 

" شنیدم شاهدی شایسته ی اعتماد ، یکی از همان کسانی که به دربار شاه بزرگ رفته اند (گزنفون ؟ کتسیاس؟) می گفت که از خطه ای حاصلخیز گذشته بود که وسعت آن چنان بود که پیاده تقریبا یک روزه طی می شد . ساکنانش آن را " کمربند ملکه " می نامیدند . وی افزود که خطه ای دیگر " چادر ملکه " نامیده می شود . و بود بسیاری خطه های دیگر با اراضی حاصلخیز که به زیورهایش اختصاص داشت و هر کدام نامی داشت که از یکی از اشیایی که به کار آراستن او می رفت ، به وام گرفته شده بود . "

بسیاری از نویسندگان باستان به این رسم که از نظر سیسرون خاص شاهان شرق تلقی شده است ، اشاره کرده اند . 

محدودیت های استفاده از منابع کلاسیک هر چه باشد ، در این منابع آمده است که شهبانوان اراضی و روستاهایی در چندین منطقه شاهنشاهی در اختیار داشتند که از آنها درآمدی خالص کسب می کردند که به مخارج خانه شان اختصاص داشت . چندین لوح بابلی متعلق به زمان اردشیر اول و داریوش دوم این سخن را به اثبات می رساند . در این الواح به خانه ها (بیتو) ، یعنی قلمروهایی که به اعضای خاندان سلطنت (و همچنین به اصیلزادگان پارسی) اختصاص یافته است اشاره شده است . از دوران اردشیر اول ، " قلمرو بانوی کاخ " (شاید یکی از زنان شاه) را می شناسیم و همچنین " قلمرو پسر شاه " (مارشری ؛ سلطنت داریوش دوم) . 

لازم است به ویژه توجه را به اشارات مربوط به قلمروهای پروشات جلب کنیم که از میان آنها نقل قول زیر را برگزیده ایم :

" 60 کور جو ، مال الاجاره تعیین شده ، علفچر اراضی (پروشات) ، (واقع در) امتداد ترعه ادو - اب - اوسور (ساحل) راست (و چپ از بند آن تا) مصب آن ، هر جا که آبها(ی آن جریان دارند) از سال 3 داری(یوش شاه (اراضی) که در دست) متنی یامه (بنده ی اءه - بولیطسو مباشر (بغدو) پروشات است (و) که (در اختیار ریموت - نی نورته) مورشو (است) ؛ جو مورد بحث (60 کور ، مال الاجاره تعیین شده) این (اراضی) سال 3 ، (که) (مت) ان (نی - یامه آن را از دستان) انلیل ایتنو و مو (تیر - گیمیلی خزانه داران) ریموت - نی نورته دریافت کرده بود ، پرداخت شد ؛ متنی - یامه تهیه خواهد کرد رسید 60 کور مال الاجاره ی تعیین شده ی این اراضی سال 3 (و) به نظم و ترتیب پرداخت شده از (طرف) ری - (...) و اءه - بولیطسو مباشر پروشات (آن را) به انلیل - ایتنو و (موتیر - گیمیلی خواهد داد) . (نام شاهدان و دبیر) نیپور 3 - 9 - 12 داریوش . "

به قلمروهای گوناگون اختصاص یافته به شاهپور ارشامه نیز بین سال 425 و 404 اشاره شده است . اگر الواح مربوط به پروشات ما را به یاد گزنفون و افلاطون می افکند ، الواح مربوط به ارشامه طبعا ما را به یاد چند نامه ی آرامی آن کسی می اندازد که خشثرپاون مصر بود و در آن قلمروهایی داشت . وی یگانه کسی نبود که در مصر قلمرو داشت ، زیرا در اسناد به دو اصیلزاده پارسی دیگر ، که آنان نیز اراضی در مصر دارند ، به نام های ورفیش و وروهی اشاره شده است ... (1)"


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 724 - 722


1 . این مطلب در کتاب ، ادامه دارد . ولی به جهت جلوگیری از اطاله کلام ، از ذکر بقیه آن خودداری کردیم . 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (178) : بیگاری چند شهر برای جیب یک ملکه (و بیگاری کل کشور برای جیب هخامنشیان)
برچسب ها : اراضی ,پروشات ,اختصاص ,داریوش ,گزنفون ,اشاره ,برای تامین ,اختصاص داشت ,الواح مربوط ,انلیل ایتنو ,بولیطسو مباشر

هخامنشیان (177) : کوروش : همه ملت ، زندانی و برده ما هستند

:: هخامنشیان (177) : کوروش : همه ملت ، زندانی و برده ما هستند

کوروش : همه ملت زندانی و برده ی مایند 


هخامنشیان (بخش177)


(خطابه کوروش ، پس از تجاوز به منطقه آشوریان و تصاحب آن :)

" دو چیز است که باید برای آن بکوشیم : اول آنکه خود را فرمانروای کسانی کنیم که مالک این اموالند و دوم آنکه طوری رفتار کنیم که آنان در موطن خود بمانند . زیرا سرزمین مسکون ، ثروتی بسیار بزرگ است ؛ و اگر از سکنه خالی شود ، از اموال نیز خالی خواهد شد . می دانم که آنان را که مقاومت می کردند (از وطن خود دفاع می کردند) ، از دم تیغ گذراندید ، کار درستی کردید ... اما آنان که تسلیم شدند ، اسیر کردید و به اینجا آوردید . من بر آنم که اگر آنان را رها کنیم ، سود برده ایم . نخست ، برای آنکه دیگر نباید از آنان پرهیز و آنان را نگهداری کنیم و به آنان خوراک دهیم ... ؛ دوم ، به این سبب که با آزاد کردنشان شمار زندانیان ما افزایش خواهد یافت ؛ چون اگر ما فرمانروای این سرزمین شویم ، تمام کسانی که در آن زندگی می کنند ، زندانی ما خواهند بود ؛ و دیگران وقتی ببینند که آنان زنده و آزادند ، برای ماندن در جایی که هستند بیشتر آمادگی خواهند داشت و ترجیح خواهند داد که تسلیم شوند ، تا (اینکه) بجنگند . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 722 - 721


تذکر : همانطور که می بینید ، " منطق غارت " از سر و روی سخنان کوروش می بارد . 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (177) : کوروش : همه ملت ، زندانی و برده ما هستند
برچسب ها : آنان ,کنیم ,کوروش ,خواهند ,آنکه ,زندانی

هخامنشیان (176) : برده داری در زمان هخامنشیان

:: هخامنشیان (176) : برده داری در زمان هخامنشیان

برده داری در زمان هخامنشیان


هخامنشیان (بخش176)


" ... می دانیم که اسناد فروش برده در ناحیه بابل هماره بندی محدودکننده داشتند :

»فروش )که در بایگانی سلطنتی دقیقا ثبت می شود) معتبر نیست مگر اینکه بردگان موضوع فروش، نه بردگان سلطنتی باشند ، نه شهروندان آزاد و نه خدام خاص معبد .» "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 721


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (176) : برده داری در زمان هخامنشیان
برچسب ها : هخاان ,برده ,زمان هخاان ,برده داری

هخامنشیان (175) : برده داری در عصر هخامنشی و توسط هخامنشیان

:: هخامنشیان (175) : برده داری در عصر هخامنشی و توسط هخامنشیان

برده داری در عصر هخامنشی ، و توسط هخامنشیان


هخامنشیان (بخش175)


" کورتش ، گرده ، گردو :

مقایسه متون می تواند امکان ژرف تر کردن تحلیل بعضی از مجموعه های دیگر الواح تخت جمشید را بدهد . واژه کورتش ، به شکل گرده/گردو در اسناد آرامی مصر و در الواح بابلی یافت می شود . هم گرده و هم گردو برای مشخص کردن معنای واژه کورتش در الواح تخت جمشید به وفور بکار رفته است . واژه گرده در سه نامه آرامی متعلق به سالهای 420 - 410 دیده می شود . یکی از این نامه ها را ارشامه برای نختی خور ، مامور اداره اراضی خشثرپاون در مصر فرستاده است . ارشامه از رفتار نختی خور ، که آن را در تقابل با رفتار مباشر پیشین خود ، پسامشک قرار می دهد ، به شدت ابراز تاسف می کند و می نویسد که مباشر قبلی ، به رغم وجود اغتشاش هایی " از گرده ها و اموال ما کاملا مراقبت می کرد " و حتی برای جایگزین کردن گرده هایی که از میان رفته یا گریخته بودند در نقاط دیگر به جستجو می پرداخت . مباشران دیگر مصر سفلا چنین اند . از این رو ارشامه این فرمان را صادر می کند : 

" در نقاط دیگر به شمار کافی انواع گرده بیابید . آنان را وارد دربارم کنید ؛ نشان مرا به آنان بزنید و آنان را در خانه (بت)ام به کار بگمارید ، همانگونه که مباشران پیشین می کردند . "

نامه دوم را اصیل زاده ای پارسی به نام ورفیش فرستاده است . او نیز اراضی در مصر در اختیار دارد . این نامه نیز خطاب به همان نختی خور نوشته شده است که به رغم اوامر ارشامه ، یک گروه کیلیکیایی را به مسپاته مباشر ورفیش نداده است . مسپاته با این عبارات شکایت برده است :

" نختی خور گرده های زنم را زد و اموالشان را از آنها گرفت . "

علت خشم ورفیش که با این عبارات نختی خور را مخاطب قرار داده است ، همین است :

" حال ، ... گرده هایم ، به تو ربطی ندارند ، و آنچه را چون سارق از گرده هایم گرفته ای مسترد کن . "

نامه سوم را ارشامه ، خشثرپاون مصر به مباشرش نختی خور و محاسبانش در مصر فرستاده است : 

" از طرف ارشامه به نختی خور ، کنزسیرمه و همکاران (محاسب) او . و اکنون شخصی به نام هینزنای ، پیکره ساز (پتی کره - کره) ، خدمتگزار من ، که بغه سرو او را به شوش آورده بود (به آنجا می آید) . جیره معمول برای دیگر گرده - سنگتراش (صیقل کار؟)هایم را به  او و افراد خانه (بت)اش بده . باید پیکره هایی که بر آنها سوارکاران (نشسته) باشند ، بسازد . باید پیکره اسبی را با سوارکارش بسازد ، مانند همان که در خانه ام در گذشته ساخته بود . همچنین باید که پیکره هایی دیگر بسازد . آنها را بفرستید . باید آنها را بی درنگ و به تعجیل برایم بیاورند . ارتوهی مسءول این دستور است . رشته دبیر . "

نامه ارشامه بر مبنای همان مدل نامه شهبانو ایرتشدونه یا ایردبمه به محاسبان خانه هایشان انشا شده است . پیکره ساز ، هینزنای ، خدمتگزار (علیم) ارشامه و زنان خانه (بت) او باید جیره جنسی (پتپ) از مباشر ارشامه " مانند گرده های دیگر " دریافت کنند . می بینیم که پیکره ساز مورد بحث - که بی شک اصلیت بین النهرینی دارد - آنقدر مشهور بوده است تا توسط ارشامه به شوش خوانده شود ، بیش از آنکه شتابان به مصر گسیل گردد . همچنن می بینیم که هینزنای هنرمندی دوره گرد است که با خانواده اش جابجا می شود . وی کارگرانی را که در کار سنگ متخصص هستند زیر دست خود دارد ، درست مانند سرکارگران تخت جمشید . پایگاه اجتماعی وی با دقت نشان داده نشده است . بی تردید خطرناک است اگر بخواهیم از او نمونه ی نخستین مزدبگیر آزاد را بسازیم . ارشامه او را برده - خدمتگزار (علیم) خود می نامد . درست است که این اصطلاح مبهم است ، اما می توان مورد هینزنای را با دیگر موارد شناخته شده در الواح ، آنجا که این یا آن شخص " وابسته به خانه " اعلام شده اند یکی دانست . هینزنای باید کمتر از یک صنعتگر آزاد دوره گرد باشد . وی احتمالا یک صنعتگر وابسته بوده است که ارشامه به دلخواه و به تبع منافع خود او را جابجا می کرده است . 

یکی از عبارات به کار رفته توسط ارشامه - گرده - صنعتگران همه حرفه ها - یک گرته برداری واقعی آرامی از یک عبارت پارسی شناخته شده در یک لوح خزانه است که خود آن از عیلامی (کورتش مریپ میشبزنه) گرته برداری شده است . اما مقایسه اصطلاح شناختی هیچ نشانه ای درباره موقعیت اجتماعی این افراد به ما نمی دهد . در اینجا اصطلاح گرده در مفهوم عام " کارکنان " به کار رفته است . کیلیکیهای ذکر شده در نامه دوم و سایر اسناد جزو این " کارکنان " اند . در سند آنان را با اصطلاح هایی (عبد ؛ علیم) با محتوای نسبتا مبهم نامیده اند ، که می توان هم به عنوان برده و هم خادم فهم کرد . ما نمی دانیم که مباشران " بردگان " جدید را به چه نحو به خدمت گرفته اند : از طریق خریدشان در مصر یا در بازاری دیگر در پی فتوحات جنگی ؟ احتمال دارد که اکثریت عظیمی از آنان در مزارع کار می کرده اند ، ولی در قلمروهای اصیلزادگان نیز کارکنانی با حرف بسیار گوناگون مورد استفاده قرار می گرفتند . تعدادی از آنان - مانند همان افرادی که نزد زن مسپاته گمارده شده بودند ، مسلما خدمتکار خانگی بوده اند . روی هم رفته ، این برداشت غالب است که در اینجا اصطلاح گرده بیشتر اسم عام است تا اصطلاح فنی ای که امکان دهد وضعیت قضایی صاحب آن بی درنگ تعریف شود . فقط باید توجه کنیم که آنان اموال شخصی دارند ، چون نختی خور متهم شده است که آنها را تصاحب کرده است . با این همه می توان فرض کرد که آنان مردان آزاد نبودند ، بلکه افراد وابسته و یا بردگانی بودند که بر اراضی و در قلمروها در ازای اخذ جیره از مباشران کار می کردند . 

شایسته است اطلاعات دیگری را نیز مورد توجه قرار دهیم و آن اشاره به علامتی است که بر این افراد می نهادند . عجبا که از طریق قطعه ای از کوءینتوس کورسیوس روفوس است که می توان بین اسناد آرامی مصر و الواح تخت جمشید بطور غیرمستقیم پیوندی واقعی ایجاد کرد . این نویسنده (مانند دیودوروس سیسیلی) هنگام وصف ورود اسکندر در سال 331 ، شرحی را (که به نظرش بسیار تاثرآور است) به یونانیانی که به تخت جمشید تبعید شده بودند و به نوشته او در کارگاه های بردگان کار می کردند اختصاص داده است . وی نکته جالبی را به شرح خود افزوده است : 

" آنان را با حروف غیریونانی داغ کرده بودند . "

این روشی است که وجود آن در ناحیه بابل کاملا مورد تایید قرار گرفته است : مانند بردگان (شیرکو) و گله های اءنه که با علامت ستاره الهه داغ شده بودند ، بردگان خصوصی را به وفور با نام صاحبانشان داغ می کردند . یگانه متن اکدی الواح استحکامات (از الواح تخت جمشید) گواه وجود این رسم است . حتی یک سند بابلی دوران کمبوجیه گواه آن است که دست یک برده متعلق به ایتی - مردوک - بلاتو " یک نوشته به اکدی و (نوشته دیگری) به آرامی دارد . "

دو سند دیگر آرامی مصر وجوه تشابه حیرت آوری اراءه می دهند . در یک سند تقسیم اموال در میان وراث ، برده مذکری (عبد) وجود دارد ، که دست راست او با حرف دهم الفبای عبری و فنیقی و یک واژه آرامی ، که نام مالک متوفی را نشان می داد ، علامتگذاری شده است . نامه دیگری موید آنست که بر بازوی بردگان نام مالکان متوالیشان را داغ می کردند . بدین ترتیب اطلاعات اراءه شده توسط کوءینتوس کورسیوس روفوس تمامی ظواهر یک واقعیت عینی را عرضه می دارد . اما باید از این سخن نتیجه گرفت که تمام کورتش ها را علامتگذاری می کردند ؟ تصدیق چنین امری دشوار است . بنظر می رسد که قطعه ای از هرودوت متضمن آن باشد که این امر در واقع در مورد اسیران جنگی صادق بوده است : (کتاب 7 ، بند 33 : زندانیان یونانی که با نشانه های سلطنتی علامتگذاری شده بودند) . در واقع وجود بردگان به معنای اخص کلمه (فروخته شدگان ، خریداری شدگان ، داغ خوردگان) از طریق یکی از دو لوح اکدی تخت جمشید و پیش از آن ، از طریق الواح دوران کمبوجیه و بردیا ، که در متزیش (مکانی نزدیک تخت جمشید) نگارش یافته اند شناخته شده اند . اما در تمام موارد مسءله بردگان خصوصی مطرح است که باید آشکارا به نحو روشنی از کورتش های وابسته به تشکیلات اداری متمایز شوند ... "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 719 - 715


تذکر : 

1 . این مطلب ، در کتاب ، در هر پاراگراف حاوی اسناد متعدد از کتیبه های تخت جمشید و ... و کتب یونانی است . برای خلاصه شدن مطلب از ذکر آن اسناد خودداری کردیم . در صورت تمایل به دسترسی به تک تک اسناد می توانید به کتاب در آدرس اشاره شده مراجعه کنید . 

2 . این متن و اسناد آن علاوه بر تایید برده داری در عصر هخامنشی ، این باور را در ما تقویت می کند که کورتش های تخت جمشید و تحت فرمان هخامنشیان ، نوعی از بردگان بوده اند . 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (175) : برده داری در عصر هخامنشی و توسط هخامنشیان
برچسب ها : گرده ,ارشامه ,جمشید ,نامه ,آنان ,بردگان ,برده داری ,اینجا اصطلاح ,گرته برداری ,اصطلاح گرده ,کوءینتوس کورسیوس ,کوءینتوس کورسیوس روفوس

هخامنشیان (174) : 5 برابر شدن قیمت غلات به یکباره (در برهه ای از عصر هخامنشی)

:: هخامنشیان (174) : 5 برابر شدن قیمت غلات به یکباره (در برهه ای از عصر هخامنشی)

5 برابر شدن قیمت غلات به یکباره (در برهه ای از عصر هخامنشی)



هخامنشیان (بخش174)


" ... تشکیلات اداری (هخامنشی) از تمام جهت سود می برد ، چون قیمت ها را تعیین می کرد و کورتش ها (کارگران تخت جمشید) را وا می داشت (1) که اجناس مورد نیاز خود را از آن تهیه کنند . وضعیت مادی کورتش ها وقتی واقعا دشوارتر می شد که قیمت ها بالا می رفت . این وضعیتی است که در تخت جمشید بین دسامبر 467 و اوت 466 مشاهده می شود . متون تغییرات فوق العاده ی بهای غلات را نشان می دهند . قیمت غلات پنج برابر قیمت عادی می شود و پس از آن بالاتر هم می رود ؛ و فقط در اوت 466 به قیمت عادی بر می گردد . ما از شرایطی که به این وضعیت منجر شده است اطلاعی در دست نداریم . اما می دانیم که سطح زندگی کورتش ها در این دوران به دلیل انحصاری که توسط تشکیلات اداری اعمال می شد )2( ، به شدت نزول کرده بود . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 715


1 و 2 . این دو قطعه از متن ، این باور را که " کورتش ها " برده یا چیزی شبیه به برده بودند " در ذهن ما تقویت می کنند . خصوصا اینکه کورتش ها مختار نبودند از بازار آزاد ، مایحتاج موردنیاز خود را بخرند ، و مجبور بوده اند آنها را از تشکیلات اداری هخامنشی و با قیمت تعیین شده توسط آنان تامین کنند . 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (174) : 5 برابر شدن قیمت غلات به یکباره (در برهه ای از عصر هخامنشی)
برچسب ها : قیمت ,کورتش ,غلات ,برابر ,اداری ,تشکیلات ,قیمت غلات ,تشکیلات اداری ,قیمت عادی

هخامنشیان (173) : هزینه تامین آذوقه سربازان به عهده خود سربازان بود (در عصر هخامنشی)

:: هخامنشیان (173) : هزینه تامین آذوقه سربازان به عهده خود سربازان بود (در عصر هخامنشی)

هزینه تامین آذوقه سربازان به عهده خود سربازان بود (در عصر هخامنشی)


هخامنشیان (بخش173)


" ... یکی از جالبترین مثال ها ، مثال نیروهای خشثرپاون نشین در قبرس در سال 386 - 385 است : 

" اوراگوس با سفاین تندرو و متعدد خود در کمین کشتی های حمل آذوقه دشمن نشست . بعضی را غرق کرد ، راه بعضی را سد نمود و چندتایی را به چنگ آورد . بازرگان را دیگر شهامت حمل گندم به قبرس نماند . حال آنکه شمار سربازان گرد آمده در جزیره بسیار بود ، کمی بعد سپاه پارسی گرفتار قحط و غلا شد . کمبود مواد غذایی شورش در سپاه افکند . سربازان مزدور به فرماندهان خود یورش بردند و چند تایی را کشتند . تمام اردوگاه دستخوش بی نظمی و بلوا شد . فرماندهان پارسی و گلوس ، که فرمانده ناوگان بود به سختی به شورش پایان دادند . پس از آن فرماندهان با تمام ناوگان عزیمت کردند . و از کیلیکیا مقدار فراوانی آذوقه آوردند . این آذوقه وفور نعمت را به اردوگاه بازگرداند "

(دیودوروس ، کتاب 15 ، فصل 3 ، بند 1 - 3) .

در این تاریخ مانند زمان داریوش ساحل کیلیکیا پایگاه تهیه آذوقه سپاه پارس بود و بدون شک ذخایر سلطنتی گندم در آن وجود داشت . فرماندهان پارسی برای رساندن آذوقه به قبرس به آنجا رفتند . وقتی دریا آزاد بود ، تامین آذوقه به عهده امپوروی (تجار) بود . بر این مبنا می توان فرض کرد که این تجار گندم را از انبارهای سلطنتی می خریدند و آن را به سربازان با سود فراوان می فروختند . به عبارت دیگر ، در این فرض ، بخشی از مواجب سربازان از طریق فروش گندم انبارهای سلطنتی به خزانه برمی گشت . البته سربازان داریوش و خشایارشا مزدور نبودند (حقوق نمی گرفتند) و به همین دلیل ، پولی (به شکل نقره وزن شده) در اختیار نداشتند . دیدیم که سپاهگیری سلطنتی در ناحیه بابل برای خزانه شاهی هزینه ای بر نمی داشت ، چون سپاهیان تجهیزات خود و همراهانشان را راسا تهیه می کردند و می بایست آذوقه ی چندین روزشان را با خود بیاورند . غیرعادی نیست اگر جابجایی واحدها سبب تشکیل بازارهایی شود که سازمان اداری (هخامنشی) در آنها مازاد محصول خود را به سربازانش عرضه کند . 

وانگهی عملکرد نظام ایجاد شده برای تامین آذوقه ی نیروی کاری که برای حفر ترعه آتوس کار می کرد نیز چنین بود . این نیروی کار از قشون های اقوام تابع و گروه های کوچک جمع آوری شده در دولتشهرهای یونانی منطقه تشکیل می شد : 

" در آنجا چمنزاری است که برای کارگران در آن بازار و انبار فروش یافت می شد ؛ از آسیا برای آنها مقادیر فراوانی آرد می آوردند . "

بنابراین خرید جیره توسط کارگران محرز بنظر می رسد . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 713 - 712


توضیح : همانطور که قبلا از کتاب نقل کردیم ، سربازان بطور منظم توسط حکومت هخامنشی برای تجاوز به سرزمینهای دیگر احضار می شدند و موظف بودند که در جنگ های مداوم و متعدد ترتیب یافته توسط هخامنشیان شرکت کنند . هزینه خورد و خوراک و اسلحه آنها هم با خودشان بود . در واقع ، آنها برای طمع و خوشگذرانی هخامنشیان ، موظف بودند هم از جان ، هم از وقت ، هم از مال و هم از عمر خود بگذرند . 

آیا این ، جز بردگی است ؟


مطالب مرتبط : 


خرج سرباز و سلاحش با خودش :

 https://goo.gl/wEo80n 

در حکومت هخامنشی ، همه سربازان و سرکردگان ، حکم برده داشتند :

 https://goo.gl/URT7jF 

هخامنشیان ، کسانی که به خدمت یا جنگ نمی رفتند اعدام می کردند :

 https://goo.gl/mZRKX2 

دو نیم کردن شخص بی گناهی که پدرش از شاه هخامنشی خواست از خدمت معافش کند :

 https://goo.gl/QiRnY3 

کشتن نزدیکان به بهانه های واهی توسط هخامنشیان :

 https://goo.gl/6DMXCp 

بردگی گسترده مردم در حکومت هخامنشی : " بیگاری کشیدن از مردم ، روال جاری هخامنشیان " :

 https://goo.gl/4zJZ1M 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (173) : هزینه تامین آذوقه سربازان به عهده خود سربازان بود (در عصر هخامنشی)
برچسب ها : سربازان ,آذوقه ,هخاان , https ,سلطنتی ,گندم ,تامین آذوقه ,توسط هخاان ,هخاان  https ,موظف بودند ,فرماندهان پارسی ,تامین آذوقه سربازان ,هزینه تامین آذو

هخامنشیان (172) : غارتگری هخامنشیان

:: هخامنشیان (172) : غارتگری هخامنشیان

غارتگری هخامنشیان 


هخامنشیان (بخش172)


" ... از طریق مثال های متعددی می دانیم که سپاه در عهد باستان از جمله سپاه هخامنشی ، بخشی به نام بخش تدارکات نداشته است و سربازان اغلب اوقات یا از طریق غارت یا خرید آذوقه از مردم محل غذای خود را تامین می کردند . سربازان مزدور کوروش صغیر نیز چنین ارتزاق می کردند . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 712


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (172) : غارتگری هخامنشیان
برچسب ها : هخاان

هخامنشیان (171) : وضع فقیرانه مردم در عصر هخامنشی (مردم هرگز برای هخامنشیان در اولویت نبوده اند)

:: هخامنشیان (171) : وضع فقیرانه مردم در عصر هخامنشی (مردم هرگز برای هخامنشیان در اولویت نبوده اند)

کشاورز ، مجبور به وام گرفتن بذر ! (اشاره ای به وضع فقیرانه برخی مردم در دوره هخامنشی)


هخامنشیان (بخش171)


" کوروش (تعدادی از) پارسیانی را که زندگی فقیرانه و سختی داشتند برای این کار (نیزه اندازی) برگزید . گزنفون آنان را آءوتوگوری خوانده است ، یعنی کشاورزان خرده پایی که مستقیما زمین را کشت می کنند . این اصطلاحی است که الیانوس نیز آن را به کار برده است . اینان که گاه به نام خوانده شده اند روستاییانی اند که بر زمین ها ، باغ ها  و مزارع خود سخت کار می کنند . آنان دامداری (گاو و گوسفند) می کنند ، گندم می کارند و درخت مو و میوه پرورش می دهند ، صیفی عمل می آورند . فراولاس گزنفون آشکارا از همین طبقه اجتماعی برخاسته است : پدرش روستایی فقیری بود که در دوره سخت بین دو کشت ناگزیر بود بذر « به وام » بگیرد . 

... از طریق الیانوس می دانیم که کشاورزان خرده پای پارسی ، وقتی شاه بزرگ از پارس عبور می کرده است ، ناگزیر به تقدیم هدایا بوده اند . (1) "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 692 - 691


1 . با مطالعه تواریخ متوجه اوضاع بسیار بدتر بسیاری از مردم در عصر هخامنشی می شویم . اما فعلا بعنوان یک نمونه ی دم دست ، این مطلب را ذکر کردیم . 

برای کسب اطلاع از نمونه های فراوان دیگر می توانید به کتب تاریخی مربوط به آن دوره مراجعه کنید . البته ما هم تلاش می کنیم گاهی به نمونه های دیگر ، در

baastan.blog.ir

تحت موضوع " مطالب اختصاصی با موضوع کوروش ، داریوش و هخامنشیان " اشاره کنیم .

در عین حال ، اسناد بسیار فراوانی در باب اشرافیگری بی حد و حصر هخامنشیان و خاندان و درباریان و اطرافیانشان وجود دارد که مثلا با مطالعه کتاب " امپراتوری هخامنشی " اثر پیر برایان ، به بخشی از آن اسناد دسترسی پیدا می کنیم . مجموعه این دو دسته اسناد نشان از آن دارد که هخامنشیان ، هرگز اولویتشان مردم نبوده است ؛ بلکه خود و خاندان و درباریان بوده اند . 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (171) : وضع فقیرانه مردم در عصر هخامنشی (مردم هرگز برای هخامنشیان در اولویت نبوده اند)
برچسب ها : هخاان ,مردم ,اسناد ,کنیم ,فقیرانه ,دوره ,کشاورزان خرده

هخامنشیان (170) : برده داری در عصر هخامنشی ( ایران باستان ) و توسط هخامنشیان [مطلب جدید]

:: هخامنشیان (170) : برده داری در عصر هخامنشی ( ایران باستان ) و توسط هخامنشیان [مطلب جدید]

برده داری در عصر هخامنشی (ایران باستان) 


هخامنشیان (بخش170)


" دیدیم که در زمان سلطنت کمبوجیه معامله گران برای وام گرفتن به متزیش (مکانی نزدیک تخت جمشید) می آمدند و در آنجا برده خرید و فروش می کردند (1) لوح اکدی استحکامات (از الواح تخت جمشید) کاملا موید این امر است . این لوح که در پارس نگارش یافته است ، بر حسب مدل بابلی سنتی انشا شده است و عناوین داریوش در آن بابلی است :" داریوش شاه بابل ، شاه سرزمین ها" . این لوح گواه آنست که بابلیان تخت جمشید همگونی قومی - فرهنگی خود را حفظ کرده بودند . باز شایسته است تاکید کنیم که بابلیانی که در الواح اکدی به صحنه آورده شده اند ، کارگران تشکیلات اداری نیستند ؛ مردان آزادند . بعضی از آنان احتمالا برای دنبال کردن معاملات خود بطور دایم در آنجا مستقر شده اند . دیگران برای انجام معاملات از بابل به پارس رفت و آمد می کنند ، همانطور که به اکباتان یا شوش نیز می روند . 

این سخن بی شک در مورد اکثریت عظیم گروه های کورتش صدق نمی کند . برخلاف بعضی از جماعات یونانی " طرفدار ماد " ، لوکیها ، کاپادوکیها و اهالی شام به خواست خود به پارس نیامده اند . آنان در پارس و در چارچوب نظامی که آزادی فردی و جمعی آنان را نفی می کند ، آشکارا فاقد هر نوع خودمختاری اند . اصطلاح های بکار برده شده توسط تشکیلات اداری هخامنشیان (در الواح تخت جمشید) ، نگاه پارسیان به آنان را کاملا افشا می کند : گروه های کورتش نیروی کار نامتمایزی را تشکیل می دهند که سازمان اداری قصد کار کشیدن از آنان را بطور بی حد و حصر دارد . روی هم رفته ، در اینجا با موقعیتی مواجه هستیم که به بردگی نزدیکتر است تا به وابستگی کشاورزی ای از نوع " هیلوس وار " که نظامی است که در آن روستاییان بومی (laoi کتیبه های دوران یونانی مآبی) همچنان در دهکده های خود بسر می برند ، با خانواده ی خود زندگی می کنند و اموال خاص خود را دارند . 


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 686


1 . مطالب مرتبط :

 https://goo.gl/9Tetn1 

 https://goo.gl/0N5tDH 

 https://goo.gl/cCWG9u 

 https://goo.gl/dMKQMB 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (170) : برده داری در عصر هخامنشی ( ایران باستان ) و توسط هخامنشیان [مطلب جدید]
برچسب ها : آنان , https ,پارس ,جمشید ,هخاان ,برده ,تشکیلات اداری ,ایران باستان ,برده داری

هخامنشیان (169) : آیا ایرانیان همیشه یکتاپرست ( موحد ) بوده اند ؟ آیا مشرک یا بت پرست نبوده اند ؟

:: هخامنشیان (169) : آیا ایرانیان همیشه یکتاپرست ( موحد ) بوده اند ؟ آیا مشرک یا بت پرست نبوده اند ؟

بت پرستی و شرک در عصر هخامنشیان (ایران باستان) ؛ و ترویج ادیان شرک آمیز با کمک -بودجه تخصیص داده شده توسط- هخامنشیان


هخامنشیان (بخش169)


" ... بررسی مجموعه های الواح (تخت جمشید) اختصاص یافته به جیره های داده شده به دینیاران و آیین های پرستش نشان می دهند که پارسیان اجازه می دادند که آیین های پرستش دیگری بجز آیین های پرستش خودشان بسط یابد - هر چند که نسبت خدایان پارسی بسیار بالاست . دینیاران خدایان عیلامی یا خدایان بابلی نیز جیره هایی دریافت می کنند . گاه جیره هایی " برای خدایان " داده می شود ، بی آنکه نام این خدایان صراحتا قید شود . در بیشتر موارد ، فرآورده ها به چندین خدا اختصاص یافته اند . کم نیست مواردی که جیره ها مشترکا در میان دینیاران خدایان ایرانی و غیر ایرانی توزیع شده است . به نظر می رسد که این امر مبین آن باشد که در بعضی نقاط پرستشگاه های هر دو گروه خدایان وجود داشته است . 

آیین های پرستش به افتخار خدایان عیلامی در بخش های جغرافیایی متعدد دیده می شود . البته این امر به دلیل قدمت جمعیت عیلامی در انشان و فعالیت دبیران در دیوانسراها به سهولت قابل درک است . منطقه شمال غربی ، همانطور که کاربرد ماه های عیلامی برای تاریخ گذاری اسناد موید آنست ، حیطه واقعی عیلام به شمار می آید . در این منطقه طبعا وجود آیین های پرستش عیلامی کاملا مورد تایید قرار گرفته است . توزیع خدایان بابلی بطور محسوس همین طرح را دنبال می کند ، با این تفاوت که پرستش این خدایان به فراوانی خدایان عیلامی مورد تایید قرار نگرفته است . معمولا می پذیرند که این اسناد بار دیگر روشنگر چیزی است که شایسته است آن را سیاست مذهبی هخامنشیان بنامیم و متوجه آن است که به اعتقادات مذهبی رعایا آسیبی وارد نیاورد . 

... بیش از 120 لوح استحکامات - از الواح تخت جمشید - (که در حال حاضر منتشر شده است) به کاهنان ، خدایان و آیین های پرستش مربوط می شوند . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 685 - 684


توضیح : 

1 . در درجه اول چیزی که مشخص است اینست که چند خدا پرستی - شرک - در عصر هخامنشی (ایران باستان) امری رایج بوده است . 

2 . نکته بعد که مشخص است اینست که حداقل در برخی موارد ، منظور از " خدایان " ، بتها است ؛ مخصوصا آنجا که حرف از " توزیع خدایان " می زند . 

3 . حکومت هخامنشی به دینیاران و معابد ادیان مختلف - که بسیاریشان چندخداپرست و بت پرست بودند - جیره اختصاص می داده . بنابراین به ادیان شرک آمیز و خصوصا بت پرستی کمک می کرده تا دین شرک آمیزشان را تبلیغ کنند و مردم بیشتری را بت پرست ، مشرک و گمراه کنند . یعنی کمک به ترویج بت پرستی و شرک ؛ که این صراحتا نشان می دهد هخامنشیان دشمن خدا بوده اند ، چرا که ترویج شرک و بت پرستی یعنی مقابله با یکتاپرستی . یعنی کمک به جبهه ی مقابل یکتاپرستی . یعنی خلاف عمل پیامبران خدا (فرستاده های خدا) عمل کردن . در واقع ، هخامنشیان در جبهه ی مقابل خدا و پیامبرانش قرار دارند . 

4 . با توجه به جملات آخر متن و به اذعان و ادعای کوروش پرستان و باستانگرایان ، هخامنشیان ، مردم را در انتخاب نوع دینشان آزاد می گذاشتند . پس چرا این کوروش پرستان و باستانگرایان ، به تاسی از خدایانشان - کوروش و هخامنشیان - ، مسلمانان را در اعتقادات خود ، آزاد نمی گذارند ؟ چرا دایما در حال شبهه پراکنی ، توهین ، فحاشی و حمله به اسلام و مسلمین در فضای مجازی و جامعه هستند ؟ کوروش پرستان و باستانگرایان ، چگونه اینهمه نفاق و دوگانگی را در قلب خود جا داده اند ؟!

5 . این متن و اسناد متعدد دیگری که آوردیم و نیاوردیم - منجمله اسناد تخت جمشید که اینجا هم به محتوای برخیشان اشاره کردیم - نشان می دهد ادعای موحد بودن ایرانیان باستان ، خرافه ای بیش نیست . حرف هایی چون " ایرانیان همیشه یکتاپرست بوده اند " یا " ایرانیان هرگز بت پرست (یا مشرک) نبوده اند " صرفا ادعاهایی بی سند و پوشالی از جانب باستانگرایان و کوروش پرستان است ؛ که البته هدفشان هم از این دروغ پراکنی ها - طبق معمول - مشخص است : مقابله با اسلام . 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (169) : آیا ایرانیان همیشه یکتاپرست ( موحد ) بوده اند ؟ آیا مشرک یا بت پرست نبوده اند ؟
برچسب ها : خدایان ,هخاان ,پرستش ,آیین ,عیلامی ,کوروش ,کوروش پرستان ,خدایان عیلامی ,توزیع خدایان ,یکتاپرستی یعنی ,همیشه یکتاپرست ,ایرانیان همیشه یکتاپرست

هخامنشیان (168) : برده داری در عصر هخامنشی و توسط هخامنشیان ؛ و اخته کردن خیل جوانان بی گناه

:: هخامنشیان (168) : برده داری در عصر هخامنشی و توسط هخامنشیان ؛ و اخته کردن خیل جوانان بی گناه

برده داری در عصر هخامنشی،

و توسط هخامنشیان ؛

اخته کردن خیل جوانان بی گناه 


هخامنشیان (بخش168)


" ... کمبود کلی جوانان (اعم از مذکر و مونث) - در بین کورتش های الواح تخت جمشید - این فرض را طرح می کند که بخشی از آنان ممکن بود به دربار فرستاده، و کنیز و غلام درباری شوند - مانند کولخیسیان ، اتیوپیان و  بابلیان ، که همه ساله بایست به ترتیب 100 پسر و 100 دختر جوان ، 500 پسر جوان و 500 جوان خصی شده (=اخته شده) برای شاه بفرستند 

(هرودوت ، کتاب 3 ، بند 97 ؛ کتاب 3 ، بند 92) .

شکی نیست که در دربار هخامنشی برای انجام خدمات مختلف شمار فراوانی کنیز و غلام به کار گرفته می شدند . وانگهی گروه بردگان سلطنتی (ارد - شروتو) از طریق متون بابلی کاملا شناخته شده است که در آنها مثلا به یکی از بردگان کمبوجیه (پیش از جلوسش به تخت سلطنت) اشاره شده است . طبقه بردگان کاخ نشین (ارد - کلی) را نیز می شناسیم . وانگهی الواح اکدی استحکامات (تخت جمشید) ماده ای دارد که بر مبنای آن فروشنده گواهی می کند که برده ای که به فروش نهاده شده است ، نه برده شاه است و نه شهروند آزاد و خادم خاص معبد . قرار دادن این ماده در این نوع معاملات متداول است ، اما از آن جهت که در پارس نگارش یافته است ، برجستگی خاصی دارد . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 684 - 683


#برده_داری_در_عصر_هخامنشی

#برده_داری_توسط_هخامنشیان

#اخته_کردن_جوانان

#جنایات_هخامنشیان


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (168) : برده داری در عصر هخامنشی و توسط هخامنشیان ؛ و اخته کردن خیل جوانان بی گناه
برچسب ها : برده ,هخاان ,جوانان ,اخته ,داری ,بردگان ,برده داری ,توسط هخاان

هخامنشیان (167) : بردگی توسط هخامنشیان ، و برده سازی توسط آنان ( کورتش تخت جمشید معنایش برده است )

:: هخامنشیان (167) : بردگی توسط هخامنشیان ، و برده سازی توسط آنان ( کورتش تخت جمشید معنایش برده است )

بردگی در عصر هخامنشیان ؛ 

و برده سازی توسط آنان


هخامنشیان (بخش167)


" ... اسناد (تخت جمشید) گواه آن است که بخشی از کورتش های فارس فقط از طریق باز تولید داخلی تامین می شدند ، چون نمی توان شک کرد که موقعیت اجتماعی مادر به فرزند منتقل می شد . متاسفانه ما درباره پدر این نوزادان چیزی نمی دانیم . قومیت مادران به ندرت مشخص شده است : تراکی در یک مورد ، ایونی در یک مورد دیگر . اما آیا پدران هم تراکی یا ایونی بودند ؟ اگر به مورد چوپان لوکیایی که اسکندر را تا دربندهای پارس راهنمایی کرد ، برگردیم ، باید بگوییم که پلوتارک تصریح کرده است " که او پدری لوکیایی و مادری پارسی داشت " . 

چنین است وضع کورتش هایی که در این تاریخ در ارگاستول (1) های تخت جمشید کار می کردند . چون نمایندگانشان به زنانی اشاره می کنند که از سر تصادف و ضرورت تسلیم شدند " . و به آنان فرزندانی دادند " که بردگی آنها را ناگزیر به قبول این فرزندان کرده است " 

(کوءینتوس کورسیوس روفوس ، کتاب 5 ، فصل 5 ، بند 15 ، 20) .

... وقایعنامه بابلی مربوط به تصرف صیدا به دست اردشیر سوم و متون یونانی نشان می دهند که گروه های تبعیدی شامل زن و مرد ، هر دو ، بودند . "(2)


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 681


1 . ارگاستول ، لفظی رومی : در روم باستان بناهای اغلب زیرزمینی که بردگانی که دوره مجازات خود را می گذراندند و محکومان به اعمال شاقه در آن محبوس بودند . 

2 . آنچه من از کل این متن ، و خصوصا اواخر آن می فهمم اینست که کورتش ها -کارگران تحت فرمان هخامنشیان در الواح تخت جمشید - به احتمال زیاد ، تمام یا برخیشان برده بودند . یعنی هخامنشیان آنها را برده کرده بودند . بسیاری از آنها - یا شاید همه شان - در حین تجاوز هخامنشیان به شهرها اسیر شده ، و هخامنشیان به عنوان تبعیدی ، آنها را برده کرده و از آنها بیگاری می کشیدند . 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (167) : بردگی توسط هخامنشیان ، و برده سازی توسط آنان ( کورتش تخت جمشید معنایش برده است )
برچسب ها : هخاان ,برده ,بودند ,کرده ,کورتش ,جمشید ,برده کرده ,توسط آنان ,سازی توسط ,برده سازی

هخامنشیان (166) : تبعیض جنسیتی در عصر هخامنشی و توسط هخامنشیان

:: هخامنشیان (166) : تبعیض جنسیتی در عصر هخامنشی و توسط هخامنشیان

تبعیض جنسیتی در عصر هخامنشی (و توسط آنان)


هخامنشیان (بخش166)


با مطالعه تواریخ و بررسی کتیبه های هخامنشی ، به اسناد فراوانی در اثبات تبعیض جنسیتی در آن زمان بر می خوریم . به عنوان نمونه ، یکی از آن موارد (با استناد به کتیبه های هخامنشی) :

" (در میان کورتش ها-کارگران تحت فرمان هخامنشیان-) زنانی که فرزندی به دنیا می آورند تا مدتی در میان کسانی قرار دارند که جیره های خاص به آنان تعلق می گیرد . هر چند وجه تسمیه کورتش همواره به دقت مشخص نشده است ، اما شکی نیست که این زنان کارگرند که تخصصشان گاه تعیین شده است ؛ مثلا زنان بافنده . در برخی موارد نام این زنان قید شده است . آنان بطور کلی شراب و آبجو و آرد دریافت می کنند . جیره در صورتی که نوزاد پسر باشد دو برابر است ؛ مثلا 10 لیتر شراب یا آبجو به یک پسر و 5 لیتر به یک دختر تعلق می گیرد ؛ 11 کیلوگرم غله به یک پسر ، 5/5 کیلوگرم به یک دختر تعلق می گیرد ... "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 680


#تبعیض_جنسیتی_در_هخامنشی

#تبعیض_جنسیتی_در_ایران_باستان

#شرابخواری_در_ایران_باستان

#شرابخواری_در_عصر_هخامنشی

#نجسخواری_در_عصر_هخامنشی

#ارزش_یک_دختر_نصف_پسر_در_ایران_باستان؟

#جیره_دختر_نصف_پسر_در_ایران_باستان

#جیره_دختر_نصف_پسر_در_عصر_هخامنشی


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (166) : تبعیض جنسیتی در عصر هخامنشی و توسط هخامنشیان
برچسب ها : دختر ,تبعیض ,جیره ,هخاان ,باستان ,آنان ,ایران باستان ,جیره دختر ,باستان شرابخواری ,دختر تعلق ,ایران باستان شرابخواری

هخامنشیان (165) : درباره کورتش ها ( در الواح هخامنشی ) بیشتر بدانیم

:: هخامنشیان (165) : درباره کورتش ها ( در الواح هخامنشی ) بیشتر بدانیم

درباره کورتش ها (در الواح هخامنشی) بیشتر بدانیم


هخامنشیان (بخش165)


" در بخش بسیار مهمی از الواح به جیره های تادیه شده به کورتش ها اشاره شده است . در اسناد تخت جمشید ، اصطلاح عیلامی کورتش به طور عام به کارگرانی اطلاق می شود که در مزارع و کارگاه های تشکیلات اداری یا حتی در کارگاه های ساختمانی تخت جمشید کار می کنند . تخصص آنان در اکثر موارد قید نشده است . آنان اغلب کورتش نامیده شده اند و جیره هایی از این محل یا از آن خزانه (کورتش کپنوشکیپ) دریافت می کنند . وانگهی بسیاری از اصطلاح های فنی حرفه ای درک نشده است . از این رو بعضی از فهرست ها بکلی بدون توضیح مانده است . 

در الواح خزانه ، کورتش ها اساسا کارگران متخصص در کارهای ساختمانی و تزییناتی اند . آنان را اغلب " کورتش - صنعتگر جیره گیر در تخت جمشید " نامیده اند . اصطلاح عیلامی مریپ (صنعتگر) به احتمال قریب به یقین با کرنووکه پارسی تطبیق می کند . نامی که بر آنان می گذارند ، ممکن است کاملا یکسان باشد ، مانند 1149 مردی که صنعتگران حرف مختلف یا کارگران همه کاره اند . تخصص آنان گاه بطور دقیق مشخص شده است : آنان بر سنگ کار می کنند ، نقش برجسته های چوبی می سازند ، به اتمام تالار پرستون کمک می کنند ، و زرگر یا ریخته گرند . مجموع الواح خزانه موید تداوم کارهای تزیینی و پرداخت کاری های مستمر در تخت جمشید ، به ویژه در تمام طول سلطنت خشایارشاست . در الواح استحکامات نه به تواتر الواح خزانه صنعتگرانی (مریپ) که در تخت جمشید کار می کنند قید شده اند . از سال 507 تا 500 در شماری از الواح حمل غلات ، آرد و شراب برای تادیه جیره صنعتگران ثبت شده است . توزیع کننده ی این جیره ها شخصی است به نام ابتیه . منشا قومی آنان فقط یک بار قید شده است . و تخصص فنی آنان نیز بندرت آمده است : پیکره سازان بر سنگ ، زرگران ، منبت کاران . در یک توضیح آرامی به کاریها اشاره شده است . این توضیح ما را به یاد مخططات یونانی یافت شده در یک معدن سنگی نزدیک تخت جمشید می اندازد . یکی از آنها به نام پوتارکوس و دیگری به نام نیکیاس حک شده است . از آن گذشته هاون ها و دسته هاون های تخت جمشید نشان می دهند که در زمان خشایارشا و اردشیر اول از کورتش ها در کارگاه های دژ برای ساخت اشیایی که ظاهرا برای سفره سلطنتی تهیه می شد استفاده می کردند . 

اما تمام صنعتگران در تخت جمشید متمرکز نبودند . خزانه دار تخت جمشید به کورتش هایی که در نیریز زره تولید می کنند یا در فسا یا در شیراز کار می کنند دستمزد می دهد . خزانه هایی که در سراسر کشور پخش بودند ، مانند خزانه تخت جمشید ، گروه های تقریبا مهم " کارگران خزانه " (کورتش کپنوشکیپ) را در بر می گرفتند . در این خزانه ها تنوع فراوان حرف حاکم بود : بناها در اورندوش ، آهنگران ساردیسی در کوره یا حتی زرگران در هیدالی . در میان گروه هایی که به بهترین وجه متمایز شده اند ، نخست باید به کورتش هایی اشاره کرد که پوست های تحویل شده توسط تشکیلات اداری را برای استفاده در دیوانسراها و دفاتر مالی آماده می کردند . از آن گذشته در 23 متن که از کاوش های مختلف بدست آمده است به گروه های پشپ اشاره شده است . این گروه ها به ویژه از زنان تشکیل شده اند . اینان (احتمالا) بافندگان (زن) هستند که پشم می ریسند و انواع جامه ها را تهیه می کنند . 

در سال 497 به دستور ابتیه ، یک گروه مرکب از 31 کورتش خزانه نیریز به تخت جمشید آمدند که در آن به عنوان بنا کار کنند . آنان الزاما متخصص بنایی نبودند . ممکن است که آنان را به عنوان کارگر غیرمتخصص آورده باشند و به عنوان عمله در گروه هایی که به کارهای بنایی اشتغال دارند ، به کار گمارده باشند . در هر حال چنین می نماید که گروه های کارگران به طور متناوب به تبع نیازها از جایی به جایی برده می شدند . در مجموعه  Q (جیره ی سفر) وجود چنین حرکت هایی به وفور مورد تایید قرار می گیرد : از شوش به تخت جمشید ، از شوش به مکن ، از تخت جمشید به شوش ، از رکن به تموخن و غیره . در الواح خزانه نیز به این امر اشاره شده است : 

در پایان سلطنت داریوش کارگران ساختمانی را از مصر آوردند و برای ساخت کاخ در نوپیس تش به کار گماردند ؛ در سال 462 - 461 ، یک سنگتراش بسیار ماهر از شوش به تخت جمشید احضار شد . گروه هایی که این چنین جابجا می شدند ممکن بود متعدد باشند : 547 مصری از شوش به تخت جمشید ، 108 کاپادوکیایی از تخت جمشید به عیلام ، 1500 مرد از تخت جمشید به شوش ، 150 تراکیایی ، 980 کاپادوکیایی و 330 لوکیایی از یک محل فارس به محل دیگری در آن و غیره . 

وانگهی تحول شمار کورتش ها در یک محل حاکی از وجود این روش است . چون دستورات مربوط به توزیع جیره ها امکان سرشماری تعداد کورتش ها را در سال های مختلف می دهد . می بینیم که بعضی از خزانه ها ، فقط گروه های کوچکی از کورتش ها دارند که بطور دایم به آنها وابسته اند ؛ نظیر هیرن (جز در سال 498 : 88 کورتش) ، کورپون یا حتی پاسارگاد . در عوض در متزیش ، جیره ها در میان 259 کارگر در سال 506 ، 694 کارگر در سال 499 ، 702 کارگر در سال 498 و 677 کارگر در سال 497 توزیع شده اند . در اورندوش ارقام عبارت است از 15 کارگر در سال 503 ، 544 کارگر در سال 502 و متوسطی بیش از 200 کارگر تا سال 497 . 

تغییرات گاه بسیار شدید است : در پرمیزن ، که در آن پیوسته گروه های کوچک وجود دارد (5 در سال 505 و 6 در سال 501) ، در یک سال معین (508؟) شمار کورتش ها به 527 تن می رسد . البته ارقام نباید بازتاب دقیق واقعیت تلقی شوند ، زیرا ما جز بایگانی ناقصی که به ویژه درباره اهمیت شمار صنعتگرانی که در تخت جمشید کار می کنند ، ساکت است ، چیزی در اختیار نداریم . با این همه این بایگانی ایده ای کلی از سلسله مراتب خزانه ها و جابجایی نیروی کار از محلی به محلی دیگر به دست می دهد . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 673 - 671


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (165) : درباره کورتش ها ( در الواح هخامنشی ) بیشتر بدانیم
برچسب ها : جمشید ,کورتش ,خزانه ,آنان ,گروه ,الواح ,الواح خزانه ,گروه هایی ,شمار کورتش ,برای ساخت ,کورتش هایی ,خزانه کورتش کپنوشکیپ

هخامنشیان (164) : غارت معابد و صنعتگران مصری توسط کمبوجیه (جانشین کوروش) هخامنشی

:: هخامنشیان (164) : غارت معابد و صنعتگران مصری توسط کمبوجیه (جانشین کوروش) هخامنشی

غارت معابد و صنعتگران مصری توسط کمبوجیه


هخامنشیان (بخش164)


" ... کمبوجیه (در حمله به مصر) ...  که از غارت معابد مصری راضی نشده بود صنعتگران مصری را برای احداث کاخ های ... مشهور تخت جمشید ، شوش و ماد با خود ببرد . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 679


#غارتگری_هخامنشیان


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (164) : غارت معابد و صنعتگران مصری توسط کمبوجیه (جانشین کوروش) هخامنشی
برچسب ها : مصری ,کمبوجیه ,هخاان ,صنعتگران ,معابد ,غارت ,غارت معابد ,صنعتگران مصری ,توسط کمبوجیه ,مصری توسط

هخامنشیان (163) : برده سازی توسط هخامنشیان (کورتش در بسیاری یا همه موقع به معنای برده است)

:: هخامنشیان (163) : برده سازی توسط هخامنشیان (کورتش در بسیاری یا همه موقع به معنای برده است)

برده سازی توسط هخامنشیان


هخامنشیان (بخش163)


" اسکندر در سال 331 ، پس از ورود به پارس با یونانیان تبعید شده به پارس و نیز با چوپانی کاریایی ، که به او اظهار داشت که پس از شکست به این وضعیت افتاده است ، ملاقات کرد . این مورد بی درنگ ما را به یاد آن کورتش های چوپانی می اندازد که از طریق الواح آنان را می شناسیم . همچنین است وضع یونانیان تخت جمشید که توسط شاهان پیشین پارس از سرزمینشان تبعید شده بودند ؛ و به اسکندر شکایت بردند که پس از آنکه بدست صاحبانشان ناقص العضو شدند ، به کار در سیاه چاله های بردگان ، ملزم گشتند . (1)"


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 679 - 678


1 . وقتی حرف از " صاحبان"شان می زنند یعنی اینکه برده شده بودند (توسط هخامنشیان) .

البته در ادامه جمله ، برده بودنشان بیشتر محرز می شود : " به کار در سیاه چاله های بردگان ملزم گشتند " .

 

#جنایات_هخامنشیان

#ناقص_العضو_کردن_مردم

#برده_کردن_مردم

#برده_داری_در_عصر_هخامنشی

#برده_داری_توسط_هخامنشیان

#برده_سازی_توسط_هخامنشیان


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (163) : برده سازی توسط هخامنشیان (کورتش در بسیاری یا همه موقع به معنای برده است)
برچسب ها : برده ,هخاان ,پارس ,سازی ,توسط هخاان ,برده سازی ,سازی توسط ,برده داری ,مردم برده

هخامنشیان (162) : هخامنشیان مردم سرزمین های غصب شده را ناقص العضو کردند

:: هخامنشیان (162) : هخامنشیان مردم سرزمین های غصب شده را ناقص العضو کردند

هخامنشیان ، مردم سرزمینهای غصب شده را ناقص العضو کردند


هخامنشیان (بخش162)


" اسکندر در سال 331 ، پس از ورود به پارس با یونانیان تبعید شده به پارس و نیز با چوپانی کاریایی ، که به او اظهار داشت که پس از شکست به این وضعیت افتاده است ، ملاقات کرد . این مورد بی درنگ ما را به یاد آن کورتش های چوپانی می اندازد که از طریق الواح آنان را می شناسیم . همچنین است وضع یونانیان تخت جمشید که توسط شاهان پیشین پارس از سرزمینشان تبعید شده بودند ؛ و به اسکندر شکایت بردند که پس از آنکه بدست صاحبانشان ناقص العضو شدند ، به کار در سیاه چاله های بردگان ، ملزم گشتند . (1) "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 679 - 678


1 . وقتی حرف از " صاحبان"شان می زنند یعنی اینکه برده شده بودند ؛ توسط (هخامنشیان) .

البته در ادامه جمله ، برده بودنشان بیشتر محرز می شود : " به کار در سیاه چاله های بردگان ملزم گشتند " .

 

#جنایات_هخامنشیان

#ناقص_العضو_کردن_مردم

#برده_کردن_مردم

#برده_داری_در_عصر_هخامنشی

#برده_داری_توسط_هخامنشیان

#برده_سازی_توسط_هخامنشیان


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (162) : هخامنشیان مردم سرزمین های غصب شده را ناقص العضو کردند
برچسب ها : هخاان ,برده ,العضو ,ناقص ,مردم ,پارس ,ناقص العضو ,توسط هخاان ,برده داری ,مردم برده ,ملزم گشتند

هخامنشیان (161) : هخامنشیان پس از تجاوز به شهر صیدا ، آن را ویران کرده ، زنان و مردانش را اسیر کردند

:: هخامنشیان (161) : هخامنشیان پس از تجاوز به شهر صیدا ، آن را ویران کرده ، زنان و مردانش را اسیر کردند

هخامنشیان ، پس از تجاوز به شهر صیدا، آنرا ویران کرده ، زنان و مردانش را به اسارت گرفتند 


هخامنشیان (بخش161)


" پس از شکست صیدا و ویران شدن آن در سال 345 - 344 به دست اردشیر سوم ، زنان و مردان این دولتشهر را به اسارت به بابل آوردند . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 678


#جنایات_هخامنشیان

#ویران_کردن_شهرها

#اسیر_کردن_زنان_و_مردان


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (161) : هخامنشیان پس از تجاوز به شهر صیدا ، آن را ویران کرده ، زنان و مردانش را اسیر کردند
برچسب ها : هخاان ,زنان ,ویران ,ویران کرده

هخامنشیان (160) : تبعید و اخراج مردم سرزمینها از وطنشان ، پس از غصب سرزمینشان توسط هخامنشیان

:: هخامنشیان (160) : تبعید و اخراج مردم سرزمینها از وطنشان ، پس از غصب سرزمینشان توسط هخامنشیان

تبعید و اخراج مردم سرزمینها از وطن خودشان ، پس از غصب سرزمینشان توسط هخامنشیان


هخامنشیان (160)


" ... نخستین چیزی که (پس از بررسی کتیبه های تخت جمشید) جلب نظر می کند اینست که در میان کورتش ها (کارگران) نمونه ای از تقریبا تمام اقوام شاهنشاهی ، از جمله پارسیان به تعداد ظاهرا محدود وجود دارد . در میان آنان باکتری ها ، سغدی ها ، بابلی ها ، آشوری ها ، عیلامی ها ، عرب ها ، شامی ها ، مصری ها ، لوکی ها ، کاری ها ، ایونی ها ، ساردیسی ها ، کاپادوکی ها ، تراکی ها یافت می شوند ... 

این کارگران به چه عنوان به پارس آمده یا به آنجا هدایت شده بودند ؟ ... اسناد موید وجود سیاست تبعید اقوام شکست خورده است ...

پس از شکست صیدا و ویران شدن آن در سال 345 - 344 به دست اردشیر سوم ، زنان و مردان این دولتشهر را به اسارت به بابل آوردند ... 

در متون کلاسیک اغلب به این روش اشاره شده است . سرداران پارسی گاه آن را چون تهدیدی نهایی به کار می بردند . حکم تبعید درباره اقوام زیر اجرا شد : میلتوسی ها ، پایونیهای تراکیا ، برقه ایها ، اهالی ارتریا ، و بویوتیاییها و کاریها ، بدون احتساب برانخیدیان میلتوس که در ارابه های خشایارشا از میلتوس گریختند و در باکتریا مستقر شدند . در هیچ سندی ، پارس به مثابه مکان تبعید صراحتا قید نشده است . در این اسناد بیشتر جاهایی که یونانیان عمدا آنها را منتهاالیه شاهنشاهی می خوانند ، چون باکتریا ، ناحیه بابل ، عیلام ، همچنین جزایر خلیج فارس ، چون مکان های عادی تبعید ، چه برای پارسیان خیانتکار و چه مردم شکست خورده قید شده است . اما شکی وجود ندارد که اسیران جنگی را می توانستند در فارس جای دهند . اسکندر در سال 331 ، پس از ورود به پارس با یونانیان تبعید شده به پارس و نیز با چوپانی کاریایی ، که به او اظهار داشت که پس از شکست به این وضعیت افتاده است ، ملاقات کرد . این مورد بی درنگ ما را به یاد آن کورتش های چوپانی می اندازد که از طریق الواح آنان را می شناسیم . همچنین است وضع یونانیان تخت جمشید که توسط شاهان پیشین پارس از سرزمینشان تبعید شده بودند ؛ و به اسکندر شکایت بردند که پس از آنکه به دست صاحبانشان (1) ناقص العضو شدند ، به کار در سیاه چاله های بردگان ملزم گشتند . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 679 - 678


1 . وقتی حرف از " صاحبان"شان می زنند یعنی اینکه برده شده بودند (توسط هخامنشیان) .

البته در ادامه جمله ، برده بودنشان بیشتر محرز می شود : " به کار در سیاه چاله های بردگان ملزم گشتند " .


#تبعید_مردم_شهرها_پس_از_غصب_سرزمینشان

#جنایات_هخامنشیان

#هخامنشیان_غاصب_و_جنایتکار

#صهیونیستهای_غاصب_و_جنایتکار

#مثله_کردن

#قطع_اعضای_بدن

#ناقص_العضو_کردن_مردم

#برده_کردن_مردم

#برده_کردن_زنان_و_دختران

#اسیر_کردن_دختران_و_زنان

#ویران_کردن_شهر_صیدا

#بیگاری_در_سیاه_چاله_بردگان

#هخامنشیان_جنایتکار


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (160) : تبعید و اخراج مردم سرزمینها از وطنشان ، پس از غصب سرزمینشان توسط هخامنشیان
برچسب ها : تبعید ,هخاان ,مردم ,پارس ,شکست ,برده ,توسط هخاان ,سیاه چاله ,بردگان ملزم ,ملزم گشتند ,مردم برده

هخامنشیان (159) : قطع اعضای بدن کارگران ، جنایتی دیگر از هخامنشیان

:: هخامنشیان (159) : قطع اعضای بدن کارگران ، جنایتی دیگر از هخامنشیان

قطع اعضای بدن کارگران ، جنایتی دیگر از هخامنشیان


هخامنشیان (بخش159)


به نوشته دیودوروس سیسیلی ، با کورتش های یونانی تخت جمشید چنین رفتار می شد :

" تمام نقاط انتهایی بدن کسانی را که با علمی یا حرفه ای آشنا بودند و یا دارای تعلیمات عالیه بودند می بریدند و فقط آن نقاطی را که برای اعمال حرفه شان مفید بود ، به جا می نهادند . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 677


#جنایات_هخامنشیان

#مثله_کردن_کارگران_توسط_هخامنشیان

#قساوت_قلب_هخامنشیان

#ظلم_هخامنشیان

#هخامنشیان_و_عدالت؟!

#زاقارت


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (159) : قطع اعضای بدن کارگران ، جنایتی دیگر از هخامنشیان
برچسب ها : هخاان ,کارگران ,هخاان هخاان ,جنایتی دیگر

هخامنشیان (158) : شراب خوراندن به اسب ها در عصر هخامنشی

:: هخامنشیان (158) : شراب خوراندن به اسب ها در عصر هخامنشی

شراب خوراندن به اسب ها در عصر هخامنشی


هخامنشیان (بخش158)


در قسمتهای قبل ، نشان دادیم که شرابخواری (نجس خواری) در عصر هخامنشی و نیز توسط هخامنشیان ، امری رایج بوده است . 

اسناد کتیبه های هخامنشی نشان می دهد که هخامنشیان نه تنها خود شراب می خورده اند ، بلکه برای اسبانشان هم جیره شراب اختصاص داده بودند ! :


" ... اسب ها جیره های استثنایی دریافت می کنند : شراب ، آبجو ، غلات ، آرد . 

از تهیه شراب و آبجو برای اسب ها (...نیز برای شترها) نباید تعجب کرد ؛ مگر ارسطو قید نکرده بود که در میان خوراک های غیراصلی فیل ها 5 مریش شراب هم بود ؟ "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 666


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (158) : شراب خوراندن به اسب ها در عصر هخامنشی
برچسب ها : شراب ,هخاان ,شراب خوراندن

هخامنشیان (157) : شراب خواری (نجس خواری) در عصر هخامنشی

:: هخامنشیان (157) : شراب خواری (نجس خواری) در عصر هخامنشی

شرابخواری (نجس خواری) در عصر هخامنشی


هخامنشیان (بخش157)


در جای جای کتاب " امپراتوری هخامنشی " با توجه به کتیبه های هخامنشی و تواریخ به اسناد متعددی برخورد می کنیم که نشان دهنده رایج بودن شرابخواری هخامنشیان و ایرانیان باستان است . قبلا به برخی از آنها اشاره کردیم . در زیر چند مطلب دیگر با توجه به کتیبه های هخامنشیان در اثبات این امر را می بینید :


" ... در راس تشکیلات اداری هخامنشی پرنکه قرار داشت . سمت وی از سال 506 تا 496 مسجل است . بر مهر وی عبارت " پرنکه ، پسر ارشامه " به زبان آرامی حک شده است . معمولا می پذیرند که این ارشامه کسی جز جد داریوش نیست . بر این اساس پرنکه برادر ویشتاسپ و عموی داریوش و پدر ارتباذ است . خشایارشا ارتباذ را در راس فریگیای هلسپونتوس قرار داده بود . در هر حال اهمیت جیره های روزانه ای که پرنکه در جابجایی های خود دریافت می کند ، گواه منصب والای این فرد و وظایف اوست . دو گوسفند ، حدود 90 لیتر شراب و 80 لیتر آرد جیره روزانه اوست . 

... شاید شخصی به نام اپیش منده در سال 497 جانشین پرنکه شده باشد . چندین نامه نیز توسط دبیران زیشویش ، که دست راست پرنکه است نوشته شده است . بر مهر او نام داریوش رقم خورده است . میزان جیره های روزانه اش طبعا از جیره های پرنکه پایین تر است . میزان شراب او سه لیتر کمتر و مقدار آردش 60 لیتر کمتر است و فقط یک گوسفند دریافت می کند . 

... تا آنجا که می دانیم تولید پیرامون پنج بخش سازماندهی شده است : دام ، غلات ، شراب (و آبجو) ، میوه و ماکیان . 

... در هفدهمین سال سلطنت داریوش سررشته دار مادون جیره اسبان هیءومیزه است که با دیدن فرمان ممهور دریافت شده از سررشته دار مافوق دستوراتی مثلا برای رءیس انبار شراب ، یمکشده صادر می کند که بر مبنای آن باید جیره های شراب به مودده ، مسءول اسب ها در پرمیزن تحویل شود . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 665 - 664


" ... غلات غذای اصلی (کارگران هخامنشیان) را تشکیل می دهد ، اما بعضی گروه ها بندرت حداقل در یک پنجم موارد ، شراب و آبجو نیز دریافت می کنند . مثلا در مارس و آوریل سال 500 ، (با استناد به کتیبه های تخت جمشید) 24 مریش شراب (حدود 228 لیتر) در میان هشت کورتش نیریز به این ترتیب توزیع شده است : 4 / 19 لیتر برای هر دو مرد ، 7 / 9 لیتر برای هر دو مرد دیگر و 23 لیتر برای یک زن . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 676


" (در میان کورتش ها-کارگران تحت فرمان هخامنشیان-) زنانی که فرزندی به دنیا می آورند تا مدتی در میان کسانی قرار دارند که جیره های خاص به آنان تعلق می گیرد . هر چند وجه تسمیه کورتش همواره به دقت مشخص نشده است ، اما شکی نیست که این زنان کارگرند که تخصصشان گاه تعیین شده است ؛ مثلا زنان بافنده . در برخی موارد نام این زنان قید شده است . آنان بطور کلی شراب و آبجو و آرد دریافت می کنند . جیره در صورتی که نوزاد پسر باشد دو برابر است ؛ مثلا 10 لیتر شراب یا آبجو به یک پسر و 5 لیتر به یک دختر تعلق می گیرد ؛ 11 کیلوگرم غله به یک پسر ، 5/5 کیلوگرم به یک دختر تعلق می گیرد ... "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 680


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (157) : شراب خواری (نجس خواری) در عصر هخامنشی
برچسب ها : شراب ,جیره ,پرنکه ,هخاان ,دریافت ,مثلا ,لیتر برای ,ناهید فروغان ,ترجمه ناهید ,دختر تعلق ,لیتر کمتر ,ترجمه ناهید فروغان

هخامنشیان (156) : نجومی خواری در هخامنشی : اختصاص چند شهر و درآمدهایشان به مخارج هخامنشیان

:: هخامنشیان (156) : نجومی خواری در هخامنشی : اختصاص چند شهر و درآمدهایشان به مخارج هخامنشیان

نجومی خواری در هخامنشی :

اختصاص چند شهر و درآمدهایشان به مخارج هخامنشیان !


هخامنشیان (بخش156)


" ... نویسنده (کتاب) اقتصادها، نوع خاصی از برداشت ها را از برداشت هایی که تحت عنوان خراج صورت می پذیرد متمایز می کند . زیرا درباره ورود و خروج فرآورده هایی که مستقیما توسط تشکیلات اداری سلطنتی اداره می شوند ، نوشته است که این فرآورده ها " از طرف خشثرپاون ها بعنوان تاگه دریافت شده اند . "

اصطلاح دشواری که یک واژگان نگار متاخر (هسوخیوس) آن را چون دورآی سلطنتی و مجموع چیزهای لازم برای زندگی معنا می کند . در اینجا اصطلاح دورآ را باید در چارچوب اقتصاد سلطنتی ، یعنی امتیاز ارضی قرارداد با این تفاوت که در این مورد شاه از آن منتفع می شود (بررسی کرد) . این اراضی اعطایی را نویسندگان کلاسیک چون عطایای روزی رسان توصیف کرده اند . بهترین مثال شناخته شده ، که یگانه مثال نیز نیست ، مثال تمیستوکلس است . تمیستوکلس درآمد " چند شهر " را دریافت می کرد . درآمد هر شهری بایست بخشی از مخارج خانه او - نان ، شراب ، ماهی ، جامه ها - را تامین کند . این درست همان تعریفی است که هسوخیوس از تاگه ، که درآمدش باید نیازهای شاه را برآورد ، به دست می دهد . با توجه به اینکه وجود دورآها در خشثرپاون نشین های متعدد مورد تایید قرار گرفته است ، باید بپذیریم که در سراسر کشور شاهنشاهی قطعاتی از اراضی به رفع نیازهای شاه اختصاص یافته بود . این درست همان نظام تعریف شده توسط هرودوت در مورد مقوله ی مالی پارکس تو پرو است : " شاه سراسر قلمروی را که بر آن فرمانروایی می کند به مناطقی تقسیم کرده است تا بجز خراج تمام مایحتاج شخصی وی و واحدهایش را تدارک ببینند . "

بنابراین مجازیم بپنداریم که اصطلاح تاگه به گروه خاصی از اراضی بر می گردد که ما آن را اراضی شاهی می نامیم و شاه از آنها مستقیما خراجی می گیرد که به توضیح ارسطوی دروغین ، جنسی است . همانطور که نویسنده نشان می دهد پس از آنکه این مالیات های جنسی در انبارهای غله سلطنتی ... ذخیره شدند شاه هر طور که خواست می تواند از آنها استفاده کند . 

قطعه ای از نوشته هرودوت احتمالا می تواند پرتوی ، حتی کمرنگ ، بر شیوه ایجاد مقوله ی تاگه بیفکند . چون هرودوت تصریح می کند که شاه در مصر علاوه بر خراج از محصول (به نقره) ماهیگیری در دریاچه موءریس منتفع می شود . امتیازهای دیگری از این دست شناخته شده اند ، برای مثال شهر آنتولا به عنوان قلمرو خاص برای تامین هزینه کفش های زن شاه فرمانروا در مصر اعطا شده بود . در این رسم نشانه ی یک رسم هخامنشی کاملا شناخته شده را می یابیم . این رسم به شهبانوان امکان می داد که در شاهنشاهی، اراضی و روستاهایی در اختیار داشته باشند تا درآمدشان به آنان اجازه تامین مخارج (اشرافی) خانه شان را بدهد . به نوشته ی آتنایوس ، درآمدهای شهر مصری آنتولا در دوران هخامنشی به شهبانوان تادیه می شد ... "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 655 - 654


توضیح : 

1 . حسابش را بکنید هخامنشیان تا چه حد اشرافی زندگی می کرده اند که شهرها یا درآمدهای چند شهر را برای تامین هزینه های خود صرف می کرده اند ...

برای کسب اطلاعات بیشتر درباره زندگی "بشدت اشرافی" هخامنشیان و فرماندارانشان می توانید به کتاب و فصل های مختلف آن مراجعه کنید . حجم اسناد در این زمینه در کتاب ، بسیار است . 

2 . این شهرها ، اساسا با این تفاسیر ، برده ی هخامنشیان بوده اند و برای هخامنشیان و تامین هزینه های آنها بردگی می کشیده اند . 

برده کردن یک شهر (شهرها) امری رایج در عصر هخامنشی - توسط هخامنشیان - بوده است . با مطالعه کتاب ، یا قسمتهای قبلی در 

baastan.blog.ir

تحت موضوع " مطالب اختصاصی با موضوع کوروش، داریوش و دیگر هخامنشیان " می توانید اطلاعات بیشتری در این زمینه کسب کنید . 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (156) : نجومی خواری در هخامنشی : اختصاص چند شهر و درآمدهایشان به مخارج هخامنشیان
برچسب ها : هخاان ,اراضی ,تامین ,کرده ,تاگه ,مثال ,تامین هزینه ,هخاان بوده ,برای تامین ,درست همان ,مخارج هخاان ,برای تامین هزینه

هخامنشیان (155) : بدبخت ، مردم تحت سلطه هخامنشیان

:: هخامنشیان (155) : بدبخت ، مردم تحت سلطه هخامنشیان

بدبخت ، مردم تحت سلطه هخامنشیان


هخامنشیان (بخش155)


" ... هرودوت نوشته است : 

»در آسیا دشتی هست که پیرامونش را کوه ها فراگرفته اند . در این کوه ها پنج شکاف است . این دشت در گذشته به خوراسمی ها تعلق داشت و مرز سرزمینشان را با سرزمینهای هیرکانیها ، پارتها ، زرنگیها و تامانه ایها تشکیل می داد . اما از وقتی پارسیان قدرت را به دست گرفته اند دشت به شاه تعلق دارد . باری از این کوه های پیرامونی رود بزرگی جاری می شود که آکس نام دارد و در گذشته به پنج شاخه تقسیم می شد و سرزمین های اقوامی را که نام بردیم آبیاری می کرد . آب از خلال هر شکاف به داخل سرزمین هر یک از آنها جاری می شد . اما از وقتی که این سرزمینها زیر سلطه پارسیان (=هخامنشیان) رفته اند ، این بلا بر سر آنان آمده است : شاه بزرگ شکاف کوه ها را مسدود کرده است و برای هر یک از شکاف ها بندی دریچه دار نهاده است و با این کار جلو خروج آب به بیرون را گرفته است . دشتی که در میان کوه هاست دریایی وسیع شده است ، چون تمام آب رود به آن می ریزد بی آنکه راهی برای خروج از آن داشته باشد . پس آنان که در گذشته به انتفاع از آب خو گرفته بودند ، چون دیگر نمی توانستند از آن منتفع شوند ، به فلاکت افتادند . زیرا خدایان هر چند در زمستان برای آنان ، مانند مردمان دیگر ، باران می فرستند ، اما در تابستان برای آبیاری ارزن و کنجدی که می کارند ، به آب نیاز دارند . از این رو ، از زمانی که این آب به آنان داده نمی شود ، آنان ، خود و زنانشان ، به پارس می روند و کنار دروازه های کاخ شاه می مانند ، و به صدای بلند ضجه می زنند . آن گاه شاه فرمان می دهد ، دریچه طرف کسانی را که بیش از دیگران به آب نیاز دارند بگشایند . وقتی زمینشان تا حد اشباع سیراب شد دریچه را می بندد و فرمان می دهد که آن را برای آنان که بیشتر نیاز دارند بگشایند .» " (1) 


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 650 - 649 


1. برایان بعلت هخامنشی دوستی خود ، تلاش کرده در کتاب ، به گونه ای جرایم و جنایات هخامنشیان را انکار ، تکذیب ، تطهیر یا توجیه کند . در این بخش هم پس از ذکر سخن هرودوت درباره آن دشت ، تلاش کرده آن را انکار یا توجیه کند ؛ که به دلیل جهت دار بودن آن توجیهات ، و هخامنشی دوستی برایان ، از ذکر آنها در اینجا خودداری کردیم . 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (155) : بدبخت ، مردم تحت سلطه هخامنشیان
برچسب ها : هخاان ,آنان ,شکاف ,دارند ,برایان ,دریچه ,نیاز دارند ,تلاش کرده ,دارند بگشایند ,سلطه هخاان ,برای آنان ,نیاز دارند بگشایند

هخامنشیان (154) : هخامنشیان ، اراضی کشور را ملک خود و خاندانشان می دانستند (بخش دوم)

:: هخامنشیان (154) : هخامنشیان ، اراضی کشور را ملک خود و خاندانشان می دانستند (بخش دوم)

هخامنشیان ، اراضی کشور را ملک خود و خاندانشان می دانستند ! (بخش دوم) 


هخامنشیان (بخش154)


(ادامه بخش 153 :)

" ... هرودوت نوشته است : 

" در آسیا دشتی هست که پیرامونش را کوه ها فراگرفته اند . در این کوه ها پنج شکاف است . این دشت در گذشته به خوراسمی ها تعلق داشت و مرز سرزمینشان را با سرزمینهای هیرکانیها ، پارتها ، زرنگیها و تامانه ایها تشکیل می داد . اما از وقتی پارسیان قدرت را به دست گرفته اند دشت به شاه تعلق دارد . باری از این کوه های پیرامونی رود بزرگی جاری می شود که آکس نام دارد و در گذشته به پنج شاخه تقسیم می شد و سرزمین های اقوامی را که نام بردیم آبیاری می کرد . آب از خلال هر شکاف به داخل سرزمین هر یک از آنها جاری می شد . اما از وقتی که این سرزمینها زیر سلطه پارسیان (=هخامنشیان) رفته اند ، این بلا بر سر آنان آمده است : شاه بزرگ شکاف کوه ها را مسدود کرده است و برای هر یک از شکاف ها بندی دریچه دار نهاده است و با این کار جلو خروج آب به بیرون را گرفته است . دشتی که در میان کوه هاست دریایی وسیع شده است ، چون تمام آب رود به آن می ریزد بی آنکه راهی برای خروج از آن داشته باشد . پس آنان که در گذشته به انتفاع از آب خو گرفته بودند ، چون دیگر نمی توانستند از آن منتفع شوند ، به فلاکت افتادند . زیرا خدایان هر چند در زمستان برای آنان ، مانند مردمان دیگر ، باران می فرستند ، اما در تابستان برای آبیاری ارزن و کنجدی که می کارند ، به آب نیاز دارند . از این رو ، از زمانی که این آب به آنان داده نمی شود ، آنان ، خود و زنانشان ، به پارس می روند و کنار دروازه های کاخ شاه می مانند ، و به صدای بلند ضجه می زنند . آن گاه شاه فرمان می دهد ، دریچه طرف کسانی را که بیش از دیگران به آب نیاز دارند بگشایند . وقتی زمینشان تا حد اشباع سیراب شد دریچه را می بندد و فرمان می دهد که آن را برای آنان که بیشتر نیاز دارند بگشایند . " (1)


... (به منطق و روال هخامنشیان) فتح موجب می شود که زمین به شاه تعلق گیرد . (یعنی همان که قبلا گفتیم : شاه ، خود را مالک اراضی سرزمینهای مملکت می داند) .

فتح پارسی فقط به تعیین خراج منتهی نشده است . شاه بزرگ پس از فتح ، آب را ، که در این منطقه ی محکوم به آبیاری، عنصر تعیین کننده ی نیروهای تولیدی است ، در کنترل خود می گیرد (غصب می کند) . این به معنای آن نیز هست که او پس از فتح بر توزیع آب در داخل اجتماعات مختلف حکم می کند . می توان فرض کرد که این اجتماعات در گذشته ، خودشان شرایط استفاده از آب را در میان خود تنظیم می کردند . پس کنترل شاهی بسیار سنگین است ، چون مردم ناچارند مالیات های خاصی برای استفاده از آبهای جاری تادیه کنند (بدهند) . این مالیاتها به خراج افزوده می شود . هرودوت بر وابستگی آنها تاکید کرده ، چون شرح داده است که به استغاثه به درگاه می آیند ، تقریبا شبیه افرادی که برای بار یافتن به حضور شاه بزرگ یا یکی از خشثرپاون های او مدت ها انتظار می کشند . 

... متون به روشنی نشان می دهند که فتح پارسی به مصادره ی عام اراضی منتهی نشده است ، بلکه از طریق خراجگیری و وضع مالیاتها و عوارض ، به کنترل (=مالکیت) شاه بر وسایل تولید و بخشی از محصول منتهی گشته است . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 651 - 649 


بخش اول این مطلب در لینک زیر :

https://goo.gl/vGxnyf


1. برایان بعلت هخامنشی دوستی خود ، تلاش کرده در کتاب ، به گونه ای جرایم و جنایات هخامنشیان را انکار ، تکذیب ، تطهیر یا توجیه کند . در این بخش هم پس از ذکر سخن هرودوت درباره آن دشت ، تلاش کرده آن را انکار یا توجیه کند ؛ که به دلیل جهت دار بودن آن توجیهات ، و هخامنشی دوستی برایان ، از ذکر آنها در اینجا خودداری کردیم . 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (154) : هخامنشیان ، اراضی کشور را ملک خود و خاندانشان می دانستند (بخش دوم)
برچسب ها : هخاان ,آنان ,اراضی ,گذشته ,کرده ,شکاف ,نیاز دارند ,تلاش کرده ,منتهی نشده ,دارند بگشایند ,اراضی کشور ,نیاز دارند بگشایند

هخامنشیان (153) : هخامنشیان اراضی کشور را ملک خود و خاندانشان می دانستند (بخش اول)

:: هخامنشیان (153) : هخامنشیان اراضی کشور را ملک خود و خاندانشان می دانستند (بخش اول)

هخامنشیان ، اراضی کشور را ملک خود و خاندانشان می دانستند ! 

(بخش اول)


هخامنشیان (بخش153)


" در نظر نویسندگان یونانی نظام خراجگزارانه بر تخصیص اراضی و آدمیان از طریق (اخذ) فرآورده هایی که روستاییان با کارشان فراهم می آوردند بنا شده بود . این بینشی است که گزنفون ، که بر حقوق نامحدود فاتح بر آدمیان و چیزها بارها تاکید ورزیده است ، آن را با توجه خاصی پرورانده است . معلوم است که از دیدگاه ایدءولوژی شاهنشاهی هخامنشی اراضی مفتوح (=فتح شده) بلااستثناء در حوزه اختیارات شاه قرار دارند ... این همان چیزی است که مردونیه و ارتایکتس با همان عبارات به خشایارشا یادآوری می کنند . اولی به شاه توصیه می کند که به لشکرکشی به یونان مبادرت ورزد تا " دیگر از لشکرکشی به اراضی تو (!) اجتناب کنند " . 

دومی غارت مقبره و تمنوس پروتسیلاس با چنین توجیه می کند : این همان یونانی است " که بر علیه خاک متعلق به تو (!) جنگیده است . "

همین امر در مورد اهداف اتحادیه دلوسی ، آنگونه که توسیدید آنها را مشخص کرده است ، صادق است :

" اصل آن غارت زمین شاه (!) به انتقام آسیب های متحمل شده بوده است . "

بطور قطع اراضی سلطنتی (به مفهوم وسیع کلمه) ، همانطور که داریوش نیز به وضوح بیان داشته است باید از دسترس سپاهیان دشمن دور بماند ، و الا به گروه " خاک دشمن " ملحق می شود . مثالهای متعدد نشان می دهد که از دیدگاه یونانی ، اقتدار شاه به یکسان بر تمام سرزمین هایی که شاه از آنها خراج ، که نشانه اطاعت است ، می گیرد ، اعمال می شود . بنابراین به سهولت می توان دریافت که فاتح حق دارد مالکیت آنها را مانند اسکندر در برابر داریوش سوم ادعا کند : " من مالک این سرزمینم (!) . خدایان آن را به من داده اند (!) . "

زین پس اسکندر ارباب هر چیزی است که به داریوش تعلق داشت . او " ارباب تمام آسیاست " ، همانطور که داریوش اول بود . 

در این معنی ، منافع خاندان سلطنتی با منافع شاهنشاهی در می آمیزد . "

(ادامه را در قسمت 154 در لینک زیر بخوانید:

https://goo.gl/1jI1r2       )


 امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 649 - 648


توضیح : همانطور که در کتاب و نیز در قسمتهای قبل خواندید ، سربازان تحت امر هخامنشیان - از اقوام مختلف - حکم برده داشتند . هزینه تامین خورد و خوراک شاه و درباریان و فرمانداران هم که به عهده ی مردم بوده است . هزینه لشکرکشی آنها هم همینطور . میزبانی اجباری هم که قبلا توضیح دادیم . اراضی را هم که هخامنشیان از خود می دانند . انواع خراج ها و دهش های اجباری را هم که بر مردم تحمیل می کردند . معادن را هم که مصادره می کردند . اموال مردم سرزمینهای فتح شده را هم که غارت می کرده اند . بنابراین می توان گفت همانطور که شاهان هخامنشی ، اراضی کشور را ملک خود می دانستند ، مردم کشور هم کلا برایشان حکم برده را داشته اند ؛ علی الخصوص که از آنها بیگاری هم می کشیده اند و ...


برای کسب اطلاعات بیشتر ، به کتاب یا قسمتهای قبل مراجعه کنید . در 

baastan.blog.ir

تحت موضوع " مطالب اختصاصی با موضوع کوروش ، داریوش و دیگر هخامنشیان " .


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (153) : هخامنشیان اراضی کشور را ملک خود و خاندانشان می دانستند (بخش اول)
برچسب ها : اراضی ,هخاان ,داریوش ,کشور ,همانطور ,مردم ,اراضی کشور

هخامنشیان (152) : رسمیت داشتن برده داری در عصر هخامنشی - ایران باستان - با تخصیص مالیات به آن

:: هخامنشیان (152) : رسمیت داشتن برده داری در عصر هخامنشی - ایران باستان - با تخصیص مالیات به آن

رسمیت داشتن (یا رسمیت پیدا کردن) برده داری در عصر هخامنشی 


هخامنشیان (بخش152)


" ... الواح (بابلی) گواه وجود یک دیوان سلطنتی ثبت (کرمر و شه شری) است و در عین حال ، همانطور که دیدیم ، نشان می دهند که از زمان سلطنت داریوش 'تادیه مالیات مخصوص جدیدی بر فروش برده' 'برای نخستین بار' ، الزامی شده است . ریشه ایرانی اصطلاح (کاره مره) به وضوح حاکی از آنست که این نوآوری متعلق به تشکیلات اداری پارس است ... "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 644


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (152) : رسمیت داشتن برده داری در عصر هخامنشی - ایران باستان - با تخصیص مالیات به آن
برچسب ها : برده ,رسمیت ,برده داری ,رسمیت داشتن

هخامنشیان (151) : برده داری در زمان هخامنشیان : دریافت مستمر جوانان بعنوان خراج برای برده کردنشان

:: هخامنشیان (151) : برده داری در زمان هخامنشیان : دریافت مستمر جوانان بعنوان خراج برای برده کردنشان

برده داری در عصر هخامنشی :

دریافت مستمر پسران و دختران جوان از اقوام به عنوان خراج و ...! برای برده کردن آنها


هخامنشیان (بخش151)

 


" وجود برداشتهایی از نوع خراجگزارانه از اقوام مختلف در دوران کوروش و کمبوجیه مسلم است . این امر نه تنها از قراءت کوروپدیا (کوروش نامه گزنفون) که از قراءت تواریخ هرودوت نیز پدیدار می شود . شکی نیست که دولتشهرهای یونانی ایونیا ، مانند دوران سلطه لیدیا ، ناگزیر به پرداخت خراج بودند . اصل پرداخت خراج ساده است : تمام اقوامی که تفوق پارس را پذیرفته بودند ملزم بودند به قدرت مرکزی مالیاتهایی یا بصورت جنسی یا بصورت فلزات گرانبها ، خواه به نام هدیه و خواه به نام خراج بپردازند . نباید فراموش کرد که با هر درخواست شاه ، آنها باید نیروهای نظامی یا پاروزنانی در اختیار این قدرت بنهند . 

این واقعیت را خود هرودوت بیان کرده است . چون می گوید که یکی از اولین اقدامهای بردیای غاصب ، که با کمبوجیه در مبارزه بود ، فرستادن ماموران مخفی به نزد هر یک از اقوام شاهنشاهی و اعلام معافیت سه ساله آنها از سپاه دهی و پرداخت خراج بود . تنها چنین فرضیه ای است که می تواند معافیت های ادواری و دایمی را ، که در این دوران با آنها آشنا هستیم توجیه کند . چنین است مورد آریاسپها که از اقوام ساکن در دره ی هیرمند بودند و به پاس نجات لشکر کوروش از گرسنگی و تشنگی صاحب عنوان و نام (نیکوکار) شدند و از پرداخت خراج معاف گشتند . مورد بردیا نیز چنین بود که کوروش هنگام مرگ فرمانروایی وسیعی را در آسیای مرکزی به او بخشیده بود . کوروش مقرر کرده بود که وی این سرزمینها را با معافیت از پرداخت مالیات در اختیار خواهد داشت . 

... هرودوت در پایان مطلب تصریح می کند که در زمان داریوش هم برای بعضی اقوام به جهت پرداخت چیزی تعیین نشده بود و آنان هدایایی تحویل می دادند . این اقوام هدیه دهنده ، کولخیسیان و اتیوپیان اند که در دوران هرودوت نیز هدایایی را که برایشان مقرر شده بود تحویل می دادند . کولخیسیان «یکصد پسر و دختر جوان» و اتیوپیان دو بار زر ذوب نشده ، دویست قطعه آبنوس ، »پانصد پسر جوان« و بیست عاج فیل می فرستادند . اعراب نیز هر ساله هزار تالان کندر می دادند . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 106 - 103


" ... اتیوپیان مجاور مصر و همسایگانشان هر دو سال یکبار دو خنیس زر ذوب نشده ، دویست تنه درخت آبنوس ، پنج پسربچه اتیوپیایی و بیست عاج فیل هدیه می دادند ؛ کولخیسیان و همسایگانشان تا قفقاز هر چهار سال یکبار صد پسربچه و صد دختربچه تحویل می دادند . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 615


توضیح : هدیه دادن هم در عصر هخامنشی ، امری اجباری همچون خراج بوده است . در قسمتهای قبل در این باره صحبت کردیم و بخش های دیگری از کتاب را در توضیح آن آوردیم . می توانید به قسمتهای قبل مراجعه کنید ( در 

baastan.blog.ir

تحت موضوع " مطالب اختصاصی با موضوع کوروش ، داریوش و دیگر هخامنشیان " .


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (151) : برده داری در زمان هخامنشیان : دریافت مستمر جوانان بعنوان خراج برای برده کردنشان
برچسب ها : خراج ,پرداخت ,اقوام ,کوروش ,دادند ,برده ,پرداخت خراج ,ترجمه ناهید ,ناهید فروغان ,دادند امپراتوری ,برده داری ,ترجمه ناهید فروغان

هخامنشیان (200) : خشایارشای هخامنشی به برادر و زن برادر خود هم رحم نکرد (هرزگی و قساوت قلب تا این حد)

:: هخامنشیان (200) : خشایارشای هخامنشی به برادر و زن برادر خود هم رحم نکرد (هرزگی و قساوت قلب تا این حد)

خشایارشای هخامنشی به برادر و زن برادر خود هم رحم نکرد (هرزگی و قساوت قلب تا این حد)


هخامنشیان (بخش200)


" ... هرودوت شرح داده است که خشایارشا هنگام اقامت در ساردیس در بازگشت از لشکرکشی به اروپا شیفته ی همسر ماسیستس ، برادر خود می شود ؛ و چون نمی تواند او را اغوا کند " اسباب ازدواج پسر خود ، داریوش را با یکی از دختران این زن و ماسیستس پدید می آورد ؛ او می پنداشت که از این طریق برای تصاحب این زن امکان بیشتری بدست می آورد . "

پس از آن ، هرودوت آمستریس ، زن خشایارشا را به صحنه می آورد و درباره نفوذ مصیبت بار وی بر ذهن شوی و بی رحمی بی حد و حصر وی ، که هیچ نامی بر آن نمی توان نهاد ، قلمفرسایی می کند . این ماجرا به شورش ماسیستس و قتل او و خانواده و سربازان وی منتهی می شود . 

این ماجرا که در شرح پیروزی های یونان در آسیای صغیر گنجانده شده است ، تصویر شاهی را پابرجا کرده است که تحت نفوذ منحوس زنان کاخ ، ترجیح می دهد وقت خود را صرف برآوردن هوا و هوس های نادرست خود کند تا دفاع از میراث ارضی داریوش . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 808


###


کردار نیک (!!!) هخامنشیان : 

خیانت ، جنایت ، قتل عام ، برادرکشی 


" ماسیست برادر خشیارشا (پسر داریوش و چهارمین پادشاه هخامنشی) بود. خشیارشا در حالیکه ماسیست در جبهه جنگ به سر می‌برد، ابتدا به زن او و سپس به دختر او چشم داشت. پس از کامجویی خشیارشا، زبان و بینی و گوش‌ها و پستان‌های آن دختر را می‌برند و نزد سگ‌ها می‌اندازند. ماسیست پس از بازگشت از جنگ از ماجرا آگاه می‌شود و سر به شورش بر می‌دارد. خشیارشا دستور می‌دهد تا او را همراه با جمیع فرزندان و خانواده‌هایشان قتل‌عام کنند تا نسل آنان از بین برود. "


برای آگاهی بیشتر بنگرید به: رجبی، پرویز، هزاره‌های گمشده، جلد سوم، تهران، ۱۳۸۱، ص ۴۱؛ ویسهوفر، یوزف، ایران باستان، ترجمه مرتضی ثاقب‌فر، تهران، ۱۳۷۷، ص ۷۲ و ۷۳؛ تواریخ هرودوت، کتاب نهم، بندهای ۱۰۹ تا ۱۱۲.


کتاب رنج های بشری ، ص 84

تالیف استاد رضا مرادی غیاث آبادی (مدرس ، پژوهشگر و نویسندهٔ در زمینهٔ باستان‌شناسی، اخترباستان‌شناسی، گاهشماری و فرهنگ ایران باستان)


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (200) : خشایارشای هخامنشی به برادر و زن برادر خود هم رحم نکرد (هرزگی و قساوت قلب تا این حد)
برچسب ها : برادر ,ماسیست ,خشیارشا ,ماجرا ,داریوش ,هخاان ,نکرد هرزگی

هخامنشیان (199) : حکومت مملو از فساد خشایارشای هخامنشی

:: هخامنشیان (199) : حکومت مملو از فساد خشایارشای هخامنشی

حکومت مملو از فساد خشایارشای هخامنشی


هخامنشیان (بخش199)


" ... راولینسون در این اثر (کتاب پنج نظام سلطنتی بزرگ) نوشته است که فساد در حرمسرا ، خیانت و دسیسه با فرمانروایی خشایارشا آغاز شد . در پیرامون او ، هوس های شهبانوان چنان زنجیر گسست و نفوذ خواجگان آنقدر افزایش یافت که شخصیت خشایارشا از هر یک از پیشینیانش پست تر شد . 

... شاه (=خشایارشا) ضعیف و به سهولت تاثیرپذیر است ، سلایقش بچگانه است . خودخواه ، بی رحم ، موهوم پرست ، و بی شرم است . تمام این صفات توجیه کننده انحطاط شاهنشاهی ای است که بر اثر خراجگیری های جنگ دوم مدی از پای درآمده است ؛ این انحطاط هم در قلمرو کشورگشایی و نظامی و هم مملکتداری و روح ملی بروز می کند ؛ با جلوس خشایارشا به تخت سلطنت ، فساد دربار آغاز می شود . این فساد در افزایش تجمل و زنانه شدن رسوم تبلور می یابد . 

راولینسون تنها این امتیاز را برای شاه قایل شده است که صفت سازندگی خود را نمایانده است ، ولی در عین حال خاطرنشان کرده است که طراحی بیشتر بناهایی که در زمان سلطنت او ساخته شده اند احتمالا در زمان پدرش داریوش انجام شده است . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 807


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (199) : حکومت مملو از فساد خشایارشای هخامنشی
برچسب ها : فساد ,خشایارشا ,فساد خشایارشای ,حکومت مملو

هخامنشیان (198) : کوروش پرستان (هخامنشی پرستان) و نژادپرستان به خدایان خود پشت می کنند

:: هخامنشیان (198) : کوروش پرستان (هخامنشی پرستان) و نژادپرستان به خدایان خود پشت می کنند

کوروش پرستان (هخامنشی پرستان) و نژادپرستان به خدایان خود پشت می کنند


هخامنشیان (بخش198)


بر خلاف کوروش پرستان و نژادپرستان ، کوروش و دیگر هخامنشیان حضور زبان های مختلف را در قلمرو خود می پذیرفتند و زبان را بهانه ای برای تفرقه افکنی یا تحقیر اقوام قرار نمی دادند . 

مطلب زیر که برگرفته از کتاب " امپراتوری هخامنشی " تالیف پروفسور پیر برایان است، به خوبی این موضوع را نشان می دهد . ناگفته نماند که پروفسور برایان در کتابش ، این مطلب را به استناد و به نقل از منابع دست اول متعدد آورده ؛ که برای جلوگیری از اطاله کلام ، از ذکر تک تک منابع خودداری کردیم . در صورت تمایل به دریافت آدرس آن اسناد می توانید به کتاب ایشان ، و صفحات اشاره شده مراجعه کنید . ناگفته نماند که همین مطلب و اسناد فراوان دیگر (در کتب تاریخ و کتیبه های هخامنشی) نشانگر پذیرش زندگی اقوام مختلف در کنار هم از جانب هخامنشیان است . این در حالیست که نژادپرستان و کوروش پرستان (هخامنشی پرستان) دایما با مطرح کردن توهمات برتری نژادی خود ، (همچون هیتلر) خواهان بیرون راندن نژادهای غیرآریایی از کشور و پاکسازی نژادی بوده ، و با نفرت پراکنی قومیتی ، در جهت منافع صهیونیسم یعنی جنگ های تجزیه طلبانه و تجزیه کشور قدم بر می دارند . 

موضوع دیگر آنکه هخامنشیان ، برخلاف کوروش پرستان (هخامنشی پرستان) و نژادپرستان ، همزمان با حفظ تنوع قومی و زبانی ، به دنبال وحدت کشور بوده اند .

این در حالیست که کوروش پرستان (هخامنشی پرستان) و نژادپرستان ، در راستای اهداف صهیونیسم ، انگلیس و امریکا (دشمنان ایران) ، دایما به دنبال تفرقه افکنی بین اقوام مختلف کشور به بهانه های مختلف (و با ابزار تحقیر ، تمسخر ، توهین به اقوام و زبانشان ، و نفرت پراکنی بین اقوام) هستند . 

#

خب ! حال برویم سراغ اصل مطلب (یعنی مطلب کتاب امپراتوری هخامنشی درباره اقوام و زبانها و ... در عصر هخامنشی) :

###


" وحدت و تنوع 


تشکیلات اداری شاهنشاهی و چندزبانگی :

سازماندهی های مجدد و تغییراتی که به دست داریوش ، پس از تلاش های کوروش و کمبوجیه ، بطور عمقی صورت پذیرفت ، حرکت در راستای 'یگانگی' تشکیلاتی را در سرزمینهای فتح شده به نسبت های زیاد تسریع کرد : تحلیل سلطه ی خراجگزارانه ثابت می کند که زان پس می توان از صورت بندی شاهنشاهانه به تمام معنی سخن گفت . با این همه ، یگانگی روش های تشکیلاتی در سطح شاهنشاهی به معنای آن نیست که سنن محلی از میان رفته اند و احتمالا در یک کوینه هخامنشی حل یا در هم آمیخته شده اند . 

»فتح و سلطه در دو سطح یگانه کردن و حفظ تنوع ، که فقط به ظاهر متضادند ، عمل می کند .»

اسناد زمان سلطنت داریوش و خشایارشا حاکی از انتشار گسترده ی زبان آرامی در دیوانسراهای خشثرپاون نشین و حتی در تخت جمشید ، در ناحیه بابل ، در مصر ، در ساردیس ، در داسکولیون و تا فلات ایران است . با این همه انتشار اداری آرامی جای کاربرد زبانهای محلی را نگرفته است . فرمان اخشورش در کتاب استر : " به هر ولایت، موافق خط آن و به هر قوم موافق زبانش " موید این سخن است .

یا حتی فرمان داریوش در بیستون : " پس از آن ، این نوشته را به همه جا ، به تمام سرزمین ها فرستادم ؛ مردمان آن را بازنوشتند . " روایت های بازیافته در بابل به زبان بابلی و در الفانتین به آرامی ثابت می کند که فرمان شاه واقعا مجری شده است (توسط تشکیلات اداری هخامنشی) .

پیداست که زبانها و خط های محلی همچنان به وفور در متون خصوصی و همچنین در اسناد رسمی انتشار یافته به دست مقامات محلی ، برای مثال در اسناد هیروگلیفی دوران داریوش و خشایارشا ، مورد استفاده قرار می گیرند . در زمینه حفظ این زبان ها و خط ها شواهد متعددی از آسیای صغیر ، ناحیه بابل ، فنیقیه یا حتی در تخت جمشید بدست آمده است . از میان مثال ها باید مثال مجمع القوانین قضایی مصر را قید کنیم که به آرامی و به دموتی منتشر شده بود و از میان اسناد مربوط به امور جاری باید از آن برده ای نام برد که در ناحیه بابل در زمان کمبوجیه بر مچ خود نوشته ای به (زبان) اکدی و به (زبان) آرامی داشت . 

تحلیل مکاتبات فرنداتس ، خشثرپاون مصر با مسءولان پرستشگاه خنوم در الفانتین در سال 492 از این نظر بسیار روشن کننده است . این نامه به عینه نشان می دهد که آرامی به عنوان بردار زبان شناختی انحصاری بین تشکیلات اداری و مردم تحت انقیاد نمی توانست پیوسته مورد استفاده قرار گیرد . نامه خشثرپاون که به آرامی توسط دیوانسرای ممفیس که تحت مسءولیت یکی از مقامات عالیرتبه (یک غیرمصری ، شاید ایرانی) قرار داشت ، نوشته شده است ، جمله به جمله توسط دبیری مصری (پفتوع اونیث) به دموتی برگردانده شده است ؛ این دبیر در انجام این تکلیف احتمالا با مشکلاتی مواجه شده است . مشکبات این متن ترجمه شده ، که مفسران جدید با آن روبرو شده اند ، از همین امر ناشی می شود . در عوض پاسخ کاهنان الفانتین مستقیما به دموتی انشا شده است . به عبارت دیگر ، دیوانسراهای خشثرپاون نشین برای فهماندن مطلب خود ناگزیر بودند به دبیران محلی متوسل شوند . 

در این شرایط ، ترجمه های اسناد دولتی همیشه از دقت اسناد دیگر برخوردار نبوده است ، به خصوص وقتی زبان گیرنده معادلی برای یکی از واژه های زبان پارسی نداشته است . بدین ترتیب برای برگرداندن واژه بندکه ، مترجم یونانی نامه داریوش به گاداتاس واژه یونانی ای جز دولوس نیافته است که محتوای معناشناختی آن با محتوای واژه ی پارسی متن اصلی از نظر ما رابطه بسیار سستی دارد . ترجمه ها از آنجایی پیچیده تر می شود که بین اصل پارسی متن و روایت آن به زبان محلی اغلب پای یک میانجی آرامی در میان بود . نوشته های دو زبانی یا سه زبانی گواه مشکلات تبدیل اند . بهترین مثال را در این تاریخ روایات متعدد کتیبه بیستون و بعدها کتیبه سه زبانی کسانتوس تشکیل می دهد . 

ما نمونه های چندانی درباره فراگیری زبان نمی شناسیم . مشهورترینشان مثال تمیستوکلس است که در میان اطرافیان اردشیر اول پذیرفته شده بود . او پارسی را چنان فراگرفت که به گفته کورنلیوس نپوس " برای او سخن گفتن در حضور شاه از کسانی که در پارس زاده شده بودند ، سهلتر بود ! "

هرودوت نیز هیستیایوس میلتوسی را نام می برد که به پارسی سخن می گوید یا حداقل آنقدر می داند که خود را به یک سرباز پارسی بشناساند . البته او بیش از ده سال در دربار داریوش به سر برده بود . با این همه ، مثال های شناخته شده هم مربوط به اشخاص خاص است و هم شمارشان اندک است . همه چیز حاکی از آنست که زبان پارسی چندان متداول نبوده است . البته گزنفون شرح داده است که او در ارمنستان دهدار را از طریق مترجمی که به فارسی سخن می گفت مخاطب قرار داده بود . اما برای این گواهی نباید ارزش بی اندازه قاءل شد ، چون گزنفون می گوید که کومارخوس (دهدار) معمولا به پارسی سخن می گفت . همچنین می توان فرض کرد که یک ارمنی می توانست بدون دشواری چندانی گفتاری ساده را به زبانی که به زبان او بسیار شبیه بود ، درک کند . 

استرابون هنگام سخن گفتن درباره سکنه فلات ایران (آریانه) می گوید که آنان به یک زبان سخن می گویند . وی در عین حال تصریح می کند که تغییر لهجه از جایی به جای دیگر وجود داشته است . احتمال دارد که استفاده از زبان فارسی در میان بعضی از اقوام فلات رواج یافته باشد . این امر در مورد صحراگردان ساگارتی ، که هرودوت گفته است به فارسی سخن می گویند کاملا صدق می کند . البته وی در عین حال تصریح می کند که آنان به قوم پارس تعلق دارند و یکی از قبایل آن به شمار می آیند . البته تعلق ساگارتیان به این قوم سبب نشده است که آنان شیوه های نبرد خود را که آنان را از سواره نظام سلطنتی به طرز عمیقی متمایز می کند ، حفظ نکنند . درباره دیگر قبایل پارسی ، چون ماردهای پارس نیز احتمالا این سخن صادق است . استرابون متذکر می شود که ساکنان درانگیانا با پارسیان به لحاظ فرهنگی سازگاری یافته اند . واژه بکار رفته (persizontes) می تواند ما را به فکر اختیار کردن زبان پارسی بیفکند ، ولی متن چنین تفسیری را تحمیل نمی کند . به نوشته استرابون اهالی کارمانیا - که هرودوت آنان را تحت عنوان گرمانیها در میان قبابل کشاورز پارسی جای داده است - فنون کشاورزی ای مشابه پارسیان اختیار کرده بودند . ولی در عین حال ، روایت استرابون نشان می دهد که اهالی کارمانیا تا چه حد رسوم خود را حفظ کرده بودند ؛ به ویژه مناسک گذار اهالی کارمانیا که استرابون آن را شرح داده است ، با مناسک دوره ی گذار پارسیان ، تا آنجا که ما از آن اطلاع داریم ، بسیار متفاوت است . چون مردان جوان پیش از ازدواج باید مردانگی خود را به اثبات برسانند و به این منظور باید " سر دشمنی را ببرند و آن را برای شاه آورند ؛ شاه جمجمه ها را در اقامتگاه خود تلنبار می کند . "

پس صرف نظر از مورد بخصوص ساگارتیان ، ما هیچ تاییدیه ای درباره انتشار گسترده ی زبان فارسی در میان اقوام ایرانی نداریم . به همین علت اسکندر از مترجم شفاهی ماهری برای تکلم با ساکنان مرکنده در سغدیانا استفاده می کرد . وانگهی تمام اسناد مکتوب بعدی از قدرت زبان های باکتریایی یا سغدی و حفظ رسوم تدفین (تکه و پاره شدن گوشت جسد توسط پرندگان شکاری) ، که کاملا از رسوم پارسی متمایز بود ، سخن می گویند . 

در این اوضاع و احوال ، حفظ چند زبانگی مستلزم توسل به مترجمان شفاهی بوده است . در سپاه شاه این مترجمان فراوان بودند . در دربار مرکزی حتی هنگام پذیرش سفرای خارجی چنین بود . وانگهی تمیستوکلس در نخستین باری که به حضور شاه بزرگ (هخامنشی) بار یافت به کمک مترجمی شفاهی او را مخاطب قرار داد . همچنین هرودوت ، دخالت مترجمان شفاهی را بین کوروش و کرسوس یا بین داریوش و یونانیان مورد تایید قرار داده است . داریوش (حداقل به نوشته کوءینتیوس کورسیوس روفوس) ظاهرا زحمت یونانی آموختن را بر خلاف خلف دور خود داریوش سوم بر خود هموار نکرده بود . پارسیان نیز بی تردید به کار بردن زبان های محلی را آموخته بودند ، چون آن مرد پارسی که در هنگام ضیافتی که در سال 479 در تب به افتخار مردونیه ترتیب یافته بود ، به یونانی با او سخن گفت . یا پاتگواس که از پیرامونیان کوروش صغیر بود و آن قدر یونانی می دانست که به سربازان مزدور به این زبان فرمان دهد . اما باید خاطرنشان کنیم که در پایان قرن پنجم تیسافرن خشثرپاون برای ارتباط گرفتن با یونانیان از مترجم شفاهی استفاده می کرد . 

به نظر می رسد که یکی از الواح بابلی که به طور فرضی متعلق به اوایل قرن پنجم شناخته شده است ، مبین آنست که شناخت زبان های محلی در میان پارسیان چندان شایع نبوده است . در این لوح جیره های داده شده به مجموعه ای از افراد ، که بیشترشان پارسیان ظاهرا عالی مرتبه اند ، ثبت شده است (یکی از آنها به نام اوشتانوکسی جز خشثرپاون ناحیه بابل و ابرنهر نیست) . ممکن است که این پارسیان در حال عبور از عیلام و ناحیه بابل بوده یا برای انجام دادن ماموریتی به آنجا آمده باشند . 

البته در این لوح نام دبیر - مترجم شفاهی (لیب لوت) و مترجم کتبی (مردوکا) ، که وابسته به دستگاه اوشتانو بودند، همچنین مترجم شفاهی (بل - ایتنو) ارته پاتی قید شده است . ظاهرا پارسیان از گرفتن ارتباط مستقیم با مرءوسان خود عاجز بودند و ناگزیر برای این کار به مترجمان شفاهی بابلی متوسل می شدند . البته این سند به تفسیرهای دیگر نیز میدان می دهد ، مثلا اینکه پارسیان هر چند توانایی گفتن کلماتی را به بابلی داشتند ، اما آنقدر به آن زبان مسلط نبودند که دستورهای دقیق به آن زبان صادر کنند ؛ یا اینکه سعی داشتند برای حفظ موقعیت معتبر خود به فارسی تکلم کنند ؛ یا آنکه اصطلاح به کار رفته (سیپرو) برای نامیدن همکاران پارسیان ، در درجه اول به شغل دبیرشان بر می گردد که الزاما به ترجمه کتبی و شفاهی ربطی ندارد . 

بنابراین شاید لازم باشد اهمیت مفرطی برای این سند قاءل نشویم . هر چند مجموعه ای از موانع زبان شناختی و سیاسی مانع ارتباط کلامی پارسیان و اتباعشان می شد ، اما باید خاطرنشان کنیم که کاربرد آرامی و فعالیت دبیران و مترجمان شفاهی به سهولت امکان رفع این موانع را در کارهای اداری و حتی در زندگی روزمره می داد . وقتی پارسیان با مصریان عهدنامه های تجاری منعقد می کردند ، متن به آرامی تدوین می شد . همچنین است قرارداد بین یک آرامی ساکن الهیه (تءوزی) و یک روستایی مصری . به عبارت دیگر ، پراکندگی زبان شناختی ای که همیشه وجود داشت ، وحدت سیاسی شاهنشاهی را به مخاطره نمی افکند . فرمان شاه یا خشثرماون به هر زبانی ، اعم از یونانی ، بابلی ، لوکیایی یا دموتی نوشته و منتشر شود ، تمام ارزش عملی خود را حفظ می کند - همچنانکه هنر بکار رفته در تخت جمشید ، به رغم فراخواندن صنعتگران تمام سرزمین ها و وام گیری از گنجینه ی تصویرشناختی خاور نزدیک ، یک هنر سلطنتی هخامنشی به تمام معنی به شمار می آید . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 801 - 796


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (198) : کوروش پرستان (هخامنشی پرستان) و نژادپرستان به خدایان خود پشت می کنند
برچسب ها : زبان ,پارسی ,پارسیان ,آرامی ,پرستان ,شفاهی ,کوروش پرستان ,ناحیه بابل ,مترجمان شفاهی ,مترجم شفاهی ,زبان پارسی

هخامنشیان (197) : اخته کردن پسران بی گناه ، و اسیر و تبعید کردن دختران بی گناه ، مسلک هخامنشیان

:: هخامنشیان (197) : اخته کردن پسران بی گناه ، و اسیر و تبعید کردن دختران بی گناه ، مسلک هخامنشیان

اخته کردن پسران بی گناه ، و اسیر و تبعید کردن دختران بی گناه ، مسلک جنایتکارانه ی هخامنشیان


هخامنشیان (بخش197)


" ... نویسندگان یونانی از تبعید ساکنان دولتشهرهای یونانی در اجرای فرمان شاه (هخامنشی) طبعا مطلع و متاثر بودند . با هشدار پارسیان به ایونیهای شورشی (استقلال طلب و آزادیخواه) آشنا هستیم : 

" پسرانشان را اخته خواهیم کرد و دخترانشان را به باکتریا تبعید خواهیم کرد . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 793


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (197) : اخته کردن پسران بی گناه ، و اسیر و تبعید کردن دختران بی گناه ، مسلک هخامنشیان
برچسب ها : هخاان ,تبعید ,گناه ,اخته ,تبعید دختران ,اخته پسران

هخامنشیان (196) : آیا آریایی هستیم ؟ / ادعای خلوص نژادی ، خرافه ای بیش نیست

:: هخامنشیان (196) : آیا آریایی هستیم ؟ / ادعای خلوص نژادی ، خرافه ای بیش نیست

آیا آریایی هستیم ؟ 

ادعای خلوص نژادی ، خرافه ای بیش نیست


هخامنشیان (بخش196)


ادعای جدا بودن نژادها یک خرافه


استاد شهید مطهری (ره) :

" امروز در جهان , ملل گوناگونى وجود دارد .

آنچه آنها را به صورت ملت واحد در آورده است زندگى مشترک و قانون و حکومت مشترک است نه چیز دیگر , از قبیل نژاد و خون و غیره .

وجه مشترک این واحدها اینست که حکومت واحدى آنها را اداره مى کند .

بعضى از این ملتها سابقه تاریخى زیادى ندارند , مولود یک حادثه اجتماعی اند مثل بسیارى از ملل خاورمیانه که مولود جنگ بین الملل اول و شکست عثمانیهایند .

فعلا در دنیا ملتى وجود ندارد که از نظر خون و نژاد از سایر ملل جدا باشد .

مثلا ما ایرانیها که سابقه تاریخى نیز داریم و از لحاظ حکومت و قوانین داراى وضع خاصى هستیم , آیا از لحاظ خون و نژاد از سایر ملل مجاور جدا هستیم ؟

مثلا ما که خود را از نژاد آریا و اعراب را از نژاد سامى مى دانیم آیا واقعا همینطور است ؟ یا دیگر پس از اینهمه اختلاطها و امتزاجها , از نژادها اثرى باقى نمانده است ؟

حقیقت اینست که ادعاى جدا بودن خونها و نژادها خرافه اى بیش نیست .

نژاد سامى و آریایى و غیره به صورت جدا و مستقل از یکدیگر فقط در گذشته بوده است , اما حالا آنقدر اختلاط و امتزاج و نقل و انتقال صورت گرفته است که اثرى از نژادهاى مستقل باقى نمانده است .

بسیارى از مردم امروز ایران که ایرانى و فارسى زبانند و داعیه ایرانى گرى دارند , یا عربند یا ترک یا مغول ؛ همچنانکه بسیارى از اعراب که با حماسه زیادى دم از عربیت مى زنند از نژاد ایرانى یا ترک یا مغول مى باشند.

شما اگر همین حالا سفرى به مکه و مدینه بروید , اکثر مردم ساکن آنجا را مى بینید که در اصل اهل هند یا ایران یا بلخ یا بخارا یا جاى دیگرى هستند . 

شاید بسیارى از کسانى که نژادشان از کوروش و داریوش است الان در کشورهاى عربى , تعصب شدید عربیت دارند و بالعکس شاید بسیارى از اولاد ابوسفیان ها امروز سنگ تعصب ایرانیت به سینه مى زنند .

چند سال پیش یکى از اساتید دانشگاه تهران کوشش داشت با دلیل اثبات کند که یزید بن معاویه یک ایرانى اصیل بوده تا چه رسد به فرزندانش , اگر در این سرزمین باشند .

پس آنچه به نام ملت فعلا وجود دارد اینست که ما فعلا مردمى هستیم که در یک سرزمین و در زیر یک پرچم و با یک نظام حکومتى و با قوانین خاصى زندگى مى کنیم , اما اینکه نیاکان و اجداد ما هم حتما ایرانى بوده اند یا یونانى یا عرب یا مغول یا چیز دیگر , نمی دانیم .

اگر ما ایرانیان بخواهیم بر اساس نژاد قضاوت کنیم و کسانى را ایرانى بدانیم که نژاد آریا داشته باشند بیشتر ملت ایران را باید غیر ایرانى بدانیم و بسیارى از مفاخر خود را از دست بدهیم . یعنى از این راه بزرگترین ضربه را بر ملیت ایرانى زده ایم . الان در ایران قومها و قبایلى زندگى مى کنند که نه زبانشان فارسى است و نه خود را از نژاد آریا مى دانند .

به هر حال در عصر حاضر دم زدن از استقلال خونى و نژادى خرافه اى بیش نیست . "


استاد شهید مطهری (ره) ، کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران ، صفحات 62-60 

###


تبعید اقوام و اشخاص آزادی خواه و استقلال طلب از شهرشان توسط هخامنشیان


" ... نویسندگان یونانی از تبعید ساکنان دولتشهرهای یونانی در اجرای فرمان شاه (هخامنشی) طبعا مطلع و متاثر بودند . با هشدار پارسیان به ایونیهای شورشی (استقلال طلب و آزادیخواه) آشنا هستیم : " پسرانشان را اخته خواهیم کرد و دخترانشان را به باکتریا تبعید خواهیم کرد . "

... نخستین مورد فهرست شده (تبعید شدگان) برقه ای ها هستند که پس از پیروزی پارس به مصر و پس از آن به نزد داریوش برده شدند : 

" او قریه ای در باکتریا برای سکونت بدانان داد ؛ آنان این قریه را برقه نام نهادند ؛ حتی در روزگار من (=هرودوت) نیز این قریه در باکتریا مسکون است . "

پس از قلع و قمع میلتوس ، میلتوسیانی را که زنده دستگیر کردند ، به شوش بردند ؛ داریوش شاه بی آنکه لطمه دیگری به آنان وارد کند (و تعداد کشته هایشان را افزایش دهد) ، آنان را در ساحل دریایی که آن را اروتره (خلیج فارس) می نامند ، در شهر امپه ، که دجله از کنار آن می گذرد و به دریا می ریزد مستقر کرد . 

بسیاری از نویسندگان یونانی مثال اروتره ایهایی را که طی لشکرکشی داتیس و ارتافرنس در سال 490 اسیر شده بود ، ذکر کرده اند : " داریوش شاه پیش از اسارت ارتره ایها نفرت شدیدی از آنان در دل داشت ، چون ابتکار حمله را به دست گرفته بودند ؛ اما وقتی دید آنان را به حالت انقیاد به نزد وی آوردند جز استقرار آنان در کیسیا (لرستان) در قلمروی به نام اردریکا در فاصله 210 استادی شوش که به خود وی تعلق داشت ، لطمه دیگری به آنان وارد نکرد (و کشته هایشان را افزایش نداد) . "

نویسندگان باستان حضور تبعیدیان بویوتیایی و ساکنان روستاهای کاریایی را نزدیک شوش قید کرده اند . همچنین می دانیم که هنگام واقعه ای که هرودوت آن را دومین شورش ایونیا می نامد برانخیدیان میلتوس از خشایارشا حمایت کردند و در برابر موفقیت یونانیان و برای احتراز از انتقامجویی آنان ، ترجیح دادند در ارابه های بارکش سپاه سلطنتی پنهان شوند و بگریزند . خشایارشا آنان را در باکتریا مستقر کرد ... 

البته هیچ دلیلی وجود ندارد که فرض کنیم که یونانیان تنها کسانی بودند که گرفتار چنین کیفرهایی شدند ؛ نام اقوام قید شده در الواح تخت جمشید این سخن را ثابت می کند . هرودوت در میان تبعیدیان ، پایونیها را نیز قید می کند ، که داریوش آنان را در آسیای صغیر مستقر کرده بود . 

به نوشته دیودوروس سیسیلی ، کمبوجیه صنعتگران مصری را نیز تبعید کرد و به نوشته پلینی ، داریوش ، مغان را به ماد انتقال داده بود ؛ اما احتمال دارد که این سخن بازتاب داستانی مشکوک درباره شورش مغان ماد و تدابیر اتخاذ شده بر ضد آنها توسط داریوش باشد . بر اساس منابع متاخر و کاملا مشکوک یهودیان هم در دوران اردشیر دوم تبعید شده اند . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 794 - 793 


موقعیت اجتماعات جابجا شده


" تعیین موقعیت اقوامی که این چنین تبعید شده بودند ، آسان نیست . متون دوران اسکندر را که حاکی از حضور یونانیان و لوکی ها در کارگاه های تخت جمشید و واحدهای کشاورزی دامداری است ، کنار می گذاریم ؛ زیرا تعیین تاریخ ورودشان ممکن نیست . دیودوروس فقط توضیح داده است که این جابجایی ها به دوران " شاهان قدیم پارس " مربوط می شود . به هر حال حضور یونانیان در پارس در دوران داریوش اول نه فقط از طریق چند شهادت مکتوب به زبان یونانی و نیز مخططات ، بلکه از طریق چند لوح به تایید رسیده است . یکی از آنها به جیره های ویژه زایمان اشاره می کند که به زنان ایونیایی داده شده است . الواح دیگر از کسی نام می برد که نام قومی یءونا را به عنوان نام شخصی دارد . بی شک این شخص یونانی است . او در تشکیلات اداری مشاغلی دارد . وی مسءول غلات است . و در سال 499 - 498 یکی از کارکنان پرنکه و زیشویش به شمار می آید . 

متون باستان حکایت از آن دارند که در همه موارد تبعیدیان یونانی از حق داشتن سکونتگاهی دایم و انتفاع از اراضی برخوردار شده اند . از این نظر موقعیت آنان به یقین از موقعیت اجتماعات قومی دیگری که در ناحیه بابل در درون نظام خطرو مستقر شده بودند ، متفاوت نیست . چون اعضای آنها فقط از سربازان تشکیل نمی شد و در آن شمار فراوانی از اقوام مختلف یافت می شدند : ایرانیان ، هندیان ، سکاها ، همچنین افراد آناتولیایی الاصل . سندی متعلق به زمان سلطنت کمبوجیه حاکی از آن است که مصریان مستقر در نزدیکی نیپور دارای تشکیلات خودمختاری بودند که به دست مشایخشان اداره می شد و تشکیلات اداری هخامنشی آن را به رسمیت می شناخت . همچنین است جامعه یهودیان مهاجر ، که همواره ، حتی پس از بازگشت از تبعید ، فعال و زنده بود . شمار فراوانی از یهودیانی که در مبادله های فرهنگی و تجاری کاملا ادغام شده بودند ، به جای آنکه ماجرای مخاطره آمیز بازگشت به یهودیه را تجربه کنند ، ترجیح دادند که در بابل بمانند . همین سخن درباره بابلیان مستقر در پارس از زمان سلطنت کمبوجیه صدق می کند . تقریبا محتمل می نماید که جماعات یونانی تبعیدی از وضعیت مشابه یا تقریبا مشابهی برخوردار بوده باشند . این امر تاکید هرودوت را دایر بر اینکه داریوش به آنان لطمه دیگری وارد نکرد توجیه می کند . در دوران داریوش سوم ، اءوبویایی های سوزیان قشونی برای سپاه سلطنتی تدارک دیده بودند . این بایست قاعده ای عمومی باشد ، چون تبعیدیانی هم که در جزایر خلیج فارس مستقر شده بودند ، در تشکیلات خراجگزارانه ی داریوش جای داشتند و برای سپاه خشایارشا قشون می فرستادند . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 795 - 794

 

تذکر :

وقتی فقط در حکومت هخامنشی ، این همه جابجایی اقوام وجود دارد (که این مطلب تنها بخشی کوچک از آن است) حسابش را بکنید در حکومتهای متعدد دیگر چقدر جابجایی خصوصا در ایران صورت گرفته است . مهاجرت ها ، ازدواج های بین اقوام و ... هم که دیگر جای خود دارد . 

بنابراین ادعای خلوص نژادی (و آریایی و سامی و ... بودن) ، نه تنها قابل اثبات نیست ، بلکه خرافه ای مسجل است .

ناگفته نماند که اسناد فراوانی به مهاجرت ایرانیان (یا پارسیان) به سرزمینهای متعدد دیگر اشاره دارد ؛ و مسلما در آنجا هم (با ازدواج) ، اختلاط و امتزاج نژادی صورت گرفته است . با مطالعه کتب تاریخ باستان و غیرباستان ، منجمله " امپراتوری هخامنشی " تالیف پروفسور برایان ، می توانید درباره این قضیه ، بیشتر اطلاعات کسب کنید . چند صفحه قبل تر و چند صفحه بعدتر از آدرسی که از این کتاب داده ایم ، در این مورد مطالبی موجود است ؛ که برای جلوگیری از اطاله کلام از ذکر آن خودداری کردیم . 


مطلب مرتبط :


شناسایی نژاد آریایی در ایران :

 https://goo.gl/UdvogX


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (196) : آیا آریایی هستیم ؟ / ادعای خلوص نژادی ، خرافه ای بیش نیست
برچسب ها : آنان ,نژاد ,داریوش ,بودند ,ایرانى ,تبعید ,لطمه دیگری ,صورت گرفته ,نژاد آریا ,وجود دارد ,خلوص نژادی ,زمان سلطنت کمبوجیه ,ترجمه ناهید فروغان

هخامنشیان (195) : تبعید اشخاص و اقوام آزادی خواه و استقلال طلب از شهرشان توسط هخامنشیان

:: هخامنشیان (195) : تبعید اشخاص و اقوام آزادی خواه و استقلال طلب از شهرشان توسط هخامنشیان

تبعید اقوام و اشخاص آزادی خواه و استقلال طلب از شهرشان توسط هخامنشیان


هخامنشیان (بخش195)


" ... نویسندگان یونانی از تبعید ساکنان دولتشهرهای یونانی در اجرای فرمان شاه (هخامنشی) طبعا مطلع و متاثر بودند . با هشدار پارسیان به ایونیهای شورشی (استقلال طلب و آزادیخواه) آشنا هستیم : " پسرانشان را اخته خواهیم کرد و دخترانشان را به باکتریا تبعید خواهیم کرد . "

... نخستین مورد فهرست شده (تبعید شدگان) برقه ای ها هستند که پس از پیروزی پارس به مصر و پس از آن به نزد داریوش برده شدند : 

" او قریه ای در باکتریا برای سکونت بدانان داد ؛ آنان این قریه را برقه نام نهادند ؛ حتی در روزگار من (=هرودوت) نیز این قریه در باکتریا مسکون است . "

پس از قلع و قمع میلتوس ، میلتوسیانی را که زنده دستگیر کردند ، به شوش بردند ؛ داریوش شاه بی آنکه لطمه دیگری به آنان وارد کند (و تعداد کشته هایشان را افزایش دهد) ، آنان را در ساحل دریایی که آن را اروتره (خلیج فارس) می نامند ، در شهر امپه ، که دجله از کنار آن می گذرد و به دریا می ریزد مستقر کرد . 

بسیاری از نویسندگان یونانی مثال اروتره ایهایی را که طی لشکرکشی داتیس و ارتافرنس در سال 490 اسیر شده بود ، ذکر کرده اند : " داریوش شاه پیش از اسارت ارتره ایها نفرت شدیدی از آنان در دل داشت ، چون ابتکار حمله را به دست گرفته بودند ؛ اما وقتی دید آنان را به حالت انقیاد به نزد وی آوردند جز استقرار آنان در کیسیا (لرستان) در قلمروی به نام اردریکا در فاصله 210 استادی شوش که به خود وی تعلق داشت ، لطمه دیگری به آنان وارد نکرد (و کشته هایشان را افزایش نداد) . "

نویسندگان باستان حضور تبعیدیان بویوتیایی و ساکنان روستاهای کاریایی را نزدیک شوش قید کرده اند . همچنین می دانیم که هنگام واقعه ای که هرودوت آن را دومین شورش ایونیا می نامد برانخیدیان میلتوس از خشایارشا حمایت کردند و در برابر موفقیت یونانیان و برای احتراز از انتقامجویی آنان ، ترجیح دادند در ارابه های بارکش سپاه سلطنتی پنهان شوند و بگریزند . خشایارشا آنان را در باکتریا مستقر کرد ... 

البته هیچ دلیلی وجود ندارد که فرض کنیم که یونانیان تنها کسانی بودند که گرفتار چنین کیفرهایی شدند ؛ نام اقوام قید شده در الواح تخت جمشید این سخن را ثابت می کند . هرودوت در میان تبعیدیان ، پایونیها را نیز قید می کند ، که داریوش آنان را در آسیای صغیر مستقر کرده بود . 

به نوشته دیودوروس سیسیلی ، کمبوجیه صنعتگران مصری را نیز تبعید کرد و به نوشته پلینی ، داریوش ، مغان را به ماد انتقال داده بود ؛ اما احتمال دارد که این سخن بازتاب داستانی مشکوک درباره شورش مغان ماد و تدابیر اتخاذ شده بر ضد آنها توسط داریوش باشد . بر اساس منابع متاخر و کاملا مشکوک یهودیان هم در دوران اردشیر دوم تبعید شده اند . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 794 - 793 


تذکر :

وقتی فقط در حکومت هخامنشی ، این همه جابجایی اقوام وجود دارد (که این مطلب تنها بخشی کوچک از آن است) حسابش را بکنید در حکومتهای متعدد دیگر چقدر جابجایی خصوصا در ایران صورت گرفته است . مهاجرت ها ، ازدواج های بین اقوام و ... هم که دیگر جای خود دارد . 

بنابراین ادعای خلوص نژادی (و آریایی و سامی و امثالهم بودن) ، نه تنها قابل اثبات نیست ، بلکه خرافه ای مسجل است .


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357 

منبع : باستانهخامنشیان (195) : تبعید اشخاص و اقوام آزادی خواه و استقلال طلب از شهرشان توسط هخامنشیان
برچسب ها : آنان ,تبعید ,داریوش ,اقوام ,باکتریا ,هخاان ,آنان وارد ,کشته هایشان ,لطمه دیگری ,نویسندگان یونانی ,شهرشان توسط

هخامنشیان (194) : خرید و فروش زنان و مردان (=برده داری) در عصر هخامنشیان جهت زنا و نوکری

:: هخامنشیان (194) : خرید و فروش زنان و مردان (=برده داری) در عصر هخامنشیان جهت زنا و نوکری

خرید و فروش زنان و مردان (=برده داری) در زمان هخامنشیان (و در قلمرو و توسط هخامنشیان) جهت زنا و نوکری 


هخامنشیان (بخش194)


" ... فرا خواندن هنرمندان یونانی در داسکولیون و نقاط دیگر بسیار زیاد بوده است . در این منطقه مرزی ، قراردادهای فراوانی بین پارسیان دربارهای خشثرپاون نشین (هخامنشی) و یونانیان ساحل نشین منعقد می شده است ، همانطور که وجود نیکوگنس آن را روشن می کند . پارسیان ساردیس پالاکایها (=همبستران) و خواجگان خود را از بازار یونان 'خریداری می کردند' ... "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 789


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (194) : خرید و فروش زنان و مردان (=برده داری) در عصر هخامنشیان جهت زنا و نوکری
برچسب ها : هخاان ,برده داری ,مردان برده ,فروش زنان

هخامنشیان (193) : رواج زنا در بین فرمانداران هخامنشیان

:: هخامنشیان (193) : رواج زنا در بین فرمانداران هخامنشیان

رواج زنا در بین فرمانداران هخامنشیان


هخامنشیان (بخش193)


" ... ما هیچ گواهی درباره ازدواج بین پارسیان (در عصر هخامنشیان) و یونانیان در اختیار نداریم . یگانه شواهد موجود ، درباره حضور 'همبستران' یونانی در دربار خشثرپاون (1) هاست . 

به استثنای مورد هارپاگ در لوکیا باید توجه داشته باشیم که بررسی نام اشخاص شاید از ازدواج های بین پارسیان و غیر پارسیان در کاریا از قرن پنجم به بعد خبر دهد . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 787


1 . خشثرپاون به فرمانداران هخامنشیان در سرزمینهای تصرف شده گویند . 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (193) : رواج زنا در بین فرمانداران هخامنشیان
برچسب ها : هخاان ,پارسیان ,فرمانداران ,فرمانداران هخاان

هخامنشیان (192) : رایج بودن برده داری در عصر هخامنشی

:: هخامنشیان (192) : رایج بودن برده داری در عصر هخامنشی

رایج بودن برده داری در عصر هخامنشیان 


هخامنشیان (بخش192)


" ... شناخته شده ترین مثال پارسیان استقرار یافته در ایالات ، مثال آسیداتس است که در آغاز قرن چهارم در موسیا در دشت کایکوس ، قلمروی در اختیار داشت . قلمرو آسیداتس از اراضی کشاورزی بسیار حاصلخیزی تشکیل شده بود که از بردگان و وابستگان آکنده بود ... "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 786


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (192) : رایج بودن برده داری در عصر هخامنشی
برچسب ها : برده داری ,بودن برده ,رایج بودن

هخامنشیان (191) : آرتمیس نه پارسی بود ، نه باعث افتخار ؛ او وطن فروشی جنایتکار بود

:: هخامنشیان (191) : آرتمیس نه پارسی بود ، نه باعث افتخار ؛ او وطن فروشی جنایتکار بود

آرتمیس نه پارسی بود ، نه باعث افتخار ؛

او وطن فروشی جنایتکار بود


هخامنشیان (بخش191)


پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ مدتی است که پیام‌هایی از سوی جریان باستانگرا، پیرامون زنی به نام آرتمیس منتشر می‌شود. در این پیام‌ها، این زن به عنوان دریاسالار ارتش هخامنشی ستوده شده و الگویی برای بانوان ایرانی نامیده شده است. اما به راستی حقیقت چیست؟ آرتمیس که بود؟ آیا ایرانی بود؟ آیا الگو و مایه افتخار بانوان ایرانی است؟ آنچه در ادامه می‌آید، اسنادی پیرامون این زن و شخصیت اوست. 


- هیچ یک از متون تاریخی ایران (و حتی منابع اسطوره‌ای)، ابداً نامی از این زن نبرده اند. مطمئناً اگر فرهیختگان ایرانی در گذر تاریخ، ارزشی برای این زن قائل بودند، حداقل یادی از او می‌کردند. لیکن می‌بینیم که حتی یک کلمه درباره او در منابع ایرانی، گفته و نوشته نشده است. این چه افتخار و الگویی است که هیچ اسم و رسم و نشانی از او در هیچ یک از منابع کهن ایرانی وجود ندارد ؟


- از سویی دیگر، منابع یونانی از او نام برده اند. آن هم چه نام بردنی...! نگاهی به آرتمیس در منابع یونانی!


آرتمیس یک واژۀ یونانی، نه پارسی!‌


آرتمیس (به یونانی: Αρτεμις و به لاتین: Artemis/artemise) در اساطیر یونان، ایزدبانوی شکار، ماه و حاصلخیزی، دختر زئوس، و خواهر دوقلوی آپولون بود.[1] نام آرتمیس دریاسالار هخامنشی (!) از نام این الهه بانو گرفته شده است. این واژه، نه یک نام ایرانی، بلکه یک اسم یونانی و در واقع نام یکی از خدایان یونان باستان است. نه تنها در یونان، بلکه در سراسر جزایر و نقاطى که عناصر یونانى سکونت داشتند مورد پرستش بود،[2] مناطقی چون لیدیا،[3] کاپادوکیا[4] مناطق ایونی،[5] دلوس،[6] تراکیا[7] و غیره. هرودوت این نام را جزو اسامی خدایان یونانی می آورد!‌[8] گزنفون هم او را به عنوان یک رب النوع یونانی نام می‌برد.[9] طبق منابع متعدد تاریخی،یونانی بودن این واژه روشن و صریح است و جای تردید نیست.[10] حتی معبد آرتمیس در کرمانشاه (کنگاور) نیز یک معبد هلنی (یونانی) بود. که پس از فتح ایران به دست اسکندر، توسط یونانیان ساخته شد و البته به گفته ایزیدور خاراکسی، بعدها به معبد آناهیتا تغییر نام داد.[11] پس واژه آرتمیس، یونانی است. یعنی یک نام یونانی است. لیکن آرتمیس -فرماندهان نیروی دریایی هخامنشی در جنگ علیه یونان- نزد خشایارشا چه ‌می‌کرد؟


آرتمیس، یک غیر ایرانی و یک جنگجوی اجاره ای!


آرتمیس یکم، ملکه هالیکارناس در کاریا، و یکی از فرماندهان نیروی دریایی هخامنشی در نبرد سالامیس در زمان تجاوز خشایارشا به یونان (در سال ۴۸۰ پیش از میلاد) بود.[12] هالیکارناس یک شهر در آسیای صعیر و در منطقه ایونیه محسوب می‌شود.[13] منطقه‌ای که آرتمیس بر آن حکومت می کرد، یک سرزمین در اشغال هخامنشیان بود. در واقع آرتمیس پس از مرگ شوهرش، حاکم دست نشانده هخامنشیان در آن سرزمین بود (یک حاکم بومی دست نشانده). بنابر نقل تاریخ، نام پسر آرتمیس، پیسیندلیس (Pisindelis) بود،[14] که یک نام یونانی است. نام پدر آرتمیس هم لیگ‏دامیس بود که این نیز نامی یونانی و مربوط به نواحی ایونیه است (نه یک نام ایرانی). پدر آرتمیس، اهل هالیکارناس (در ایونیه) بود، و مادر او نیز اهل جزیره کریت (کِرِت) در دریای مدیترانه بود.[15] لذا آرتمیس، ایرانی (و پارسی) نبود.


آرتمیس، سالار مرداب‌ها


آرتمیس (آرتمیز) با اینکه خود اهل ایونیه (مناطق یونانی‌نشین آسیای صغیر) بود، ولی در جنگ‌های ضد یونانی همراه خشایارشا بود و به او یاری رساند.[16] وی در تجاوز خشایارشا به یونان، به شاه هخامنشی مشاوره داد و مستقیماً در نبرد دریایی به او خشایارشا کمک کرد.‌[17] حتی آرتمیس از اینکه خشایارشا آتن را به آتش کشید، ابراز خشنودی می‌کند و او را می ستاید.[18] لذا یونانیان، به آرتمیس به چشم یک خائن جنایتکار نگاه می‌کردند (که دست آخر هم خودکشی کرد ! 


ادامه و منابع در لینک زیر :

 http://www.adyannet.com/fa/news/15916


###


آرتمیس ، یونانی بود 


هرودوت :

" او (آرتمیس) دختر لوگدامیس بود ، از طرف پدر هالیکارناسی و از طرف مادر کرتی بود . وی (از جانب هخامنشیان) بر هالیکارناس ، کوس ، نیسوروس و کالومنوس فرمانروایی می کرد . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 782


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (191) : آرتمیس نه پارسی بود ، نه باعث افتخار ؛ او وطن فروشی جنایتکار بود
برچسب ها : آرتمیس ,یونانی ,ایرانی ,منابع ,آرتمیس، ,خشایارشا ,نیروی دریایی ,تجاوز خشایارشا ,فرماندهان نیروی ,منابع یونانی ,فروشی جنایتکار ,فرماندهان نیرو

هخامنشیان (190) : اشاره کوروش ( صغیر ) به غارتگری خود

:: هخامنشیان (190) : اشاره کوروش ( صغیر ) به غارتگری خود

اشاره کوروش به غارتگری خود 


هخامنشیان (بخش190)


" ... کوروش صغیر در سال 401 با سوءنسیس ، پادشاه کیلیکیها روابطی برقرار می کند . اپوءاکسا ، همسر این پادشاه برای یافتن کوروش صغیر ، که فرماندهی سپاهش را به عهده دارد ، به توریاءیون می آید . سوءنسیس اقامتگاهی در تارسوس دارد . وی با کوروش توافقی امضا می کند . کوروش به سوءنسیس عطایای شاهانه بخشید و به وی قول داد که " سرزمین او را دیگر نهب و غارت نکند و هر جا بردگانی را که از کیلیکیا ربوده بودند بیابند، به وی مسترد دارد (1) (2) .

از این سخن نباید به تعجیل نتیجه گرفت که سوءنسیس و کیلیکیا خارج از قلمرو شاهنشاهی هخامنشی قرار دارند و ادغام این سرزمین در این قلمرو فقط نظری و غیرواقعی است . نخست آنکه نام کیلیکیا در نواحی خراجگزار داریوش (در کتیبه ها) گنجانده شده است . وی به تنهایی ناحیه چهارم را تشکیل می داد و سالیانه 360 اسب سپید و 500 تالان نقره می داده است (بعنوان خراج) . وانگهی سوءنسیس باید نیروهای نظامی و ناوهایی تدارک ببیند : با تدارک 100 کشتی ، نیروی نظامی کیلیکی به تنهایی با واحدهای ایونی و هلسپونتوسی برابر است . از آن گذشته کیلیکیا برای پارسیان منطقه استراتژیکی بسیار مهمی به شمار می رفت . از دوران داریوش ، کیلیکیا نقطه عبور جاده ی بزرگی بود که ناحیه بابل را به آسیای صغیر وصل می کرد . ترتیبات اختیار شده توسط مردونیه در سال 492 نیز این امر را به خوبی نشان می دهد :.

" بر ساحل دریا فرود آمد در حالی که نیروهای زمینی متعدد و گردانهای دریایی فراوان با خود آورده بود ... وقتی در راس این نیروها به کیلیکیا رسید خود بر کشتی نشست و با باقی ناوگان عزیمت کرد در حالی که سرداران دیگر ، سپاه زمینی را به طرف هلسپونتوس هدایت می کردند . "

کیلیکیا در تمام طول تاریخ هخامنشی چهارراه و مرکز ارتباطی مهمی بین سرزمینهای بین النهرین و آناتولیا به شمار می آمد . (3)"


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 783 - 782


1 . این سخن کوروش صغیر اعتراف کوروش به غارتگری خود است .

2 . همین سخن ، نشان از این دارد که بر خلاف ادعای باستانگرایان ، برده داری در ایران باستان و عصر هخامنشی رواج داشته است (وگرنه ، دلیلی وجود نداشت کوروش از برده ، نامی به میان آورد) .

3 . اهمیت کیلیکیا برای هخامنشیان ، خود نشانگر یکی از دلایل توافق کوروش ، مبنی بر عدم غارت آن سرزمین و نیز بازگرداندن بردگان کیلیکیایی است . 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (190) : اشاره کوروش ( صغیر ) به غارتگری خود
برچسب ها : کوروش ,کیلیکیا ,سوءنسیس ,صغیر ,غارتگری ,سرزمین ,کوروش صغیر ,کیلیکیا برای ,اشاره کوروش

هخامنشیان (189) : جنایات هخامنشیان : بردگی کودکان و زنان ، آتش زدن معابد و شهرها ، قتل عام مردان و ...

:: هخامنشیان (189) : جنایات هخامنشیان : بردگی کودکان و زنان ، آتش زدن معابد و شهرها ، قتل عام مردان و ...

جنایات هخامنشیان در میلتوس ، خیوس ، لسبوس و ... : 

" بردگی زنان و کودکان ، تبعید ، مصادره اراضی ، تخریب منازل ، انهدام پرستشگاه ها ، قتل عام مردان ، سوزاندن معابد ، غارت معابد و شهرها ، به آتش کشیدن شهرها و ... "


هخامنشیان (بخش189)


" شرایط سلطه پارسیان در پایان شورش (استقلال طلبانه) ایونیا بار دیگر ثابت می کند که توجه (هخامنشیان) به پرستشگاه های محلی منوط به وفاداری اتباع بوده است . فتح (=غصب) دوباره ، بدون مدارا و به نحوی بی رحمانه به دست پارسیان (=هخامنشیان) دنبال شد ... 

به نوشته هرودوت ، پارسیان (=هخامنشیان) فهمانده بودند که مجازات های عبرت انگیزی چون بردگی ، تبعید ، مصادره اراضی ، تخریب مساکن (=منازل) شخصی و انهدام پرستشگاه ها در انتظار کسانی است که تا انتها پایداری کنند (=در برابر متجاوزین هخامنشی ، مقاومت و از وطن خود دفاع کنند) .

سرنوشت میلتوس چنین بود : 

»بیشتر مردان را کشتند ، زنان و کودکان به بردگی فرو کاسته شدند . پرستشگاه دیدوم ، معبد و مقر هاتف ، غارت و طعمه حریق شد ... و اما قلمرو میلتوس ، پارسیان )=هخامنشیان( منطقه شهر و دشت را برای خود غصب کردند و مالکیت ارتفاعات را به کاریهای پداسا دادند ... بدین ترتیب میلتوس از شهروندان خالی شد .»

جزایر خیوس ، لسبوس ، تندوس ، سپس شهرهای آسیای صغیر ، سرانجام شهرهای هلسپونتوس ، یکی پس از دیگری به تاراج رفت و به آتش کشیده شد . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 775


توضیح : مردم شهرها و سرزمین های مختلف که از تجاوز هخامنشیان و غصب سرزمینشان توسط آنان و دیکتاتوری هخامنشی به تنگ آمده ، و خواهان بازگشت آزادی و استقلال خود از یوغ هخامنشیان بودند ، دست به شورش های آزادی خواهانه زدند ؛ و با این جنایات عظیم از جانب هخامنشیان روبرو شدند که در این سند مطالعه کردید .


#جنایت_علیه_بشریت


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (189) : جنایات هخامنشیان : بردگی کودکان و زنان ، آتش زدن معابد و شهرها ، قتل عام مردان و ...
برچسب ها : هخاان ,شهرها ,پرستشگاه ,پارسیان ,بردگی ,میلتوس ,پارسیان هخاان ,انهدام پرستشگاه ,مصادره اراضی ,جنایات هخاان

هخامنشیان (188) : خرج سربازان با خودشان بود (در عصر هخامنشی)

:: هخامنشیان (188) : خرج سربازان با خودشان بود (در عصر هخامنشی)

خرج سربازان با خودشان بود (در عصر هخامنشی)


هخامنشیان (بخش188)


" ... اسناد زمان سلطنت داریوش نشان می دهند که سربازان ناحیه بابل ممکن بود مثلا برای انجام خدمتی در عیلام ، مشمول بسیج های استثنایی شوند . آنان در تمام موارد باید بر حسب قواعد تحمیلی تشکیلات اداری (هخامنشی) وسایل و تجهیزات خود را راسا فراهم کنند و مخارج متعلقه را که ممکن بود بسیار بالا باشد ، شخصا تدارک ببینند . سربازان ممکن بود برای راس کشتی ها بسیج شوند ... "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 762


توضیح : همانطور که قبلا از کتاب نقل کردیم ، سربازان بطور منظم توسط حکومت هخامنشی برای تجاوز به سرزمینهای دیگر احضار می شدند و موظف بودند که در جنگ های مداوم و متعدد ترتیب یافته توسط هخامنشیان شرکت کنند . هزینه خورد و خوراک و اسلحه آنها هم با خودشان بود . در واقع ، آنها برای طمع و خوشگذرانی هخامنشیان ، موظف بودند هم از جان ، هم از وقت ، هم از مال و هم از عمر خود بگذرند . 

آیا این ، جز بردگی است ؟


مطالب مرتبط : 


خرج سرباز و سلاحش با خودش :

 https://goo.gl/wEo80n 

در حکومت هخامنشی ، همه سربازان و سرکردگان ، حکم برده داشتند :

 https://goo.gl/URT7jF 

هخامنشیان ، کسانی که به خدمت یا جنگ نمی رفتند اعدام می کردند :

 https://goo.gl/mZRKX2 

دو نیم کردن شخص بی گناهی که پدرش از شاه هخامنشی خواست از خدمت معافش کند :

 https://goo.gl/QiRnY3 

کشتن نزدیکان به بهانه های واهی توسط هخامنشیان :

 https://goo.gl/6DMXCp 

بردگی گسترده مردم در حکومت هخامنشی : " بیگاری کشیدن از مردم ، روال جاری هخامنشیان " :

 https://goo.gl/4zJZ1M 

هزینه تامین آذوقه سربازان ، به عهده خود سربازان بود :

 https://goo.gl/BSyn73

 

 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (188) : خرج سربازان با خودشان بود (در عصر هخامنشی)
برچسب ها : سربازان , https ,هخاان ,خودشان ,حکومت ,ممکن ,هخاان  https ,توسط هخاان ,موظف بودند

هخامنشیان (187) : رابطه هخامنشیان با تجارتخانه اگیبی (که در قلمرو هخامنشیان ، برده فروشی هم می کرد)

:: هخامنشیان (187) : رابطه هخامنشیان با تجارتخانه اگیبی (که در قلمرو هخامنشیان ، برده فروشی هم می کرد)

رابطه هخامنشیان با تجارتخانه اگیبی (که در قلمرو هخامنشیان برده فروشی هم می کرد)


هخامنشیان (بخش187)


" ... باید از بغه سرو نیز نام ببریم که مجموعه ای از الواح نشان می دهد که در بابل وظیفه خزانه دار (هخامنشیان) را بین سال های 518 تا 501 عهده دار بوده است . این عنوان به شکل بابلی " رب کاصیر " آمده است و پس از آن به شکل ایرانی گنزبره در الواح سالهای 511 - 501 قید شده است . بغه سرو جزو پارسیانی است که در ناحیه بابل اراضی وابسته به شغل در اختیار داشته است .  خانه اش را فردی اداره می کند (رب بی تی) به نام پیشیه ، که خدمتگزاران فراوان زیر دست خود دارد . چندین لوح حاکی از آن است که بغه سرو از اراضی خود مستقیما بهره برداری نمی کند . وی اداره آنها را به نمایندگان تجارتخانه اگیبی سپرده است که بخشی از محصول (یا ارزش آن) را به شکل مال اجاره تادیه می کنند . این به مفهوم آنست که که از زمان داریوش نظامی برای اداره اراضی و درآمدها به اجرا درآمده است که اسناد (بنگاه مورشوها) در زمان سلطنت اردشیر اول و داریوش دوم امکان تحلیل دقیق آن را می دهند . این نظام متضمن همکاری بسیار نزدیک اشراف و قدرت پارس با نمایندگان تجارتخانه های بابلی بوده است . یکی از نمایندگان خاندان اگیبی به نام مردوک - نصیر - اپلی که کنیه اش شیرکو است ، در مقام واسطه تشکیلات اداری (هخامنشیان) در امور دخالت می کند ؛ مثلا مالیاتهایی را اخذ می کند که اشخاص برای اراضی ای که در ناحیه بابل در اختیار دارند ، باید بپردازند . همانطور که یکی از الواح نشان می دهد وی بعضی از مالیات های سلطنتی را نیز دریافت می دارد : 

» )درباره( دریافت عوارض عبور و مرور از پل و اسکله (شناور) ، که امتیازش به گوزانو ، حاکم بابل تعلق دارد ، در ازای دریافت نیمی از درآمد پل ، گوزانو ، فرمانروای بابل آن را در اختیار شیرکو قرار می دهد ، شیرکو باید سهم خود را با مورانو ، پسر نبو - موکین - اپلی ، نبو - بولیطسو ، پسر گوزانو ، همچنین هریصانو و ایغوپو (و) نرگال - ایبنی ، نگهبانان پل تقسیم کند . شیرکو ، پسر ایدنیه ، خلف اگیبی و مورانو پسر نبو - موکین - اپلی ، خلف ... ؟ ... در ازای 15 شکل نقره سفید با یک هشتم آلیاژ ، با کیفیت معمول (دریافت عوارض را) به بل - اسوءه ، پسر نرگال - اوبلیت ، خلف مودمیق - عدد و ابرو ، پسر بل - احه - اریبه ، خلف ... به اجاره دادند ؟ ... بل اسوءه و اوبرو عوارض کشتیهایی را که در کنار پل توقف می کنند ، تعیین خواهند کرد . بل - اسوءه و اوبرو ، بدون موافقت شیرکو ، نقره درآمد ماهیانه پل متعلق به شیرکو و مورانو ، مالکان بخشی از این (درآمد) را واریز نخواهند کرد . بل اسوءه و اوبرو هر دستورالعمل مکتوبی را که به پل مربوط می شود ، به شیرکو و (دیگر) نگهبانان نشان خواهند داد .» "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 762 - 761


" ... چند سند حاکی از آنست که از زمان سلطنت داریوش اول ، بعضی از قلمروداران با معادل نقره ، تعهدات (مالیاتی) خود - نسبت به حکومت هخامنشی - را ایفا می کردند . نقش اگیبی ها که اراضی شغلی و نیز حصه های نظامی را اداره می کنند ، از همین امر ناشی می شود ؛ مثلا شیرکو (الیاس مردوک - نصیر اپلی) مالیات حصه های حدود بابل را از سال 497 تا 495 دریافت می کند . همچنین اگیبی ها قلمروهای خانه ی پسر شاه را نیز اداره می کنند . اگر بخواهیم بر مبنای سهمی که بغه سرو و اگیبی ها بین 518 و 500 از باغستان ها گرفته اند قضاوت کنیم ، باید بگوییم که فعالیتشان روی هم رفته بسیار سودآور بوده است ، چون بغه سرو - که آنها را در تصرف داشته است - یک سوم و اگیبی ها - که اداره کننده آنها بوده اند - دو سوم آن را دریافت داشته اند . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 764 - 763

 

برای کسب اطلاعات بیشتر درباره برده فروشی تجارتخانه اگیبی در زمان هخامنشیان و در قلمرو هخامنشیان به لینکهای زیر مراجعه کنید : 


فروش و بردگی دختران و زنان در سرزمینهای تحت حاکمیت کوروش و هخامنشیان :

 https://goo.gl/1vZ5Vm

برده داری و وادار کردن دختران به فحشا در زمان کورش :

 https://goo.gl/dMKQMB 

کوروش را بهتر بشناسیم :

 https://goo.gl/If3g3M

برده داری و برده فروشی در زمان هخامنشیان (آنهم در کنار تخت جمشید) :

 https://goo.gl/9Tetn1 

برده داری در زمان کوروش و هخامنشیان :

 https://goo.gl/0N5tDH 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (187) : رابطه هخامنشیان با تجارتخانه اگیبی (که در قلمرو هخامنشیان ، برده فروشی هم می کرد)
برچسب ها : هخاان ,اگیبی ,شیرکو ,برده ,زمان ,اداره ,تجارتخانه اگیبی ,برده فروشی ,برده داری ,قلمرو هخاان ,ترجمه ناهید ,ترجمه ناهید فروغان

هخامنشیان (186) : کارهای تبلیغاتی داریوش هخامنشی برای مشروعیت بخشیدن به حکومت دیکتاتوری خود

:: هخامنشیان (186) : کارهای تبلیغاتی داریوش هخامنشی برای مشروعیت بخشیدن به حکومت دیکتاتوری خود

کارهای تبلیغاتی داریوش هخامنشی برای مشروعیت بخشیدن به حکومت دیکتاتوری و غاصب خود 


هخامنشیان (بخش186)


در جای جای کتب تواریخ و نیز کتیبه های به جای مانده از خود هخامنشیان ، متوجه اقدامات متعددی از جانب هخامنشیان خصوصا داریوش برای رهایی از بحران مشروعیت حکومت خود ، و مشروعیت بخشیدن به حکومت دیکتاتوری و زوری خود می شویم . قبلا به چند نمونه اشاره کردیم . نمونه دیگر :


" ... به نوشته نویسندگان یونانی در این پرستشگاه (هفایستوس) نقش برجسته هایی یافت می شد که در ستایش کارهای نمایان فرعون سسوستریس آفریده شده بود . این فرعون به سبب فتوحات آسیایی اش شهرت داشت . داریوش می خواست پیکره ی خود را در این پرستشگاه بر فراز پیکره ی سسوستریس نصب کند . کاهنان خواست او را به این ترتیب اجابت نکردند که " کاهن بزرگ در نطقی که در برابر اجتماع کاهنان ایراد کرد به این بهانه که داریوش هنوز از سسوستریس فراتر نرفته است با آن به مخالفت برخاست . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 748


" ... دیودوروس نیز همانطور که دیدیم متذکر شده بود که کاهنان پرستشگاه پتاح (هفایستوس) در ممفیس به داریوش حق برپا داشتن پیکره اش را در کنار پیکره ی سسوستریس ندادند .

... داریوش و کمبوجیه هر دو می خواستند در مصر همچون شاهان بزرگ و همچون فرمانروایان مشروع قلمداد شوند . " 


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 754


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (186) : کارهای تبلیغاتی داریوش هخامنشی برای مشروعیت بخشیدن به حکومت دیکتاتوری خود
برچسب ها : داریوش ,پیکره ,حکومت ,مشروعیت ,هخاان ,سسوستریس ,حکومت دیکتاتوری ,مشروعیت بخشیدن ,ناهید فروغان ,ترجمه ناهید ,تبلیغاتی داریوش ,ترجمه ناهید فروغا

هخامنشیان (185) : اعتراف داریوش هخامنشی به غصب سرزمین ها " با جنگ و خونریزی "

:: هخامنشیان (185) : اعتراف داریوش هخامنشی به غصب سرزمین ها " با جنگ و خونریزی "

اعتراف داریوش هخامنشی به غصب سرزمین ها " با جنگ و خونریزی "


هخامنشیان (بخش185)


" ... بر استل تل المسخوته ، دو شاخه نیل زیر قرص بالدار مصری بازنمایی شده است . خدایان با این عبارات ، داریوش را مخاطب قرار داده اند : " من به تو تمام اراضی ، تمام سرزمین های فرمانبردار ، تمام سرزمین های بیگانه ، تمام کمان ها را می بخشم ... من به تو اجازه ظهور چون شاه مصر علیا و سفلا را می دهم ... " داریوش " زاده نیت ، فرمانروای ساءیس : تصویر رع ، آنکس که رع او را بر تخت خود نشانده است تا آنچه را او آغاز کرده است کامل نماید " اعلام شده است . 

متن هیروگلیف عناوین پارسی داریوش را تکرار می کند : " شاه بزرگ ، شاه شاهان " . به او چون " شاه شاهان ، پسر ویشتاسپ ، هخامنشی " نیز درود فرستاده شده است . همچنین است نوشته های پیکره ی داریوش در شوش ، هر چند ویشتاسپ بر آن تحت نام " پدر - یک - خدا " مصری شده است . یک نوشته ی سه زبانه (پارسی ، عیلامی ، اکدی) بر لبه ی چپ جامه سلطنتی همان پیکره دیده می شود : 

" این است پیکره ی سنگی ای که داریوش شاه دستور ساخت آن را در مصر داده است تا کسی که در آینده آن را خواهد دید بداند که مرد پارسی مصر را تسخیر کرده است . "

این سخنان تکبرآمیز درباره سلطه ای که به زور سلاح برقرار شده است هیچ تردیدی درباره ویژگی پارسی فرمانروای جدید باقی نمی نهد . این سخنان واژه هایی را تداعی می کند که به فرمان داریوش بر نقش رستم حک شده بود . داریوش در این کتیبه به تلویح فرد نامعینی را مخاطب قرار داده است :

" به پیکره هایم بنگر که سریرم را می برند ... تا بدانی که نیزه ی جنگجوی پارسی (=هخامنشیان) تا دوردست رفته است . تا بدانی که جنگجوی پارسی (=هخامنشیان) دور از پارس جنگیده است . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 751 - 750


تذکر :

1 . این کتیبه ها به دستور خود داریوش ساخته می شد و سخنان خود اوست . 

2 . همانطور که قبلا هم گفتیم داریوش به سبب آنکه حکومت هخامنشی (و خودش) دیکتاتوری و زورکی بوده ، و با بحران مشروعیت روبرو بود ، تلاش می کرد با انواع روش های تبلیغاتی ، حکومت خود را مشروع و الهی جلوه دهد ؛ که سخنانی که دستور داده در کتیبه های مختلف ، 'خطاب به خودش' یا 'درباره حکومت خودش' بنویسند نیز در همین راستاست . منجمله جملات اول این متن که به خدایان نسبت داده : 

" من به تو تمام اراضی ، تمام سرزمینهای فرمانبردار ، تمام سرزمینهای بیگانه ، تمام کمانها را می بخشم ... (الی آخر) "


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (185) : اعتراف داریوش هخامنشی به غصب سرزمین ها " با جنگ و خونریزی "
برچسب ها : داریوش ,تمام ,پارسی ,داده ,پیکره ,سرزمین ,جنگجوی پارسی ,پارسی هخاان ,تمام سرزمینهای ,تمام سرزمین ,تمام اراضی ,جنگجوی پارسی هخاان

هخامنشیان (184) : داریوش هخامنشی ، خود را خدا می خواند !

:: هخامنشیان (184) : داریوش هخامنشی ، خود را خدا می خواند !

داریوش هخامنشی ، خود را خدا می نامد


هخامنشیان (بخش184)


" ... داریوش بر استل های ترعه (ای در مصر که خود دستور بنای آن را داده بود) با این عبارات معرفی شده است : 

" زاده ی (الهه) نیت ، فرمانروای ساءیس ... آنکس که رع ، او را بر تخت خود نشاند تا آنچه را او آغاز کرده بود ، کامل نماید " . " مادر " ش ، نیت کمان را " برای سرنگون کردن دشمنان هر روزه اش " به او سپارد " همانگونه که برای پسرش رع کرده بود " .

ترکیب تصویری هیبیس (الخرقه) گواه تلاش ایدءولوژیکی داریوش و مشاورانش در مصر است . بازنمایی جالب دیگری نیز وجود دارد ، و آن یک درونخانه ی چوبی کوچک پرستشگاه است که در هرموپولیس یافت شده و این نوشته ها بر آن است : " خدای کامل ، سرور دو سرزمین ، داریوش " ، " شاه مصر علیا و سفلا ، داریوش " و " پاینده باد خدای کامل ، فرمانروای دو سرزمین ، داریوش ، تا ابد زنده بماناد " .

مجموع متون و اسناد این فکر را به ذهن القا می کند که داریوش می خواهد استمرار سنت قدرت فرعونی را برساند ... "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 750


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (184) : داریوش هخامنشی ، خود را خدا می خواند !
برچسب ها : داریوش ,کامل ,خدای کامل

هخامنشیان (183) : داریوش هخامنشی ، خود را خدا فرزند خدا می نامد ؟

:: هخامنشیان (183) : داریوش هخامنشی ، خود را خدا فرزند خدا می نامد ؟

داریوش هخامنشی ، خود را خدا فرزند خدا می نامد ؟!


هخامنشیان (بخش183)


" داریوش در هلیوپولیس : پیکره داریوش جزو اسنادی است که به تازگی پیدا شده است . این پیکره در گذشته در مدخل دروازه شوش ، به نام " دروازه داریوش " جای داشته است . بیانات خود داریوش معلوم می کند که پیکره را از مصر ، که محل ساختش است ، به شوش آورده اند . بر سطوح کمربند ، برچینهای جامه و دور پایه پیکره چهار نوشته به خط هیروگلیف یافت می شود . در یکی از نوشته ها آمده است : 

" تمثال ساخته شده با شباهت تام به خدای کامل ، فرمانروای دو سرزمین که به فرمان اعلیحضرت ساخته شده است تا یادمانی از او به دوام بر جای ماند و یاد او در نزد پدرش آتون ، خداوندگار شهر خورشیدی دو سرزمین ، رع - هرخته تا ابد بماند . باشد تا رع - هرخته تمام زندگی ، نیرو ، سلامتی ، شادی را ، همانگونه که خود (از آن برخوردار است) ، به پاداش به او دهد . "

طولانی ترین نوشته به پیوندهای داریوش و آتون با وضوح بیشتری تاکید می ورزد و در عین حال عناوین فرعونی و پارسی او را در می آمیزد :

" شاه مصر علیا و سفلا ، سرور دو سرزمین ، داریوش که تا ابد بپایاد ! شاه بزرگ ، شاه شاهان ، سلطان ارض (در تمامیتش ، پسر) پدر - از یک - خدا اوءیش تسیه (ویشتاسپ) ،  هخامنشی ، او که در مقام شاه مصر علیا و سفلا بر جایگاهی پدیدار شده است که هوروس از آن بر زندگان ، چون رع در راس خدایان جاویدان سلطنت می کند . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 748 - 747


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (183) : داریوش هخامنشی ، خود را خدا فرزند خدا می نامد ؟
برچسب ها : داریوش ,پیکره ,سرزمین ,نوشته

هخامنشیان (182) : نقش داریوش هخامنشی در ساخت معابد شرک و بت پرستی و ترویج شرک و بت پرستی

:: هخامنشیان (182) : نقش داریوش هخامنشی در ساخت معابد شرک و بت پرستی و ترویج شرک و بت پرستی

نقش داریوش هخامنشی در ساخت معابد بت پرستی و شرک ، و ترویج شرک و بت پرستی


هخامنشیان (بخش182)


" داریوش در معبد هیبیس الخرقه :

فعالیت داریوش در مقام سازنده در چندین مکان در مصر قابل تشخیص است : در الکعب ، پرستشگاه امپراتوری مصر علیا که در آن هوروس جدید ، فرعون ، تاج سفید را دریافت می کرد . این معبد به دست داریوش بازسازی شد . بر وزنه ای که در کرنک یافت شده است ، شاه به صفت " محبوب هروءریس " ، که فرمانروای مصر علیاست ، متصف شده است . بر تکه ای از اثاث آیین پرستش نوشته ای به نام داریوش دیده می شود . به تازگی در همان پرستشگاه سنگ استوانه ای ستون توکاری یافت شده است که بر آن این عبارت حک شده است : " آن کس که مناسک را بجا می آورد ، شاه مصر علیا و سفلا ، داریوش " .

حضور داریوش در واحه الخرقه که در حدود 200 کیلومتری غرب دره نیل بر بلندی الاقصر قرار گرفته است ، بسیار با اهمیت است . در آنجا معبدی از نوع مصری ، دست نخورده ، متعلق به امپراتوری جدید تا دوران بطالسه یافت شده است . این یگانه معبد شناخته شده ی متعلق به این دوره است . کارهای نخستین توسط آخرین فراعنه سلسله ساءیتی و اقدامات اصلی در زمان داریوش انجام شده است . این پرستشگاه که با تصویر صدها خدای مصری تزیین شده است در درجه اول به آمون - رع تقدیم شده است . داریوش در این پرستشگاه در چند جا به صورت فرعونی با تاج ها و صفات معمول فراعنه در حال اهدای پیشکش های گوناگون (کندر ، شراب ، آب ، کشتزار) به خدایان و الهگان پانتءون مصری نقش شده است . سرودی برای آمون و یک سرود برای خورشید نوشته شده است که شاه می بایست آنها را طی تشریفاتی بخواند . به داریوش چنین درود فرستاده اند : " صاحب افسرها ، پسر آمون ، برگزیده ی رع ...هوروس زیرین " فرمانروای این سرزمین ، محبوب تمام خدایان و الهگان مصر " ، خدای مصر علیا و سفلا ، " شعاع رع " ، پسر آن رع که داریوش را که تا ابد بپایاد ، دوست می دارد . محبوب آمون - رع ، فرمانروای هیبیس ، خدای بزرگ آکنده از توانمندی که تا ابد بپایاد . "

بر دیوار بیرونی ، چند کتیبه کار داریوش را در مقام سازنده بزرگ می دارند . آمون - رع خشنودی خود را چنین اعلام می دارد :

" قرص آمون - رع با نیرویی زنده صبحگاهان بیدار شد . دو سرزمین را با شکوه دیدگانش افروخت ... خدایان به وجد آمدند . او تالارهای ارزشمند ، با شکوه و پر آسایش معبدش را دید . هیچ شهریاری به بزرگی شاه مصر علیا و سفلا ، پسر رع ، داریوش ، فرمانروای تمام شاهان (همه ی) سرزمین های بیگانه نیست . داریوش این را به مثابه یادمان برای پدرش آمنبیس خدای بزرگ و قوی دست (ساخته) است . (داریوش) ، برای او ... از سنگ سفید مرغوب مسکه ، جایگاه ابدی ای ساخته است که سشار حصار آن را با کار به کمال (و) هماره ماندنی (خود) بنا نهاده است . رسی - اینبف تزیینات آن را ، و زیبایی درهایش را که خورشید در آن تا ابد می درخشد ، آفریده است . "

نقوش از روابط ممتاز خدایان با فرعون ، که در این مورد خاص داریوش است ،حکایت می کنند . در میان نمونه های مختلف ، چهار نقاشی بر دیوار شرقی تالار چهل ستون  B وجود دارد که داریوش و چند خدای خاص را نمایش می دهد : نوموت دست شاه را گرفته است و به منخرینش جان می دمد ؛ خدای ایمی - وت را نیز می توان شناخت که عصایش را به سوی منخرین داریوش دراز کرده است ؛ مایین ایسیس ، الهه نیت ساءیس داریوش خردسال را شیر می دهد در حالی که حاتحور هیبیس بازوی او را گرفته است . دو کتیبه صحنه را توضیح می دهند :

" این گفته های نیت بزرگ ، مادر الهی ، بانوی ساءیس و هادی هیبیس است . "

و (پشت الهه) :

" ای نونهال نوک پستانهایش را با دهانت بگیر ، این قدرتی است که در راس ساءیس قرار دارد . "

همان صحنه در اتاق L پرستشگاه تکرار شده است : 

" سخنان نیت بزرگ ، بانوی ساءیس : ' ترا از شیر خود چنان تغذیه کنم که تو ای پسر من بتوانی هر دو سرزمین را با تمام رخیت (اقوام منقاد) در مشت خود جمع آوری ! ' "

در جای دیگر (تالار چهل ستون N) موت داریوش را شیر می دهد ... "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 747 - 745


تذکر :

بنظر می رسد داریوش ، در این اسناد ، خود را خدا و یا فرزند خدا خوانده است .


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (182) : نقش داریوش هخامنشی در ساخت معابد شرک و بت پرستی و ترویج شرک و بت پرستی
برچسب ها : داریوش ,آمون ,خدای ,پرستشگاه ,خدایان ,ساءیس ,بانوی ساءیس ,خدای بزرگ ,مقام سازنده ,ساخت معابد

هخامنشیان (181) : ترویج بت پرستی ، شرک و گمراهی توسط داریوش هخامنشی

:: هخامنشیان (181) : ترویج بت پرستی ، شرک و گمراهی توسط داریوش هخامنشی

ترویج بت پرستی ، شرک و گمراهی توسط داریوش هخامنشی


هخامنشیان (بخش181)


" ... اوجاهوررس نت (نماینده داریوش در مصر) خاطرنشان می کند که کار مرمت ، که به ابتکار داریوش پیش می رفت ، تمام پرستشگاه (الهه ، بت) نیت در ساءیس را در بر می گرفت : 

" اعلیحضرت چنین کرد ... تا نام تمام خدایان ، معابدشان ، درآمدهای اموال وقفشان و طرز برگزاری اعیادشان تا ابد بماند . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 743


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (181) : ترویج بت پرستی ، شرک و گمراهی توسط داریوش هخامنشی
برچسب ها : داریوش ,توسط داریوش ,گمراهی توسط

هخامنشیان (230) : عروس کشی توسط هخامنشیان

:: هخامنشیان (230) : عروس کشی توسط هخامنشیان

عروس کشی توسط هخامنشیان


هخامنشیان (بخش230)


" ... درست است که بیشتر اصیلزادگان از شاه جدید (=داریوش دوم) پاداش های معمول را گرفتند (عناوین درباری ، امتیاز ارضی) ، لیکن یکی از خاندان ها امتیازات بی نهایت مهمتری گرفت ، زیرا در تاریخی نامعلوم داریوش ارساکس (ارشک) ، پسرش را به ازدواج استاتیرا ، دختر ویدرنه درآورد ، و در عین حال ، آمستریس دختر شاه با تریتوخمس ، پسر ویدرنه ازدواج کرد . در نوشته ی کتسیاس شرح مبسوطی به ماجراهای هر دو اختصاص یافته است که به مرگ تریتوخمس (طی یک نبرد) ، و پس از آن شکنجه ی تمام افراد خاندان وی (خواهر ، مادر ، برادران و دو خواهر دیگر از خواهرانش) منتهی شده است . کتسیاس همه جنایات شرح داده شده را به حساب پروشات (فرزند حرامزاده اردشیر اول و خواهر ناتنی و همسر داریوش دوم) گذاشته است که کلیشه ی "شهبانوی ستمگر"ی است که از رفتار تریتوخمس به خشم آمده است . به نوشته کتسیاس ، تریتوخمس عاشق خواهرش روکسانه شده بود و آمستریس ، دختر داریوش (دوم) و پروشات را آزار داده بود . کتسیاس همچنین تصریح کرده است که داریوش مایل بود فرمان مرگ استاتیرا ، دختر ویدرنه و همسر پسرش ارساکس را نیز صادر کند ؛ اما پروشات تسلیم درخواست های پسرش شد و سعی کرد جلوی این کار را بگیرد . داریوش تسلیم شد ، اما به پروشات هشدار داد که از این کار نادم خواهد شد . 

می دانیم که در زمان سلطنت اردشیر دوم (=ارساکس) ، پروشات سرانجام استاتیرا (عروس خود) را از میان برد و پس از آن زمینه ازدواج اردشیر دوم و دخترش آتوسا را فراهم آورد (یعنی ازدواج با محارم) .

 البته تمام اعضای خاندان را از میان نبرده بودند ، چون در سال 400 ، یکی از برادران استاتیرا در حلقه ی اطرافیان تیسافرن است .

ازدواج های انجام شده با خاندان ویدرنه در سیاست خانوادگی هخامنشیان بدعتی قابل توجه به شمار می آمد ؛ زیرا این سیاست ، حداقل از زمان کمبوجیه بر درون همسری شدید (=ازدواج با محارم) استوار بوده است ...

متاسفانه ما درباره این شخص (ویدرنه) چیزی نمی دانیم . هیچ کس نمی تواند با اطمینان بگوید که وی از اخلاف یکی از توطءه گران سال 522 (ویدرنه) (1) است . در هر حال باید فرض کرد که وی هنگام جنگ جانشینی ، کمکی فراوان به اوخوس (=داریوش دوم) کرده است . البته اقدامات خونین داریوش و پروشات گواه آنست که آنان به هیچ وجه مصمم به دادن امتیازهای پایدار نبودند . هدف ازدواج خود آنان بازدادن مصداقی از سیاست درون همسرانه (=ازدواج با محارم) و اجتناب از این بود که خاندانی بزرگ روزی بتواند قدرت سلطنتی را مطالبه کند . به عبارت دیگر ، دختر دادن به خاندان ویدرنه و دختر گرفتن از آن کاملا بر حسب مقتضیات صورت گرفته بود و داریوش پس از کسب اطمینان از قدرتش ، در نابود کردن شاخه ای بالقوه رقیب تردید نکرد . 

... اردشیر اول ، اوخوس (=داریوش دوم) را به ازدواج خواهر ناتنی اش پروشات درآورده بود و از این ازدواج است که شاخه هخامنشی جدید ناگزیر پدید می آید . اوخوس پیش از دستیابی به قدرت از پروشات صاحب دو فرزند شده بود ، دختری به نام آمستریس و پسری به نام ارساکس که بعدها اردشیر دوم خواهد شد . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 925 - 924


1 . توطءه گران سال 522 ، همان هفت نفری هستند که حکومت هخامنشی را از دست مغ غاصب سلطنت پس گرفته ، و به داریوش (اول) هخامنشی دادند (و او را شاه کردند) . در واقع تمامی هخامنشیان پس از کمبوجیه (از داریوش اول به بعد) ، حکومتشان را به آن هفت نفر مدیونند . 


#ازدواج_با_محارم_در_بین_هخامنشیان

#عروس_کشی_توسط_هخامنشیان

#پروشات_و_داریوش_دوم_فرزندان_حرامزاده_اردشیر_اول_که_با_همدیگر_ازدواج_کردند

#جنایات_هخامنشیان

#شکنجه_و_قتل_عام_خانواده_ویدرنه

#شکنجه_و_قتل_عام_بیگناهان_توسط_هخامنشیان

#شکنجه_و_قتل_خانواده_بخاطر_گناه_شخص_دیگر

#عدالت_هخامنشی!

#زاقارت


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (230) : عروس کشی توسط هخامنشیان
برچسب ها : داریوش ,ازدواج ,هخاان ,پروشات ,ویدرنه ,اردشیر ,توسط هخاان ,اوخوس داریوش ,هخاان شکنجه ,توطءه گران ,خواهر ناتنی

هخامنشیان (229) : ازدواج با محارم ، سیاست خانوادگی هخامنشیان

:: هخامنشیان (229) : ازدواج با محارم ، سیاست خانوادگی هخامنشیان

ازدواج با محارم ، سیاست خانوادگی هخامنشیان


هخامنشیان (بخش229)


" ... درست است که بیشتر اصیلزادگان از شاه جدید (=داریوش دوم) پاداش های معمول را گرفتند (عناوین درباری ، امتیاز ارضی) ، لیکن یکی از خاندان ها امتیازات بی نهایت مهمتری گرفت ، زیرا در تاریخی نامعلوم داریوش ارساکس (ارشک) ، پسرش را به ازدواج استاتیرا ، دختر ویدرنه درآورد ، و در عین حال ، آمستریس دختر شاه با تریتوخمس ، پسر ویدرنه ازدواج کرد . در نوشته ی کتسیاس شرح مبسوطی به ماجراهای هر دو اختصاص یافته است که به مرگ تریتوخمس (طی یک نبرد) ، و پس از آن شکنجه ی تمام افراد خاندان وی (خواهر ، مادر ، برادران و دو خواهر دیگر از خواهرانش) منتهی شده است . کتسیاس همه جنایات شرح داده شده را به حساب پروشات (فرزند حرامزاده اردشیر اول و خواهر ناتنی و همسر داریوش دوم) گذاشته است که کلیشه ی "شهبانوی ستمگر"ی است که از رفتار تریتوخمس به خشم آمده است . به نوشته کتسیاس ، تریتوخمس عاشق خواهرش روکسانه شده بود و آمستریس ، دختر داریوش (دوم) و پروشات را آزار داده بود . کتسیاس همچنین تصریح کرده است که داریوش مایل بود فرمان مرگ استاتیرا ، دختر ویدرنه و همسر پسرش ارساکس را نیز صادر کند ؛ اما پروشات تسلیم درخواست های پسرش شد و سعی کرد جلوی این کار را بگیرد . داریوش تسلیم شد ، اما به پروشات هشدار داد که از این کار نادم خواهد شد . 

می دانیم که در زمان سلطنت اردشیر دوم (=ارساکس) ، پروشات سرانجام استاتیرا (عروس خود) را از میان برد و پس از آن زمینه ازدواج اردشیر دوم و دخترش آتوسا را فراهم آورد (یعنی ازدواج با محارم) .

 البته تمام اعضای خاندان را از میان نبرده بودند ، چون در سال 400 ، یکی از برادران استاتیرا در حلقه ی اطرافیان تیسافرن است .

ازدواج های انجام شده با خاندان ویدرنه در سیاست خانوادگی هخامنشیان بدعتی قابل توجه به شمار می آمد ؛ زیرا این سیاست ، حداقل از زمان کمبوجیه بر درون همسری شدید (=ازدواج با محارم) استوار بوده است ...

متاسفانه ما درباره این شخص (ویدرنه) چیزی نمی دانیم . هیچ کس نمی تواند با اطمینان بگوید که وی از اخلاف یکی از توطءه گران سال 522 (ویدرنه) (1) است . در هر حال باید فرض کرد که وی هنگام جنگ جانشینی ، کمکی فراوان به اوخوس (=داریوش دوم) کرده است . البته اقدامات خونین داریوش و پروشات گواه آنست که آنان به هیچ وجه مصمم به دادن امتیازهای پایدار نبودند . هدف ازدواج خود آنان بازدادن مصداقی از سیاست درون همسرانه (=ازدواج با محارم) و اجتناب از این بود که خاندانی بزرگ روزی بتواند قدرت سلطنتی را مطالبه کند . به عبارت دیگر ، دختر دادن به خاندان ویدرنه و دختر گرفتن از آن کاملا بر حسب مقتضیات صورت گرفته بود و داریوش پس از کسب اطمینان از قدرتش ، در نابود کردن شاخه ای بالقوه رقیب تردید نکرد . 

... اردشیر اول ، اوخوس (=داریوش دوم) را به ازدواج خواهر ناتنی اش پروشات درآورده بود و از این ازدواج است که شاخه هخامنشی جدید ناگزیر پدید می آید . اوخوس پیش از دستیابی به قدرت از پروشات صاحب دو فرزند شده بود ، دختری به نام آمستریس و پسری به نام ارساکس که بعدها اردشیر دوم خواهد شد . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 925 - 924


1 . توطءه گران سال 522 ، همان هفت نفری هستند که حکومت هخامنشی را از دست مغ غاصب سلطنت پس گرفته ، و به داریوش (اول) هخامنشی دادند (و او را شاه کردند) . در واقع تمامی هخامنشیان پس از کمبوجیه (از داریوش اول به بعد) ، حکومتشان را به آن هفت نفر مدیونند . 


#ازدواج_با_محارم_در_بین_هخامنشیان

#عروس_کشی_توسط_هخامنشیان

#پروشات_و_داریوش_دوم_فرزندان_حرامزاده_اردشیر_اول_که_با_همدیگر_ازدواج_کردند

#جنایات_هخامنشیان

#شکنجه_و_قتل_عام_خانواده_ویدرنه

#شکنجه_و_قتل_عام_بیگناهان_توسط_هخامنشیان

#شکنجه_و_قتل_خانواده_بخاطر_گناه_شخص_دیگر

#عدالت_هخامنشی!

#زاقارت


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (229) : ازدواج با محارم ، سیاست خانوادگی هخامنشیان
برچسب ها : ازدواج ,داریوش ,هخاان ,پروشات ,ویدرنه ,اردشیر ,سیاست خانوادگی ,خانوادگی هخاان ,اوخوس داریوش ,هخاان شکنجه ,توطءه گران ,سیاست خانوادگی هخاان

هخامنشیان (228) : خشایارشای هخامنشی ، فرزندان حرام زاده داشت

:: هخامنشیان (228) : خشایارشای هخامنشی ، فرزندان حرام زاده داشت

خشایارشای هخامنشی ، فرزندان حرام زاده داشت


هخامنشیان (بخش228)


" ... خشایارشا علاوه بر پسران نامشروع 

(ر . ک هرودوت ، کتاب 8 ، بند 103 ؛

دیودوروس ، کتاب 11 ، فصل 60 ، بند 5)

سه پسر دیگر داشت که می توان فرض کرد از آمستریس زاده شده بودند ، زیرا وجود هیچ زن رسمی دیگری در زندگی او مورد تایید قرار نگرفته است ... "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 889 - 888


#زناکاری_هخامنشیان

#فرزندان_حرامزاده_هخامنشیان

#فرزندان_ولدالزنای_هخامنشیان

#فرزندان_حرامزاده_خشایارشای_هخامنشی


#ادعای_از_نسل_کوروش

#و_از_نسل_داریوش_بودن

#افتخار_است_یا_ننگ؟


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (228) : خشایارشای هخامنشی ، فرزندان حرام زاده داشت
برچسب ها : هخاان ,فرزندان ,خشایارشای ,زاده ,هخاان فرزندان ,فرزندان حرامزاده ,زاده داشت ,حرام زاده ,فرزندان حرام ,هخاان فرزندان حرامزاده

هخامنشیان (227) : وحشی گری در ایران باستان / برادر کشی توسط هخامنشیان

:: هخامنشیان (227) : وحشی گری در ایران باستان / برادر کشی توسط هخامنشیان

برادرکشی در هخامنشی /وحشیگری هخامنشیان


هخامنشیان (بخش227)


" ... ارتبان (1) ، جوانترین پسر خشایارشا اردشیر را قانع می کند که برادر ارشدشان ، داریوش ، پدر را کشته است ...

داریوش به رغم اعتراض های صریح دایر بر بی گناهی خود به دست برادر با همراهی محافظان کشته می شود . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 886


" ... کتسیاس به روشنی ابراز می دارد که پس از قتل خشایارشا و داریوش ، اردشیر (اول) به سلطنت می رسد . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 890


1 . کتسیاس ، ارتبان را هم پسر دیگر خشایارشا می داند . 

ناگفته نماند که ارتبان پس از شورش بر علیه اردشیر برای کسب تخت سلطنت ، توسط اردشیر کشته می شود . اطلاعات بیشتر در آدرس زیر :


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 891-887


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (227) : وحشی گری در ایران باستان / برادر کشی توسط هخامنشیان
برچسب ها : هخاان ,اردشیر ,فروغان ,برایان ,ترجمه ,پروفسور ,ناهید فروغان ,ترجمه ناهید ,ترجمه ناهید فروغان

هخامنشیان (226) : وحشی گری در ایران باستان / هخامنشیان به خانواده خود هم رحم نمی کردند / اینبار پدرکشی

:: هخامنشیان (226) : وحشی گری در ایران باستان / هخامنشیان به خانواده خود هم رحم نمی کردند / اینبار پدرکشی

وحشیگری در هخامنشی / هخامنشیان به خودشان هم رحم نمی کردند / اینبار پدرکشی


هخامنشیان (بخش226)


" ... وی (خشایارشا) در لشکرکشی خود شکست خورد ؛ و پس از بازگشت به وطن زندگیش پایان یافت و به دست پسرش ، که در بستر به سر وقت او آمده بود ، به قتل رسید . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 810 - 809


" ... الیانوس نوشته است که شاه (=خشایارشا) زندگی را با بدبختی به پایان برد ، زیرا بدست پسرش ، در بستر به قتل رسید . "


 امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 886


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (226) : وحشی گری در ایران باستان / هخامنشیان به خانواده خود هم رحم نمی کردند / اینبار پدرکشی
برچسب ها : هخاان ,ناهید فروغان ,ترجمه ناهید ,اینبار پدرکشی ,ترجمه ناهید فروغان

هخامنشیان (225) : حرام زادگی در هخامنشی

:: هخامنشیان (225) : حرام زادگی در هخامنشی

حرامزادگی در هخامنشی


هخامنشیان (بخش225)


قبلا به مواردی از حرام زادگی در خاندان هخامنشی اشاره کردیم (به قسمتهای قبل مراجعه کنید) . حال به مواردی دیگر ، به نقل از کتاب امپراتوری هخامنشی (که بر اساس اسناد دست اول و کتیبه های هخامنشی تالیف شده است) می پردازیم :


" ... شعله زندگی اردشیر و همسرش داماسپیا در یک روز فرو مرد . آنان فقط یک پسر قانونی (حلال زاده) داشتند که به نام خشایارشا (دوم) بر تخت سلطنت نشست . اما چند فرزند نامشروع (حرامزاده) اردشیر بر اثر بلندپروازی های شدید در برابر وی به حرکت درآمدند . از میان آنان سغدیان که از آلوگونه زاده شده بود ، در صف اول بود . سغدیان به یاری فرناکواس ، منوستانس و چند تن دیگر توطءه ای بر ضد نابرادری ترتیب داد . خشایارشا 45 روز پس از جلوس به تخت سلطنت ، آنگاه که در کاخ خود مست و مدهوش آرمیده بود ، به قتل رسید . 

بدین ترتیب سغدیان عنوان شاهی را از آن خود کرد و منوستانس را به مقام هزاربدی منصوب کرد . اوخوس ، یکی از نابرادری های دیگر (یکی دیگر از فرزندان حرامزاده ی اردشیر اول) که او نیز از زنی بابلی (به نام کوسمارتیدن) زاده شده بود ، از پدرش خشثرپاون نشین هیرکانیا را دریافت کرده بود . او با یکی از ناخواهریهایش به نام پروشات (فرزند حرامزاده ی دیگر اردشیر اول) ، که از سومین همبستر بابلی پدر ، به نام آندیا ، زاده شده بود ، ازدواج کرده بود (یعنی ازدواج با محارم) . اوخوس که به فراخوانی های سغدیان برای حضور در دربار ترتیب اثر نداده بود ، شماری از رجال عالی مقام را که آرباریوس ، فرمانده سواره نظام سغدیان در میانشان بود ، پیرامون خود گرد آورد . اوخوس کمی بعد قدرت را به دست گرفت و نام داریوش دوم را برای سلطنت برگزید ... 

... داریوش (دوم) در آن زمان ناگزیر به نبرد با دو شورشی دیگر شد : برادرش آرسیتس (که مانند خود وی فرزند اردشیر و کوسمارتیدن) بود (یعنی فرزند حرامزاده ی دیگر اردشیر اول بود) ، و ارتوفیوس پسر بغه بوخشه ، که سی سال پیش از آن در کنار پدرش در شورش بر ضد اردشیر اول شرکت کرده بود ... "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 923 - 921


#زناکاری_هخامنشیان

#فرزندان_حرامزاده_هخامنشیان

#فرزندان_ولدالزنای_هخامنشیان

#فرزندان_حرامزاده_اردشیر_هخامنشی


#ادعای_از_نسل_کوروش

#و_از_نسل_داریوش_بودن

#افتخار_است_یا_ننگ؟


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (225) : حرام زادگی در هخامنشی
برچسب ها : اردشیر ,حرامزاده ,هخاان ,سغدیان ,فرزند ,فرزندان ,هخاان فرزندان ,فرزندان حرامزاده ,حرامزاده اردشیر ,دیگر اردشیر ,فرزند حرامزاده ,هخاان فرزندان

هخامنشیان (224) : وحشیگری در هخامنشی / هخامنشیان به خودشان هم رحم نمیکردند / اینبار برادرکشی

:: هخامنشیان (224) : وحشیگری در هخامنشی / هخامنشیان به خودشان هم رحم نمیکردند / اینبار برادرکشی

وحشیگری در خاندان هخامنشی / هخامنشیان به خودشان هم رحم نمی کردند / اینبار ، برادرکشی


هخامنشیان (بخش224)


" شعله زندگی اردشیر و همسرش داماسپیا در یک روز فرو مرد . آنان فقط یک پسر قانونی داشتند که به نام خشایارشا (دوم) بر تخت سلطنت نشست . اما چند فرزند نامشروع اردشیر بر اثر بلندپروازی های شدید در برابر وی به حرکت درآمدند . از میان آنان سغدیان که از آلوگونه زاده شده بود ، در صف اول بود . سغدیان به یاری فرناکواس ، منوستانس و چند تن دیگر توطءه ای بر ضد نابرادری (=برادر ناتنی) ترتیب داد . خشایارشا 45 روز پس از جلوس به تخت سلطنت ، آنگاه که در کاخ خود مست و مدهوش آرمیده بود ، به قتل رسید . 

بدین ترتیب سغدیان عنوان شاهی را از آن خود کرد و منوستانس را به مقام هزاربدی منصوب کرد . اوخوس ، یکی از نابرادری (=برادر ناتنی) های دیگر که او نیز از زنی بابلی (به نام کوسمارتیدن) زاده شده بود ، از پدرش خشثرپاون نشین هیرکانیا را دریافت کرده بود . او با یکی از ناخواهری (=خواهر ناتنی) هایش به نام پروشات ، که از سومین همبستر بابلی پدر ، به نام آندیا ، زاده شده بود ، ازدواج کرده بود (یعنی ازدواج با محارم) . اوخوس که به فراخوانی های سغدیان برای حضور در دربار ترتیب اثر نداده بود ، شماری از رجال عالی مقام را که آرباریوس ، فرمانده سواره نظام سغدیان در میانشان بود ، پیرامون خود گرد آورد . اوخوس کمی بعد قدرت را به دست گرفت و نام داریوش دوم را برای سلطنت برگزید .

... سغدیان هم درست مانند کاری که تانوءوکسارکس عاقبت انجام داد دعوت شاه جدید (برادرش اوخوس - داریوش دوم - ) را برای حضور در برابر وی پذیرفت و پس از سلطنتی شش ماه و پانزده روزه از میان رفت .

داریوش (دوم) در آن زمان ناگزیر به نبرد با دو شورشی دیگر شد : برادرش آرسیتس (که مانند خود وی فرزند اردشیر و کوسمارتیدن) بود ، و ارتوفیوس پسر بغه بوخشه ، که سی سال پیش از آن در کنار پدرش در شورش بر ضد اردشیر اول شرکت کرده بود ... "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 923 - 921


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (224) : وحشیگری در هخامنشی / هخامنشیان به خودشان هم رحم نمیکردند / اینبار برادرکشی
برچسب ها : سغدیان ,هخاان ,اوخوس ,اردشیر ,کرده ,داریوش ,برای حضور ,برادر ناتنی ,نابرادری برادر ,نابرادری برادر ناتنی

هخامنشیان (223) : قابل توجه کوروش پرستانی که میگن " چرا به اعراب - جبهه مقاومت - کمک می کنید ؟ "

:: هخامنشیان (223) : قابل توجه کوروش پرستانی که میگن " چرا به اعراب - جبهه مقاومت - کمک می کنید ؟ "

قابل توجه کوروش پرستانی که دایما نق می زنند "چرا به اعراب - جبهه مقاومت - کمک می کنید" / اعطای درآمد چندین شهر ایران به یک شخص بیگانه ، توسط هخامنشیان 


هخامنشیان (بخش223)


" تمیستوکلس یکی از مخالفان دهه 80 خشایارشا بود که بعدها به یکی از همپیمانان وی تبدیل شد . فاتح سالامیس ، وقتی از آتن رانده شد ، نخست به آرگوس پناهنده شد . پس از آن چون آتنیان در تعقیب وی بودند ، به مقدونیه رفت . وی در پودنا بر کشتی نشست ، از برابر تاسوس ، که در محاصره یونانیان بود ، گذشت و در کومه آیولیا پیاده شد . باید واکنش ساکنان یونانی کومه را خاطرنشان کنیم که سعی کردند مردی را دستگیر کنند که خشایارشا برای سرش جایزه تعیین کرده بود . تمیستوکلس به آیگای ، شهر کوچک آیولیا گریخت و در آنجا با میزبان خود نیکوگنس تماس گرفت . نیکوگنس با قدرتمندان سرزمین بلند روابطی داشت ، یعنی احتمالا با پارسیان در دربار داسکولیون . این واقعه موید اهمیت ارتباذ و  خشثرپاون نشین وی در استراتژی تدوین شده توسط خشایارشا پس از سال 479 در آسیای صغیر است . ارتباذ به تمیستوکلس مجوز پیوستن به شاه را با یک قافله دولتی داد . 

بر اساس نوشته های توسیدید ، تمیستوکلس نامه ای برای اردشیر که مدتی کوتاه از سلطنتش می گذشت نوشت . نویسندگان دیگر می گویند که این خشایارشا بود که او را پذیرفت . شاید تمیستوکلس قدری پیش از مرگ شاه (اوت 465) در آسیای صغیر از کشتی پیاده شده باشد ، پیش از آنکه جانشین خشایارشا کمی بعد او را پذیرفته باشد . در هر حال شاه از این آتنی با احترام فراوان استقبال کرد . زیرا در وجود او مشاوری حاضر و آماده برای امور یونان یافت . او در شاه این امید را بر می انگیخت که جهان یونانی به مدد او گردن به فرمانبرداری شاه بزرگ نهد .

 به ویژه باید به عطایایی که توسط خشایارشا یا به احتمال زیاد اردشیر به او داده شده است اشاره کرد . تمیستوکلس درآمد چندین شهر آسیای صغیر را دریافت کرد . ماگنسیا ، موءوس و لامپساکوس در میان این شهرها جای داشتند ... "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 885 - 884


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (223) : قابل توجه کوروش پرستانی که میگن " چرا به اعراب - جبهه مقاومت - کمک می کنید ؟ "
برچسب ها : تمیستوکلس ,خشایارشا ,صغیر ,آسیای ,آسیای صغیر ,درآمد چندین ,توسط خشایارشا ,جبهه مقاومت ,اعراب جبهه ,توجه کوروش پرستانی

هخامنشیان (222) : قابل توجه کوروش پرستانی که نق می زنند " چرا به اعراب جبهه مقاومت کمک می کنید ؟"

:: هخامنشیان (222) : قابل توجه کوروش پرستانی که نق می زنند " چرا به اعراب جبهه مقاومت کمک می کنید ؟"

قابل توجه کوروش پرستانی که نق می زنند "چرا به اعراب - جبهه مقاومت - کمک می کنید ؟" / 

»اعطای برخی شهرها به بیگانگان ، توسط هخامنشیان» 


 

هخامنشیان (بخش222)


" ... معلوم است که پارسیان که به استفاده از قابلیت های یونانیان در راه خدمت به شاهنشاهی خو گرفته بودند - همان چیزی که یونانیان آن را مدیسم یا مادگرایی می خوانند - چه امتیازات مهمی از این همکاری کسب می کردند . بر اساس نوشته ی یوستینوس " بیزانس که نخست به دست پاوسانیاس ، شاه اسپارت بنیانگزاری شد ، هفت سال تحت سیطره ی او باقی ماند . "

اگر این اطلاعات درست باشد ، باید چنین استنباط کرد که در این دولتشهر ، پاوسانیاس یونانی توسط پارسیان به قدرت رسیده بود ، همانطور که آنان در نقاط دیگر نیز جبارانی را مستقر کرده بودند ، و اینکه پاوسانیاس تقریبا بین 478 - 477 و 472 / 471 بر سر قدرت بود . تصرف بیزانس به یقین به پارسیان امکان می داد که به اتکای پایگاه خود در دوریسکوس در تراکیا به ضدحمله دست بزنند . 


اعطای اراضی و شهرها : ...


خشایارشا بر پشتیبانی یونانیان دیگر نیز می توانست اتکا کند . توسیدید نام گونگولوس را نیز قید کرده است که میانجی پاوسانیاس و شاه بزرگ بود . از طریق اشاره ای اتفاقی از گزنفون درباره نبردی که به فرماندهی تیبرون اسپارتی در آیولیا در آغاز قرن چهارم انجام می شود ، درباره این شخص قدری بیشتر می دانیم :

" گورگیون و گونگولوس ، دو برادری که یکی بر گامبریون و گامبریون قدیم و دیگری بر مورینا و گرونیون فرمانروایی می کردند ، سر به فرمان وی نهادند . این شهرها هدیه ی شاه به گونگولوس بودند که برای آن تبعید شده بود که یگانه کس از مردم ارتریا بود که به نفع مادها موضع گیری کرده بود . "

می دانیم که در سال 490 داتیس در ارتریا ساکنان ثروتمندی را یافت که دولتشهر را به امید دریافت امتیازات شخصی به او تسلیم کردند . لیکن خیانت گونگولوس بیشتر در تاریخ 480 صورت گرفته است . در این تاریخ است که او به خشایارشا رو کرد و بدین ترتیب توانست نقش میانجی را در مسءله ی پاوسانیاس ایفا کند . یونانیان دیگری هم بودند که در این تاریخ پاداش گرفتند . چون تءومستور که پارسیان او را در مقام جبار ساموس مستقر کرده بودند و ساموسی دیگری به نام فولاکوس که نامش در میان نیکوکاران شاه ثبت شد و قلمروی بزرگ دریافت کرد . گزنفون در همان قطعه هلنیکا مورد شهرهای دیگری را که به دست تیبرون افتاده بود ، قید کرده است : " پرگامون به طوع و رضا تسلیم شد و تءوترانیا و هالیسارنه که اءوروستنس و پروکلس ، بر آن حکومت می کردند . این دو از اخلاف دماراتوس اسپارتی بودند ، همان کسی که چون در لشکرکشی شاه به یونان او را همراهی کرده بود ، این منطقه را به مثابه عطیه از او دریافت کرده بود . " 

می دانیم که دماراتوس از زمان سلطنت داریوش به دربار رفته بود : 

" داریوش از او با شکوه تمام پذیرایی کرد و اراضی و شهرهایی به او داد . "

اما عطیه ای که گزنفون به آن اشاره کرده است ، پاداشی جدید بود که خشایارشا به او عطا کرده بود ، چون می دانیم که دماراتوس در لشکرکشی 480 در معیت شاه بود . 

این عطایا ، سیاست سلطنتی را که مایل به جلب یونانیان به خدمت به خود بود ، کاملا روشن می کند . اعطای شهرها مطلقا چیز تازه ای نیست ، چون می دانیم که کوروش در شرایط تاریخی ای که از جزءیات آن اطلاعی نداریم ، ولی به احتمال زیاد در چارچوب فتح آسیای صغیر قرار می گیرد ، شهری را به فردی به نام پوتارکوس کوزیکوسی به عنوان پاداش واگذار کرده بود . کسانی که به آنان شهرهایی اعطا می شد ، دست نشاندگان وفادار شاه بزرگ می شدند و به او از طریق تعهدات نظامی نیز وابسته می گشتند ...

آنان را می توان به زینس و مانیای داردانوسی تشبیه کرد که در آغاز قرن چهارم تحت اقتدار فرناباذ بخشی از آیولیا را در قبال پرداخت خراج مربوط به محل حکومتشان و تدارک قشون های نظامی اداره می کردند . قابل توجه اینکه شهرهایی که به گونگولوس ها و دماراتوس ها واگذار شده بود همگی در ترواس ، در آن بخشی که به خشثرپاون فریگیای هلسپونتوس وابسته بود ، قرار داشتند . همچنین باید توجه داشت که کولونای ، شهری که پاوسانیاس ، پس از عزیمت از بیزانس در آن استقرار یافته بود نیز در ترواس قرار داشت . این شهر جزء سه شهری بود که به نام فرناباذ دوم به دست مانیا تصرف شد ...

ترواس و حول و حوش آن (آیولیا) منطقه ای بسیار بااهمیت را تشکیل می داد . یکی از مهمترین پایگاه های دریایی پارس در کومه آیولیا واقع بود و هوپارخوسی مخصوص بر آن فرمان می راند . ناوگان پارس در بازگشت از سالامیس در آنجا لنگر انداخت ؛ همانطور که فرناباذ به صراحت گفته بود ، در این منطقه چوب فراوان بود ... 

... از دوران کوروش ، به جزایر در آسیای صغیر اراضی تعلق گرفته بود . مثلا مازارس در حدود سال 545 منطقه ی آتارنیا را در موسیا به خیوس داد . آتارنیا سرزمینی بود که در آن خیوسیان در تمام طول قرن پنجم مناطقی را حفظ کردند و تبعیدیان در آن پناه جستند ؛ مثالهای دیگر به همین نحو نشان می دهند که پارسیان در زمان سلطه آتن می توانستند - بطور مستقیم یا غیرمستقیم - در دولتشهرهای جزایر نزدیک ساحل به دخالت بپردازند ...

... بنابراین باید نتیجه گرفت که امتیازات اراضی سلطنتی در چارچوب بینشی استراتژیکی جای می گیرد که هدف از آن حفظ منافع هخامنشیان در منطقه ای حیاتی است ... "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 884 - 882


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (222) : قابل توجه کوروش پرستانی که نق می زنند " چرا به اعراب جبهه مقاومت کمک می کنید ؟"
برچسب ها : کرده ,بودند ,پاوسانیاس ,پارسیان ,یونانیان ,دانیم ,قابل توجه ,کرده بودند ,آسیای صغیر ,مستقر کرده ,اعراب جبهه ,توجه کوروش پرستانی

هخامنشیان (221) : شرک هخامنشیان ، و ویرانی معابد توسط آنها ؛ و استفاده ابزاری هخامنشیان از دین

:: هخامنشیان (221) : شرک هخامنشیان ، و ویرانی معابد توسط آنها ؛ و استفاده ابزاری هخامنشیان از دین

شرک هخامنشیان و ویرانی معابد توسط آنها


هخامنشیان (بخش221)


" خشایارشا هنگام حرکت از میان اقوام خود یا در وقت حمله به آنان بر خلاف پیشینیان خود عمل نمی کند . او نیز مانند آنان (=کوروش ، داریوش و کمبوجیه) ، کارشناسان مذهبی محلی را فرا می خواند ، برای خدایان هر مکان قربانی می دهد و پرستشگاه ها را در دولتشهرها و سرزمین هایی که نظم شاهنشاهی را به آشوب می کشند (1) ویران می سازد . " (2)


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 863


1 . منظور از "سرزمینهایی که نظم شاهنشاهی را به آشوب می کشند" سرزمینهایی است که تلاش می کردند با انجام شورش های استقلال طلبانه و آزادی خواهانه از یوغ حکومت دیکتاتوری هخامنشی ، خلاصی یابند . 

2 . با توجه به تواریخ و کتیبه های هخامنشی - که تعدادی از نکاتشان را هم ما نقل کردیم - باید تا الان متوجه یک نکته واضح شده باشید : 

استفاده ابزاری هخامنشیان از دین و مذهب برای :

1 . مشروعیت و اعتبار بخشیدن به حکومت دیکتاتوری خود 

2 . توجیه اقدامات جنایتکارانه و نامشروع خود

3 . دستیابی به اهداف مدنظر خودشان

4 . و ...


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (221) : شرک هخامنشیان ، و ویرانی معابد توسط آنها ؛ و استفاده ابزاری هخامنشیان از دین
برچسب ها : هخاان ,استفاده ابزاری ,ابزاری هخاان ,حکومت دیکتاتوری ,توسط آنها ,معابد توسط ,استفاده ابزاری هخاان

هخامنشیان (220) : خورشیدپرستی ، دریاپرستی ، و سوزاندن معابد آکروپولیس (توسط خشایارشای هخامنشی)

:: هخامنشیان (220) : خورشیدپرستی ، دریاپرستی ، و سوزاندن معابد آکروپولیس (توسط خشایارشای هخامنشی)

خورشیدپرستی و دریاپرستی (=شرک) توسط خشایارشای هخامنشی ؛

و نیز به آتش کشیدن و تخریب معابد آکروپولیس توسط او


هخامنشیان (بخش220)


" ... مغان و متخصصان یونانی طی لشکرکشی ، هر یک در زمینه خاص خود قربانی می کنند . لیک تشخیص اینکه مخاطب خشایارشا خدایان ایرانی است یا یونانی ، همیشه آسان نیست . برای مثال هنگامی که به مقابل هلسپونتوس می رسد :

" پارسیان همان روز خود را آماده عبور کردند . فردای آن روز در حال سوزاندن انواع مواد خوشبو بر پل و پوشاندن راه با شاخه های مر ، مترصد ظهور خورشید شدند ، زیرا می خواستند شاهد برآمدن آن باشند . همین که خورشید بر فراز افق پدیدار شد ، خشایارشا با جامی از طلا ، در دریا برافشانی کرد و از خورشید خواست تمام حوادثی را که ممکن بود سبب توقف او در فتح اروپا شود ، پیش از آنکه وی به منتهاالیه آن سرزمین برسد ، از او دور کند . "

سپس هرودوت تصریح کرده است که خشایارشا چندین شیء مختلف (جام ، جم دسته دار ، شمشیر پارسی) را طی مناسک خاصی به دریا افکند . این اعمال آیینی برای هرودوت چندین مسءله تفسیری طرح کرده است :

 " خشایارشا پس از این دعا ، جام را با ساغر دسته دار طلا و شمشیری پارسی که آن را آکیناکس می نامند ، به هلسپونتوس افکند . من نمی توانم به ضرس قاطع بگویم که آیا این اشیایی که وی به دریا افکند ، به خورشید پیشکش شده بود و یا از بابت صدور فرمان تنبیه هلسپونتوس استغفار می نمود و عطایایی بودند که به جبران این توهین تقدیم می داشت . پس از انجام این مراسم ، سپاه به عبور از تنگه پرداخت . "

رجوع به خورشید به یقین به آیین پرستشی در میان پارسیان مربوط می شود که خورشید موضوع آن بوده است ...

این حرکت خشایارشا را به سهولت می توان با قربانیهایی که توسط اسکندر در اقیانوس هند ، نزدیک مصب سند ترتیب یافته بود قیاس کرد :

" به این مناسبت وی گاوان نری را به افتخار پوسیدون سر برید و به دریا افکند . پس از دادن این قربانی ها برافشانی کرد و جامی را که به این مناسبت مورد استفاده قرار داده بود و از طلا بود ، با چند جام دسته دار زرین به دریا افکند . همه را برای شکرگزاری کرد ، در حالی که به درگاه پوسیدون دعا می خواند ، برای آنکه ناوگانی را که قصد داشت به فرماندهی نءارخوس به خلیج فارس بفرستد محافظت کند . "

متون ، صرف نظر از چند تفاوت (گاوان نر / دیونوسوس) با یکدیگر تطبیق می کنند : شاه مراسم برافشانی را انجام می دهد ، سپس جام مخصوص انجام این مراسم را با جام های دسته دار زرین به دریا می اندازد ، خشایارشا شمشیر پارسی را نیز علاوه بر آنها به دریا می افکند . به جای آنکه بپنداریم که خشایارشا با این کار خدایان ایرانی آب ها را بزرگ داشته است ، وسوسه می شویم بیندیشیم که در این مورد پای خدایان یونانی دریا در میان است . از طریق هرودوت می دانیم که برای تغییر جهت طوفان ، مغان به این قانع نبودند که " اورادی را به بانگ بلند به باد بگویند ... بلکه قربانیهایی نیز به تتیس و نرءیس ها تقدیم کردند " - یعنی همان پریانی که در میان یونانیان از اخلاف دریا (پونتوس) به شمار می آمدند . باد همان قدر توسط پارسیان بزرگ داشته می شود که توسط یونانیان . بنابراین احتمال دارد که قربانی های پارسی به این منظور تقدیم شده بود که حسن نظر خدایان یونانی را به سوی خشایارشا و سپاه وی جلب سازد . این خدایان قبلا خشم خود را با نابود کردن نخستین پل هایی که ساخته شده بود آشکار ساخته بودند . این واقعه ، به نوشته هرودوت ، سبب ساز انتقام جویی شاه از دریا و معماران شده بود . در واکنش نسبت به این خاطره ی اندوهبار و برای آسانتر گشودن درهای امپراتوری داریوش سوم است که اسکندر در میانه هلسپونتوس ، گاو نری به افتخار پوسیدون و نرءیس ها ذبح کرد ، سپس با جامی زرین بر دریا برافشانی کرد . 

در اینجا رسمی را که وجود آن (در آن زمان) کاملا مورد تایید قرار گرفته است باز می یابیم : " همنکه فاتحی قصد تصرف سرزمین دشمن را می کند ، ناچار است در جلب حمایت خدایان هر مکان ، که وثیقه ی موفقیت آتی وی به شمار می آید ، اهتمام ورزد . " کاری که اسکندر مثلا پیش از نبرد ایسوس در انجام دادنش تعلل نمی ورزد ...

در عوض هر قومی که پایداری می ورزد یا سر به طغیان بر می دارد باید از طریق مجازات خدایانش مجازات شود . علت انهدام دیدومیون پس از موکاله همین بود . تخریب پرستشگاه های آکروپولیس (توسط خشایارشا) و تبعید پیکره های نذری نیز به همین سبب صورت پذیرفت . این اعمال به انگیزه ی انتقام جویی محدود نمی شود . در واقع خشایارشا تصمیمی می گیرد که هرودوت مفهوم سیاسی آن را درک نمی کند : 

" آتنیان اخراجی از آتن را ، که در معیت سپاه وی بودند ، فراخواند و به آنان فرمود بر آکروپولیس وارد شوند و در آنجا ، به شیوه ی سرزمین خود قربانیهایی تقدیم دارند . علت صدور این فرمان یا این بود که در خواب به او چنین الهام شده بود و یا آنکه از به آتش کشیدن پرستشگاه احساس پشیمانی می کرد . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 862 - 860


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (220) : خورشیدپرستی ، دریاپرستی ، و سوزاندن معابد آکروپولیس (توسط خشایارشای هخامنشی)
برچسب ها : دریا ,خشایارشا ,خدایان ,خورشید ,افکند ,هرودوت ,دریا افکند ,آکروپولیس توسط ,افتخار پوسیدون ,بزرگ داشته ,خدایان یونانی

هخامنشیان (219) : بازسازی یا احترام به خدایان سرزمینهای فتح شده ، امری مرسوم در بین فاتحین

:: هخامنشیان (219) : بازسازی یا احترام به خدایان سرزمینهای فتح شده ، امری مرسوم در بین فاتحین

بازسازی یا احترام به معابد و خدایان سرزمینهای فتح شده ، امری مرسوم و تبلیغاتی در بین شاهان فاتح (نه فقط کوروش) ، برای جلب نظر و محبت مردم سرزمین فتح شده ، و مشروعیت و اعتبار بخشیدن به حکومت خود


هخامنشیان (بخش219)


" ... کارهای ملحدانه ی خشایارشا در مورد توهین به مقدسات (=ویرانی معابد و ربودن پیکره طلایی یکی از خدایان) را به ویژه نویسندگان دوران یونانی مآبی پرورانده اند . این نویسندگان اطلاعات خود را از مورخان دوران اسکندر به وام گرفته اند . همه آنان رفتار اسکندر را در تقابل با این شاه بزرگ (=خشایارشا) قرار داده اند : استرابون و دیودوروس به تخریب گور بلوس اشاره کرده اند ، لیک زمان آن را مشخص نکرده اند . نوشته ی آریانوس صریح تر است ؛ او پس از توصیف ورود شاه (=اسکندر) به بابل که طی آن کاهنان نیز از او استقبال کرده اند ، نوشته است :

" اسکندر پس از ورود به بابل ، بابلیان را دعوت به بازسازی معابدی کرد که خشایارشا امر به انهدامشان داده بود ، به ویژه معبد بلوس ، همان خدایی که بابلیان بیش از همه به او احترام می گذاشتند ؛ اسکندر بر طبق تعلیمات آنان برای بلوس قربانی کرد . "

وی در هنگام شرح دومین اقامت اسکندر در این شهر (324 - 323) به این موضوع بر می گردد و یادآور می شود که خشایارشا پرستشگاه های بابلی و از آن جمله پرستشگاه بلوس را منهدم کرده بود . وی تاریخ این تخریب را بازگشت خشایارشا از اروپا تعیین کرده است . 

... تقابل خاطرنشان شده بین اسکندر و خشایارشا فقط می تواند دینداری شاهی بزرگ را جلوه دهد که بعدها به یونانیان اجازه داد که تمثال های خدایان و یادمانهای نذری دیگر را که خشایارشا از یونان با خود آورده بود پس بگیرند ...

در واقعیت اسکندر هنگام ورود به بابل کاری نکرد جز اقتباس رفتارها و اتخاذ تصمیم های هر فاتحی که خاطره ی پیشینیان خود را محکوم می کند و دینداری خود را در قبال خدایان مردم آزاد شده به نمایش می گذارد . این درست همان کاری است که کوروش در سال 539 (هنگام ورود به بابل) در همین بابل انجام داده بود . برای شاهان تاکید بر مرمت بناهایی که ویران شده بودند امری عادی بود ... "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 856 - 855


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (219) : بازسازی یا احترام به خدایان سرزمینهای فتح شده ، امری مرسوم در بین فاتحین
برچسب ها : اسکندر ,خشایارشا ,بابل ,خدایان ,بلوس ,کرده ,هنگام ورود ,امری مرسوم ,خدایان سرزمینهای

هخامنشیان (218) : مردوک (که کوروش آن را می پرستید) بت است

:: هخامنشیان (218) : مردوک (که کوروش آن را می پرستید) بت است

مردوک (که کوروش آن را می پرستید) بت است


هخامنشیان (بخش218)


" ... (هرودوت) در شرح خود درباره بابل ، پرستشگاه زءوس را ، که منظور از آن مردوک است توصیف کرده است . هرودوت تصریح کرده است که در آنجا پیکره ای از طلا از مردوک به صورت نشسته وجود داشت ؛ یک میز ، یک تخت سلطنت و یک پلکان از طلا نیز بود ... "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 854


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (218) : مردوک (که کوروش آن را می پرستید) بت است
برچسب ها : مردوک

هخامنشیان (217) : ویرانی شهرها و برده شدن مردمانشان توسط هخامنشیان

:: هخامنشیان (217) : ویرانی شهرها و برده شدن مردمانشان توسط هخامنشیان

ویرانی شهرها و برده شدن مردمانشان توسط هخامنشیان


هخامنشیان (بخش217)


" خشایارشا در لشکرکشی به یونان در ترموپیل بر اسپارتیان پیروز گشت و شاه لءونیداس را در آنجا بکشت . سپس (شهر) آتن را ویران کرد و تمام ساکنان آن را ، بجز کسانی که موفق به فرار شده بودند ، به بردگی فروخت ... "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 851 - 850


تذکر :

شاید (به احتمال زیاد) حمله اسکندر به ایران ، و به آتش کشیدن تخت جمشید ، واکنش طبیعی یونانیان نسبت به حمله هخامنشیان به یونان و ویرانی شهرها و سوزاندن معابد یونان منجمله معابد آتن و به بردگی کشیدن مردمانشان بوده است . 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (217) : ویرانی شهرها و برده شدن مردمانشان توسط هخامنشیان
برچسب ها : هخاان ,یونان ,مردمانشان ,شهرها ,ویرانی ,ویرانی شهرها ,توسط هخاان ,مردمانشان توسط

هخامنشیان (216) : هخامنشیان به معابد هم رحم نکردند / غارت معابد توسط خشایارشای هخامنشی

:: هخامنشیان (216) : هخامنشیان به معابد هم رحم نکردند / غارت معابد توسط خشایارشای هخامنشی

غارت معابد توسط خشایارشای هخامنشی


هخامنشیان (بخش216)


" ... خشایارشا (پس از شکست از یونانیان) ساردیس را بر اثر دهشت زدگی ترک نکرده بود . در واقع ، شاه بزرگ پس از (شکست در) موکاله ، به طوری که دیدیم در ساردیس مانده بود . از طریق کتسیاس می دانیم که کمی بعد ، نیروی نظامی برای غارت پرستشگاه دیدومیون فرستاد ... "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 839


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (216) : هخامنشیان به معابد هم رحم نکردند / غارت معابد توسط خشایارشای هخامنشی
برچسب ها : هخاان ,معابد ,غارت ,توسط خشایارشای ,معابد توسط ,غارت معابد

هخامنشیان (215) : هخامنشیان ، بناهای آتنی را ویران کردند

:: هخامنشیان (215) : هخامنشیان ، بناهای آتنی را ویران کردند

هخامنشیان ، بناهای آتنی را ویران کردند


هخامنشیان (بخش215)


" (در حمله خشایارشا به یونان) ... مردونیه (فرمانده زیردست خشایارشا) پس از انهدام بناهای آتنی ای که بر جا مانده بود ، به طرف تب عقب نشینی کرد ... "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 836


تذکر :

شاید (به احتمال زیاد) حمله اسکندر به ایران ، و به آتش کشیدن تخت جمشید ، واکنش طبیعی یونانیان نسبت به حمله هخامنشیان به یونان و ویرانی بناها و سوزاندن معابد یونان منجمله معابد آتن بوده است . 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (215) : هخامنشیان ، بناهای آتنی را ویران کردند
برچسب ها : هخاان ,یونان ,حمله ,آتنی ,بناهای ,بناهای آتنی

هخامنشیان (214) : اسکندر مقدونی ، پیوند خویشاوندی با پارسیان داشت (پیوند خویشاوندی اسکندر با ایرانیان)

:: هخامنشیان (214) : اسکندر مقدونی ، پیوند خویشاوندی با پارسیان داشت (پیوند خویشاوندی اسکندر با ایرانیان)

اسکندر مقدونی پیوند خویشاوندی با پارسیان داشت


هخامنشیان (بخش214)


کوروش پرستان تلاش می کنند انواع نسبت های دروغ را به اسکندر مقدونی بدهند و بشدت ، او را شخصی وحشی و نابودگر قلمداد کنند . حال آنکه اولا اطلاعات فراوانی در کتب مختلف تاریخی و حتی ادبی ایرانی و غیر ایرانی ، بر خلاف نظر آنان (=کوروش پرستان) وجود دارد ؛ و ثانیا آنکه اسکندر با پارسیان خویشاوند بود و حتی برخی معتقدند که او پارسی یا ایرانی بوده است . 

به مطلب زیر که برگرفته از کتاب امپراتوری هخامنشی ، تالیف پروفسور برایان ، است و در اینجا از هرودوت نقل قول کرده ، دقت کنید :


" (در جنگ خشایارشا با یونان) ... پارسیان بی شبهه بر آن بودند که گروه های طرفدار پارسیان مانند قبل ، در آتن مشغول فعالیتند . آنان موفق به اءتلاف با اهالی تگءا شده بودند که متعهد شده بودند مانع استقرار سپاه اسپارت در برزخ شوند . مردونیه برای آنکه تمام برگ های برنده را در دست داشته باشد ، 'اسکندر مقدونی را ، که هم پیوندهای خویشاوندی با پارسیان داشت' و هم میزبان رسمی آتنیان بود و از آنان عنوان نیکوکار را گرفته بود ، مامور این کار کرده بود . "


 امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 834


در نهایت می توان علت اصلی خشم کوروش پرستان نسبت به اسکندر و تلاش آنها برای ایجاد چهره ای کاملا منفی و منفور از او در ذهن مردم را در یک جمله خلاصه کرد : 

" اسکندر ، حکومت خدایان کوروش پرستان ، یعنی هخامنشیان ، را برای همیشه برچید . "


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (214) : اسکندر مقدونی ، پیوند خویشاوندی با پارسیان داشت (پیوند خویشاوندی اسکندر با ایرانیان)
برچسب ها : اسکندر ,پارسیان ,پرستان ,کوروش ,مقدونی ,خویشاوندی ,اسکندر مقدونی ,کوروش پرستان ,پیوند خویشاوندی ,پارسیان داشت

هخامنشیان (213) : هخامنشیان به معابد هم رحم نمی کردند / آتش زدن معابد آتن

:: هخامنشیان (213) : هخامنشیان به معابد هم رحم نمی کردند / آتش زدن معابد آتن

هخامنشیان به معابد هم رحم نمی کردند :

آتش زدن معابد آتن


هخامنشیان (بخش213)


خشایارشا موقع جنگ با یونان ، در حالیکه در یک جبهه شکست خورده ، و به عقب نشسته بود ، جهت جلب اتحاد آتنی ها علیه لشکر یونان ، نامه ای برای مردونیه ، فرمانده زیردستش فرستاد بدین صورت :

" ای مردونیه ! حال چنین کن : سرزمین آتن را به آتنیان بازگردان و به آنان بگو که می توانند سرزمین دیگری ، آن را که بخواهند ، برای خود برگزینند و می توانند خودمختار باشند . اگر قصد توافق با مرا دارند ، آن پرستشگاه هایی را که طعمه حریق کرده ام ، دوباره بنا کن . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 834


تذکر :

شاید (به احتمال زیاد) حمله اسکندر به ایران ، و به آتش کشیدن تخت جمشید ، معلول حمله هخامنشیان به یونان و ویرانی بناها و سوزاندن معابد یونان منجمله معابد آتن بوده است . 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (213) : هخامنشیان به معابد هم رحم نمی کردند / آتش زدن معابد آتن
برچسب ها : معابد ,هخاان ,یونان

هخامنشیان (212) : خشایارشای هخامنشی ، فرزندان حرام زاده داشت / ادعای از نسل کوروش و داریوش بودن افتخار است یا ننگ ؟

:: هخامنشیان (212) : خشایارشای هخامنشی ، فرزندان حرام زاده داشت / ادعای از نسل کوروش و داریوش بودن افتخار است یا ننگ ؟

خشایارشا فرزندان حرامزاده داشت


هخامنشیان (بخش212)


" ... به نوشته هرودوت ، خشایارشا پسران نامشروع خود را ، که هنوز کم سن و سال بودند ، تحت حمایت آرتمیس کاریایی به آسیای صغیر فرستاد ... "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 831


#زناکاری_هخامنشیان

#فرزندان_حرامزاده_هخامنشیان

#فرزندان_ولدالزنای_هخامنشیان

#فرزندان_حرامزاده_خشایارشای_هخامنشی


#ادعای_از_نسل_کوروش

#و_از_نسل_داریوش_بودن

#افتخار_است_یا_ننگ؟


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (212) : خشایارشای هخامنشی ، فرزندان حرام زاده داشت / ادعای از نسل کوروش و داریوش بودن افتخار است یا ننگ ؟
برچسب ها : فرزندان ,هخاان ,حرامزاده ,فرزندان حرامزاده ,هخاان فرزندان ,بودن افتخار ,داریوش بودن ,هخاان فرزندان حرامزاده

هخامنشیان (211) : عدالت (!) هخامنشی : اخته ی پسران بی گناه و اسیر و تبعید دختران بی گناه بخاطر گناه دیگران

:: هخامنشیان (211) : عدالت (!) هخامنشی : اخته ی پسران بی گناه و اسیر و تبعید دختران بی گناه بخاطر گناه دیگران

عدالت (!) هخامنشی : اخته ی پسران بی گناه ، و اسیر و تبعید دختران بی گناه ، بخاطر گناه دیگران (یا بهتر است بگوییم بخاطر استقلال طلبی دیگران)


هخامنشیان (بخش211)


" ... نویسندگان یونانی از تبعید ساکنان دولتشهرهای یونانی در اجرای فرمان شاه (هخامنشی) طبعا مطلع و متاثر بودند . با هشدار پارسیان به ایونیهای شورشی (استقلال طلب و آزادیخواه) آشنا هستیم : 

" پسرانشان را اخته خواهیم کرد و دخترانشان را به باکتریا تبعید خواهیم کرد . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 793


#گنه_کرد_در_بلخ_آهنگری

#به_شوشتر_زدند_گردن_مسگری


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (211) : عدالت (!) هخامنشی : اخته ی پسران بی گناه و اسیر و تبعید دختران بی گناه بخاطر گناه دیگران
برچسب ها : گناه ,تبعید ,دیگران ,بخاطر ,اخته ,گناه دیگران ,بخاطر گناه ,تبعید دختران

هخامنشیان (210) : میزبانی اجباری مردم شهرها و اقوام برای خشایارشای هخامنشی

:: هخامنشیان (210) : میزبانی اجباری مردم شهرها و اقوام برای خشایارشای هخامنشی

میزبانی اجباری مردم شهرها و اقوام ، برای خشایارشا


هخامنشیان (بخش210)


" ... مسیر حرکت خشایارشا تا سواحل یونان (برای حمله به یونان) با مسیر صحراگردی های متناوب دربار چندان تفاوتی نداشت . وقتی خشایارشا ساردیس را ترک گفت ترتیب قرار گرفتن اجزای مختلف کوکبه ی سلطنتی بر حسب قواعد معمول تعیین شده بود . خشایارشا نیز در گردونه ای قرار داشت که اسبان نساءی آن را می کشیدند . هنگام عبور از پل شناور نیز وضع همین بود . پسران خشایارشا و نمایندگان متعدد (و) خویشان نزدیکش در معیت وی بودند . اقوام مختلف و مردم به استقبال کاروان شاه می آمدند تا مراتب احترام خود را به جای آورند و هدایا و تحف خود را تقدیم وی دارند . شهرها و اقوام 'دستور آماده کردن خوان شاهی' را به شکل مقتضی (برای شاه و دربار و سپاه) دریافت داشته بودند . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 825 - 824


مطلب مرتبط :


میزبانی های اجباری و پرخرج ، یکی از بدبختی های مردم در زمان هخامنشی :

 https://goo.gl/iyY3uY 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (210) : میزبانی اجباری مردم شهرها و اقوام برای خشایارشای هخامنشی
برچسب ها : خشایارشا ,اقوام ,مردم ,اجباری ,میزبانی ,شهرها ,مردم شهرها ,اجباری مردم ,میزبانی اجباری

هخامنشیان (209) : بهره گیری هخامنشیان از وجود مغان برای اعتبار بخشیدن به حکومت نامشروع خود

:: هخامنشیان (209) : بهره گیری هخامنشیان از وجود مغان برای اعتبار بخشیدن به حکومت نامشروع خود

بهره گیری هخامنشیان از وجود مغان برای عوام فریبی و اعتبار بخشیدن به حکومت دیکتاتوری و نامشروع خود 


هخامنشیان (بخش209)


" ... به ویژه معلوم است که در مراسم جلوس به تخت سلطنت فقط شمار معدودی از افراد شرکت می کردند . افزون بر خود شاه ، کسانی که پلوتارک آنان را کاهن می خواند در مراسم حضور داشتند . منظور از کاهن ، بی شک همان مغان هستند . به نوشته سیسرون " هیچ کس نتواند شاه پارس شود مگر آنکه دانش مغان را فرا گرفته باشد " 

( Div . 1 . 41 . 90) .

پلینی نیز قید کرده است که سنگی هست که وجود آن برای مغان هنگام انجام مراسم تاجگذاری ضروری است 

( کتاب 37 ، بند 147) .

حتی قطعه ای از پلوتارک ظاهرا متضمن آنست که همان مغانی که مسءول تعلیم و تربیت ولیعهد بوده اند مراسم تاجگذاری را برگزار می کنند . 

... این مراسم (تاجگذاری) دو ویژگی کاملا متمایز دارد : هم مبین آنست که پادشاهی هخامنشی تقدیس شده است ، چون شاه جدید با میانجیگری مغان توسط خداوند به این مقام (پادشاهی) منصوب می شود ... "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 821 - 820


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (209) : بهره گیری هخامنشیان از وجود مغان برای اعتبار بخشیدن به حکومت نامشروع خود
برچسب ها : مغان ,مراسم ,هخاان ,تاجگذاری ,وجود ,مراسم تاجگذاری ,اعتبار بخشیدن ,مغان برای ,وجود مغان ,گیری هخاان

هخامنشیان (208) : آخوندها در هخامنشی / شاهان هخامنشی اعتبار خود و حکومتشان را از آخوندها می گرفتند

:: هخامنشیان (208) : آخوندها در هخامنشی / شاهان هخامنشی اعتبار خود و حکومتشان را از آخوندها می گرفتند

آخوندها در هخامنشی / شاهان هخامنشی، اعتبار خود و حکومتشان را از آخوندها می گرفتند


هخامنشیان (بخش208)


" ... افلاطون وجود مربیان سلطنتی را نیز قید می کند که ولایتعهد از چهارده سالگی به آنان سپرده می شود . گرچه افلاطون سخنی از مغان بر زبان نیاورده است ، اما بی شک آنان نیز در میان این مربیان قرار دارند ، چون یکی از آنان (عالمترینشان) " دانش مغان را تعلیم می دهند " 

(121 d ; 

ر . ک . پلوتارک اردشیر ، کتاب 3 ، بند 3 ( 

یک مغ " تمام امور مربوط به سلطنت را آموزش می دهد "

(Alc , 122 a ; basilika didaskei de kai ta ) .

به نوشته سیسرون (Div . 1 . 41 , 91 ) 

" هیچ کس نتواند شاه پارس شود ، مگر آنکه دانش مغان را فرا گرفته باشد " . 

خلاصه ، پسر ارشد از اوان کودکی برای ایفای وظایف شاهی و اشغال مرتبه خود در نظام سیاسی ، نظامی و " مذهبی " آماده می شود . 

... پلوتارک به مغی اشاره می کند که کوروش صغیر از او درس گرفته است 

(اردشیر ، کتاب 3 ، بند 3) "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 817

 

" ... به ویژه معلوم است که در مراسم جلوس به تخت سلطنت فقط شمار معدودی از افراد شرکت می کردند . افزون بر خود شاه ، کسانی که پلوتارک آنان را کاهن می خواند در مراسم حضور داشتند . منظور از کاهن ، بی شک همان مغان هستند . به نوشته سیسرون " هیچ کس نتواند شاه پارس شود مگر آنکه دانش مغان را فرا گرفته باشد " 

( Div . 1 . 41 . 90) .

پلینی نیز قید کرده است که سنگی هست که وجود آن برای مغان هنگام انجام مراسم تاجگذاری ضروری است 

( کتاب 37 ، بند 147) .

حتی قطعه ای از پلوتارک ظاهرا متضمن آنست که همان مغانی که مسءول تعلیم و تربیت ولیعهد بوده اند مراسم تاجگذاری را برگزار می کنند . 

... باید توجه داشت که مغان در شناختن گیاهان و خواص آنها نیز تخصص داشته اند (فصل هفتم) .

... این مراسم (تاجگذاری) دو ویژگی کاملا متمایز دارد : هم مبین آنست که پادشاهی هخامنشی تقدیس شده است ، چون شاه جدید با میانجیگری مغان توسط خداوند به این مقام (پادشاهی) منصوب می شود ... "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 821 - 820


توضیح :


لفظ آخوند اگرچه برای روحانیون شیعه استفاده می شود ولی ما در اینجا به عنوان معنی استعاری آن که در جامعه رایج است یعنی " روحانی " استفاده کردیم ؛ خصوصا بدان جهت که باستانگرایان و کوروش پرستان (هخامنشی پرستان) و شاه پرستان ، از آن به همین معنا (روحانی) استفاده می کنند . 

همانطور که ایشان ملاحظه می کنند ، در اسناد تاریخی فراوان ، که ما تنها به جزءی کوچک از خیل آن اسناد اشاره کردیم ، وجود روحانیون در ایران باستان و نقش بسیار مهم آنان ، خصوصا در حکومت هخامنشی محرز است . ناگفته نماند که در حکومت ساسانی هم به همینگونه یا حتی بیشتر ، از حضور روحانیون استفاده می شد ؛ به حدی که حکومت ساسانیان را حکومت زرتشتیان هم می خوانند . 

بنابراین ، به دوستان باستانگرا و کوروش پرست توصیه می کنم قبل از حرافی و حمله به آخوندها و سر دادن شعار " جدایی دین از سیاست " ، اندکی تاریخ را مطالعه کنند و بدانند که خدایانشان - یعنی کوروش و هخامنشیان و ساسانیان - تا چه حد از حضور آخوندهای آن زمان بهره می گرفته اند ؛ تا جایی که اساسا اعتبار حکومتشان بسته به حضور آخوندها بوده است . 

نکته مهم دیگر آنکه :

اگر چه حکومت هخامنشیان و ساسانیان هم آخوندی بود ولی آخوند داریم تا آخوند ؛ و حکومت آخوندی داریم تا حکومت آخوندی . آخوندهای حکومت هخامنشی و ساسانی ، به تبع دینشان ، پیرو بت ها و خدایان ساختگی و یا چندخدایی بوده اند .

ولی آخوندهای حکومت جمهوری اسلامی ، پیرو خدای یکتا و کاملترین دین . 

مسلما نتایج هم فرق می کند . یکی از تفاوتها :

" آن حکومت -هخامنشی و ساسانی - به کشورهای دیگر تجاوز می کرد برای طمع و شکم (یعنی ظالم بود) ؛

ولی این حکومت - جمهوری اسلامی - تلاش می کند برای دفاع از خود و مظلومان و مسلمانان ؛ و برپایی پرچم عدالت در دنیا و زمینه سازی برای حاکمیت اسلام "مظلوم یاور" و "عدالت گستر" و برای حاکمیت "امام منصوب از طرف خدا" بر روی زمین . 

آن حکومت - هخامنشی و ساسانی - می شتابید برای کشتن و تجاوز و ظلم به مردم کشور خود و کشورهای دیگر ؛

اما این حکومت - جمهوری اسلامی - می شتابد برای یاری رساندن به مظلوم و محروم ، در ایران و حتی در کشورهای دیگر همچون غزه (فلسطین) ، لبنان ، عراق ، سوریه ، یمن . 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (208) : آخوندها در هخامنشی / شاهان هخامنشی اعتبار خود و حکومتشان را از آخوندها می گرفتند
برچسب ها : حکومت ,مغان ,آخوندها ,مراسم ,آنان ,حضور ,حکومت جمهوری ,جمهوری اسلامی ,کشورهای دیگر ,دانش مغان ,مراسم تاجگذاری ,حکومت جمهوری اسلامی ,ترجمه ناهید

هخامنشیان (207) : قبری که تو براش گریه می کنی ، مرده توش نیست

:: هخامنشیان (207) : قبری که تو براش گریه می کنی ، مرده توش نیست

قبری که مرده ندارد 


هخامنشیان (بخش207)


" ... هرودوت ادامه می دهد : اگر شاهی در جنگ به هلاکت رسد ، از او پیکره ای می سازند و آن را بر تختی که مرده را بر آن می نهند قرار می دهند و به آرامگاه می برند . ساختن یک پیکره از شاه متوفای پارس شاید در قطعه ای از الیانوس نیز آمده باشد . جسد شاه متوفی به دست متخصصان آماده می شد . با جسد اسکندر نیز که به دست مصریان و کلدانیان ، بنا بر رسمی که در سرزمینشان جاری بود ، مومیایی شد ، چنین کردند . چون مقبره های سلطنتی خالی از جسد کشف شده اند (1) با یقین کامل نمی توان گفت که در مورد شاهان بزرگ نیز چنین می کردند . به نوشته هرودوت و استرابون پارسیان جسد را پیش از آنکه به خاک بسپارند موم اندود می کنند ... "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 819


1 . با این اوصاف ، بنظر می رسد که قضیه خالی بودن پاسارگاد از جسد کوروش ، به حقیقت ، بسیار نزدیک باشد .

خصوصا که کوروش در جنگ با ماساژتها کشته شده و سرش از بدن جدا گردید و توسط ملکه ماساژتها در تشتی از خون قرار داده شد . 

فاصله مکانی سرزمین ماساژتها تا پاسارگاد هم بسیار طولانی و در حد چند ماه بوده ؛ و احتمالا باید در صورت جابجایی ، جسد فاسد می شد . پس ، نظر بسیاری کارشناسان مبنی بر جا ماندن جسد کوروش در سرزمین ماساژتها و میدان جنگ ، و خالی بودن پاسارگاد از جسد کوروش ، بسیار به حقیقت نزدیک بوده ؛ و قبری که کوروش پرستان سرش گریه می کنند مرده داخلش نیست . 

بنظر می رسد که این مثل هم اختصاصا برای کوروش و کوروش پرستان ساخته شده باشد : 

" قبری که تو براش گریه می کنی ، مرده توش نیست . "


بهرحال ، الله اعلم ...


مطالب مرتبط :


پیرامون مرگ کوروش کبیر و مقبره ی او :

 https://goo.gl/qRkZBz 

پاسارگاد ساخته یهودیان یا ایرانیان ؟ :

 http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=9003087394

تناقض پاسارگاد با زیارتگاه اختصاصی بانوان :

 https://goo.gl/0rnWVq


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (207) : قبری که تو براش گریه می کنی ، مرده توش نیست
برچسب ها : کوروش ,پاسارگاد ,مرده ,قبری ,ماساژتها ,خالی ,براش گریه ,کوروش پرستان ,سرزمین ماساژتها ,بودن پاسارگاد ,خالی بودن

هخامنشیان (206) : حکومت هخامنشی هم آخوندی بود

:: هخامنشیان (206) : حکومت هخامنشی هم آخوندی بود

حکومت هخامنشی هم آخوندی بود 

(آخوند به معنای روحانی مدنظر است ، نه روحانی شیعه)


قابل توجه کوروش پرستان و باستانگرایان که دایما به روحانیت حمله می کنند و نیز فریاد " جدایی دین از سیاست " سر می دهند :

حتی هخامنشیان (=خدایان کوروش پرستان و باستانگرایان)  هم از اهمیت علمای مذهبی غافل نبوده اند : 

1 . " هیچ کس نتواند شاه پارس شود مگر آنکه دانش مغان را فرا گرفته باشد "

2 ." 'یک مغ' تمام امور مربوط به سلطنت را آموزش می دهد " 


هخامنشیان (بخش206)


" ... افلاطون تصریح می کند که نوزاد از بدو تولد برای مراقبت به خواجگان برگزیده سپرده می شود : 

" آنان مسءول برآوردن تمام نیازهای نوزادند و باید تا آنجا که ممکن است برای زیباتر شدن وی تلاش کنند . آنان با شکل دادن به اعضای کودک و با پرورش این اعضا از عهده ی این مهم بر می آیند . "(121 d) 

در پس این کار غریب، اندیشه ای سیاسی نهفته است : پسر اول ، چون برای جانشینی پدر فراخوانده می شود ، باید مانند پدر ، که بطور قطع بلندبالا و خوش سیماست ، شکل داده شود 

(فصل ششم ، بند 4) .

افزون بر آن افلاطون نشان می دهد که کودک کمی بعد تحت مراقبت مربیان مخصوص قرار می گیرد . وی ، مانند جوانان دیگر تعلیم و تربیت نظامی می بیند 

(Alc . 121e - 122a) .

وانگهی استرابون تصریح می کند که رءیس گروه ها از میان پسران شاه و خشثرپاون برگزیده می شوند 

(کتاب 15 ، فصل 3 ، بند 17) .

افلاطون وجود مربیان سلطنتی را نیز قید می کند که ولایتعهد از چهارده سالگی به آنان سپرده می شود . گرچه افلاطون سخنی از مغان بر زبان نیاورده است ، اما بی شک آنان نیز در میان این مربیان قرار دارند ، چون یکی از آنان (عالمترینشان) " دانش مغان را تعلیم می دهند " 

(121 d ; 

ر . ک . پلوتارک اردشیر ، کتاب 3 ، بند 3 ( 

یک مغ " تمام امور مربوط به سلطنت را آموزش می دهد "

(Alc , 122 a ; basilika didaskei de kai ta ) .

به نوشته سیسرون (Div . 1 . 41 , 91 ) 

" هیچ کس نتواند شاه پارس شود ، مگر آنکه دانش مغان را فرا گرفته باشد " . 

خلاصه ، پسر ارشد از اوان کودکی برای ایفای وظایف شاهی و اشغال مرتبه خود در نظام سیاسی ، نظامی و " مذهبی " آماده می شود . 

... پلوتارک به مغی اشاره می کند که کوروش صغیر از او درس گرفته است 

(اردشیر ، کتاب 3 ، بند 3) "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 817


" ... پلینی نیز قید کرده است که سنگی هست که وجود آن برای مغان هنگام انجام مراسم تاجگذاری ضروری است " 

(کتاب 37 ، بند 147) . 

حتی قطعه ای از پلوتارک ظاهرا متضمن آنست که همان مغانی که مسءول تعلیم و تربیت ولیعهد بوده اند ، مراسم تاجگذاری را برگزار می کنند "

(اردشیر ، کتاب 3 ، بند 3) .


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 820

 

تذکر :


1 . نکته اول آنکه نقش مغان - علمای مذهبی - در حکومت هخامنشیان به مواردی که در این سند آمد محدود نمی شود . هخامنشیان بطور گسترده ای از مغان استفاده می کردند ؛ که با مطالعه تواریخ - منجمله همین کتاب - " امپراتوری هخامنشی " پروفسور پیر برایان - خود ، متوجه نقش های دیگر آنان در حکومت هخامنشی خواهید شد . 

2 . در حکومت های مختلف ، منجمله ساسانیان نیز بطور گسترده و تاثیرگذاری از علمای مذهبی بهره گرفته می شد . حکومت ساسانیان ، حکومت زرتشتیان و موبدان زرتشتی بود .

3 . اگر چه حکومت هخامنشیان و ساسانیان هم آخوندی بود ولی آخوند داریم تا آخوند ؛ و حکومت آخوندی داریم تا حکومت آخوندی . آخوندهای حکومت هخامنشی و ساسانی ، به تبع دینشان ، پیرو بت ها و خدایان ساختگی و یا چندخدایی بوده اند . 

ولی آخوندهای حکومت جمهوری اسلامی ، پیرو خدای یکتا و کاملترین دین . 

مسلما نتایج هم فرق می کند . 

یکی از تفاوتها :

" آن حکومت -هخامنشی و ساسانی - به کشورهای دیگر تجاوز می کرد برای طمع و شکم (یعنی ظالم بود) ؛

ولی این حکومت - جمهوری اسلامی - تلاش می کند برای دفاع از خود و مظلومان و مسلمانان ؛ و برپایی پرچم عدالت در دنیا و زمینه سازی برای حاکمیت اسلام "مظلوم یاور" و "عدالت گستر" و برای حاکمیت "امام منصوب از طرف خدا" بر روی زمین . 

آن حکومت - هخامنشی و ساسانی - می شتابید برای کشتن و تجاوز و ظلم به مردم کشور خود و کشورهای دیگر ؛

اما این حکومت - جمهوری اسلامی - می شتابد برای یاری رساندن به مظلوم و محروم ، در ایران و حتی در کشورهای دیگر همچون غزه (فلسطین) ، لبنان ، عراق ، سوریه ، یمن . 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (206) : حکومت هخامنشی هم آخوندی بود
برچسب ها : حکومت ,مغان ,آنان ,هخاان ,کتاب ,آخوندی ,جمهوری اسلامی ,حکومت جمهوری ,دانش مغان ,کشورهای دیگر ,علمای مذهبی ,حکومت جمهوری اسلامی ,ترجمه ناهید فروغ

هخامنشیان (205) : اعدام افراد به دلایل واهی توسط هخامنشیان

:: هخامنشیان (205) : اعدام افراد به دلایل واهی توسط هخامنشیان

اعدام افراد به دلایل واهی توسط هخامنشیان


هخامنشیان (بخش205)


" متنی متعلق به آگاتوکلس کوزیکوسی ، که آتنایوس از وی نقل قول کرده است اطلاعات زیر را منتقل می کند :

»گویند که در پارس آبی معروف به آب زر یافت می شود . این آب در 70 محل می ریزد و کسی جز شاه و پسر ارشدش حق نوشیدن آن را ندارد ؛ و اگر کس دیگری از آن بنوشد به مرگ محکوم می شود !»


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 816


#جنایات_هخامنشیان

#دیکتاتوری_هخامنشی

#اعدام_افراد_بدلایل_واهی_توسط_هخامنشیان

#بیعدالتی_و_ظلم_هخامنشیان

#اعدام_در_ایران_باستان

#هخامنشیان_عادل_بودند؟!

#زاقارت


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (205) : اعدام افراد به دلایل واهی توسط هخامنشیان
برچسب ها : هخاان ,اعدام ,افراد ,واهی ,واهی توسط ,اعدام افراد ,توسط هخاان ,دلایل واهی

هخامنشیان (204) : ملکه به معنای واقعی کلمه ، در دربار هخامنشی وجود نداشته است

:: هخامنشیان (204) : ملکه به معنای واقعی کلمه ، در دربار هخامنشی وجود نداشته است

ملکه به معنای واقعی کلمه در دربار هخامنشی وجود نداشته است 


هخامنشیان (بخش204)


" داریوش ، خشایارشا ، و آتوسا (دختر کوروش) :

... گفتن اینکه مادر شاهپور ، یعنی آتوسا ، حق دخالت (در جانشینی) داشته است ، آشکارا نادرست است . هر چند مادر ولیعهد مقام و موقعیت معتبری در دربار داشته است اما " ملکه به معنای واقعی کلمه در دربار هخامنشی وجود نداشته است " . 

همسر شاه هیچ حق وابسته به شخص خود نداشت . وی فقط می توانست احتمالا از نفوذ شخصی خود استفاده کند ، همین و بس . وانگهی خشایارشا در آن بند از کتیبه که در باب داده شدن حق مشروع به وی نگاشته است ، کلامی درباره آتوسا بر زبان نمی آورد . اگر آتوسا از قدرتی که گاه بر اساس تواریخ هرودوت برایش می شناسند برخوردار بود ، خشایارشا در کتیبه خود (درباره جانشینی خود) ، از اشاره به او فروگذار نمی کرد ، اما خشایارشا به شدت بر انتقال قدرت از طرف پدر تاکید می ورزد . مشروعیت دودمانی از طریق مادر او برقرار نمی شود . آتوسا مقام و موقعیت معتبر خود را در دربار از ولایتعهدی یکی از پسران کسب می کند . اگر داریوش خشایارشا را برگزیده است ، به دلایل دیگری بوده است که قبلا آن را متذکر شدیم . انتخاب ارتوبرزنس سبب می شد که به خاندان گوبروو تمایزی اعطا شود که مطلقا بر خلاف اهداف سیاست درون همسرانه ی داریوش بود . این سیاست مستلزم نگهداری قدرت در دست اخلاف مستقیم وی بود . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 815


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (204) : ملکه به معنای واقعی کلمه ، در دربار هخامنشی وجود نداشته است
برچسب ها : دربار ,خشایارشا ,آتوسا ,داریوش ,مادر ,نداشته ,وجود نداشته ,واقعی کلمه ,معنای واقعی

هخامنشیان (203) : بهره گیری خشایارشا از روش تبلیغاتی پدر و جدش در مشروعیت دادن به حکومت خود

:: هخامنشیان (203) : بهره گیری خشایارشا از روش تبلیغاتی پدر و جدش در مشروعیت دادن به حکومت خود

بهره گیری خشایارشا از روش تبلیغاتی و عوام فریبانه پدرش (داریوش) و جدش (کوروش) در مشروعیت بخشیدن به حکومت خود


هخامنشیان (بخش203)


قبلا ذکر کردیم (و در منشور و کتیبه های هخامنشی آمده است) که کوروش و داریوش برای حل بحران مشروعیت حکومت دیکتاتوری خود (حکومت هخامنشی) و پذیرش راحت تر آن (=دیکتاتوری هخامنشی) توسط مردم سرزمین ها از روش تبلیغاتی متصل کردن خود به اهورامزدا و مردوک -  که کوروش و بسیاری از مردم بابل آن را خدای خود می دانستند - استفاده کردند . در قسمتهای قبل به این موارد و اسنادشان اشاره کردیم .

باید بدانیم که خشایارشا هم از این حیله پدر و جدش برای تحمیل حکومت دیکتاتوری خود بر مردم استفاده کرده است : 


" ... خشایارشا در کتیبه ای معروف (XPf) به انتخاب پدرش اشاره می کند . وی پس از آنکه به جلوس پدر به تخت سلطنت در زمانی که ویشتاسپ و ارشامه زنده بودند ، اشاره می کند :

»خشایارشا گوید : داریوش را پسران دیگر بود ؛ به خواست اهورامزدا ، پدرم داریوش ، مرا پس از خود بزرگترین (مثیشته) ساخت . آن هنگام که پدرم تخت را ترک گفت ، به خواست اهورامزدا ، من بر تخت پدرم شاه شدم .» "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 813 


#دیکتاتوری_هخامنشی

#فریب_مردم_توسط_هخامنشیان_با_اعمال_تبلیغاتی_و_منتسب_کردن_حکومت_و_انتصاب_خود_به_خدا

#عوام_فریبی_توسط_هخامنشیان

#هخامنشیان_خود_را_نماینده_خدا_بر_زمین_میشمردند


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (203) : بهره گیری خشایارشا از روش تبلیغاتی پدر و جدش در مشروعیت دادن به حکومت خود
برچسب ها : حکومت ,هخاان ,دیکتاتوری ,مردم ,داریوش ,تبلیغاتی ,توسط هخاان ,خواست اهورامزدا ,حکومت دیکتاتوری ,گیری خشایارشا ,بهره گیری

هخامنشیان (202) : اشاره برخی نویسندگان یونانی درباره انحطاط هخامنشیان و نقش خشایارشا در آن

:: هخامنشیان (202) : اشاره برخی نویسندگان یونانی درباره انحطاط هخامنشیان و نقش خشایارشا در آن

اشاره هایی به برخی سخنان نویسندگان یونانی درباره انحطاط هخامنشیان و نقش خشایارشا در آن


هخامنشیان (بخش202)


" سال 479 (سال شکست خشایارشا) در تمام موارد بطور ضمنی یا صریح ، مبدا احتضار طولانی شاهنشاهی ، که به دست کوروش ، کمبوجیه و داریوش تاسیس شده بود ، تلقی شده است . این دیدگاه را افلاطون پرورانده است . در (کتاب) " نوامیس " این تفسیر به کل تاریخ هخامنشی بسط یافته است . او در منطق بحث خود درباره انحطاط پارس که از نظر او به شیوه آموزش و پرورش فرزندان شاهان مربوط می شود ، مورد خشایارشا را برجسته کرده و نتیجه گرفته است :

" می توان گفت که پس از این دوران در پارس دیگر شاهی نبود که حتی بطور صوری شایسته عنوان شاه بزرگ باشد . "

افلاطون خشایارشا و کمبوجیه را هم با یکدیگر مقایسه کرده است ؛ مشابه این قیاس را در نزد آریانوس می یابیم ؛ در نظر یونانیان ، هر دو، نمونه های بارز مستبدان بی منطق اند . افلاطون خشایارشا را در تقابل با داریوش نیز قرار داده است که چون شاهپور نبود ، زیر نفوذ تاسف انگیز زنان کاخ قرار نداشت و توانست سیاستی جسورانه در پیش گیرد . 

این تقابل را در نزد اشیل نیز باز می یابیم که مطالعه آثارش در دامن زدن به شهرت خشایارشا به مثابه شاهی منفور بسیار موثر بوده است . 

(از نظر اشیل) داریوش شاهی بی مانند و پدری خیرخواه است . او رهبر محبوب سوزیان ، مقتدر ، خیرخواه ، شکست ناپذیر ، همانند خدایان است . در عوض ، خشایارشا ضعیف است و در گزینش های تاکتیکی خود کودکانه عمل می کند ، بزدل است ، چون بعد از شکست سالامیس شتابان راه گریز را در پیش می گیرد .

 شاعر برای آنکه تباین را به بهترین نحوی نشان دهد ، شبح داریوش را ظاهر می کند ، که به افشاگری پسر بی عقل خود می پردازد و اتهام کاملا یونانی افراط کاری خشایارشا را که در پل زدن بر دریا تردید نکرده است تکرار می کند . خشایارشا از شکست ها و عیوبش اندوهگین است . وی مسءول فاجعه ای است که نامی بر آن نمی توان نهاد  و سبب از میان رفتن انبوهی از مردان اغلب والاتبار شده است ... قومی در نبرد به هلاکت رسییده است و عده ی کمی بر جای مانده اند . پیامدهای شکست که اشیل آنها را بر می شمارد ، برای امپراتوری شاه بزرگ ، مصیبت بار است . سالامیس گور قدرت پارس است . (جملاتی که تا اینجا ملاحظه فرمودید ، سخنان اشیل است) .

با خطابه معروف گروه همسرایان (متعلق به اشیل درباره انحطاط حکومت خشایارشا و هخامنشیان) آشنا هستیم :

" بر خاک آسیا دیگر تا مدتها به قانون پارسیان گردن نخواهند نهاد ؛ دیگر زیر بار قیادت شاهنشاهانه نخواهند رفت ؛ دیگر برای دریافت فرمان زانو نخواهند زد . قدرت شاه بزرگ (هخامنشی) از میان رفته است . دهان ها هم دیگر دهان بند را احساس نخواهند کرد . قومی از آنگاه که یوغ زور از گردنش برداشته شده و رهایی یافته ، آزادانه به سخن درآمده است . "

... خشایارشا که ضعیف ، بی رحم و بی شرم است ، نماد عدم تحمل مذاهب دیگر می شود ... "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 811 - 810


تذکر : از کل این متن می توان نکات فراوانی درباره خشایارشا و هخامنشیان فهمید . خصوصا با توجه به اینکه این افراد ، خود ، هخامنشی دوست بوده ، و از داریوش تعریف کرده اند . پس ، شاید صد در صد حرف هایشان درست نباشد ، ولی می توان گفت بسیاری از حرف هایشان (مثلا هشتاد درصد آنها) در " نقد " (نه تحسین) هخامنشیان و حکومت خشایارشا درست است . 


#دیکتاتوری_هخامنشی

#انحطاط_هخامنشیان

#یوغ_هخامنشیان

#دهان_بند_هخامنشی_بر_دهان_مردم

#هخامنشیان_مستبدان_بی_منطق

#بی_عقلی_خشایارشا

#خشایارشا_ضعیف_بیرحم_بیشرم

#آزادی_مردم_پس_از_برافتادن_هخامنشیان


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (202) : اشاره برخی نویسندگان یونانی درباره انحطاط هخامنشیان و نقش خشایارشا در آن
برچسب ها : خشایارشا ,هخاان ,اشیل ,شکست ,داریوش ,انحطاط ,درباره انحطاط ,انحطاط هخاان ,حکومت خشایارشا ,خشایارشا ضعیف ,افلاطون خشایارشا ,درباره انحطاط هخاان

هخامنشیان (201) : خشایارشای هخامنشی ، عامل رعب و وحشت / قتل خشایارشا توسط پسرش

:: هخامنشیان (201) : خشایارشای هخامنشی ، عامل رعب و وحشت / قتل خشایارشا توسط پسرش

خشایارشای هخامنشی ، عامل رعب و وحشت (همچون داعش) /

قتل خشایارشا توسط پسرش


هخامنشیان (بخش201)


(خشایارشا از زبان یوستینوس مورخ :)

" خشایارشا ، پادشاه پارس که در گذشته عامل رعب و وحشت در جهان بود ، رفته رفته حتی به چشم اتباعش خوار شد . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 809


خشایارشای هخامنشی جنایتکار بدست پسرش کشته شد


" وی (خشایارشا) در لشکرکشی خود شکست خورد ؛ و پس از بازگشت به وطن زندگیش پایان یافت و به دست پسرش ، که در بستر به سر وقت او آمده بود ، به قتل رسید . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 810 - 809


#پدرکشی_در_هخامنشی

#برادرکشی_در_هخامنشی

#جنایات_خشایارشا

#جنایات_هخامنشیان

#خشایارشا_عامل_رعب_و_وحشت

#خشایارشا_داعش_زمان؟


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (201) : خشایارشای هخامنشی ، عامل رعب و وحشت / قتل خشایارشا توسط پسرش
برچسب ها : خشایارشا ,پسرش ,وحشت ,عامل ,هخاان ,خشایارشای ,ناهید فروغان ,ترجمه ناهید ,توسط پسرش ,خشایارشا توسط ,ترجمه ناهید فروغان

هخامنشیان (260) : بت پرستی در عصر هخامنشی

:: هخامنشیان (260) : بت پرستی در عصر هخامنشی

بت پرستی در عصر هخامنشی


هخامنشیان (بخش260)


" ... علاوه بر شهادت الواح ، متن بروسوس را درباره برپایی پیکره ها (بتها) ی متعلق به آیین پرستش آناهیتا در دوران اردشیر دوم در بابل در اختیار داریم ... "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 1142


#ترویج_بت_پرستی_در_عصر_هخامنشی

#بت_پرستی_در_ایران_باستان


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (260) : بت پرستی در عصر هخامنشی
برچسب ها : پرستی

هخامنشیان (259) : بیگاری کشیدن از مردم توسط هخامنشیان / برده داری در عصر هخامنشی

:: هخامنشیان (259) : بیگاری کشیدن از مردم توسط هخامنشیان / برده داری در عصر هخامنشی

بیگاری کشیدن از مردم توسط هخامنشیان / برده داری در عصر هخامنشی


هخامنشیان (بخش259)


" ... متن آریانوس به وضوح حاکی از آنست که در اواخر دوران هخامنشی ، مانند تمام طول تاریخ آن ، مقامات خشثرپاون نشین عهده دار بهبود و آبادانی و حفظ ابنیه ی مربوط به آبیاری بودند و به این منظور از نیروی کار محلی در شکل بیگاری بهره می جستند . "

(ر . ک . همچنین پولیانوس . کتاب 6 ، فصل 30 ، بند 120)


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 1139


تذکر :


بیگاری : کار اجباری و بی مزد 


بیگاری ، خود، نوعی بردگی است .


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (259) : بیگاری کشیدن از مردم توسط هخامنشیان / برده داری در عصر هخامنشی
برچسب ها : بیگاری ,هخاان ,برده داری ,هخاان برده ,توسط هخاان ,مردم توسط ,بیگاری کشیدن

هخامنشیان (258) : تبعید " اقوام " توسط هخامنشیان

:: هخامنشیان (258) : تبعید " اقوام " توسط هخامنشیان

تبعید " اقوام " توسط هخامنشیان


هخامنشیان (بخش258)


" ... ما درباره تشکیلات اداری خشثرپاون نشین ناحیه بابل و سوزیان چندان اطلاعات دقیقی در اختیار نداریم . در بابل مانند دوران داریوش اول خزانه ای وجود داشت که خزانه داری آن را اداره می کرد . در شوش نیز بطور قطع چنین بود . احتمال دارد که خشثرپاون نشین ناحیه بابل ، مانند دوران های پیشین به چندین فرمانروایی جزء تقسیم می شده است که ما درباره شان چیز زیادی نمی دانیم ، البته به جز اشاره صریح به گردان های سیتاکنه و " کاریهای تبعیدی " در قشونی که تحت فرماندهی بوپارس قرار داشت . این کاریهای تبعیدی در روستاهایی موسوم به روستاهای کاریها مستقر شده بودند . دیودوروس محل آنها را کنار جاده بزرگی که از طریق ساحل چپ دجله ، از شوش به اکباتان می رود و در حوالی سیتاکنه تعیین کرده است . در نوشته ی استفانوس بیزانسی سیتاکه پرسیکه پولیس نامیده شده است . سیتاکنه احتمالا یکی از فرمانرواییهای جزء به شمار می آمده است . اسکندر در مسیر خود با ارتریاییهای تبعیدی مواجه شد . داریوش آنان را در قریه اردریکا در کردستان نزدیک چشمه های نفت مستقر کرده بود . اینان بطور قطع همانهایی هستند که کوءینتوس کورسیوس روفوس آنان را گوردوءن نامیده است ... "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 1137 - 1136


تذکر :

اقوامی که توسط هخامنشیان تبعید شده بودند ، اکثرا دو دسته بودند :

1 . مردم سرزمینهایی که هخامنشیان به آن تجاوز کرده ؛ و ساکنانشان را اسیر و تبعید کرده بودند 

2 . مردم سرزمینهای غصب شده توسط هخامنشیان ، که برای آزادی از یوغ حکومت دیکتاتوری هخامنشی ، شورش کرده بودند 


مطالب مرتبط :


آیا آریایی هستیم ؟ :

 https://goo.gl/zCXGGh

تبعید اقوام و اشخاص آزادیخواه و استقلال طلب از شهرشان توسط هخامنشیان :

 https://goo.gl/B0qSUI 

تبعید و اخراج مردم از وطن خودشان ، پس از غصب آن توسط هخامنشیان :

 https://goo.gl/nO3tx3 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (258) : تبعید " اقوام " توسط هخامنشیان
برچسب ها : هخاان ,تبعید ,کرده ,مردم ,بودند , https ,توسط هخاان ,تبعید اقوام ,کاریهای تبعیدی ,کرده بودند  ,مانند دوران ,توسط هخاان  https

هخامنشیان (257) : کوروش پرستان : نه غزه نه لبنان، گور بابای ایران / هخامنشیان : هم غزه هم لبنان ...

:: هخامنشیان (257) : کوروش پرستان : نه غزه نه لبنان، گور بابای ایران / هخامنشیان : هم غزه هم لبنان ...

کوروش پرستان (=مزدوران اسراءیل) : نه غزه ، نه لبنان ، گور بابای ایران / هخامنشیان : هم غزه ، هم لبنان ، جانم فدای ایران 


هخامنشیان (بخش257)


" ... پس از سقوط صور به دست اسکندر ، فلسطین ، به استثنای غزه ، که به مقاومتی طولانی در برابر وی پرداخته بود ، به دست او افتاد . همه مورخان باستان ، از جمله پولوبیوس که ضمن اشاره به فتحی که به دست کمبوجیه انجام شده بود ، وفاداری ساکنان غزه را به قدرت شاهنشاهی (هخامنشی) ستوده اند ، از این پایداری سخن گفته اند . گزارش ها نشان می دهند که شهر دارای استحکامات فراوان بوده است و باتیس فرمانروای آن ، پادگانی مهم مرکب از پارسیان و نیروهای کمکی اعراب در اختیار داشته است . می گویند که اسکندر پس از فتح شهر 500 تالان کندر و 100 تالان مر برای مربی خود لءونیداس فرستاد . حضور سربازان ...(مواجب بگیر) عرب ، وجود ذخیره کندر و مرو کشف سکه ها یادآور آن است که غزه ، که هرودوت رونق آن را با رونق ساردیس مقایسه کرده است ، در این تاریخ مهمترین مرکز بازرگانی " متعلق به شاه اعراب " است . شاه اعراب به طور قطع همان کسی است که در دوران کمبوجیه جاده بیابانی را که از غزه به مصر می رفت ، در کنترل داشت ...

همچنان از طریق هرودوت می دانیم که کمبوجیه توافقنامه ای با شاه اعراب امضا کرده بود . می توان فرض کرد که به سبب همین توافقنامه است که اعراب توسط هرودوت در میان اقوام هدیه دهنده جای گرفته اند : " آنان سالیانه 1000 تالان کندر 

(بعنوان هدیه) می دادند " . 

خطه آنان گرچه رسما جزو ماورای فرات به شمار می آمد ، لیکن معاف (از پرداخت خراج) بود . احتمال دارد که شاه اعراب ، موقعیت ممتاز خود را در سراسر دوره هخامنشی حفظ کرده باشد . 

... مقاومت غزه (در برابر اسکندر) امکان این اندیشه را می دهد که حداقل از زمان فتح مجدد مصر (توسط هخامنشیان) این شهر به یک شهر نظامی بسیار پراهمیت تبدیل شده بود که مستقیما تحت نظارت شاه بزرگ (هخامنشی) قرار داشت . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 1132 - 1131


تذکر :

همانطور که در این قسمت و قسمتهای قبل ، به نقل از تواریخ آوردیم ، برخلاف مواضع کوروش پرستان (=مزدوران اسراءیل) ، هخامنشیان و اعراب ، یار همدیگر بوده اند . مثلا هخامنشیان ، اعراب را از پرداخت خراج معاف کرده بودند ؛ شاه اعراب در فتح مصر بدست کمبوجیه هخامنشی ، مهمترین یاری را رساند و باعث فتح مصر توسط کمبوجیه شد ؛ غزه در برابر اسکندر ، مقاومت ستودنی ای داشت و وفاداری تحسین برانگیزی نسبت به هخامنشیان از خود نشان داد و سربازانش جانشان را سر این وفاداری گذاشتند ؛ خود غزه به پایگاه بسیار مهمی برای هخامنشیان از نظر نظامی تبدیل شده بود تا جایی که تحت نظارت مستقیم شاه هخامنشی قرار داشت ؛ و ...


اعراب از دیرباز ، یار و یاور پارسیان ، و پارسیان نیز یار و یاور اعراب بوده اند . اصلا اعراب ، خود ، جزءی از ایران بوده اند . بین ما و اعراب فاصله ای نیست . فاصله ها را دشمنان و مزدورانشان (=کوروش پرستان) بوجود می آورند برای تفرقه افکنی و نابودی " اسلام و اتحاد مسلمانان " .

از اقدامات تفرقه افکنانه دشمنان می توان به ساخت ، پروردن و تغذیه مالی شیعه انگلیسی ، وهابیت ، تکفیری گری ، داعش ، نژادپرستی ، کوروش پرستی ، کذاب یمانی ، تولید و انتشار محتوای نژادپرستانه و عرب ستیزانه در فضای مجازی و ... اشاره کرد . 


مطالب مرتبط :


متوسل شدن کمبوجیه به اعراب در حمله به مصر :

 https://goo.gl/keuQiG 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (257) : کوروش پرستان : نه غزه نه لبنان، گور بابای ایران / هخامنشیان : هم غزه هم لبنان ...
برچسب ها : اعراب ,هخاان ,کمبوجیه ,کوروش ,پرستان ,کرده ,کوروش پرستان ,برابر اسکندر ,قرار داشت ,پرداخت خراج ,بابای ایران ,بابای ایران هخاان ,پرستان مزدوران ا

هخامنشیان (256) : قابل توجه آنکه هی نق میزند چرا به اعراب کمک میکنید؟/ معافیت اعراب از خراج در هخامنشی

:: هخامنشیان (256) : قابل توجه آنکه هی نق میزند چرا به اعراب کمک میکنید؟/ معافیت اعراب از خراج در هخامنشی

قابل توجه کوروش پرستانی که دایما نق می زنند " چرا به اعراب کمک می کنید " / معافیت اعراب از پرداخت خراج در عصر هخامنشی


هخامنشیان (بخش256)


" ... کمبوجیه توافقنامه ای با شاه اعراب امضا کرده بود . می توان فرض کرد که به سبب همین توافقنامه است که اعراب توسط هرودوت در میان اقوام هدیه دهنده جای گرفته اند : " آنان سالیانه 1000 تالان کندر می دادند " . 

خطه آنان گرچه رسما جزو ماورای فرات به شمار می آمد ، لیکن معاف (از پرداخت خراج) بود . احتمال دارد که شاه اعراب ، موقعیت ممتاز خود را در سراسر دوره هخامنشی حفظ کرده باشد . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 1132


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (256) : قابل توجه آنکه هی نق میزند چرا به اعراب کمک میکنید؟/ معافیت اعراب از خراج در هخامنشی
برچسب ها : اعراب ,خراج ,پرداخت خراج ,معافیت اعراب ,قابل توجه

هخامنشیان (255) : خیانت کوروش به وطن و مردم کشور خود / کوروش صغیر به یونانیان اجازه غارت ایران را داد

:: هخامنشیان (255) : خیانت کوروش به وطن و مردم کشور خود / کوروش صغیر به یونانیان اجازه غارت ایران را داد

خیانت کوروش به وطن و مردم کشور خود / کوروش صغیر به یونانیان اجازه غارت ایران را داد


 

هخامنشیان (بخش255)


" ... اورونتاس یگانه کسی نبود که تردیدش را نسبت به کوروش (صغیر) - موقع لشکرکشی علیه اردشیر دوم - بروز داده بود ؛ زیرا گزنفون به اشاره قید کرده است که کوروش چند هفته پیش از آن در لوکاءونیا مگافرنس ، دبیر سلطنتی را از میان برداشته بود ... 

گزنفون افزوده است که شخص دیگری (نیز) در آن زمان به مرگ محکوم شد . گزنفون او را با عباراتی نه چندان روشن نشان داده است : " یکی از پادشاهان جزء از میان هوپارخوس ها " .

شاید این فرد یکی از ماموران مسءول یکی از نواحی کشوری بوده است . در واقع کوروش برای دستیابی به خزاین و انبارهایی که در طول جاده پراکنده بود ، به پشتیبانی این هوپارخوس ها نیاز داشت . تا پیش از آن او با مشکل عمده ای مواجه نشده بود . مثلا مقامات کلاینای با درخواست های وی آشکارا مخالفت نکرده بودند . این فرضیه را اقدام انجام شده توسط کوروش در لوکاءونیا تایید می کند : " او به یونانیان اجازه غارت داد ، گویی که در سرزمینی بیگانه است . " ...


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 982


" ... کوروش پس از ورود به کیلیکیا ناکامی بزرگ دیگری را متحمل شد . آبروکوماس ، که مسءول لشکرکشی به مصر بود ، به جای آنکه به کوروش (در خیانت علیه شاه) ملحق شود ، همراه سپاه خود به طرف فرات عقب نشینی کرد و پل های تاپساک را برای به تاخیر افکندن پیشروی شورشی سوزاند . آبروکوماس یگانه کسی نبود که جانب شاه را گرفته بود . فرمانروای شام بلسوس نیز همین کار را کرده بود ؛ همانگونه که تصمیم اتخاذ شده توسط کوروش دایر بر نهب و غارت اقامتگاه و پردیس خشثرپاون ، که در مکان مسحورکننده ی چشمه های دارداس واقع بود ، آن را به اثبات می رساند . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 985

 

تذکر : 

این اتفاقات متعلق به زمانی است که کوروش صغیر به برادر خود ، اردشیر دوم که شاه بود ، خیانت کرده ؛ و لشکری برای از میان برداشتن او تدارک دیده بود . ناگفته نماند که او برای این عمل خیانت آمیز خود ، فرماندهان و سربازان فراوان یونانی و نیز از آسیای صغیر را با خود همراه کرده بود . 


#خیانت_کوروش_صغیر_به_برادر_خود

#هخامنشیان_به_برادران_خود_هم_رحم_نمیکردند

#کوروش_صغیر_به_وطن_خود_هم_خیانت_کرد

#اتحاد_کوروش_صغیر_با_یونانیان_در_خیانت_خود_علیه_برادر

#غارت_ایران_توسط_کوروش_صغیر_و_لشکرش

#کوروش_هخامنشی_به_کشور_و_مردم_سرزمین_خود_هم_رحم_نکرد

#وطن_فروشی_هخامنشیان


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (255) : خیانت کوروش به وطن و مردم کشور خود / کوروش صغیر به یونانیان اجازه غارت ایران را داد
برچسب ها : کوروش ,صغیر ,خیانت ,غارت ,هخاان ,کرده ,کوروش صغیر ,غارت ایران ,توسط کوروش ,خیانت کوروش ,اجازه غارت ,ترجمه ناهید فروغان

هخامنشیان (254) : مردم ، مرگ را به زندگی تحت سلطه هخامنشیان ترجیح می دادند

:: هخامنشیان (254) : مردم ، مرگ را به زندگی تحت سلطه هخامنشیان ترجیح می دادند

مردم ، مرگ را به زندگی تحت سلطه هخامنشیان ترجیح می دادند


هخامنشیان (بخش254)


" ... اردشیر (سوم) ضمن گرد آوردن سپاه در بابل ، به ایدرءیوس کاریایی فرمان داد ناوگان و سپاهی را به قبرس ببرد . مازه فرمانروهی کیلیکیا و بلشونو (بلسوس) خشثرپاون شام در همان حین نخستین عملیات را بر ضد فنیقیه فرماندهی می کردند . تنس شاه صیدا در این فاصله به مدد سپاهگیری از میان مردم صیدا و ورود قشون مزدوران اعزامی فرعون ، که توسط منتور فرماندهی می شد ، قوای خود را به نحو قابل ملاحظه ای تقویت کرده بود . مازه و بلشونو به عقب رانده شدند . آنان نیروهای خود را به سپاه سلطنتی ، که به ناحیه بابل رسیده بود ، ملحق کردند . به نوشته دیودوروس ، شاه بزرگ (هخامنشی) واقعا ملزم به جنگ نبود ، زیرا شاه صیدا ، تنس ، که کمی بعد از آن با منتور رابطه پیدا کرد ، تصمیم گرفته بود به شهروندان خود خیانت کند . او یکصد فنیقی را به اردشیر تحویل داد و دروازه های دولتشهر را گشود . تنس کمی بعد به مرگ محکوم شد . 

صیداییان ترجیح دادند به جای تسلیم ، خودشان و عیال و اولادشان را بکشند و خانه های خود را به آتش بکشند . فنیقیان دیگر که از شدت خشونت شاه (هخامنشی) متوحش شده بودند ، تسلیم شدند ... "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 1078


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (254) : مردم ، مرگ را به زندگی تحت سلطه هخامنشیان ترجیح می دادند
برچسب ها : هخاان ,صیدا ,دادند ,ترجیح ,مردم ,هخاان ترجیح ,سلطه هخاان ,سلطه هخاان ترجیح

هخامنشیان (253) : عدالت (!) هخامنشی : اعدام و قتل عام " خانواده بی گناه " شخص گناهکار

:: هخامنشیان (253) : عدالت (!) هخامنشی : اعدام و قتل عام " خانواده بی گناه " شخص گناهکار

عدالت (!) هخامنشی : اعدام و قتل عام "خانواده ی بیگناه" شخص گناهکار


هخامنشیان (بخش253)


" از اردشیر دوم به اردشیر سوم :

به نوشته پلوتارک آخرین سالهای زندگی شاه فرتوت با دام و توطءه عجین شده بود . پلوتارک نخست یادآوری کرده است که اردشیر از ازدواجش با استاتیرا دارای سه پسر مشروع بود : داریوش (ارشد پسران) ، آریاسپس (که یوستینوس او را آریاراتس نامیده است) ، و اوخوس ، کهتر پسران .

 او از همبستران خود نیز شمار فراوانی پسر نامشروع داشت که آرسامس از آنان بود . 

شاه برای آنکه هر نوع امیدواری را از اوخوس سلب کند و مانع آن شود که مملکت را در اغتشاش و جنگ فرو برد داریوش را ولیعهد کرد . کمی بعد از آن ، کینه ای شدید سبب شد که داریوش به توصیه تیریباذ توطءه ای بر ضد پدر ترتیب دهد . شاهپور توانست درباریان فراوانی - از جمله به نوشته یوستینوس 50 تن از برادران نامشروع خود - را بیابد که آماده ی پیروی از او بودند . این توطءه به واسطه ی اطلاعاتی که خواجه ای آن را اراءه داده بود کشف شد ؛ داریوش به قضات سلطنتی تسلیم و پس از آن به اتفاق زنان و فرزندان تمامی توطءه گران به مرگ محکوم شد . سپس پلوتارک به شرح دسیسه چینی های محکوم کردنی اوخوس ، تحت حمایت آتوسا ، که هم مادر همسر و هم معشوق اوست می پردازد . اوخوس بر اثر دسیسه ها و افشاگری ها موفق شد تعادل روانی برادر مشروع خود ، آریاسپس را بر هم بزند . آریاسپس ترجیح داد خود را از میان بردارد . کمی بعد ، اوخوس برادر نامشروع خود ارشامه را ، که نورچشمی شاه بود ، از میان برد . در این اوضاع و احوال اردشیر بر اثر کبر سن ، در پایان سلطنتی طولانی از میان رفت . 

... اردشیر دوم به شیوه پیشینیان خود در زمان حیات ، وارث خود را ، که ارشد پسرانش بود ، به جانشینی تعیین کرده بود ؛ سپس ملاحظه می کنیم که این انتخاب معادل تقسیم قدرت نیست ؛ و بالاخره در می یابیم که وضعیت ولیعهد نیز ناپایدار است . پلوتارک کلمه ای درباره انتصاب وارثی جدید پس از نابودی داریوش و آریاسپس ننوشته است . وی فقط به تذکر این نکته اکتفا کرده است که شاه ، ارشامه ، یکی از فرزندان نامشروع خود را به دیگران مرجح می داشت . در واقع ، همه چیز به ما اجازه این اندیشه را می دهد که هنگام مرگ اردشیر دوم ، زمینه انتقال قدرت فراهم بود . اگر اوخوس ، در زمانی که پدرش زنده بود ، همانطور که منطقا می توان پذیرفت ، توسط پدر در راس سپاهی مامور جنگیدن با تاخوس شده بود باید نتیجه گرفت که این انتصاب ، به تنهایی ، تمام تردیدها را در این باب از میان بر می دارد . دیودوروس بدون معطلی فقط متذکر شده است که پس از مرگ اردشیر دوم ، اوخوس جانشین پدر شد . البته این سخن به معنای این نیست که جانشینی به سهولت مورد پذیرش همه قرار گرفته است . نویسنده ای متاخر ... اشاره کرده است که اردشیر جدید هنگام جلوس به تخت سلطنت ، آتوسا را که هم خواهر و هم مادر همسرش بود زنده به گور کرد . وی عم خود را با بیش از 100 پسر و نوه پسری در حیاطی خالی محبوس کرد و آنان را زیر رگبار تیر از میان برد 

(والریوس ماکسیموس ، کتاب 4 ، فصل 2 ، بند 7 ؛

ر . ک یوستینوس ، کتاب 10 ، فصل 3 ، بند 1 ) .

چنین سخنانی درباره اردشیر سوم با تصویر منفور او در ادبیات قدیم کاملا هماهنگی دارد [یعنی احتمال رخ دادنش بالاست]

(برای نمونه پلوتارک ، کتاب 30 ، بند 9) .

... اوخوس ، پیش از جلوس به تخت سلطنت در دربار برای خود دشمنانی تراشیده بود . وانگهی پلوتارک نیز نقل کرده است که دربار ، مانند دوران جانشینی داریوش دوم ، بر اثر دسایس گروه های آشوب طلبی که یا طرفدار داریوش و یا اوخوس بودند ، ناآرام بود . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 1075 - 1074


#روابط_نامشروع_و_زنا_در_خاندان_هخامنشی

#روابط_نامشروع_و_زنا_با_محارم_در_خاندان_هخامنشی

#برادرکشی_و_پدرکشی_در_خاندان_هخامنشی

#هخامنشیان_به_خودشان_هم_رحم_نمیکردند

#هخامنشیان_به_خانواده_خود_هم_رحم_نمیکردند

#زنده_بگور_کردن_زنان_در_حکومت_هخامنشی

#عدالت_هخامنشی_اعدام_خانواده_بیگناه_شخص_گناهکار

#اردشیر_دوم_هم_فرزندان_حرامزاده_داشت

#50_فرزند_حرامزاده


#ادعای_از_نسل_کوروش

#و_از_نسل_داریوش_بودن

#افتخار_است_یا_ننگ؟


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (253) : عدالت (!) هخامنشی : اعدام و قتل عام " خانواده بی گناه " شخص گناهکار
برچسب ها : اردشیر ,اوخوس ,داریوش ,پلوتارک ,نامشروع ,میان ,روابط نامشروع

هخامنشیان (252) : وحشیگری هخامنشیان / هخامنشیان به خانواده خود هم رحم نمی کردند

:: هخامنشیان (252) : وحشیگری هخامنشیان / هخامنشیان به خانواده خود هم رحم نمی کردند

وحشیگری هخامنشیان / هخامنشیان به خانواده خود هم رحم نمی کردند


هخامنشیان (بخش252)


" از اردشیر دوم به اردشیر سوم :

به نوشته پلوتارک آخرین سالهای زندگی شاه فرتوت با دام و توطءه عجین شده بود . پلوتارک نخست یادآوری کرده است که اردشیر از ازدواجش با استاتیرا دارای سه پسر مشروع بود : داریوش (ارشد پسران) ، آریاسپس (که یوستینوس او را آریاراتس نامیده است) ، و اوخوس ، کهتر پسران .

 او از همبستران خود نیز شمار فراوانی پسر نامشروع داشت که آرسامس از آنان بود . 

شاه برای آنکه هر نوع امیدواری را از اوخوس سلب کند و مانع آن شود که مملکت را در اغتشاش و جنگ فرو برد داریوش را ولیعهد کرد . کمی بعد از آن ، کینه ای شدید سبب شد که داریوش به توصیه تیریباذ توطءه ای بر ضد پدر ترتیب دهد . شاهپور توانست درباریان فراوانی - از جمله به نوشته یوستینوس 50 تن از برادران نامشروع خود - را بیابد که آماده ی پیروی از او بودند . این توطءه به واسطه ی اطلاعاتی که خواجه ای آن را اراءه داده بود کشف شد ؛ داریوش به قضات سلطنتی تسلیم و پس از آن به اتفاق زنان و فرزندان تمامی توطءه گران به مرگ محکوم شد . سپس پلوتارک به شرح دسیسه چینی های محکوم کردنی اوخوس ، تحت حمایت آتوسا ، که هم مادر همسر و هم معشوق اوست می پردازد . اوخوس بر اثر دسیسه ها و افشاگری ها موفق شد تعادل روانی برادر مشروع خود ، آریاسپس را بر هم بزند . آریاسپس ترجیح داد خود را از میان بردارد . کمی بعد ، اوخوس برادر نامشروع خود ارشامه را ، که نورچشمی شاه بود ، از میان برد . در این اوضاع و احوال اردشیر بر اثر کبر سن ، در پایان سلطنتی طولانی از میان رفت . 

... اردشیر دوم به شیوه پیشینیان خود در زمان حیات ، وارث خود را ، که ارشد پسرانش بود ، به جانشینی تعیین کرده بود ؛ سپس ملاحظه می کنیم که این انتخاب معادل تقسیم قدرت نیست ؛ و بالاخره در می یابیم که وضعیت ولیعهد نیز ناپایدار است . پلوتارک کلمه ای درباره انتصاب وارثی جدید پس از نابودی داریوش و آریاسپس ننوشته است . وی فقط به تذکر این نکته اکتفا کرده است که شاه ، ارشامه ، یکی از فرزندان نامشروع خود را به دیگران مرجح می داشت . در واقع ، همه چیز به ما اجازه این اندیشه را می دهد که هنگام مرگ اردشیر دوم ، زمینه انتقال قدرت فراهم بود . اگر اوخوس ، در زمانی که پدرش زنده بود ، همانطور که منطقا می توان پذیرفت ، توسط پدر در راس سپاهی مامور جنگیدن با تاخوس شده بود باید نتیجه گرفت که این انتصاب ، به تنهایی ، تمام تردیدها را در این باب از میان بر می دارد . دیودوروس بدون معطلی فقط متذکر شده است که پس از مرگ اردشیر دوم ، اوخوس جانشین پدر شد . البته این سخن به معنای این نیست که جانشینی به سهولت مورد پذیرش همه قرار گرفته است . نویسنده ای متاخر ... اشاره کرده است که اردشیر جدید هنگام جلوس به تخت سلطنت ، آتوسا را که هم خواهر و هم مادر همسرش بود زنده به گور کرد . وی عم خود را با بیش از 100 پسر و نوه پسری در حیاطی خالی محبوس کرد و آنان را زیر رگبار تیر از میان برد 

(والریوس ماکسیموس ، کتاب 4 ، فصل 2 ، بند 7 ؛

ر . ک یوستینوس ، کتاب 10 ، فصل 3 ، بند 1 ) .

چنین سخنانی درباره اردشیر سوم با تصویر منفور او در ادبیات قدیم کاملا هماهنگی دارد [یعنی احتمال رخ دادنش بالاست]

(برای نمونه پلوتارک ، کتاب 30 ، بند 9) .

... اوخوس ، پیش از جلوس به تخت سلطنت در دربار برای خود دشمنانی تراشیده بود . وانگهی پلوتارک نیز نقل کرده است که دربار ، مانند دوران جانشینی داریوش دوم ، بر اثر دسایس گروه های آشوب طلبی که یا طرفدار داریوش و یا اوخوس بودند ، ناآرام بود . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 1075 - 1074


#روابط_نامشروع_و_زنا_در_خاندان_هخامنشی

#روابط_نامشروع_و_زنا_با_محارم_در_خاندان_هخامنشی

#برادرکشی_و_پدرکشی_در_خاندان_هخامنشی

#هخامنشیان_به_خودشان_هم_رحم_نمیکردند

#هخامنشیان_به_خانواده_خود_هم_رحم_نمیکردند

#زنده_بگور_کردن_زنان_در_حکومت_هخامنشی

#عدالت_هخامنشی_اعدام_خانواده_بیگناه_شخص_گناهکار

#اردشیر_دوم_هم_فرزندان_حرامزاده_داشت

#50_فرزند_حرامزاده


#ادعای_از_نسل_کوروش

#و_از_نسل_داریوش_بودن

#افتخار_است_یا_ننگ؟


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (252) : وحشیگری هخامنشیان / هخامنشیان به خانواده خود هم رحم نمی کردند
برچسب ها : اردشیر ,اوخوس ,هخاان ,داریوش ,نامشروع ,پلوتارک ,روابط نامشروع ,هخاان هخاان ,وحشیگری هخاان ,وحشیگری هخاان هخاان

هخامنشیان (251) : توحش هخامنشی / برادرکشی و پدرکشی در خاندان و حکومت هخامنشی

:: هخامنشیان (251) : توحش هخامنشی / برادرکشی و پدرکشی در خاندان و حکومت هخامنشی

توحش هخامنشی / برادرکشی و پدرکشی در خاندان هخامنشی


هخامنشیان (بخش251)


" از اردشیر دوم به اردشیر سوم :

به نوشته پلوتارک آخرین سالهای زندگی شاه فرتوت با دام و توطءه عجین شده بود . پلوتارک نخست یادآوری کرده است که اردشیر از ازدواجش با استاتیرا دارای سه پسر مشروع بود : داریوش (ارشد پسران) ، آریاسپس (که یوستینوس او را آریاراتس نامیده است) ، و اوخوس ، کهتر پسران .

 او از همبستران خود نیز شمار فراوانی پسر نامشروع داشت که آرسامس از آنان بود . 

شاه برای آنکه هر