هخامنشیان (78) : شرک ، بت پرستی ، خرافه پرستی و ... توسط هخامنشیان و مردم در زمان هخامنشیان

:: هخامنشیان (78) : شرک ، بت پرستی ، خرافه پرستی و ... توسط هخامنشیان و مردم در زمان هخامنشیان

شرک ، بت پرستی ، چندخدایی ، خرافه پرستی ، آب و آتش پرستی ، رودخانه پرستی و ... توسط هخامنشیان و توسط مردم در زمان هخامنشیان ؛

انواع ادیان در زمان هخامنشیان (ایران باستان)


هخامنشیان (بخش78)


" آیینهای پرستش رسمی :

تمام اظهارات سلطنتی (هخامنشیان) از وجود آیین های پرستش رسمی ای خبر می دهند که شاه در آنها نقش اصلی را ایفا می کند . گزنفون قطعه ای طولانی را به خدایان مورد ستایش کوروش و قربانی هایی که پیشکش می کند اختصاص داده است . و تصریح کرده است که آخرین روز اقامت شاه در پارس روز هفتم بود . منظور وی از این سخن آنست که قربانیهای مناسک سنتی بطور منظم انجام می شده است . چون شکی نیست که شاهان بزرگ بطور ادواری به پارس می رفتند و به نشانه حضور آنان در پارس جشن های مذهبی برگزار می شد که تشریفات و تناوب آنها بر اساس رسوم در تقویم مذهبی رسمی تنظیم شدا بود . این همان چیزی است که کتسیاس در شرح پایان زندگی داریوش بیان کرده است : " داریوش وقتی به پارس باز می گردد قربانی هایی پیشکش می کند " .

منظور قربانی ها و جشن هایی است که به افتخار خدایانی برگزار می شود که خشایارشا هنگام عزیمت به اروپا تحت نام " خدایانی که بر زمین پارس فرمان می رانند " آنان را به یاری می طلبد . شکی نیست که " اهورامزدا و خدایان دیگر " و نیز بسیاری از خدایان ، چون خدای زمین ، که کوروش به افتخار او قربانی می دهد ، در میان آنان جای دارند . 

تنوع آیین های پرستش پارس را بعضی از مجموعه های الواح تخت جمشید که قبلا بطور مختصر معرفی شدند روشن کرده اند . در کنار خدایان بابلی و عیلامی ، آیین پرستش خدایان ایرانی وجود داشت که تشکیلات اداری سلطنت به روحانیانشان حقوق می داد . (ناگفته نماند که حکومت هخامنشی علاوه بر مردم ، از معابد هم باج و خراج می گرفت) . افزون بر اهورامزدا در پارس شواهدی درباره آیین پرستش خدایان زیر قابل تشخیص است : زروان (زمان) ، ویسای بغا (واحد الهی جمعی که عناصر آن به نحو یکسان ستایش می شد) ، میدوشی (الهه وابسته به باروری و قدرت) ، نریسنگه (وابسته به آیین پرستش آتش) ، برتکامیه (که ناشناخته است) ، هوریره (ایزد خورشید طالع) ، آرتچه (که در سنن پارسی فهرست نشده است) . بیشتر اوقات جیره هایی که سازمان اداری سلطنت به روحانیان می داد ، به قربانی هایی که به افتخار خدایان متعدد برپا می شد ، اختصاص داشت . از این سخن باید نتیجه گرفت که هر محل چندین پرستشگاه داشت . الواح چون به کنترل تحویل محصولات از انبار اختصاص دارد ، درباره خود مراسم جزءیات اندکی در اختیار ما می گذارد . نام خدا در اغلب الواح وجود ندارد . فقط قید شده است که فلان روحانی غله یا گوسفند " برای خدایان " دریافت می کند . قید نام روحانیان ، کارگزار و محل برای سررشته دار بسنده بوده است . تفسیر واژه هایی که برای نامیدن قربانیها بکار رفته است دشوار است . اسناد تخت جمشید گواه کثرت قربانی هایی است که به افتخار نیروهای طبیعت ، به ویژه کوه ها و رودخانه ها و نیز مکانهای خاص صورت می پذیرفته است . برای مثال : 

" 57 مریش شراب در اختیار (کورمین) اوشیه ، تورکمه روحانی دریافت کرد ، و آنها را برای خدایان بکار برد : 7 کا برای (خدا) اهورامزدا ، 2 مریش برای (خدا) هومبن ، 1 مریش برای رود هوپوتیش ، 1 مریش برای رود رنکره ، 1 مریش برای رود شاوشنوش . "

در اینجا همگرایی یا تقارب دیگری با منابع کلاسیک می یابیم : هرودوت به ویژه احترامی را که پارسیان برای انهار (رودها) قایلند خاطرنشان کرده است : " آنان در آب روان ادرار نمی کنند و آب دهان نمی افکنند ، دستانشان را در آن نمی شویند و بر نمی تابند که دیگری چنین کند ؛ آری آنان بیشترین حرمت را به آب روان می نهند " .

وانگهی ، در جای دیگر دیدیم که سیراکس سکا به آب مقدس سوگند خورد . استرابون نیز متذکر می شود که پارسیان آیین پرستش آب و آتش را با علاقه ای خاص به جا می آورند . 

سوای قربانی های منظم ، شاه در محدوده لشکرکشی های نظامی نیز میانجی خدایان است (یعنی اینطور خود را معرفی می کند). در کوروپدیا گزنفون پیوسته به این امر اشاره می کند . وقتی عهده دار سپاه پارس شد " نخستین اندیشه کوروش معطوف خدایان بود ، و تنها پس از پیشکش کردن قربانی مناسب به درگاهشان ، به دویست رفیق خود پیوست " .

(کتاب 1 ، فصل 5 ، بند 6) 

کمی بعد این سخنان را خطاب به آنان ایراد کرد : " همچنین می پندارم که آن 5 ، به ویژه مایه اعتمادتان می شود این است که پیش از عزیمت به نبرد ، خدایان را در نظر داشته ام ... می دانید که در تمام اقدامات کوچک و بزرگ خود هماره کوشیده ام خدایان را با خود همراه کنم . " (کتاب 1 ، فصل 5 ، بند 14) ...

هیچ گاه نشد که کوروش از خدایان فال نیکی طلب نکند یا پس از پیروزی آنان را سپاس نگوید . 

لشکرکشی خشایارشا در سال 480 آکنده از اعمال آیینی و جادویی است . از میان مثال های فراوان ، آیینی را که در فریگیا انجام می شود ، قید می کنیم . خشایارشا برای مجازات پوتیوس که از خشایارشا خواسته بود فرزندش را از رفتن به جنگ معاف کند ، چنین تصمیم می گیرد : 

" وی بی درنگ به دژخیمان فرمان داد ارشد پسران پوتیوس را بیابند و او را از میان به دو پاره کنند ، پاره ای را سمت راست و پاره دیگر را سمت چپ جاده نهند ؛ و به سپاهیان دستور داد که از همان راه ، از میان آن دو پاره بگذرند . آنان همان کردند که او به آنان گفته بود . پس از آن ، سپاه بطور منظم به حرکت درآمد . "

این رسم " بربر " در میان بسیاری از اقوام متداول بود . و نیرویی مذهبی - جادویی در بر داشت . در روایت هرودوت ، کمی پیش از این واقعه ، خسوفی روی داده و هول و هراس فراوان به دل شاه افکنده بود . شاه به رغم تفسیرهای ملاطفت آمیز مغان ، تصمیم گرفت که با اجرای رسومی که هرودوت وصف کرده است ، سپاه را تطهیر کند . بر مبنای تفسیر کنت دوگوبینو " این کار برای لشکرکشی بختیاری می آورد " ، چون شر پشت سر می ماند . پیشکش کردن قربانی این خاصیت را داشت که جلو بدبختی را می گرفت و آن را پس می راند . اگر قربانی - به ترجیح از حیوان - انسان بود ، معنایش این بود که مشکل خطیری بروز کرده بود : در این مورد خاص نیز پای سرنوشت سپاه و در نتیجه لشکرکشی و شاه در میان بود . 

همانطور که کوروش گزنفون می گوید دست خدایان پارس با شاه و سپاه است (!!!) . توصیف های گزنفون (کوروش) ، هرودوت (خشایارشا) و کوءینتوس کورسیوس روفوس (داریوش سوم) نیز همین را نشان می دهد . در کوکبه رسمی ، گردونه های خدایان بزرگ جایگاه ممتازی دارند . پیش از نبرد گوگمل داریوش از درگاه خورشید ، میترا و آتش جاوید و مقدس درخواست کرد که شهامتی در حد پیروزی های قدیم و یا افتخارات نیکانشان در سربازان بدمند . و رو به خویشاوندانش کرد و از خدایان میهن و آتش جاوید ، که آن را بر محرابها به پیش می بردند ، و به پرتو خورشیدی که (در امپراتوری) بر می دمد استمداد جست . کوءینتوس کورسیوس روفوس ... این سخنان را تفسیر می کند و می گوید که " برای رهبری مردم هیچ چیز از خرافات کاراتر نیست " . 

در میان عینی ترین شواهد آیین پرستش رسمی ، شایسته است قطعه ای از " جنگ های مهرداد " نویسنده رومی ، آپیانوس را بیاوریم . آپیانوس مراسمی را که در پی پیروزی مهرداد ، شاه پونتوس بر مورنای رومی برپا می شود و شاه در آن نقش اساسی دارد چنین توصیف می کند : 

" پادشاه به درگاه زءوس استراتیوس بر تل بلندی از هیزم ، که آن را بر کوهستانی مرتفع می نهند ، با این آداب قربانی هایی پیشکش می کند . در آغاز ، چوب آورد و پس از آن که در آن حوالی پشته ای کم ارتفاع تر پدید آمد از این دو کانون ، بر آن که بلندتر است ، شیر ، عسل ، شراب ، روغن و انواع مواد خوشبوی سوختنی نهد ، بر پشته ای که در دشت است ، نان و قاتق گذارد تا حضار از آن خورند - شاهان پارس نیز در پاسارگاد چنین قربانیهایی معمول دارند - آنگاه چوب ها برافروزد ، وقتی چوبها شعله می گیرند آتش آنقدر بزرگ شود که از میان دریا از هزار استاد فاصله بتوان آن را دید ، ولی از فرط گرما نتوان تا چند روز به آن نزدیک شد . "

این نوشته مربوط به دوران هخامنشیان نیست ، ولی پونتوس سرزمینی بسیار ایرانی شده بود . همانگونه که استرابون که متعلق به همین ناحیه است ، آن را تایید می کند . مهرداد بی آنکه ریشه های ایرانی اش را منکر شود ، خود را پادشاهی یونانی مآب شده معرفی می کند . بی تردید زیر چهره ی زءوس استراتیوس (پیکارگر) خدایی ایرانی خفته است ، حتی اگر بعضا یونانی مآب شده باشد . مقایسه این مراسم با رسوم قربانی شاهان پارس در پاسارگاد نیز جالب است ، حتی اگر آنان شهریاران ایرانی نباشند و نه شاهان هخامنشی ، زیرا میراث شاهان بزرگ در پارس در دوران یونانی مآبی بسیار زنده مانده بود . "


 امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 376 - 371


#شرک_در_ایران_باستان

#چندخدایی_در_ایران_باستان

#شرک_هخامنشیان

#چندخدایی_هخامنشیان

#خرافات

#ادیان_خرافی_ایران_باستان

#ادیان_خرافی_دوران_هخامنشیان

#حاکم_شدن_خرافات_بر_ایران_در_زمان_هخامنشی

#گمراهی_آشکار

#بت_پرستی_در_ایران_باستان

#آب_پرستی_در_عصر_هخامنشی

#آتش_پرستی

#رودخانه_پرستی_در_ایران_باستان

#خرافه_پرستی_ایرانیان_باستان


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (78) : شرک ، بت پرستی ، خرافه پرستی و ... توسط هخامنشیان و مردم در زمان هخامنشیان
برچسب ها : خدایان ,پارس ,هخاان ,قربانی ,پرستی ,آنان ,ایران باستان ,قربانی هایی ,آیین پرستش ,مریش برای ,زمان هخاان ,کوءینتوس کورسیوس روفوس ,آیین پرستش خدایا

هخامنشیان (336) : دروغگویی کوروش در منشورش درباره نفرت بابلیان از نبونید

:: هخامنشیان (336) : دروغگویی کوروش در منشورش درباره نفرت بابلیان از نبونید

دروغگویی کوروش درباره نفرت بابلیان از نبونید


هخامنشیان (بخش336)


کوروش در منشورش ، تلاش می کند بگوید (یا اینطور جلوه دهد) که مردم بابل از نبونید متنفر بودند . 

این در حالیست که چند سال بعد ، دست کم دو نفر با منتسب کردن خود به نبونید ، در سه قیام جداگانه - علیه هخامنشیان - باعث جذب همه بابلیان شده و حکومت را براحتی در بابل بدست گرفته ، و علیه هخامنشیان شورش می کنند . این بخوبی نشان می دهد که کوروش باز هم در منشورش دروغ گفته ، و فقط تلاش می کرده در این کتیبه ی تبلیغاتی ، اقدامات ، تجاوز و جنایات خود را توجیه کند و به حکومت خود مشروعیت بدهد ؛ 

و نکته دیگری که واضح است اینست که نه نبونید ، بلکه این ، کوروش و هخامنشیان بوده اند که نزد بابلیان ، منفور بوده اند ؛

آنها براحتی و بصورت گسترده ، منتسبان نبونید را بعنوان شاه خود پذیرفته ، با آنها متحد شده ، و علیه هخامنشیان شورش می کنند . 

در کتب مختلف دست اول یا معتبر تاریخی درباره این شورش ها توضیحات آمده است . 

مثلا در کتاب " داریوش و ایرانیان " تالیف والتر هینتس ، ترجمه استاد پرویز رجبی ، درباره آن صحبت شده ؛ که به بخشی از آن اشاره می کنیم :


 " در بابل مردی به نام نیدیت-بل ، پسر انیری ، خود را نبوکدنصر نامیده و مدعی شده بود که یکی از پسران نبونید است ، که در سال 539 به دست کوروش از تخت برکنار و به کرمان تبعید شده بود . " پس از آن، همه ی مردم بابل به آن نیدیت-بل گرویدند . بابل نافرمان شد . او فرمانروایی بابل را از آن خود کرد " .

این شورش در آغاز اکتبر 522 سر گرفته بود ، یعنی درست زمانی که گوماته ی مغ مغلوب شده بود . ظاهرا بابلیان از پیش دریافته بودند که این بردیا دروغین است و شادمانه از فرصت استفاده کرده بودند تا خود را از یوغ فرمانروایی ناخوشایند ایرانیان رها کنند.

در روز سیزدهم دسامبر 522 ، نخستین نبرد در کرانه دجله درگرفت . " سپاه نیدیت-بل دجله را در دست داشت . او آنجا ایستاد . آب دجله قابل کشتیرانی بود . پس من سپاه را سوار بر مشک ها کردم . برخی را بر شتر سوار کردم و برای گروهی اسب تهیه کردم . اهورامزدا به من یاری ارزانی فرمود (1) . به خواست اهورامزدا از دجله گذشتیم . آنجا سپاه نیدیت-بل را بسیار زدم ... سپس رهسپار بابل شدم . "

" هنوز به بابل نرسیده بودم که در شهری به نام زازنو در کنار فرات این نیدیت-بل که خود را نبوکدنصر می خواند با سپاه به جنگ من آمد . سپس جنگ کردیم ... من سپاه نیدیت بل را بسیار زدم . "

این جنگ در 18 دسامبر 522 روی داد .

" بقیه ی سپاه به آب انداخته شد . آب آن را برداشت . از ماه انامکه دو روز گذشته بود که جنگ کردیم ... آنگاه نیدیت-بل با سوارانی اندک گریخت . او به بابل رفت . سپس من رهسپار بابل شدم . به خواست اهورامزدا هم بابل را گرفتم . هم آن نیدیت-بل را دستگیر کردم . سپس نیدیت-بل را در بابل به دار آویختم . "...


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، صص 142 - 140


" داریوش تازه از پارس به ماد بازگشته بود که خبر شورش چندباره (شورش سوم) بابل را دریافت کرد . مردی ارمنی به نان ارخه پسر هلدیته در بابل برخاست . در سرزمینی به نام دوباله به مردم دروغ گفت : " من نبوکدنصر پسر نبونید هستم . "

ارخه ، درست مانند سلف خود نیدیت بل ، با ادعای گستاخانه اش موفق بود و با خیال راحت آغاز به حکومت در بابل کرد . از 15 اوت 521 اسناد تجاری به نام نبوکدنصر چهارم تاریخ خورده اند . اما این بار داریوش لازم ندید که خود به میدان درآید ، بلکه بر عکس ، او کار را به کماندار خود ویندفرناه ، یار شماره یک در قتل گوماته ، سپرد . " سپس ویندفرناه با سپاهی رهسپار بابل شد " .

او توانست در 27 نوامبر 521 تمامی سپاه شورشی را به اسارت درآورد . " فرمان دادم این ارخه را و مردانی را که یاران برجسته ی او بودند در بابل به دار آویختند . "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، صص 150 - 148


1 . همانگونه که قبلا هم گفتیم ، داریوش - و کلا هخامنشیان - برای توجیه تجاوزات ، جنایات و اقدامات خود و برای حل بحران مشروعیتی که حکومت دیکتاتوری اش با آن روبروست دایما آنها را به خدا نسبت می دهد ؛ همانطور که کوروش ، تجاوز خود به بابل را به بت مردوک - خدای بابلیان - نسبت می دهد .

 

مطالب مرتبط :


ترجمه منشور کوروش از دکتر عبدالمجید ارفعی :

https://goo.gl/HjIvbL 

ترجمه منشور کوروش از استاد غیاث آبادی :

 https://goo.gl/24YR2l 

یا

https://goo.gl/p5UDCg 

ترجمه منشور کوروش از موزه بریتانیا :

 https://goo.gl/uiN0CQ 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357 

منبع : باستانهخامنشیان (336) : دروغگویی کوروش در منشورش درباره نفرت بابلیان از نبونید
برچسب ها : بابل ,کوروش ,نیدیت ,نبونید ,هخاان ,سپاه ,سپاه نیدیت ,رهسپار بابل ,ترجمه منشور ,منشور کوروش ,پرویز رجبی ,ترجمه منشور کوروش

هخامنشیان (272) : اردشیر دوم هخامنشی دست کم ، 115 پسر حرام زاده داشت

:: هخامنشیان (272) : اردشیر دوم هخامنشی دست کم ، 115 پسر حرام زاده داشت

اردشیر دوم 115 پسر حرام زاده داشت


هخامنشیان (بخش272)


" ... شمار خویشاوندان (200) در کوکبه ی داریوش نباید مایه حیرت شود ، زیرا باید پسران نامشروع شاه را در میانشان گنجاند که شمارشان بسیار زیاد است ؛ چون به نوشته یوستینوس اردشیر دوم ، کمتر از 115 پسر نامشروع نداشته است . (1) "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 1234


1 . خدا داند اردشیر دوم چند دختر نامشروع داشته است . 


#فرزندان_حرامزاده_هخامنشیان

#فرزندان_حرامزاده_اردشیر_دوم

#115_پسر_حرامزاده_اردشیر_دوم


#ادعای_از_نسل_کوروش

#و_از_نسل_داریوش_بودن

#افتخار_است_یا_ننگ؟


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (272) : اردشیر دوم هخامنشی دست کم ، 115 پسر حرام زاده داشت
برچسب ها : اردشیر ,حرامزاده ,هخاان ,نامشروع ,حرامزاده اردشیر ,فرزندان حرامزاده ,زاده داشت ,حرام زاده

هخامنشیان (314) : هخامنشیان ، فتح مصر را به اعراب مدیونند

:: هخامنشیان (314) : هخامنشیان ، فتح مصر را به اعراب مدیونند

هخامنشیان ، فتح مصر را به اعراب مدیونند


هخامنشیان (بخش314)


" ... کمبوجیه (فرزند و جانشین کوروش) به توصیه فانس وارد مذاکره با شیوخ عرب منطقه ی میان غزه و باریکه ی سوءز شد و آنها قبول کردند که آب سپاه عظیم در حال عبور از بیابان (به سمت مصر) را تامین کنند . "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، ص 125


#تعامل_کمبوجیه_با_اعراب

#تعامل_هخامنشیان_با_اعراب

#توسل_کمبوجیه_به_اعراب_در_فتح_مصر

#کمک_اعراب_به_هخامنشیان_در_فتح_مصر

#قابل_توجه_کوروش_پرستان_و_عرب_ستیزان


مطلب مرتبط :


متوسل شدن کمبوجیه به اعراب در حمله به مصر :

 https://goo.gl/keuQiG 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357 

منبع : باستانهخامنشیان (314) : هخامنشیان ، فتح مصر را به اعراب مدیونند
برچسب ها : اعراب ,هخاان ,کمبوجیه ,اعراب مدیونند

هخامنشیان (365) : حیله خشایارشا برای فریب مردم : انتساب انتصاب خود به پادشاهی ، به خدا

:: هخامنشیان (365) : حیله خشایارشا برای فریب مردم : انتساب انتصاب خود به پادشاهی ، به خدا

حیله خشایارشا برای فریب مردم : " انتساب انتصاب خود به پادشاهی ، به خدا "


هخامنشیان (بخش365)


" ... هنگامی که داریوش در نوامبر سال 486 درگذشت ، خشایارشا بی رقیب بر جای او نشست . داریوش نخست قصد داشت ارتبرزنه (رتبرزنه) ، بزرگترین پسرش را ، که از دختر نیزه دار و همرزمش گوبروه داشت ، جانشین خود کند ، اما آتوسا دختر کوروش دلیل آورد که پسرش خشایارشا نخستین پسر داریوش است که در زمان شهریاری او متولد شده و این نکته برای رسیدن به مقام ولیعهدی تعیین کننده است . چیز دیگر نیز به سود خشایارشا بود . با او شاخه ی جوان تر هخامنشیان ، که داریوش متعلق به آن بود ، با شاخه ی کهن تر کوروش پیوند می یافت . البته خود خشایارشا علت برگزیده شدنش را به عنوان وارث تاج و تخت ، اراده ی خداوندی می داند (اعلام می کند) . او در یکی از نبشته های خود در تخت جمشید می گوید :

»داریوش را پسران دیگری بودند . اما اراده ی اهورامزدا چنین بود که پدرم داریوش ، مرا بزرگترین (ولیعهد) کرد . هنگامی که پدرم از تخت رفت (درگذشت) ، من به خواست اهورامزدا بر تخت پدر نشستم .» "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، ص 230


تذکر :


شاهان هخامنشی ، برای فریب مردم ، توجیه تجاوز خود به کشورها ، تحمیل حکومت خود به مردم ، کاهش مقاومت ها موقع برپایی حکومت تحمیلی و غاصب و متجاوز خود ، مشروعیت بخشیدن به حکومت تحمیلی و دیکتاتوری خود و ... انتصاب خود به عنوان شاه را خواسته خدا جلوه می دادند - تبلیغ می کردند - و خود را نماینده ، برگزیده و جانشین خدا بر روی زمین جلوه می دادند . جالب است بدانید علاوه بر هخامنشیان ، ساسانیان نیز اینگونه بودند .


قبلا (در مطلب زیر) نشان دادیم که کوروش و داریوش نیز از این روش استفاده می کردند :


حیله هخامنشیان برای فریب مردم و مشروعیت بخشیدن به حکومت غاصب و دیکتاتوری خود :

" منتسب کردن انتصاب خود به پادشاهی ، به خدا " :

 https://goo.gl/V94V2A 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (365) : حیله خشایارشا برای فریب مردم : انتساب انتصاب خود به پادشاهی ، به خدا
برچسب ها : داریوش ,خشایارشا ,مردم ,هخاان ,حکومت ,انتصاب ,برای فریب ,فریب مردم ,حکومت تحمیلی ,مشروعیت بخشیدن ,انتساب انتصاب ,مردم انتساب انتصاب

هخامنشیان (168) : برده داری در عصر هخامنشی و توسط هخامنشیان ؛ و اخته کردن خیل جوانان بی گناه

:: هخامنشیان (168) : برده داری در عصر هخامنشی و توسط هخامنشیان ؛ و اخته کردن خیل جوانان بی گناه

برده داری در عصر هخامنشی،

و توسط هخامنشیان ؛

اخته کردن خیل جوانان بی گناه 


هخامنشیان (بخش168)


" ... کمبود کلی جوانان (اعم از مذکر و مونث) - در بین کورتش های الواح تخت جمشید - این فرض را طرح می کند که بخشی از آنان ممکن بود به دربار فرستاده، و کنیز و غلام درباری شوند - مانند کولخیسیان ، اتیوپیان و  بابلیان ، که همه ساله بایست به ترتیب 100 پسر و 100 دختر جوان ، 500 پسر جوان و 500 جوان خصی شده (=اخته شده) برای شاه بفرستند 

(هرودوت ، کتاب 3 ، بند 97 ؛ کتاب 3 ، بند 92) .

شکی نیست که در دربار هخامنشی برای انجام خدمات مختلف شمار فراوانی کنیز و غلام به کار گرفته می شدند . وانگهی گروه بردگان سلطنتی (ارد - شروتو) از طریق متون بابلی کاملا شناخته شده است که در آنها مثلا به یکی از بردگان کمبوجیه (پیش از جلوسش به تخت سلطنت) اشاره شده است . طبقه بردگان کاخ نشین (ارد - کلی) را نیز می شناسیم . وانگهی الواح اکدی استحکامات (تخت جمشید) ماده ای دارد که بر مبنای آن فروشنده گواهی می کند که برده ای که به فروش نهاده شده است ، نه برده شاه است و نه شهروند آزاد و خادم خاص معبد . قرار دادن این ماده در این نوع معاملات متداول است ، اما از آن جهت که در پارس نگارش یافته است ، برجستگی خاصی دارد . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 684 - 683


#برده_داری_در_عصر_هخامنشی

#برده_داری_توسط_هخامنشیان

#اخته_کردن_جوانان

#جنایات_هخامنشیان


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (168) : برده داری در عصر هخامنشی و توسط هخامنشیان ؛ و اخته کردن خیل جوانان بی گناه
برچسب ها : برده ,هخاان ,جوانان ,اخته ,داری ,بردگان ,برده داری ,توسط هخاان

هخامنشیان (288) : خفت و التماس کوروش نزد آشوربانیپال (شاه آشور)

:: هخامنشیان (288) : خفت و التماس کوروش نزد آشوربانیپال (شاه آشور)

خفت و التماس کوروش نزد آشوربانیپال (شاه آشور)


هخامنشیان (بخش288)


" ... حتی ایرانیان جنگجوی انزان نیز نتوانستند از سقوط ایلام جلوگیری کنند و واقع آنست که به حفظ آن هم مایل نبودند . وقتی که در سال 646 نیروهای آشوربانیپال شوش ، پایتخت ایلام ، را تصرف کردند و از این شهر تا کوه های انزان رخنه کردند ، کوروش اول (پدربزرگ کوروش بزرگ) ، پسر بزرگ و جانشین چیش پیش ، مصلحت دانست که تسلیم آشوری ها شود . آشوربانیپال با لحنی متکبرانه ، که از ویژگی های نبشته های شاهان آشور است ، از این پیروزی گزارش می کند :

" وقتی که کوروش ، شاه سرزمین پارسوه ، از پیروزی بزرگی که من به یاری خدایان بزرگ در ایلام بدست آوردم و آنجا را مانند توفان به کلی در نوردیدم آگاه شد ، پسر بزرگ خود اریوکه را با باج و خراج به نشانه ی تسلیم به پایتخت من نینوا فرستاد و التماس کرد که من ارباب او باشم . "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی ، چاپ دوم ، ص 59


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (288) : خفت و التماس کوروش نزد آشوربانیپال (شاه آشور)
برچسب ها : کوروش ,آشوربانیپال ,ایلام ,آشور ,التماس ,التماس کوروش

هخامنشیان (401) : هخامنشیان ، بیشتر تجهیزات جنگی خود را از ایلامی ها گرفته اند

:: هخامنشیان (401) : هخامنشیان ، بیشتر تجهیزات جنگی خود را از ایلامی ها گرفته اند

هخامنشیان بیشتر تجهیزات جنگی خود را از ایلامی ها گرفته اند


هخامنشیان (بخش401)


" ... پارس ها (قوم هخامنشیان) بیشتر تجهیزات جنگی خود را از ایلامی ها گرفته اند . آنها جز دشنه ، کمان و ترکش ، ارابه ی جنگی را هم از ایلامی ها گرفته بودند . خود ایلامی ها این آخری را باید از آشوری ها گرفته بوده باشند . "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، ص 286


مطلب مرتبط :


استعدادی در ایرانیان : بهره گیری از عناصر مثبت ، مفید و مشروع از بیگانگان :

 https://goo.gl/pjXGGP 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (401) : هخامنشیان ، بیشتر تجهیزات جنگی خود را از ایلامی ها گرفته اند
برچسب ها : ایلامی ,هخاان ,جنگی ,تجهیزات ,تجهیزات جنگی ,بیشتر تجهیزات ,هخاان بیشتر ,هخاان بیشتر تجهیزات

هخامنشیان (312) : سخنی با کوروش پرستان (یا هخامنشی پرستان) / حداقل از خدایان خود یاد بگیرید

:: هخامنشیان (312) : سخنی با کوروش پرستان (یا هخامنشی پرستان) / حداقل از خدایان خود یاد بگیرید

سخنی با هخامنشی پرستان / حداقل از خدایان خود یاد بگیرید


هخامنشیان (بخش312)


همانطور که در جریان هستید باستانگرایان و کوروش پرستان (هخامنشی پرستان) در عین حال که ادعاهای نژادپرستانه و کوروش پرستانه ی خود را بر زبان می آورند ، تیپ غربی (عمدتا تیپ اراذل و فواحش غربی) می زنند ، دایما در حال تقلید از غرب ، البته تقلید از ظواهر - آنهم ظواهر فاسدان و فواحش - غربی هستند ، و هر گاه سخنی حتی انتقادی درباره شاهان هخامنشی یا ایران باستان مطرح می شود فورا بجای پاسخگویی ، رگ فحاشی شان باد می کند و رگبار مسلسل فحش را به سمتتان می گیرند ؛ از تخم عرب و بی غیرت و وطن فروش و خاءن و ایران ستیز گرفته تا انواع فحش های ناموسی !


البته دارند ذات خود را بر ملا می کنند (از کوزه همان برون تراود که در اوست) ؛


و جهالت خود را بر ملا می کنند ؛ چرا که :

1 . اگر مطالعه داشتند در بسیاری موارد ، خودبخود حالت تدافعیشان از بین می رفت ؛ چرا که بسیاری از انتقادات درباره شاهان ایران باستان و هخامنشیان ، حقیقت دارد و در کتب معتبر تاریخی آمده است . 

2 . اگر مطالعه داشتند اگر انتقادی هم ناصحیح بود ، بصورت منطقی ، مستند و مستدل ، پاسخ می دادند ، نه اینکه فحاشی کنند . فحاشی و خشم آنها نشانه جهل و ضعف منطق ، و نداشتن جواب مناسب است .

3 . اگر مطالعه داشتند اساسا اسلام ستیز نمی شدند . چرا که اگر کسی اهل تحقیق و حقیقت جو باشد ، خودبخود متوجه می شود که اسلام کاملترین دین است و متوجه می شود که "عرب ستیزی" در جنگ نرم و فضای مجازی ، در واقع ، اسلام ستیزی است ؛ و دشمن با حمله به عرب ، در واقع دارد به اسلام حمله و با آن مقابله می کند ؛ و نیز با توجه به آنکه بخش اعظمی از مردم کشور ما عرب هستند ، دشمن با ایجاد دعوای عرب و عجم بدنبال تفرقه افکنی و پیش بردن کشور بسمت جنگ های قومیتی و تجزیه طلبانه ست (همچون سوریه و عراق) .

اگر باستانگرایان و نژادپرستان (و هخامنشی پرستان) اهل مطالعه و تحقیق (بی تعصب) بودند ، موضوع به این سادگی را تاکنون فهمیده بودند و عرب ستیز و اسلام ستیز نمی شدند ؛ و اساسا نژادپرست ، باستانگرا و هخامنشی پرست نمی شدند . 

4 . خشم و فحاشی و تعصبات نژادپرستانه باستانگرایان و نژادپرستان ، و ادله فراوان دیگر ، نشان از آن دارد که اینان ، از روی احساسات ، و تحت تاثیر جنگ نرم دشمن در فضای مجازی (که در مطالبش ، با برانگیختن احساسات وطن دوستانه ، آنرا در برابر دین اسلام قرار می دهد) نژادپرست و باستانگرا و هخامنشی پرست شده اند ، نه بر اساس مطالعه و تحلیل و تحقیق و منطق . 

کسی که منطق دارد فحاشی نمی کند ؛ با منطق جواب می دهد . 


در هر حال ، به هخامنشی پرستان و باستانگرایان پیشنهاد می کنم حداقل از خدایان خود (=هخامنشیان) - در اعمال خوب ، نه بد - پیروی کنند . اگر چه می دانم اهل مطالعه نیستند ، ولی به حکم " چو می بینی که نابینا و چاه است / اگر خاموش بنشینی گناه است " نکاتی را به چشم و گوش این برادران کم اطلاع - نه دشمن - میرسانم : 


1 . در کتب تاریخی معتبر وقتی درباره هخامنشیان مطالعه می کنید متوجه یک نکته مهم می شوید و آن اینکه مردم کشورهای دیگر ، از ایرانیان - خصوصا در ظواهر و سبک زندگی - تقلید می کرده اند ؛ همین کاری که شماها اکنون دارید درباره غرب انجام می دهید (غربزدگی) . کم اعتمادبنفسی شما باعث شده که شما (بعنوان یک ایرانی) در حالی که غنی ترین فرهنگ جهان (یعنی فرهنگ ایرانی - اسلامی) را دارید ، آن را نادیده گرفته ، و به تقلید کورکورانه از فرهنگ غرب (آنهم نه فرهنگهای مثبت همچون پرکاری ، بلکه فرهنگ های مضر و نامشروع همچون تیپهای زننده ، شلوار پاره ، تیپ موهای حیوانی ، فساد اخلاقی و فاحشه گری) بپردازید . 

این در حالیست که تا همین چند سال پیش - و حتی همین الان - غربیان که در جهل و تعصب بسر می بردند مسلمانان را ، که پیشگام علم در دنیا بودند ، الگو قرار دادند ؛ و از آنان ، و از قرآن و اندیشمندان اسلامی آموختند . 


آب در کوزه و ما تشنه لبان می گردیم / یار در خانه و ما گرد جهان می گردیم"  


برای اطلاع از این قضیه (تقلید مردم کشورهای دیگر از ایرانیان می توانید به کتب تاریخی معتبر مراجعه کنید . مثلا در بخشی از اوایل جلد دوم کتاب  امپراتوری هخامنشی ، تالیف پیر برایان ، به این موضوع پرداخته شده است . ناگفته نماند که بسیاری از فرمانداران غربی و حتی اسکندر کبیر ، با وجود آن همه عظمتش - که اسطوره غرب است - تا حد زیادی از ایرانیان تقلید می کرده اند . درباره این موضوع هم در کتب معتبر تاریخی منجمله مورد مذکور ، اشاراتی آمده است . 

درباره تاثیر اسلام و مسلمانان و دانشمندان ایرانی (در عصر اسلام) در پیشرفت غرب در عرصه های مختلف ، و الگو گرفتن غربیان از مسلمانان نیز می توانید به کتب متعددی مراجعه کنید .


2 . داریوش در نبشته ی آرامگاهش درباره ی خود می گوید : " به هنگام خشم بر خود چیره می شوم . سخت بر هوس خود فرمانروا هستم " (والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، ص 123) .

این ها ویژگیهای مثبتی است ؛ که متاسفانه در شماها (باستانگراها و نژادپرستان و هخامنشی پرستان) نیست . دنبال ناموس مردم افتادن ، هوسبازی ، خشم و فحاشی را کنار بگذارید . حداقل ، در این مورد ، از این خدای خود (=داریوش) یاد بگیرید . 

3 . هخامنشیان - اکثرا - با وجود آنکه دین و خدای واحد و برحق را (احتمالا بخاطر ضعف اطلاعات) نمی پرستیدند و مشرک و پیرو ادیان انحرافی بودند ، ولی بهرحال در اعتقادات (هر چند باطل) خود بسیار متدین و راسخ بودند . این در حالیست که شماها با وجود امکان و سهولت دسترسی به اطلاعات ادیان الهی در حال حاضر و تحقیق درباره آنها ، و دسترسی به کاملترین دین الهی (اسلام) ، اما با اعمال و گفتارتان دقیقا در جهت خلاف هخامنشیان عمل می کنید . دایما در حال حمله به کاملترین دین الهی (اسلام) و شبهه پراکنی علیه آن هستید ، باورهای دینی تان ضعیف است ، آلوده به انواع رذایل اخلاقی هستید ، به دنبال ناموس مردم در فضای مجازی و خیابانها هستید ، تبلیغ کننده ی مطالب شبهه افکنانه و اعمال کفرآمیز (الحادی ، آتءیسم) هستید . 

حداقل ، غیرت دینی را از هخامنشیان (که خدایان خودتان هستند) بیاموزید و متدین باشید (خصوصا که اکنون دیگر دسترسی به اطلاعات ، مثل زمان هخامنشیان سخت نیست ؛ و ضعف اطلاعات ، بهانه است و براحتی می توان تحقیق و مطالعه کرد و بهترین و موحدانه ترین دین - یعنی اسلام - را برگزید . 

4 . هخامنشیان ، حضور ادیان ، اقوام و زبانهای مختلف را در قلمرو خود می پذیرفتند و بشدت خواهان اتحاد اقوام در قلمرو خود بودند .

حداقل از خدایان خود (یعنی هخامنشیان) بیاموزید و اینقدر به ادیان الهی و اقوام و زبانهای دیگر توهین و تحقیر و حمله نکنید و در جهت تفرقه افکنی و برپایی جنگ های تجزیه طلبانه (با نفرت پراکنی بین انسانها) قدم برندارید .


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357 

منبع : باستانهخامنشیان (312) : سخنی با کوروش پرستان (یا هخامنشی پرستان) / حداقل از خدایان خود یاد بگیرید
برچسب ها : هخاان ,اسلام ,پرستان ,مطالعه ,فحاشی ,بودند ,مطالعه داشتند ,فضای مجازی ,مراجعه کنید ,کشورهای دیگر ,مردم کشورهای

هخامنشیان (414) : مجازات ها در حکومت هخامنشی ، آکنده از قساوت بود

:: هخامنشیان (414) : مجازات ها در حکومت هخامنشی ، آکنده از قساوت بود

مجازاتها در حکومت هخامنشی ، آکنده از قساوت بود 


هخامنشیان (بخش414)


" ... به این ترتیب رسیدیم به اجرای احکام پارسیان (=هخامنشیان) . اجرای حکم شدید ، آکنده از قساوت و قصد از آن ایجاد وحشت بود ...

داریوش درباره فرورتیش ، شورشی مادی ، گفته بود : 

" دستور دادم بینی ، زبان و گوش های او را ببرند و یکی از چشم هایش را درآورند . او را بر دروازه ام بستند و همه ی اینها را مردم دیدند . بعد دستور دادم تا او را در هگمتانه به دار بیاویزند . "

... همین که حکم اعدام صادر می شد ، قاضی ها از جای بر می خاستند و دست می بردند به کمر محکوم ، و پس از آن حکم بی درنگ اجرا می شد . برای حکم اعدام معمولا یا سر محکوم را می زدند ، یا او را به دار می آویختند و یا به صلابه می کشیدند . سر سم سازان را میان دو سنگ له می کردند . " اعدام با تغار " بی نهایت بی رحمانه بود . به این شیوه در اواخر روزگار هخامنشیان بر می خوریم . محکوم را در میان دو تغار اندازه ی هم قرار می دادند ، تا زنده زنده بگندد . جزءیات وحشتناک این نوع اعدام را می توان در کتاب پلوتارخوس (اردشیر ، 16) خواند . 

میل کشیدن چشم گناهکار با آهن گداخته نیز معمول بود . شواهد بسیاری از این شیوه در ایران سده های میانه نیز در دست است . 

مجازات ترس از دشمن چنین بود که محکوم می بایستی روسپی برهنه ای را یک روز بر دوش خود در بازار بگرداند . 

پارسیان (=هخامنشیان) قانون را بسیار جدی می گرفتند . بطوری که در کتاب دانیال می خوانیم ، فرمان صادر شده ی شاه غیرقابل بازگشت بود . داستان ستاسپه ، شاهزاده ی هخامنشی ، نمونه ای از آن است . او به نوه ی باکره ی سردار بگبوخشه تجاوز کرده بود ؛ سرداری که برای خشایارشا شورش بابل را در هم شکسته بود . خشایارشا فرمان داد او را به صلابه بکشند . مادر محکوم که خواهر داریوش بود ، برای رهایی او به التماس افتاد . پس خشایارشا دستور داد ستاسپه پیرامون افریقا را شراع بکشد ، تا او را ببخشد . شاهزاده حداکثر کوشش خود را کرد ، اما سرانجام پس از مدتی طولانی بی نتیجه بازگشت و خشایارشا دستور داد او را به صلابه بکشند . 

... گزنفون در آناباسیس خود با ستایش از امنیت عمومی در شاهنشاهی (هخامنشی) می نویسد : " اغلب می شد در راه های عمومی مردمی را دید که پا ، دست یا چشم خود را از دست داده بودند . از این رو در حوزه ی فرمانروایی کوروش جوان (صغیر) ، یونانیان همانند ایرانیان می توانستند تا هنگامی که گناهی از آنها سر نزده باشد ، بی واهمه به هر جایی که می خواستند و با هر چیزی که خوش داشتند ، سفر کنند . (1) "

... کوءینتوس کورسیوس پارسیان باستان را اینگونه نشان می دهد : " آنها این خصیصه را دارند که رازهای شاهان خود را با وفاداری ای مثال زدنی پنهان نگه می دارند . نه ترس و نه بیم ، هیچ کدام کلمه ای خاءنانه را از زیر زبانشان بیرون نمی کشد . انضباط سختگیرانه ای که شاهان از دیرباز نهاده اند ، این رازداری را همراه با تهدید به مرگ تبدیل به قانون کرده است . پرحرفی در نزد پارسیان شدیدتر از هر گناه دیگری مجازات می شود و بر کسی که سکوت برایش دشوار است ، اعتمادی برای در میان نهادن سخنی بزرگ نیست . (2)(3) "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، صص 317 - 315


1 . این ، نتیجه وحشت مردم بود .

2 . این یعنی خفقان . یعنی حتی انتقاد خصوصی از شاه  هم با مجازات روبرو می شد . 

درباره این قضیه ، در کتاب " امپراتوری هخامنشی " پروفسور پیر برایان ، مفصل تر توضیح داده شده است . 

3 . خوب است جمهوری اسلامی ، این قوانین و مجازات ها را درباره کوروش پرستان و باستانگرایان اعمال کند تا آنها - که اتفاقا خیلی مشتاق بازگشت آن دورانند - اندکی هم که شده ، مزه ی زندگی تحت حقوق بشر هخامنشی ، خفقان ، وحشت دایم و زجرکش شدن را بچشند . 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (414) : مجازات ها در حکومت هخامنشی ، آکنده از قساوت بود
برچسب ها : محکوم ,مجازات ,هخاان ,خشایارشا ,اعدام ,دستور ,خشایارشا دستور ,صلابه بکشند ,دستور دادم ,پارسیان هخاان

هخامنشیان (410) : اشاره ای به بخشی دیگر از مهاجرت ایرانیان در عصر هخامنشی / رد خلوص نژادی

:: هخامنشیان (410) : اشاره ای به بخشی دیگر از مهاجرت ایرانیان در عصر هخامنشی / رد خلوص نژادی

اشاره ای به بخشی دیگر از مهاجرت ایرانیان در عصر هخامنشی / نمونه دیگری در رد خلوص نژادی


هخامنشیان (بخش410)


" ... به مرور زمان معنی این اصطلاح (آمار سپاه) به اداره ی مالیات و ثبت اسناد و املاک تغییر پیدا کرد . 

در این ادارات می توانستند به هنگام بروز اختلاف دقیقا وارسی کنند که کدام قطعه زمین به چه کسی تعلق دارد . متیو استولپر یک لوح گلی بابلی از نیپور منتشر کرده که از آن بر می آید دو نفر بابلی از دو نفر دیگر به فلان مقدار نقره یک خانه خریده اند . بابلی پنجمی شکایت کرده و در برابر قاضی گفته است : " این خانه مال من است و در اداره ی ثبت اسناد شاه به نام من ثبت شده است . "

به این ادارات امور مالی و ثبتی مخصوصا به علت اقطاعاتی که در بین النهرین به ایرانیان بخشیده بودند ، نیاز بود . داریوش کوشیده بود تا ممکن است ایرانیان بیشتری را به بابل بکوچاند . این ایرانیان ، چنان که داماندایف دریافته ، جز (=علاوه بر) پارس ها و مادها ، به خصوص شامل سکاها و ساکنان هرات امروزی می شد . "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، ص 307


تذکر :

این تنها یک نمونه از هزاران نمونه جایجایی و مهاجرت دسته جمعی ایرانیان به سرزمینهای دیگر در عصر هخامنشی است . قبلا نیز نمونه های متعدد از تبعید یا مهاجرت اجباری و دسته جمعی مردم سرزمینهای دیگر به مناطق مختلف ایران داشته ایم . 

این مهاجرت ها قطعا به دوره هخامنشیان محدود نمی شده و در حکومتهای دیگر نیز این مهاجرت ها و ازدواج ها ، فراوان صورت گرفته است . 

با وجود مهاجرت ها ، ازدواج ها و اختلاط های نژادی فراوانی که صورت گرفته ، از خلوص نژادی ایرانیان یا ادعای آریایی (به معنای آریایی خالص بودن یک ایرانی) ، یا حتی غیرایرانی بودن نژادهای مردم کشورهای دیگر - خصوصا کشورهای همسایه - حرف زدن ، صرفا حرافی و بچه بازی است . 

ناگفته نماند که آریا ، نژاد نیست ، بلکه قومی مهاجر به ایران بوده است که حدود سه هزار سال بیشتر در ایران قدمت ندارد . این در حالیست که اقوام فراوانی در ایران ، همچون سکاها ، بوده اند - و هستند - که حدود هفت هزار سال در ایران قدمت داشته ، و بسیار اصیل تر از آریایی ها هستند . 

انسان عاقل ترجیح می دهد خود را فرزند پیامبر خدا (حضرت آدم -ع-) بداند ، تا اینکه خود را منتسب به نژادی ساخته ذهن استعمارگران کند که دنبال تفرقه افکنی بین ملل شرقی و خصوصا مسلمانان هستند . 

استعمارگران ، خودشان اتحادیه اروپا تشکیل می دهند ، ایالات متحده امریکا تشکیل می دهند ؛ آنوقت برای نابودی ملل و اقوام آسیایی ، ایرانی و نیز ملل اسلامی با تفرقه افکنی ، و کاستن قدرتشان ، این بچه بازی ها (نژادپرستی و پان فارسیسم و پان ترکیسم و پان عربیسم و ...) را در آن ملل ترویج می دهند .


مطالب مرتبط :


آیا آریایی هستیم ؟ / خلوص نژادی خرافه ای بیش نیست :

 https://goo.gl/zCXGGh

تبعید مردم یک شهر به سرزمینی دیگر توسط هخامنشیان :

 https://goo.gl/oFlgBz 

اعمال ضدنژادپرستی و ضدبرده داری دیگر ، از اسکندر / ازدواج همزمان ده هزار یونانی با ایرانیان باستان :

 https://goo.gl/qxr3oh 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (410) : اشاره ای به بخشی دیگر از مهاجرت ایرانیان در عصر هخامنشی / رد خلوص نژادی
برچسب ها : ایرانیان ,مهاجرت ,نژادی ,آریایی ,هخاان ,نمونه ,خلوص نژادی ,ایران قدمت ,تفرقه افکنی ,صورت گرفته ,دسته جمعی

هخامنشیان (300) : دروغگویی دیگر کوروش در منشورش

:: هخامنشیان (300) : دروغگویی دیگر کوروش در منشورش

دروغگویی دیگر کوروش در منشورش


هخامنشیان (بخش300)


" ... سپس قسمت دوم نبشته ی استوانه به صورت متداول با معرفی خود کوروش آغاز می شود . دبیران کاهن با احترام تمام برای او عنوان شاه بین النهرین را به رسمیت شناخته اند : 

»من کوروش ، شاه جهان ، شاه بزرگ ، شاه نیرومند ، شاه بابل ، شاه سومر و اکد ، شاه چهارسوی جهان ، پسر کمبوجیه ، شاه بزرگ ، شاه انزان ، نوه ی کوروش ، شاه بزرگ ، شاه انزان ، نتیجه ی چیش پیش ، شاه بزرگ .»

می بینیم که در استوانه همه ی نیاکان کوروش دوم ، ظاهرا به خاطر چاپلوسی دبیران کاهن ، اما انگار به تصویب کوروش ، به مقام " شاه بزرگ " ارتقا یافتند ... "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی ، چاپ دوم ، ص 107


" ... هنگامی که دبیران ، متن استوانه را پیش از نقش بستن آن برای کوروش ترجمه کردند ، شاه بزرگ ایرادی به آن نگرفت . "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی ، چاپ دوم ، ص 108

 

چند نکته : 

مسلما متن منشور به دستور و یا تایید شاه وقت - یعنی کوروش - تهیه شده ؛ و نمی توان متن آن را به کاهنان و چاپلوسی آنان نسبت داد ؛ همانطور که چنین نحوه ی معرفی را در مورد هخامنشیان دیگر و نیز آشوربانیپال و نبونید در کتیبه هایشان شاهدیم . 

بنابراین متن معرفی کوروش به زبان خودش، سخنان خود اوست ؛ و همانطور که می بینید خودتعریفی و دروغگویی از آن می بارد . شاهان پارسی قبل از کوروش (یعنی پدر و اجدادش) ، شاهان جزء و ایالتی بوده اند ، نه شاه بزرگ . 

اگر متن منشور را بررسی کنیم ، به دروغ های دیگری نیز از کوروش پی می بریم . در قسمت قبل (یعنی شماره 299) هم به یکی دیگر از دروغهایش اشاره کردیم (بصورت مستند) . 

این در حالیست که کوروش پرستان (=مزدوران اسراءیل) دایما در حال شایعه پراکنی و نشر جعلیات درباره کوروش بوده ، او را شخصی راستگو معرفی کرده ، و سخنانی جعلی و بی سند به او منتسب می کنند که در آنها گفته " ﻣﺮﺩ (قوم) ﺎﺭﺳ ﺩﺭﻭﻍ ﻧﻮﺪ ﺣﺘ ﺑﻬﻨﺎﻡ ﻣﺮ ﺩﺭ ﻣﺪﺍﻥ ﺟﻨ ! "

اگر شایعات کوروش پرستان را در فضای مجازی پی گرفته باشید تاکنون متوجه شده اید که آنها دایما در حال دزدیدن سخنان بزرگان ، فلاسفه ی غربی ، احادیث امامان و پیامبر بوده ، و آنها را به نام "کوروش کبیر" و "کوروش کویر" و "کوروش بزرگ" منتشر کرده ، و تلاش می کنند چهره ای تطهیرشده ، آرمانی ، تخیلی و مقدس از او به نمایش بگذارند .


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357 

منبع : باستانهخامنشیان (300) : دروغگویی دیگر کوروش در منشورش
برچسب ها : کوروش ,معرفی ,یعنی ,بوده ,ترجمه ,دبیران ,پرویز رجبی ,کوروش پرستان ,ترجمه پرویز ,والتر هینتس ,دیگر کوروش

هخامنشیان(331): نارضایتی مردم ازسلطه هخامنشیان/ مردم مرگ را به زندگی تحت حکومت هخامنشیان ، ترجیح ...

:: هخامنشیان(331): نارضایتی مردم ازسلطه هخامنشیان/ مردم مرگ را به زندگی تحت حکومت هخامنشیان ، ترجیح ...

نارضایتی مردم کشورها از حکومت (دیکتاتوری) هخامنشیان بر خودشان / مردم ، مرگ را به زندگی تحت سلطه هخامنشیان ترجیح می دادند


هخامنشیان (بخش331)


با بررسی شورش های متعدد ، عظیم و گسترده استقلال طلبانه و آزادیخواهانه که در زمان حکومت دیکتاتوری هخامنشیان رخ داده ، بسادگی می توان فهمید که مردم کشورهای تحت سلطه آنان ، از حکومت آنان بر خود راضی نبوده اند ؛ و بلکه حاضر بوده اند حتی به قیمت تبعید شدن یا از دست دادن جان ، از زیر سلطه و یوغ هخامنشیان آزاد شوند ؛

یعنی مرگ را به زندگی تحت سلطه هخامنشیان ترجیح می داده اند . 

به عنوان یک نمونه ، به شورش های گسترده مردم اقوام و سرزمینهای مختلف تحت سلطه هخامنشیان علیه حکومت داریوش هخامنشی اشاره می کنم . 

خود داریوش در کتیبه بیستون در این باره ، توضیح داده است و در واقع ، اعترافات خود اوست . 

البته طبق معمول ، او تلاش می کند برای رهایی از بحران مشروعیت حکومت دیکتاتوری خود و برای توجیه تجاوزها ، اقدامات و جنایات خود ، آنها (جنایات و تجاوزات و... خود) را بگونه ای به خدا نسبت دهد ؛ همانطور که کوروش در توجیه تجاوز خود به بابل ، از این روش استفاده می کند و جنایت و تجاوز خود و غصب آن کشور را به بت مردوک - که بابلیان و کوروش ، آن را خدا می دانستند - نسبت می دهد . 


برای اطلاع بیشتر درباره بخشی از شورش های استقلال طلبانه و سرکوب خونین آنان توسط داریوش ، و تجاوز داریوش به آن کشورها و غصب آنها ، می توانید به لینک های زیر رجوع کنید : 


19نبرد در یک سال / شورشهای استقلال طلبانه کشورهای تحت سلطه هخامنشیان برای رهایی از یوغ آنان (بخش1) :

 https://goo.gl/j8v408 

19نبرد در یک سال / شورشهای استقلال طلبانه کشورهای تحت سلطه هخامنشیان برای رهایی از یوغ آنان (بخش2) :

 https://goo.gl/CXnEhh 

19نبرد در یک سال / شورشهای استقلال طلبانه کشورهای تحت سلطه هخامنشیان برای رهایی از یوغ آنان (بخش3) :

 https://goo.gl/XWezMF 

19نبرد در یک سال / شورشهای استقلال طلبانه کشورهای تحت سلطه هخامنشیان برای رهایی از یوغ آنان (بخش4) :

 https://goo.gl/3jzUI2 

19نبرد در یک سال / شورشهای استقلال طلبانه کشورهای تحت سلطه هخامنشیان برای رهایی از یوغ آنان (بخش5) :

 https://goo.gl/osqBhK 

رخ دادن شورش سه باره مردم کشور ایلام برای رهایی از یوغ دیکتاتوری هخامنشی ، در برهه ای کوتاه (دو سه ساله) :

 https://goo.gl/u9JMHu 

حکومت هخامنشی ، دیکتاتوری بنا شده بر کشته های فراوان مردم سرزمینهای غصب شده :

 https://goo.gl/8hPBSn 

وحشیگری داریوش هخامنشی :

کشتار بیش از 100 هزار نفر :

 https://goo.gl/BL70Ke 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357 

منبع : باستانهخامنشیان(331): نارضایتی مردم ازسلطه هخامنشیان/ مردم مرگ را به زندگی تحت حکومت هخامنشیان ، ترجیح ...
برچسب ها : هخاان ,سلطه ,آنان ,مردم , https ,استقلال ,سلطه هخاان ,استقلال طلبانه ,برای رهایی ,طلبانه کشورهای ,شورشهای استقلال ,استقلال طلبانه کشورهای ,شورشها

هخامنشیان (94) : شاهان هخامنشی لواط می کردند

:: هخامنشیان (94) : شاهان هخامنشی لواط می کردند

شاهان هخامنشی لواط می کردند


هخامنشیان (بخش94)


" ... کوءینتوس کورسیوس روفوس از " گله های خواجگان که در این سرزمینها به هیچ وجه خوار شمرده نمی شوند " سخن می گوید 

(کتاب 3 ، فصل 3 ، بند 22) .

360 همخوابه شاه هم " دسته های خواجگان را ، که به خدمت به زنان خو گرفته بودند چون ملازم با خود داشتند " 

( muliebria pati adsueti ipsi 

؛ کتاب 6 ، فصل 6 ، بند 8 ) .

عبارت کوءینتوس کورسیوس روفوس یادآور آن است که  وی نیز مانند بعضی از دیگر نویسندگان باستان از داستانهایی که درباره روابط همجنس گرایانه شاهان و خواجه سرایان محبوبشان دهان به دهان می گشته است ، بسیار حیرت زده بوده است . مورخان اسکندر از باگواس بسیار سخن گفته اند : " او خواجه ای به لحاظ زیبایی بی مثال و بسیار جوان بود و پیش از آنکه مقرب درگاه اسکندر شود ، ندیم داریوش سوم بود (کوءینتوس کورسیوس روفوس ، کتاب 6 ، فصل 5 ، بند 22) .

 کوءینتوس کورسیوس روفوس برای اینکه بیزاری خود را از چنین عاداتی بیان کند رشته سخن را به اورکسینس ، اصیل زاده ی پارسی می دهد که نسبت به باگواس ترک ادب کرده است : " در پارس ، عادت بر این جاری نیست که با کسانی که کارهای زشت و ننگ آورشان آنان را به زن بدل کرده است ، مانند مردان برخورد کنند . "

( qui stupro effeminarentur 

؛ کتاب 10 ، فصل 1 ، بند 26 ) .

این سخنان زیبا به واقعیت اعتنایی ندارد ، چون به رغم جدلی که درباره این امر در میان قدما وجود داشته است ، وجود عادات همجنس گرایانه در میان پارسیان تایید شده است . 

تیریداتس را نیز می شناختند که الیانوس در داستانی طی شرح مفصلی که به سرنوشت آسپاسیا اختصاص داده ، او را توصیف کرده است . آسپاسیا ، یار محبوب کوروش صغیر بود که پس از نبرد کوناکسا به اردوی اردشیر دوم انتقال یافت : 

»اندکی پس از آن تریداتس خواجه ، که در زیبایی و لطف در سراسر آسیا بی مثال بود ، جان سپرد . زندگی او زمانی به پایان رسید که تازه از طفولیت به جوانی گام نهاده بود . گویند که شاه عاشقانه به او مهر می ورزید و از مرگ او به راستی اندوهگین گشت و رنجی شدید بر او عارض شد . سراسر آسیای صغیر در عزای عمومی فرو رفته بود ، زیرا همه در طلب آن بودند که خوشایند شاه افتند . اما کسی را جرات تسلای او نبود . چون سه روز گذشت آسپاسیا جامه عزا در بر کرد و درست هنگامی که شاه قصد گرمابه کرده بود با چشمان گریان و سر فرو افتاده در برابر او ایستاد ... دل پارسی از این دلسوزی چنان شاد شد که به او امر کرد که در سرا در انتظار او بماند . آسپاسیا چنین کرد . شاه پس از بازگشت ، جامه خواجه را بر روی پیراهن سیاه او نهاد . جامه پسرانه به او می برازید و زیبایی اش را در برابر محبوب دو چندان می کرد . شاه مجذوب این منظره شد و از او خواست که همچنان با همین جامه ها به نزد او بیاید تا رنج شدید ناشی از مرگ تریداتس رفته رفته از دل او زایل شود . 

(حکایات گوناگون ، کتاب 12 ، بند 1) »

می بینید با چه عبارات ظریف و پوشیده ای چه چیزها بیان شده است ...

در آثار پلوتارک که شماری از اطلاعات خود را از کتسیاس و نیز دینون گرفته است نیز خواجگان بدکار را باز می یابیم ... " 


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 416 - 415


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (94) : شاهان هخامنشی لواط می کردند
برچسب ها : کتاب ,آسپاسیا ,خواجه ,جامه ,روفوس ,کورسیوس ,کورسیوس روفوس ,کوءینتوس کورسیوس ,همجنس گرایانه ,کوءینتوس کورسیوس روفوس

هخامنشیان (180) : برده داری در عصر هخامنشی ، این بار در مصر

:: هخامنشیان (180) : برده داری در عصر هخامنشی ، این بار در مصر

برده داری در عصر هخامنشی ، این بار در مصر 


هخامنشیان (بخش180)


" ... در مصر ، در دوران هخامنشی ، مانند پیش از آن ، هم کارگران آزاد و هم مالکان ، هم بردگان به معنای واقعی کلمه و هم گروه های وابسته (اغلب در ارتباط با اقتصاد پرستشگاه ها) وجود داشتند که موقعیتشان ، به گفته مشهور پولوکس واژگان نگار ، آنان را بین " آزادگان و بردگان " قرار می داد . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 740


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (180) : برده داری در عصر هخامنشی ، این بار در مصر
برچسب ها : برده داری

هخامنشیان (402) : حقوق نجومی وزیر دربار هخامنشی / 175 برابر یک کارگر

:: هخامنشیان (402) : حقوق نجومی وزیر دربار هخامنشی / 175 برابر یک کارگر

حقوق نجومی وزیر دربار هخامنشی / 175 برابر یک کارگر


هخامنشیان (بخش402)


" ... حقوق بلندپایگان دربار با طلا و یا نقره پرداخت نمی شد . بلندپایگان طلا و نقره را فقط به صورت هدیه و پاداش و به شکل زینت آلات یا ظرف های گرانبها دریافت می کردند . البته هر یک از اینها ملک شخصی و یا امانی خود را داشتند ، اما حقوقشان برای خدمت در دربار ، مانند کمترین کارگر ساده ی دربار ، تنها ' جیره های مواد خوراکی ' بود . میزان جیره ها متناسب با مرتبه و مقام بود ...

به فرنکه حدودا روزی 175 لیتر آرد تعلق می گرفت ، یعنی 175 برابر جیره ی یک کارگر ساده . علاوه بر این روزی دو گوسفند و 87 لیتر شراب دریافت می کرد . چیسوهوش ، قاءم مقام فرنکه ، دست کم روزی یک گوسفند و نیم دریافت می کرد ، یعنی سه چهارم جیره ی وزیر دربار . اما او در مورد آرد و شراب باید فقط به یک سوم جیره ی وزیر دربار بسنده می کرد . "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، ص 288


تذکر : 

با توجه به آنچه در قسمتهای قبل آوردیم کارگران ساده از جیره ی گوشت بی بهره بودند . ممکن است از جیره ی شراب نیز بی بهره بوده باشند . (برای اطلاع دقیق تر به کتیبه های تخت جمشید مراجعه کنید) .

فعلا در این مبحث ، کاری به حرام و حلال شرابخواری نداریم (البته که حرام است) ؛ بلکه بحثمان بر روی تبعیض و تفاوت در پرداخت حقوق و فاصله طبقاتی است . 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (402) : حقوق نجومی وزیر دربار هخامنشی / 175 برابر یک کارگر
برچسب ها : دربار ,جیره ,حقوق ,کارگر ,وزیر ,روزی ,وزیر دربار ,کارگر ساده ,نجومی وزیر ,حقوق نجومی

هخامنشیان (402) : حقوق نجومی وزیر دربار هخامنشی / 175 برابر یک کارگر

:: هخامنشیان (402) : حقوق نجومی وزیر دربار هخامنشی / 175 برابر یک کارگر

حقوق نجومی وزیر دربار هخامنشی / 175 برابر یک کارگر


هخامنشیان (بخش402)


" ... حقوق بلندپایگان دربار با طلا و یا نقره پرداخت نمی شد . بلندپایگان طلا و نقره را فقط به صورت هدیه و پاداش و به شکل زینت آلات یا ظرف های گرانبها دریافت می کردند . البته هر یک از اینها ملک شخصی و یا امانی خود را داشتند ، اما حقوقشان برای خدمت در دربار ، مانند کمترین کارگر ساده ی دربار ، تنها ' جیره های مواد خوراکی ' بود . میزان جیره ها متناسب با مرتبه و مقام بود ...

به فرنکه حدودا روزی 175 لیتر آرد تعلق می گرفت ، یعنی 175 برابر جیره ی یک کارگر ساده . علاوه بر این روزی دو گوسفند و 87 لیتر شراب دریافت می کرد . چیسوهوش ، قاءم مقام فرنکه ، دست کم روزی یک گوسفند و نیم دریافت می کرد ، یعنی سه چهارم جیره ی وزیر دربار . اما او در مورد آرد و شراب باید فقط به یک سوم جیره ی وزیر دربار بسنده می کرد . "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، ص 288


تذکر : 

با توجه به آنچه در قسمتهای قبل آوردیم کارگران ساده از جیره ی گوشت بی بهره بودند . ممکن است از جیره ی شراب نیز بی بهره بوده باشند . (برای اطلاع دقیق تر به کتیبه های تخت جمشید مراجعه کنید) .

فعلا در این مبحث ، کاری به حرام و حلال شرابخواری نداریم (البته که حرام است) ؛ بلکه بحثمان بر روی تبعیض و تفاوت در پرداخت حقوق و فاصله طبقاتی است . 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (402) : حقوق نجومی وزیر دربار هخامنشی / 175 برابر یک کارگر
برچسب ها : دربار ,جیره ,حقوق ,کارگر ,وزیر ,روزی ,وزیر دربار ,کارگر ساده ,نجومی وزیر ,حقوق نجومی

هخامنشیان (146) : انواعی از خراج ها و برداشت های مالی هخامنشیان از مردم (بخش اول)

:: هخامنشیان (146) : انواعی از خراج ها و برداشت های مالی هخامنشیان از مردم (بخش اول)

انواعی از خراج ها و برداشت های مالی هخامنشیان از مردم


هخامنشیان (بخش146)



" 1 . مالیاتها 


بحث برای آنکه روشن کننده باشد ، باید با تحلیل کامل تر و مفصل تر مالیه هخامنشی جمع شود . همانطور که در مبحث مربوط به گمرک و عوارض راه (فصل نهم) نشان دادیم ، شاه در واقع بسیاری چیزهای دیگر را برداشت می کرد که می توان آنها را زیر دو ستون طبقه بندی کرد : مالیات های منظم و مالیات های استثنایی . 

درباره مالیاتهای منظم اطلاعات چندانی در اختیار نداریم و آنچه داریم اساسا از متون متاخر استنتاج شده است . از این رو بار دیگر ناچاریم از ارسطوی دروغین و چهار درآمد دیگری که در میان شش درآمد خشثرپاون توصیف کرده است نقل کنیم : 

" سومی از منافع حاصل که از اماکن تجاری تشکیل می شود ، چهارمی هم مالیات بر زمین و هم مالیات بر داد و ستد را در بر می گیرد . پنجمی شامل عوارض گله است . این همان چیزی است که آن را اپیکارپیا یا عشریه می خوانند . و بالاخره ششمی مالیاتی است که از افراد می گیرند و آن را گزیت و مالیات صنعتگری می نامند . "

چندین سند اجرایی برخی از اطلاعات این مولف را تایید می کند . وجود مالیاتهای سلطنتی و مالیاتهای مبادلات تجاری در کاریا در دوران پیکسوداروس ، خشثرپاون آن منطقه مورد تایید قرار گرفته است . بنظر می رسد که تنوع مالیات ها بسیار زیاد باشد و فرآورده های متعددی را در بر گیرد . در آغاز قرن چهارم وجود مالیاتی بر تولید برخی از فرآورده های کشاورزی مورد تایید قرار گرفته است . این مالیات باید به تشکیلات اداری سلطنتی تادیه می شد ؛ همان مالیات (گندم) در متنی از تلمسوس متعلق به دوران تسلط بطالسه ذکر شده است . در فرمان دیگری (مربوط به دوران سلوکیان) که در آیگای آیولیا یافت شده است مالیات های جالبتری قید شده است : یک دکاته ، یک مالیات یک هشتم بر محصول میوه ، یک پنجاهم بر گوسفند و بز ، یک هشتم بر عسل و حتی " بر گوشت شکار : یک ران هر گراز و گوزن . "

این فکر به ذهن متبادر می شود که در این مالیاتها نمونه ای از مالیات ذکر شده در متن ارسطوی دروغین وجود دارد . این متن درباره مالیات هایی است که خشثرپاون از فرآورده هایی که از زمین حاصل می شود دریافت می کند . اما ورای چند تطابق در زمانانه و بین منطقه ای که به سهولت قابل توضیح است (وصول مالیاتهای مربوط به مبادلات یا حمل و نقل کالاها ، در ناحیه بابل و مصر دوران هخامنشی مورد تایید قرار گرفته است ) ، این پرسش برای ما ناگزیر مطرح می شود که آیا این نویسنده نظامی را که در زمان حیاتش در آسیای صغیر غربی مسلط بود ، شرح نداده است ؛ چون به رغم استمرار مسلم این دوره با دوره هخامنشی ، گفتن اینکه تمام این مالیاتها در زمان داریوش وجود داشته است ، آشکارا غیرممکن است . 

این تردید در مورد ناحیه بابل با کشف مجموعه کوچکی از الواح و تفسیرهایی که به تازگی درباره آنها اراءه شده است ، مرتفع شده است . چندین سند متعلق به زمان یکی از اردشیرها (بطور مسلم دوم یا سوم) متضمن آنست که فروش بردگان را یکی از تشکیلات اداری مسءول وصول مالیاتهای سلطنتی ثبت کرده است . به این مناسبت احتمالا مالیاتی ویژه پرداخت می شد . در این مورد روشی را که در زمان سلوکیان در ناحیه بابل شناخته شده بود ، باز می یابیم . تاسیس این مالیات در واقع به زمان داریوش اول تعلق دارد . استمرار هخامنشی - یونانی مآبی ما را به این فرض می کشاند که مالیاتهای شناخته شده ی دیگر دوران سلوکیان هم ممکن است متعلق به زمان شاهان بزرگ بوده باشد . اما برای اثبات این فرض سند و مدرکی در دست نداریم . 


2 . معادن 

از میان شش نوع درآمدی که ارسطوی دروغی اخذ آن را به اقتصاد خشثرپاون نشین نسبت می دهد " فرآورده های خاص زمین در منطقه ای معین " قرار دارد . تصریحی که در پی آن آمده است حاکی از آنست که منظور وی منحصرا فرآورده های زیرزمینی است : " این گروه را فرآورده های خاص زمین تشکیل می دهد : اینجا طلا ، آنجا نقره ، جای دیگر مس یا هر آنچه می توان در سرزمین یافت . "
این وجهی اساسی از سیاست سلطنتی است که متاسفانه ما درباره آن داده های مشخص در اختیار نداریم . ما از وجود معادنی که خود دولتشهرهای یونانی آنها را استخراج می کردند اطلاع داریم ، مانند معادن شناخته شده در لامپساکوس ، همچنین معادن نقره باکتریا یا کیلیکیا ، معادن لاجورد بدخشان باکتریا ، معادن گوناگون کارمانیا ، معادن آهن ایونیا و لبنان یا حتی معادن مس قبرس که وجودشان در متون دوران کلده مورد تایید قرار گرفته است . 
" منشور بنیانگزاری شوش " نیز درباره منابع معدنی این یا آن ناحیه ، نشانه هایی بدست می دهد : طلای ساردیس و باکتریا ، لاجورد و عقیق سرخ سغدیانا ، فیروزه ی خوراسمیا ... این اظهارات با وجود خصلت بسیار ایدءولوژیکی خود به واقعیات منطقه ای ، که احتمالا کاملا شناخته شده بود ، ارجاع می دهد . 
اما درباره عملکرد این معادن ما چیز مشخصی نمی دانیم . مطمءنا منابع نفتی سوزیان جزء قلمرو سلطنتی بوده اند . معادن سنگ مصر در وادی حمامات نیز در دوران داریوش زیر نظر کارگزاران و ماموران پارسی بهره برداری می شدند . احتمال دارد شماری از معادن زیر نظر مستقیم یا غیرمستقیم تشکیلات اداری بوده باشند . بطور قطع مورد معادن آهن نیریز در پارس چنین بود . در این مکان کارگاه های سلطنتی ساخت فرآورده های فلزی (سلاح ها) در دوران خشایارشا مستقر شده بودند . 
فقط درباره معادن لیدیا می توان اطلاعاتی را گردآوری کرد . از این معادن در زمان پارشاهان مرمناد بهره برداری می شد . این پارشاهان الکتروم را که سه جزء آن طلا و یک جزء آن نقره بود از این معادن بدست می آوردند . ابداع روش سمانتاسیون طلا و نقره به کرسوس امکان داد که در تمام جهان یونان به ثروت شهره شود . این روش به ویژه به او امکان ضرب سکه طلا و نقره با عیارهای مشهور را داد . در زمان فتح پارسیان چه گذشت ؟ به نوشته دیودوروس سیسیلی ، کوروش که به مصرف خزاین سلطنتی کرسوس قانع نشده بود ، اموال لیدیایی ها را به نفع خود ضبط کرد . بطور قطع کوروش اموال تمام لیدیایی ها را ضبط نکرده بود ، بلکه احتمالا اموال مالکان معادن را مصادره کرده بود . از این سخن نباید نتیجه بگیریم که معادن لیدیا تحت اداره ی مستقیم تشکیلات اداری هخامنشی قرار گرفتند . احتمال بسیار دارد که مصادره شامل ذخایر طلا و نقره مالکان و نه خود معادن بوده است . در سال 480 ، هنگام عزیمت به سوی دریا پوتیوس لیدیایی از خشایارشا و ملتزمان رکاب و سپاه او با شکوه و جلالی بی نظیر پذیرایی کرد . این پوتیوس از نزدیکان شاه بزرگ به شمار می آمد . خشایارشا از این طریق دریافت که پوتیوس هدایایی عالی به داریوش پیشکش کرده است و پس از شاه از همه توانگرتر است . برای لشکرکشی به یونان ، پوتیوس تمام ثروت خود را در اختیار شاه قرار داد . یعنی 2000 تالان نقره و قریب 3993000 دریک . 
از طریق منابع دیگر می دانیم که پوتیوس ، که شاید از اخلاف خاندان سلطنتی لیدیا بوده است ، مالک چندین معدن مهم در آن سرزمین بوده است . بنابراین خاندان او ، پس از فتوحات پارس ، منابع معدنی مهم را همچنان در اختیار خود داشتند . باید از این سخن نتیجه گرفت که بهره برداری از معادن لیدیا مانند دوران شاهان مرمناد توسط اشخاص صورت می گرفت . این اشخاص بایست بخشی از تولید را به خزانه ساردیس واریز می کردند و خشثرپاون مکلف بود محصول را به خزاین سلطنتی (و به کارگاه های ضرب سکه سلطنتی) ارسال دارد . (بدون در اختیار داشتن بینه قاطعی) می توان فرض کرد که مالکان یا صاحبان امتیاز می بایست سالیانه سیاهه تولید خود را تهیه کنند ؛ بر اساس این اسناد - که چنانکه باید توسط تشکیلات اداری خشثرپاون نشین کنترل می شد - بر مبنای نسبتی که ما از آن بی اطلاعیم ، ماخذ دریافت مالیات مشخص می شد . 

3 . بیگاری 

کار رعایا و روستاییان با پرداخت این مالیاتها خاتمه نمی یافت . در چارچوب کارهایی که مسءولیت انجام دادن آنها را تشکیلات اداری سلطنتی به عهده داشت ، روستاییان و رعایا اغلب ناچار به بیگاری بودند . مورد ناحیه بابل کاملا شناخته شده است . قبلا دیدیم که پرستشگاه ها بایست (ملزم بودند) همواره به درخواست خشثرپاون ، نیروی کار ، به ویژه برای احداث و نگهداری ترعه ها تدارک ببینند . این نظام اوراشو نام داشت و از زمان سلطه کلده شناخته شده بود . تمام مالکان املاک یعنی پرستشگاه ها یا اشخاص حقیقی و به ویژه آنان که مزارعشان در امتداد ترعه ها بود ، مشمول این نظام می شدند . کارگزار سلطنتی مسءول ترعه ها در دوران هخامنشیان مشنو نام داشت . وی موظف به صدور فرمان بیگاری بود . ممکن است که این نهاد در دوران داریوش اول نظام مند بوده باشد . در این تاریخ اوراشو یکی از اقلام مندرج در مجموعه دهش های مالی به نام ایلکو است . همان مامورانی که موظف بودند برای " بیگاری مربوط به کشیدن قایق ها به اسکله " یا حتی " حمل مالیاتهای جنسی " نیروی کار درخواست کنند ، سازماندهی بیگاری برای احداث و نگهداری ترعه را نیز به عهده داشتند . 
بیگاری در جاهای دیگر نیز متداول بوده است حتی اگر دلایل مربوط به وجود آن به اندازه اوراشو باز نباشد . از میان کارهای بزرگ به حفر ترعه آتوس می توان اشاره کرد که فرمان آن را خشایارشا صادر کرده بود . برای حفر این ترعه ، علاوه بر قشونهای اقوام آسیایی که در گروه های قومی تحت عنوان خدمت نظامی به کار گمارده شده بودند ، ساکنان منطقه آتوس نیز که احتمالا از پنج دولتشهری که هرودوت از آنها نام برده است ، گردآوری شده بودند ، به بیگاری فراخوانده شدند . احتمال دارد که حفر کانال سوءز نیز از طریق به کارگماری روستاییانی که برای خدمت در سپاه جمع آوری شده بودند ، صورت پذیرفته باشد . در داخل امتیاز ارضی منسیماخوس ، که سازماندهی آن به دوران هخامنشیان تعلق دارد ، روستاییان نه فقط به پرداخت فوروس به نقره ملزم بودند ، بلکه فوروس لیتورگیکوس یا دهش هایی بصورت کار روزانه نیز شامل حالشان می شد . نامه ای که داریوش برای مباشر خود گاداتاس فرستاده است ، این سخن را تایید می کند ؛ چون گاداتاس بر خلاف امتیازات مورد قبول تشکیلات اداری سلطنتی ، باغبانهای مقدس معبد آپولون را به پرداخت خراج و شخم کردن زمین نامقدس ، یعنی اراضی ای که گاداتاس مستقیما آن را اداره می کرد ، واداشته بود . به عبارت دیگر ، روستاییان بطور کلی به پرداخت خراج و بیگاری (که باغبانان آپولون به سبب امتیازی سلطنتی از آن معاف بودند) ملزم بودند . در میان وظایفی که برای آنان مقرر شده بود ، باید نگهداری جاده های شاهی را نیز گنجاند که به گفته ارسطوی دروغین (شاگرد ارسطو) مسءولیتشان به عهده ی سازمان اداری خشثرپاون نشین بود . در نوشته الیانوس می خوانیم که وقتی شاه از شوش به ماد می رفت به ناچار از منطقه ای که کژدم در آن بسیار زیاد بود ، عبور می کرد : " سه روز پیش از عبور ، او فرمان نابود کردن این حشرات را صادر می کرد و کسی را که تعداد بیشتری از آنها کشته بود با دادن هدیه مورد تفقد قرار می داد (اما بقیه بی نصیب بودند) ."
 این داستان ، عجیب و در عین حال مربوط به مکان خاصی است ، اما شک نیست که به نظام عامتر بیگاری و انواع گوناگون کار کشیدن مربوط می شود . 

(ترعه : کانال، آبراه بزرگ و عمیقی که بین دو دریا برای عبور کشتی‌ها ساخته شود
بیگاری : کار اجباری و بی مزد 

نکته : بیگاری ، خود، نوعی بردگی است)

4 . میزبانی اجباری و پرخرج 

در فصل مالیاتهای استثنایی ، عوارضی را جای خواهیم داد (خواهیم آورد) که به مناسبت جابجایی های دربار و سپاه ، پرداختشان ضرورت می یافت . تهیه شام شاه (و سپاه) در راس آنها قرار داشت . وقتی شاه در دولتشهری توقف می کرد وظیفه ساکنان آن بود که غذای شاه و ملتزمان رکاب او را تدارک ببینند . همانطور که گزارش هرودوت درباره عبور خشایارشا در سال 480 از مناطق مختلف ، موید آنست ، این وظیفه بسیار سنگین بود . شرایط پذیرایی پیشاپیش به دولتشهرها و اقوام ابلاغ می شد : " خشایارشا وقتی به ساردیس رسید قاصدانی را با ماموریت مطالبه آب و نان و گوشزد کردن این نکته که تدارک خوراک شاه (و سپاه) یک تکلیف است (یعنی اجباری است) ، به تعجیل روانه یونان کرد ."
گزارش هرودوت ، از سنگینی بار مالی میزبانی حکایت می کند : 
" آن یونانیانی که به پذیرایی از سپاه و خشایارشا مکلف شده بودند به چنان مسکنتی (فقری) دچار شدند که خانه و زندگی را رها کردند . مثلا در تاسوس پس از آنکه اهالی از سپاه خشایارشا پذیرایی کردند و به تمام شهرهای غیرجزیره ای خود خوراک تقدیم نمودند ، آنتی پاتر ، پسر اورگءوس ، یکی از متشخص ترین شهروندان که او را برای تصدی این کار برگزیده بودند ، به آنان ثابت کرد که خوراک 400 تالان نقره هزینه برداشته است . در دولتشهرهای دیگر نیز ، پس از محاسباتی که متصدیان پذیرایی انجام دادند ، وضع چنین بود . چون برای تدارک این غذا - همان غذایی که پیشاپیش دستور تهیه آن داده شده بود و اهمیت فراوان برایش قاءل بودند - این مراحل طی شده بود : شهروندان در شهرهای خود به محض دریافت خبر ورود خشایارشا از قاصدانی که این خبر را به اطراف و اکناف می بردند ، سهم هر کس را در مورد تهیه میزان غله مشخص می کردند و همگان ماه ها به تهیه آرد ، اعم از گندم و جو ، از همان غلات می پرداختند ؛ بهترین دام هایی را که می یافتند می خریدند و پروار می کردند ، در مرغدانی ماکیان و پرندگان آبزی را برای پذیرایی از سپاه غذا می دادند ؛ همچنین جام های بزرگ و جام های دسته دار اشیایی را که بر سر سفره می نهند از طلا و نقره می ساختند ؛ این اشیا مخصوص استفاده شاه و همسفره هایش بود ؛ برای باقی سپاه ، بایست فقط آذوقه تهیه کنند . جایی که سپاه وارد می شد ، خیمه ای آماده می کردند ، که در آن شخص خشایارشا منزل می کرد ، در حالیکه واحدها در هوای آزاد بیتوته می کردند . زمانی که وقت شام شب فرا می رسید ، آنان که مهمانداری می کردند در زحمت بودند و آنان که پذیرایی می شدند پیش از سپری کردن شب در محل ، شکم ها را از غذا می آکندند . فردای آن شب خیمه را می کندند ، هر چه بود تصاحب می کردند و بدون آنکه چیزی بر جای بنهند همه را با خود می بردند . "
چون به پذیرایی به معنای اخص کلمه ، هدایایی افزوده می شد که در مرز دولتشهر هنگام استقبال از شاه بایست آنها را تقدیم می کردند ، برداشت مالی بسیار سنگین تر می شد . اما راه گریزی نبود . هرودوت به ایجاز می گوید : 
" اقوام گرچه به ستوه می آمدند اما آنچه از آنها خواسته می شد انجام می دادند . "
تمام جماعات و حتی معابد ، همانطور که الواح متعدد بابلی زمان سلطنت کمبوجیه نشان می دهد ممکن بود به این کار ملزم شوند . یکی از الواح مربوط به زمان اردشیر دوم موید آنست که وقتی شاه به شوش می رسید ساکنان ایالت مجاور ناحیه بابل نیز ملزم به پرداخت عوارض بودند . در زیر آنچه را که تءوپومپوس در فیلیپیکای خود نوشته است و آتنایوس آن را نقل قول کرده است می آوریم : 
" هر بار که شاه بزرگ از یکی از رعایای (=رعیت های، شهرهای) خود دیدن می کند ، بیست و گاه سی تالان برای شام وی صرف می شود . برخی، از این نیز بیشتر خرج می کنند ؛ چون شام نیز مانند خراج ، هماره بر تمام دولتشهرها به تناسب تواناییشان تعلق می گیرد . "
وقتی نوشته تءوپومپوس را (که در قرن چهارم می نویسد) می خوانیم ، می توانیم از خود بپرسیم آیا این مالیاتهای استثنایی مانند مالیات " سفره خشثرپاون (نماینده حکومت در شهرها) " که به نقره اخذ می شد بالاخره به مالیات منظم تبدیل نشدند ؟ وانگهی تمایز میان مالیاتهای منظم و مالیاتهای استثنایی بعضا قراردادی است ، به ویژه در مورد اقوام و دولتشهرهایی که در کنار مسیری زندگی می کردند که شاه هنگام رفتن از پایتختی به پایتخت دیگر از آن می گذشت .

(ادامه و منبع را در قسمت 147 بخوانید در لینک زیر :
https://goo.gl/LrA1Cd    )

 ###############

کانال حقیقت
https://telegram.me/haghighat1357
منبع : باستانهخامنشیان (146) : انواعی از خراج ها و برداشت های مالی هخامنشیان از مردم (بخش اول)
برچسب ها : معادن ,مالیات ,بودند ,سلطنتی ,مورد ,دوران ,تشکیلات اداری ,ناحیه بابل ,تایید قرار ,قرار گرفته ,مورد تایید ,تشکیلات اداری سلطنتی

هخامنشیان (411) : مجازات قساوت آمیز هخامنشی : پوست کندن و اعدام قاضی رشوه گیر توسط کمبوجیه

:: هخامنشیان (411) : مجازات قساوت آمیز هخامنشی : پوست کندن و اعدام قاضی رشوه گیر توسط کمبوجیه

مجازات قساوت آمیز هخامنشی : پوست کندن قاضی رشوه گیر و اعدام او توسط کمبوجیه (فرزند و جانشین کوروش)


هخامنشیان (بخش411)


" ... به دستور کمبوجیه ، قاضی چیسمنه را ، که با گرفتن پول حق را پایمال کرده بود ، پوست کندند و با آن بندهایی چرمی درست کردند و بر صندلی قضاوت او کشیدند . "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، ص 311


تذکر :

البته در اینجا از اعدام او سخنی به میان نیامده ؛ ولی در کتب دیگر همچون " امپراتوری هخامنشی " تالیف پروفسور پیر برایان ، مفصل تر درباره آن توضیح داده شده است . 


مطلب مرتبط :


جلوه هایی دیگر از جنایات کمبوجیه (فرزند و جانشین کوروش) :

 https://goo.gl/zTULTq 


###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (411) : مجازات قساوت آمیز هخامنشی : پوست کندن و اعدام قاضی رشوه گیر توسط کمبوجیه
برچسب ها : کمبوجیه ,اعدام ,قاضی ,پوست ,کمبوجیه فرزند ,جانشین کوروش ,توسط کمبوجیه ,قاضی رشوه ,قساوت آمیز

هخامنشیان (125) : نظام طبقاتی و اختلاف طبقاتی در حکومت هخامنشی

:: هخامنشیان (125) : نظام طبقاتی و اختلاف طبقاتی در حکومت هخامنشی

نظام طبقاتی (و اختلاف طبقاتی) در حکومت هخامنشی


هخامنشیان (بخش125)


" ... حتی اگر چنین ترفیع هایی روی داده باشند باز هم نتوانسته اند ساختارهای اجتماعی پارسی را به طور اساسی تغییر دهند . در دو عدد از الواح (تخت جمشید) پرداخت جیره هایی به 29 و 15 " پسر (پوهو) پارسی (که) از متون ... در پیتنن نسخه برداری می کنند " ثبت شده است . اصطلاح پوهو همیشه به گروهی از کورتش ها (کارگران بسیار کم درآمد) اشاره دارد که جیره ای کمتر از جیره ی مردان دریافت می کنند . از این گذشته ، هیچ چیز این الواح را از صدها لوح دیگر از همان دست متمایز نمی کند . پس باید بپذیریم که پارسیان در شرایطی که ما از آن اطلاعی نداریم به وضعیت کورتش ها فرو کاسته می شدند (فقیر شدن ؟ کیفر شاه ؟) .

احتمال دارد که این الواح فقط نمونه ای از آنها اراءه کرده باشند . منطقی است فرض کنیم که بسیاری از کورتش های پارسی به صورت بی نام در الواح قید شده باشند . از آن گذشته باز نسبتا منطقی است فرض کنیم که پارسیان ساده بر اراضی اشراف کار می کردند . البته ، آنان در اراضی پردیس های نزدیک روستای خود یا برای مرمت جاده های واقع در مسیر شاه بزرگ و دربارش نیز بیگاری می کردند . می دانیم که از دوران کمبوجیه بردگان خریداری شده از متزیش (مکانی نزدیک تخت جمشید) نام پارسی دارند . پس پیروزی قوم پارس بر سرزمین های گوناگون ظاهرا سبب از میان رفتن اختلاف های طبقاتی میان افراد این قوم نشده است . قوم - طبقه مسلط نه تنها در سرزمین های گوناگون شاهنشاهی بلکه در خود جامعه پارسی دارای موقعیت ممتازی بوده است . 

روی هم رفته ، حتی اگر ناگزیر امکان ترفیع های اجتماعی را مسلم فرض کنیم ، باز شکی نیست که بخش اعظم مردان شاه متعلق به خاندان های اشرافی بزرگ بودند . امتیازهای دودمانی هرگز از میان نرفت . اهمیت معیار دودمان (در آن زمان) با مطالعه متون متاخر کاملا روشن می شود . وقتی یونانیان پس از نبرد کوناکسا از آریه می خواهند که جای کوروش را بگیرد ، وی بدانها پاسخ می دهد که شماری از پارسیان اصیل زاده شاهی او را بر نخواهند تافت ... " 


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 523 - 522


تذکر : مطالب مربوط به اختلاف طبقاتی و نظام طبقاتی در عصر هخامنشی  در کتاب مفصل تر از آنی است که اینجا آمد . برای اطلاعات بیشتر می توانید به آدرس کتاب و صفحات قبل و پس از آن مراجعه کنید . 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (125) : نظام طبقاتی و اختلاف طبقاتی در حکومت هخامنشی
برچسب ها : طبقاتی ,پارسی ,الواح ,اختلاف ,کنیم ,میان ,اختلاف طبقاتی ,نظام طبقاتی

هخامنشیان (291) : یزیدی گری آریایی ها در نینوا / تجاوز وحشیانه مادها و سربازانشان به آشور و غارت آنجا

:: هخامنشیان (291) : یزیدی گری آریایی ها در نینوا / تجاوز وحشیانه مادها و سربازانشان به آشور و غارت آنجا

یزیدی گری آریاییها در نینوا / تجاوز وحشیانه مادها و سربازانشان به سرزمین آشوریان ، تصرف و غارت آن ، و ویرانی پایتخت آن (نینوا)


هخامنشیان (بخش291)


" کاری که اءتلاف و کوشش های ایلامی ها ، بابلی ها و پارس ها در آغاز سده ی هفتم پیش از میلاد موفق به از پیش بردن آن نشده بود ، بالاخره مادها در اتحاد با بابلی ها به انجام رساندند ، یعنی نابود کردن آشور . بار اصلی جنگ را مادها تحت رهبری هوخشتره ی دوم بر دوش کشیدند . 

پیش از هوخشتره ، در سال 623 ، فرورتیش ، شاه پیشین ماد ، کوشیده بود تا در جنگی برق آسا پایتخت آشور ، نینوا ، را به تصرف خود درآورد ، اما در جنگ کشته شده بود . پسر و جانشینش ، هوخشتره ی دوم ، در سال 614 ، شهر مقدس و باستانی آشور را تصرف کرده و با شاه بابل نبوپلسر متحد شد . دو سال بعد متحدان به دیوار نینوا رسیدند . ناحوم ، پیامبر یهود ... جریان سقوط نینوا پایتخت آشور را چنان زنده شرح داده که گویی خود شاهد عینی این رویداد بوده است . 

ناحوم آورده است که لباس مادها به رنگ سرخ ارغوانی بود و سپرشان نیز سرخ بود . در حالی که سقفی چرمین از آنان حفاظت می کرد به دیوار نزدیک شدند . سرانجام مادها با کمک نیروهای سکایی از طریق دروازه های آبی به کاخ شاهی راه یافتند . ملکه را بیرون آوردند و تبعید کردند . پیامبر یهود درباره ی غوغای جنگ می نویسد : " همه چیز در هم می آمیزد . فریادها طنین می اندازند : بایستید ، بایستید ! اما کسی روی بر نمی گرداند . نقره ها را غارت کنید ، طلاها را غارت کنید . ذخایر بی حساب اند . اشیای گرانبها همه جا را برداشته است . دل آشوری ها از شدت ترس فلج شده است . زانوانشان می لرزد ... به گوش ، شلاق ! به گوش ، تیغ ارابه های جنگی ! اسبان شکاری ، سواران راست قامت ، گذر پرهیاهوی ارابه های جنگی ، شمشیرهای پرتلالو ، برق نیزه ها ، انبوه کشته ها ، فاتحان (=متجاوزان) از روی لاشه ها می جهند ... "

این رویداد در ماه اوت 612 ، پس از سه ماه محاصره ی نینوا توسط مادها و بابلی ها اتفاق افتاد . سین - شر - ایشکون (سارداناپال یونانیان) ، شاه آشوریان ، ظاهرا خود را در شعله های آتش کاخ به دست مرگ سپرد . پایتخت او به غارت رفت و ویران شد .

دویست سال بعد گزنفون آتنی بر ویرانه های نینوا گذشت و آن را " بارویی فراموش شده و متروک در پیرامون شهری (ویران) بزرگ " وصف کرد . گزنفون اینجا را مسپیلا می نامد که بعدها موصل شد ... "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی ، چاپ دوم ، صص 65 - 64


تذکر : 

معلوم نیست ؛ شاید هم یزید ، یزیدی گری در نینوا را از آریاییان ماد ، هخامنشی و ساسانی آموخته باشد . شاید بهتر باشد به جای عبارت " یزیدی گری " ، از عبارت " مادیگری " ، " هخامنشی گری " ، یا ساسانی گری " استفاده کنیم.


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357 



منبع : باستانهخامنشیان (291) : یزیدی گری آریایی ها در نینوا / تجاوز وحشیانه مادها و سربازانشان به آشور و غارت آنجا
برچسب ها : نینوا ,مادها ,آشور ,غارت ,یزیدی ,پایتخت ,پیامبر یهود ,غارت کنید ,پایتخت آشور ,وحشیانه مادها ,تجاوز وحشیانه ,تجاوز وحشیانه مادها ,نینوا تجاوز وحش

هخامنشیان (96) : برده سازی و خرید و فروش برده در زمان هخامنشیان

:: هخامنشیان (96) : برده سازی و خرید و فروش برده در زمان هخامنشیان

برده سازی و خرید و فروش برده در زمان هخامنشیان


 

هخامنشیان (بخش96)


" هرودوت : «در میان بربرها ، خواجه ها از بردگان دیگر با ارزش ترند ، به سبب آنکه می توان به آنان کاملا اعتماد کرد.» (کتاب 8 ، بند 105)


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 421

 

" خواجگی و اختگی :

... در درجه اول لازم است که بین دو گروه تمایز قایل شد : خواجگانی که جزء نزدیکان شاهند (بویژه کسانی که کتسیاس به صحنه آورده است) و خیل خواجگان گمنام (گله های خواجگان کوءینتوس کورسیوس) ، که جزء خدمه شاه و شهبانوان به شمار می آیند . اینها افرادی هستند که حتی اگر نزدیکی شان با شاه یا شهبانوان مرتبه ی والای خاصی به آنان اعطا کرده باشد مقام و موقعیتشان به بردگان نزدیک است . این همان واقعیتی است که با خواندن آنچه پلوتارک درباره شرط بندی اردشیر دوم و مادرش پروشات نوشته است ، به آن اشعار می یابیم : 

»از پسرش خواست بر سر یکی از خواجگان دست دیگری نرد بازی کنند و شاه با آن موافقت کرد . آن دو چنین قرار نهادند که هر یک پنج تن از وفادارترین خواجگان خود را مجزا کنند ، اما بازنده از میان بقیه ، آن کس را که برنده برگزیند ، تسلیم وی کند .»

خواجه ها نیز مانند بسیاری از خدمه دربار به سرزمین های تحت سلطه تعلق داشتند . می دانیم که مناطق متعدد می بایست خراج یا دختر و پسر هدیه دهند . 

(منجمله : اتیوپیان : 500 پسر هر 4 سال یکبار ؛

کولخیسیان : 100 پسر و 100 دختر جوان هر 2 سال یک بار). 

بابلیان می بایست هر ساله 500 جوان خصی ارسال دارند . 

این خواجگان ممکن بود جزء غنایم باشند ، اگر بر مبنای آنچه هرودوت نوشته است آن را کیفری شدید بر ضد ایونیهای طاغی بدانیم : 

«پارسیان همین که بر شهر تسلط یافتند ، نیکوروی ترین پسران را برگزیدند ، آنان را اخته کردند (1) و به جای مردان کامل از آنان خواجه ساختند .»

به دلیل عرضه و تقاضای دربارهای خشثرپاون نشین ها و دربار سلطنتی ، بین سواحل اژه و سرزمین های داخلی داد و ستدی واقعی جریان داشت . مورد هرموتیموس گواه این امر است . او که نزدیکترین خواجه سرای خشایارشا شده بود ، از اهالی پداسا در کاریا بود و طی جنگ اسیر شده بود . سپس پانیونوس خیوسی او را خریده بود : 

»این مرد ارتزاق از سود کفرآمیزترین مشاغل را برگزیده بود . وقتی پسران خوش سیما را می خرید (یعنی بعنوان برده) ، آنان را اخته می کرد (2) و برای فروش به بهای سنگین به ساردیس یا افسوس می برد .»

کاریا همیشه به دلیل خواجه هایش مشهور بود . به نوشته کسانتوس نهاد خواجگی درباری در آسیای صغیر قدمت دارد ، چون وجود آن در دربار لیدیا کاملا مسجل بوده است . بی تردید در خاورمیانه هم مراکز تولید خواجه دیگری وجود داشته است . 

خواجگان از بستر شاه و شهبانو مراقبت می کردند . ریشه واژه یونانی اءونوخوس (پاسدار بستر) نیز همین معنا را در بر دارد ...

سوای اشاره بسیار گذرای کوءینتوس کورسیوس روفوس به خواجگان - بردگانی که بر خدمتگزاری 360 همخوابه شاه مشغول اند ، یگانه شاهد در داستان دموکدس هرودوت یافت می شود : وقتی داریوش پزشک را به نزد زنان می فرستد ، خواجگان راهنمای او می شوند . عجیب است که گزنفون (در کوروش نامه) در بحث راجع به رابطه وفاداری و خصی شدن این وظیفه خواجگان را در نظر نگرفته است ... وظایف خواجگان به محافظت و نگهداری از بستر شاه محدود نمی شد و شمار آنان برای خدمت بر سر خوان سلطنتی نیز زیاد بوده است . 

سرانجام باید گفت که اگر سخن افلاطون را باور داشته باشیم باید بگوییم که رسیدگی به کودکان سلطنتی نیز بر عهده خواجگان بوده است ... 

اگر گزنفون را به دقت مجددا مطالعه کنیم چنین می نماید که خصی های کوروش مشاغل مادونی دارند که فقط به سبب آسیب پذیر بودن شاه دارای اهمیتند (سفره ، گرمابه ، بستر) ... گزنفون از کاربرد خواجگانی در خانه شاه سخن می گوید که مانند بابلیان جوان اخته شده (3) ، به این منظور هر ساله توسط اقوام تحت سلطه به دربار فرستاده می شوند . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 423 - 422


3 و 2 و 1 . خیلی آدم باید وحشی و به دور از انسانیت باشد که چنین جنایتی از او سر بزند . (اخته کردن جوانان بی گناه)


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (96) : برده سازی و خرید و فروش برده در زمان هخامنشیان
برچسب ها : خواجگان ,خواجه ,آنان ,برده ,دربار ,بستر ,ناهید فروغان ,کوءینتوس کورسیوس ,ترجمه ناهید ,زمان هخاان ,فروش برده ,ترجمه ناهید فروغان

هخامنشیان (191) : آرتمیس نه پارسی بود ، نه باعث افتخار ؛ او وطن فروشی جنایتکار بود

:: هخامنشیان (191) : آرتمیس نه پارسی بود ، نه باعث افتخار ؛ او وطن فروشی جنایتکار بود

آرتمیس نه پارسی بود ، نه باعث افتخار ؛

او وطن فروشی جنایتکار بود


هخامنشیان (بخش191)


پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ مدتی است که پیام‌هایی از سوی جریان باستانگرا، پیرامون زنی به نام آرتمیس منتشر می‌شود. در این پیام‌ها، این زن به عنوان دریاسالار ارتش هخامنشی ستوده شده و الگویی برای بانوان ایرانی نامیده شده است. اما به راستی حقیقت چیست؟ آرتمیس که بود؟ آیا ایرانی بود؟ آیا الگو و مایه افتخار بانوان ایرانی است؟ آنچه در ادامه می‌آید، اسنادی پیرامون این زن و شخصیت اوست. 


- هیچ یک از متون تاریخی ایران (و حتی منابع اسطوره‌ای)، ابداً نامی از این زن نبرده اند. مطمئناً اگر فرهیختگان ایرانی در گذر تاریخ، ارزشی برای این زن قائل بودند، حداقل یادی از او می‌کردند. لیکن می‌بینیم که حتی یک کلمه درباره او در منابع ایرانی، گفته و نوشته نشده است. این چه افتخار و الگویی است که هیچ اسم و رسم و نشانی از او در هیچ یک از منابع کهن ایرانی وجود ندارد ؟


- از سویی دیگر، منابع یونانی از او نام برده اند. آن هم چه نام بردنی...! نگاهی به آرتمیس در منابع یونانی!


آرتمیس یک واژۀ یونانی، نه پارسی!‌


آرتمیس (به یونانی: Αρτεμις و به لاتین: Artemis/artemise) در اساطیر یونان، ایزدبانوی شکار، ماه و حاصلخیزی، دختر زئوس، و خواهر دوقلوی آپولون بود.[1] نام آرتمیس دریاسالار هخامنشی (!) از نام این الهه بانو گرفته شده است. این واژه، نه یک نام ایرانی، بلکه یک اسم یونانی و در واقع نام یکی از خدایان یونان باستان است. نه تنها در یونان، بلکه در سراسر جزایر و نقاطى که عناصر یونانى سکونت داشتند مورد پرستش بود،[2] مناطقی چون لیدیا،[3] کاپادوکیا[4] مناطق ایونی،[5] دلوس،[6] تراکیا[7] و غیره. هرودوت این نام را جزو اسامی خدایان یونانی می آورد!‌[8] گزنفون هم او را به عنوان یک رب النوع یونانی نام می‌برد.[9] طبق منابع متعدد تاریخی،یونانی بودن این واژه روشن و صریح است و جای تردید نیست.[10] حتی معبد آرتمیس در کرمانشاه (کنگاور) نیز یک معبد هلنی (یونانی) بود. که پس از فتح ایران به دست اسکندر، توسط یونانیان ساخته شد و البته به گفته ایزیدور خاراکسی، بعدها به معبد آناهیتا تغییر نام داد.[11] پس واژه آرتمیس، یونانی است. یعنی یک نام یونانی است. لیکن آرتمیس -فرماندهان نیروی دریایی هخامنشی در جنگ علیه یونان- نزد خشایارشا چه ‌می‌کرد؟


آرتمیس، یک غیر ایرانی و یک جنگجوی اجاره ای!


آرتمیس یکم، ملکه هالیکارناس در کاریا، و یکی از فرماندهان نیروی دریایی هخامنشی در نبرد سالامیس در زمان تجاوز خشایارشا به یونان (در سال ۴۸۰ پیش از میلاد) بود.[12] هالیکارناس یک شهر در آسیای صعیر و در منطقه ایونیه محسوب می‌شود.[13] منطقه‌ای که آرتمیس بر آن حکومت می کرد، یک سرزمین در اشغال هخامنشیان بود. در واقع آرتمیس پس از مرگ شوهرش، حاکم دست نشانده هخامنشیان در آن سرزمین بود (یک حاکم بومی دست نشانده). بنابر نقل تاریخ، نام پسر آرتمیس، پیسیندلیس (Pisindelis) بود،[14] که یک نام یونانی است. نام پدر آرتمیس هم لیگ‏دامیس بود که این نیز نامی یونانی و مربوط به نواحی ایونیه است (نه یک نام ایرانی). پدر آرتمیس، اهل هالیکارناس (در ایونیه) بود، و مادر او نیز اهل جزیره کریت (کِرِت) در دریای مدیترانه بود.[15] لذا آرتمیس، ایرانی (و پارسی) نبود.


آرتمیس، سالار مرداب‌ها


آرتمیس (آرتمیز) با اینکه خود اهل ایونیه (مناطق یونانی‌نشین آسیای صغیر) بود، ولی در جنگ‌های ضد یونانی همراه خشایارشا بود و به او یاری رساند.[16] وی در تجاوز خشایارشا به یونان، به شاه هخامنشی مشاوره داد و مستقیماً در نبرد دریایی به او خشایارشا کمک کرد.‌[17] حتی آرتمیس از اینکه خشایارشا آتن را به آتش کشید، ابراز خشنودی می‌کند و او را می ستاید.[18] لذا یونانیان، به آرتمیس به چشم یک خائن جنایتکار نگاه می‌کردند (که دست آخر هم خودکشی کرد ! 


ادامه و منابع در لینک زیر :

 http://www.adyannet.com/fa/news/15916


###


آرتمیس ، یونانی بود 


هرودوت :

" او (آرتمیس) دختر لوگدامیس بود ، از طرف پدر هالیکارناسی و از طرف مادر کرتی بود . وی (از جانب هخامنشیان) بر هالیکارناس ، کوس ، نیسوروس و کالومنوس فرمانروایی می کرد . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 782


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (191) : آرتمیس نه پارسی بود ، نه باعث افتخار ؛ او وطن فروشی جنایتکار بود
برچسب ها : آرتمیس ,یونانی ,ایرانی ,منابع ,آرتمیس، ,خشایارشا ,نیروی دریایی ,تجاوز خشایارشا ,فرماندهان نیروی ,منابع یونانی ,فروشی جنایتکار ,فرماندهان نیرو

هخامنشیان (150) : برده داری در عصر هخامنشی : در لشکر هخامنشی ، همه حکم برده داشتند

:: هخامنشیان (150) : برده داری در عصر هخامنشی : در لشکر هخامنشی ، همه حکم برده داشتند

بردگی در عصر هخامنشی :

در لشکر هخامنشی ، همه سربازان و سرکردگان ، حکم برده داشتند !


هخامنشیان (بخش150)


" ... در تمام لشکرهای هخامنشی ، قشون ها قوم به قوم به صف می شدند . همچنین در سازماندهی کار برای حفر ترعه (1) آتوس : " بربرها فضا را قوم به قوم تقسیم کرده بودند . "

اما همین که به نقاط تجمع می رسند قشون های قومی را از سرکردگان محلی می گیرند و به پارسیان می سپارند : 

" در راس همه این مردان ، مانند همان مردانی که در نیروی زمینی به صف شده بودند ، سرکردگان محلی قرار داشتند ... هر قومی به شمار شهرهایش سرکرده داشت . این سرکردگان در مقام فرمانده در معیت سپاه نبودند ، بلکه درست مانند سربازان دیگر ، «برده» بودند ..."


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 641 


1 . ترعه : کانال، آبراه بزرگ و عمیقی که بین دو دریا برای عبور کشتی‌ها ساخته شود


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (150) : برده داری در عصر هخامنشی : در لشکر هخامنشی ، همه حکم برده داشتند
برچسب ها : سرکردگان ,بودند ,برده ,داشتند ,سرکردگان محلی ,برده داشتند

هخامنشیان (224) : وحشیگری در هخامنشی / هخامنشیان به خودشان هم رحم نمیکردند / اینبار برادرکشی

:: هخامنشیان (224) : وحشیگری در هخامنشی / هخامنشیان به خودشان هم رحم نمیکردند / اینبار برادرکشی

وحشیگری در خاندان هخامنشی / هخامنشیان به خودشان هم رحم نمی کردند / اینبار ، برادرکشی


هخامنشیان (بخش224)


" شعله زندگی اردشیر و همسرش داماسپیا در یک روز فرو مرد . آنان فقط یک پسر قانونی داشتند که به نام خشایارشا (دوم) بر تخت سلطنت نشست . اما چند فرزند نامشروع اردشیر بر اثر بلندپروازی های شدید در برابر وی به حرکت درآمدند . از میان آنان سغدیان که از آلوگونه زاده شده بود ، در صف اول بود . سغدیان به یاری فرناکواس ، منوستانس و چند تن دیگر توطءه ای بر ضد نابرادری (=برادر ناتنی) ترتیب داد . خشایارشا 45 روز پس از جلوس به تخت سلطنت ، آنگاه که در کاخ خود مست و مدهوش آرمیده بود ، به قتل رسید . 

بدین ترتیب سغدیان عنوان شاهی را از آن خود کرد و منوستانس را به مقام هزاربدی منصوب کرد . اوخوس ، یکی از نابرادری (=برادر ناتنی) های دیگر که او نیز از زنی بابلی (به نام کوسمارتیدن) زاده شده بود ، از پدرش خشثرپاون نشین هیرکانیا را دریافت کرده بود . او با یکی از ناخواهری (=خواهر ناتنی) هایش به نام پروشات ، که از سومین همبستر بابلی پدر ، به نام آندیا ، زاده شده بود ، ازدواج کرده بود (یعنی ازدواج با محارم) . اوخوس که به فراخوانی های سغدیان برای حضور در دربار ترتیب اثر نداده بود ، شماری از رجال عالی مقام را که آرباریوس ، فرمانده سواره نظام سغدیان در میانشان بود ، پیرامون خود گرد آورد . اوخوس کمی بعد قدرت را به دست گرفت و نام داریوش دوم را برای سلطنت برگزید .

... سغدیان هم درست مانند کاری که تانوءوکسارکس عاقبت انجام داد دعوت شاه جدید (برادرش اوخوس - داریوش دوم - ) را برای حضور در برابر وی پذیرفت و پس از سلطنتی شش ماه و پانزده روزه از میان رفت .

داریوش (دوم) در آن زمان ناگزیر به نبرد با دو شورشی دیگر شد : برادرش آرسیتس (که مانند خود وی فرزند اردشیر و کوسمارتیدن) بود ، و ارتوفیوس پسر بغه بوخشه ، که سی سال پیش از آن در کنار پدرش در شورش بر ضد اردشیر اول شرکت کرده بود ... "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 923 - 921


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (224) : وحشیگری در هخامنشی / هخامنشیان به خودشان هم رحم نمیکردند / اینبار برادرکشی
برچسب ها : سغدیان ,هخاان ,اوخوس ,اردشیر ,کرده ,داریوش ,برای حضور ,برادر ناتنی ,نابرادری برادر ,نابرادری برادر ناتنی

هخامنشیان (92) : شراب خواری ( نجس خواری ) و مستی در هخامنشی

:: هخامنشیان (92) : شراب خواری ( نجس خواری ) و مستی در هخامنشی

شرابخواری (نجسخواری) و مستی در هخامنشی


هخامنشیان (بخش92)


" ... آتنایوس در شرحی که به مستی اختصاص داده است از کتسیاس و دوریس با این عبارات نقل قول کرده است : 

»کتسیاس گفته است که در هند شاه حق ندارد در میگساری چنان افراط کند که از خود بی خود شود ، اما در پارس شاه آزاد است که هنگام جشنی که پارسیان به افتخار میترا برپا می کنند چنین کند و پارسی برقصد . در مورد این امر دوریس در هفتمین کتاب تواریخ خود نوشته است : ' فقط در یکی از جشن هایی که پارسیان برپا می کنند ، همان جشنی که به افتخار میترا برپا می شود ، شاه می تواند در باده گساری چنان افراط کند که از خود بی خود شود و پارسی برقصد ؛ هیچ کس دیگر در آسیا حق این کار را ندارد و همه از آن اجتناب می کنند . ' 

حقیقت را بخواهید ، تفسیر این متن دشوار است ، به ویژه وقتی آن را با اطلاعات دمتریوس اسکپکیس ، که به دوران آنتیوخوس بزرگ تعلق دارد ، مقایسه می کنیم ؛ به نوشته او " هنگام شام نه تنها دوستان شاه ، بلکه خود شاه با سلاح می رقصد . "

... آنچه قابل توجه است این است که در چنین روزی فقط شاه می تواند به این رقص بپردازد . به همین نحو است میگساری ، که بسیاری از پارسیان از جمله شاهان به آن دست می زدند ، چون به نوشته پلوتارک ، کوروش صغیر - برای نمایاندن فضایل شاهی خود - مباهات می کرد به اینکه در میگساری از برادرش اردشیر پرتوان تر است . به علاوه ، به نوشته کتسیاس خشایارشای دوم در شرایطی بدست توطءه گران نابود شد که در پایان جشنی در کاخش مست غنوده بود ! 

گاه فرض شده است که مستی شاه در روز میثرکانه از خوردن هومه ناشی می شده است ، که هر چند بحث درباره ترکیب آن ادامه دارد ، اما بهرحال نوشیدنی سکرآوری تلقی می شود . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 389 - 388


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (92) : شراب خواری ( نجس خواری ) و مستی در هخامنشی
برچسب ها : مستی ,نوشته ,برپا ,جشنی ,میگساری ,پارسیان ,پارسی برقصد ,میترا برپا ,افتخار میترا ,چنان افراط

هخامنشیان (297) : آیا کوروش ، بابل را بدون جنگ و خونریزی تصرف کرد ؟ / کشتار در اپیس / کشتار در کاخ

:: هخامنشیان (297) : آیا کوروش ، بابل را بدون جنگ و خونریزی تصرف کرد ؟ / کشتار در اپیس / کشتار در کاخ

آیا کوروش ، کشور بابل را بدون جنگ و خونریزی تصرف کرد ؟ / به آتش کشیدن شهر اپیس / نبردهای خونین / کشتن نگهبانان کاخ


هخامنشیان (بخش297)


" ... کوروش در تابستان 539 در پیرامون دریاچه ی آبی ، سپاه بزرگی از پارس ها ، مادها و دیگر اقوام ایرانی گرد آورد . همانند سال 547 ، سپاه از گذر رواندوز به منطقه ی اربلا سرازیر شد . آیا ستون های در حال حرکت نگاهی به سنگ یادبود کلیشین در بالای گذر انداخته بودند ؟ این ستون را که امروز هم در جای نخستین خود قرار دارد ، ایشپواینی ، شاه اورارتو ، در حدود سال 810 برپا کرده است و نبشته هایی به اورارتویی و آشوری دارد . اما احتمالا ایرانی ها فقط گنج های بابل را در سر داشتند ، که پس از پیروزی انتظار آنان را می کشید . 

پس از سقوط امپراتوری آشور ، پیرامون اربلا به دست مادها افتاده بود . رودخانه ی زاب کوچک خط مرزی جنوب بود . گوتیوم در آن سوی مرز قرار داشت ، یعنی کردستان امروزی عراق ، با آبادی های اصلی اش کرکوک و سلیمانیه . اما در آن روزگار گوتیوم هنوز به بابل تعلق داشت ...

اسگرتیه های ایرانی ، احتمالا نیاکان کردهای امروز ، ساکنان گوتیوم و اربلا را تشکیل می دادند . رهبر این قوم گوبروه نامیده می شد که در اسناد بابلی به صورت اوگبرو و یا گوبرو آمده است . گوبروه در این هنگام مردی سالخورده با سابقه ی زیاد نظامی بود و به عنوان فرمانده پیاده نظام در خدمت بابلی ها روزگار می گذراند . او می بایستی در مقام حکمران منطقه ی مرزی گوتیوم از حمله ایرانیان به بابل جلوگیری می کرد . 

اما کوروش توانست گوبروه را به سوی خود بکشد . به این ترتیب سپاه او با 2300 سوار اسگرتیه ای نیرومندتر شد ...

کوروش با سپاه بزرگ خود از میان گوتیوم به طرف جنوب حرکت کرد و از رود مرزی دیاله عبور کرد . اپیس ... اندکی پیش از پیوستن دیاله به دجله قرار داشت . کوروش در آغاز سال 539 به این شهر رسید و (شهر) اپیس محاصره و به آتش کشیده شد . ایرانیان از سر دوراندیشی با خود از کرکوک قیر و قطران آورده بودند . در نبردهایی خونین ، اپیس به تصرف درآمد . سپاه نبونید (بابلی) شکست خورد .

روز دهم اکتبر سیپار نیز سقوط کرد . دژ غربی دیوار مادی بدون درگیری تسلیم پارس ها شد . به این ترتیب کوروش در جنوب دیوار مادی با عبور کردن از دجله تمام استحکامات تدافعی نبوکدنصر را دور زد . دو روز بعد ، دوازدهم اکتبر ، گوبروه با سپاه اسگرتیه ای خود جلوی دروازه های بابل آفتابی شد - البته بدون کوروش . از آنجا که نبونید در راه بازگشت ، از پایتخت بدفرجام خود دوری جسته بود و در امتداد فرات به بورسیپه در جنوب روی آورده بود ، کوروش در تعقیب او شهر را به محاصره ی خود درآورد . در اینجا نبونید منتظر تصرف شهر از سوی کوروش نماند و خود را تسلیم کرد . احتمالا کوروش به او اطمینان داده بود که جانش در خطر نخواهد بود ...

روز دوازدهم اکتبر 539 ، که شامگاهش گوبروه با سپاه اسگرتیه ای خود به بابل درآمد ، بر پایه ی تقویم بابلی روز جشن بود . ظاهرا هنوز خبر سقوط سیپار به پایتخت نرسیده بود . در هر حال ، مردم بابل آسوده خاطر در خلسه ی جشن به سر می بردند . دروازه های شهر باز مانده بود . به این ترتیب هنگامی که در پناه تاریکی شب گوبروه و سپاهش ، که به عنوان پیاده نظام سابق ، طرف اعتماد بابلیان بودند ، وارد شهر شدند ، با مقاومتی روبرو نشدند . اصلا کسی به آنها به چشم دشمن نگاه نکرد . نگهبانان کاخ سلطنتی بی سر و صدا از پا درآمدند ، چون مهاجمان در حالی که رفتاری مانند شرکت کنندگان سرمست جشن داشتند ، با سر و صدای خود فریادهای کشته شدگان را تحت الشعاع قرار داده و بدین ترتیب خدمه ی کاخ را فریب دادند . دژ بدون تلفات (از جانب اسگرتیه ای ها) به دست مهاجمان (=اسگرتیه ای ها) افتاد . 


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی ، چاپ دوم ، صص 105 - 103


تذکر :

همانطور که می بینید کشور بابل بدون جنگ و خونریزی ، تصرف نشده است . 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357 

منبع : باستانهخامنشیان (297) : آیا کوروش ، بابل را بدون جنگ و خونریزی تصرف کرد ؟ / کشتار در اپیس / کشتار در کاخ
برچسب ها : کوروش ,بابل ,سپاه ,اسگرتیه ,گوبروه ,گوتیوم ,دوازدهم اکتبر ,سپاه اسگرتیه ,دیوار مادی ,پیاده نظام ,خونریزی تصرف

هخامنشیان (86) : هخامنشیان (ایران باستان) در وحشی گری روی اعراب زمان جاهلیت را سفید کردند

:: هخامنشیان (86) : هخامنشیان (ایران باستان) در وحشی گری روی اعراب زمان جاهلیت را سفید کردند

هخامنشیان در وحشیگری روی اعراب زمان جاهلیت را سفید کردند


هخامنشیان (بخش86)


" خشایارشا برای مجازات پوتیوس که از خشایارشا خواسته بود فرزندش را از رفتن به جنگ معاف کند ، چنین تصمیم می گیرد : 

»وی بی درنگ به دژخیمان فرمان داد ارشد پسران پوتیوس را بیابند و او را از میان به دو پاره کنند ، پاره ای را سمت راست و پاره دیگر را سمت چپ جاده نهند ؛ و به سپاهیان دستور داد که از همان راه ، از میان آن دو پاره بگذرند . آنان همان کردند که او به آنان گفته بود . پس از آن ، سپاه بطور منظم به حرکت درآمد .» (1)


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 373


1 . بنظر می رسد خشایارشا ، پدر داعش و رژیم صهیونیستی باشد ؛ اگر چه آنها هنوز در جنایت به پای او نرسیده اند . 


#صد_رحمت_به_اعراب_زمان_جاهلی

#سفید_کردن_روی_اعراب_زمان_جاهلی

#وحشیگری_خشایارشا

#وحشیگری_هخامنشی

#وحشیگری_هخامنشیان

#هخامنشیان_وحشی

#وحشیگری_در_ایران_باستان

#جنایات_هخامنشیان

#عصر_جاهلیت_ایران_باستان

#هخامنشیان_جنایتکار

#رژیم_صهیونیستی

#داعش

#هخامنشیان_خونخوار

#افتخارات_ایران_باستان!

#عدالت_هخامنشیان!

#زاقارت



 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (86) : هخامنشیان (ایران باستان) در وحشی گری روی اعراب زمان جاهلیت را سفید کردند
برچسب ها : هخاان ,وحشیگری ,پاره ,باستان ,خشایارشا ,زمان ,اعراب زمان ,ایران باستان ,زمان جاهلی ,رژیم صهیونیستی ,زمان جاهلیت

هخامنشیان (420) : خبری از خواندن و نوشتن در عصر هخامنشی نیست

:: هخامنشیان (420) : خبری از خواندن و نوشتن در عصر هخامنشی نیست

خبری از خواندن و نوشتن در عصر هخامنشی نیست


هخامنشیان (بخش420)


" ... هرودوت (در باب تعلیم و تربیت در عصر هخامنشی) می نویسد : " پارسیان (1) به فرزندان خود از پنج سالگی تا بیست سالگی سه چیز می آموزند : سوارکاری ، تیراندازی و راستگویی . (2) (3) "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، ص 318


1 . معلوم نیست که منظور هرودوت از پارسیان ، قوم پارسیان است یا هخامنشیان . آخر ، منظور از کلمه " پارسیان " در بسیاری مواقع در کتب تاریخی ، هخامنشیان است . 

2 . همانطور که می بینید ، خبری از خواندن و نوشتن در عصر هخامنشی نیست . 

3 . تعجب می کنم کوروش پرستان که خود را منتسب به هخامنشیان کرده و خود را از نسل کوروش می دانند ، چرا تا این حد دروغگویند ؟ 

خب یک ذره برای آبروداری هم که شده کمتر دروغ بگویید . 

آبرو و شرف هر چه هخامنشی و آریایی و کوروش و داریوش است را با دروغ ها ، شایعات و جعلیاتتان برده اید . 

از بس که تحریف تاریخ کرده ، و نیز سخنان فلاسفه و بزرگان غربی و احادیث پیامبر (ص) و امامان (ع) را دزدیده و به اسم کوروش و داریوش زده اید ، آبرو برای این بخت برگشته ها (کوروش ، داریوش ، هخامنشیان و قوم آریا) نگذاشته اید . 

از آنطرف ، گوش عالم را با شعار "کردار و پندار و گفتار نیک"تان کر کرده اید ؛ از اینطرف ، رکورد جعل ، نشر اکاذیب ، تحریف تاریخ ، دروغ ، دزدی احادیث ، و توهین به ادیان ، اقوام و اشخاص را شکسته اید . 


بس است نفاق .


به خود بیایید .


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (420) : خبری از خواندن و نوشتن در عصر هخامنشی نیست
برچسب ها : هخاان ,کوروش ,داریوش ,پارسیان ,دروغ ,کرده ,تحریف تاریخ

هخامنشیان (249) : روابط نامشروع و زنا با محارم در حکومت و خاندان هخامنشی

:: هخامنشیان (249) : روابط نامشروع و زنا با محارم در حکومت و خاندان هخامنشی

روابط نامشروع و زنا با محارم در حکومت و خاندان هخامنشی


هخامنشیان (بخش249)


" از اردشیر دوم به اردشیر سوم :

به نوشته پلوتارک آخرین سالهای زندگی شاه فرتوت با دام و توطءه عجین شده بود . پلوتارک نخست یادآوری کرده است که اردشیر از ازدواجش با استاتیرا دارای سه پسر مشروع بود : داریوش (ارشد پسران) ، آریاسپس (که یوستینوس او را آریاراتس نامیده است) ، و اوخوس ، کهتر پسران .

 او از همبستران خود نیز شمار فراوانی پسر نامشروع داشت که آرسامس از آنان بود . 

شاه برای آنکه هر نوع امیدواری را از اوخوس سلب کند و مانع آن شود که مملکت را در اغتشاش و جنگ فرو برد داریوش را ولیعهد کرد . کمی بعد از آن ، کینه ای شدید سبب شد که داریوش به توصیه تیریباذ توطءه ای بر ضد پدر ترتیب دهد . شاهپور توانست درباریان فراوانی - از جمله به نوشته یوستینوس 50 تن از برادران نامشروع خود - را بیابد که آماده ی پیروی از او بودند . این توطءه به واسطه ی اطلاعاتی که خواجه ای آن را اراءه داده بود کشف شد ؛ داریوش به قضات سلطنتی تسلیم و پس از آن به اتفاق زنان و فرزندان تمامی توطءه گران به مرگ محکوم شد . سپس پلوتارک به شرح دسیسه چینی های محکوم کردنی اوخوس ، تحت حمایت آتوسا ، که هم مادر همسر و هم معشوق اوست می پردازد . اوخوس بر اثر دسیسه ها و افشاگری ها موفق شد تعادل روانی برادر مشروع خود ، آریاسپس را بر هم بزند . آریاسپس ترجیح داد خود را از میان بردارد . کمی بعد ، اوخوس برادر نامشروع خود ارشامه را ، که نورچشمی شاه بود ، از میان برد . در این اوضاع و احوال اردشیر بر اثر کبر سن ، در پایان سلطنتی طولانی از میان رفت . 

... اردشیر دوم به شیوه پیشینیان خود در زمان حیات ، وارث خود را ، که ارشد پسرانش بود ، به جانشینی تعیین کرده بود ؛ سپس ملاحظه می کنیم که این انتخاب معادل تقسیم قدرت نیست ؛ و بالاخره در می یابیم که وضعیت ولیعهد نیز ناپایدار است . پلوتارک کلمه ای درباره انتصاب وارثی جدید پس از نابودی داریوش و آریاسپس ننوشته است . وی فقط به تذکر این نکته اکتفا کرده است که شاه ، ارشامه ، یکی از فرزندان نامشروع خود را به دیگران مرجح می داشت . در واقع ، همه چیز به ما اجازه این اندیشه را می دهد که هنگام مرگ اردشیر دوم ، زمینه انتقال قدرت فراهم بود . اگر اوخوس ، در زمانی که پدرش زنده بود ، همانطور که منطقا می توان پذیرفت ، توسط پدر در راس سپاهی مامور جنگیدن با تاخوس شده بود باید نتیجه گرفت که این انتصاب ، به تنهایی ، تمام تردیدها را در این باب از میان بر می دارد . دیودوروس بدون معطلی فقط متذکر شده است که پس از مرگ اردشیر دوم ، اوخوس جانشین پدر شد . البته این سخن به معنای این نیست که جانشینی به سهولت مورد پذیرش همه قرار گرفته است . نویسنده ای متاخر ... اشاره کرده است که اردشیر جدید هنگام جلوس به تخت سلطنت ، آتوسا را که هم خواهر و هم مادر همسرش بود زنده به گور کرد . وی عم خود را با بیش از 100 پسر و نوه پسری در حیاطی خالی محبوس کرد و آنان را زیر رگبار تیر از میان برد 

(والریوس ماکسیموس ، کتاب 4 ، فصل 2 ، بند 7 ؛

ر . ک یوستینوس ، کتاب 10 ، فصل 3 ، بند 1 ) .

چنین سخنانی درباره اردشیر سوم با تصویر منفور او در ادبیات قدیم کاملا هماهنگی دارد [یعنی احتمال رخ دادنش بالاست]

(برای نمونه پلوتارک ، کتاب 30 ، بند 9) .

... اوخوس ، پیش از جلوس به تخت سلطنت در دربار برای خود دشمنانی تراشیده بود . وانگهی پلوتارک نیز نقل کرده است که دربار ، مانند دوران جانشینی داریوش دوم ، بر اثر دسایس گروه های آشوب طلبی که یا طرفدار داریوش و یا اوخوس بودند ، ناآرام بود . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 1075 - 1074


#روابط_نامشروع_و_زنا_در_خاندان_هخامنشی

#روابط_نامشروع_و_زنا_با_محارم_در_خاندان_هخامنشی

#برادرکشی_و_پدرکشی_در_خاندان_هخامنشی

#هخامنشیان_به_خودشان_هم_رحم_نمیکردند

#هخامنشیان_به_خانواده_خود_هم_رحم_نمیکردند

#زنده_بگور_کردن_زنان_در_حکومت_هخامنشی

#عدالت_هخامنشی_اعدام_خانواده_بیگناه_شخص_گناهکار

#اردشیر_دوم_هم_فرزندان_حرامزاده_داشت

#50_فرزند_حرامزاده


#ادعای_از_نسل_کوروش

#و_از_نسل_داریوش_بودن

#افتخار_است_یا_ننگ؟


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (249) : روابط نامشروع و زنا با محارم در حکومت و خاندان هخامنشی
برچسب ها : اردشیر ,اوخوس ,نامشروع ,داریوش ,پلوتارک ,میان ,روابط نامشروع

هخامنشیان (81) : بهره گیری هخامنشیان از وجود مغان برای اعتبار بخشیدن به حکومت دیکتاتوری خود

:: هخامنشیان (81) : بهره گیری هخامنشیان از وجود مغان برای اعتبار بخشیدن به حکومت دیکتاتوری خود

بهره گیری هخامنشیان از وجود مغان برای اعتبار بخشیدن به حکومت دیکتاتوری و غیرقانونی خود


هخامنشیان (بخش81)


" مغان (در زمان هخامنشی) در همه جابجایی ها در معیت شاهند . آنان خسوف را برای خشایارشا تعبیر می کنند . در پرگامون به افتخار پهلوانان اساطیری شراب می افشانند . اسبان سفید را در استرومون قربانی می کنند و در تتیس برای آرام کردن طوفان قربانی می دهند . در کنار کوروش هنگام برآمدن خورشید مکلف به خواندن اوراد برای تمام خدایانند . در کوکبه داریوش سوم ، در کنار محرابهای آتش گام بر می دارند و سرودی اجدادی می خوانند . و تحت این عنوان مجازند که بخشی از غنایم را به خدایان اختصاص دهند . در کوروپدیا آنان خدایانی را که شاه باید برایشان قربانی دهد تعیین می کنند ؛ چون پارسیان (هخامنشیان و قومشان) معتقدند که در مورد آنچه به خدایان ربط می یابد باید بیش از چیزهای دیگر به خبرگان توسل جست ... " 


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 376


تذکر :

1 . این مطلب در کتاب ادامه دارد و مفصل است . در صورت تمایل به کسب اطلاعات بیشتر می توانید به آدرس ذکر شده از کتاب و صفحات پس از آن مراجعه کنید . 

2 . همانطور که قبلا هم گفتیم و در این مطلب نیز آمده است ، هخامنشیان و نیز ایرانیان باستان اعتقاد به چندخدایی داشته ، و مشرک بوده اند . 

3 . خرافه گرایی و خرافه پرستی در ایران باستان نیز در متن مشهود است . اگرچه ، با مراجعه به کتاب می توانید در این باره ، اطلاعات بیشتری کسب کنید . 

ما در بخش 78 نیز 

بخشی از مطالب کتاب درباره ادیان خرافی و خرافه پرستی هخامنشیان و ایرانیان باستان را آورده ایم . می توانید به وبلاگ مراجعه کنید و تحت موضوع " مطالب اختصاصی با موضوع کوروش ، داریوش و هخامنشیان " آن را یافته و مطالعه بفرمایید . 

4 . همانطور که در قسمتهای قبل نیز ذکر کردیم ، هخامنشیان به علت بحران مشروعیت و بی اعتباری حکومت دیکتاتوری خود نزد مردم ، و کاهش شورش های استقلال طلبانه و آزادی خواهانه مردم سرزمینهای تحت سلطه شان ، از روش های مختلفی استفاده کردند ؛ که چند تای آنها را در قسمتهای قبل آوردیم . می توانید مراجعه و مطالعه کنید . یکی دیگر از این ترفندها را هم در همین قسمت مشاهده می کنید : بهره گیری از مغان . 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (81) : بهره گیری هخامنشیان از وجود مغان برای اعتبار بخشیدن به حکومت دیکتاتوری خود
برچسب ها : هخاان ,توانید ,مراجعه ,مغان ,کتاب ,خرافه ,حکومت دیکتاتوری ,بهره گیری ,مراجعه کنید ,ایرانیان باستان ,خرافه پرستی ,برای اعتبار بخشیدن

هخامنشیان (484) : کوچ پارسیان (آریاییها) از جنوب روسیه به فلات ایران

:: هخامنشیان (484) : کوچ پارسیان (آریاییها) از جنوب روسیه به فلات ایران

کوچ پارسیان (آریاییها) از جنوب روسیه به فلات ایران


هخامنشیان (بخش484)


" ... حقیقت این است که پارسیان باستان ، همانگونه که در فصل دوم از کتاب اول اشاره شد ، حدود سال 900 از جنوب روسیه به فلات ایران کوچیده اند . "(1)


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، ص 414


1 . اقوامی در ایران بوده اند (و اکنون نیز نوادگان آنان در ایران هستند) که قدمت آنان به هفت هزار سال پیش می رسد و از آریایی ها بسیار اصیلترند .



 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (484) : کوچ پارسیان (آریاییها) از جنوب روسیه به فلات ایران
برچسب ها : فلات ,روسیه ,جنوب ,پارسیان ,فلات ایران ,جنوب روسیه ,پارسیان آریاییها

هخامنشیان (484) : کوچ پارسیان (آریاییها) از جنوب روسیه به فلات ایران

:: هخامنشیان (484) : کوچ پارسیان (آریاییها) از جنوب روسیه به فلات ایران

کوچ پارسیان (آریاییها) از جنوب روسیه به فلات ایران


هخامنشیان (بخش484)


" ... حقیقت این است که پارسیان باستان ، همانگونه که در فصل دوم از کتاب اول اشاره شد ، حدود سال 900 از جنوب روسیه به فلات ایران کوچیده اند . "(1)


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، ص 414


1 . اقوامی در ایران بوده اند (و اکنون نیز نوادگان آنان در ایران هستند) که قدمت آنان به هفت هزار سال پیش می رسد و از آریایی ها بسیار اصیلترند .



 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (484) : کوچ پارسیان (آریاییها) از جنوب روسیه به فلات ایران
برچسب ها : فلات ,روسیه ,جنوب ,پارسیان ,فلات ایران ,جنوب روسیه ,پارسیان آریاییها

هخامنشیان (236) : داریوش دوم هخامنشی هم فرزند حرام زاده داشت

:: هخامنشیان (236) : داریوش دوم هخامنشی هم فرزند حرام زاده داشت

داریوش دوم هخامنشی هم فرزند حرام زاده داشت 


هخامنشیان (بخش236)


" ... داریوش دوم افزون بر فرزندان نامشروعی که از همبسترانش داشت صاحب چندین پسر از ازدواجش با پروشات شده بود .

 از این ازدواج فرزندان بسیار پدید آمده بود ، زیرا به نوشته ی کتسیاس ، داریوش و پروشات سیزده فرزند داشتند که بیشترشان در سنین کودکی از میان رفته بودند . یک دختر (آمستریس) و حداقل چهار پسر زنده مانده بودند که ارشدشان ارسس (ارشک یا اشک) پیش از 424 بدنیا آمده بود . پس از او کوروش ، اوستانس ، اوکساترس متولد شده بودند ... "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 965


تذکر :

داریوش دوم و پروشات هم ، هر دو ، فرزندان نامشروع (=حرامزاده) اردشیر اول بودند که با هم ازدواج کرده بودند (ازدواج با محارم) ؛ و تعدادی از فرزندانشان هم اینجا برشمردیم .


#ادعای_از_نسل_کوروش

#و_از_نسل_داریوش_بودن

#افتخار_یا_ننگ؟


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (236) : داریوش دوم هخامنشی هم فرزند حرام زاده داشت
برچسب ها : داریوش ,بودند ,ازدواج ,فرزندان ,فرزند ,پروشات ,حرام زاده ,فرزند حرام

هخامنشیان (455) : شرک داریوش هخامنشی و تقویت ادیان شرک آمیز توسط او

:: هخامنشیان (455) : شرک داریوش هخامنشی و تقویت ادیان شرک آمیز توسط او

شرک داریوش هخامنشی و تقویت ادیان شرک آمیز توسط او


هخامنشیان (بخش455)


" ... داریوش تنها آتشکده های زرتشتی یاد شده را با فدیه های دولتی تامین نمی کرد ، بلکه به بسیاری از پرستشگاه های دیگر پارس نیز رسیدگی می کرد که ... شاهنشاه زرتشتی (=داریوش) باید آنها را کفرآمیز می دانست و طرد می کرد . 

... داریوش زروان را ، که با مادها به پارس رخنه کرده بود و در اوستای متاخر با او به نام خدای زمان بی کران روبرو هستیم ، تحمل می کرد . زروان حتی ، همانگونه که پتر باخمان متوجه شده است ، ردپای خود را در فلسفه ی آناکسیماندر ملطی (متوفی به سال 546) ، بر جای گذاشته است . البته زروان در پارس روزگار داریوش اهمیت کمی داشت و در مقام دریافت کننده ی فدیه فقط در دو یا سه سند به او اشاره شده است . 

اما در الواح خزانه به ویسی بگای پارسی نسبتا زیاد بر می خوریم . این اصطلاح " همه ی خدایان " معنی می دهد و در هندی باستان معادلی کاملا برابر دارد : ویشوه دواه . اما هنوز نمی دانیم که چه چیزی در پشت آن نهفته است . اگرچه ممکن است مقصود از این لفظ گروهی معین از ایزدان باشد ، ولی در فدیه ها به این ایزدبانو همیشه به صورت تک اشاره می شود .

جالب توجه است که خود داریوش در متن فارسی باستان نبشته ی دیوار تخت جمشید سه بار تعبیر " اهورامزدا و همه ی خدایان " را به کار می برد ...

داریوش در نبشته اش " همه ی خدایان " را به پاسداری از شهریاری خود فرا می خواند ! (1)

داریوش ... (این شیوه) را شامل حال پنج خدای دیگر هم که محبوب پارس ها بودند کرد . یکی از این ها " پیک خدایان " ، نریوسنگ ، بود که قدمتش به روزگاران کهن آریایی می رسید . نام های چهار خدای دیگر نخستین بار در الواح ایلامی آمده است . فدیه های انبار دربار به خدایانی تعلق می گرفتند که نامشان به قرار زیر بود : برته کامیه ، آترچا ، هوریره ، و مقدم بر آنها ایزدبانو میژدوشی . 

سرانجام چند سند داریم درباره فدیه های دولتی ، ویژه ی رودها و کوه های مقدس (2) ... "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، صص 371 - 370


1 . این دو جمله نشان می دهد که داریوش خودش هم موحد نبوده و واقعا به چند خدا اعتقاد داشته است . 

2 . کوه پرستی و رودپرستی هم نوعی از ادیان ایران باستان بوده است . 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (455) : شرک داریوش هخامنشی و تقویت ادیان شرک آمیز توسط او
برچسب ها : داریوش ,فدیه ,خدایان ,پارس ,باستان ,ادیان ,خدای دیگر ,آمیز توسط ,تقویت ادیان

هخامنشیان (139) : پزشکی در عصر هخامنشی : نام هیچ پزشک ایرانی در کار نیست ؛ همگی یونانی و مصری بوده اند

:: هخامنشیان (139) : پزشکی در عصر هخامنشی : نام هیچ پزشک ایرانی در کار نیست ؛ همگی یونانی و مصری بوده اند

نام هیچ پزشک ایرانی در کار نیست (در زمان هخامنشیان)


هخامنشیان (بخش139)


" پزشکان دربار : 

پزشکان در میان اشخاصی که مسءول اراءه خدمات به شخص شاه بودند ، بطور قطع جایگاه مهمی داشتند . تردیدی وجود ندارد که آنان از میان اشخاص کاملا مورد اعتماد انتخاب می شدند ، چون برای مسموم کردن شاه موقعیت خوبی داشتند . می دانیم که چندین پزشک یونانی فن خود را در دربار اردشیر دوم آزمودند . درباره یکی از آنان ، پولوکریتوس ، چیزی جز نام نمی دانیم . مهمترین نمونه ، خود کتسیاس است . وی متولد کنیدوس بود . این شهر به دلیل این شهر به دلیل مکاتب پزشکی خود شهرت داشت . وی از گروه آسکلپیادها بود . این گروه به پرستشگاه خدای درمانگر وابسته بودند . بحث درباره تاریخ دقیق و شرایط ورود کتسیاس به دربار اردشیر هنوز پایان نیافته است . آیا شاه کتسیاس را به دلیل اطلاعات پزشکی اش به دربار دعوت کرده بود ؟ یا او را به عنوان اسیر جنگی به آنجا آورده بودند ؟ در هر حال حضورش هنگام نبرد کوناکسا ، که در پایان آن شاه به او مناصب متعدد بخشید ، مورد تایید قرار گرفته است . وی از شاه که هنگام نبرد از اسب به زمین افتاده بود مراقبت کرد . به هر حال مدعی آن بود که زخمی را که اردشیر هنگام مواجهه با کوروش صغیر برداشته بود درمان کرده است ... او تا سال 398 - 397 در دربار ماند و در آن تاریخ به موطنش بازگشت و پرسیکای خود را نگاشت . 

در حقیقت ما اطلاعات چندان زیادی درباره فعالیت پزشکی او در اختیار نداریم . خود او آشکارا ترجیح می دهد درباره نقش خود به عنوان مقرب درگاه و محرم اسرار و حتی میانجی سیاسی سخن بگوید تا پزشک . قطعه ای متاخر موید آن است که اردشیر را درمان کرده است . فوتیوس در چکیده پرسیکا اشاره کرده است که وی پزشک پروشات بوده است . کتسیاس ظاهرا با مادر اردشیر دوم بسیار نزدیک بوده است . خود او گفته است که برخی از اطلاعات خود را از مادر اردشیر کسب کرده است . و از شاه و پروشات هدایای نمادین استثنایی دریافت کرده است . وی نه تنها به سبب لاکونیا دوستی خود ، که پلوتارک آن را افشا کرده است ، بلکه به سبب نزدیکی به پروشات برای تخفیف مجازات کلءارخوس در بند مستقیما اقدام کرد . 

کتسیاس به حضور پزشک یونانی دیگری در دربار اردشیر اول به نام آپولونیدس اشاره کرده است . وی از اهالی کوس بود که به داشتن پزشکان حاذق شهرت داشت . اشاره کتسیاس به آپولونیدس ، هنگام شرح حرکت خاندان بغه بوخشه صورت گرفته است . این پزشک بر اثر درمان زخم های بغه بوخشه در نبردهایی که در داخل کاخ ها هنگام جانشینی خشایارشا جریان داشت بلندآوازه شده بود . 

بعدها شیفته بیوه بغه بوخشه ، آموتیس ، خواهر شاه شد . آموتیس به دلیل زیبایی و روابطی که خارج از چارچوب زناشویی با دیگران برقرار کرده بود ، اشتهار داشت . کتسیاس ... می نویسد : " آپولونیدس به آموتیس اظهار داشت که سلامتی خود را در صورتی باز خواهد یافت که با مردان روابطی برقرار سازد ، اما از آنجا که وی از زهدان در رنج بود... "

پس از مرگ شاهدخت ، مادرش اردشیر را واداشت که مجازات عبرت انگیزی برای پزشک مقرر کند : " به امر مادر شاهدخت ، دو ماه پزشک را در غل و زنجیر ، در عذاب و شکنجه نگاه داشتند ، سپس به کیفر مرگ آموتیس زنده زنده دفن کردند . "

اما تاریخ ظهور پزشکان یونانی در دربار هخامنشی ، به زمان سلطنت داریوش بزرگ بر می گردد . هرودوت شرح مبسوطی را به ماجراهای غریب دموکدس پزشک اختصاص داده است . دموکدس از اهالی کروتونا بود و حرفه اش را آزادانه در شهرهای مختلف بکار می بست (آیگینا ، آتن) دولتشهرهایی که او را به خدمت فرا خوانده بودند ، دستمزد او را از وجوهات عمومی پرداخت می کردند . پس از مدتی در دربار پولوکراتس ساموسی مستقر شد و پس از مرگ پولوکراتس که در پی دسیسه چینی اورویتس روی داد ، خشثرپاون ساردیس همراهان غیر ساموسی او ، از جمله بیگانگان را نزد خود نگاه داشت . بدین ترتیب وی دموکدس را ، که به بردگی افتاده بود به خدمت گرفت . پس از شکاری که در آن پای داریوش به شدت پیچ خورده بود و پزشکان مصری نتوانسته بودند او را شفا دهند ، داریوش دستور داد دموکدس را ، که آوازه اش به گوش او رسیده بود ، به نزدش آورند . با وجود بی میلی پزشک یونانی برای ماندن در دربار و سعی در کتمان حرفه اش ، سرانجام ناگزیر به مداوای بیمار عظیم الشان خود شد و پای داریوش را درمان کرد . پس از آن ، موقعیت رشک انگیزی به دست آورد ؛ چون در شوش خانه بسیار بزرگی داشت (به او عطا شده بود) و همسفره شاه (شده) بود ... او در نزد شاه شخصیت بسیار مهمی به شمار می آمد . دمل سینه آتوسا را نیز درمان کرد . کمی بعد ، داریوش او را به ماموریتی به سیسیل فرستاد . در این سفر بود که دموکدس موفق شد از شر غل و زنجیر زرین خود نجات یابد . 

به نوشته هرودوت ، داریوش از بی اطلاعی پزشکان مصری پیرامون خود ، که در فن پزشکی سرآمد همگان بودند ، برآشفت . هرودوت نوشته است که دموکدس نزد داریوش ، وساطت پزشکان مصری را کرد ، چون داریوش می خواست آنان را به چارمیخ بکشد . 

اما از این سه مثال شناخته شده نباید نتیجه گرفت که زان پس فقط اطبای یونانی از شاه و نزدیکانش مراقبت می کردند . دعوت از پزشکان مصری به مدت ها پیش بر می گردد . چون به نوشته هرودوت ، در اولین تماس های کوروش با احمس ، فرعون مصر ، فرستادن پزشکان مصری به دربار پارس پیش بینی شده بود . شاه بزرگ کحالی برای معالجه دیدگانش خواسته بود ، حاذقترین کحالی که در مصر بود . چون آوازه طبابت و اطبای مصری در تمام خاور نزدیک در دوره باستان پیچیده بود . در طبابت مصری انواع تخصص ها وجود داشت . علاقه داریوش به پزشکان مصری تضعیف نشده بود . چون در حدود سال 519 اوجاهوررس نت را به مصر فرستاد . این شخص پس از گرویدن به کمبوجیه ، در راه بازگشت به ایران با او همراه شده بود و بعدها در عیلام در دربار داریوش اقامت گزیده بود . ماموریت او احیای مکتب ساءیس ، مرکز شناخته شده مطالعات پزشکی در مصر بود . در بعضی از کتیبه هایی که از او به جا مانده اند و به زمان سلطنت کمبوجیه و داریوش تعلق دارند ، عنوان رءیس الاطبا را دارد . با وجود سکوت منابع در مورد این امر و جهتگیری بسیار شدید منابع یونانی ، دلایل کافی بر این فرض وجود دارد که روابط پزشکان مصری با دربار شاهان بزرگ (هخامنشی) ادامه داشته است . 

در یگانه شاهدی که در مورد مداوای زخمی در نبرد در دست داریم ، سربازان با نهادن مرهمی که از مرمکی درست شده است بر زخم ساق پای یکی از همتایان خود و بستن آن با پارچه های بسیار لطیفی که از الیاف نخی بافته شده است ، از او مراقبت می کنند . نوع درمان انتخاب شده (مر ، پارچه لطیف نخی) رنگ مصری دارد ، اما ما را به یاد صحنه ای نیز می اندازد که بر یک پلاک زر سکایی بازنمایی شده است . 

یاید بپذیریم که اسناد موجود درباره بیماری های شایع اطلاعاتی در اختیار ما نمی نهند . در اینجا فقط اطلاعاتی را که هرودوت درباره طاعون انتقال داده است نقل می کنیم :

" اگر یکی از پارسیان مبتلا به جذام یا بیماری سفید باشد به شهر نمی آید و با پارسیان دیگر معاشرت نمی کند . آنان معتقدند که چون گناهی را نسبت به خورشید مرتکب شده است ، به این دردها گرفتار شده است . آنان هر بیگانه ای که مبتلا به این نوع بیماری ها شود به خارج از سرزمین خود می فرستند ؛ و کبوتر سفید را به همین دلیل نابود می کنند . "

قطعه ای از کتسیاس این اطلاعات را تایید می کند . کتسیاس پزشک هنگام شرح تبعید بغه بوخشه در ساحل خلیج فارس چنین تصریح کرده است :

" بغه بوخشه ، پس از آنکه پنج سال را در تبعید گذراند ، خود را به شکل یک جذامی یا پیساگاس درآورد و گریخت . "

این واژه (پیساگاس) در پارس معرف جذامیان است که کسی نمی تواند به آنان نزدیک شود . این متون به طور ضمنی مبین آن است که در پارس مقرراتی درباره بعضی از بیماری های واگیردار ، که کیفر الهی تلقی می شد ، وجود داشته است . " (1)


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 411 - 408


" ... هرودوت با شرح داستان جالب دموکدس حکیم ، که پیچ خوردگی پای شاه را درمان کرد ، همین نکته را به خوانندگانش می فهماند . (دموکدس) یونانی را به نزد زنان فرستادند :

" هر یک از آنان ، جامی را در صندوقچه ای که طلایش را در آن می نهاد ، فرو برد و از آن چنان عطیه باارزشی گرفت و به دموکدس بخشید که اسکیتون خادم که پشت سر پزشک می آمد از استاترهایی که از جام فرو افتاده بود ، زر فراوان بدست آورد . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 487



توضیح :


پروفسور برایان ، مطالعات گسترده ای درباره هخامنشیان داشته و به منابع بسیار و دست اولی دسترسی داشته است . ایشان در کتاب امپراتوری هخامنشی برای هر پاراگراف یا جمله ، یک تا چند سند دست اول ذکر کرده است ؛ که نشان دهنده اینست که چقدر سطح مطالعات و منابعش گسترده است . در این کتاب به امپراتوری هخامنشی از ابعاد مختلف و با توجه دقیق به جزءیات پرداخته شده است . در بخشی از کتاب که مربوط به موضوع پزشکان دربار هخامنشی است ، تحت عنوان " پزشکان دربار " فقط مطلبی که در بالا شاهد هستید (اولین مطلب) آورده شده است . یعنی هیچ اثری از پزشکان ایرانی نیست . بنظر می رسد در دربار هخامنشی یا در سرزمین پارس ، ایرانی پزشکی وجود نداشته است ؛ یا اگر هم در سرزمین پارس بوده ، آنقدر متبحر نبوده که در دربار هخامنشی بکار گرفته شود . با توجه به اینکه هخامنشیان در مناصب مختلف ، خصوصا دربار ، تمرکز ویژه ای بر استخدام پارسیان و اقوام ایرانی داشته اند و برای آنها اولویت شدیدی در انتصاب ها قاءل می شده اند و با توجه به اینکه از پزشکان مصری و یونانی در دربار به وفور استفاده شده و نامشان هم در تواریخ آمده ، باید گفت به احتمال بسیار ، پزشک ایرانی در کار نبوده ؛ وگرنه دربار هخامنشی از پزشکان یونانی و مصری استفاده نمی کرد . 

اتفاق دیگری که این باور را در ما بسیار تقویت می کند مطلب دوم است (که بخشی از آن در مطلب اول نیز ذکر شده است) . به بخشی از آن دقت کنید :

" پس از شکاری که در آن پای داریوش به شدت پیچ خورده بود و پزشکان مصری نتوانسته بودند او را شفا دهند ، داریوش دستور داد دموکدس را ... به نزد او آورند . "

دقت کنید ؛ هیچ اثری از پزشک ایرانی نیست . فقط حرف از پزشک مصری و یونانی است . 

برای درمان یک پیچ خوردگی ساده ، به پزشک مصری و یونانی نیاز بوده است . اگر پزشک ایرانی در کار بود سراغ او را می گرفتند و او آن را درمان می کرد و نیازی به توسل به پزشک مصری و یونانی نبود . 

و اتفاقی که این باور (نبودن پزشک ایرانی در هخامنشی) را بیشتر تقویت می کند سطح پاداش عظیمی است که برای این عمل ساده ، به پزشک یونانی می دهند و سطح مجازات عظیمی که برای پزشکان مصری در نظر می گیرند. مجددا به متن اول و دوم مراجعه کنید و پاداش دموکدس و مجازات پزشکان مصری را توجه کنید . برای چنین معالجه ساده ای خیلی بزرگ است . مسلما اگر پزشک ایرانی در کار بود آنرا درمان می کرد و نیازی به صرف هزینه هنگفت برای درمان چنین عمل ساده ای نبود . 


ناگفته نماند که بخشی به نام " مغان ، گیاهان و سنگ هایشان " در صفحه 411-414 کتاب آمده ، که در آن ، اثری از پزشک نیست ؛ بلکه صرفا چیزی در حد گیاهان دارویی و امثالهم است . 


در هر حال ، اگر - به احتمال بعید - کسی توانست بصورت مستند (سند دار) نشان دهد که اقوام ایرانی در زمان هخامنشی یا دربار هخامنشی ، پزشک ایرانی داشته اند ، با ذکر نام پزشک و سند ، به ما اطلاع دهد تا به مطلب اضافه کنیم . 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357


منبع : باستانهخامنشیان (139) : پزشکی در عصر هخامنشی : نام هیچ پزشک ایرانی در کار نیست ؛ همگی یونانی و مصری بوده اند
برچسب ها : پزشک ,دربار ,مصری ,پزشکان ,یونانی ,داریوش ,پزشکان مصری ,پزشک ایرانی ,پزشک یونانی ,پزشک مصری ,پزشکان دربار ,ترجمه ناهید فروغان ,مصری نتوانسته بود

هخامنشیان (120) : شاهان هخامنشی حرام زاده بودند ؟ (ادعای از نسل کوروش بودن ، ننگ است یا افتخار ؟)

:: هخامنشیان (120) : شاهان هخامنشی حرام زاده بودند ؟ (ادعای از نسل کوروش بودن ، ننگ است یا افتخار ؟)

شاهان هخامنشی ، حرام زاده بودند ؟


هخامنشیان (بخش120)


همانطور که می دانیم شاهان هخامنشی (از کوروش بگیر تا شاهان دیگر) با محارم خود ازدواج می کردند . ازدواج با محارم ، حرام و زنا ؛ و فرزندان حاصله ، حرام زاده اند . برخی - یا اکثر - شاهان هخامنشی ، حاصل چنین ازدواجی بوده اند . 


مطالب مرتبط :


1 . " در روایتی ، کتزیاس آورده است که کورش پس از غلبه بر ماد اسپیتاماس را کشت و زن او را که آمیتیس نام داشت، تصرف کرد. آمیتیس دختر آستیاگ و خواهر ماندانا و خاله کورش بود. "

منبع : تاریخ کتزیاس (خلاصه فوتیوس)، ترجمه کامیاب خلیلی، تهران، 1380، ص 19 


2 . " کورش در حمله به هگمتانه آمیتیس دختر آخرین پادشاه ماد را به اسارت میگیرد و بوسیله آن شاه ماد را وادار به تسلیم میکند بعد به زور با آمیتیس که خاله خود کورش هم بود همبستر می شود. "

منبع : تاریخ کمبریج صفحه ۲۴۰نوشته ایلیا گرشویچ ترجمه بهرام شالگونی انتشارات جامی 


3 . ازدواج هخامنشیان با محارم خود (توضیح در لینک زیر) :

 https://goo.gl/htSuLL 


4 . ازدواج با محارم ، میان هخامنشیان (توضیح در لینک زیر) :

 https://goo.gl/zxY87w


5 . " کوروش بنیانگذار ازدواج با محارم در ایران باستان بود. او شوهرخاله خود را کشت تا با خاله اش (دختر آستیاگ) ازدواج کند . "

(خلاصه فوتیوس از تاریخ کتزیاس، کتاب ۲، بند ۵، ترجمه کامیاب خلیلی) 

6 . " و پسرش کمبوجیه را وادار کرد همچون یهودیان (علیرغم زشتی آن در عرف ایرانیان) با خواهرانش آتوسا و رکسانا ازدواج کند! " 

( هرودت، تاریخ، کتاب سوم، بند31 و شهبازی، کورش بزرگ، ص412 تا 414 )

https://goo.gl/SJoQXk 


7 . استاد غیاث آبادی : 

" ازدواج با محارم در زمان کوروش در خاندان سلطنتی رایج بود " :

 http://ghiasabadi.com/genghis-khan-cyrus.html


8 . ازدواج با محارم در میان هخامنشیان :

 https://goo.gl/zxY87w


9 . " ... فرزندانی که از همسر زاده می شدند ، مشروع به شمار می آمدند ، ولی فرزندان همبستر (1) ، نامشروع تلقی می شدند . در اصل ، تنها فرزندان مشروع هستند که در دایره تنگ وراث احتمالی قرار می گیرند . جانشین اردشیر اول استثنای مهمی بر این قاعده است ؛ چون از داماسپیا ، همسر او فقط یک پسر قانونی به نام خشایارشا(ی دوم) مانده بود و دیگران مرده بودند . وقتی خشایارشای دوم اندکی بعد به قتل رسید ، بین چند فرزند نامشروع که از زنان بابلی شاه بودند ، رقابت درگرفت ... "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 431 - 429


1 . همبستر در این کتاب به معنای زنان غیرعقدی و نامشروع شاهان هخامنشی است .


#ادعای_از_نسل_کوروش

#و_از_نسل_داریوش_بودن

#افتخار_است_یا_ننگ؟


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (120) : شاهان هخامنشی حرام زاده بودند ؟ (ادعای از نسل کوروش بودن ، ننگ است یا افتخار ؟)
برچسب ها : ازدواج ,محارم ,شاهان ,کورش ,کوروش ,هخاان ,حرام زاده ,ترجمه کامیاب ,میان هخاان ,خلاصه فوتیوس ,دختر آستیاگ

هخامنشیان (383) : شرابخواری (نجسخواری) اردشیر اول هخامنشی

:: هخامنشیان (383) : شرابخواری (نجسخواری) اردشیر اول هخامنشی

شرابخواری (نجس خواری) اردشیر اول هخامنشی


هخامنشیان (بخش383)


" ... اردشیر اول در سال 444 ساقی یهودی خود ، نحمیا ، را به اورشلیم فرستاد و کارگزاری یهودا را به او داد . تورات در این باره گزارشی ... دارد . داستان در حرمسرای کاخ در شوش روی می دهد . شاهنشاه مشغول میگساری بود . در کنار او یکی از زنان حرمسرا نشسته بود . نحمیا جام زرین را برگرفت و آن را لبالب به اردشیر داد . ساقیان شهریاران ایران همیشه جوانانی بودند بس زیبا و اغلب خواجه ، تا بتوانند در خدمت بانوان نیز باشند (1) . همین گونه که در این گزارش می بینیم ساقیان وظیفه داشتند نخست شراب را بچشند ، تا مبادا آمیخته با سم باشد ... "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، ص 246


1 . احتمالا منظور از خواجه ، در اینجا اخته است . آخر ، اخته کردن خدمتکاران مرد در دربار هخامنشی ، مرسوم بوده است . 


مطالب مرتبط :


عدالت (!) هخامنشی : اخته ی پسران بی گناه ، و اسیر و تبعید دختران بی گناه ، بخاطر گناه دیگران (یا بهتر است بگوییم بخاطر استقلال طلبی دیگران) :

 https://goo.gl/1lGuL8 

اخته و برده کردن مداوم و مستمر خیل جوانان بی گناه برای خدمت در زمان هخامنشیان و نیز در دربار هخامنشی :

 https://goo.gl/10DQ4y 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (383) : شرابخواری (نجسخواری) اردشیر اول هخامنشی
برچسب ها : اخته ,اردشیر ,گناه ,هخاان

هخامنشیان (383) : شرابخواری (نجسخواری) اردشیر اول هخامنشی

:: هخامنشیان (383) : شرابخواری (نجسخواری) اردشیر اول هخامنشی

شرابخواری (نجس خواری) اردشیر اول هخامنشی


هخامنشیان (بخش383)


" ... اردشیر اول در سال 444 ساقی یهودی خود ، نحمیا ، را به اورشلیم فرستاد و کارگزاری یهودا را به او داد . تورات در این باره گزارشی ... دارد . داستان در حرمسرای کاخ در شوش روی می دهد . شاهنشاه مشغول میگساری بود . در کنار او یکی از زنان حرمسرا نشسته بود . نحمیا جام زرین را برگرفت و آن را لبالب به اردشیر داد . ساقیان شهریاران ایران همیشه جوانانی بودند بس زیبا و اغلب خواجه ، تا بتوانند در خدمت بانوان نیز باشند (1) . همین گونه که در این گزارش می بینیم ساقیان وظیفه داشتند نخست شراب را بچشند ، تا مبادا آمیخته با سم باشد ... "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، ص 246


1 . احتمالا منظور از خواجه ، در اینجا اخته است . آخر ، اخته کردن خدمتکاران مرد در دربار هخامنشی ، مرسوم بوده است . 


مطالب مرتبط :


عدالت (!) هخامنشی : اخته ی پسران بی گناه ، و اسیر و تبعید دختران بی گناه ، بخاطر گناه دیگران (یا بهتر است بگوییم بخاطر استقلال طلبی دیگران) :

 https://goo.gl/1lGuL8 

اخته و برده کردن مداوم و مستمر خیل جوانان بی گناه برای خدمت در زمان هخامنشیان و نیز در دربار هخامنشی :

 https://goo.gl/10DQ4y 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (383) : شرابخواری (نجسخواری) اردشیر اول هخامنشی
برچسب ها : اخته ,اردشیر ,گناه ,هخاان

هخامنشیان (351) : داریوش هخامنشی زرتشتی ، کافران و مشرکان را تقویت می کرد

:: هخامنشیان (351) : داریوش هخامنشی زرتشتی ، کافران و مشرکان را تقویت می کرد

داریوش ، کافران و مشرکان را تقویت می کرد 


هخامنشیان (بخش351)


" ... داریوش در میهن خود پارس ابایی نداشت که بطور مرتب برای پریستاران (=روحانیون) معابد کافران ، خیرات دولتی بفرستد . از آن میان برای خدایان ایلامی هومبان و سیموت و یا اداد ، خدای بابلی توفان .

... عطیه های شاهنشاه ، بسته به نیاز ، عبارت بودند از جو ، آرد ، خرما ، انجیر ، شراب یا آبجو . "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، ص 221


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (351) : داریوش هخامنشی زرتشتی ، کافران و مشرکان را تقویت می کرد
برچسب ها : داریوش ,کافران

هخامنشیان (390) : برده داری در عصر هخامنشی / داریوش سوم دست کم 329 برده ی زن داشت

:: هخامنشیان (390) : برده داری در عصر هخامنشی / داریوش سوم دست کم 329 برده ی زن داشت

برده داری در عصر هخامنشی / داریوش سوم دست کم 329 برده ی زن داشت


هخامنشیان (بخش390)


" ... اسکندر (پس از نبرد دوم با داریوش سوم) ، پارمنیون را به دمشق فرستاد . او به طور اتفاقی به نزدیکان شاهنشاه (=داریوش سوم) دست یافت . پارمنیون گزارش داد :

" من بر این کسان دست یافتم : 

329 کنیز که خنیاگران داریوش بودند ؛

46 مرد ، که فقط تاج گل ها و جام ها را برای بزم ها تهیه می کردند ؛

277 آشپز ،

27 پادوی آشپزخانه ،

13 قناد ،

17 نفر فراهم کننده ی آبمیوه 

و علاوه بر اینها 70 نفر شراب صاف کن ،

و 40 عطار ... "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، ص 257


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (390) : برده داری در عصر هخامنشی / داریوش سوم دست کم 329 برده ی زن داشت
برچسب ها : داریوش ,برده ,برده داری

هخامنشیان (390) : برده داری در عصر هخامنشی / داریوش سوم دست کم 329 برده ی زن داشت

:: هخامنشیان (390) : برده داری در عصر هخامنشی / داریوش سوم دست کم 329 برده ی زن داشت

برده داری در عصر هخامنشی / داریوش سوم دست کم 329 برده ی زن داشت


هخامنشیان (بخش390)


" ... اسکندر (پس از نبرد دوم با داریوش سوم) ، پارمنیون را به دمشق فرستاد . او به طور اتفاقی به نزدیکان شاهنشاه (=داریوش سوم) دست یافت . پارمنیون گزارش داد :

" من بر این کسان دست یافتم : 

329 کنیز که خنیاگران داریوش بودند ؛

46 مرد ، که فقط تاج گل ها و جام ها را برای بزم ها تهیه می کردند ؛

277 آشپز ،

27 پادوی آشپزخانه ،

13 قناد ،

17 نفر فراهم کننده ی آبمیوه 

و علاوه بر اینها 70 نفر شراب صاف کن ،

و 40 عطار ... "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، ص 257


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (390) : برده داری در عصر هخامنشی / داریوش سوم دست کم 329 برده ی زن داشت
برچسب ها : داریوش ,برده ,برده داری

هخامنشیان (185) : اعتراف داریوش هخامنشی به غصب سرزمین ها " با جنگ و خونریزی "

:: هخامنشیان (185) : اعتراف داریوش هخامنشی به غصب سرزمین ها " با جنگ و خونریزی "

اعتراف داریوش هخامنشی به غصب سرزمین ها " با جنگ و خونریزی "


هخامنشیان (بخش185)


" ... بر استل تل المسخوته ، دو شاخه نیل زیر قرص بالدار مصری بازنمایی شده است . خدایان با این عبارات ، داریوش را مخاطب قرار داده اند : " من به تو تمام اراضی ، تمام سرزمین های فرمانبردار ، تمام سرزمین های بیگانه ، تمام کمان ها را می بخشم ... من به تو اجازه ظهور چون شاه مصر علیا و سفلا را می دهم ... " داریوش " زاده نیت ، فرمانروای ساءیس : تصویر رع ، آنکس که رع او را بر تخت خود نشانده است تا آنچه را او آغاز کرده است کامل نماید " اعلام شده است . 

متن هیروگلیف عناوین پارسی داریوش را تکرار می کند : " شاه بزرگ ، شاه شاهان " . به او چون " شاه شاهان ، پسر ویشتاسپ ، هخامنشی " نیز درود فرستاده شده است . همچنین است نوشته های پیکره ی داریوش در شوش ، هر چند ویشتاسپ بر آن تحت نام " پدر - یک - خدا " مصری شده است . یک نوشته ی سه زبانه (پارسی ، عیلامی ، اکدی) بر لبه ی چپ جامه سلطنتی همان پیکره دیده می شود : 

" این است پیکره ی سنگی ای که داریوش شاه دستور ساخت آن را در مصر داده است تا کسی که در آینده آن را خواهد دید بداند که مرد پارسی مصر را تسخیر کرده است . "

این سخنان تکبرآمیز درباره سلطه ای که به زور سلاح برقرار شده است هیچ تردیدی درباره ویژگی پارسی فرمانروای جدید باقی نمی نهد . این سخنان واژه هایی را تداعی می کند که به فرمان داریوش بر نقش رستم حک شده بود . داریوش در این کتیبه به تلویح فرد نامعینی را مخاطب قرار داده است :

" به پیکره هایم بنگر که سریرم را می برند ... تا بدانی که نیزه ی جنگجوی پارسی (=هخامنشیان) تا دوردست رفته است . تا بدانی که جنگجوی پارسی (=هخامنشیان) دور از پارس جنگیده است . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 751 - 750


تذکر :

1 . این کتیبه ها به دستور خود داریوش ساخته می شد و سخنان خود اوست . 

2 . همانطور که قبلا هم گفتیم داریوش به سبب آنکه حکومت هخامنشی (و خودش) دیکتاتوری و زورکی بوده ، و با بحران مشروعیت روبرو بود ، تلاش می کرد با انواع روش های تبلیغاتی ، حکومت خود را مشروع و الهی جلوه دهد ؛ که سخنانی که دستور داده در کتیبه های مختلف ، 'خطاب به خودش' یا 'درباره حکومت خودش' بنویسند نیز در همین راستاست . منجمله جملات اول این متن که به خدایان نسبت داده : 

" من به تو تمام اراضی ، تمام سرزمینهای فرمانبردار ، تمام سرزمینهای بیگانه ، تمام کمانها را می بخشم ... (الی آخر) "


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (185) : اعتراف داریوش هخامنشی به غصب سرزمین ها " با جنگ و خونریزی "
برچسب ها : داریوش ,تمام ,پارسی ,داده ,پیکره ,سرزمین ,جنگجوی پارسی ,پارسی هخاان ,تمام سرزمینهای ,تمام سرزمین ,تمام اراضی ,جنگجوی پارسی هخاان

هخامنشیان (425) : برده داری در عصر هخامنشی / اعضای گارد جاویدان ده هزار نفری هم برده ی زن داشتند

:: هخامنشیان (425) : برده داری در عصر هخامنشی / اعضای گارد جاویدان ده هزار نفری هم برده ی زن داشتند

برده داری در عصر هخامنشی / اعضای گارد جاویدان ده هزار نفری هم برده ی زن داشتند 


هخامنشیان (بخش425)


" ... از زمان کوروش بزرگ (559 - 530) هخامنشیان صاحب سپاه ثابتی بوده اند به نام "جاودانان" که متشکل از ده هزار نفر بوده است . این گارد از این رو جاویدان نامیده می شد که در صورت بیماری ، زخمی شدن و یا مرگ یکی از اعضا ، بی درنگ کسی از ذخیره ها جای او را می گرفت . از این رو ، ده هنگی که نیروی ثابت گارد جاویدان هخامنشیان بوده اند ، همواره جانشین نیز داشتند ...

افراد گارد ده هزار نفری جاویدان و هنگ گارد سواره تشکیل نخبگان سپاه هخامنشی را می دادند ...

اگر بخواهیم بر اساس نگاره های مسطح تخت جمشید و شوش داوری کنیم ، در گارد ، علاوه بر پارس ها ، مادها ، و ایلامی ها هم حضور داشتند . گاردی ها لباس و سلاح فاخری داشتند . زینت زرین و گرانبهای خود را ، که از سوی شاهنشاه به عنوان نشان دریافت می کردند ، حتی هنگام نبرد نیز از خود دور نمی کردند . هنگامی که تمیستوکلس ، دریاسالار فاتح یونانی در سالامیس از کنار اجسادی می گذشت که امواج دریا به ساحل آورده بود ، از دیدن بازوبندها و گردن بندهای زرین کشته شدگان گارد پارسی شگفت زده شد . جیره ی افراد گارد مستقل از سایر سپاهیان بود . گارد تدارکات ویژه ی خود را داشت که بر شترها و دیگر حیوانات باری حمل می شد . افراد گارد کنیزکان (=بردگان زن) و خدمتکاران کاملا مجهز خود را سوار بر گردونه ها به همراه داشتند ... (1)"


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، صص 324 - 323


1 . معلوم نیست هر نفر از گارد ده هزار نفری ، چند برده ی زن داشته است ؛ اما اگر حداقل حساب کنیم (نفری یک برده ی زن) ، گارد جاویدان به تنهایی ده هزار زن را برده کرده بوده است ؛ و این یک فاجعه حقوق بشری است . آنوقت عده ای ساده لوح به تاسی از اشرف پهلوی فاسد و جنایتکار ، به منشور بت پرستی و تبلیغاتی کوروش می گویند "منشور حقوق بشر !" و یا به کوروش می گویند "ملغی کننده بردگی !"


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (425) : برده داری در عصر هخامنشی / اعضای گارد جاویدان ده هزار نفری هم برده ی زن داشتند
برچسب ها : گارد ,برده ,هزار ,جاویدان ,داشتند ,نفری ,هزار نفری ,گارد جاویدان ,افراد گارد ,اعضای گارد ,برده داری

هخامنشیان (404) : ویژگی های اصلی دیوان اداری هخامنشی ، ارثیه ای ایلامی

:: هخامنشیان (404) : ویژگی های اصلی دیوان اداری هخامنشی ، ارثیه ای ایلامی

ویژگیهای اصلی دیوان اداری هخامنشی ، ارثیه ای ایلامی


هخامنشیان (بخش404)


" ... ویژگیهای اصلی دیوان اداری هخامنشی ، ارثیه ای ایلامی است . "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، ص 294


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (404) : ویژگی های اصلی دیوان اداری هخامنشی ، ارثیه ای ایلامی
برچسب ها : ایلامی ,ارثیه ,اداری ,دیوان ,اصلی ,دیوان اداری ,اصلی دیوان ,ویژگیهای اصلی ,اصلی دیوان اداری

هخامنشیان (203) : بهره گیری خشایارشا از روش تبلیغاتی پدر و جدش در مشروعیت دادن به حکومت خود

:: هخامنشیان (203) : بهره گیری خشایارشا از روش تبلیغاتی پدر و جدش در مشروعیت دادن به حکومت خود

بهره گیری خشایارشا از روش تبلیغاتی و عوام فریبانه پدرش (داریوش) و جدش (کوروش) در مشروعیت بخشیدن به حکومت خود


هخامنشیان (بخش203)


قبلا ذکر کردیم (و در منشور و کتیبه های هخامنشی آمده است) که کوروش و داریوش برای حل بحران مشروعیت حکومت دیکتاتوری خود (حکومت هخامنشی) و پذیرش راحت تر آن (=دیکتاتوری هخامنشی) توسط مردم سرزمین ها از روش تبلیغاتی متصل کردن خود به اهورامزدا و مردوک -  که کوروش و بسیاری از مردم بابل آن را خدای خود می دانستند - استفاده کردند . در قسمتهای قبل به این موارد و اسنادشان اشاره کردیم .

باید بدانیم که خشایارشا هم از این حیله پدر و جدش برای تحمیل حکومت دیکتاتوری خود بر مردم استفاده کرده است : 


" ... خشایارشا در کتیبه ای معروف (XPf) به انتخاب پدرش اشاره می کند . وی پس از آنکه به جلوس پدر به تخت سلطنت در زمانی که ویشتاسپ و ارشامه زنده بودند ، اشاره می کند :

»خشایارشا گوید : داریوش را پسران دیگر بود ؛ به خواست اهورامزدا ، پدرم داریوش ، مرا پس از خود بزرگترین (مثیشته) ساخت . آن هنگام که پدرم تخت را ترک گفت ، به خواست اهورامزدا ، من بر تخت پدرم شاه شدم .» "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 813 


#دیکتاتوری_هخامنشی

#فریب_مردم_توسط_هخامنشیان_با_اعمال_تبلیغاتی_و_منتسب_کردن_حکومت_و_انتصاب_خود_به_خدا

#عوام_فریبی_توسط_هخامنشیان

#هخامنشیان_خود_را_نماینده_خدا_بر_زمین_میشمردند


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (203) : بهره گیری خشایارشا از روش تبلیغاتی پدر و جدش در مشروعیت دادن به حکومت خود
برچسب ها : حکومت ,هخاان ,دیکتاتوری ,مردم ,داریوش ,تبلیغاتی ,توسط هخاان ,خواست اهورامزدا ,حکومت دیکتاتوری ,گیری خشایارشا ,بهره گیری

هخامنشیان (88) : خواهر شاه هخامنشی ، زناکار بود

:: هخامنشیان (88) : خواهر شاه هخامنشی ، زناکار بود

خواهر شاه هخامنشی، زناکار بود


هخامنشیان (بخش88)


" کتسیاس به حضور پزشک یونانی دیگری در دربار اردشیر اول به نام آپولونیدس اشاره کرده است . وی از اهالی کوس بود که به داشتن پزشکان حاذق شهرت داشت . اشاره کتسیاس به آپولونیدس ، هنگام شرح حرکت خاندان بغه بوخشه صورت گرفته است . این پزشک بر اثر درمان زخم های بغه بوخشه در نبردهایی که در داخل کاخ ها هنگام جانشینی خشایارشا جریان داشت ، بلندآوازه شده بود . بعدها شیفته ی بیوه ی بغه بوخشه ، آموتیس ، خواهر شاه شد . آموتیس به دلیل زیبایی و روابطی که خارج از چارچوب زناشویی با دیگران برقرار کرده بود ، اشتهار (=شهرت) داشت ... 

کتسیاس ... می نویسد :

" آپولونیدس به آموتیس اظهار داشت که سلامتی خود را در صورتی باز خواهد یافت که با مردان روابطی برقرار سازد ... "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 409


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (88) : خواهر شاه هخامنشی ، زناکار بود
برچسب ها : آموتیس ,بوخشه ,آپولونیدس ,کتسیاس ,خواهر ,شهرت داشت

هخامنشیان (293) : پاسارگاد : جایگاه پاییدن دزدها / افتخار باستانگرایان به اسامی عجق وجق ایران باستان

:: هخامنشیان (293) : پاسارگاد : جایگاه پاییدن دزدها / افتخار باستانگرایان به اسامی عجق وجق ایران باستان

پاسارگاد : جایگاه پاییدن دزدها


هخامنشیان (بخش 293)


" ... نام پاسارگاد که بعدها پایتخت کوروش بزرگ شد ، یعنی " پاثرگدا " ، یک نام مادی است و نه پارسی و معنای آن "جایگاه پاییدن دزدها"ست . 


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی ، چاپ دوم ، ص 65


تذکر :

در عجبم که بعضی افراد باستانگرا ، چطور بدون اندکی تحقیق ، براحتی اسم پاسارگاد را بر روی موضوعات مختلف - منجمله شرکت و مغازه و ... - می گذارند و به این عمل خود افتخار هم می کنند !!! 

بدتر از آن اینکه ، تمام اسم های ایران باستان را برتر از تمامی اسم های اشخاص و زبان ها و اقوام و کشورهای دیگر می دانند و این تفکر بچگانه را به دوستان خود نیز پیشنهاد می دهند ؛ در عین حال به تحقیر و تمسخر اسامی در زبانهای دیگر می پردازند (حتی نام پیامبران خدا و اولیاءالله) . این در حالی است که نه معنای درست اسم آنها را می دانند و نه معنای درست اسم موردنظر خود را . 

طی مدتی که با باستانگرایان آشنا شده و اراجیفشان را شنیده ام ، از این موارد ، زیاد دیده ام . جالب آنست که باستانگرایان و کوروش پرستان ، بی ادب ترین افراد نیز هستند . 

مواضع آنها سرشار از جهالت و تعصب جاهلی است . 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357 

منبع : باستانهخامنشیان (293) : پاسارگاد : جایگاه پاییدن دزدها / افتخار باستانگرایان به اسامی عجق وجق ایران باستان
برچسب ها : پاسارگاد ,باستانگرایان ,معنای ,پاییدن ,جایگاه ,دزدها ,جایگاه پاییدن ,پاییدن دزدها ,معنای درست ,ایران باستان ,پاسارگاد جایگاه ,جایگاه پاییدن دز

هخامنشیان (51) : داریوش و کیفر کسانی که مطیع او نباشند

:: هخامنشیان (51) : داریوش و کیفر کسانی که مطیع او نباشند

داریوش : اقوامی که نافرمانی کردند را بسیار کیفر دادم ! 


هخامنشیان (بخش51)


 " ... قانون شاه ، چنانکه داریوش آن را در گاه (زمان) سخن گفتن از بیست و سه سرزمین تحت انقیاد ، که وی نامشان را بر شمرده است ، تعریف می کند : 

" این اقوام که به نیروی اهورامزدا (1) از آن من شدند «بنده های» من گشتند ، باجشان را به من دادند ، هر چه به آنان بگفتم شب چون روز بکردند . داریوش شاه گوید : در این سرزمین ها آن را که فرمان ببرد ، بسیار پاداش بدادم ؛ آن را که نافرمان بود بسیار کیفر بدادم (2) ... "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 191


1 . داریوش برای اعتبار بخشیدن به اعمالش ، و توجیه اقداماتش (منجمله جنایاتش) و فریب مردم ، همیشه متوسل به نام " اهورامزدا " می شود !

2 . نوع کیفرها هم که در قسمتهای قبل آوردیم ؛ از اعدام بگیر تا بریدن گوش و بینی و درآوردن چشم و زنده زنده پوست کندن و تیر در مقعد فرو بردن و ...


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (51) : داریوش و کیفر کسانی که مطیع او نباشند
برچسب ها : داریوش ,بسیار کیفر

هخامنشیان (228) : خشایارشای هخامنشی ، فرزندان حرام زاده داشت

:: هخامنشیان (228) : خشایارشای هخامنشی ، فرزندان حرام زاده داشت

خشایارشای هخامنشی ، فرزندان حرام زاده داشت


هخامنشیان (بخش228)


" ... خشایارشا علاوه بر پسران نامشروع 

(ر . ک هرودوت ، کتاب 8 ، بند 103 ؛

دیودوروس ، کتاب 11 ، فصل 60 ، بند 5)

سه پسر دیگر داشت که می توان فرض کرد از آمستریس زاده شده بودند ، زیرا وجود هیچ زن رسمی دیگری در زندگی او مورد تایید قرار نگرفته است ... "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 889 - 888


#زناکاری_هخامنشیان

#فرزندان_حرامزاده_هخامنشیان

#فرزندان_ولدالزنای_هخامنشیان

#فرزندان_حرامزاده_خشایارشای_هخامنشی


#ادعای_از_نسل_کوروش

#و_از_نسل_داریوش_بودن

#افتخار_است_یا_ننگ؟


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (228) : خشایارشای هخامنشی ، فرزندان حرام زاده داشت
برچسب ها : هخاان ,فرزندان ,خشایارشای ,زاده ,هخاان فرزندان ,فرزندان حرامزاده ,زاده داشت ,حرام زاده ,فرزندان حرام ,هخاان فرزندان حرامزاده

هخامنشیان (182) : نقش داریوش هخامنشی در ساخت معابد شرک و بت پرستی و ترویج شرک و بت پرستی

:: هخامنشیان (182) : نقش داریوش هخامنشی در ساخت معابد شرک و بت پرستی و ترویج شرک و بت پرستی

نقش داریوش هخامنشی در ساخت معابد بت پرستی و شرک ، و ترویج شرک و بت پرستی


هخامنشیان (بخش182)


" داریوش در معبد هیبیس الخرقه :

فعالیت داریوش در مقام سازنده در چندین مکان در مصر قابل تشخیص است : در الکعب ، پرستشگاه امپراتوری مصر علیا که در آن هوروس جدید ، فرعون ، تاج سفید را دریافت می کرد . این معبد به دست داریوش بازسازی شد . بر وزنه ای که در کرنک یافت شده است ، شاه به صفت " محبوب هروءریس " ، که فرمانروای مصر علیاست ، متصف شده است . بر تکه ای از اثاث آیین پرستش نوشته ای به نام داریوش دیده می شود . به تازگی در همان پرستشگاه سنگ استوانه ای ستون توکاری یافت شده است که بر آن این عبارت حک شده است : " آن کس که مناسک را بجا می آورد ، شاه مصر علیا و سفلا ، داریوش " .

حضور داریوش در واحه الخرقه که در حدود 200 کیلومتری غرب دره نیل بر بلندی الاقصر قرار گرفته است ، بسیار با اهمیت است . در آنجا معبدی از نوع مصری ، دست نخورده ، متعلق به امپراتوری جدید تا دوران بطالسه یافت شده است . این یگانه معبد شناخته شده ی متعلق به این دوره است . کارهای نخستین توسط آخرین فراعنه سلسله ساءیتی و اقدامات اصلی در زمان داریوش انجام شده است . این پرستشگاه که با تصویر صدها خدای مصری تزیین شده است در درجه اول به آمون - رع تقدیم شده است . داریوش در این پرستشگاه در چند جا به صورت فرعونی با تاج ها و صفات معمول فراعنه در حال اهدای پیشکش های گوناگون (کندر ، شراب ، آب ، کشتزار) به خدایان و الهگان پانتءون مصری نقش شده است . سرودی برای آمون و یک سرود برای خورشید نوشته شده است که شاه می بایست آنها را طی تشریفاتی بخواند . به داریوش چنین درود فرستاده اند : " صاحب افسرها ، پسر آمون ، برگزیده ی رع ...هوروس زیرین " فرمانروای این سرزمین ، محبوب تمام خدایان و الهگان مصر " ، خدای مصر علیا و سفلا ، " شعاع رع " ، پسر آن رع که داریوش را که تا ابد بپایاد ، دوست می دارد . محبوب آمون - رع ، فرمانروای هیبیس ، خدای بزرگ آکنده از توانمندی که تا ابد بپایاد . "

بر دیوار بیرونی ، چند کتیبه کار داریوش را در مقام سازنده بزرگ می دارند . آمون - رع خشنودی خود را چنین اعلام می دارد :

" قرص آمون - رع با نیرویی زنده صبحگاهان بیدار شد . دو سرزمین را با شکوه دیدگانش افروخت ... خدایان به وجد آمدند . او تالارهای ارزشمند ، با شکوه و پر آسایش معبدش را دید . هیچ شهریاری به بزرگی شاه مصر علیا و سفلا ، پسر رع ، داریوش ، فرمانروای تمام شاهان (همه ی) سرزمین های بیگانه نیست . داریوش این را به مثابه یادمان برای پدرش آمنبیس خدای بزرگ و قوی دست (ساخته) است . (داریوش) ، برای او ... از سنگ سفید مرغوب مسکه ، جایگاه ابدی ای ساخته است که سشار حصار آن را با کار به کمال (و) هماره ماندنی (خود) بنا نهاده است . رسی - اینبف تزیینات آن را ، و زیبایی درهایش را که خورشید در آن تا ابد می درخشد ، آفریده است . "

نقوش از روابط ممتاز خدایان با فرعون ، که در این مورد خاص داریوش است ،حکایت می کنند . در میان نمونه های مختلف ، چهار نقاشی بر دیوار شرقی تالار چهل ستون  B وجود دارد که داریوش و چند خدای خاص را نمایش می دهد : نوموت دست شاه را گرفته است و به منخرینش جان می دمد ؛ خدای ایمی - وت را نیز می توان شناخت که عصایش را به سوی منخرین داریوش دراز کرده است ؛ مایین ایسیس ، الهه نیت ساءیس داریوش خردسال را شیر می دهد در حالی که حاتحور هیبیس بازوی او را گرفته است . دو کتیبه صحنه را توضیح می دهند :

" این گفته های نیت بزرگ ، مادر الهی ، بانوی ساءیس و هادی هیبیس است . "

و (پشت الهه) :

" ای نونهال نوک پستانهایش را با دهانت بگیر ، این قدرتی است که در راس ساءیس قرار دارد . "

همان صحنه در اتاق L پرستشگاه تکرار شده است : 

" سخنان نیت بزرگ ، بانوی ساءیس : ' ترا از شیر خود چنان تغذیه کنم که تو ای پسر من بتوانی هر دو سرزمین را با تمام رخیت (اقوام منقاد) در مشت خود جمع آوری ! ' "

در جای دیگر (تالار چهل ستون N) موت داریوش را شیر می دهد ... "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 747 - 745


تذکر :

بنظر می رسد داریوش ، در این اسناد ، خود را خدا و یا فرزند خدا خوانده است .


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (182) : نقش داریوش هخامنشی در ساخت معابد شرک و بت پرستی و ترویج شرک و بت پرستی
برچسب ها : داریوش ,آمون ,خدای ,پرستشگاه ,خدایان ,ساءیس ,بانوی ساءیس ,خدای بزرگ ,مقام سازنده ,ساخت معابد

هخامنشیان (332) : داریوش هخامنشی ، یکی از بنیانگزاران مثله کردن در ایران (بریدن بینی و گوش و زبان و ...

:: هخامنشیان (332) : داریوش هخامنشی ، یکی از بنیانگزاران مثله کردن در ایران (بریدن بینی و گوش و زبان و ...

وحشیگری هخامنشیان : بریدن بینی و گوش و درآوردن چشم (بنا به اعتراف خود داریوش زرتشتی در کتیبه بیستون) / داریوش هخامنشی ، یکی از بنیانگزاران مثله کردن در ایران


هخامنشیان (بخش332)


" ... چیسنتخمه می توانست با رساندن نسبت خود به شاه معروف ماد ، هوخشتره ، روی هم قومانش اثر بگذارد . شورش اسگرته هم می تواند در اواخر دسامبر 522 آغاز شده باشد . اکنون برای داریوش زمان تسویه حساب فرا رسیده بود . 

" آن گاه من سپاه پارسی و مادی را فرستادم . بنده ی خود به نام تخمسپاده ی مادی را سردار آنان کردم . "

تخمسپاده ، شورشی اسگرته ای را از پای درآورد و او را دستگیر کرد و نزد داریوش فرستاد ، که در این هنگام (ژوءن 521) ، در پارس به سر می برد . 

" آن گاه من هم بینی و هم گوش (او را) بریدم و یک چشم (او را) کندم . او را دم در (کاخ) من بستند . همه او را دیدند . پس از آن او را در اربلا دار زدم . "

اربیل امروزی ، در نزدیکی موصل ، در آن روزگار در کنار اسگرته قرار داشته ، چون اصولا خاءنان بزرگ (1) در مرکز موطن خود اعدام می شدند . مثله کردن هولناک و اعدامی که داریوش فرورتیش و چیسنتخمه را به آن محکوم کرد ، مجازات خاءنان بزرگ (2) در ایران بود . شاید این نوع مجازات را داریوش مرسوم کرده باشد . در هر حال این شیوه در طول فرمانروایی پارسیان بر جای بود ... " (3)


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، صص 148 - 146


1 و 2 . آنها را تنها می توان از نظر داریوش ، خاءنان بزرگ دانست . 

در واقع ، آنان اقوام و افرادی استقلال طلب بودند که خواهان آزادی از یوغ دیکتاتوری هخامنشی بودند . 

3 . این سخنان نشان می دهد که مثله کردن افراد تنها محدود به داریوش و اعمال آن بر روی فرورتیش و چیسنتخمه نبوده ؛ بلکه در حکومت هخامنشیان - حداقل از زمان داریوش اول به بعد - امری رایج و مرسوم بوده است . در واقع شاید بتوان داریوش را بنیانگزار (یا از بنیانگزاران) مثله کردن در ایران دانست . 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357 

منبع : باستانهخامنشیان (332) : داریوش هخامنشی ، یکی از بنیانگزاران مثله کردن در ایران (بریدن بینی و گوش و زبان و ...
برچسب ها : داریوش ,مثله ,هخاان ,اسگرته ,خاءنان ,بنیانگزاران ,خاءنان بزرگ ,بنیانگزاران مثله ,بریدن بینی

هخامنشیان (261) : بت پرستی کوروش / کوروش علاوه بر مردوک ، آناهیتا را هم می پرستید

:: هخامنشیان (261) : بت پرستی کوروش / کوروش علاوه بر مردوک ، آناهیتا را هم می پرستید

بت پرستی کوروش / کوروش علاوه بر مردوک ، آناهیتا را هم می پرستید


هخامنشیان (بخش261)


" ... کوروش به یادبود پیروزی خود بر سکاها ، مراسمی را در پرستشگاه آناهیتا پایه گذاری کرده بود ."


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 1147


#کوروش_موحد_نبود

#کوروش_مردوک_پرست

#کوروش_آناهیتاپرست

#کوروش_بت_پرست

#کوروش_مشرک

#کوروش_و_چندخدایی


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (261) : بت پرستی کوروش / کوروش علاوه بر مردوک ، آناهیتا را هم می پرستید
برچسب ها : کوروش ,آناهیتا ,مردوک ,پرست کوروش ,کوروش علاوه ,کوروش کوروش ,پرستی کوروش ,کوروش کوروش علاوه ,پرستی کوروش کوروش

هخامنشیان (432) : عدالت (!) هخامنشی : قضاوت با تکبر و خشم ، و اعدام افراد وفادار و خادم به دلایل واهی

:: هخامنشیان (432) : عدالت (!) هخامنشی : قضاوت با تکبر و خشم ، و اعدام افراد وفادار و خادم به دلایل واهی

عدالت (!) هخامنشی : قضاوت با تکبر و خشم ، و اعدام افراد وفادار و خادم به بهانه های واهی


هخامنشیان (بخش432)


" ... هنگامی که شاهنشاه سرگرم شکار بود ، هیچ کس نباید پیش از او به شکار تیر می انداخت . یک بار در حالی که اردشیر اول سرگرم شکار بود ، شیری به او حمله ور شد (تا او را بکشد) . بگبوخشه ، شوهرخواهر خشایارشا ، شیر را که حالت حمله داشت با پرتاب زوبین کشت (1) . شهریار خشمگین دستور داد تا بگبوخشه ، فاتح شورش های بابل و مصر ، را گردن بزنند ، چون او پیش از شاه شکار را زده بود . 

شهبانو همیستریش مادر بگبوخشه و نیز همسرش که یکی از خواهران خشایارشا بود ، توانست اردشیر را بر آن دارند که مجازات مرگ را به تبعید در جزیره ای در خلیج فارس تبدیل کنند . "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، ص 334


1 . همانطور که می بینید بگبوخشه ، ناجی جان اردشیر هم بوده ؛ و اردشیر بخاطر تکبر و خشم خود ، حکم اعدام ناجی جان خود را - علی رغم آنهمه خدمات - صادر کرده است . 

اینست عدالت (!) هخامنشی که کوروش پرستان از آن دم می زنند . 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (432) : عدالت (!) هخامنشی : قضاوت با تکبر و خشم ، و اعدام افراد وفادار و خادم به دلایل واهی
برچسب ها : اردشیر ,بگبوخشه ,شکار ,اعدام ,تکبر ,عدالت ,سرگرم شکار ,افراد وفادار ,اعدام افراد ,اعدام افراد وفادار

هخامنشیان (202) : اشاره برخی نویسندگان یونانی درباره انحطاط هخامنشیان و نقش خشایارشا در آن

:: هخامنشیان (202) : اشاره برخی نویسندگان یونانی درباره انحطاط هخامنشیان و نقش خشایارشا در آن

اشاره هایی به برخی سخنان نویسندگان یونانی درباره انحطاط هخامنشیان و نقش خشایارشا در آن


هخامنشیان (بخش202)


" سال 479 (سال شکست خشایارشا) در تمام موارد بطور ضمنی یا صریح ، مبدا احتضار طولانی شاهنشاهی ، که به دست کوروش ، کمبوجیه و داریوش تاسیس شده بود ، تلقی شده است . این دیدگاه را افلاطون پرورانده است . در (کتاب) " نوامیس " این تفسیر به کل تاریخ هخامنشی بسط یافته است . او در منطق بحث خود درباره انحطاط پارس که از نظر او به شیوه آموزش و پرورش فرزندان شاهان مربوط می شود ، مورد خشایارشا را برجسته کرده و نتیجه گرفته است :

" می توان گفت که پس از این دوران در پارس دیگر شاهی نبود که حتی بطور صوری شایسته عنوان شاه بزرگ باشد . "

افلاطون خشایارشا و کمبوجیه را هم با یکدیگر مقایسه کرده است ؛ مشابه این قیاس را در نزد آریانوس می یابیم ؛ در نظر یونانیان ، هر دو، نمونه های بارز مستبدان بی منطق اند . افلاطون خشایارشا را در تقابل با داریوش نیز قرار داده است که چون شاهپور نبود ، زیر نفوذ تاسف انگیز زنان کاخ قرار نداشت و توانست سیاستی جسورانه در پیش گیرد . 

این تقابل را در نزد اشیل نیز باز می یابیم که مطالعه آثارش در دامن زدن به شهرت خشایارشا به مثابه شاهی منفور بسیار موثر بوده است . 

(از نظر اشیل) داریوش شاهی بی مانند و پدری خیرخواه است . او رهبر محبوب سوزیان ، مقتدر ، خیرخواه ، شکست ناپذیر ، همانند خدایان است . در عوض ، خشایارشا ضعیف است و در گزینش های تاکتیکی خود کودکانه عمل می کند ، بزدل است ، چون بعد از شکست سالامیس شتابان راه گریز را در پیش می گیرد .

 شاعر برای آنکه تباین را به بهترین نحوی نشان دهد ، شبح داریوش را ظاهر می کند ، که به افشاگری پسر بی عقل خود می پردازد و اتهام کاملا یونانی افراط کاری خشایارشا را که در پل زدن بر دریا تردید نکرده است تکرار می کند . خشایارشا از شکست ها و عیوبش اندوهگین است . وی مسءول فاجعه ای است که نامی بر آن نمی توان نهاد  و سبب از میان رفتن انبوهی از مردان اغلب والاتبار شده است ... قومی در نبرد به هلاکت رسییده است و عده ی کمی بر جای مانده اند . پیامدهای شکست که اشیل آنها را بر می شمارد ، برای امپراتوری شاه بزرگ ، مصیبت بار است . سالامیس گور قدرت پارس است . (جملاتی که تا اینجا ملاحظه فرمودید ، سخنان اشیل است) .

با خطابه معروف گروه همسرایان (متعلق به اشیل درباره انحطاط حکومت خشایارشا و هخامنشیان) آشنا هستیم :

" بر خاک آسیا دیگر تا مدتها به قانون پارسیان گردن نخواهند نهاد ؛ دیگر زیر بار قیادت شاهنشاهانه نخواهند رفت ؛ دیگر برای دریافت فرمان زانو نخواهند زد . قدرت شاه بزرگ (هخامنشی) از میان رفته است . دهان ها هم دیگر دهان بند را احساس نخواهند کرد . قومی از آنگاه که یوغ زور از گردنش برداشته شده و رهایی یافته ، آزادانه به سخن درآمده است . "

... خشایارشا که ضعیف ، بی رحم و بی شرم است ، نماد عدم تحمل مذاهب دیگر می شود ... "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 811 - 810


تذکر : از کل این متن می توان نکات فراوانی درباره خشایارشا و هخامنشیان فهمید . خصوصا با توجه به اینکه این افراد ، خود ، هخامنشی دوست بوده ، و از داریوش تعریف کرده اند . پس ، شاید صد در صد حرف هایشان درست نباشد ، ولی می توان گفت بسیاری از حرف هایشان (مثلا هشتاد درصد آنها) در " نقد " (نه تحسین) هخامنشیان و حکومت خشایارشا درست است . 


#دیکتاتوری_هخامنشی

#انحطاط_هخامنشیان

#یوغ_هخامنشیان

#دهان_بند_هخامنشی_بر_دهان_مردم

#هخامنشیان_مستبدان_بی_منطق

#بی_عقلی_خشایارشا

#خشایارشا_ضعیف_بیرحم_بیشرم

#آزادی_مردم_پس_از_برافتادن_هخامنشیان


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (202) : اشاره برخی نویسندگان یونانی درباره انحطاط هخامنشیان و نقش خشایارشا در آن
برچسب ها : خشایارشا ,هخاان ,اشیل ,شکست ,داریوش ,انحطاط ,درباره انحطاط ,انحطاط هخاان ,حکومت خشایارشا ,خشایارشا ضعیف ,افلاطون خشایارشا ,درباره انحطاط هخاان

هخامنشیان (442) : تبعیض جنسیتی در عصر هخامنشی

:: هخامنشیان (442) : تبعیض جنسیتی در عصر هخامنشی

تبعیض جنسیتی در عصر هخامنشی


هخامنشیان (بخش442)


" ... اکنون می توانیم به کمک الواح ثبت ایلامی انبار دربار و خزانه ی دربار داریوش در تخت جمشید تصویری متفاوت از زنان اراءه کنیم ، یا اساسا برای نخستین بار به تصوری از جایگاه زن در پارس باستان دست یابیم . البته در این حساب و کتاب های دیوانی زنانی مطرح هستند که دیوان دربار با آنها سر و کار دارد . این زنان از یک سو شهبانوان بودند و از سوی دیگر کارگران نیمه آزاد . الواح ایلامی درباره هر دو گروه اطلاعات تازه ی بسیار جالبی اراءه می دهند . 

نخست می پردازیم به زنان کارگر نیمه آزاد (که خود ، نوعی برده هستند) . قطعا کسی غبطه ی موقعیت اینها را نخواهد خورد . در اسناد به هزاران نفر از آنها بر می خوریم که کارهای سنگینی مانند سنگ سابی را بر دوش داشتند ...

معمولا جیره ی زنان همانند جیره ی بردگان بود . به این ترتیب زنان در ماه فقط 20 پیمانه جو دریافت می کردند ، که روزانه 440 گرم نان می شد . (1)

... (اینان) کارگران نیمه آزاد بودند - به این امید که پس از پایان دوره ی خدمتشان دوباره کاملا آزاد شوند . 

... فراخواندن زنان به کار اجباری ، ... شکافی در خانواده به وجود نمی آورد ... (چون هخامنشیان خانواده آنان را هم در کنارشان می پذیرفتند و از خانواده هم کار می کشیدند) .

... در پایین ترین رده دو له له یا به عبارت دیگر دو مربی مهد کودک و 11 آشپز زن قرار داشتند . این ها حداقل جیره ی معمول برای زنان و بردگان را دریافت می کردند ... "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، صص 353 - 352

 

" ... لوحی از زمان خشایارشا هم جیره ی ماهانه ی یک سوم گوسفند برای هر ارشد یا به اصطلاح سرپرست را تایید می کند . اما همزمان نشان می دهد که کارگران زن متخصص زیردست آنها به هیچ وجه جیره ی گوشت نداشته اند . این ها می بایستی به جو و شراب بسنده می کردند . این در حالی است که همکاران مرد آنها حق برخورداری از گوشت گوسفند را نیز داشتند . "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، صص 355 - 354


1 . در قسمتهای قبل ، بر اساس سندی که آوردیم مشخص شد که کارگران مرد 660 گرم نان دریافت می کرده اند :


" ... جیره های جو یاد شده برای کارگران ساده ، کل دریافتی آن ها بود . یعنی مرد روزانه 660 گرم و زن 440 گرم نان . "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، ص 347


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (442) : تبعیض جنسیتی در عصر هخامنشی
برچسب ها : زنان ,جیره ,کارگران ,داریوش ,آزاد ,ماهی، ,پرویز رجبی ,ترجمه پرویز ,والتر هینتس ,نیمه آزاد ,کارگران نیمه

هخامنشیان (132) : هخامنشیان با کسانی که به خدمت و جنگ نمی رفتند چه می کردند ؟

:: هخامنشیان (132) : هخامنشیان با کسانی که به خدمت و جنگ نمی رفتند چه می کردند ؟

شاهان خونخوار هخامنشی ، کسانی که به خدمت نظامی نمی رفتند -یا در جنگ شرکت نمی کردند- اعدام می کردند


هخامنشیان (بخش132)


" شواهد متعدد حاکی از آن است که جوانان گرچه نزد پسرانشان بسر می برند ، اما در صورت احضار ، به سپاه سلطنتی می پیوستند . هرودوت دو بار پدرانی را به صحنه می آورد که می کوشند فرزندان خود را از خدمت نظامی معاف کنند . هر بار واکنش شاه بسیار شدید است ، چون به آنان یادآور می شود که خود او ، پسرانس را به میدان جنگ می برد ؛ و جوانان(ی که قصد معافیت داشتند) را به مرگ محکوم می کند . " (1)


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 529


1 . حالا که کوروش پرستان انقدر علاقه به هخامنشیان و بازگشت اون دوران رو دارند ، بد نیست این قانون رو درباره اونها اعمال کنیم، ببینیم چند هزار نفرشون به درک واصل میشن .


#جنایات_هخامنشیان

#وحشیگری_هخامنشیان


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (132) : هخامنشیان با کسانی که به خدمت و جنگ نمی رفتند چه می کردند ؟
برچسب ها : هخاان ,خدمت ,خدمت نظامی

هخامنشیان (478) : شرک و بت پرستی در ایران باستان / میترا ، ایزد باد ، بت آناهیتا

:: هخامنشیان (478) : شرک و بت پرستی در ایران باستان / میترا ، ایزد باد ، بت آناهیتا

شرک و بت پرستی در ایران باستان / ایزد باد ، میترا ، بت آناهیتا


هخامنشیان (بخش478)


" ... پس از درگذشت زرتشت بود که ایزدان مغلوب شرک جرات عرض اندام دوباره یافتند (1).

آیین شهریاران شرق ایران از یک بخش کهن از یشت 15 (اوستا) گوشه ی چشم نشان می دهد : "شهریار برای ایزد باد قربانی کرد ... در جنگل سپید ، در برابر جنگل سپید ، در میان جنگل سپید ، بر تخت زرین ، بر بالش زرین ، بر فرش زرین ، در برابر برسم گسترده ، با دستان سرشار او را بستود ... " 

برسم برای ایزدان حاضر نامرءی جایگاهی برای نشستن یا غنودن بود . 

از نشانه ها پیداست که میثره در انجمن ایزدان ، در میهن زرتشت ، ایزد غالب بود . همه ی هندوآریایی ها از روزگاران بسیار کهن او را می پرستیدند . ظاهرا میثره خود را در طول سده های کوچ ایرانیان به فلات میان قفقاز و هندوکش به راس انجمن خدایان رسانده بوده است . در کنار او در مقام ایزد پیمان (میثره اساسا به معنی پیمان است) که بعدها به ایزد خورشید و ایزد پیروز جنگ تغییر مقام داد ، آناهیتا ایزدبانوی ایرانی عشق و باروری نیز وارد انجمن ایزدان شد . زرتشت با شور فراوان به این ایزدان "شرک" اعلان جنگ داد . (2) "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، ص 72


2 و 1 . چنانکه می بینید خود زرتشت هم با ادیان شرک آمیز مبارزه می کرده است . 

خنده دار است که چطور کوروش پرستان ، باستانگرایان و نژادپرستان با وجود آنکه شعارها و اسم زرتشت از دهانشان نمی افتد ، برخلاف او ، امروزه از جمهوری اسلامی خواهانند که ادیان شرک آمیز یا انحرافی را در کشور به رسمیت بشناسد و آزاد بگذارد (مثل یهودیت ، بهاییت - که البته دین نیست - ، شیطان پرستی ، بت پرستی ، بودایی و ...) ؛

و از طرف دیگر خواهان آنند که با وجود نقدها ، تخریب ها ، و اهاناتی که به مقدسات ایرانیان (مسلمانان) می کنند کمترین نقدی به مسیحیت ، زرتشت و دیگر ادیان شرک آمیز وارد نشود . 

این ناهمخوانی ها ، به همراه ناهمخوانی های فراوان دیگر بین کوروش پرستان (و باستانگرایان و نژادپرستان) با زرتشت ، برای هزارمین بار ثابت می کند که آنان - بر خلاف ادعایشان - پیرو راه زرتشت هم نیستند . بلکه تنها ، مزدوران صهیونیسمند که برای نابودی "مولفه اصلی قدرت و اتحاد کشور" - که اسلام و اعتقادات اسلامی است - اجیر شده اند . 


یادآوری :


1 . در قانون اساسی جمهوری اسلامی ، علاوه بر اسلام ، دو دین مسیحیت و زرتشتی ، به رسمیت شناخته شده اند . 

2 . دین زرتشت در زمان خود او بنا بر یکتاپرستی داشت ، اما پس از تحریفات فراوان ، اکنون دیگر دینی شرک آمیز است . 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (478) : شرک و بت پرستی در ایران باستان / میترا ، ایزد باد ، بت آناهیتا
برچسب ها : زرتشت ,ایزد ,ایزدان ,پرستی ,آمیز ,فراوان ,جنگل سپید ,جمهوری اسلامی ,کوروش پرستان ,انجمن ایزدان ,ایران باستان

هخامنشیان (478) : شرک و بت پرستی در ایران باستان / میترا ، ایزد باد ، بت آناهیتا

:: هخامنشیان (478) : شرک و بت پرستی در ایران باستان / میترا ، ایزد باد ، بت آناهیتا

شرک و بت پرستی در ایران باستان / ایزد باد ، میترا ، بت آناهیتا


هخامنشیان (بخش478)


" ... پس از درگذشت زرتشت بود که ایزدان مغلوب شرک جرات عرض اندام دوباره یافتند (1).

آیین شهریاران شرق ایران از یک بخش کهن از یشت 15 (اوستا) گوشه ی چشم نشان می دهد : "شهریار برای ایزد باد قربانی کرد ... در جنگل سپید ، در برابر جنگل سپید ، در میان جنگل سپید ، بر تخت زرین ، بر بالش زرین ، بر فرش زرین ، در برابر برسم گسترده ، با دستان سرشار او را بستود ... " 

برسم برای ایزدان حاضر نامرءی جایگاهی برای نشستن یا غنودن بود . 

از نشانه ها پیداست که میثره در انجمن ایزدان ، در میهن زرتشت ، ایزد غالب بود . همه ی هندوآریایی ها از روزگاران بسیار کهن او را می پرستیدند . ظاهرا میثره خود را در طول سده های کوچ ایرانیان به فلات میان قفقاز و هندوکش به راس انجمن خدایان رسانده بوده است . در کنار او در مقام ایزد پیمان (میثره اساسا به معنی پیمان است) که بعدها به ایزد خورشید و ایزد پیروز جنگ تغییر مقام داد ، آناهیتا ایزدبانوی ایرانی عشق و باروری نیز وارد انجمن ایزدان شد . زرتشت با شور فراوان به این ایزدان "شرک" اعلان جنگ داد . (2) "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، ص 72


2 و 1 . چنانکه می بینید خود زرتشت هم با ادیان شرک آمیز مبارزه می کرده است . 

خنده دار است که چطور کوروش پرستان ، باستانگرایان و نژادپرستان با وجود آنکه شعارها و اسم زرتشت از دهانشان نمی افتد ، برخلاف او ، امروزه از جمهوری اسلامی خواهانند که ادیان شرک آمیز یا انحرافی را در کشور به رسمیت بشناسد و آزاد بگذارد (مثل یهودیت ، بهاییت - که البته دین نیست - ، شیطان پرستی ، بت پرستی ، بودایی و ...) ؛

و از طرف دیگر خواهان آنند که با وجود نقدها ، تخریب ها ، و اهاناتی که به مقدسات ایرانیان (مسلمانان) می کنند کمترین نقدی به مسیحیت ، زرتشت و دیگر ادیان شرک آمیز وارد نشود . 

این ناهمخوانی ها ، به همراه ناهمخوانی های فراوان دیگر بین کوروش پرستان (و باستانگرایان و نژادپرستان) با زرتشت ، برای هزارمین بار ثابت می کند که آنان - بر خلاف ادعایشان - پیرو راه زرتشت هم نیستند . بلکه تنها ، مزدوران صهیونیسمند که برای نابودی "مولفه اصلی قدرت و اتحاد کشور" - که اسلام و اعتقادات اسلامی است - اجیر شده اند . 


یادآوری :


1 . در قانون اساسی جمهوری اسلامی ، علاوه بر اسلام ، دو دین مسیحیت و زرتشتی ، به رسمیت شناخته شده اند . 

2 . دین زرتشت در زمان خود او بنا بر یکتاپرستی داشت ، اما پس از تحریفات فراوان ، اکنون دیگر دینی شرک آمیز است . 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (478) : شرک و بت پرستی در ایران باستان / میترا ، ایزد باد ، بت آناهیتا
برچسب ها : زرتشت ,ایزد ,ایزدان ,پرستی ,آمیز ,فراوان ,جنگل سپید ,جمهوری اسلامی ,کوروش پرستان ,انجمن ایزدان ,ایران باستان

هخامنشیان (280) : شرک در ایران باستان ( آیا ایرانیان همیشه موحد بودند ؟ )

:: هخامنشیان (280) : شرک در ایران باستان ( آیا ایرانیان همیشه موحد بودند ؟ )

شرک در ایران باستان / آیا ایرانیان همیشه موحد بوده اند ؟


هخامنشیان (بخش280)


" بیستون در قرون وسطا بهستان و در زمان باستان بگستانه نامیده می شد ، یعنی جایگاه خدایان . "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی ، چاپ دوم ، صفحه 23


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (280) : شرک در ایران باستان ( آیا ایرانیان همیشه موحد بودند ؟ )
برچسب ها : ایرانیان ,باستان ,همیشه موحد ,ایرانیان همیشه ,ایران باستان

هخامنشیان (126) : خر خواری و اسب خواری توسط هخامنشیان و ایرانیان باستان

:: هخامنشیان (126) : خر خواری و اسب خواری توسط هخامنشیان و ایرانیان باستان

خرخواری و اسب خواری توسط هخامنشیان و ایرانیان باستان


هخامنشیان (بخش126)


در لیست مواد غذایی هخامنشیان که بر روی یکی از ستونهای مفرغی اقامتگاه سلطنتی ایشان آمده ، و بر اساس آن برای هخامنشیان غذا می پخته اند نام اسب نیز آمده بود . 

اطلاعات بیشتر در لینک زیر : 

شماره 14 . اسب         30 عدد

 https://goo.gl/V3DjTs

 

" ... خوراکی های فراوان و متنوعی که برای سفره شاه تهیه می شد در سفره توانگرترین پارسیان نیز وجود داشت : 

»توانگران گاو یا 'اسب' یا شتر یا 'الاغی' را که درسته در اجاق کباب شده است ، بر سر سفره خود می گذارند .» "

(هرودوت ، کتاب 1 ، بند 133)


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 525


#هخامنشی_خرخوار

#هخامنشی_اسب_خوار

#خرخواری_در_ایران_باستان

#اسب_خواری_در_ایران_باستان

#خوردن_گوشت_حرام_در_ایران_باستان


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (126) : خر خواری و اسب خواری توسط هخامنشیان و ایرانیان باستان
برچسب ها : هخاان ,باستان ,خواری ,سفره ,ایران باستان ,ایرانیان باستان ,توسط هخاان ,خواری توسط

هخامنشیان (166) : تبعیض جنسیتی در عصر هخامنشی و توسط هخامنشیان

:: هخامنشیان (166) : تبعیض جنسیتی در عصر هخامنشی و توسط هخامنشیان

تبعیض جنسیتی در عصر هخامنشی (و توسط آنان)


هخامنشیان (بخش166)


با مطالعه تواریخ و بررسی کتیبه های هخامنشی ، به اسناد فراوانی در اثبات تبعیض جنسیتی در آن زمان بر می خوریم . به عنوان نمونه ، یکی از آن موارد (با استناد به کتیبه های هخامنشی) :

" (در میان کورتش ها-کارگران تحت فرمان هخامنشیان-) زنانی که فرزندی به دنیا می آورند تا مدتی در میان کسانی قرار دارند که جیره های خاص به آنان تعلق می گیرد . هر چند وجه تسمیه کورتش همواره به دقت مشخص نشده است ، اما شکی نیست که این زنان کارگرند که تخصصشان گاه تعیین شده است ؛ مثلا زنان بافنده . در برخی موارد نام این زنان قید شده است . آنان بطور کلی شراب و آبجو و آرد دریافت می کنند . جیره در صورتی که نوزاد پسر باشد دو برابر است ؛ مثلا 10 لیتر شراب یا آبجو به یک پسر و 5 لیتر به یک دختر تعلق می گیرد ؛ 11 کیلوگرم غله به یک پسر ، 5/5 کیلوگرم به یک دختر تعلق می گیرد ... "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 680


#تبعیض_جنسیتی_در_هخامنشی

#تبعیض_جنسیتی_در_ایران_باستان

#شرابخواری_در_ایران_باستان

#شرابخواری_در_عصر_هخامنشی

#نجسخواری_در_عصر_هخامنشی

#ارزش_یک_دختر_نصف_پسر_در_ایران_باستان؟

#جیره_دختر_نصف_پسر_در_ایران_باستان

#جیره_دختر_نصف_پسر_در_عصر_هخامنشی


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (166) : تبعیض جنسیتی در عصر هخامنشی و توسط هخامنشیان
برچسب ها : دختر ,تبعیض ,جیره ,هخاان ,باستان ,آنان ,ایران باستان ,جیره دختر ,باستان شرابخواری ,دختر تعلق ,ایران باستان شرابخواری

هخامنشیان (121) : گروگان گیری توسط شاهان هخامنشی

:: هخامنشیان (121) : گروگان گیری توسط شاهان هخامنشی

گروگانگیری توسط شاهان هخامنشی !


هخامنشیان (بخش121)


" ... هنگامی که بغه بوخشه در دوران اردشیر اول سر به شورش برداشت ، دو تن از پسرانش ، زوپوروس و ارتوفیوس نزد وی بودند . اما همسر و پسر کوچکترش ارتوکسارس در دربار مانده بودند . کتسیاس این نکته را توضیح نمی دهد ، ولی پیداست که بغه بوخشه (1) پیش از امضای توافق با شاه ، بازگشت همسر و پسرش را درخواست کرده بود . همسر و پسرش (همچنین افراد دیگری که شاه آنان را فرستاده بود) او را به دشواری وادار به حضور در برابر شاه کردند . خویشاوندان خشثرپاون ها ، که جزء درگاهیان محسوب می شوند در واقع گروگان هایی برای تضمین وفاداری خشثرپاون ها به شمار می آیند . در این زمینه باید مورد ممنون را که به هالیکارناس عقب نشینی کرده بود نقل کنیم :

»ممنون همسر و فرزندانش را نزد داریوش فرستاد و آنان را به شاه بزرگ سپرد . وی می پنداشت که امنیت آنان را به خوبی تامین کرده است و شاه بزرگ با در اختیار داشتن چنین گروگان هایی به سپردن فرماندهی عالی به وی بیشتر متمایل خواهد شد ...»

کوروش صغیر نیز پیش از ترک ساردیس زنان و کودکان سرکردگان سربازان مزدور یونانی را در ترالس به گروگان نگاه داشت . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 512 - 511


1 . بغه بوخشه داماد هخامنشیان بود . 


#بی_اخلاقی_هخامنشیان

#نامردی_هخامنشیان

#گروگانگیری_زنان_و_کودکان

#هخامنشیان_به_زنان_و_کودکان_هم_رحم_نمی_کردند


###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (121) : گروگان گیری توسط شاهان هخامنشی
برچسب ها : هخاان ,گروگان ,همسر ,زنان ,کودکان ,کرده ,گروگان هایی ,توسط شاهان

هخامنشیان (207) : قبری که تو براش گریه می کنی ، مرده توش نیست

:: هخامنشیان (207) : قبری که تو براش گریه می کنی ، مرده توش نیست

قبری که مرده ندارد 


هخامنشیان (بخش207)


" ... هرودوت ادامه می دهد : اگر شاهی در جنگ به هلاکت رسد ، از او پیکره ای می سازند و آن را بر تختی که مرده را بر آن می نهند قرار می دهند و به آرامگاه می برند . ساختن یک پیکره از شاه متوفای پارس شاید در قطعه ای از الیانوس نیز آمده باشد . جسد شاه متوفی به دست متخصصان آماده می شد . با جسد اسکندر نیز که به دست مصریان و کلدانیان ، بنا بر رسمی که در سرزمینشان جاری بود ، مومیایی شد ، چنین کردند . چون مقبره های سلطنتی خالی از جسد کشف شده اند (1) با یقین کامل نمی توان گفت که در مورد شاهان بزرگ نیز چنین می کردند . به نوشته هرودوت و استرابون پارسیان جسد را پیش از آنکه به خاک بسپارند موم اندود می کنند ... "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 819


1 . با این اوصاف ، بنظر می رسد که قضیه خالی بودن پاسارگاد از جسد کوروش ، به حقیقت ، بسیار نزدیک باشد .

خصوصا که کوروش در جنگ با ماساژتها کشته شده و سرش از بدن جدا گردید و توسط ملکه ماساژتها در تشتی از خون قرار داده شد . 

فاصله مکانی سرزمین ماساژتها تا پاسارگاد هم بسیار طولانی و در حد چند ماه بوده ؛ و احتمالا باید در صورت جابجایی ، جسد فاسد می شد . پس ، نظر بسیاری کارشناسان مبنی بر جا ماندن جسد کوروش در سرزمین ماساژتها و میدان جنگ ، و خالی بودن پاسارگاد از جسد کوروش ، بسیار به حقیقت نزدیک بوده ؛ و قبری که کوروش پرستان سرش گریه می کنند مرده داخلش نیست . 

بنظر می رسد که این مثل هم اختصاصا برای کوروش و کوروش پرستان ساخته شده باشد : 

" قبری که تو براش گریه می کنی ، مرده توش نیست . "


بهرحال ، الله اعلم ...


مطالب مرتبط :


پیرامون مرگ کوروش کبیر و مقبره ی او :

 https://goo.gl/qRkZBz 

پاسارگاد ساخته یهودیان یا ایرانیان ؟ :

 http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=9003087394

تناقض پاسارگاد با زیارتگاه اختصاصی بانوان :

 https://goo.gl/0rnWVq


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (207) : قبری که تو براش گریه می کنی ، مرده توش نیست
برچسب ها : کوروش ,پاسارگاد ,مرده ,قبری ,ماساژتها ,خالی ,براش گریه ,کوروش پرستان ,سرزمین ماساژتها ,بودن پاسارگاد ,خالی بودن

هخامنشیان (386) : برادرکشی اردشیر دوم هخامنشی (پیش از برادرکشی برادرش کوروش صغیر)

:: هخامنشیان (386) : برادرکشی اردشیر دوم هخامنشی (پیش از برادرکشی برادرش کوروش صغیر)

برادرکشی اردشیر دوم هخامنشی (پیش از برادرکشی برادرش کوروش صغیر)


هخامنشیان (بخش386)


" ... به هنگام مرگ پدر در سال 405 ، میان دو برادر (اردشیر دوم و کوروش صغیر) دشمنی خونباری پدید آمد . هر دو مدعی سلطنت بودند . کوروش می توانست مانند روزگار خشایارشای اول به این استناد کند که او با وجود این که از برادرش رشکه (اردشیر دوم) کوچک تر است ، اما در زمان شهریاری پدر به دنیا آمده و مادرش هم در این ادعا از او حمایت می کرد . 

اردشیر دوم برادر کوچکش را به ساتراپی لودیا و فرماندهی کل نیروهای ایرانی در آسیای صغیر منسوب کرد . کوروش کوچک از سارد ، کار براندازی قهرآمیز برادرش را آغاز کرد . او بدین منظور نه تنها نیروهای ایرانی را در آسیای صغیر فراخواند ، بلکه سپاهی نیز از مزدوران یونانی استخدام کرد . اما در نبرد کوناکسا در بابل در پاییز سال 401 ، در آستانه ی پیروزی کشته شد . 

جزءیات این رویداد در آناباسیس گزنفون آمده است ، که خود به خاطر علاقه به کوروش در این لشکرکشی شرکت کرده بود . پروشیاتیش از مرگ پسر محبوبش به تلخی گریست . باستان شناسی این گمان قابل توجه را ابراز داشته است که شهبانوی مادر برای جسد کوروش کوچک ، آرامگاهی صخره ای را که بر سر راه جاده ی کهن شوش به تخت جمشید قرار دارد ساخته است . همان بنای بی نبشته ای که هنوز غرض از ساخت آن معلوم نیست . "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، صص 250 - 249


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (386) : برادرکشی اردشیر دوم هخامنشی (پیش از برادرکشی برادرش کوروش صغیر)
برچسب ها : کوروش ,صغیر ,اردشیر ,برادرش ,برادرکشی ,کوچک ,کوروش صغیر ,آسیای صغیر ,کوروش کوچک ,نیروهای ایرانی ,برادرکشی اردشیر ,برادرکشی برادرش کوروش

هخامنشیان (386) : برادرکشی اردشیر دوم هخامنشی (پیش از برادرکشی برادرش کوروش صغیر)

:: هخامنشیان (386) : برادرکشی اردشیر دوم هخامنشی (پیش از برادرکشی برادرش کوروش صغیر)

برادرکشی اردشیر دوم هخامنشی (پیش از برادرکشی برادرش کوروش صغیر)


هخامنشیان (بخش386)


" ... به هنگام مرگ پدر در سال 405 ، میان دو برادر (اردشیر دوم و کوروش صغیر) دشمنی خونباری پدید آمد . هر دو مدعی سلطنت بودند . کوروش می توانست مانند روزگار خشایارشای اول به این استناد کند که او با وجود این که از برادرش رشکه (اردشیر دوم) کوچک تر است ، اما در زمان شهریاری پدر به دنیا آمده و مادرش هم در این ادعا از او حمایت می کرد . 

اردشیر دوم برادر کوچکش را به ساتراپی لودیا و فرماندهی کل نیروهای ایرانی در آسیای صغیر منسوب کرد . کوروش کوچک از سارد ، کار براندازی قهرآمیز برادرش را آغاز کرد . او بدین منظور نه تنها نیروهای ایرانی را در آسیای صغیر فراخواند ، بلکه سپاهی نیز از مزدوران یونانی استخدام کرد . اما در نبرد کوناکسا در بابل در پاییز سال 401 ، در آستانه ی پیروزی کشته شد . 

جزءیات این رویداد در آناباسیس گزنفون آمده است ، که خود به خاطر علاقه به کوروش در این لشکرکشی شرکت کرده بود . پروشیاتیش از مرگ پسر محبوبش به تلخی گریست . باستان شناسی این گمان قابل توجه را ابراز داشته است که شهبانوی مادر برای جسد کوروش کوچک ، آرامگاهی صخره ای را که بر سر راه جاده ی کهن شوش به تخت جمشید قرار دارد ساخته است . همان بنای بی نبشته ای که هنوز غرض از ساخت آن معلوم نیست . "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، صص 250 - 249


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (386) : برادرکشی اردشیر دوم هخامنشی (پیش از برادرکشی برادرش کوروش صغیر)
برچسب ها : کوروش ,صغیر ,اردشیر ,برادرش ,برادرکشی ,کوچک ,کوروش صغیر ,آسیای صغیر ,کوروش کوچک ,نیروهای ایرانی ,برادرکشی اردشیر ,برادرکشی برادرش کوروش

هخامنشیان (377) : غارت کامل آتن بدست خشایارشا / آتش زدن معبد آکروپولیس

:: هخامنشیان (377) : غارت کامل آتن بدست خشایارشا / آتش زدن معبد آکروپولیس

غارت کامل آتن بدست خشایارشا / آتش زدن آکروپولیس / غارت تندیس ها


هخامنشیان (بخش377)


" ... (در حمله خشایارشا به هلاس) در پایان اوت سال 480 آتن به دست ایرانیان افتاد . شهر تقریبا خالی از سکنه به کلی غارت شد (سکنه فرار کرده بودند) . آکروپولیس طعمه ی آتش شد . 

... خشایارشا ... تندیس های مرمرین و فلزین شهر را در امان گذاشت . به دستور او این تندیس ها یکی پس از دیگری به پارس فرستاده شدند ...

چهار سال نگذشته بود (476) که آتنی ها جایگزین تندیس های غارت شده را به تقلید از اصل ساختند . تازه در سال 331 ، اسکندر تندیس های اصلی را از شوش به آتن بازگرداند . "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، ص 239


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (377) : غارت کامل آتن بدست خشایارشا / آتش زدن معبد آکروپولیس
برچسب ها : غارت ,تندیس ,خشایارشا ,آکروپولیس ,بدست خشایارشا ,غارت کامل

هخامنشیان (252) : وحشیگری هخامنشیان / هخامنشیان به خانواده خود هم رحم نمی کردند

:: هخامنشیان (252) : وحشیگری هخامنشیان / هخامنشیان به خانواده خود هم رحم نمی کردند

وحشیگری هخامنشیان / هخامنشیان به خانواده خود هم رحم نمی کردند


هخامنشیان (بخش252)


" از اردشیر دوم به اردشیر سوم :

به نوشته پلوتارک آخرین سالهای زندگی شاه فرتوت با دام و توطءه عجین شده بود . پلوتارک نخست یادآوری کرده است که اردشیر از ازدواجش با استاتیرا دارای سه پسر مشروع بود : داریوش (ارشد پسران) ، آریاسپس (که یوستینوس او را آریاراتس نامیده است) ، و اوخوس ، کهتر پسران .

 او از همبستران خود نیز شمار فراوانی پسر نامشروع داشت که آرسامس از آنان بود . 

شاه برای آنکه هر نوع امیدواری را از اوخوس سلب کند و مانع آن شود که مملکت را در اغتشاش و جنگ فرو برد داریوش را ولیعهد کرد . کمی بعد از آن ، کینه ای شدید سبب شد که داریوش به توصیه تیریباذ توطءه ای بر ضد پدر ترتیب دهد . شاهپور توانست درباریان فراوانی - از جمله به نوشته یوستینوس 50 تن از برادران نامشروع خود - را بیابد که آماده ی پیروی از او بودند . این توطءه به واسطه ی اطلاعاتی که خواجه ای آن را اراءه داده بود کشف شد ؛ داریوش به قضات سلطنتی تسلیم و پس از آن به اتفاق زنان و فرزندان تمامی توطءه گران به مرگ محکوم شد . سپس پلوتارک به شرح دسیسه چینی های محکوم کردنی اوخوس ، تحت حمایت آتوسا ، که هم مادر همسر و هم معشوق اوست می پردازد . اوخوس بر اثر دسیسه ها و افشاگری ها موفق شد تعادل روانی برادر مشروع خود ، آریاسپس را بر هم بزند . آریاسپس ترجیح داد خود را از میان بردارد . کمی بعد ، اوخوس برادر نامشروع خود ارشامه را ، که نورچشمی شاه بود ، از میان برد . در این اوضاع و احوال اردشیر بر اثر کبر سن ، در پایان سلطنتی طولانی از میان رفت . 

... اردشیر دوم به شیوه پیشینیان خود در زمان حیات ، وارث خود را ، که ارشد پسرانش بود ، به جانشینی تعیین کرده بود ؛ سپس ملاحظه می کنیم که این انتخاب معادل تقسیم قدرت نیست ؛ و بالاخره در می یابیم که وضعیت ولیعهد نیز ناپایدار است . پلوتارک کلمه ای درباره انتصاب وارثی جدید پس از نابودی داریوش و آریاسپس ننوشته است . وی فقط به تذکر این نکته اکتفا کرده است که شاه ، ارشامه ، یکی از فرزندان نامشروع خود را به دیگران مرجح می داشت . در واقع ، همه چیز به ما اجازه این اندیشه را می دهد که هنگام مرگ اردشیر دوم ، زمینه انتقال قدرت فراهم بود . اگر اوخوس ، در زمانی که پدرش زنده بود ، همانطور که منطقا می توان پذیرفت ، توسط پدر در راس سپاهی مامور جنگیدن با تاخوس شده بود باید نتیجه گرفت که این انتصاب ، به تنهایی ، تمام تردیدها را در این باب از میان بر می دارد . دیودوروس بدون معطلی فقط متذکر شده است که پس از مرگ اردشیر دوم ، اوخوس جانشین پدر شد . البته این سخن به معنای این نیست که جانشینی به سهولت مورد پذیرش همه قرار گرفته است . نویسنده ای متاخر ... اشاره کرده است که اردشیر جدید هنگام جلوس به تخت سلطنت ، آتوسا را که هم خواهر و هم مادر همسرش بود زنده به گور کرد . وی عم خود را با بیش از 100 پسر و نوه پسری در حیاطی خالی محبوس کرد و آنان را زیر رگبار تیر از میان برد 

(والریوس ماکسیموس ، کتاب 4 ، فصل 2 ، بند 7 ؛

ر . ک یوستینوس ، کتاب 10 ، فصل 3 ، بند 1 ) .

چنین سخنانی درباره اردشیر سوم با تصویر منفور او در ادبیات قدیم کاملا هماهنگی دارد [یعنی احتمال رخ دادنش بالاست]

(برای نمونه پلوتارک ، کتاب 30 ، بند 9) .

... اوخوس ، پیش از جلوس به تخت سلطنت در دربار برای خود دشمنانی تراشیده بود . وانگهی پلوتارک نیز نقل کرده است که دربار ، مانند دوران جانشینی داریوش دوم ، بر اثر دسایس گروه های آشوب طلبی که یا طرفدار داریوش و یا اوخوس بودند ، ناآرام بود . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 1075 - 1074


#روابط_نامشروع_و_زنا_در_خاندان_هخامنشی

#روابط_نامشروع_و_زنا_با_محارم_در_خاندان_هخامنشی

#برادرکشی_و_پدرکشی_در_خاندان_هخامنشی

#هخامنشیان_به_خودشان_هم_رحم_نمیکردند

#هخامنشیان_به_خانواده_خود_هم_رحم_نمیکردند

#زنده_بگور_کردن_زنان_در_حکومت_هخامنشی

#عدالت_هخامنشی_اعدام_خانواده_بیگناه_شخص_گناهکار

#اردشیر_دوم_هم_فرزندان_حرامزاده_داشت

#50_فرزند_حرامزاده


#ادعای_از_نسل_کوروش

#و_از_نسل_داریوش_بودن

#افتخار_است_یا_ننگ؟


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (252) : وحشیگری هخامنشیان / هخامنشیان به خانواده خود هم رحم نمی کردند
برچسب ها : اردشیر ,اوخوس ,هخاان ,داریوش ,نامشروع ,پلوتارک ,روابط نامشروع ,هخاان هخاان ,وحشیگری هخاان ,وحشیگری هخاان هخاان

هخامنشیان (381) : عدالت (!) اردشیر هخامنشی : کشتن برادر بی گناه خود ، بدون تحقیق ، و از روی خشم

:: هخامنشیان (381) : عدالت (!) اردشیر هخامنشی : کشتن برادر بی گناه خود ، بدون تحقیق ، و از روی خشم

عدالت (!) اردشیر هخامنشی : اعدام برادر بی گناه خود ، بدون تحقیق ، و از روی خشم


هخامنشیان (بخش381)


" ... خشایارشا در نخستین دهه از ماه اوت سال 465 در 55 سالگی به دست ارتپانه ، فرمانده گارد ، در حرمسرا و احتمالا در تخت جمشید کشته شد . ارتپانه شاهزاده اردشیر را متقاعد کرد که برادر بزرگتر او ، داریوش ، این کار زشت را مرتکب شده است . اردشیر آکنده از خشم ، برادر خود را کشت ، اما دیری نگذشت که پی برد فرمانده گارد ، خود هوای شهریاری در سر دارد . در میان اعضای گارد نبرد درگرفت . سرانجام ارتپانه اعدام شد و اردشیر اول بر تخت شاهی هخامنشی نشست . "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، ص 243


#عدالت_هخامنشی!

#کشتن_برادر_بیگناه_بدون_تحقیق_و_از_روی_خشم


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (381) : عدالت (!) اردشیر هخامنشی : کشتن برادر بی گناه خود ، بدون تحقیق ، و از روی خشم
برچسب ها : اردشیر ,برادر ,گارد ,ارتپانه ,تحقیق ,عدالت ,بدون تحقیق ,کشتن برادر ,فرمانده گارد ,عدالت اردشیر

هخامنشیان (381) : عدالت (!) اردشیر هخامنشی : کشتن برادر بی گناه خود ، بدون تحقیق ، و از روی خشم

:: هخامنشیان (381) : عدالت (!) اردشیر هخامنشی : کشتن برادر بی گناه خود ، بدون تحقیق ، و از روی خشم

عدالت (!) اردشیر هخامنشی : اعدام برادر بی گناه خود ، بدون تحقیق ، و از روی خشم


هخامنشیان (بخش381)


" ... خشایارشا در نخستین دهه از ماه اوت سال 465 در 55 سالگی به دست ارتپانه ، فرمانده گارد ، در حرمسرا و احتمالا در تخت جمشید کشته شد . ارتپانه شاهزاده اردشیر را متقاعد کرد که برادر بزرگتر او ، داریوش ، این کار زشت را مرتکب شده است . اردشیر آکنده از خشم ، برادر خود را کشت ، اما دیری نگذشت که پی برد فرمانده گارد ، خود هوای شهریاری در سر دارد . در میان اعضای گارد نبرد درگرفت . سرانجام ارتپانه اعدام شد و اردشیر اول بر تخت شاهی هخامنشی نشست . "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، ص 243


#عدالت_هخامنشی!

#کشتن_برادر_بیگناه_بدون_تحقیق_و_از_روی_خشم


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (381) : عدالت (!) اردشیر هخامنشی : کشتن برادر بی گناه خود ، بدون تحقیق ، و از روی خشم
برچسب ها : اردشیر ,برادر ,گارد ,ارتپانه ,تحقیق ,عدالت ,بدون تحقیق ,کشتن برادر ,فرمانده گارد ,عدالت اردشیر

هخامنشیان (441) : کار اجباری زنان در عصر هخامنشی

:: هخامنشیان (441) : کار اجباری زنان در عصر هخامنشی

زنان و کار اجباری در عصر هخامنشی


هخامنشیان (بخش441)


" ... اکنون می توانیم به کمک الواح ثبت ایلامی انبار دربار و خزانه ی دربار داریوش در تخت جمشید تصویری متفاوت از زنان اراءه کنیم ، یا اساسا برای نخستین بار به تصوری از جایگاه زن در پارس باستان دست یابیم . البته در این حساب و کتاب های دیوانی زنانی مطرح هستند که دیوان دربار با آنها سر و کار دارد . این زنان از یک سو شهبانوان بودند و از سوی دیگر کارگران نیمه آزاد . الواح ایلامی درباره هر دو گروه اطلاعات تازه ی بسیار جالبی اراءه می دهند . 

نخست می پردازیم به زنان کارگر نیمه آزاد (که خود ، نوعی برده هستند) . قطعا کسی غبطه ی موقعیت اینها را نخواهد خورد . در اسناد به هزاران نفر از آنها بر می خوریم که کارهای سنگینی مانند سنگ سابی را بر دوش داشتند ...

معمولا جیره ی زنان همانند جیره ی بردگان بود . به این ترتیب زنان در ماه فقط 20 پیمانه جو دریافت می کردند ، که روزانه 440 گرم نان می شد . 

... (اینان) کارگران نیمه آزاد بودند - به این امید که پس از پایان دوره ی خدمتشان دوباره کاملا آزاد شوند . 

... فراخواندن زنان به کار اجباری ، ... شکافی در خانواده به وجود نمی آورد ... (چون هخامنشیان خانواده آنان را هم در کنارشان می پذیرفتند و از خانواده هم کار می کشیدند) .

... در پایین ترین رده دو له له یا به عبارت دیگر دو مربی مهد کودک و 11 آشپز زن قرار داشتند . این ها حداقل جیره ی معمول برای زنان و بردگان را دریافت می کردند ... "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، صص 353 - 352


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (441) : کار اجباری زنان در عصر هخامنشی
برچسب ها : زنان ,آزاد ,خانواده ,جیره ,دربار ,اجباری ,نیمه آزاد ,کارگران نیمه

هخامنشیان (473) : هنر آریاییها برگرفته از هنر اقوام دیگر / خیانت کوروش پرستان به ایران

:: هخامنشیان (473) : هنر آریاییها برگرفته از هنر اقوام دیگر / خیانت کوروش پرستان به ایران

هنر آریاییها برگرفته از هنر اقوام دیگر / پشت کردن کوروش پرستان به خدایانشان (=هخامنشیان) / خیانت کوروش پرستان به ایران


هخامنشیان (بخش473)


" ... هنر ایران باستان نخست در زمان مادها و در سه سده ی پیش از سال 550 در شمال غربی ایران شکوفا شد . در این هنگام دستاوردهای هنر 'ماد'ی از هنر اقوام همسایه تاثیر پذیرفت ، یعنی از هنر اورارتویی ها ، ساکنان پیشین ارمنستان ، هنر آشوری ها در منطقه ی شمال عراق امروز و هنر سکاهای کیمری که از آسیای میانه به فلات ایران رخنه کرده بودند . اصلی ترین دستاورد این پیوندهای فرهنگی برنزهای معروف به برنزهای لرستان است .

آگاهی ما از هنر مادها هنوز هم به غایت ناقص است . هنگامی که قدرت در سال 550 ، یعنی در زمان کوروش بزرگ ، به پارس ها منتقل شد ، میراث هنری مادها با آثار هنری پارس ها عجین شد . این هنر جدید نیز از هنر ایلام ، که پارس ها در حدود سال 700 به سرزمینشان کوچیده بودند ، تاثیر بسیار پذیرفت . با تشکیل شاهنشاهی هخامنشی ، پارس ها با هنر لودیایی ، ایونیایی ، بابلی ، فنیقی و مصری روبرو شدند . به این ترتیب در زمان داریوش هنری جهانی به وجود آمد که نام پارس ها را بر خود داشت و تا آن زمان نظیرش دیده نشده بود . در این هنر دستاوردهای هنری اقوام یاد شده به پیکری نو و یکپارچه درآمد . "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، ص 397


تذکر :


چنان که دارید می بینید آریاییهای اصیل ، از هنر و تکنولوژی اقوام دیگر منجمله غیرآریاییها استفاده می کردند و از این کار نه تنها ابا و تعصب نژادپرستانه ای نداشتند بلکه استقبال می کردند . این در حالیست که کوروش پرستان و نژادپرستان ، باز هم در تضادی آشکار با آریاییهای اصیل ، در رفتاری منافقانه ، مردم را از آموختن از غیرایرانیان و تکنولوژی برتری که آنان از جانب خدا آورده اند (تکنولوژی فکر و روش زندگی موفق یعنی اسلام) نهی می کنند .

از صهیونیسم پول می گیرند که مردم را از اسلام و اعتقادات اسلامی برانند و مهمترین مولفه ی قدرت و اتحاد ایران - یعنی اسلام و اعتقادات اسلامی - را از ایرانیان بگیرند . 

آنچه ایران را - در شرایط تحریم نظامی کامل - در جنگ هشت ساله در برابر بیش از صد کشور دنیا حفظ کرد ، اسلام ، اعتقادات اسلامی مردم ، فرهنگ عاشورا ، فرهنگ شهادت ، غیرت مذهبی ، الگوهای مذهبی همچون حضرت اباعبدالله الحسین (ع) ، حضرت ابالفضل (ع) ، حضرت زهرا (س) ، حضرت زینب (س) ، و رهبر اسلامی مقتدر و آگاه بود . 

در هیچ کجای دنیا و در تاریخ هیچ کشوری سابقه ندارد که یک کشور - آنهم تحریم شده - بتواند در جنگی کاملا غیرعادلانه ، در برابر بیش از صد کشور دنیا (که مجهز به تکنولوژی روز بودند) بایستد ، و بماند ؛ و حتی وجبی از قلمرو اش را از دست ندهد . 

این معجزه است ؛ 

و معجزه دین اسلام و امام حسین (ع) است . 

دشمن ، این را فهمیده است . می داند مهمترین مولفه قدرت ایران ، اسلام ، اعتقادات اسلامی ایرانیان ، نظام جمهوری اسلامی و رهبر اسلامی مقتدر و آگاه است . 

برای همین ، (دشمن) با استخدام ، آموزش و حمایت از کوروش پرستان و نژادپرستان ، با ترویج کوروش پرستی ، باستانگرایی و نژادپرستی (با ساخت و انتشار انواع شبهات) به مقابله با اسلام ، اعتقادات اسلامی مردم ، نظام جمهوری اسلامی ، و رهبر اسلامی مقتدر و آگاهمان آمده است . 

البته دشمن ، آرزوی تجزیه یا تصرف ایران و گماردن مزدوران خود بر آن را به گور خواهد برد .


مطالب مرتبط در لینک زیر :


هانتینگتون از نظریه پردازان مشهور غربی اذعان می دارد که اقتصاد و تسلیحات قوی در کشورهای اسلامی، ما را به چالش نکشیده،‌ بلکه فرهنگ آنها طوری است که در مقابل ما ایستاده اند و تمدن ما را تهدید می کنند. 

همچنین جوزف نای، نظریه پرداز مشهور قدرت نرم، بیان می دارد : کشوری مثل جمهوری اسلامی ایران، با توجه به بافت فرهنگی آن که اساسش اسلام و تشیع است، با قدرت سخت قابل شکست نیست. 

 https://goo.gl/CBTqNC


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (473) : هنر آریاییها برگرفته از هنر اقوام دیگر / خیانت کوروش پرستان به ایران
برچسب ها : اسلامی ,اسلام ,کوروش ,اقوام ,اعتقادات ,پارس ,کوروش پرستان ,اعتقادات اسلامی ,اسلامی مقتدر ,اقوام دیگر ,جمهوری اسلامی ,رهبر اسلامی مقتدر ,نظام جم

هخامنشیان (473) : هنر آریاییها برگرفته از هنر اقوام دیگر / خیانت کوروش پرستان به ایران

:: هخامنشیان (473) : هنر آریاییها برگرفته از هنر اقوام دیگر / خیانت کوروش پرستان به ایران

هنر آریاییها برگرفته از هنر اقوام دیگر / پشت کردن کوروش پرستان به خدایانشان (=هخامنشیان) / خیانت کوروش پرستان به ایران


هخامنشیان (بخش473)


" ... هنر ایران باستان نخست در زمان مادها و در سه سده ی پیش از سال 550 در شمال غربی ایران شکوفا شد . در این هنگام دستاوردهای هنر 'ماد'ی از هنر اقوام همسایه تاثیر پذیرفت ، یعنی از هنر اورارتویی ها ، ساکنان پیشین ارمنستان ، هنر آشوری ها در منطقه ی شمال عراق امروز و هنر سکاهای کیمری که از آسیای میانه به فلات ایران رخنه کرده بودند . اصلی ترین دستاورد این پیوندهای فرهنگی برنزهای معروف به برنزهای لرستان است .

آگاهی ما از هنر مادها هنوز هم به غایت ناقص است . هنگامی که قدرت در سال 550 ، یعنی در زمان کوروش بزرگ ، به پارس ها منتقل شد ، میراث هنری مادها با آثار هنری پارس ها عجین شد . این هنر جدید نیز از هنر ایلام ، که پارس ها در حدود سال 700 به سرزمینشان کوچیده بودند ، تاثیر بسیار پذیرفت . با تشکیل شاهنشاهی هخامنشی ، پارس ها با هنر لودیایی ، ایونیایی ، بابلی ، فنیقی و مصری روبرو شدند . به این ترتیب در زمان داریوش هنری جهانی به وجود آمد که نام پارس ها را بر خود داشت و تا آن زمان نظیرش دیده نشده بود . در این هنر دستاوردهای هنری اقوام یاد شده به پیکری نو و یکپارچه درآمد . "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، ص 397


تذکر :


چنان که دارید می بینید آریاییهای اصیل ، از هنر و تکنولوژی اقوام دیگر منجمله غیرآریاییها استفاده می کردند و از این کار نه تنها ابا و تعصب نژادپرستانه ای نداشتند بلکه استقبال می کردند . این در حالیست که کوروش پرستان و نژادپرستان ، باز هم در تضادی آشکار با آریاییهای اصیل ، در رفتاری منافقانه ، مردم را از آموختن از غیرایرانیان و تکنولوژی برتری که آنان از جانب خدا آورده اند (تکنولوژی فکر و روش زندگی موفق یعنی اسلام) نهی می کنند .

از صهیونیسم پول می گیرند که مردم را از اسلام و اعتقادات اسلامی برانند و مهمترین مولفه ی قدرت و اتحاد ایران - یعنی اسلام و اعتقادات اسلامی - را از ایرانیان بگیرند . 

آنچه ایران را - در شرایط تحریم نظامی کامل - در جنگ هشت ساله در برابر بیش از صد کشور دنیا حفظ کرد ، اسلام ، اعتقادات اسلامی مردم ، فرهنگ عاشورا ، فرهنگ شهادت ، غیرت مذهبی ، الگوهای مذهبی همچون حضرت اباعبدالله الحسین (ع) ، حضرت ابالفضل (ع) ، حضرت زهرا (س) ، حضرت زینب (س) ، و رهبر اسلامی مقتدر و آگاه بود . 

در هیچ کجای دنیا و در تاریخ هیچ کشوری سابقه ندارد که یک کشور - آنهم تحریم شده - بتواند در جنگی کاملا غیرعادلانه ، در برابر بیش از صد کشور دنیا (که مجهز به تکنولوژی روز بودند) بایستد ، و بماند ؛ و حتی وجبی از قلمرو اش را از دست ندهد . 

این معجزه است ؛ 

و معجزه دین اسلام و امام حسین (ع) است . 

دشمن ، این را فهمیده است . می داند مهمترین مولفه قدرت ایران ، اسلام ، اعتقادات اسلامی ایرانیان ، نظام جمهوری اسلامی و رهبر اسلامی مقتدر و آگاه است . 

برای همین ، (دشمن) با استخدام ، آموزش و حمایت از کوروش پرستان و نژادپرستان ، با ترویج کوروش پرستی ، باستانگرایی و نژادپرستی (با ساخت و انتشار انواع شبهات) به مقابله با اسلام ، اعتقادات اسلامی مردم ، نظام جمهوری اسلامی ، و رهبر اسلامی مقتدر و آگاهمان آمده است . 

البته دشمن ، آرزوی تجزیه یا تصرف ایران و گماردن مزدوران خود بر آن را به گور خواهد برد .


مطالب مرتبط در لینک زیر :


هانتینگتون از نظریه پردازان مشهور غربی اذعان می دارد که اقتصاد و تسلیحات قوی در کشورهای اسلامی، ما را به چالش نکشیده،‌ بلکه فرهنگ آنها طوری است که در مقابل ما ایستاده اند و تمدن ما را تهدید می کنند. 

همچنین جوزف نای، نظریه پرداز مشهور قدرت نرم، بیان می دارد : کشوری مثل جمهوری اسلامی ایران، با توجه به بافت فرهنگی آن که اساسش اسلام و تشیع است، با قدرت سخت قابل شکست نیست. 

 https://goo.gl/CBTqNC


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (473) : هنر آریاییها برگرفته از هنر اقوام دیگر / خیانت کوروش پرستان به ایران
برچسب ها : اسلامی ,اسلام ,کوروش ,اقوام ,اعتقادات ,پارس ,کوروش پرستان ,اعتقادات اسلامی ,اسلامی مقتدر ,اقوام دیگر ,جمهوری اسلامی ,رهبر اسلامی مقتدر ,نظام جم

هخامنشیان (151) : برده داری در زمان هخامنشیان : دریافت مستمر جوانان بعنوان خراج برای برده کردنشان

:: هخامنشیان (151) : برده داری در زمان هخامنشیان : دریافت مستمر جوانان بعنوان خراج برای برده کردنشان

برده داری در عصر هخامنشی :

دریافت مستمر پسران و دختران جوان از اقوام به عنوان خراج و ...! برای برده کردن آنها


هخامنشیان (بخش151)

 


" وجود برداشتهایی از نوع خراجگزارانه از اقوام مختلف در دوران کوروش و کمبوجیه مسلم است . این امر نه تنها از قراءت کوروپدیا (کوروش نامه گزنفون) که از قراءت تواریخ هرودوت نیز پدیدار می شود . شکی نیست که دولتشهرهای یونانی ایونیا ، مانند دوران سلطه لیدیا ، ناگزیر به پرداخت خراج بودند . اصل پرداخت خراج ساده است : تمام اقوامی که تفوق پارس را پذیرفته بودند ملزم بودند به قدرت مرکزی مالیاتهایی یا بصورت جنسی یا بصورت فلزات گرانبها ، خواه به نام هدیه و خواه به نام خراج بپردازند . نباید فراموش کرد که با هر درخواست شاه ، آنها باید نیروهای نظامی یا پاروزنانی در اختیار این قدرت بنهند . 

این واقعیت را خود هرودوت بیان کرده است . چون می گوید که یکی از اولین اقدامهای بردیای غاصب ، که با کمبوجیه در مبارزه بود ، فرستادن ماموران مخفی به نزد هر یک از اقوام شاهنشاهی و اعلام معافیت سه ساله آنها از سپاه دهی و پرداخت خراج بود . تنها چنین فرضیه ای است که می تواند معافیت های ادواری و دایمی را ، که در این دوران با آنها آشنا هستیم توجیه کند . چنین است مورد آریاسپها که از اقوام ساکن در دره ی هیرمند بودند و به پاس نجات لشکر کوروش از گرسنگی و تشنگی صاحب عنوان و نام (نیکوکار) شدند و از پرداخت خراج معاف گشتند . مورد بردیا نیز چنین بود که کوروش هنگام مرگ فرمانروایی وسیعی را در آسیای مرکزی به او بخشیده بود . کوروش مقرر کرده بود که وی این سرزمینها را با معافیت از پرداخت مالیات در اختیار خواهد داشت . 

... هرودوت در پایان مطلب تصریح می کند که در زمان داریوش هم برای بعضی اقوام به جهت پرداخت چیزی تعیین نشده بود و آنان هدایایی تحویل می دادند . این اقوام هدیه دهنده ، کولخیسیان و اتیوپیان اند که در دوران هرودوت نیز هدایایی را که برایشان مقرر شده بود تحویل می دادند . کولخیسیان «یکصد پسر و دختر جوان» و اتیوپیان دو بار زر ذوب نشده ، دویست قطعه آبنوس ، »پانصد پسر جوان« و بیست عاج فیل می فرستادند . اعراب نیز هر ساله هزار تالان کندر می دادند . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 106 - 103


" ... اتیوپیان مجاور مصر و همسایگانشان هر دو سال یکبار دو خنیس زر ذوب نشده ، دویست تنه درخت آبنوس ، پنج پسربچه اتیوپیایی و بیست عاج فیل هدیه می دادند ؛ کولخیسیان و همسایگانشان تا قفقاز هر چهار سال یکبار صد پسربچه و صد دختربچه تحویل می دادند . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 615


توضیح : هدیه دادن هم در عصر هخامنشی ، امری اجباری همچون خراج بوده است . در قسمتهای قبل در این باره صحبت کردیم و بخش های دیگری از کتاب را در توضیح آن آوردیم . می توانید به قسمتهای قبل مراجعه کنید ( در 

baastan.blog.ir

تحت موضوع " مطالب اختصاصی با موضوع کوروش ، داریوش و دیگر هخامنشیان " .


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (151) : برده داری در زمان هخامنشیان : دریافت مستمر جوانان بعنوان خراج برای برده کردنشان
برچسب ها : خراج ,پرداخت ,اقوام ,کوروش ,دادند ,برده ,پرداخت خراج ,ترجمه ناهید ,ناهید فروغان ,دادند امپراتوری ,برده داری ,ترجمه ناهید فروغان

هخامنشیان (446) : برده داری در عصر هخامنشی / دختر کوروش (همسر داریوش) هم برده داشت

:: هخامنشیان (446) : برده داری در عصر هخامنشی / دختر کوروش (همسر داریوش) هم برده داشت

برده داری در عصر هخامنشی / دختر کوروش (همسر داریوش) هم برده داشت


هخامنشیان (بخش446)


" ... ارتستونا می توانست با خیال راحت و با مسءولیت خود در پارس بگردد ، زیرا او یک گروهان کوچک از غلامان محافظ تحت فرمان داشت . "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، ص 357


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (446) : برده داری در عصر هخامنشی / دختر کوروش (همسر داریوش) هم برده داشت
برچسب ها : برده ,داریوش ,برده داشت ,همسر داریوش ,کوروش همسر ,دختر کوروش ,برده داری

هخامنشیان (304) : پاسارگاد ساخت چه کسانی است ؟ (آیا پاسارگاد ساخت ایرانیان است ؟)

:: هخامنشیان (304) : پاسارگاد ساخت چه کسانی است ؟ (آیا پاسارگاد ساخت ایرانیان است ؟)

پاسارگاد ساخت چه کسانی است ؟


هخامنشیان (بخش304)


" ... کاخ محل سکونت بی تردید نشان از تاثیر و نقش معماری یونانی دارد . ظاهرا هنگامی که کوروش در سال 545 سارد را به تصرف خود درآورد ، به شدت تحت تاثیر بناهای مرمرین شاهان لودیا قرار گرفته است . چه بسا او در همان زمان شماری از استادان لودیایی را در پاسارگاد به خدمت گماشته باشد . بعدها ، همانگونه که کارل نیلندر تشخیص داده است ، معماران افسوسی بی شماری به استادان لودیایی پیوستند . این استادان لودیایی و ایونیایی بر اساس طرح های معماران ایرانی برای مقر حکومت جدید کوروش مجموعه ای از بناها ساختند که امروزه نیز ، با وجود اینکه تنها ویرانه هایی از شکوه پیشین بر جای مانده است ، هنوز هم بیننده را افسون می کند . در پاسارگاد تنها همین یک بار در تاریخ ، نبوغ ایرانی و یونانی خلاقانه و به گونه ای متوازن با یکدیگر پیوند خورده است ...

کوروش بناهای دیوانی کاخ خود را با پیکره های نمادین نگهبان آشوری ، بابلی و سوری که در لشکرکشی های خود با آنها روبرو بوده ، تزیین کرده است . برای این کار باید که هنرمندان بومی آن مناطق را به پاسارگاد فراخوانده باشد . این هنرمندان احتمالا با همکاری معماران ایرانی و سنگ تراشان لودیایی و ایونیایی مجتمع کاخ ها را با تلفیق شیوه ها درانداخته بودند ... "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، صص 117 - 115


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357 

منبع : باستانهخامنشیان (304) : پاسارگاد ساخت چه کسانی است ؟ (آیا پاسارگاد ساخت ایرانیان است ؟)
برچسب ها : پاسارگاد ,لودیایی ,ایرانی ,معماران ,استادان ,ساخت ,استادان لودیایی ,پاسارگاد ساخت ,معماران ایرانی ,ساخت چهانی

هخامنشیان (204) : ملکه به معنای واقعی کلمه ، در دربار هخامنشی وجود نداشته است

:: هخامنشیان (204) : ملکه به معنای واقعی کلمه ، در دربار هخامنشی وجود نداشته است

ملکه به معنای واقعی کلمه در دربار هخامنشی وجود نداشته است 


هخامنشیان (بخش204)


" داریوش ، خشایارشا ، و آتوسا (دختر کوروش) :

... گفتن اینکه مادر شاهپور ، یعنی آتوسا ، حق دخالت (در جانشینی) داشته است ، آشکارا نادرست است . هر چند مادر ولیعهد مقام و موقعیت معتبری در دربار داشته است اما " ملکه به معنای واقعی کلمه در دربار هخامنشی وجود نداشته است " . 

همسر شاه هیچ حق وابسته به شخص خود نداشت . وی فقط می توانست احتمالا از نفوذ شخصی خود استفاده کند ، همین و بس . وانگهی خشایارشا در آن بند از کتیبه که در باب داده شدن حق مشروع به وی نگاشته است ، کلامی درباره آتوسا بر زبان نمی آورد . اگر آتوسا از قدرتی که گاه بر اساس تواریخ هرودوت برایش می شناسند برخوردار بود ، خشایارشا در کتیبه خود (درباره جانشینی خود) ، از اشاره به او فروگذار نمی کرد ، اما خشایارشا به شدت بر انتقال قدرت از طرف پدر تاکید می ورزد . مشروعیت دودمانی از طریق مادر او برقرار نمی شود . آتوسا مقام و موقعیت معتبر خود را در دربار از ولایتعهدی یکی از پسران کسب می کند . اگر داریوش خشایارشا را برگزیده است ، به دلایل دیگری بوده است که قبلا آن را متذکر شدیم . انتخاب ارتوبرزنس سبب می شد که به خاندان گوبروو تمایزی اعطا شود که مطلقا بر خلاف اهداف سیاست درون همسرانه ی داریوش بود . این سیاست مستلزم نگهداری قدرت در دست اخلاف مستقیم وی بود . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 815


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (204) : ملکه به معنای واقعی کلمه ، در دربار هخامنشی وجود نداشته است
برچسب ها : دربار ,خشایارشا ,آتوسا ,داریوش ,مادر ,نداشته ,وجود نداشته ,واقعی کلمه ,معنای واقعی

هخامنشیان (437) : زندگی یک کارگر ساده در ایران باستان ، یک زندگی پر رنج و نیاز بوده است

:: هخامنشیان (437) : زندگی یک کارگر ساده در ایران باستان ، یک زندگی پر رنج و نیاز بوده است

زندگی یک کارگر ساده در ایران باستان یک زندگی پر رنج و نیاز بوده است


هخامنشیان (بخش437)


" ... منابع به خوبی روشن نمی کنند که در هر موردی پرداخت ها مربوط به کارگران نیمه آزاد است یا کارگران آزاد . یک کارگر ساده ی دربار ، فارغ از میزان 'آزادی'اش ، در ماه حداقل یک ارتابه (1 / 29 لیتر) جو به ارزش 60 / 1 مارک طلا می گرفت . غله از انبارهای محلی غله ی دربار به دستور انبار دربار پرداخت می شد . 

اگر کارگر همسر و فرزند می داشت ، اینها هم سهم می بردند . همسر ، به جای 30 پیمانه ی شوهر ، 20 پیمانه و بچه ها بسته به سنشان 20 ، 15 ، 10 و یا 5 پیمانه در ماه دریافت می کردند . ظاهرا اعضای خانواده هم در صورت توانایی به کار گرفته می شدند . جیره های جو یاد شده برای کارگران ساده ، کل دریافتی آن ها بود . یعنی مرد روزانه 660 گرم و زن 440 گرم نان .

در این جا این پرسش پیش می آید که یک کارگر ساده در شاهنشاهی ایران چطور زندگی می کرده است ؟ 

کلبه ای گلی را در صورت لزوم هر کسی می توانسته است برای خود بسازد . سقف گنبدی را - چنان که در ایلام هزاره ی سوم پیش از میلاد - از خشت می ساخته اند تا از بکار بردن چوب گران پرهیز کنند ؛ به علاوه ی چند دیرک برای قاب در ، که در عین حال پنجره هم بود و کارگر از جایی برای خود دست و پا می کرد . خانواده در قطعه زمینی کوچک برای خود پیاز ، سیر و سبزی می کاشت . لباس چگونه تهیه می شد ، نمی دانیم . احتمالا انبار جامه ی دربار کاری می کرده است ، اما در این باره هیچ خبری نداریم . پیداست که زندگی یک کارگر ساده در ایران باستان ، یک زندگی پر رنج و نیاز بوده است . "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، صص 348 - 347


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (437) : زندگی یک کارگر ساده در ایران باستان ، یک زندگی پر رنج و نیاز بوده است
برچسب ها : کارگر ,زندگی ,ساده ,دربار ,پیمانه ,باستان ,کارگر ساده ,نیاز بوده ,ایران باستان

هخامنشیان (313) : پارسیان از خود خطی نداشتند

:: هخامنشیان (313) : پارسیان از خود خطی نداشتند

پارسیان از خود خطی نداشتند


هخامنشیان (بخش313)


" ... پارسیان در زمان کمبوجیه (حدود سال 525) خطی از خود نداشتند . "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، ص 123


تذکر :

از زمان داریوش ، پارسیان دارای خط میخی شدند . 


اطلاعات بیشتر :


خط میخی کار ایلامی ها و آرامی ها بود :

 https://goo.gl/wIIXhe 

خط میخی (فارسی باستان) توسط خود پارسیان هم زیاد استفاده نمی شد :

 https://goo.gl/bIx3Ze 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357 

منبع : باستانهخامنشیان (313) : پارسیان از خود خطی نداشتند
برچسب ها : پارسیان ,میخی ,نداشتند

هخامنشیان (270) : حذف جسمانی ( ترور ) مخالفان و رقبای فرضی ، جزوی از راه و رسم دربار هخامنشی

:: هخامنشیان (270) : حذف جسمانی ( ترور ) مخالفان و رقبای فرضی ، جزوی از راه و رسم دربار هخامنشی

حذف جسمانی مخالفان و رقبای فرضی ، جزوی از راه و رسم دربار هخامنشی


هخامنشیان (بخش270)


" حذف جسمانی مخالفان و رقبای فرضی ... جزوی از راه و رسم دربار هخامنشی بوده است . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 1221


#وحشیگری_هخامنشیان

#خشونت_هخامنشیان

#جنایات_هخامنشیان

#دیکتاتوری_هخامنشی


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (270) : حذف جسمانی ( ترور ) مخالفان و رقبای فرضی ، جزوی از راه و رسم دربار هخامنشی
برچسب ها : هخاان ,دربار ,جزوی ,فرضی ,مخالفان ,رقبای ,رقبای فرضی ,جسمانی مخالفان

هخامنشیان (198) : کوروش پرستان (هخامنشی پرستان) و نژادپرستان به خدایان خود پشت می کنند

:: هخامنشیان (198) : کوروش پرستان (هخامنشی پرستان) و نژادپرستان به خدایان خود پشت می کنند

کوروش پرستان (هخامنشی پرستان) و نژادپرستان به خدایان خود پشت می کنند


هخامنشیان (بخش198)


بر خلاف کوروش پرستان و نژادپرستان ، کوروش و دیگر هخامنشیان حضور زبان های مختلف را در قلمرو خود می پذیرفتند و زبان را بهانه ای برای تفرقه افکنی یا تحقیر اقوام قرار نمی دادند . 

مطلب زیر که برگرفته از کتاب " امپراتوری هخامنشی " تالیف پروفسور پیر برایان است، به خوبی این موضوع را نشان می دهد . ناگفته نماند که پروفسور برایان در کتابش ، این مطلب را به استناد و به نقل از منابع دست اول متعدد آورده ؛ که برای جلوگیری از اطاله کلام ، از ذکر تک تک منابع خودداری کردیم . در صورت تمایل به دریافت آدرس آن اسناد می توانید به کتاب ایشان ، و صفحات اشاره شده مراجعه کنید . ناگفته نماند که همین مطلب و اسناد فراوان دیگر (در کتب تاریخ و کتیبه های هخامنشی) نشانگر پذیرش زندگی اقوام مختلف در کنار هم از جانب هخامنشیان است . این در حالیست که نژادپرستان و کوروش پرستان (هخامنشی پرستان) دایما با مطرح کردن توهمات برتری نژادی خود ، (همچون هیتلر) خواهان بیرون راندن نژادهای غیرآریایی از کشور و پاکسازی نژادی بوده ، و با نفرت پراکنی قومیتی ، در جهت منافع صهیونیسم یعنی جنگ های تجزیه طلبانه و تجزیه کشور قدم بر می دارند . 

موضوع دیگر آنکه هخامنشیان ، برخلاف کوروش پرستان (هخامنشی پرستان) و نژادپرستان ، همزمان با حفظ تنوع قومی و زبانی ، به دنبال وحدت کشور بوده اند .

این در حالیست که کوروش پرستان (هخامنشی پرستان) و نژادپرستان ، در راستای اهداف صهیونیسم ، انگلیس و امریکا (دشمنان ایران) ، دایما به دنبال تفرقه افکنی بین اقوام مختلف کشور به بهانه های مختلف (و با ابزار تحقیر ، تمسخر ، توهین به اقوام و زبانشان ، و نفرت پراکنی بین اقوام) هستند . 

#

خب ! حال برویم سراغ اصل مطلب (یعنی مطلب کتاب امپراتوری هخامنشی درباره اقوام و زبانها و ... در عصر هخامنشی) :

###


" وحدت و تنوع 


تشکیلات اداری شاهنشاهی و چندزبانگی :

سازماندهی های مجدد و تغییراتی که به دست داریوش ، پس از تلاش های کوروش و کمبوجیه ، بطور عمقی صورت پذیرفت ، حرکت در راستای 'یگانگی' تشکیلاتی را در سرزمینهای فتح شده به نسبت های زیاد تسریع کرد : تحلیل سلطه ی خراجگزارانه ثابت می کند که زان پس می توان از صورت بندی شاهنشاهانه به تمام معنی سخن گفت . با این همه ، یگانگی روش های تشکیلاتی در سطح شاهنشاهی به معنای آن نیست که سنن محلی از میان رفته اند و احتمالا در یک کوینه هخامنشی حل یا در هم آمیخته شده اند . 

»فتح و سلطه در دو سطح یگانه کردن و حفظ تنوع ، که فقط به ظاهر متضادند ، عمل می کند .»

اسناد زمان سلطنت داریوش و خشایارشا حاکی از انتشار گسترده ی زبان آرامی در دیوانسراهای خشثرپاون نشین و حتی در تخت جمشید ، در ناحیه بابل ، در مصر ، در ساردیس ، در داسکولیون و تا فلات ایران است . با این همه انتشار اداری آرامی جای کاربرد زبانهای محلی را نگرفته است . فرمان اخشورش در کتاب استر : " به هر ولایت، موافق خط آن و به هر قوم موافق زبانش " موید این سخن است .

یا حتی فرمان داریوش در بیستون : " پس از آن ، این نوشته را به همه جا ، به تمام سرزمین ها فرستادم ؛ مردمان آن را بازنوشتند . " روایت های بازیافته در بابل به زبان بابلی و در الفانتین به آرامی ثابت می کند که فرمان شاه واقعا مجری شده است (توسط تشکیلات اداری هخامنشی) .

پیداست که زبانها و خط های محلی همچنان به وفور در متون خصوصی و همچنین در اسناد رسمی انتشار یافته به دست مقامات محلی ، برای مثال در اسناد هیروگلیفی دوران داریوش و خشایارشا ، مورد استفاده قرار می گیرند . در زمینه حفظ این زبان ها و خط ها شواهد متعددی از آسیای صغیر ، ناحیه بابل ، فنیقیه یا حتی در تخت جمشید بدست آمده است . از میان مثال ها باید مثال مجمع القوانین قضایی مصر را قید کنیم که به آرامی و به دموتی منتشر شده بود و از میان اسناد مربوط به امور جاری باید از آن برده ای نام برد که در ناحیه بابل در زمان کمبوجیه بر مچ خود نوشته ای به (زبان) اکدی و به (زبان) آرامی داشت . 

تحلیل مکاتبات فرنداتس ، خشثرپاون مصر با مسءولان پرستشگاه خنوم در الفانتین در سال 492 از این نظر بسیار روشن کننده است . این نامه به عینه نشان می دهد که آرامی به عنوان بردار زبان شناختی انحصاری بین تشکیلات اداری و مردم تحت انقیاد نمی توانست پیوسته مورد استفاده قرار گیرد . نامه خشثرپاون که به آرامی توسط دیوانسرای ممفیس که تحت مسءولیت یکی از مقامات عالیرتبه (یک غیرمصری ، شاید ایرانی) قرار داشت ، نوشته شده است ، جمله به جمله توسط دبیری مصری (پفتوع اونیث) به دموتی برگردانده شده است ؛ این دبیر در انجام این تکلیف احتمالا با مشکلاتی مواجه شده است . مشکبات این متن ترجمه شده ، که مفسران جدید با آن روبرو شده اند ، از همین امر ناشی می شود . در عوض پاسخ کاهنان الفانتین مستقیما به دموتی انشا شده است . به عبارت دیگر ، دیوانسراهای خشثرپاون نشین برای فهماندن مطلب خود ناگزیر بودند به دبیران محلی متوسل شوند . 

در این شرایط ، ترجمه های اسناد دولتی همیشه از دقت اسناد دیگر برخوردار نبوده است ، به خصوص وقتی زبان گیرنده معادلی برای یکی از واژه های زبان پارسی نداشته است . بدین ترتیب برای برگرداندن واژه بندکه ، مترجم یونانی نامه داریوش به گاداتاس واژه یونانی ای جز دولوس نیافته است که محتوای معناشناختی آن با محتوای واژه ی پارسی متن اصلی از نظر ما رابطه بسیار سستی دارد . ترجمه ها از آنجایی پیچیده تر می شود که بین اصل پارسی متن و روایت آن به زبان محلی اغلب پای یک میانجی آرامی در میان بود . نوشته های دو زبانی یا سه زبانی گواه مشکلات تبدیل اند . بهترین مثال را در این تاریخ روایات متعدد کتیبه بیستون و بعدها کتیبه سه زبانی کسانتوس تشکیل می دهد . 

ما نمونه های چندانی درباره فراگیری زبان نمی شناسیم . مشهورترینشان مثال تمیستوکلس است که در میان اطرافیان اردشیر اول پذیرفته شده بود . او پارسی را چنان فراگرفت که به گفته کورنلیوس نپوس " برای او سخن گفتن در حضور شاه از کسانی که در پارس زاده شده بودند ، سهلتر بود ! "

هرودوت نیز هیستیایوس میلتوسی را نام می برد که به پارسی سخن می گوید یا حداقل آنقدر می داند که خود را به یک سرباز پارسی بشناساند . البته او بیش از ده سال در دربار داریوش به سر برده بود . با این همه ، مثال های شناخته شده هم مربوط به اشخاص خاص است و هم شمارشان اندک است . همه چیز حاکی از آنست که زبان پارسی چندان متداول نبوده است . البته گزنفون شرح داده است که او در ارمنستان دهدار را از طریق مترجمی که به فارسی سخن می گفت مخاطب قرار داده بود . اما برای این گواهی نباید ارزش بی اندازه قاءل شد ، چون گزنفون می گوید که کومارخوس (دهدار) معمولا به پارسی سخن می گفت . همچنین می توان فرض کرد که یک ارمنی می توانست بدون دشواری چندانی گفتاری ساده را به زبانی که به زبان او بسیار شبیه بود ، درک کند . 

استرابون هنگام سخن گفتن درباره سکنه فلات ایران (آریانه) می گوید که آنان به یک زبان سخن می گویند . وی در عین حال تصریح می کند که تغییر لهجه از جایی به جای دیگر وجود داشته است . احتمال دارد که استفاده از زبان فارسی در میان بعضی از اقوام فلات رواج یافته باشد . این امر در مورد صحراگردان ساگارتی ، که هرودوت گفته است به فارسی سخن می گویند کاملا صدق می کند . البته وی در عین حال تصریح می کند که آنان به قوم پارس تعلق دارند و یکی از قبایل آن به شمار می آیند . البته تعلق ساگارتیان به این قوم سبب نشده است که آنان شیوه های نبرد خود را که آنان را از سواره نظام سلطنتی به طرز عمیقی متمایز می کند ، حفظ نکنند . درباره دیگر قبایل پارسی ، چون ماردهای پارس نیز احتمالا این سخن صادق است . استرابون متذکر می شود که ساکنان درانگیانا با پارسیان به لحاظ فرهنگی سازگاری یافته اند . واژه بکار رفته (persizontes) می تواند ما را به فکر اختیار کردن زبان پارسی بیفکند ، ولی متن چنین تفسیری را تحمیل نمی کند . به نوشته استرابون اهالی کارمانیا - که هرودوت آنان را تحت عنوان گرمانیها در میان قبابل کشاورز پارسی جای داده است - فنون کشاورزی ای مشابه پارسیان اختیار کرده بودند . ولی در عین حال ، روایت استرابون نشان می دهد که اهالی کارمانیا تا چه حد رسوم خود را حفظ کرده بودند ؛ به ویژه مناسک گذار اهالی کارمانیا که استرابون آن را شرح داده است ، با مناسک دوره ی گذار پارسیان ، تا آنجا که ما از آن اطلاع داریم ، بسیار متفاوت است . چون مردان جوان پیش از ازدواج باید مردانگی خود را به اثبات برسانند و به این منظور باید " سر دشمنی را ببرند و آن را برای شاه آورند ؛ شاه جمجمه ها را در اقامتگاه خود تلنبار می کند . "

پس صرف نظر از مورد بخصوص ساگارتیان ، ما هیچ تاییدیه ای درباره انتشار گسترده ی زبان فارسی در میان اقوام ایرانی نداریم . به همین علت اسکندر از مترجم شفاهی ماهری برای تکلم با ساکنان مرکنده در سغدیانا استفاده می کرد . وانگهی تمام اسناد مکتوب بعدی از قدرت زبان های باکتریایی یا سغدی و حفظ رسوم تدفین (تکه و پاره شدن گوشت جسد توسط پرندگان شکاری) ، که کاملا از رسوم پارسی متمایز بود ، سخن می گویند . 

در این اوضاع و احوال ، حفظ چند زبانگی مستلزم توسل به مترجمان شفاهی بوده است . در سپاه شاه این مترجمان فراوان بودند . در دربار مرکزی حتی هنگام پذیرش سفرای خارجی چنین بود . وانگهی تمیستوکلس در نخستین باری که به حضور شاه بزرگ (هخامنشی) بار یافت به کمک مترجمی شفاهی او را مخاطب قرار داد . همچنین هرودوت ، دخالت مترجمان شفاهی را بین کوروش و کرسوس یا بین داریوش و یونانیان مورد تایید قرار داده است . داریوش (حداقل به نوشته کوءینتیوس کورسیوس روفوس) ظاهرا زحمت یونانی آموختن را بر خلاف خلف دور خود داریوش سوم بر خود هموار نکرده بود . پارسیان نیز بی تردید به کار بردن زبان های محلی را آموخته بودند ، چون آن مرد پارسی که در هنگام ضیافتی که در سال 479 در تب به افتخار مردونیه ترتیب یافته بود ، به یونانی با او سخن گفت . یا پاتگواس که از پیرامونیان کوروش صغیر بود و آن قدر یونانی می دانست که به سربازان مزدور به این زبان فرمان دهد . اما باید خاطرنشان کنیم که در پایان قرن پنجم تیسافرن خشثرپاون برای ارتباط گرفتن با یونانیان از مترجم شفاهی استفاده می کرد . 

به نظر می رسد که یکی از الواح بابلی که به طور فرضی متعلق به اوایل قرن پنجم شناخته شده است ، مبین آنست که شناخت زبان های محلی در میان پارسیان چندان شایع نبوده است . در این لوح جیره های داده شده به مجموعه ای از افراد ، که بیشترشان پارسیان ظاهرا عالی مرتبه اند ، ثبت شده است (یکی از آنها به نام اوشتانوکسی جز خشثرپاون ناحیه بابل و ابرنهر نیست) . ممکن است که این پارسیان در حال عبور از عیلام و ناحیه بابل بوده یا برای انجام دادن ماموریتی به آنجا آمده باشند . 

البته در این لوح نام دبیر - مترجم شفاهی (لیب لوت) و مترجم کتبی (مردوکا) ، که وابسته به دستگاه اوشتانو بودند، همچنین مترجم شفاهی (بل - ایتنو) ارته پاتی قید شده است . ظاهرا پارسیان از گرفتن ارتباط مستقیم با مرءوسان خود عاجز بودند و ناگزیر برای این کار به مترجمان شفاهی بابلی متوسل می شدند . البته این سند به تفسیرهای دیگر نیز میدان می دهد ، مثلا اینکه پارسیان هر چند توانایی گفتن کلماتی را به بابلی داشتند ، اما آنقدر به آن زبان مسلط نبودند که دستورهای دقیق به آن زبان صادر کنند ؛ یا اینکه سعی داشتند برای حفظ موقعیت معتبر خود به فارسی تکلم کنند ؛ یا آنکه اصطلاح به کار رفته (سیپرو) برای نامیدن همکاران پارسیان ، در درجه اول به شغل دبیرشان بر می گردد که الزاما به ترجمه کتبی و شفاهی ربطی ندارد . 

بنابراین شاید لازم باشد اهمیت مفرطی برای این سند قاءل نشویم . هر چند مجموعه ای از موانع زبان شناختی و سیاسی مانع ارتباط کلامی پارسیان و اتباعشان می شد ، اما باید خاطرنشان کنیم که کاربرد آرامی و فعالیت دبیران و مترجمان شفاهی به سهولت امکان رفع این موانع را در کارهای اداری و حتی در زندگی روزمره می داد . وقتی پارسیان با مصریان عهدنامه های تجاری منعقد می کردند ، متن به آرامی تدوین می شد . همچنین است قرارداد بین یک آرامی ساکن الهیه (تءوزی) و یک روستایی مصری . به عبارت دیگر ، پراکندگی زبان شناختی ای که همیشه وجود داشت ، وحدت سیاسی شاهنشاهی را به مخاطره نمی افکند . فرمان شاه یا خشثرماون به هر زبانی ، اعم از یونانی ، بابلی ، لوکیایی یا دموتی نوشته و منتشر شود ، تمام ارزش عملی خود را حفظ می کند - همچنانکه هنر بکار رفته در تخت جمشید ، به رغم فراخواندن صنعتگران تمام سرزمین ها و وام گیری از گنجینه ی تصویرشناختی خاور نزدیک ، یک هنر سلطنتی هخامنشی به تمام معنی به شمار می آید . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 801 - 796


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (198) : کوروش پرستان (هخامنشی پرستان) و نژادپرستان به خدایان خود پشت می کنند
برچسب ها : زبان ,پارسی ,پارسیان ,آرامی ,پرستان ,شفاهی ,کوروش پرستان ,ناحیه بابل ,مترجمان شفاهی ,مترجم شفاهی ,زبان پارسی

هخامنشیان (462) : چند همسری ، امری رایج در ایران باستان

:: هخامنشیان (462) : چند همسری ، امری رایج در ایران باستان

چندهمسری، امری رایج در ایران باستان


هخامنشیان (بخش462)


" ... پارس ها با همسران خود نه (شراب) می نوشیدند و نه می رقصیدند ، بلکه فقط با زنان غیررسمی (=نامشروع) خود چنین می کردند . البته آنها علاوه بر کنیزکان خریداری شده معمولا چندین زن داشتند ، اما به رغم چندزنی نظم را رعایت می کردند . مثلا هرودوت می نویسد : ' زنان در پارس به ترتیب نزد شوهرانشان می آیند ، یعنی هر شب به نوبت . ' "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، ص 390


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (462) : چند همسری ، امری رایج در ایران باستان
برچسب ها : ایران باستان ,امری رایج

هخامنشیان (462) : چند همسری ، امری رایج در ایران باستان

:: هخامنشیان (462) : چند همسری ، امری رایج در ایران باستان

چندهمسری، امری رایج در ایران باستان


هخامنشیان (بخش462)


" ... پارس ها با همسران خود نه (شراب) می نوشیدند و نه می رقصیدند ، بلکه فقط با زنان غیررسمی (=نامشروع) خود چنین می کردند . البته آنها علاوه بر کنیزکان خریداری شده معمولا چندین زن داشتند ، اما به رغم چندزنی نظم را رعایت می کردند . مثلا هرودوت می نویسد : ' زنان در پارس به ترتیب نزد شوهرانشان می آیند ، یعنی هر شب به نوبت . ' "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، ص 390


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (462) : چند همسری ، امری رایج در ایران باستان
برچسب ها : ایران باستان ,امری رایج

هخامنشیان (107) : غیرت هخامنشیان روی زنان و همبسترانشان

:: هخامنشیان (107) : غیرت هخامنشیان روی زنان و همبسترانشان

غیرت هخامنشیان روی زنان و همبسترانشان 


هخامنشیان (بخش107)


" پلوتارک هنگام صحبت درباره 360 همبستر شاه این توضیح را ارایه می دهد :

»بربرها در مورد اموری که به بی عفتی مربوط می شود به شدت حساسند ، تا آن حد که نه فقط اگر کسی به یکی از همبستران شاه نزدیک شود و یا او را لمس کند به مرگ محکوم می شود ، بلکه حتی اگر از ارابه های سرپوشیده ای که آنان را حمل می کند جلو بزند و یا با آن تماس بیابد مرگ انتظارش را می کشد .»

این عبارات ، ما را به یاد مکر تمیستوکلس ، که پلوتارک آن را روایت کرده است می اندازد . پلوتارک ، پس از آنکه غیرت بربرها را (که الیانوس نیز به آن اشاره کرده است) مجددا خاطرنشان می کند ، شرح می دهد که این مرد آتنی برای فرار از بازرسی بر ارابه ی سرپوشیده ای نشست ؛ همراهان او هماره به بازرسان جواب می دادند که داخل ارابه " دختری یونانی الاصل است که او را از ایونیا برای یکی از اصیل زادگان درگاه شاهی می برند " و پلوتارک تصریح می کند :

»بربرها نه فقط از زنان خود ، بلکه از زنانی که به سیم خریده اند نیز بشدت مراقبت می کنند . آنان در خانه در انزوای کامل بسر می برند . و هنگام سفر ، آنان را در ارابه های چهار چرخه ای که دورشان را از هر سو روکش گرفته اند ، جابجا می کنند .»

پلوتارک که بسیار به مسءله پاکدامنی زنان علاقمند است ، در (کتاب) " زندگی اردشیر " به آن می پردازد و می گوید که وی نخستین شاهی بود که به همسرش استاتیرا اجازه سفر در ارابه روباز را داد (یعنی این عمل -سفر با ارابه ی روباز - عملی غیرعادی و بیسابقه بوده است) . همین پلوتارک است که تصریح کرده است که :

»زنان عقدی شاه ، وقتی در ضیافتی شرکت می کردند ، هنگام میگساری که وقت ورود همبستران و رامشگران بود ، تالار را ترک می گفتند .»

ما چیز زیادی درباره زندگی همبستران شاه نمی دانیم . نگارنده کتاب استر آنان را در خانه ای که آن را " خانه زنان " می نامند به صحنه آورده است ؛ دو خانه این نوعی وحود دارد ، یکی از آنها تحت نظر هیجاز خواجه است . در این خانه دختران جوان را برای همبستری با شاه آماده می کنند . دیگری که " خانه دوم زنان " نامیده می شود ، تحت نظر شعشغاز " مستحفظ متعه ها " است . زنان پس از آن که شبی را در کنار شاه می گذرانند ، به آن باز می گردند . این اصطلاحی است که پلوتارک نیز آن را در مورد همبستران خشثرپاون ساردیس به کار می برد . الیانوس در مقایسه شاه بزرگ با یک نوع ماهی دریایی به چنین وضعی اشاره می کند : " زنان او در اتاق های مجزا زندگی می کنند . "

... همبستران شاه در سراهای اختصاصی بسر می بردند و اگر بخواهیم سخن هراکلیدس را تمام و کمال بپذیریم ، باید بگوییم که سراهای آنان را حیاط سیبداران از سراهای شاه مجزا می کرد . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 443 - 440


تذکر : جدای از بحث نوع مجازات هخامنشیان با افراد تعدی کننده یا نزدیک شده به زنانشان (که خود بحثی دیگر است) این نکته را باید متذکر شد که بطور کلی ، غیرت هخامنشیان بر روی زنانشان  ، از نقاط قوت آنان است .


#متعه_در_هخامنشی

#صیغه_در_هخامنشی

#صیغه_در_ایران_باستان

#زنان_هخامنشی

#ارابه_سرپوشیده

#منزل_ اختصاصی

#عفت

#غیرت_هخامنشیان_نقطه_قوت

#حریم_خانواده

 

###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (107) : غیرت هخامنشیان روی زنان و همبسترانشان
برچسب ها : زنان ,پلوتارک ,ارابه ,هخاان ,آنان ,خانه ,غیرت هخاان

هخامنشیان (367) : هخامنشیان ،رکورددار برده داری در باستان/ بردگی مردم یک " کشور " توسط داریوش و خشایار

:: هخامنشیان (367) : هخامنشیان ،رکورددار برده داری در باستان/ بردگی مردم یک " کشور " توسط داریوش و خشایار

هخامنشیان ، رکورددار برده داری در ایران باستان /

برده شدن مردم یک " کشور " توسط داریوش و خشایارشای هخامنشی


هخامنشیان (بخش367)


" ... او (خشایارشا) پیش از هر کاری باید شورش مصر را می خواباند . هنوز داریوش زنده بود که این شورش آغاز شد . خشایارشا در این باره می نویسد :

»هنگامی که من شاه شدم ، (یکی) از سرزمین هایی که در بالا نوشته شد ، سر به شورش برداشت . آنگاه اهورامزدا (1) مرا یاری کرد . به خواست اهورامزدا آن سرزمین را زدم و سر جایش نشاندم .»

خشایارشا این کشور را به نام نمی خواند ، اما با توجه به منابع دیگر بطور قطع ، منظور از آن مصر بوده است . البته خود خشایارشا در جنگ شرکت نکرد . بلکه برادرش هخامنش را به جای خود فرستاد . هخامنش در مقام ساتراپ جدید مصر ، ماموریتی را که شاهنشاه به او داده بود به خوبی به انجام رساند . هرودوت می نویسد در این هنگام مصر خیلی شدیدتر از زمان داریوش زیر فشار بردگی بود . (2) "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، صص 232 - 230


1 . همانگونه که قبلا هم گفتیم ، هخامنشیان برای توجیه تجاوزات ، جنایات و اقدامات خود و برای حل بحران مشروعیتی که حکومت دیکتاتوریشان با آن روبروست دایما آنها را به خدا نسبت می دهد ؛ همانطور که کوروش ، تجاوز خود به بابل را به بت مردوک (که کوروش و بابلیان ، آن را خدای خود می دانستند) نسبت می داد .

2 . شورش مردم مصر ، شورشی آزادی خواهانه بوده ، و آنها از حکومت دیکتاتوری و غاصب هخامنشی بر خود ناراضی بوده و خواهان رهایی از یوغ هخامنشیان بوده اند . 

سخن هرودوت در باب " بردگی مصریان " نیز این نکته را تایید می کند . 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (367) : هخامنشیان ،رکورددار برده داری در باستان/ بردگی مردم یک " کشور " توسط داریوش و خشایار
برچسب ها : هخاان ,داریوش ,بوده ,شورش ,خشایارشا ,بردگی ,توسط داریوش ,کشور توسط ,برده داری

هخامنشیان (421) : پارسیان با پسران خود مانند بردگان رفتار می کردند (در عصر هخامنشی)

:: هخامنشیان (421) : پارسیان با پسران خود مانند بردگان رفتار می کردند (در عصر هخامنشی)

قوم پارس با پسران خود مانند بردگان رفتار می کردند (در عصر هخامنشی)


هخامنشیان (بخش421)


" ... قدرت پدر بر پسر تا آنجا بود که ارسطو عقیده داشت پارسیان با پسران خود مانند بردگان رفتار می کنند . "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، ص 318


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (421) : پارسیان با پسران خود مانند بردگان رفتار می کردند (در عصر هخامنشی)
برچسب ها : رفتار ,بردگان ,پسران ,بردگان رفتار ,مانند بردگان ,مانند بردگان رفتار

هخامنشیان (116) : عطیه دادن در ازای خودنمایی ! (در حکومت هخامنشی)

:: هخامنشیان (116) : عطیه دادن در ازای خودنمایی ! (در حکومت هخامنشی)

عطیه دادن در ازای خودنمایی !


هخامنشیان (بخش116)


در منابع متعدد ، یک دسته از افرادی که مشمول عطایای هخامنشیان می شدند کسانی بودند که پیش چشم شاه هخامنشی خودنمایی می کردند . در صفحه 494 و 493 کتاب امپراتوری هخامنشی ، تالیف پروفسور پیر برایان (ترجمه ناهید فروغان) به این موضوع اشاره شده است . 


برخی منابعی که به عنوان نمونه ذکر گردیده ، از این قرار است :

هرودوت ، کتاب 3 ، بند 160

کتاب 4 ، بند 143

کتاب 8 ، بند 85 ، 87-88 ، 90

پلوتارک ، اردشیر ، کتاب 24 ، بند 9

و غیره . 


نیز در همان صفحه 494 آمده است : 

" گزنفون وانمود می کند متاثر است از اینکه در دوران وی (گزنفون) حتی اعمالی که به لحاظ اخلاقی محکومند پاداش می یابند : 

»فقط کسانی که 'به نظر می رسد' خدمتی به شاه انجام داده باشند ، با افتخارآمیزترین امتیازها پاداش می بینند .» "

(کوروپدیا ، کتاب 8 ، فصل 8 ، بند 4)


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357 

منبع : باستانهخامنشیان (116) : عطیه دادن در ازای خودنمایی ! (در حکومت هخامنشی)
برچسب ها : کتاب ,هخاان ,خودنمایی ,ازای خودنمایی

هخامنشیان (276) : استقبال پرشور مردم سرزمینهای تحت سلطه از اسکندر بسیار بهتر از استقبال از کوروش

:: هخامنشیان (276) : استقبال پرشور مردم سرزمینهای تحت سلطه از اسکندر بسیار بهتر از استقبال از کوروش

استقبال پرشور مردم سرزمینهای تحت سلطه هخامنشیان از اسکندر مقدونی ، بسیار بهتر از استقبال بابلیان از کوروش


هخامنشیان (بخش276)


" ... دیودوروس و کوءینتوس کورسیوس روفوس احساسات مصریان را با شنیدن خبر ورود اسکندر توصیف کرده اند : 

" مصریان در واقع مقدونیان را با آغوش باز پذیرا شدند ، زیرا پارسیان حرمت معابد را شکسته بودند و با سنگدلی بر آن سرزمین فرمانروایی کرده بودند ... مصریان که از دیرباز از قدرت پارسیان بیزار بودند و آنان را فرمانروایانی حریص و متفرعن می انگاشتند ، از فکر ورود اسکندر به هیجان آمده بودند . مگر نه آنکه آنان حتی از آمونتاس فراری ، با آنکه اقتدارش ناپایدار بود ، با شادی استقبال کرده بودند ؟ از این رو جمعیت عظیمی در پلوسیوم ، که به نظر می رسید اسکندر از آنجا وارد خواهد شد ، تجمع کردند ... پارسیان که از پیمان شکنی مصریان نیز بیمناک بودند ، حتی تا هنگام ورود او پایداری نکردند . "

اشاره به ورود اسکندر به مصر به وضوح ورود او به بابل را تداعی می کند که در آن به نوشته ی دیودوروس " ساکنان با گرمی از او استقبال کردند و مقدونیان را که اردوهای خود را نزد آنان برپا کرده بودند ، منزل دادند . "

می دانیم که مازه (فرمانده ای از حکومت هخامنشی) و فرزندانش بیرون استحکامات شهر به استقبال اسکندر آمده بودند . اما مازه تنها نبود :

" تمام مردم بابل با کاهنان و روسایشان به دیدارش آمدند ؛ هر گروه هدایای خود را آورده بود ؛ آنان شهر و ارگ و خزانه را تحویل اسکندر دادند . "

... سپس نوبت توصیف ورود پیروزمندانه اسکندر به شهر می رسد :

" باگوانس برای آنکه در به خرج دادن شور و حرارت از مازه عقب نماند ، سراسر مسیر را با گل و ریحان پوشانده بود ؛ در دو سو محرابهای نقره قرار داده بود ، که بر آنها افزون بر کندر ، عطریات گوناگون انباشته بودند . هدایایش را از پسش می آوردند . "

همچنین در مصر اسکندر - در تقابل با پارسیان ملحد - رسوم معمول را محترم می دارد و حفظ می کند . در بابل چون احیاگر حقوق پرستشگاه ها که پارسیان آنها را زیر پا نهاده اند ظاهر می شود :

" پس از ورود به بابل ، بابلیان را به بازسازی معابدی که خشایارشا در هم کوبیده بود ، به ویژه معبد بل را ، همان خدایی که بابلیان بیش از همه به او حرمت می نهادند ... دعوت کرد . او با کلدانیان نیز دیدار کرد و هر کاری را که آنان درباره ی معابد بابل به او توصیه کردند انجام داد ، و به ویژه برای بل بر حسب رهنمودهایشان قربانی داد . "

تصویر احیاگر سنن ، که به مثابه رهایی بخش مورد استقبال قرار می گیرد در هر مرحله مشاهده می شود : در ساردیس او به ساکنان شهر و به لیدیاییان دیگر اجازه داد قوانین قدیم لیدیا را حفظ کنند و برای آنان آزادی قایل شد . سپس بر ارگ شد تا بر آن معبدی برای زءوس اولمپی بنا نهد . در افسوس ، خراج هایی را که دولتشهر به داریوش پرداخت می کرد به پرستشگاه آرتمیس اختصاص داد . سپس بیانیه ای عمومی خطاب به دولتشهرهای یونانی ساحل انتشار داد . وی فرمان داد که به نظامهای اولیگارشی پایان دهند و دموکراسی ها را برپا دارند و به هر دولتشهر قوانین خاص آن را بازگردانند و از میزان خراج هایی که مردمان به بربرها (=هخامنشیان) می پرداختند بکاهند . 

تمام شهرها به تعجیل سفرایی به نزد شاه (=اسکندر) فرستادند تا تاج های زرینی به منظور بزرگداشت به او تقدیم کنند و اراءه ی کمک های خود را در تمام زمینه ها به او پیشنهاد دهند . در فنیقیه هم مردم شهرها استقبالی مناسب از او به عمل آوردند . 

نویسندگان باستان در عین حال به مقاومت ها و شورش ها (در برخی شهرها) هم اشاره کرده اند . در برابر اسکندر فقط دو گروه از جماعات وجود دارد : یک گروه به درخواست خود ، در پی انعقاد توافق نامه تسلیم می شوند و گروه دیگر به مقاومت می پردازند . اما در بسیاری موارد ، این مقاومت در واقع فشار پارسیان را نشان می دهد ، مانند وقتی که تندوس به دست فرناباذ دوباره تصرف شد . آریانوس این واقعه را چنین تحلیل کرده است :

نظر مساعد اهالی تندوس بیشتر متوجه اسکندر و یونانیان بود . اما در موقعیت حاضر ، برایشان محال می نمود که بتوانند صحیح و سالم از این ماجرا جان به در ببرند مگر آنکه طرف پارسیان را بگیرند ... بدین ترتیب بود که فرناباذ تندوسیان را بیشتر از طریق ارعاب تا جلب رضایت در صف خود قرار داد . "

بنابراین تخاصم مسلم فرض شده ی همکاران قدرت پارس با اربابانشان به بهای بخشش گناهشان از طرف اسکندر تمام می شود . همچنین است وضعیت شاهان قبرس و فنیقیه ، که در بهار 332 فرناباذ را ترک گفتند و با ناوهایشان به اسکندر پیوستند :

" اسکندر پذیرفت که از رفتار پیشینشان درگذرد ، زیرا به نظر می رسید که آنان بر اثر اجبار و نه انتخابی آزادانه برای اداره ی ناوگان در کنار پارسیان قرار گرفته بودند . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 1350 - 1347

تذکر :

1 . بر خلاف منشور کوروش و استقبالی که او با مبالغه در آن ، به مردم بابل نسبت می دهد ، تنها اسکندر شاهد این اتفاقات و این استقبالهای بزرگ سرزمینهای فتح شده توسط خودش نیست ؛ بلکه کتب تاریخی دست اول و شاهدان فراوانی ، این استقبال ها از اسکندر را نقل می کنند . و همانطور که متوجه شده اید استقبال از اسکندر ، نه فقط در بابل ، بلکه در شهرهای فراوان دیگر (که اینجا تنها به بخشی از آن اشاره کردیم) نیز بسیار باشکوه تر از استقبالی است که کوروش در منشورش به خود نسبت می دهد . 
آدرس برخی از این اسناد در کتاب ، در آدرس ذکر شده آمده است . 
2 . منشور کوروش ، همانطور که خود نیز متوجه شده اید فقط یک منشور تبلیغاتی است . برای اطلاعات بیشتر درباره ی تبلیغاتی بودن آن به لینکهای زیر مراجعه کنید :
فرمانروای دروغین صلح :
 https://goo.gl/JFLClo
کوروش بدون روتوش :
 https://goo.gl/d9QTur
منشور قدیمی حقوق بشر کوروش " فقط پروپاگاندا (تبلیغ) است" :
http://www.telegraph.co.uk/news/worldnews/europe/germany/2420263/Cyrus-cylinders-ancient-bill-of-rights-is-just-propaganda.html
3 . بخشی از مطالبی که در این مطلب درباره اسکندر وجود دارد می تواند تبلیغاتی باشد . ولی تعداد فراوان شاهدان و اسناد نشان می دهد که آن بخش اندک ، تاثیری در اصل موضوع ندارد و تذکر شماره یک ما یعنی باشکوه بودن استقبالها در شهرها از اسکندر و برتری آن نسبت به استقبال از کوروش در بابل را تایید می کند . 
4 . پیر برایان در کتابش تلاش کرده بخاطر هخامنشی دوستی خود ، جنایات هخامنشیان را تطهیر یا توجیه کرده و یا از آنان دفاع کند . به جهت جهت دار بودن قضاوتهای او ، از ذکر آن قضاوتها در اینجا خودداری کردیم . 
مورخ باید در قضاوت ، بیطرف باشد . 
5 . استقبال از اسکندر در بابل هم بسیار بهتر از استقبال بابلیان از کوروش بوده است . 
اطلاعات بیشتر در لینک زیر :
 https://goo.gl/IOwtet 
6 . در این مطلب ، هر جا از کلمه " پارسیان " استفاده شده ، منظور "هخامنشیان" است . 
7 . گرویدن مشتاقانه برخی دولتشهرها به اسکندر یا استقبال باشکوه مردم از او ، نشان از آن دارد که مردم سرزمینهای تحت سلطه هخامنشیان ، از حکومت هخامنشیان بر خود ناراضی بوده ، به تنگ آمده ، و خواهان رهایی از یوغ هخامنشیان بودند . 

 ###############

کانال حقیقت
https://telegram.me/haghighat1357
منبع : باستانهخامنشیان (276) : استقبال پرشور مردم سرزمینهای تحت سلطه از اسکندر بسیار بهتر از استقبال از کوروش
برچسب ها : اسکندر ,استقبال ,بودند ,کوروش ,پارسیان ,بابل ,کرده بودند ,بسیار بهتر ,ورود اسکندر ,مردم سرزمینهای ,خراج هایی

هخامنشیان (145) : میزبانی اجباری و پر خرج ، یکی دیگر از بدبختی های مردم در عصر هخامنشی

:: هخامنشیان (145) : میزبانی اجباری و پر خرج ، یکی دیگر از بدبختی های مردم در عصر هخامنشی

میزبانی اجباری و پرخرج ، یکی دیگر از بدبختیهای مردم در زمان هخامنشی ؛ 

و نوعی از غارتگری هخامنشیان


هخامنشیان (بخش145)


" ... در فصل مالیاتهای استثنایی ، عوارضی را جای خواهیم داد (خواهیم آورد) که به مناسبت جابجایی های دربار و سپاه ، پرداختشان ضرورت می یافت . تهیه شام شاه (و سپاه) در راس آنها قرار داشت . وقتی شاه در دولتشهری توقف می کرد وظیفه ساکنان آن بود که غذای شاه و ملتزمان رکاب او را تدارک ببینند . همانطور که گزارش هرودوت درباره عبور خشایارشا در سال 480 از مناطق مختلف ، موید آنست ، این وظیفه بسیار سنگین بود . شرایط پذیرایی پیشاپیش به دولتشهرها و اقوام ابلاغ می شد : " خشایارشا وقتی به ساردیس رسید قاصدانی را با ماموریت مطالبه آب و نان و گوشزد کردن این نکته که تدارک خوراک شاه (و سپاه) یک تکلیف است (یعنی اجباری است) ، به تعجیل روانه یونان کرد ."

گزارش هرودوت ، از سنگینی بار مالی میزبانی حکایت می کند : 

" آن یونانیانی که به پذیرایی از سپاه و خشایارشا مکلف شده بودند به چنان مسکنتی (فقری) دچار شدند که خانه و زندگی را رها کردند . مثلا در تاسوس پس از آنکه اهالی از سپاه خشایارشا پذیرایی کردند و به تمام شهرهای غیرجزیره ای خود خوراک تقدیم نمودند ، آنتی پاتر ، پسر اورگءوس ، یکی از متشخص ترین شهروندان که او را برای تصدی این کار برگزیده بودند ، به آنان ثابت کرد که خوراک 400 تالان نقره هزینه برداشته است . در دولتشهرهای دیگر نیز ، پس از محاسباتی که متصدیان پذیرایی انجام دادند ، وضع چنین بود . چون برای تدارک این غذا - همان غذایی که پیشاپیش دستور تهیه آن داده شده بود و اهمیت فراوان برایش قاءل بودند - این مراحل طی شده بود : شهروندان در شهرهای خود به محض دریافت خبر ورود خشایارشا از قاصدانی که این خبر را به اطراف و اکناف می بردند ، سهم هر کس را در مورد تهیه میزان غله مشخص می کردند و همگان ماه ها به تهیه آرد ، اعم از گندم و جو ، از همان غلات می پرداختند ؛ بهترین دام هایی را که می یافتند می خریدند و پروار می کردند ، در مرغدانی ماکیان و پرندگان آبزی را برای پذیرایی از سپاه غذا می دادند ؛ همچنین جام های بزرگ و جام های دسته دار اشیایی را که بر سر سفره می نهند از طلا و نقره می ساختند ؛ این اشیا مخصوص استفاده شاه و همسفره هایش بود ؛ برای باقی سپاه ، بایست فقط آذوقه تهیه کنند . جایی که سپاه وارد می شد ، خیمه ای آماده می کردند ، که در آن شخص خشایارشا منزل می کرد ، در حالیکه واحدها در هوای آزاد بیتوته می کردند . زمانی که وقت شام شب فرا می رسید ، آنان که مهمانداری می کردند در زحمت بودند و آنان که پذیرایی می شدند پیش از سپری کردن شب در محل ، شکم ها را از غذا می آکندند . فردای آن شب خیمه را می کندند ، هر چه بود تصاحب می کردند و بدون آنکه چیزی بر جای بنهند همه را با خود می بردند . "

چون به پذیرایی به معنای اخص کلمه ، هدایایی افزوده می شد که در مرز دولتشهر هنگام استقبال از شاه بایست آنها را تقدیم می کردند ، برداشت مالی بسیار سنگین تر می شد . اما راه گریزی نبود . هرودوت به ایجاز می گوید : 

" اقوام گرچه به ستوه می آمدند اما آنچه از آنها خواسته می شد انجام می دادند . "

تمام جماعات و حتی معابد ، همانطور که الواح متعدد بابلی زمان سلطنت کمبوجیه نشان می دهد ممکن بود به این کار ملزم شوند . یکی از الواح مربوط به زمان اردشیر دوم موید آنست که وقتی شاه به شوش می رسید ساکنان ایالت مجاور ناحیه بابل نیز ملزم به پرداخت عوارض بودند . در زیر آنچه را که تءوپومپوس در فیلیپیکای خود نوشته است و آتنایوس آن را نقل قول کرده است می آوریم : 

" هر بار که شاه بزرگ از یکی از رعایای (=رعیت های، شهرهای) خود دیدن می کند ، بیست و گاه سی تالان برای شام وی صرف می شود . برخی، از این نیز بیشتر خرج می کنند ؛ چون شام نیز مانند خراج ، هماره بر تمام دولتشهرها به تناسب تواناییشان تعلق می گیرد . "

وقتی نوشته تءوپومپوس را (که در قرن چهارم می نویسد) می خوانیم ، می توانیم از خود بپرسیم آیا این مالیاتهای استثنایی مانند مالیات " سفره خشثرپاون (نماینده حکومت در شهرها) " که به نقره اخذ می شد بالاخره به مالیات منظم تبدیل نشدند ؟ وانگهی تمایز میان مالیاتهای منظم و مالیاتهای استثنایی بعضا قراردادی است ، به ویژه در مورد اقوام و دولتشهرهایی که در کنار مسیری زندگی می کردند که شاه هنگام رفتن از پایتختی به پایتخت دیگر از آن می گذشت . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 628 - 627


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (145) : میزبانی اجباری و پر خرج ، یکی دیگر از بدبختی های مردم در عصر هخامنشی
برچسب ها : سپاه ,پذیرایی ,خشایارشا ,بودند ,تهیه ,مالیاتهای ,مالیاتهای استثنایی ,بسیار سنگین ,موید آنست ,گزارش هرودوت ,میزبانی اجباری

هخامنشیان (378) : عیاشی ، شهوترانی ، شرابخواری و دین شرک آمیز میتراپرستی در دربار خشایارشا

:: هخامنشیان (378) : عیاشی ، شهوترانی ، شرابخواری و دین شرک آمیز میتراپرستی در دربار خشایارشا

عیاشی ، شهوترانی ، شرابخواری (نجسخواری) و دین شرک آمیز میتراپرستی در دربار خشایارشا


هخامنشیان (بخش378)


" فروپاشی درونی :

پژواک شکست های سالامیس و پلاتایا تا حد زیادی بر چهارده سال باقیمانده ی شهریاری خشایارشا سایه افکند . شاهنشاه هر روز بیش از پیش در دسایس حرمسرا و عیاشی ها فرو می رفت . به نوشته ی سیسرون ، حتی او ظاهرا برای کسانی که حظ بیشتری برایش فراهم می آوردند ، جوایزی هم تعیین می کرده است . شاهنشاه از سر درماندگی ، در جست و جوی راه حلی برای گریز از وضع خفت بار شاهنشاهی هخامنشی ، به فکر هوم سکرآور افتاد و بدین ترتیب مولفه ی اساسی میتراپرستی را که توسط کوروش و داریوش طرد شده بود ، دوباره در دربارش مرسوم کرد . 

ایرانیان از دیرباز بر این باور بودند که هوم به آدمی در رویارویی با دشمن نیرو می دهد و جاودانگی می بخشد . ممکن است - باومن هم چنین برداشتی دارد - که پس از شکست سالامیس مغان به شاهنشاه تلقین کرده باشند که دیگر وقت آن رسیده است که به رسوم مقدس و کهن آیین هوم بازگشت و بدین وسیله پیروزی را به درفش های پارسی دوخت !

زرتشت با تحقیر از هوم به عنوان ادرار سکرآور یاد کرده و با آن به شدت مبارزه کرده بود . احتمالا هوم ، همانگونه که در کتاب او اشاره شد ، عصاره ی خیسانده و خشک شده ی نوعی قارچ بوده است ...

برای فشردن هوم به هاون ، دسته هاون و زیرهاونی نیاز بود که هر سه از ماسه سنگ مرغوب یشمی رنگ تراشیده و صیقل یافته ساخته می شدند . ظاهرا از نظر آیینی این نوع سنگ خاص برای ابزارهای کوبیدن هوم مقرر شده بود . این سنگ تا به امروز هم عمدتا در جنوب افغانستان ، در آراخوزیای کهن بدست می آید . درست در سال شکست پلاتایا (479) خشایارشا به خزانه ی آراخوزیا دستور داده بود سالی دو سه دست از این ابزار آیینی هوم به دربار تخت جمشید فرستاده شود . فرماندهان سه دژ در منطقه ماسه سنگی ساتراپی آراخوزیا موظف بودند که به ترتیب مالکان بزرگ ایرانی معینی را معرفی کنند ، تا اینان تهیه و ارسال این ابزار درخواستی دربار را بر عهده گیرند . ظاهرا مالکان این کار را وظیفه ی افتخاری خود می دانسته اند . 

... ابزار هوم سایی را پس از استفاده با دقت در خزانه ی تخت جمشید نگهداری می کردند ، تا این که سربازان اسکندر آنها را در سال 330 شکستند ... "


 والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، صص 241 - 240


#خشایارشا_معتاد_بود؟

#خشایارشا_هومخوار_بود


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (378) : عیاشی ، شهوترانی ، شرابخواری و دین شرک آمیز میتراپرستی در دربار خشایارشا
برچسب ها : خشایارشا ,کرده ,دربار ,ابزار ,ظاهرا ,شکست ,دربار خشایارشا ,آمیز میتراپرستی

هخامنشیان (63) : نابودی نشانه های فرهنگ عیلامی توسط داریوش هخامنشی

:: هخامنشیان (63) : نابودی نشانه های فرهنگ عیلامی توسط داریوش هخامنشی

نابودی نشانه های فرهنگ عیلامی توسط داریوش هخامنشی


هخامنشیان (بخش63)


" شواهد باستان شناختی تا دوران سلطنت داریوش ... حاکی از عدم مداخله ی فرهنگ هخامنشی در آن است . اما از آن پس تغییری ناگهانی مشاهده می شود و نشانه های فرهنگ عیلامی ناگهان ناپدید می شود . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 254


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (63) : نابودی نشانه های فرهنگ عیلامی توسط داریوش هخامنشی
برچسب ها : فرهنگ ,داریوش ,عیلامی ,فرهنگ عیلامی ,توسط داریوش ,عیلامی توسط ,نابودی نشانه

هخامنشیان (469) : لواط ، امری رایج در بین آریایی ها ؟

:: هخامنشیان (469) : لواط ، امری رایج در بین آریایی ها ؟

لواط ، امری رایج در بین آریاییها ؟


هخامنشیان (بخش469)


" ... هرودوت در ادامه می گوید : (قوم پارس) همچنین تسلیم هر چیز نشاط آوری می شوند که درباره ی آن می شنوند ؛ برای نمونه غلامبارگی را از یونانی ها گرفته اند . "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، ص 393


مطالب مرتبط :


هخامنشیان لواط می کردند :

 https://goo.gl/xrhPKE 

  

 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (469) : لواط ، امری رایج در بین آریایی ها ؟
برچسب ها : هخاان ,لواط ,امری رایج

هخامنشیان (469) : لواط ، امری رایج در بین آریایی ها ؟

:: هخامنشیان (469) : لواط ، امری رایج در بین آریایی ها ؟

لواط ، امری رایج در بین آریاییها ؟


هخامنشیان (بخش469)


" ... هرودوت در ادامه می گوید : (قوم پارس) همچنین تسلیم هر چیز نشاط آوری می شوند که درباره ی آن می شنوند ؛ برای نمونه غلامبارگی را از یونانی ها گرفته اند . "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، ص 393


مطالب مرتبط :


هخامنشیان لواط می کردند :

 https://goo.gl/xrhPKE 

  

 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (469) : لواط ، امری رایج در بین آریایی ها ؟
برچسب ها : هخاان ,لواط ,امری رایج

هخامنشیان (65) : بکارگیری ملت ها برای ساخت کاخ اشرافی ظلم (هخامنشی)

:: هخامنشیان (65) : بکارگیری ملت ها برای ساخت کاخ اشرافی ظلم (هخامنشی)

بکارگیری ملتها برای ساخت کاخ اشرافی ظلم ؛

خودخواهی ، خودستایی و خودشیفتگی داریوش ؛

استثمار ملتها


هخامنشیان (بخش65)


" کتیبه های بنیانگذاری متعددی ، بصورت کامل یا ناقص در شوش کشف شده اند ... 

برای نمونه اظهارات داریوش را بر یکی از جدیدترین نسخه های کشف شده نقل می کنیم : 


" کاخی که در شوش است من آن را ساختم . مصالح آن از نقاط دوردست آورده شد ... آنچه خشت زده شد ، مردمان بابلی کردند . دیرکهای سدر از کوهی که نامش لبنان (است) از آنجا آورده شد . مردمان آشوری (شامیان) آنها را تا بابل آوردند و از بابل کاریها و ایونیها آنها را تا شوش آوردند . و چوب یکه از گنداره و نیز از کارمانیا آورده شد و زر ، از ساردیس و از باکتریا آورده شد ، همان که در اینجا بر آن کار شد . و سنگ های کمیاب که لاجورد و هم عقیق سرخ (بود) و اینجا بر آنها کار شد ، از سغد آورده شد . و سنگ های کمیاب که فیروزه (بود) ، آنها ، از خوراسمیا آورده شد که (بر آنها) اینجا کار شد . و سیم و آبنوس ، آنها ، از مصر آورده شد . و مصالح تزیینی ، که ایوان با آنها تزیین یافت ، آنها از ایونیا آورده شد و عاجی که اینجا بر آن کار شد ، آن ، از اتیوپی ، هند و آراخوسیا آورده شد . و ستونهای سنگی که اینجا کار شد از شهری به نام اپی تروش ، از آن پایین ، در عیلام آورده شد . مردان صنعتگر که بر سنگ کار کردند ، آنان ، ایونیها و ساردیسیان (بودند) . و مردان قلمزن که بر این زر کار کردند ، آنان ، مصریان و ساردیسیان (بودند) . و مردانی که آجر ساختند ، آنان بابلی (بودند) . و مردانی که ایوان را زینت دادند ، آنان مادها و مصریان (بودند) . داریوش شاه گوید : " به پشتیبانی اهورامزدا در شوش بسیار (کار) خوب سامان یافت ، بسیار (کار) خوب انجام شد . مرا ، اهورامزدا بپایاد )!!!( مرا و سرزمینم را . "


 امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 264 - 263 


تذکر : یاد پهلوی ها افتادم . 


قاعده انسانیت این است : " یکی برای همه ، همه برای یکی " .

اما با توجه به کتب تاریخ ، در عصر پهلوی و همینطور هخامنشیان ، یک قاعده ناگفته حاکم است : 

(فقط) " همه برای یکی ! " 

(یعنی شاه) .


همه ملت کار می کردند و باج می دادند برای رفاه یک نفر (شاه) .

همه به دستور شاه مجبور می شدند باج راه اندازی جنگهای جدید و پی در پی را بدهند و جگرگوشه هایشان (پسران) یا پدران یا همسرانشان یا خودشان را به جنگ های پی در پی بفرستند و جان بدهند برای طمع ، شکم و زیرشکم شاه ! (در قسمتهای قبل ، اشاره کردیم) . بماند که با تجاوز به یک سرزمین جدید هم تعداد زیادی از شهرها ویران ، مردمانشان بی خانمان ، اسیر ، برده و کشته ، معابدشان سوخته ، و تمدنهایشان نابود می شد . (برای اطلاعات بیشتر ، به قسمتهای قبل مراجعه کنید) .


مطلب مرتبط :


حمله داریوش به سرزمین سکاها بخاطر زیرشکم خود ! :

 https://goo.gl/BpwpPf 

غارت و سوزاندن معابد و شهرها و اسیر کردن مردم (توسط داریوش) :

 https://goo.gl/MGXh22 

دستور داریوش به تجاوز به دو شهر و برده کردن تمامی مردمانشان :

 https://goo.gl/DufyZJ 

هخامنشیان ، سرزمین ها را با خاک یکسان می کردند :

 https://goo.gl/6SB4vq 

داریوش در ماه های اول حکومتش چند هزار نفر را کشت ؟ :

 https://goo.gl/S35PDI 

برخی جنایات که داریوش بر سر آزادی خواهان می آورد : اعدام ، بریدن گوش ، درآوردن چشم ، تیر در مقعد فرو بردن :

 https://goo.gl/W8hO2l 


#همه_برای_یکی!

#خودخواهی_داریوش

#خودخواهی_هخامنشیان

#برپایی_کاخ_ظلم

#اشرافیگری

#خراجگیری_برای_رفاه_خود

#تجمل_مادیگرایی

#دنیاگرایی

#خودشیفتگی

#خودستایی

#فخرفروشی

#استکبار_جهانی_هخامنشی

#مستکبر

#کاخ_سفید

#متکبر_خودخواه

#داریوش_عادل!

#مردم_بیچاره_و_شاه_خودخواه

#شاه_کاخ_نشین_درد_مردم_را

#درک_نمی_کند

#داریوش_عادل!؟

#زاقارت


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (65) : بکارگیری ملت ها برای ساخت کاخ اشرافی ظلم (هخامنشی)
برچسب ها : داریوش , https ,هخاان ,بودند ,آنان ,مردم ,داریوش عادل ,برای رفاه ,ساردیسیان بودند ,برای ساخت

هخامنشیان (415) : برخی انواع مجازات (یا اعدام ها) در حکومت هخامنشی (ایران باستان)

:: هخامنشیان (415) : برخی انواع مجازات (یا اعدام ها) در حکومت هخامنشی (ایران باستان)

برخی انواع مجازات (و یا اعدام ها) در حکومت هخامنشی (ایران باستان)


هخامنشیان (بخش415)


" ... به این ترتیب رسیدیم به اجرای احکام پارسیان (=هخامنشیان) . اجرای حکم شدید ، آکنده از قساوت و قصد از آن ایجاد وحشت بود ...

داریوش درباره فرورتیش ، شورشی مادی ، گفته بود : 

" دستور دادم بینی ، زبان و گوش های او را ببرند و یکی از چشم هایش را درآورند . او را بر دروازه ام بستند و همه ی اینها را مردم دیدند . بعد دستور دادم تا او را در هگمتانه به دار بیاویزند . "

... همین که حکم اعدام صادر می شد ، قاضی ها از جای بر می خاستند و دست می بردند به کمر محکوم ، و پس از آن حکم بی درنگ اجرا می شد . برای حکم اعدام معمولا یا سر محکوم را می زدند ، یا او را به دار می آویختند و یا به صلابه می کشیدند . سر سم سازان را میان دو سنگ له می کردند . " اعدام با تغار " بی نهایت بی رحمانه بود . به این شیوه در اواخر روزگار هخامنشیان بر می خوریم . محکوم را در میان دو تغار اندازه ی هم قرار می دادند ، تا زنده زنده بگندد . جزءیات وحشتناک این نوع اعدام را می توان در کتاب پلوتارخوس (اردشیر ، 16) خواند . 

میل کشیدن چشم گناهکار با آهن گداخته نیز معمول بود . شواهد بسیاری از این شیوه در ایران سده های میانه نیز در دست است . 

مجازات ترس از دشمن چنین بود که محکوم می بایستی روسپی برهنه ای را یک روز بر دوش خود در بازار بگرداند . 

پارسیان (=هخامنشیان) قانون را بسیار جدی می گرفتند . بطوری که در کتاب دانیال می خوانیم ، فرمان صادر شده ی شاه غیرقابل بازگشت بود . داستان ستاسپه ، شاهزاده ی هخامنشی ، نمونه ای از آن است . او به نوه ی باکره ی سردار بگبوخشه تجاوز کرده بود ؛ سرداری که برای خشایارشا شورش بابل را در هم شکسته بود . خشایارشا فرمان داد او را به صلابه بکشند . مادر محکوم که خواهر داریوش بود ، برای رهایی او به التماس افتاد . پس خشایارشا دستور داد ستاسپه پیرامون افریقا را شراع بکشد ، تا او را ببخشد . شاهزاده حداکثر کوشش خود را کرد ، اما سرانجام پس از مدتی طولانی بی نتیجه بازگشت و خشایارشا دستور داد او را به صلابه بکشند . 

... گزنفون در آناباسیس خود با ستایش از امنیت عمومی در شاهنشاهی (هخامنشی) می نویسد : " اغلب می شد در راه های عمومی مردمی را دید که پا ، دست یا چشم خود را از دست داده بودند . از این رو در حوزه ی فرمانروایی کوروش جوان (صغیر) ، یونانیان همانند ایرانیان می توانستند تا هنگامی که گناهی از آنها سر نزده باشد ، بی واهمه به هر جایی که می خواستند و با هر چیزی که خوش داشتند ، سفر کنند . (1) "

... کوءینتوس کورسیوس پارسیان باستان را اینگونه نشان می دهد : " آنها این خصیصه را دارند که رازهای شاهان خود را با وفاداری ای مثال زدنی پنهان نگه می دارند . نه ترس و نه بیم ، هیچ کدام کلمه ای خاءنانه را از زیر زبانشان بیرون نمی کشد . انضباط سختگیرانه ای که شاهان از دیرباز نهاده اند ، این رازداری را همراه با تهدید به مرگ تبدیل به قانون کرده است . پرحرفی در نزد پارسیان شدیدتر از هر گناه دیگری مجازات می شود و بر کسی که سکوت برایش دشوار است ، اعتمادی برای در میان نهادن سخنی بزرگ نیست . (2)(3) "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، صص 317 - 315


1 . این ، نتیجه وحشت مردم بود .

2 . این یعنی خفقان . یعنی حتی انتقاد خصوصی از شاه  هم با مجازات روبرو می شد . 

درباره این قضیه ، در کتاب " امپراتوری هخامنشی " پروفسور پیر برایان ، مفصل تر توضیح داده شده است . 

3 . خوب است جمهوری اسلامی ، این قوانین و مجازات ها را درباره کوروش پرستان و باستانگرایان اعمال کند تا آنها - که اتفاقا خیلی مشتاق بازگشت آن دورانند - اندکی هم که شده ، مزه ی زندگی تحت حقوق بشر هخامنشی ، خفقان ، وحشت دایم و زجرکش شدن را بچشند . 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (415) : برخی انواع مجازات (یا اعدام ها) در حکومت هخامنشی (ایران باستان)
برچسب ها : مجازات ,اعدام ,هخاان ,محکوم ,دستور ,پارسیان ,صلابه بکشند ,خشایارشا دستور ,دستور دادم ,پارسیان هخاان ,انواع مجازات ,برخی انواع مجازات

هخامنشیان (232) : بخشی از جنایات هخامنشیان : شکنجه و قتل عام بی گناهان

:: هخامنشیان (232) : بخشی از جنایات هخامنشیان : شکنجه و قتل عام بی گناهان

بخشی از جنایات هخامنشیان :

شکنجه و قتل عام بی گناهان


هخامنشیان (بخش232)


" ... درست است که بیشتر اصیلزادگان از شاه جدید (=داریوش دوم) پاداش های معمول را گرفتند (عناوین درباری ، امتیاز ارضی) ، لیکن یکی از خاندان ها امتیازات بی نهایت مهمتری گرفت ، زیرا در تاریخی نامعلوم داریوش ارساکس (ارشک) ، پسرش را به ازدواج استاتیرا ، دختر ویدرنه درآورد ، و در عین حال ، آمستریس دختر شاه با تریتوخمس ، پسر ویدرنه ازدواج کرد . در نوشته ی کتسیاس شرح مبسوطی به ماجراهای هر دو اختصاص یافته است که به مرگ تریتوخمس (طی یک نبرد) ، و پس از آن شکنجه ی تمام افراد خاندان وی (خواهر ، مادر ، برادران و دو خواهر دیگر از خواهرانش) منتهی شده است . کتسیاس همه جنایات شرح داده شده را به حساب پروشات (فرزند حرامزاده اردشیر اول و خواهر ناتنی و همسر داریوش دوم) گذاشته است که کلیشه ی "شهبانوی ستمگر"ی است که از رفتار تریتوخمس به خشم آمده است . به نوشته کتسیاس ، تریتوخمس عاشق خواهرش روکسانه شده بود و آمستریس ، دختر داریوش (دوم) و پروشات را آزار داده بود . کتسیاس همچنین تصریح کرده است که داریوش مایل بود فرمان مرگ استاتیرا ، دختر ویدرنه و همسر پسرش ارساکس را نیز صادر کند ؛ اما پروشات تسلیم درخواست های پسرش شد و سعی کرد جلوی این کار را بگیرد . داریوش تسلیم شد ، اما به پروشات هشدار داد که از این کار نادم خواهد شد . 

می دانیم که در زمان سلطنت اردشیر دوم (=ارساکس) ، پروشات سرانجام استاتیرا (عروس خود) را از میان برد و پس از آن زمینه ازدواج اردشیر دوم و دخترش آتوسا را فراهم آورد (یعنی ازدواج با محارم) .

 البته تمام اعضای خاندان را از میان نبرده بودند ، چون در سال 400 ، یکی از برادران استاتیرا در حلقه ی اطرافیان تیسافرن است .

ازدواج های انجام شده با خاندان ویدرنه در سیاست خانوادگی هخامنشیان بدعتی قابل توجه به شمار می آمد ؛ زیرا این سیاست ، حداقل از زمان کمبوجیه بر درون همسری شدید (=ازدواج با محارم) استوار بوده است ...

متاسفانه ما درباره این شخص (ویدرنه) چیزی نمی دانیم . هیچ کس نمی تواند با اطمینان بگوید که وی از اخلاف یکی از توطءه گران سال 522 (ویدرنه) (1) است . در هر حال باید فرض کرد که وی هنگام جنگ جانشینی ، کمکی فراوان به اوخوس (=داریوش دوم) کرده است . البته اقدامات خونین داریوش و پروشات گواه آنست که آنان به هیچ وجه مصمم به دادن امتیازهای پایدار نبودند . هدف ازدواج خود آنان بازدادن مصداقی از سیاست درون همسرانه (=ازدواج با محارم) و اجتناب از این بود که خاندانی بزرگ روزی بتواند قدرت سلطنتی را مطالبه کند . به عبارت دیگر ، دختر دادن به خاندان ویدرنه و دختر گرفتن از آن کاملا بر حسب مقتضیات صورت گرفته بود و داریوش پس از کسب اطمینان از قدرتش ، در نابود کردن شاخه ای بالقوه رقیب تردید نکرد . 

... اردشیر اول ، اوخوس (=داریوش دوم) را به ازدواج خواهر ناتنی اش پروشات درآورده بود و از این ازدواج است که شاخه هخامنشی جدید ناگزیر پدید می آید . اوخوس پیش از دستیابی به قدرت از پروشات صاحب دو فرزند شده بود ، دختری به نام آمستریس و پسری به نام ارساکس که بعدها اردشیر دوم خواهد شد . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 925 - 924


1 . توطءه گران سال 522 ، همان هفت نفری هستند که حکومت هخامنشی را از دست مغ غاصب سلطنت پس گرفته ، و به داریوش (اول) هخامنشی دادند (و او را شاه کردند) . در واقع تمامی هخامنشیان پس از کمبوجیه (از داریوش اول به بعد) ، حکومتشان را به آن هفت نفر مدیونند . 


#ازدواج_با_محارم_در_بین_هخامنشیان

#عروس_کشی_توسط_هخامنشیان

#پروشات_و_داریوش_دوم_فرزندان_حرامزاده_اردشیر_اول_که_با_همدیگر_ازدواج_کردند

#جنایات_هخامنشیان

#شکنجه_و_قتل_عام_خانواده_ویدرنه

#شکنجه_و_قتل_عام_بیگناهان_توسط_هخامنشیان

#شکنجه_و_قتل_خانواده_بخاطر_گناه_شخص_دیگر

#عدالت_هخامنشی!

#زاقارت


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (232) : بخشی از جنایات هخامنشیان : شکنجه و قتل عام بی گناهان
برچسب ها : داریوش ,ازدواج ,هخاان ,پروشات ,ویدرنه ,شکنجه ,هخاان شکنجه ,جنایات هخاان ,اوخوس داریوش ,توسط هخاان ,توطءه گران ,جنایات هخاان شکنجه

هخامنشیان (196) : آیا آریایی هستیم ؟ / ادعای خلوص نژادی ، خرافه ای بیش نیست

:: هخامنشیان (196) : آیا آریایی هستیم ؟ / ادعای خلوص نژادی ، خرافه ای بیش نیست

آیا آریایی هستیم ؟ 

ادعای خلوص نژادی ، خرافه ای بیش نیست


هخامنشیان (بخش196)


ادعای جدا بودن نژادها یک خرافه


استاد شهید مطهری (ره) :

" امروز در جهان , ملل گوناگونى وجود دارد .

آنچه آنها را به صورت ملت واحد در آورده است زندگى مشترک و قانون و حکومت مشترک است نه چیز دیگر , از قبیل نژاد و خون و غیره .

وجه مشترک این واحدها اینست که حکومت واحدى آنها را اداره مى کند .

بعضى از این ملتها سابقه تاریخى زیادى ندارند , مولود یک حادثه اجتماعی اند مثل بسیارى از ملل خاورمیانه که مولود جنگ بین الملل اول و شکست عثمانیهایند .

فعلا در دنیا ملتى وجود ندارد که از نظر خون و نژاد از سایر ملل جدا باشد .

مثلا ما ایرانیها که سابقه تاریخى نیز داریم و از لحاظ حکومت و قوانین داراى وضع خاصى هستیم , آیا از لحاظ خون و نژاد از سایر ملل مجاور جدا هستیم ؟

مثلا ما که خود را از نژاد آریا و اعراب را از نژاد سامى مى دانیم آیا واقعا همینطور است ؟ یا دیگر پس از اینهمه اختلاطها و امتزاجها , از نژادها اثرى باقى نمانده است ؟

حقیقت اینست که ادعاى جدا بودن خونها و نژادها خرافه اى بیش نیست .

نژاد سامى و آریایى و غیره به صورت جدا و مستقل از یکدیگر فقط در گذشته بوده است , اما حالا آنقدر اختلاط و امتزاج و نقل و انتقال صورت گرفته است که اثرى از نژادهاى مستقل باقى نمانده است .

بسیارى از مردم امروز ایران که ایرانى و فارسى زبانند و داعیه ایرانى گرى دارند , یا عربند یا ترک یا مغول ؛ همچنانکه بسیارى از اعراب که با حماسه زیادى دم از عربیت مى زنند از نژاد ایرانى یا ترک یا مغول مى باشند.

شما اگر همین حالا سفرى به مکه و مدینه بروید , اکثر مردم ساکن آنجا را مى بینید که در اصل اهل هند یا ایران یا بلخ یا بخارا یا جاى دیگرى هستند . 

شاید بسیارى از کسانى که نژادشان از کوروش و داریوش است الان در کشورهاى عربى , تعصب شدید عربیت دارند و بالعکس شاید بسیارى از اولاد ابوسفیان ها امروز سنگ تعصب ایرانیت به سینه مى زنند .

چند سال پیش یکى از اساتید دانشگاه تهران کوشش داشت با دلیل اثبات کند که یزید بن معاویه یک ایرانى اصیل بوده تا چه رسد به فرزندانش , اگر در این سرزمین باشند .

پس آنچه به نام ملت فعلا وجود دارد اینست که ما فعلا مردمى هستیم که در یک سرزمین و در زیر یک پرچم و با یک نظام حکومتى و با قوانین خاصى زندگى مى کنیم , اما اینکه نیاکان و اجداد ما هم حتما ایرانى بوده اند یا یونانى یا عرب یا مغول یا چیز دیگر , نمی دانیم .

اگر ما ایرانیان بخواهیم بر اساس نژاد قضاوت کنیم و کسانى را ایرانى بدانیم که نژاد آریا داشته باشند بیشتر ملت ایران را باید غیر ایرانى بدانیم و بسیارى از مفاخر خود را از دست بدهیم . یعنى از این راه بزرگترین ضربه را بر ملیت ایرانى زده ایم . الان در ایران قومها و قبایلى زندگى مى کنند که نه زبانشان فارسى است و نه خود را از نژاد آریا مى دانند .

به هر حال در عصر حاضر دم زدن از استقلال خونى و نژادى خرافه اى بیش نیست . "


استاد شهید مطهری (ره) ، کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران ، صفحات 62-60 

###


تبعید اقوام و اشخاص آزادی خواه و استقلال طلب از شهرشان توسط هخامنشیان


" ... نویسندگان یونانی از تبعید ساکنان دولتشهرهای یونانی در اجرای فرمان شاه (هخامنشی) طبعا مطلع و متاثر بودند . با هشدار پارسیان به ایونیهای شورشی (استقلال طلب و آزادیخواه) آشنا هستیم : " پسرانشان را اخته خواهیم کرد و دخترانشان را به باکتریا تبعید خواهیم کرد . "

... نخستین مورد فهرست شده (تبعید شدگان) برقه ای ها هستند که پس از پیروزی پارس به مصر و پس از آن به نزد داریوش برده شدند : 

" او قریه ای در باکتریا برای سکونت بدانان داد ؛ آنان این قریه را برقه نام نهادند ؛ حتی در روزگار من (=هرودوت) نیز این قریه در باکتریا مسکون است . "

پس از قلع و قمع میلتوس ، میلتوسیانی را که زنده دستگیر کردند ، به شوش بردند ؛ داریوش شاه بی آنکه لطمه دیگری به آنان وارد کند (و تعداد کشته هایشان را افزایش دهد) ، آنان را در ساحل دریایی که آن را اروتره (خلیج فارس) می نامند ، در شهر امپه ، که دجله از کنار آن می گذرد و به دریا می ریزد مستقر کرد . 

بسیاری از نویسندگان یونانی مثال اروتره ایهایی را که طی لشکرکشی داتیس و ارتافرنس در سال 490 اسیر شده بود ، ذکر کرده اند : " داریوش شاه پیش از اسارت ارتره ایها نفرت شدیدی از آنان در دل داشت ، چون ابتکار حمله را به دست گرفته بودند ؛ اما وقتی دید آنان را به حالت انقیاد به نزد وی آوردند جز استقرار آنان در کیسیا (لرستان) در قلمروی به نام اردریکا در فاصله 210 استادی شوش که به خود وی تعلق داشت ، لطمه دیگری به آنان وارد نکرد (و کشته هایشان را افزایش نداد) . "

نویسندگان باستان حضور تبعیدیان بویوتیایی و ساکنان روستاهای کاریایی را نزدیک شوش قید کرده اند . همچنین می دانیم که هنگام واقعه ای که هرودوت آن را دومین شورش ایونیا می نامد برانخیدیان میلتوس از خشایارشا حمایت کردند و در برابر موفقیت یونانیان و برای احتراز از انتقامجویی آنان ، ترجیح دادند در ارابه های بارکش سپاه سلطنتی پنهان شوند و بگریزند . خشایارشا آنان را در باکتریا مستقر کرد ... 

البته هیچ دلیلی وجود ندارد که فرض کنیم که یونانیان تنها کسانی بودند که گرفتار چنین کیفرهایی شدند ؛ نام اقوام قید شده در الواح تخت جمشید این سخن را ثابت می کند . هرودوت در میان تبعیدیان ، پایونیها را نیز قید می کند ، که داریوش آنان را در آسیای صغیر مستقر کرده بود . 

به نوشته دیودوروس سیسیلی ، کمبوجیه صنعتگران مصری را نیز تبعید کرد و به نوشته پلینی ، داریوش ، مغان را به ماد انتقال داده بود ؛ اما احتمال دارد که این سخن بازتاب داستانی مشکوک درباره شورش مغان ماد و تدابیر اتخاذ شده بر ضد آنها توسط داریوش باشد . بر اساس منابع متاخر و کاملا مشکوک یهودیان هم در دوران اردشیر دوم تبعید شده اند . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 794 - 793 


موقعیت اجتماعات جابجا شده


" تعیین موقعیت اقوامی که این چنین تبعید شده بودند ، آسان نیست . متون دوران اسکندر را که حاکی از حضور یونانیان و لوکی ها در کارگاه های تخت جمشید و واحدهای کشاورزی دامداری است ، کنار می گذاریم ؛ زیرا تعیین تاریخ ورودشان ممکن نیست . دیودوروس فقط توضیح داده است که این جابجایی ها به دوران " شاهان قدیم پارس " مربوط می شود . به هر حال حضور یونانیان در پارس در دوران داریوش اول نه فقط از طریق چند شهادت مکتوب به زبان یونانی و نیز مخططات ، بلکه از طریق چند لوح به تایید رسیده است . یکی از آنها به جیره های ویژه زایمان اشاره می کند که به زنان ایونیایی داده شده است . الواح دیگر از کسی نام می برد که نام قومی یءونا را به عنوان نام شخصی دارد . بی شک این شخص یونانی است . او در تشکیلات اداری مشاغلی دارد . وی مسءول غلات است . و در سال 499 - 498 یکی از کارکنان پرنکه و زیشویش به شمار می آید . 

متون باستان حکایت از آن دارند که در همه موارد تبعیدیان یونانی از حق داشتن سکونتگاهی دایم و انتفاع از اراضی برخوردار شده اند . از این نظر موقعیت آنان به یقین از موقعیت اجتماعات قومی دیگری که در ناحیه بابل در درون نظام خطرو مستقر شده بودند ، متفاوت نیست . چون اعضای آنها فقط از سربازان تشکیل نمی شد و در آن شمار فراوانی از اقوام مختلف یافت می شدند : ایرانیان ، هندیان ، سکاها ، همچنین افراد آناتولیایی الاصل . سندی متعلق به زمان سلطنت کمبوجیه حاکی از آن است که مصریان مستقر در نزدیکی نیپور دارای تشکیلات خودمختاری بودند که به دست مشایخشان اداره می شد و تشکیلات اداری هخامنشی آن را به رسمیت می شناخت . همچنین است جامعه یهودیان مهاجر ، که همواره ، حتی پس از بازگشت از تبعید ، فعال و زنده بود . شمار فراوانی از یهودیانی که در مبادله های فرهنگی و تجاری کاملا ادغام شده بودند ، به جای آنکه ماجرای مخاطره آمیز بازگشت به یهودیه را تجربه کنند ، ترجیح دادند که در بابل بمانند . همین سخن درباره بابلیان مستقر در پارس از زمان سلطنت کمبوجیه صدق می کند . تقریبا محتمل می نماید که جماعات یونانی تبعیدی از وضعیت مشابه یا تقریبا مشابهی برخوردار بوده باشند . این امر تاکید هرودوت را دایر بر اینکه داریوش به آنان لطمه دیگری وارد نکرد توجیه می کند . در دوران داریوش سوم ، اءوبویایی های سوزیان قشونی برای سپاه سلطنتی تدارک دیده بودند . این بایست قاعده ای عمومی باشد ، چون تبعیدیانی هم که در جزایر خلیج فارس مستقر شده بودند ، در تشکیلات خراجگزارانه ی داریوش جای داشتند و برای سپاه خشایارشا قشون می فرستادند . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 795 - 794

 

تذکر :

وقتی فقط در حکومت هخامنشی ، این همه جابجایی اقوام وجود دارد (که این مطلب تنها بخشی کوچک از آن است) حسابش را بکنید در حکومتهای متعدد دیگر چقدر جابجایی خصوصا در ایران صورت گرفته است . مهاجرت ها ، ازدواج های بین اقوام و ... هم که دیگر جای خود دارد . 

بنابراین ادعای خلوص نژادی (و آریایی و سامی و ... بودن) ، نه تنها قابل اثبات نیست ، بلکه خرافه ای مسجل است .

ناگفته نماند که اسناد فراوانی به مهاجرت ایرانیان (یا پارسیان) به سرزمینهای متعدد دیگر اشاره دارد ؛ و مسلما در آنجا هم (با ازدواج) ، اختلاط و امتزاج نژادی صورت گرفته است . با مطالعه کتب تاریخ باستان و غیرباستان ، منجمله " امپراتوری هخامنشی " تالیف پروفسور برایان ، می توانید درباره این قضیه ، بیشتر اطلاعات کسب کنید . چند صفحه قبل تر و چند صفحه بعدتر از آدرسی که از این کتاب داده ایم ، در این مورد مطالبی موجود است ؛ که برای جلوگیری از اطاله کلام از ذکر آن خودداری کردیم . 


مطلب مرتبط :


شناسایی نژاد آریایی در ایران :

 https://goo.gl/UdvogX


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (196) : آیا آریایی هستیم ؟ / ادعای خلوص نژادی ، خرافه ای بیش نیست
برچسب ها : آنان ,نژاد ,داریوش ,بودند ,ایرانى ,تبعید ,لطمه دیگری ,صورت گرفته ,نژاد آریا ,وجود دارد ,خلوص نژادی ,زمان سلطنت کمبوجیه ,ترجمه ناهید فروغان

هخامنشیان (397) : مردم ایران برای شاهان هخامنشی ، حکم بنده و برده داشتند

:: هخامنشیان (397) : مردم ایران برای شاهان هخامنشی ، حکم بنده و برده داشتند

مردم ایران برای شاهان هخامنشی ، حکم بنده و برده داشتند 


هخامنشیان (بخش397)


" ... آیسخولوس در (کتاب) ایرانیان ، از زبان آتوسا مادر شاه می گوید : 

" ... به راستی بدانید ، اگر فرزندم پیروز شود ، خدایگانی بی همتا می شود ؛ اگر ناکام شود ، بدهکار کشور نیست ؛ چنانچه جان به در برد ، باز خداوند کشور باقی خواهد ماند . "

... شاهنشاه (در حکومت هخامنشی) ورای قانون بود . البته رعایای شاهنشاهی بدون حق و حقوق نبودند ، اما در مقابل فرمانروا بنده به حساب می آمدند . حتی بلندپایه ترین مقامات را داریوش ، بی رودربایستی بنده ی خود می نامید . این واژه ی فارسی باستان با band آلمانی هم ریشه است و تحت اللفظی تقریبا به معنی " بسته " است . می توان مانند گءو ویدنگرن بندگان را مردانی دانست که آزادانه به خدمت شاه کمر می بسته اند ، و نیز می توان لفظ را به اصطلاح آلمانی کهن dienstmannen معنی کرد . در عین حال نشان از وفاداری متقابل میان مالک و رعیت به چشم می خورد . این چنین رابطه ی وفادارانه ای در روزگار کوروش و داریوش واقعا به دید می آمد (1) ، اما در روزگاران بعدی ، گزارش پلوتارخوس صدق می کند : " جز شهبانو ، همه در چشم شاهنشاه ، برده هستند . "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، صص 263 - 261


1 .  با این که والتر هینتس در این قسمت تلاش کرده که داریوش و کوروش را از این قضیه تبرءه کند ، ولی باید دانست که بر اساس اسناد تاریخی (کتب دست اول و کتیبه ها) ، شاید بتوان اطرافیان و دربار کوروش و داریوش را از بردگی بیرون دانست ، اما بقیه مردم کشور ، واقعا برای کوروش و داریوش ، حکم برده داشتند . برای درک بهتر این موضوع کافیست مطالعه ای در کتب دست اول و نیز کتیبه های تاریخی بیندازید . مثلا در کتاب " امپراتوری هخامنشی " ، تالیف پروفسور پیر برایان که به صورت مفصلی با استناد به کتب دست اول تاریخی و کتیبه های هخامنشی تالیف شده است ، این قضیه ، محرز شده است . 

ما هم بخشی از آنها را در قسمتهای قبل ، با ذکر آدرس نقل کرده ایم . برای مطالعه آنها می توانید به 

baastan.blog.ir

تحت موضوع " مطالب اختصاصی با موضوع کوروش ، داریوش و هخامنشیان " رجوع کنید .


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (397) : مردم ایران برای شاهان هخامنشی ، حکم بنده و برده داشتند
برچسب ها : داریوش ,کوروش ,برده ,بنده ,تاریخی ,موضوع ,برده داشتند ,والتر هینتس ,برای شاهان ,ایران برای ,مردم ایران

هخامنشیان (397) : مردم ایران برای شاهان هخامنشی ، حکم بنده و برده داشتند

:: هخامنشیان (397) : مردم ایران برای شاهان هخامنشی ، حکم بنده و برده داشتند

مردم ایران برای شاهان هخامنشی ، حکم بنده و برده داشتند 


هخامنشیان (بخش397)


" ... آیسخولوس در (کتاب) ایرانیان ، از زبان آتوسا مادر شاه می گوید : 

" ... به راستی بدانید ، اگر فرزندم پیروز شود ، خدایگانی بی همتا می شود ؛ اگر ناکام شود ، بدهکار کشور نیست ؛ چنانچه جان به در برد ، باز خداوند کشور باقی خواهد ماند . "

... شاهنشاه (در حکومت هخامنشی) ورای قانون بود . البته رعایای شاهنشاهی بدون حق و حقوق نبودند ، اما در مقابل فرمانروا بنده به حساب می آمدند . حتی بلندپایه ترین مقامات را داریوش ، بی رودربایستی بنده ی خود می نامید . این واژه ی فارسی باستان با band آلمانی هم ریشه است و تحت اللفظی تقریبا به معنی " بسته " است . می توان مانند گءو ویدنگرن بندگان را مردانی دانست که آزادانه به خدمت شاه کمر می بسته اند ، و نیز می توان لفظ را به اصطلاح آلمانی کهن dienstmannen معنی کرد . در عین حال نشان از وفاداری متقابل میان مالک و رعیت به چشم می خورد . این چنین رابطه ی وفادارانه ای در روزگار کوروش و داریوش واقعا به دید می آمد (1) ، اما در روزگاران بعدی ، گزارش پلوتارخوس صدق می کند : " جز شهبانو ، همه در چشم شاهنشاه ، برده هستند . "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، صص 263 - 261


1 .  با این که والتر هینتس در این قسمت تلاش کرده که داریوش و کوروش را از این قضیه تبرءه کند ، ولی باید دانست که بر اساس اسناد تاریخی (کتب دست اول و کتیبه ها) ، شاید بتوان اطرافیان و دربار کوروش و داریوش را از بردگی بیرون دانست ، اما بقیه مردم کشور ، واقعا برای کوروش و داریوش ، حکم برده داشتند . برای درک بهتر این موضوع کافیست مطالعه ای در کتب دست اول و نیز کتیبه های تاریخی بیندازید . مثلا در کتاب " امپراتوری هخامنشی " ، تالیف پروفسور پیر برایان که به صورت مفصلی با استناد به کتب دست اول تاریخی و کتیبه های هخامنشی تالیف شده است ، این قضیه ، محرز شده است . 

ما هم بخشی از آنها را در قسمتهای قبل ، با ذکر آدرس نقل کرده ایم . برای مطالعه آنها می توانید به 

baastan.blog.ir

تحت موضوع " مطالب اختصاصی با موضوع کوروش ، داریوش و هخامنشیان " رجوع کنید .


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (397) : مردم ایران برای شاهان هخامنشی ، حکم بنده و برده داشتند
برچسب ها : داریوش ,کوروش ,برده ,بنده ,تاریخی ,موضوع ,برده داشتند ,والتر هینتس ,برای شاهان ,ایران برای ,مردم ایران

هخامنشیان (192) : رایج بودن برده داری در عصر هخامنشی

:: هخامنشیان (192) : رایج بودن برده داری در عصر هخامنشی

رایج بودن برده داری در عصر هخامنشیان 


هخامنشیان (بخش192)


" ... شناخته شده ترین مثال پارسیان استقرار یافته در ایالات ، مثال آسیداتس است که در آغاز قرن چهارم در موسیا در دشت کایکوس ، قلمروی در اختیار داشت . قلمرو آسیداتس از اراضی کشاورزی بسیار حاصلخیزی تشکیل شده بود که از بردگان و وابستگان آکنده بود ... "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 786


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (192) : رایج بودن برده داری در عصر هخامنشی
برچسب ها : برده داری ,بودن برده ,رایج بودن

هخامنشیان (269) : داریوش سوم هخامنشی هم با محارم ازدواج کرده بود / ازدواج با محارم در ایران باستان

:: هخامنشیان (269) : داریوش سوم هخامنشی هم با محارم ازدواج کرده بود / ازدواج با محارم در ایران باستان

داریوش سوم هخامنشی هم با محارم ازدواج کرده بود


هخامنشیان (بخش269)


" داریوش (سوم) که زاده ازدواج خواهری - برادری است ، خود با خواهرش استاتیرا ازدواج کرده بود . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 1220


#ازدواج_با_محارم_در_هخامنشی

#هخامنشیان_با_محارمشان_ازدواج_میکردند

#هخامنشیان_به_خواهر_و_مادر_خود_هم_رحم_نمیکردند


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (269) : داریوش سوم هخامنشی هم با محارم ازدواج کرده بود / ازدواج با محارم در ایران باستان
برچسب ها : ازدواج ,محارم ,هخاان ,داریوش ,کرده ,ازدواج کرده ,محارم ازدواج

هخامنشیان (177) : کوروش : همه ملت ، زندانی و برده ما هستند

:: هخامنشیان (177) : کوروش : همه ملت ، زندانی و برده ما هستند

کوروش : همه ملت زندانی و برده ی مایند 


هخامنشیان (بخش177)


(خطابه کوروش ، پس از تجاوز به منطقه آشوریان و تصاحب آن :)

" دو چیز است که باید برای آن بکوشیم : اول آنکه خود را فرمانروای کسانی کنیم که مالک این اموالند و دوم آنکه طوری رفتار کنیم که آنان در موطن خود بمانند . زیرا سرزمین مسکون ، ثروتی بسیار بزرگ است ؛ و اگر از سکنه خالی شود ، از اموال نیز خالی خواهد شد . می دانم که آنان را که مقاومت می کردند (از وطن خود دفاع می کردند) ، از دم تیغ گذراندید ، کار درستی کردید ... اما آنان که تسلیم شدند ، اسیر کردید و به اینجا آوردید . من بر آنم که اگر آنان را رها کنیم ، سود برده ایم . نخست ، برای آنکه دیگر نباید از آنان پرهیز و آنان را نگهداری کنیم و به آنان خوراک دهیم ... ؛ دوم ، به این سبب که با آزاد کردنشان شمار زندانیان ما افزایش خواهد یافت ؛ چون اگر ما فرمانروای این سرزمین شویم ، تمام کسانی که در آن زندگی می کنند ، زندانی ما خواهند بود ؛ و دیگران وقتی ببینند که آنان زنده و آزادند ، برای ماندن در جایی که هستند بیشتر آمادگی خواهند داشت و ترجیح خواهند داد که تسلیم شوند ، تا (اینکه) بجنگند . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 722 - 721


تذکر : همانطور که می بینید ، " منطق غارت " از سر و روی سخنان کوروش می بارد . 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (177) : کوروش : همه ملت ، زندانی و برده ما هستند
برچسب ها : آنان ,کنیم ,کوروش ,خواهند ,آنکه ,زندانی

هخامنشیان (133) : خشایارشای هخامنشی فرزند حرام زاده داشت

:: هخامنشیان (133) : خشایارشای هخامنشی فرزند حرام زاده داشت

خشایارشا هم فرزند حرام زاده داشت


هخامنشیان (بخش133)


" ... هنگام نبرد اءورومدون ، فرماندهان عبارتند از تیتراءوستس ، پسر نامشروع خشایارشا و فرنداتس ، برادرزاده یا خواهرزاده شاه . "


 امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 555


#فساد_اخلاقی_هخامنشیان

#فساد_اخلاقی_خشایارشا

#زناکاری_هخامنشیان

#فرزندان_نامشروع_خشایارشا

#فرزندان_حرامزاده_خشایارشا

#فرزندان_حرامزاده_هخامنشیان


#ادعای_از_نسل_کوروش

#و_از_نسل_داریوش_بودن

#افتخار_یا_ننگ؟


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (133) : خشایارشای هخامنشی فرزند حرام زاده داشت
برچسب ها : خشایارشا ,هخاان ,فرزندان ,خشایارشا فرزندان ,فرزندان حرامزاده ,فساد اخلاقی ,نامشروع خشایارشا ,حرام زاده ,خشایارشا فرزندان حرامزاده

هخامنشیان (452) : استفاده هخامنشیان از روحانیون در حکومت

:: هخامنشیان (452) : استفاده هخامنشیان از روحانیون در حکومت

استفاده هخامنشیان از روحانیون در حکومت 


هخامنشیان (بخش452)


در شایعات باستانگرایانه و کوروش پرستانه ی منتشره از جانب دشمنان تلاش می شود به روحانیت حمله شود و دیانت و سیاست را از هم جدا کنند و بگویند جای روحانی در معبد است ، نه حکومت .

این در حالیست که برخلاف مواضع باستانگرایان و کوروش پرستان ، بنا بر اسناد ، در حکومت هخامنشی از روحانیون در حد قابل توجه و در موقعیت ها و نقش های مختلف و یا حتی تاثیرگذار استفاده می شد . کتب فراوان معتبر تاریخی ، به نمونه های بسیاری اشاره می کند که اگر بخواهیم جمعشان کنیم ، بیش از یک کتاب چند صد صفحه ای را باید به آن (=استفاده هخامنشیان از روحانیون در حکومت) اختصاص دهیم . 

در قسمتهای قبل ، چند نمونه آوردیم که لینک برخی از آنها را در این مطلب برای مطالعه بیشتر قرار می دهیم . 

در زیر به نمونه دیگر اشاره می کنیم : 


" ... ظاهرا هر معبد زرتشتی دست کم دو پریستار (روحانی) داشته است . یک "آذربان" و یک مغ . وظیفه ی آذربان این بود که روزی پنج بار در اتاقک نگهداری آتش گل آتش را از خاکستر آزاد کند و هیزم جدید بر آن بیفزاید . داریوش این کار را شغلی تمام وقت به حساب نیاورد و دستور داد تا همه آذربان های آتشگاه های زرتشتی همزمان حسابرسی دیوان های محلی دربار را نیز بر عهده داشته باشند ... هنگامی که حسابرسی موجودی انجام می گرفت ، امضای سه کارمند ضروری بود . نفر اول سرپرست انبار غله ، آغل دام ها ، خم خانه یا انبار میوه ی مربوطه ی دربار بود . نفر دوم همین آذربان محلی و نفر آخر مدیر هر انبار مربوط . اگر سرپرست و مدیر انبار دست به یکی می شدند به آسانی می توانستند انبار دربار ، یعنی شاهنشاه ، را فریب دهند . به این ترتیب قصد داریوش از وارد کردن آذربان به عنوان حسابرس این بود که احتمال خیانت را کم کند .

دومین پریستار (روحانی) معابد زرتشتی معمولا یک مغ بود ...

تعداد اندکی از معابد بزرگ زرتشتی ، علاوه بر آذربان و مغ ، ظاهرا پریستار دیگری هم داشته اند که وظیفه اش صرفا نثار نوشابه بوده است . اما مهم تر اینکه روحانی بزرگی هم داشته اند که دیگر پریستاران را زیر نظر می گرفته و از اعتبار بالایی هم برخوردار بوده است . 

داریوش ابایی نداشت که این روحانی بزرگ را نیز به کارهای دیوانی بگمارد . او اغلب این روحانیان را مامور می کرد که در " امور اجتماعی " ، جیره های مخصوص کارگران نیمه آزاد را به دست آنها برسانند  ...

... چون موضوع مربوط به پرداختی اضافه بر جیره های مصوب معمول بود ، ممکن است که داریوش روحانی بزرگ را ، هر جا که قابل دسترس بود ، داوری بی طرف و مقسمی " رشوه نگیر " تشخیص داده بوده باشد . 

... داریوش ابایی نداشت از آذربان ها و روحانیان بزرگ در کارهای دیوانی استفاده کند ... "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، صص 370 - 369


مطالب مرتبط (در لینکهای زیر ) :


حکومت هخامنشی هم آخوندی بود / قابل توجه کوروش پرستان و باستانگرایان که دایما به روحانیت حمله می کنند و نیز فریاد " جدایی دین از سیاست " سر می دهند :

حتی هخامنشیان (=خدایان کوروش پرستان و باستانگرایان)  هم از اهمیت علمای مذهبی غافل نبوده اند : 

1 . " هیچ کس نتواند شاه پارس شود مگر آنکه دانش مغان را فرا گرفته باشد "

2 ." 'یک مغ' تمام امور مربوط به سلطنت را آموزش می دهد " .

توضیح ، در لینک زیر :

 https://goo.gl/mXRxW0 

آخوندها در هخامنشی / شاهان هخامنشی، اعتبار خود و حکومتشان را از آخوندها می گرفتند :

https://goo.gl/87ygF9 

هخامنشیان هم از اهمیت بالای قشر روحانیت غافل نبودند :

 https://goo.gl/5cA76m 

هخامنشیان ، به آخوندها مدیونند (سلطنت خود را) / شاهان هخامنشی، اعتبار و مشروعیت خود و حکومتشان را از آخوندها می گرفتند :

 https://goo.gl/hu5jgJ 

اهمیت آخوندها در حکومت هخامنشی :

هیچ کس نتواند شاه پارس شود ، مگر آنکه دانش مغان را فرا گرفته باشد / یک مغ تمام امور مربوط به سلطنت را آموزش می دهد / شاهان هخامنشی ، اعتبار و مشروعیت خود را از مغان می گرفتند :

 https://goo.gl/1pevBQ 



 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (452) : استفاده هخامنشیان از روحانیون در حکومت
برچسب ها : هخاان ,آذربان ,حکومت ,روحانی ,داریوش ,استفاده ,استفاده هخاان ,کوروش پرستان ,تمام امور ,گرفته باشد ,امور مربوط ,داریوش ابایی نداشت

هخامنشیان (408) : بخشی از مالیات های سالانه دریافتی هخامنشیان از مردم ، به روایت اسناد

:: هخامنشیان (408) : بخشی از مالیات های سالانه دریافتی هخامنشیان از مردم ، به روایت اسناد

بخشی از مالیات های سالانه دریافتی هخامنشیان از مردم


هخامنشیان (بخش408)


" ... هرودوت تنها کسی است که درباره درآمدهای مالیاتی سرزمین های شاهنشاهی هخامنشی گزارش می دهد . او در گزارش خود فهرستی می آورد که دربرگیرنده ی 20 ساتراپی است . در حالی که در حقیقت هشت یا نه ساتراپی بیش از آنکه ذکر کرده ، داشته ایم . در مقام مقایسه ، مفیدترین بخش گزارش او درباره مالیات هایی است که می بایستی به نقره پرداخت می شده اند . هرودوت ارقام را به تالان می دهد . یک تالان 6480 مارک طلا (در زمان پیش از جنگ جهانی اول) ارزش داشت . بابل سالانه 1000 تالان می پرداخت ، مصر 700 تالان ، لودیا 500 ، ماد 450 ، ایونیا 400 ، سوریه 350  ، و ایلام 300 تالان . 

مجموع درآمد مالیاتی سالانه به نقره 9540 تالان یا 61819200 مارک طلا می شد . به این مبلغ باید 360 تالان خاک طلای سند را افزود . همه بر روی هم تقریبا 93 میلیون مارک طلا می شد ، که برای آن روزگار مبلغی بسیار زیاد است . 

در این محاسبه مالیات های متنوعی مانند برده ، کالا و چارپا ، که ارزش آن را نمی توان تعیین کرد ، ولی احتمالا یک سوم یا شاید نصف کل درآمدهای مالیاتی بوده ، به حساب نیامده است . اگر چنین کنیم مبلغ ما به 125 تا 150 میلیون مارک طلا خواهد رسید ... "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، صص 307 - 306


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357 

منبع : باستانهخامنشیان (408) : بخشی از مالیات های سالانه دریافتی هخامنشیان از مردم ، به روایت اسناد
برچسب ها : تالان ,مارک ,مالیات ,هخاان ,سالانه ,مالیاتی ,میلیون مارک ,درآمدهای مالیاتی ,دریافتی هخاان ,سالانه دریافتی ,سالانه دریافتی هخاان

هخامنشیان (79) : وحشیگری عجیب هخامنشیان : دو نیم کردن شخص بی گناه !

:: هخامنشیان (79) : وحشیگری عجیب هخامنشیان : دو نیم کردن شخص بی گناه !

وحشیگری عجیب هخامنشیان :

دو نیم کردن شخص بی گناه !


هخامنشیان (بخش79)


" خشایارشا برای مجازات پوتیوس که از خشایارشا خواسته بود فرزندش را از رفتن به جنگ معاف کند ، چنین تصمیم می گیرد : 

»وی بی درنگ به دژخیمان فرمان داد ارشد پسران پوتیوس را بیابند و او را از میان به دو پاره کنند ، پاره ای را سمت راست و پاره دیگر را سمت چپ جاده نهند ؛ و به سپاهیان دستور داد که از همان راه ، از میان آن دو پاره بگذرند . آنان همان کردند که او به آنان گفته بود . پس از آن ، سپاه بطور منظم به حرکت درآمد .» (1)


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 373


1 . بنظر می رسد خشایارشا ، پدر داعش و رژیم صهیونیستی باشد ؛ اگر چه آنها هنوز در جنایت به پای او نرسیده اند . 


#وحشیگری_خشایارشا

#وحشیگری_هخامنشی

#وحشیگری_هخامنشیان

#هخامنشیان_وحشی

#وحشیگری_در_ایران_باستان

#جنایات_هخامنشیان

#عصر_جاهلیت_ایران_باستان

#هخامنشیان_جنایتکار

#رژیم_صهیونیستی

#داعش

#هخامنشیان_خونخوار

#افتخارات_ایران_باستان!

#عدالت_هخامنشیان!

#زاقارت


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (79) : وحشیگری عجیب هخامنشیان : دو نیم کردن شخص بی گناه !
برچسب ها : هخاان ,وحشیگری ,پاره ,خشایارشا ,باستان ,ایران باستان ,رژیم صهیونیستی ,عجیب هخاان ,وحشیگری عجیب

هخامنشیان (262) : برده داری در عصر هخامنشی و توسط هخامنشیان / کورتش هم به معنای برده است

:: هخامنشیان (262) : برده داری در عصر هخامنشی و توسط هخامنشیان / کورتش هم به معنای برده است

برده داری در عصر هخامنشی ، و توسط هخامنشیان


هخامنشیان (بخش262)


" ... چندی بعد با رسیدن (اسکندر) به نزدیک تخت جمشید یونانیانی پیش آمدند و خود را به اسکندر معرفی کردند :

" آنان از زادگاه خود توسط شاهان پیشین پارس (=هخامنشیان) تبعید شده بودند . "

شمار آنها به نوشته دیودوروس و یوستینوس 800 تن 

و به نوشته ی کوءینتوس کورسیوس روفوس 4000 تن بود .

به نوشته دیودوروس ، آنان را ناقص العضو کرده و با آهن گداخته با حروف بیگانه ، داغ کرده بودند . 

آنان در سیاه چاله ها کار می کردند ؛ یعنی در کارگاه های بردگان . 

برخی از آنان متعلق به کومه و دیگران از آتن بودند . استقرارشان در پارس به زمان دوری بر می گشت ، چون در همان جا زن ستانده بودند و از آنان صاحب فرزند شده بودند ...

اگر زبان پرتکلف این متون را کنار بگذاریم ، پیشاپیش هیچ دلیلی برای نپذیرفتنشان در دست نداریم . بی نهایت احتمال دارد که ، به این یا آن صورت ، ناچار باشیم بین یونانیان و لوکیاییها با کورتش های شناخته شده از طریق الواح (هخامنشی) رابطه برقرار کنیم ...

در این نمونه ی خاص ما فقط نمونه ای از مردمانی را می بینیم که پس از اسارت ، در پی تبعیدهای دسته جمعی پیوسته در پارس مستقر شده اند و توسط تشکیلات اداری سلطنتی چه در مزارع و مراتع و چه در کارگاه های تولیدی و کارگاه های ساختمانی به کار گرفته شده اند ... "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 1161 - 1160


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (262) : برده داری در عصر هخامنشی و توسط هخامنشیان / کورتش هم به معنای برده است
برچسب ها : بودند ,آنان ,هخاان ,کارگاه ,نوشته ,پارس ,نوشته دیودوروس ,توسط هخاان ,برده داری

هخامنشیان (328) : وحشیگری داریوش هخامنشی : کشتار بیش از 100 هزار نفر

:: هخامنشیان (328) : وحشیگری داریوش هخامنشی : کشتار بیش از 100 هزار نفر

وحشیگری داریوش هخامنشی :

کشتار بیش از 100 هزار نفر


هخامنشیان (بخش328)


" ... شمار تلفات دشمنان داریوش (1) که فقط در متن بابلی سنگ نبشته ی بیستون و سپس در متن آرامی آن به جا گذاشته شده ، همانگونه که گفتیم ناقص به ما رسیده است . اگر جاهای خالی را با احتیاط (یعنی حداقل) پر کنیم ، به 60000 کشته می رسیم و بیشتر از آن اسیر .

تلفات سپاه داریوش کمتر بوده ، اما حتما آن هم رقمی بالا بوده است . سرکوبی شورش ها در منطقه ی اصلی شاهنشاهی هخامنشی مجموعا در حدود صد هزار قربانی طلبیده که برای آن روزگاران ، رقمی وحشت انگیز است . این کشتارها به ضربه ای روحی می مانست که اثر آن تا مدت ها در دل های مردمان آن عصر باقی ماند . (2) "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، ص 156


1 . منظور از عبارت " دشمنان داریوش " ، استقلال طلبان و آزادیخواهانی است که تلاش داشتند ملت و کشور خود را از یوغ دیکتاتوری هخامنشی آزاد کنند .

2 . بیهوده نیست که ایلامی ها با وجود نارضایتی شدید از هخامنشیان (که باعث شد طی حدود سه سال ، سه بار برای رهایی از یوغ هخامنشیان شورش کنند) با نزدیک شدن یا تهدید داریوش به ایلام ، خود ، شاه خود را - که انتخاب کرده و به او پیوسته بودند - کشتند . آنها از وحشیگری های لشکر هخامنشی ، بخوبی آگاه بوده و بسیار ، از آنها و هجومشان به کشور ایلام در وحشت بودند . 


###


" داریوش در نبشته ی آرامگاهش درباره ی خود می گوید : ' به هنگام خشم بر خود چیره می شوم . سخت بر هوس خود فرمانروا هستم . ' "

(والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، ص 123) .


بر خشم خودت چیره شده ای و بیش از صد هزار کشته ، به بار آورده ای . اگر بر خشم خودت چیره نشده بودی چیکار می کردی ؟ 

احتمالا ریشه بشریت رو از روی زمین بر می چیدی !


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357 

منبع : باستانهخامنشیان (328) : وحشیگری داریوش هخامنشی : کشتار بیش از 100 هزار نفر
برچسب ها : داریوش ,هخاان ,هزار ,چیره ,بوده ,وحشیگری ,پرویز رجبی ,خودت چیره ,ترجمه پرویز ,والتر هینتس ,دشمنان داریوش

هخامنشیان (111) : شاه هخامنشی دست کم 329 کنیز ( برده ی زن ) داشت ! (برده داری در زمان هخامنشی و ایران باستان)

:: هخامنشیان (111) : شاه هخامنشی دست کم 329 کنیز ( برده ی زن ) داشت ! (برده داری در زمان هخامنشی و ایران باستان)

شاه هخامنشی دست کم 329 کنیز (برده ی زن) داشت !


هخامنشیان (بخش111)


" می دانیم که پیش از نبرد ایسوس داریوش سعی کرد همه چیزهایی را که همراه داشت در دمشق بگذارد ، یعنی زنان و کودکان و تمام بار و بنه ای که هم حرکت سپاه را کند می کردند و هم می خواست آنان را از غارت احتمالی مصون دارد ...

پس از نبرد ، پارمنیون مسءول تصرف دمشق شد و این کار را به نحو احسن انجام داد . پس از تصرف دمشق ، همانطور که در این قبیل موارد معمول است ، وی دستور داد افسران متخصص به تهیه سیاهه اموال بپردازند . ما این امکان بی نظیر را داریم که از طریق آتنایوس سیاهه اموال قید شده در این سند را در اختیار داشته باشیم . البته نقل قول آتنایوس ناقص است : او بر مبنای منطق اثر خود ، فقط ارقام مربوط به شمار کارکنان آشپزخانه و ضیافت و نیز نمونه جام هایی را که در دمشق تصاحب شده ، قید کرده است . در نامه پارمنیون این اقلام آمده است : 


- کنیز رامشگر شاه     329 (نفر) !

- بافنده تاج                     46 

- آشپز                          277

- آشپز متخصص در تهیه غذاهایی که با مواد لبنی تهیه می شود         13

- شاگرد آشپز             29

- آماده کننده نوشیدنی ها      17

- صاف کننده شراب            70

- عطرساز             14

کل :            796      "


... هراکلیدس در توصیف مشهور خود از شام شاه تصریح می کند که " در طول شام ، کنیزان رامشگر شاه می خوانند و چنگ می زنند و ... "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 457 - 456


#شرابخواری_هخامنشیان

#نجسخواری_هخامنشیان

#برده_داری_هخامنشیان

#329_کنیز!

#329_برده_ی_زن


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (111) : شاه هخامنشی دست کم 329 کنیز ( برده ی زن ) داشت ! (برده داری در زمان هخامنشی و ایران باستان)
برچسب ها : برده ,هخاان ,کنیز ,دمشق ,آشپز ,تهیه ,برده داری ,سیاهه اموال ,تصرف دمشق ,کنیز برده

هخامنشیان (208) : آخوندها در هخامنشی / شاهان هخامنشی اعتبار خود و حکومتشان را از آخوندها می گرفتند

:: هخامنشیان (208) : آخوندها در هخامنشی / شاهان هخامنشی اعتبار خود و حکومتشان را از آخوندها می گرفتند

آخوندها در هخامنشی / شاهان هخامنشی، اعتبار خود و حکومتشان را از آخوندها می گرفتند


هخامنشیان (بخش208)


" ... افلاطون وجود مربیان سلطنتی را نیز قید می کند که ولایتعهد از چهارده سالگی به آنان سپرده می شود . گرچه افلاطون سخنی از مغان بر زبان نیاورده است ، اما بی شک آنان نیز در میان این مربیان قرار دارند ، چون یکی از آنان (عالمترینشان) " دانش مغان را تعلیم می دهند " 

(121 d ; 

ر . ک . پلوتارک اردشیر ، کتاب 3 ، بند 3 ( 

یک مغ " تمام امور مربوط به سلطنت را آموزش می دهد "

(Alc , 122 a ; basilika didaskei de kai ta ) .

به نوشته سیسرون (Div . 1 . 41 , 91 ) 

" هیچ کس نتواند شاه پارس شود ، مگر آنکه دانش مغان را فرا گرفته باشد " . 

خلاصه ، پسر ارشد از اوان کودکی برای ایفای وظایف شاهی و اشغال مرتبه خود در نظام سیاسی ، نظامی و " مذهبی " آماده می شود . 

... پلوتارک به مغی اشاره می کند که کوروش صغیر از او درس گرفته است 

(اردشیر ، کتاب 3 ، بند 3) "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 817

 

" ... به ویژه معلوم است که در مراسم جلوس به تخت سلطنت فقط شمار معدودی از افراد شرکت می کردند . افزون بر خود شاه ، کسانی که پلوتارک آنان را کاهن می خواند در مراسم حضور داشتند . منظور از کاهن ، بی شک همان مغان هستند . به نوشته سیسرون " هیچ کس نتواند شاه پارس شود مگر آنکه دانش مغان را فرا گرفته باشد " 

( Div . 1 . 41 . 90) .

پلینی نیز قید کرده است که سنگی هست که وجود آن برای مغان هنگام انجام مراسم تاجگذاری ضروری است 

( کتاب 37 ، بند 147) .

حتی قطعه ای از پلوتارک ظاهرا متضمن آنست که همان مغانی که مسءول تعلیم و تربیت ولیعهد بوده اند مراسم تاجگذاری را برگزار می کنند . 

... باید توجه داشت که مغان در شناختن گیاهان و خواص آنها نیز تخصص داشته اند (فصل هفتم) .

... این مراسم (تاجگذاری) دو ویژگی کاملا متمایز دارد : هم مبین آنست که پادشاهی هخامنشی تقدیس شده است ، چون شاه جدید با میانجیگری مغان توسط خداوند به این مقام (پادشاهی) منصوب می شود ... "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 821 - 820


توضیح :


لفظ آخوند اگرچه برای روحانیون شیعه استفاده می شود ولی ما در اینجا به عنوان معنی استعاری آن که در جامعه رایج است یعنی " روحانی " استفاده کردیم ؛ خصوصا بدان جهت که باستانگرایان و کوروش پرستان (هخامنشی پرستان) و شاه پرستان ، از آن به همین معنا (روحانی) استفاده می کنند . 

همانطور که ایشان ملاحظه می کنند ، در اسناد تاریخی فراوان ، که ما تنها به جزءی کوچک از خیل آن اسناد اشاره کردیم ، وجود روحانیون در ایران باستان و نقش بسیار مهم آنان ، خصوصا در حکومت هخامنشی محرز است . ناگفته نماند که در حکومت ساسانی هم به همینگونه یا حتی بیشتر ، از حضور روحانیون استفاده می شد ؛ به حدی که حکومت ساسانیان را حکومت زرتشتیان هم می خوانند . 

بنابراین ، به دوستان باستانگرا و کوروش پرست توصیه می کنم قبل از حرافی و حمله به آخوندها و سر دادن شعار " جدایی دین از سیاست " ، اندکی تاریخ را مطالعه کنند و بدانند که خدایانشان - یعنی کوروش و هخامنشیان و ساسانیان - تا چه حد از حضور آخوندهای آن زمان بهره می گرفته اند ؛ تا جایی که اساسا اعتبار حکومتشان بسته به حضور آخوندها بوده است . 

نکته مهم دیگر آنکه :

اگر چه حکومت هخامنشیان و ساسانیان هم آخوندی بود ولی آخوند داریم تا آخوند ؛ و حکومت آخوندی داریم تا حکومت آخوندی . آخوندهای حکومت هخامنشی و ساسانی ، به تبع دینشان ، پیرو بت ها و خدایان ساختگی و یا چندخدایی بوده اند .

ولی آخوندهای حکومت جمهوری اسلامی ، پیرو خدای یکتا و کاملترین دین . 

مسلما نتایج هم فرق می کند . یکی از تفاوتها :

" آن حکومت -هخامنشی و ساسانی - به کشورهای دیگر تجاوز می کرد برای طمع و شکم (یعنی ظالم بود) ؛

ولی این حکومت - جمهوری اسلامی - تلاش می کند برای دفاع از خود و مظلومان و مسلمانان ؛ و برپایی پرچم عدالت در دنیا و زمینه سازی برای حاکمیت اسلام "مظلوم یاور" و "عدالت گستر" و برای حاکمیت "امام منصوب از طرف خدا" بر روی زمین . 

آن حکومت - هخامنشی و ساسانی - می شتابید برای کشتن و تجاوز و ظلم به مردم کشور خود و کشورهای دیگر ؛

اما این حکومت - جمهوری اسلامی - می شتابد برای یاری رساندن به مظلوم و محروم ، در ایران و حتی در کشورهای دیگر همچون غزه (فلسطین) ، لبنان ، عراق ، سوریه ، یمن . 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (208) : آخوندها در هخامنشی / شاهان هخامنشی اعتبار خود و حکومتشان را از آخوندها می گرفتند
برچسب ها : حکومت ,مغان ,آخوندها ,مراسم ,آنان ,حضور ,حکومت جمهوری ,جمهوری اسلامی ,کشورهای دیگر ,دانش مغان ,مراسم تاجگذاری ,حکومت جمهوری اسلامی ,ترجمه ناهید

هخامنشیان (56) : دستور داریوش به نفوذ به سرزمین سکاها و اسیر کردن زنان و مردان آنجا

:: هخامنشیان (56) : دستور داریوش به نفوذ به سرزمین سکاها و اسیر کردن زنان و مردان آنجا

دستور داریوش به نفوذ به سرزمین سکاها و اسیر کردن زنان و مردان آنجا


هخامنشیان (بخش56)


" کتسیاس نیز اطلاعاتی اراءه می دهد که در نوشته هرودوت یافت می شود : 

" وی شرح می دهد که داریوش به آریارمنه ، خشثرپاون کاپادوکیا فرمان می دهد به سرزمین سکاها نفوذ کند و مردان و زنانش را به اسیری آورد . خشثرپاون با 30 کشتی پاروزنه به آنجا می رود و اسیرانی می گیرد . او حتی برادر پادشاه سکاها ، مارساگتس را که به علت کار ناشایستی به امر برادرش در زنجیر  بود به بند می کشد . "


 امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 220


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (56) : دستور داریوش به نفوذ به سرزمین سکاها و اسیر کردن زنان و مردان آنجا
برچسب ها : سکاها ,مردان ,آنجا ,سرزمین ,نفوذ ,داریوش ,سرزمین سکاها ,مردان آنجا ,اسیر زنان ,دستور داریوش

هخامنشیان (119) : نامردی و نقض عهد شاه هخامنشی و قتل عام " سربازان امان گرفته " توسط او

:: هخامنشیان (119) : نامردی و نقض عهد شاه هخامنشی و قتل عام " سربازان امان گرفته " توسط او

نامردی و نقض عهد شاه هخامنشی ؛ و قتل عام "سربازان امان گرفته" توسط او


هخامنشیان (بخش119)


" بغه بوخشه پسر خاندانی نامدار بود ، چون پدرش زوپوروس اول نوه بغه بوخشه اول بود که یکی از هفت تن توطءه گر سال 522 به شمار می آمد (1) . 

بغه بوخشه دوم در نزد خشایارشا از بانفوذترین اشخاص به شمار می آمد و با دختر شاه ، آموتیس که به بوالهوسی شهرت داشت ازدواج کرده بود . و در لشکرکشی سال 480 ، یکی از سه ستون سپاه را فرماندهی می کرد . در سال 479 ، پس از بازگشت از لشکرکشی ، شورش بابل را سرکوب کرد . به همین دلیل خشایارشا هدایای بسیار از جمله یک قطعه طلای مدور که 6 تالان وزن داشت ، به او اهدا کرد ؛ از میان عطایای شاه ، این هدیه از همه افتخارآفرین تر بود . وی نقش درجه اولی را هنگام جلوس اردشیر به تخت سلطنت ایفا کرد . سپس در مصر بر آتنیان و مصریان پیروز شد . اما به رغم وعده های بغه بوخشه (امان دادن به عنوان نماینده خشایارشا) به سربازان مزدور یونانی ، شاه به آمستریس اجازه داد که فرمان قتل آنان را صادر کند . بغه بوخشه غضبناک شد و با شاه قطع رابطه کرد ... "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 500


1 . منظور از هفت توطءه گر ، هفت نفری هستند که مغ دروغگو و غاصب حکومت هخامنشی را کشته ؛ و باعث بازگشت حکومت به هخامنشیان و داریوش هخامنشی شدند ؛ و بنابراین به گردن هخامنشیان بسیار حق داشتند . 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (119) : نامردی و نقض عهد شاه هخامنشی و قتل عام " سربازان امان گرفته " توسط او
برچسب ها : بوخشه ,هخاان ,خشایارشا ,امان ,سربازان ,گرفته توسط ,امان گرفته ,سربازان امان

هخامنشیان (466) : ادب در ایران باستان / پشت کردن کوروش پرستان به آریاییهای اصیل

:: هخامنشیان (466) : ادب در ایران باستان / پشت کردن کوروش پرستان به آریاییهای اصیل

ادب در ایران باستان / پشت کردن کوروش پرستان به آریاییهای اصیل


هخامنشیان (بخش466)


" ... آنها (پارسیان) نه تنها از گفتن هر گونه سخن بی ادبانه ، که حتی از خندیدن بلند در حضور دیگران هم خودداری می کردند . (1)

انداختن آب دهان ، گرفتن دماغ یا هر گونه رفتار خلاف عرف دیگر در حضور دیگران در نظر پارس ها شرم آور شمرده می شد . هرودوت می نویسد : "در نزد پارس ها استفراغ کردن پیش دیگران ممنوع است . "

خدمتکاران سفره ، کار خود را در سکوت انجام می دادند و به هنگام غذا خوردن اصلا حرفی زده نمی شد تا بزاق دهان چیزی را نیالاید . هیچ پارسی ای چشم ها و حتی دست هایش را در سفره نمی چرخاند یا دستش را در نوشیدنی فرو نمی برد . کسی در کوچه و خیابان نمی آشامید و نمی خورد . برگشتن به طرف چیزی دور از ظرافت بود ، چون یک پارسی مودب ، هرگز نباید کنجکاوی خود را نشان می داد . (2)

اشاره ی استرابون تاییدی است بر این مطلب : " مردان پارسی در بازار دیده نمی شوند ، چون آنها نه چیزی می خرند و نه می فروشند . آنها عمدتا خود را جنگاور می دانستند . (3) (4) (5) (6)"


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، ص 392


1 . همانطور که می دانید ، کوروش پرستان و نژادپرستان ، درست بر خلاف ادعاهای خود و آریاییان اصیل ، گوی سبقت را در فحاشی ، تمسخر ، تحقیر و توهین به اشخاص ، اقوام ، بزرگان ، ادیان و اولیاءالله از هم ربوده اند . 

ادعای "کردار نیک ، گفتار نیک و پندار نیک"شان هم که گوش فلک را جرانده . 

نفاق کوروش پرستان و نژادپرستان ، و تضادشان با آریاییان اصیل محرز است . 

2 . این قسمت یعنی آریاییان اصیل ، راه نمی افتادند توی خیابانها ، دنبال چشم چرانی ناموس مردم . 

(دقیقا بر خلاف کوروش پرستان و نژادپرستان)

3 . این قسمت به زبان امروزی یعنی مردان وقتشان را صرف کار کردن می کردند ، نه ولگردی دنبال نوامیس مردم در کوچه بازارها . 

(دقیقا برخلاف کوروش پرستان و نژادپرستان)

4 . تقریبا تمامی رفتارهای کوروش پرستان و نژادپرستان با این ویژگیهای خوب آریاییان اصیل - که در این سند آمده - در تضاد است . 

5 . با خصوصیات مثبتی که در این سند ، و سندهای قبلی ، از آریاییان اصیل آوردیم ، حزب اللهی ها و بطور کلی ایرانیان مسلمان ، خیلی شبیه تر از کوروش پرستان و نژادپرستان به آریاییهای اصیل هستند ؛ البته در خصوصیات مثبت . 

ما از ویژگیهای منفی آریاییهای اصیل ، صحبتی نکرده ایم . 

6 . بطور کلی ، چسباندن خود به آریاییها افتخاری ندارد . افتخار مسلمانان به چیزهای بسیار ارزشمندتر است  . منجمله :

یک . اعتقاد به کاملترین دین الهی ، یعنی اسلام 

دو . پیروی از خدا و نمایندگان عظیم الشانش یعنی پیامبر خاتم (ص) و امامان (ع) بودن ؛ نه پیروی از گذشتگان (که بسیاریشان گمراه ، مشرک و یا ظالم هم بودند)

سه . عمل به توصیه های خدا در قرآن و احادیث پیامبر (ص) و امامان (ع) و رفتن راه ایشان

چهار . از نسل حضرت آدم (ع) پیامبر بودن ؛ کسی که لقب اشرف مخلوقات را گرفت و بعد از خدا ، به ما فرصت " بودن " را داد 

پنج . روح ما برگرفته از روح خداست :

* و نفخت فیه من روحی * (و از روح خودم در او دمیدم) ؛


و چه افتخاری بالاتر از اینکه وجود ما برگرفته از روح خدا باشد ؛

نه از بشر گمراه بت پرست جنایتکاری چون کوروش 


مطالب مرتبط :


کوروش هخامنشی و پرستش بت مردوک :

http://www.adyannet.com/fa/news/1183

به آتش کشیدن شهر اپیس توسط کوروش :

 https://goo.gl/8ieCvQ 

تجاوز کوروش کبیر به شهر کسانتوس و ویرانی آن ، و قتل عام مردم آن :

 https://goo.gl/rhAlhE 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (466) : ادب در ایران باستان / پشت کردن کوروش پرستان به آریاییهای اصیل
برچسب ها : کوروش ,اصیل ,پرستان ,نژادپرستان ,آریاییان ,یعنی ,کوروش پرستان ,آریاییان اصیل ,آریاییهای اصیل ,ایران باستان ,حضور دیگران

هخامنشیان (466) : ادب در ایران باستان / پشت کردن کوروش پرستان به آریاییهای اصیل

:: هخامنشیان (466) : ادب در ایران باستان / پشت کردن کوروش پرستان به آریاییهای اصیل

ادب در ایران باستان / پشت کردن کوروش پرستان به آریاییهای اصیل


هخامنشیان (بخش466)


" ... آنها (پارسیان) نه تنها از گفتن هر گونه سخن بی ادبانه ، که حتی از خندیدن بلند در حضور دیگران هم خودداری می کردند . (1)

انداختن آب دهان ، گرفتن دماغ یا هر گونه رفتار خلاف عرف دیگر در حضور دیگران در نظر پارس ها شرم آور شمرده می شد . هرودوت می نویسد : "در نزد پارس ها استفراغ کردن پیش دیگران ممنوع است . "

خدمتکاران سفره ، کار خود را در سکوت انجام می دادند و به هنگام غذا خوردن اصلا حرفی زده نمی شد تا بزاق دهان چیزی را نیالاید . هیچ پارسی ای چشم ها و حتی دست هایش را در سفره نمی چرخاند یا دستش را در نوشیدنی فرو نمی برد . کسی در کوچه و خیابان نمی آشامید و نمی خورد . برگشتن به طرف چیزی دور از ظرافت بود ، چون یک پارسی مودب ، هرگز نباید کنجکاوی خود را نشان می داد . (2)

اشاره ی استرابون تاییدی است بر این مطلب : " مردان پارسی در بازار دیده نمی شوند ، چون آنها نه چیزی می خرند و نه می فروشند . آنها عمدتا خود را جنگاور می دانستند . (3) (4) (5) (6)"


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، ص 392


1 . همانطور که می دانید ، کوروش پرستان و نژادپرستان ، درست بر خلاف ادعاهای خود و آریاییان اصیل ، گوی سبقت را در فحاشی ، تمسخر ، تحقیر و توهین به اشخاص ، اقوام ، بزرگان ، ادیان و اولیاءالله از هم ربوده اند . 

ادعای "کردار نیک ، گفتار نیک و پندار نیک"شان هم که گوش فلک را جرانده . 

نفاق کوروش پرستان و نژادپرستان ، و تضادشان با آریاییان اصیل محرز است . 

2 . این قسمت یعنی آریاییان اصیل ، راه نمی افتادند توی خیابانها ، دنبال چشم چرانی ناموس مردم . 

(دقیقا بر خلاف کوروش پرستان و نژادپرستان)

3 . این قسمت به زبان امروزی یعنی مردان وقتشان را صرف کار کردن می کردند ، نه ولگردی دنبال نوامیس مردم در کوچه بازارها . 

(دقیقا برخلاف کوروش پرستان و نژادپرستان)

4 . تقریبا تمامی رفتارهای کوروش پرستان و نژادپرستان با این ویژگیهای خوب آریاییان اصیل - که در این سند آمده - در تضاد است . 

5 . با خصوصیات مثبتی که در این سند ، و سندهای قبلی ، از آریاییان اصیل آوردیم ، حزب اللهی ها و بطور کلی ایرانیان مسلمان ، خیلی شبیه تر از کوروش پرستان و نژادپرستان به آریاییهای اصیل هستند ؛ البته در خصوصیات مثبت . 

ما از ویژگیهای منفی آریاییهای اصیل ، صحبتی نکرده ایم . 

6 . بطور کلی ، چسباندن خود به آریاییها افتخاری ندارد . افتخار مسلمانان به چیزهای بسیار ارزشمندتر است  . منجمله :

یک . اعتقاد به کاملترین دین الهی ، یعنی اسلام 

دو . پیروی از خدا و نمایندگان عظیم الشانش یعنی پیامبر خاتم (ص) و امامان (ع) بودن ؛ نه پیروی از گذشتگان (که بسیاریشان گمراه ، مشرک و یا ظالم هم بودند)

سه . عمل به توصیه های خدا در قرآن و احادیث پیامبر (ص) و امامان (ع) و رفتن راه ایشان

چهار . از نسل حضرت آدم (ع) پیامبر بودن ؛ کسی که لقب اشرف مخلوقات را گرفت و بعد از خدا ، به ما فرصت " بودن " را داد 

پنج . روح ما برگرفته از روح خداست :

* و نفخت فیه من روحی * (و از روح خودم در او دمیدم) ؛


و چه افتخاری بالاتر از اینکه وجود ما برگرفته از روح خدا باشد ؛

نه از بشر گمراه بت پرست جنایتکاری چون کوروش 


مطالب مرتبط :


کوروش هخامنشی و پرستش بت مردوک :

http://www.adyannet.com/fa/news/1183

به آتش کشیدن شهر اپیس توسط کوروش :

 https://goo.gl/8ieCvQ 

تجاوز کوروش کبیر به شهر کسانتوس و ویرانی آن ، و قتل عام مردم آن :

 https://goo.gl/rhAlhE 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (466) : ادب در ایران باستان / پشت کردن کوروش پرستان به آریاییهای اصیل
برچسب ها : کوروش ,اصیل ,پرستان ,نژادپرستان ,آریاییان ,یعنی ,کوروش پرستان ,آریاییان اصیل ,آریاییهای اصیل ,ایران باستان ,حضور دیگران

هخامنشیان (84) : عدالت هخامنشی (!!!) : زجرکش کردن بی گناهان بجای مجازات قاتل (یعنی مادر اردشیر)

:: هخامنشیان (84) : عدالت هخامنشی (!!!) : زجرکش کردن بی گناهان بجای مجازات قاتل (یعنی مادر اردشیر)

عدالت هخامنشی  (!!!) : زجرکش کردن بی گناهان ؛ 

بجای مجازات قاتل اصلی (یعنی مادر اردشیر) 


هخامنشیان (بخش84)


" ... کتسیاس و پلوتارک غذا خوردن زن (استاتیرا) و مادر (پروشات) اردشیر دوم را وصف کرده اند . پلوتارک که اطلاعات خود را از دینون و کتسیاس اقتباس کرده ، شرح داده است که مادر اردشیر چگونه خود را از شر همسر او خلاص کرد :

»دو زن ، پس از بدگمانیها و کشمکش های پیشین باز به رفت و آمد و همسفره شدن با یکدیگر پرداختند ؛ اما چون از یکدیگر بیم داشتند و به همدیگر بدگمان بودند فقط از خوراکیهایی واحد که دستی واحد آنها را بر سر سفره نهاده بود تغذیه می کردند . در پارس پرنده کوچکی هست که شکمش را که پر از چربی است خالی نمی کنند ... این پرنده را رونداکه (زرده پره سر زیتونی) می نامند . به گفته کتسیاس ، پروشات یکی از این پرنده ها را با کارد کوچکی ، که یک سمت تیغه آن را زهرآلود کرده بودند ، اما زهر را از طرف دیگر آن زدوده بودند ، نصف کرد و سالم و بی زیان پرنده را به دهان برد و خورد و نصف سمی را به استاتیرا داد .» 

اما یکی از خدمتکاران پروشات ، با آنکه توسط قضات تبرءه شده بود ، محکوم به مرگ شد . پلوتارک به این مناسبت تصریح کرده است که در دربار کیفری مخصوص زهردهندگان وجود داشته است : 

»سر زهردهنده را بر سنگ صاف بزرگی می نهند و با سنگ دیگری آنقدر آن را می زنند تا سر و صورت له شود!»

... کتسیاس (به نقل از الیانوس در کتاب طبیعت جانوران ، کتاب 4 ، بند 41) در جای دیگر تصریح کرده است که زهری هندی که سبب مرگ بدون درد می شد ، به صورت مجزا در سراهای سلطنتی حفظ می شد و کسی جز شاه و مادرش به آن دسترسی نداشت . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 406 - 405


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (84) : عدالت هخامنشی (!!!) : زجرکش کردن بی گناهان بجای مجازات قاتل (یعنی مادر اردشیر)
برچسب ها : کرده ,پرنده ,مادر ,کتسیاس ,اردشیر ,بودند ,مادر اردشیر ,تصریح کرده ,یعنی مادر ,مجازات قاتل ,بجای مجازات

هخامنشیان (308) : کوروش ! که غارت نمودی همه عمر / دیدی که چگونه غارت ، تو را گرفت ؟

:: هخامنشیان (308) : کوروش ! که غارت نمودی همه عمر / دیدی که چگونه غارت ، تو را گرفت ؟

کوروش ، که غارت نمودی همه عمر / دیدی که چگونه غارت ، تو را گرفت ؟


هخامنشیان (308)


" ... در بهار 530 کوروش با سپاهی نیرومند رو به آسیای میانه نهاد . ظاهرا برنامه این لشکرانگیزی ، رویارویی با سکاهای آن سوی سغد ... بود . 

... کار با سکاها به کارزار کشید . هرودوت می نویسد : 

" به نظر من این جنگ از همه ی جنگ هایی که بربرها داشته اند دهشتناک تر بود . "

سپرگپیسه ، پسر ملکه ی سکاها ، توموریس ، کشته شد ؛ اما خود کوروش هم زخم برداشت و سه روز بعد ، در روز بیستم ژوییه ی 530 درگذشت ...

به فرمان شاهنشاه جدید ، کمبوجیه ی دوم ، خدمتکار ویژه ، خواجه ای به نام بگپاته ، جنازه ی سرور کشته شده ی خود را به پارس منتقل کرد . کوروش در اینجا در آرامگاهی که خودش ساخته بود آرام گرفت ...

جسد کوروش بزرگ در تابوتی سنگین از طلای ناب نهاده شده بود . این تابوت درست در وسط اتاقک آرامگاه بر روی تخت روانی قرار داشت که با پوست هایی به رنگ ارغوانی و رواندازهای بابلی پوشیده شده و پایه هایش از طلای چکش کاری شده بود . بر روی تابوت لباس های پارسی ، زیرجامه های بابلی ، قبا و شلوارهای مادی به رنگ های مختلف و همچنین گردنبندهای زرین مرصع و گوشواره ها و دشنه ها قرار داشتند . علاوه بر این بر روی میز کوچکی پیاله های گرانبهایی گذاشته شده بود . 

هنگامی که اسکندر در سال 324 ، در راه بازگشت از راه هندوستان ، برای دومین بار از پاسارگاد دیدن کرد ، با گور به غارت رفته ی کوروش روبرو شد . دزدان حتی سرپوش تابوت را برداشته بودند و جسد را بر روی زمین انداخته و بخش هایی از تابوت را شکسته بودند ، اما نتوانسته بودند آن را با خود ببرند . گنهکاران هرگز پیدا نشدند . مغان نگهبان نتوانستند درباره ی این رویداد گزارشی بدهند ؛ حتی شکنجه ، کاری از پیش نبرد و اسکندر ناگزیر آنها را آزاد کرد . او به معمار و مهندس یونانی آریستوبولوس ماموریت داد تا جایی که ممکن است آرامگاه را به حالت پیشین خود در سال 330 درآورد ، یعنی زمانی که اول بار او بدست اسکندر به درون آرامگاه رفته و آن را آراسته بود . آریستوبولوس پس از انجام ماموریت ، درگاه آرامگاه را تیغه کشید و روی آن را با ساروج اندود کرد و مهر اسکندر را بر آن زد . اما این محکم کاری نیز سودی نبخشید ؛ در روزگار هرج و مرج پس از مرگ اسکندر ، در 13 ژوءن 323 ، آرامگاه کوروش دوباره غارت شد و ... " .

(طمع کوروش باعث شد توی گورش هم راحت نباشه)


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، صص 118 - 117


" چهارمین زن که کوروش خیال تصرف او را در سر داشت، 

»توموروس / تومیریس« ملکه و شاه ماساژت‌ها بود که به کوروش جواب رد داد و در نهایت کوروش جان خود را بر سر این آخرین هوس خود نهاد. هوسی که پیش از آن شوهر و پسر توموروس را قربانی آن کرده بود و به اندرزهای خردمندانه آن زن که او را از زیاده‌خواهی و خشونت برحذر می‌داشت، بی‌توجه بود.

 

برای آگاهی بیشتر بنگرید به:

ایسرائل، ژرار، کوروش بزرگ- بنیادگذار امپراتوری هخامنشی، ترجمه مرتضی ثاقب‌فر، تهران، 1380، صفحه 249 و 250؛

بریان، پی‌یر، تاریخ امپراتوری هخامنشیان- از کورش تا اسکندر، ترجمه مهدی سمسار، جلد اول، تهران، 1377، صفحه 89 و 90؛

کتزیاس، خلاصه تاریخ کتزیاس، ترجمه و تحشیه کامیاب خلیلی، تهران، 1380، صفحه 19 تا 38.

 

 https://goo.gl/0yqGTw



تذکر : 

جالب است بدانید کوروش پرستان ، طبق معمول ، شایعه ای درباره کوروش منتشر کرده اند :

" سه حرف آخر کوروش : تابوتم را پزشکان حمل کنند تا همه بدانند هیچ طبیبی نمیتواند جلو مرگ را بگیرد . تمام طلاهایم را در مسیر حرکتم بریزید تا مردم بدانند مال نتوانست نجاتم دهد. دست هایم را از تابوت بیرون بگذارید تا بدانند که باید با دست خالی رفت."

 

همانطور که در این مطلب دیدیم ، با توجه به سوابق او ، او شخصی بشدت طمعکار و دنیاگرا بوده و از نظر ویژگیهای روحی - روانی و سوابق او هم ، اساسا چنین سخنانی با شخصیت او جور در نمی آید . 


پاسخ کامل به این شایعه کوروش پرستان در زیر :


1. در هیچ منبع معتبری این سخنان به کوروش منسوب نشده است!

2. مشهور ترین قول ها این جملات را به اسکندر مقدونی منسوب کرده اند؛ البته به دلیل موجود نبودن منابع دست اول، نمی توان قویا به آن استناد کرد.

http://yon.ir/Alexander

http://yon.ir/Quotes

3. تنها مکتوب برجای مانده از کوروش، کتیبه استوانه ای معروف به منشور حقوق بشر کوروش است! این جملات و سایر جملات منتسب به کوروش همگی جعلی و فاقد اصالت هستند! 

http://yon.ir/AsarKurosh

4. منشور معروف کوروش نیز شامل بیان بزرگی، توانمندی، نسب و فتوحات بدون جنگ خود و ستایش بت مردوک و... است و یادی از مرگ یا وصیت و نصیحیتی در آن موجود نیست!

http://yon.ir/Katibeh

http://yon.ir/Mardook


http://shayeaat.ir/post/546


 ###############


@haghighat1357 

منبع : باستانهخامنشیان (308) : کوروش ! که غارت نمودی همه عمر / دیدی که چگونه غارت ، تو را گرفت ؟
برچسب ها : کوروش ,http ,اسکندر ,غارت ,آرامگاه ,تابوت ,1380، صفحه ,کوروش پرستان ,تهران، 1380، ,کوروش بزرگ ,چگونه غارت

هخامنشیان (416) : حقوق بشر به سبک هخامنشی

:: هخامنشیان (416) : حقوق بشر به سبک هخامنشی

حقوق بشر به سبک هخامنشی


هخامنشیان (بخش416)


" ... به این ترتیب رسیدیم به اجرای احکام پارسیان (=هخامنشیان) . اجرای حکم شدید ، آکنده از قساوت و قصد از آن ایجاد وحشت بود ...

داریوش درباره فرورتیش ، شورشی مادی ، گفته بود : 

" دستور دادم بینی ، زبان و گوش های او را ببرند و یکی از چشم هایش را درآورند . او را بر دروازه ام بستند و همه ی اینها را مردم دیدند . بعد دستور دادم تا او را در هگمتانه به دار بیاویزند . "

... همین که حکم اعدام صادر می شد ، قاضی ها از جای بر می خاستند و دست می بردند به کمر محکوم ، و پس از آن حکم بی درنگ اجرا می شد . برای حکم اعدام معمولا یا سر محکوم را می زدند ، یا او را به دار می آویختند و یا به صلابه می کشیدند . سر سم سازان را میان دو سنگ له می کردند . " اعدام با تغار " بی نهایت بی رحمانه بود . به این شیوه در اواخر روزگار هخامنشیان بر می خوریم . محکوم را در میان دو تغار اندازه ی هم قرار می دادند ، تا زنده زنده بگندد . جزءیات وحشتناک این نوع اعدام را می توان در کتاب پلوتارخوس (اردشیر ، 16) خواند . 

میل کشیدن چشم گناهکار با آهن گداخته نیز معمول بود . شواهد بسیاری از این شیوه در ایران سده های میانه نیز در دست است . 

مجازات ترس از دشمن چنین بود که محکوم می بایستی روسپی برهنه ای را یک روز بر دوش خود در بازار بگرداند . 

پارسیان (=هخامنشیان) قانون را بسیار جدی می گرفتند . بطوری که در کتاب دانیال می خوانیم ، فرمان صادر شده ی شاه غیرقابل بازگشت بود . داستان ستاسپه ، شاهزاده ی هخامنشی ، نمونه ای از آن است . او به نوه ی باکره ی سردار بگبوخشه تجاوز کرده بود ؛ سرداری که برای خشایارشا شورش بابل را در هم شکسته بود . خشایارشا فرمان داد او را به صلابه بکشند . مادر محکوم که خواهر داریوش بود ، برای رهایی او به التماس افتاد . پس خشایارشا دستور داد ستاسپه پیرامون افریقا را شراع بکشد ، تا او را ببخشد . شاهزاده حداکثر کوشش خود را کرد ، اما سرانجام پس از مدتی طولانی بی نتیجه بازگشت و خشایارشا دستور داد او را به صلابه بکشند . 

... گزنفون در آناباسیس خود با ستایش از امنیت عمومی در شاهنشاهی (هخامنشی) می نویسد : " اغلب می شد در راه های عمومی مردمی را دید که پا ، دست یا چشم خود را از دست داده بودند . از این رو در حوزه ی فرمانروایی کوروش جوان (صغیر) ، یونانیان همانند ایرانیان می توانستند تا هنگامی که گناهی از آنها سر نزده باشد ، بی واهمه به هر جایی که می خواستند و با هر چیزی که خوش داشتند ، سفر کنند . (1) "

... کوءینتوس کورسیوس پارسیان باستان را اینگونه نشان می دهد : " آنها این خصیصه را دارند که رازهای شاهان خود را با وفاداری ای مثال زدنی پنهان نگه می دارند . نه ترس و نه بیم ، هیچ کدام کلمه ای خاءنانه را از زیر زبانشان بیرون نمی کشد . انضباط سختگیرانه ای که شاهان از دیرباز نهاده اند ، این رازداری را همراه با تهدید به مرگ تبدیل به قانون کرده است . پرحرفی در نزد پارسیان شدیدتر از هر گناه دیگری مجازات می شود و بر کسی که سکوت برایش دشوار است ، اعتمادی برای در میان نهادن سخنی بزرگ نیست . (2)(3) "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، صص 317 - 315


1 . این ، نتیجه وحشت مردم بود .

2 . این یعنی خفقان . یعنی حتی انتقاد خصوصی از  هم با مجازات روبرو می شد . 

درباره این قضیه ، در کتاب " امپراتوری هخامنشی " پروفسور پیر برایان ، مفصل تر توضیح داده شده است . 

3 . خوب است جمهوری اسلامی ، این قوانین و مجازات ها را درباره کوروش پرستان و باستانگرایان اعمال کند تا آنها - که اتفاقا خیلی مشتاق بازگشت آن دورانند - اندکی هم که شده ، مزه ی زندگی تحت حقوق بشر هخامنشی ، خفقان ، وحشت دایم و زجرکش شدن را بچشند . 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (416) : حقوق بشر به سبک هخامنشی
برچسب ها : محکوم ,هخاان ,مجازات ,خشایارشا ,دستور ,اعدام ,خشایارشا دستور ,صلابه بکشند ,دستور دادم ,پارسیان هخاان

هخامنشیان (326) : حقوق نجومی ، رانتخواری ، پارتی بازی ، تبعیض و فاصله طبقاتی در عصر هخامنشی

:: هخامنشیان (326) : حقوق نجومی ، رانتخواری ، پارتی بازی ، تبعیض و فاصله طبقاتی در عصر هخامنشی

حقوق نجومی ، تبعیض ، رانتخواری (و پارتی بازی) ، اختلاف طبقاتی ، فاصله طبقاتی و نظام طبقاتی در عصر هخامنشی


هخامنشیان (بخش326)


" ... ما می توانیم از یک لوح بسیار معمولی و خطاناپذیر ایلامی که از دیوان اداری تخت جمشید باز مانده است ، به مقام برتر پدرزن داریوش پی ببریم . بنابر این سند میخی ، گوبروه در ماه مارس 498 ، یعنی در سن بیش از 70 سالگی ، به دستور شاهنشاه به منطقه ی کوهستانی شرق خوزستان سفر کرده است . در ضمن جیره ی ' روزانه 'ی او در کنار گوشت بره و آرد و جز این ها ، یک جیره ی آبجو (1) هم هست که کمتر از ده کوزه ، یعنی 97 لیتر نیست و این در میان اسناد ما بالاترین جیره ی روزانه ای است که به یک بلندپایه ی درباری تعلق گرفته است . فرنکه ، وزیر دربار ، قابل مقایسه با مقام وزیر اعظم قرون وسطی ، روزانه فقط حق برخورداری از نه کوزه شراب یا آبجو را داشته است و یک قاضی ، یک افسر یا یک منشی محرم (خفیه نویس) در روز فقط یک لیتر شراب دریافت می کرده . یک کارگر متخصص دربار ناگزیر بود با چنین جیره ای یک ماه تمام بسازد ."


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، صص 156 - 154


1 . آن زمان ، شراب ، جزءی از غذا و جیره روزانه افراد تحت فرمان هخامنشی بوده است و فعلا بحث ما بر روی حرمت یا عدم حرمت آن در آن زمان نیست . فعلا - در این مطلب - بحث ما بر تبعیض، رانتخواری ، فاصله طبقاتی و اختلاف طبقاتی است . 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357 

منبع : باستانهخامنشیان (326) : حقوق نجومی ، رانتخواری ، پارتی بازی ، تبعیض و فاصله طبقاتی در عصر هخامنشی
برچسب ها : طبقاتی ,جیره ,روزانه ,شراب ,فاصله ,رانتخواری ,فاصله طبقاتی ,اختلاف طبقاتی ,پارتی بازی ,حقوق نجومی

هخامنشیان (321) : 19نبرد در یکسال/ شورشهای استقلال طلبانه مردم تحت سلطه هخامنشیان برای رهایی از یوغ (3)

:: هخامنشیان (321) : 19نبرد در یکسال/ شورشهای استقلال طلبانه مردم تحت سلطه هخامنشیان برای رهایی از یوغ (3)

19نبرد در یک سال / شورشهای استقلال طلبانه کشورهای تحت سلطه هخامنشیان برای رهایی از یوغ آنان (بخش3)


هخامنشیان (بخش321)


" ... داریوش در آوریل 521 بابل را به قصد روشن کردن تکلیف ماد ترک کرد . او ویشتانه ی پارسی (هوستانس یونانیان) را به جای پدرزنش گوبروه که حضور او برایش ضروری شده بود ، به ساتراپی بین النهرین و سوریه تعیین کرد . داریوش برای سرکوبی شورش دومین بردیای دروغین در پارس ، رتوردیه (ارتوردیه) پارسی را برگزید . " سپاه پارسی اندکی که در دربار بر من نشوریده بود و سپاه مادی را که در اختیارم بود ، به همراه او فرستادم . "

این که داریوش با همه ی نیروی جنگی خود به مقابله با دشمن خطرناکش ، فرورتیش ، نرفت و فقط رتوردیه را از بابل به پارس فرستاد ، مغایر تمام قواعد جنگاوری به نظر می رسد ، اما گویا داریوش برای این تصمیم دلایل خود را داشته است . او از وفاداری نیروهای مادی خود در نبرد با هموطنشان ، فرورتیش ، مطمءن نبود ، گرچه این سپاه در صورت نیاز برای جنگ با پارس ها خیلی مفید به نظر می رسید ... از سوی دیگر داریوش نمی توانست سپاه مادی اش را تنها به جنگ وهیزداته بفرستد . این سپاه نیاز به گارد پارسی داشت که در واقع پشتیبان آن باشد . از این رو ، او سردار خود رتوردیه را با گارد پارسی همراه کرد . البته این تصمیم بسیار سخت بود ، چون این کار به منزله ی تضعیف محسوس جنگاورانش بود . " دیگر سپاهیان پارسی از پشت سر من به ماد آمدند . سپس رتوردیه با سپاه رهسپار (پارس) شد . "

" چون من به ماد رسیدم در شهری به نام کندروش در ماد ، این فرورتیش که خود را شاه در ماد می خواند با سپاهی به جنگ من آمد . "

محل کندروش معلوم نیست . این آبادی باید در شاهراه میان کمپنده ، یعنی منطقه ی بیستون و دامنه ی غربی کوه های الوند ، که در دامنه ی شرقی اش هگمتانه پایتخت مادها قرار دارد ، بوده باشد . به این ترتیب کندروش را باید در شرق کنگاور امروزی جست . " سپس جنگ کردیم ... من آن سپاه فرورتیش را بسیار زدم . "

نبرد تعیین کننده در روز هشتم مه 521 روی داد . داریوش بیش از 18000 اسیر گرفت . 

شمار کشته های مادی نه در متن بابلی به چشم می خورد و نه در نسخه آرامی سنگ نبشته ی بیستون ؛ و توجه شود که فقط این دو نسخه شمار کشتگان دشمنان شاهنشاه را می آورند . 

" پس از آن ، این فرورتیش با سوارانی اندک گریخت . او به سوی سرزمینی به نام رگا در ماد روی آورد . "

این همان ری امروزی در جنوب تهران و رگس تورات است . 

" آن گاه من سپاهی را به دنبال (او) فرستادم . فرورتیش دستگیر و نزد من آورده شد . من هم بینی ، هم گوش ، هم زبان او را بریدم و یک چشم او را درآوردم . او را دم در (کاخ) من بستند ، همه او را دیدند . سپس او را در هگمتانه به دار کشیدم و مردانی را که یاران برجسته (او) بودند در هگمتانه در درون دژ آویختم . "

نگاره ی مسطح بیستون فرورتیش را پیش از مثله کردن نشان می دهد . 

پس از پیروزی تعیین کننده ی داریوش در هشتم مه 521 ، او می توانست همزمان به هر چهارسوی پیرامون خود بتازد . او کارها را با شتاب تمام به انجام می رساند . 

در شمال ، در ارمنستان شورشی که سردار او وهومیسه تاکنون توانسته بود آن را نسبتا خوب حفظ کند ، داریوش فردی ارمنی را که نام ایرانی دادرشیش بر خود داشت (و نباید او را با دادرشیش ساتراپ پارسی بلخ اشتباه کرد) ، به عنوان ساتراپ جدید ارمنستان به آن منطقه گسیل کرد . دادرشیش در سه برخورد نظامی برتری خود را حفظ کرد . در 20 مه در زوزهیه ، در 30 مه در دجله و در 20 ژوءن در هویاوه . 

تلفات شورشیان بالغ بر 1800 نفر بود و در حدود همین تعداد هم اسیر شدند . 

همزمان وهومیسه توانست در 11 ژوءن به پیروزی تعیین کننده ای در اوتیاره ی ارمنستان دست یابد . شورشیان 2045 کشته دادند ، و 1558 اسیر .

از آنجا که شاهنشاه در این میان از ماد به پارس رفته بود ، وهومیسه و ساتراپ دادرشیش در انتظار بازگشت او به ماد ماندند . از این زمان دیگر ارمنستان بخشی از فرمانروایی هخامنشی شد ... "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، صص 145 - 144


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357 

منبع : باستانهخامنشیان (321) : 19نبرد در یکسال/ شورشهای استقلال طلبانه مردم تحت سلطه هخامنشیان برای رهایی از یوغ (3)
برچسب ها : داریوش ,فرورتیش ,سپاه ,پارسی ,پارس ,هخاان ,تعیین کننده ,سپاه مادی ,گارد پارسی ,داریوش برای ,پیروزی تعیین ,پیروزی تعیین کننده ,شورشهای استقلال طل

هخامنشیان (361) : دروغگویی داریوش هخامنشی زرتشتی / بررسی دروغ هایی دیگر از او

:: هخامنشیان (361) : دروغگویی داریوش هخامنشی زرتشتی / بررسی دروغ هایی دیگر از او

دروغگویی داریوش هخامنشی زرتشتی / بررسی دروغهایی دیگر از او 


هخامنشیان (بخش361)


" ... داریوش در اولین نبشته ی خود در صخره ی بیستون هم دلیل پیروزی اش را در جریان بدست گرفتن قدرت آورده است :

' از این رو اهورامزدا مرا یاری کرد - و دیگر خدایانی که هستند - که بدکردار نبودم (3) ، دروغگو نبودم (1) ، زورگو نبودم (2) . نه من ، نه دودمانم . ' "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، ص 220


1 . درباره دروغگویی داریوش که قبلا با استفاده از اسناد ، صحبت کرده ایم . او دروغ های فراوانی گفته است ؛ که ما به بخشی کوچک از آنها اشاره کرده ایم . منجمله در لینکهای زیر :

 https://goo.gl/RchJ7f 

و 

 دروغگویی داریوش در بیستون  :

 https://goo.gl/wHT9X4

 

در آینده به موارد دیگری از خیل دروغهای داریوش خواهیم پرداخت . 

درباره دروغگویی ، بدکرداری و زورگویی دودمانش هم که زبان از ذکر آنهمه ، قاصر است . برای کسب اطلاع در این زمینه ، به کتب تاریخی دست اول یا معتبر درباره هخامنشیان رجوع کنید . 

ما هم تا حدی اندک ، به مواردی از دروغگویی های جانشینان او خواهیم پرداخت ؛ که می توانید با مراجعه به پایگاه اینترنتی ما ، به آنها دسترسی پیدا کنید . 

2 و 3 . درباره بدکرداری و زورگویی داریوش هم می توانید به کتب تاریخی دست اول یا معتبر و پایگاه اینترنتی ما مراجعه کنید . 

بخشی کوچک از زورگویی ها و بدکرداری های فراوان داریوش در لینک های زیر آمده است . مراجعه و مطالعه کنید :


داریوش هخامنشی ، طی ماه های اول حکومتش چند هزار نفر را کشت ؟ :

 https://goo.gl/S35PDI 

19نبرد در یک سال / شورشهای استقلال طلبانه کشورهای تحت سلطه هخامنشیان برای رهایی از یوغ آنان (بخش1) :

 https://goo.gl/j8v408 

19نبرد در یک سال / شورشهای استقلال طلبانه کشورهای تحت سلطه هخامنشیان برای رهایی از یوغ آنان (بخش2) :

 https://goo.gl/CXnEhh 

19نبرد در یک سال / شورشهای استقلال طلبانه کشورهای تحت سلطه هخامنشیان برای رهایی از یوغ آنان (بخش3) :

 https://goo.gl/XWezMF 

19نبرد در یک سال / شورشهای استقلال طلبانه کشورهای تحت سلطه هخامنشیان برای رهایی از یوغ آنان (بخش4) :

 https://goo.gl/3jzUI2 

19نبرد در یک سال / شورشهای استقلال طلبانه کشورهای تحت سلطه هخامنشیان برای رهایی از یوغ آنان (بخش5) :

 https://goo.gl/osqBhK 

رخ دادن شورش سه باره مردم کشور ایلام برای رهایی از یوغ دیکتاتوری هخامنشی ، در برهه ای کوتاه (دو سه ساله) :

 https://goo.gl/u9JMHu 

حکومت هخامنشی ، دیکتاتوری بنا شده بر کشته های فراوان مردم سرزمینهای غصب شده :

 https://goo.gl/8hPBSn 

وحشیگری داریوش هخامنشی :

کشتار بیش از 100 هزار نفر :

 https://goo.gl/BL70Ke 

جنایتی دیگر از داریوش : بریدن بینی ، گوش و زبان ، و درآوردن چشم فرورتیش (بنا به اعتراف داریوش در کتیبه بیستون) :

 https://goo.gl/1a7QPg 

وحشیگری هخامنشیان : بریدن بینی و گوش و درآوردن چشم (بنا به اعتراف خود داریوش در کتیبه بیستون) : 

 https://goo.gl/lRjCHy 

داریوش زرتشتی و جنایت علیه بشریت / فرو کردن تیر ، چوب و آهن در مقعد ، واژن و دهان سه هزار نفر ! / و ... :

 https://goo.gl/zib1uS 

جنایتی دیگر از داریوش : ترور کور روحانیون بی گناه ، بدون محاکمه / قتل عام روحانیون / جنایت بیسابقه یا کم سابقه داریوش در ایران باستان 

 https://goo.gl/ttgn52 

اصلاحات کدام مردمی تر و بهتر بود ؟ مغ یا داریوش ؟

ترویج برده داری توسط داریوش :

 https://goo.gl/YX1CTB 

زجرکش کردن توسط فرماندار هخامنشی ، و اغماض داریوش نسبت به او :

 https://goo.gl/VIOQoz 

ویرانی پایتخت ایونیا توسط داریوش هخامنشی :

 https://goo.gl/tFm7GP 

اسیر کردن زنان موقع تجاوز به سرزمینهای دیگر توسط داریوش هخامنشی :

 https://goo.gl/2sNjr7 

گاوپرستی در ایران باستان / مقابله نکردن داریوش با آن / تداوم دادن داریوش به گاوپرستی در ایران باستان :

 https://goo.gl/IHapDW 

ساخت معابد شرک و بت پرستی توسط داریوش هخامنشی :

 https://goo.gl/SgVW6F 

داریوش ، شاهی که با ایجاد رعب و وحشت حکومت می کرد :

 https://goo.gl/VtS5y2 

این جنایات فقط از کبیرهایی چون داریوش بر می آید :

تجاوز به هلاس / به آتش کشیدن شهر / با خاک یکسان کردن شهر / تبعید مردم آن شهر به سرزمینی دیگر :

 https://goo.gl/oFlgBz

تقویت کافران و مشرکان توسط داریوش :

 https://goo.gl/QYe0yK 

داریوش مشرک بود / اعتقاد داریوش به چندخدایی :

 https://goo.gl/PHo9Bp 

ویرانی و غارت معابد به دستور داریوش هخامنشی زرتشتی :

 https://goo.gl/CWktJi 

غصب حدود سی سرزمین به زور سرنیزه :

 https://goo.gl/rONhUF 

و

https://goo.gl/j8v408 

https://goo.gl/CXnEhh 

https://goo.gl/XWezMF

https://goo.gl/3jzUI2 

https://goo.gl/osqBhK 

https://goo.gl/u9JMHu 


 ###


@haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (361) : دروغگویی داریوش هخامنشی زرتشتی / بررسی دروغ هایی دیگر از او
برچسب ها : داریوش , https ,هخاان ,رهایی ,https ,19نبرد ,برای رهایی ,استقلال طلبانه ,سلطه هخاان ,هخاان برای ,شورشهای استقلال ,شورشهای استقلال طلبانه ,استقلال طلب

هخامنشیان (275) : در عصر هخامنشی اوضاع مالی مردم بحدی بد شد که مجبور شدند دخترانشان را بفروشند

:: هخامنشیان (275) : در عصر هخامنشی اوضاع مالی مردم بحدی بد شد که مجبور شدند دخترانشان را بفروشند

در عصر هخامنشی ، اوضاع مالی مردم بحدی بد شد که مجبور شدند دخترانشان را بفروشند


هخامنشیان (بخش275)


" ... در میان رایج ترین علل مطرح شده برای تضعیف شاهنشاهی و پیروزی اسکندر ، بحران ساختاری قرار دارد که محصول اقتصاد خراجگزار دانسته شده است . این بحران که توسط اقوام تابع به شدت احساس می شود ، به نوبه ی خود توجیه کننده ی بی علاقگی آنان نسبت به شاه بزرگ (هخامنشی) و گرویدنشان به فاتح مقدونی (=اسکندر) به شمار می آید . این نظریه توسط اومستد تدوین شده است . او فصلی از کتاب خود را با عنوان عاری از ابهام مالیات بندی های سنگین و پیامدهای آن به برداشت های سلطنتی اختصاص داده است . اومستد از گزارش هرودوت درباره خراجگزاری شروع می کند ، اما این گزارش را نه در طی سلطنت داریوش ، بلکه از زمان سلطنت خشایارشا تا اردشیر بررسی می کند ، به این منظور که بحران عمومی ای را که قتل شاه بزرگ (هخامنشی) و مبارزات خونین برای جانشینی او را روشن می کند ، بهتر آشکار سازد . ایده ی اومستد بطور خلاصه اینست که نظام مالیاتی شاهنشاهی موجب جریان یکطرفه ی ثروت از پیرامون به مرکز شده بود . وسعت خزاین تصاحب شده به دست اسکندر نشانه این جریان یکطرفه (در حکومت هخامنشی) است ؛ این مالیات بندی افزون از حد سبب کمبود نقره در ایالات شده بود ، به همین سبب به نوشته او ، هم تورم و هم افزایش قیمت ها ، که به ویژه در ناحیه بابل قابل تشخیص است ، بروز کرده بود . شورش های متعدد اقوام تحت انقیاد نیز از همین امر ناشی می شد ، شاهد آن اجبار اهالی بابل به فروش دخترانشان در حراج است . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 1267 - 1266


تذکر :

پیر برایان به دلیل هخامنشی دوستی خود ، گاهی تلاش کرده است به گونه ای اقدامات نامناسب یا جنایات هخامنشیان را توجیه یا تطهیر کند . 

بخاطر آنکه مورخ باید در قضاوتهایش بیطرف باشد ، از آوردن سخنان او در توجیه این قضایا خودداری کردیم . 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (275) : در عصر هخامنشی اوضاع مالی مردم بحدی بد شد که مجبور شدند دخترانشان را بفروشند
برچسب ها : توجیه ,اومستد ,بحران ,اسکندر ,هخاان ,دخترانشان ,مالیات بندی ,جریان یکطرفه ,شدند دخترانشان ,مجبور شدند ,مالی مردم

هخامنشیان (213) : هخامنشیان به معابد هم رحم نمی کردند / آتش زدن معابد آتن

:: هخامنشیان (213) : هخامنشیان به معابد هم رحم نمی کردند / آتش زدن معابد آتن

هخامنشیان به معابد هم رحم نمی کردند :

آتش زدن معابد آتن


هخامنشیان (بخش213)


خشایارشا موقع جنگ با یونان ، در حالیکه در یک جبهه شکست خورده ، و به عقب نشسته بود ، جهت جلب اتحاد آتنی ها علیه لشکر یونان ، نامه ای برای مردونیه ، فرمانده زیردستش فرستاد بدین صورت :

" ای مردونیه ! حال چنین کن : سرزمین آتن را به آتنیان بازگردان و به آنان بگو که می توانند سرزمین دیگری ، آن را که بخواهند ، برای خود برگزینند و می توانند خودمختار باشند . اگر قصد توافق با مرا دارند ، آن پرستشگاه هایی را که طعمه حریق کرده ام ، دوباره بنا کن . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 834


تذکر :

شاید (به احتمال زیاد) حمله اسکندر به ایران ، و به آتش کشیدن تخت جمشید ، معلول حمله هخامنشیان به یونان و ویرانی بناها و سوزاندن معابد یونان منجمله معابد آتن بوده است . 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (213) : هخامنشیان به معابد هم رحم نمی کردند / آتش زدن معابد آتن
برچسب ها : معابد ,هخاان ,یونان

هخامنشیان (409) : برده داری در عصر هخامنشی / مالیات بر برده !

:: هخامنشیان (409) : برده داری در عصر هخامنشی / مالیات بر برده !

برده داری در عصر هخامنشی / مالیات بر برده !


هخامنشیان (بخش409)


" ... هرودوت تنها کسی است که درباره درآمدهای مالیاتی سرزمین های شاهنشاهی هخامنشی گزارش می دهد . او در گزارش خود فهرستی می آورد که دربرگیرنده ی 20 ساتراپی است . در حالی که در حقیقت هشت یا نه ساتراپی بیش از آنکه ذکر کرده ، داشته ایم . در مقام مقایسه ، مفیدترین بخش گزارش او درباره مالیات هایی است که می بایستی به نقره پرداخت می شده اند . هرودوت ارقام را به تالان می دهد . یک تالان 6480 مارک طلا (در زمان پیش از جنگ جهانی اول) ارزش داشت . بابل سالانه 1000 تالان می پرداخت ، مصر 700 تالان ، لودیا 500 ، ماد 450 ، ایونیا 400 ، سوریه 350  ، و ایلام 300 تالان . 

مجموع درآمد مالیاتی سالانه به نقره 9540 تالان یا 61819200 مارک طلا می شد . به این مبلغ باید 360 تالان خاک طلای سند را افزود . همه بر روی هم تقریبا 93 میلیون مارک طلا می شد ، که برای آن روزگار مبلغی بسیار زیاد است . 

در این محاسبه مالیات های متنوعی مانند برده ، کالا و چارپا ، که ارزش آن را نمی توان تعیین کرد ، ولی احتمالا یک سوم یا شاید نصف کل درآمدهای مالیاتی بوده ، به حساب نیامده است . اگر چنین کنیم مبلغ ما به 125 تا 150 میلیون مارک طلا خواهد رسید ... "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، صص 307 - 306


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357 

منبع : باستانهخامنشیان (409) : برده داری در عصر هخامنشی / مالیات بر برده !
برچسب ها : تالان ,برده ,مارک ,مالیات ,مالیاتی ,گزارش ,میلیون مارک ,درآمدهای مالیاتی ,برده داری

هخامنشیان (104) : برده کردن زنان و دختران در دوران هخامنشی (ایران باستان)

:: هخامنشیان (104) : برده کردن زنان و دختران در دوران هخامنشی (ایران باستان)

برده کردن زنان و دختران در دوران هخامنشی (ایران باستان)


هخامنشیان (بخش104)


" همانطور که الیانوس در مورد قهرمان داستان خود متذکر می شود ، چهار دختر جوان یونانی ای که وارد دربار کوروش صغیر می شوند ، به عنوان رامشگر یعنی زنانی که کارشان سرگرم کردن مردان است ، تعلیم می بینند . به آنان می آموزند که چگونه خود را بیارایند و با مردانی که برای باده گساری گرد آمده اند رفتار ملایمی در پیش بگیرند و بطور قطع آواز بخوانند و ساز (چنگ ، نی) بزنند . این خویشتنداری آسپاسیای جوان و زیباست که کوروش را چنین شیفته ی او می کند و او را وا می دارد که آسپاسیا را در گروه همبستران خود بگنجاند ... چون این چهار دختر جوان را کسی آورده است که الیانوس او را یکی از خشثرپاونهای کوروش و سپس مامور خرید او می نامد ، باید فرض کنیم که در بازار فروخته شده اند . وانگهی پلوتارک نیز از " این زنان که پارسیان به بهای سیم می خرند و آنان را همبستر خود می کنند " سخن می گوید ...

مثال آسپاسیا نشان می دهد که زنان (در مواردی) می توانسته اند از شرایط برده خریداری شده به شرایط همبستری ارتقا یابند ...

بیشتر پالاکایها (همبستران ، رامشگران) را به عنوان اسیر جنگی به کاخ نزد پارسیان می آوردند . پس از تصرف چندین شهر ایونیا ، فرماندهان پارسی زیباترین دختران جوان را اسیر کردند و آنان را برای شاه بزرگ فرستادند ،

پس از سقوط میلتوس " زنان و کودکان را به بردگی فروکاستند " ،

زنی از اهالی کوس با اعمال زور همبستر فرنداتس پارسی شد ،

زنی مقدونی را از نزد ساموتراس به نزد آوتوفراداتس بردند ،

در پایان جنگ مصر ، یکی از سربازان سپاه کمبوجیه زن اسیری را در بابل به فروش رساند .

پس از تصرف صیدا در سال 345 - 344 اردشیر سوم شمار فراوانی از زنان را به بابل فرستاد .

وقایعنامه بابلی تصریح کرده است که آنان وارد کاخ شاه شدند . البته همه آنان را به همبستری به معنای اخص کلمه اختصاص نمی دادند . آنان بیشتر به خیل عظیم خدمتکاران کاخ می پیوستند که متون بابلی از آنان تحت نام ارد شری (بردگان شاه) و ارد اکلی (بردگان کاخ) نام برده است . چون زنان و دختران اسیر آموزش خاصی ندیده بودند به انجام دادن کارهای کاخ گمارده می شدند . 

این زنان ممکن بود جزء خدمه شهبانوان و شاهدخت ها شوند که ، چنانکه مثال داریوش سوم نشان می دهد ، (شهبانوان و شاهدختها) کنیزان فراوان در اختیار داشتند . 

معنای سخنانی که هرودوت در دهان آتوسا ، که می خواهد داریوش را وارد جنگ با یونانیها کند می گذارد همین است : " خواهان آنم که کنیزان لاکدایمونی ، آرگوسی ، کورینتوسی و آتنی داشته باشم . "

همبستران شاه نیز هر یک دارای خدمه فراوان بودند : مثلا استر هفت کنیز جوان که از خانه شاه برگزیده شده بودند که به وی داده می شوند دریافت می کند . 

... داریوش کاری نمی کند جز آنکه برداشتی از نوع برداشت های خراجگزارانه تاسیس کند . این برداشت به تناسب منابع (به زن) هر یک از سرزمینهای موردنظر تعیین می شود . دادن خراج به صورت زن را هرودوت در مورد کولخیس که می بایست هر ساله 100 پسر جوان و 100 دختر جوان به دربار بفرستد تایید کرده است . در واقع بستر شاه مانند سفره او تصویر وسعت بی حد و حصر شاهنشاهی و تنوع اقوامی است که در آن بسر می برند ...

بجز کتاب استر می توان از فولارخوس (هم) نقل قول کرد که از تیموسا نامی چنین سخن می گوید : 

»در زیبایی از تمام زنان دیگر گوی سبقت ربوده بود . شاه مصر او را به رسم هدیه برای استاتیرا ، همسر اردشیر دوم فرستاده بود.»

وی بعدها پالاکایها (همبستر) اوکسوارتس شد ؛ احتمالا چون اوکسوارتس فریفته او شده بود ، از همسر برادر خود خواسته بود که ندیمه خود را به او ببخشد . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 434 - 431


تذکر : همبستر شاه یعنی زن نامشروع (غیرعقدی) شاه  . بسیاری یا همه این زنان ، همچون برده خریداری شده ، یا بعنوان خراج (همچون کالا) از مناطق تحت سلطه دریافت شده بودند . 

ناگفته نماند که رابطه شاه با آنان ، زنا ، و فرزندان حاصله ، حرام زاده بودند .

 

#ادعای_از_نسل_کوروش

#و_داریوش_بودن

#افتخار_یا_ننگ؟

 

#برده_داری_در_ایران_باستان

#برده_داری_در_عصر_هخامنشی

#برده_داری_توسط_هخامنشیان

#خرید_و_فروش_زنان_همچون_کالا

#دزدیدن_دختران_از_شهرها

#تجاوز_به_دختران_و_زنان

#برده_کردن_دختران_و_زنان

#دادن_خراج_بصورت_زن_همچون_کالا

#زنا_توسط_هخامنشیان

#فساد_اخلاقی_هخامنشیان

#فساد_اخلاقی_ایران_باستان

#عصر_جاهلیت_ ایران

#هخامنشیان_شهوتران

#هخامنشیان_هوسباز


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (104) : برده کردن زنان و دختران در دوران هخامنشی (ایران باستان)
برچسب ها : زنان ,برده ,آنان ,دختران ,هخاان ,بودند ,ایران باستان ,برده داری ,همچون کالا ,دختر جوان ,فساد اخلاقی

هخامنشیان (258) : تبعید " اقوام " توسط هخامنشیان

:: هخامنشیان (258) : تبعید " اقوام " توسط هخامنشیان

تبعید " اقوام " توسط هخامنشیان


هخامنشیان (بخش258)


" ... ما درباره تشکیلات اداری خشثرپاون نشین ناحیه بابل و سوزیان چندان اطلاعات دقیقی در اختیار نداریم . در بابل مانند دوران داریوش اول خزانه ای وجود داشت که خزانه داری آن را اداره می کرد . در شوش نیز بطور قطع چنین بود . احتمال دارد که خشثرپاون نشین ناحیه بابل ، مانند دوران های پیشین به چندین فرمانروایی جزء تقسیم می شده است که ما درباره شان چیز زیادی نمی دانیم ، البته به جز اشاره صریح به گردان های سیتاکنه و " کاریهای تبعیدی " در قشونی که تحت فرماندهی بوپارس قرار داشت . این کاریهای تبعیدی در روستاهایی موسوم به روستاهای کاریها مستقر شده بودند . دیودوروس محل آنها را کنار جاده بزرگی که از طریق ساحل چپ دجله ، از شوش به اکباتان می رود و در حوالی سیتاکنه تعیین کرده است . در نوشته ی استفانوس بیزانسی سیتاکه پرسیکه پولیس نامیده شده است . سیتاکنه احتمالا یکی از فرمانرواییهای جزء به شمار می آمده است . اسکندر در مسیر خود با ارتریاییهای تبعیدی مواجه شد . داریوش آنان را در قریه اردریکا در کردستان نزدیک چشمه های نفت مستقر کرده بود . اینان بطور قطع همانهایی هستند که کوءینتوس کورسیوس روفوس آنان را گوردوءن نامیده است ... "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 1137 - 1136


تذکر :

اقوامی که توسط هخامنشیان تبعید شده بودند ، اکثرا دو دسته بودند :

1 . مردم سرزمینهایی که هخامنشیان به آن تجاوز کرده ؛ و ساکنانشان را اسیر و تبعید کرده بودند 

2 . مردم سرزمینهای غصب شده توسط هخامنشیان ، که برای آزادی از یوغ حکومت دیکتاتوری هخامنشی ، شورش کرده بودند 


مطالب مرتبط :


آیا آریایی هستیم ؟ :

 https://goo.gl/zCXGGh

تبعید اقوام و اشخاص آزادیخواه و استقلال طلب از شهرشان توسط هخامنشیان :

 https://goo.gl/B0qSUI 

تبعید و اخراج مردم از وطن خودشان ، پس از غصب آن توسط هخامنشیان :

 https://goo.gl/nO3tx3 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (258) : تبعید " اقوام " توسط هخامنشیان
برچسب ها : هخاان ,تبعید ,کرده ,مردم ,بودند , https ,توسط هخاان ,تبعید اقوام ,کاریهای تبعیدی ,کرده بودند  ,مانند دوران ,توسط هخاان  https

هخامنشیان (61) : ویرانی معابد و سرکوب بی رحمانه در صورت نافرمانی از شاه غاصب (داریوش)

:: هخامنشیان (61) : ویرانی معابد و سرکوب بی رحمانه در صورت نافرمانی از شاه غاصب (داریوش)

ویرانی پرستشگاه ها و سرکوب بی رحمانه ، در صورت نافرمانی از شاه متجاوز ، غاصب و دیکتاتور (=داریوش)


هخامنشیان (بخش61) 


" ... ناکسوس به سهولت (توسط هخامنشیان) تصرف شد و معابد و خود شهر طعمه حریق ، و اهالی آن اسیر شدند . سپس ناوگان دریایی پارس راه خود را جزیره به جزیره دنبال کرد و از دلوس به کاروستوس و اءوبویا رفت . دولتشهرهایی که چون کاروستوس پایداری کردند به شدت کیفر دیدند . به رغم یاری کلروخوس آتنی ، ارتریا نیز ناگزیر تسلیم شد . " پارسیان (تحت امر داریوش هخامنشی) معابد آنجا را غارت کردند و بر اساس فرمان داریوش به انتقام آتش سوزی پرستشگاه های ساردیس آنها را به آتش کشیدند . "

... داریوش در این زمینه فرامین دقیقی به داتیس (فرمانده تحت فرمان داریوش) داده بود و داتیس متوجه بود که نه در دلوس بلکه در رنءا لنگر اندازد . وی به دلوسیها که از تنوس با شنیدن خبر ورود او گریخته بودند ، اطمینان داد که می توانند بازگردند و صحیح و سالم در دلوس زندگی کنند . سپس داتیس 300 تالان کندر بر محراب انباشت و آنها را همانجا سوزاند . لشکرکشی داتیس به نوعی گردشی تبلیغاتی بود که هدف آن اثبات این امر به جزیره نشین ها بود که نباید از ارباب جدید بیمی به دل راه دهند . هرودوت حتی نوشته است که داتیس در بازگشت با سفینه شخصی خود به دلوس رفت ، به این منظور که تندیس زرین آپولون را که دریانوردی فنیقی از پرستشگاهی در تب ربوده بود در آنجا بگذارد . 

در این اقدام داتیس ما دو روی مکمل استراتژی ایدءولوژیکی هخامنشیان را باز می یابیم :

" حمایت توافق شده از پرستشگاه ها و سرکوب بی رحمانه در صورت فرمانبرداری .

این تنها دولتشهرهای متمرد بودند که شاهد ویران شدن پرستشگاه های خود شدند . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 245 - 244


#منطق_وحقوق_بشر_هخامنشی :

#یا_بردگی_کن_یا_بمیر 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (61) : ویرانی معابد و سرکوب بی رحمانه در صورت نافرمانی از شاه غاصب (داریوش)
برچسب ها : داتیس ,داریوش ,دلوس ,پرستشگاه ,هخاان ,سرکوب ,فرمان داریوش ,صورت نافرمانی

هخامنشیان (220) : خورشیدپرستی ، دریاپرستی ، و سوزاندن معابد آکروپولیس (توسط خشایارشای هخامنشی)

:: هخامنشیان (220) : خورشیدپرستی ، دریاپرستی ، و سوزاندن معابد آکروپولیس (توسط خشایارشای هخامنشی)

خورشیدپرستی و دریاپرستی (=شرک) توسط خشایارشای هخامنشی ؛

و نیز به آتش کشیدن و تخریب معابد آکروپولیس توسط او


هخامنشیان (بخش220)


" ... مغان و متخصصان یونانی طی لشکرکشی ، هر یک در زمینه خاص خود قربانی می کنند . لیک تشخیص اینکه مخاطب خشایارشا خدایان ایرانی است یا یونانی ، همیشه آسان نیست . برای مثال هنگامی که به مقابل هلسپونتوس می رسد :

" پارسیان همان روز خود را آماده عبور کردند . فردای آن روز در حال سوزاندن انواع مواد خوشبو بر پل و پوشاندن راه با شاخه های مر ، مترصد ظهور خورشید شدند ، زیرا می خواستند شاهد برآمدن آن باشند . همین که خورشید بر فراز افق پدیدار شد ، خشایارشا با جامی از طلا ، در دریا برافشانی کرد و از خورشید خواست تمام حوادثی را که ممکن بود سبب توقف او در فتح اروپا شود ، پیش از آنکه وی به منتهاالیه آن سرزمین برسد ، از او دور کند . "

سپس هرودوت تصریح کرده است که خشایارشا چندین شیء مختلف (جام ، جم دسته دار ، شمشیر پارسی) را طی مناسک خاصی به دریا افکند . این اعمال آیینی برای هرودوت چندین مسءله تفسیری طرح کرده است :

 " خشایارشا پس از این دعا ، جام را با ساغر دسته دار طلا و شمشیری پارسی که آن را آکیناکس می نامند ، به هلسپونتوس افکند . من نمی توانم به ضرس قاطع بگویم که آیا این اشیایی که وی به دریا افکند ، به خورشید پیشکش شده بود و یا از بابت صدور فرمان تنبیه هلسپونتوس استغفار می نمود و عطایایی بودند که به جبران این توهین تقدیم می داشت . پس از انجام این مراسم ، سپاه به عبور از تنگه پرداخت . "

رجوع به خورشید به یقین به آیین پرستشی در میان پارسیان مربوط می شود که خورشید موضوع آن بوده است ...

این حرکت خشایارشا را به سهولت می توان با قربانیهایی که توسط اسکندر در اقیانوس هند ، نزدیک مصب سند ترتیب یافته بود قیاس کرد :

" به این مناسبت وی گاوان نری را به افتخار پوسیدون سر برید و به دریا افکند . پس از دادن این قربانی ها برافشانی کرد و جامی را که به این مناسبت مورد استفاده قرار داده بود و از طلا بود ، با چند جام دسته دار زرین به دریا افکند . همه را برای شکرگزاری کرد ، در حالی که به درگاه پوسیدون دعا می خواند ، برای آنکه ناوگانی را که قصد داشت به فرماندهی نءارخوس به خلیج فارس بفرستد محافظت کند . "

متون ، صرف نظر از چند تفاوت (گاوان نر / دیونوسوس) با یکدیگر تطبیق می کنند : شاه مراسم برافشانی را انجام می دهد ، سپس جام مخصوص انجام این مراسم را با جام های دسته دار زرین به دریا می اندازد ، خشایارشا شمشیر پارسی را نیز علاوه بر آنها به دریا می افکند . به جای آنکه بپنداریم که خشایارشا با این کار خدایان ایرانی آب ها را بزرگ داشته است ، وسوسه می شویم بیندیشیم که در این مورد پای خدایان یونانی دریا در میان است . از طریق هرودوت می دانیم که برای تغییر جهت طوفان ، مغان به این قانع نبودند که " اورادی را به بانگ بلند به باد بگویند ... بلکه قربانیهایی نیز به تتیس و نرءیس ها تقدیم کردند " - یعنی همان پریانی که در میان یونانیان از اخلاف دریا (پونتوس) به شمار می آمدند . باد همان قدر توسط پارسیان بزرگ داشته می شود که توسط یونانیان . بنابراین احتمال دارد که قربانی های پارسی به این منظور تقدیم شده بود که حسن نظر خدایان یونانی را به سوی خشایارشا و سپاه وی جلب سازد . این خدایان قبلا خشم خود را با نابود کردن نخستین پل هایی که ساخته شده بود آشکار ساخته بودند . این واقعه ، به نوشته هرودوت ، سبب ساز انتقام جویی شاه از دریا و معماران شده بود . در واکنش نسبت به این خاطره ی اندوهبار و برای آسانتر گشودن درهای امپراتوری داریوش سوم است که اسکندر در میانه هلسپونتوس ، گاو نری به افتخار پوسیدون و نرءیس ها ذبح کرد ، سپس با جامی زرین بر دریا برافشانی کرد . 

در اینجا رسمی را که وجود آن (در آن زمان) کاملا مورد تایید قرار گرفته است باز می یابیم : " همنکه فاتحی قصد تصرف سرزمین دشمن را می کند ، ناچار است در جلب حمایت خدایان هر مکان ، که وثیقه ی موفقیت آتی وی به شمار می آید ، اهتمام ورزد . " کاری که اسکندر مثلا پیش از نبرد ایسوس در انجام دادنش تعلل نمی ورزد ...

در عوض هر قومی که پایداری می ورزد یا سر به طغیان بر می دارد باید از طریق مجازات خدایانش مجازات شود . علت انهدام دیدومیون پس از موکاله همین بود . تخریب پرستشگاه های آکروپولیس (توسط خشایارشا) و تبعید پیکره های نذری نیز به همین سبب صورت پذیرفت . این اعمال به انگیزه ی انتقام جویی محدود نمی شود . در واقع خشایارشا تصمیمی می گیرد که هرودوت مفهوم سیاسی آن را درک نمی کند : 

" آتنیان اخراجی از آتن را ، که در معیت سپاه وی بودند ، فراخواند و به آنان فرمود بر آکروپولیس وارد شوند و در آنجا ، به شیوه ی سرزمین خود قربانیهایی تقدیم دارند . علت صدور این فرمان یا این بود که در خواب به او چنین الهام شده بود و یا آنکه از به آتش کشیدن پرستشگاه احساس پشیمانی می کرد . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 862 - 860


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (220) : خورشیدپرستی ، دریاپرستی ، و سوزاندن معابد آکروپولیس (توسط خشایارشای هخامنشی)
برچسب ها : دریا ,خشایارشا ,خدایان ,خورشید ,افکند ,هرودوت ,دریا افکند ,آکروپولیس توسط ,افتخار پوسیدون ,بزرگ داشته ,خدایان یونانی

هخامنشیان (287) : تصرف ایران با زور بدست آریایی ها

:: هخامنشیان (287) : تصرف ایران با زور بدست آریایی ها

تصرف ایران با زور بدست آریاییها


هخامنشیان (بخش287)


" ... شهریاری بسیار کهن ایلام ، که خاستگاه دولتش به اوایل هزاره سوم پیش از میلاد می رسد ، از روزگار قدیم متشکل از دو بخش بود : سرزمین پست و حاصلخیز خوزستان در غرب ، در مرز بین النهرین ، با شوش پایتخت نامدار شهریاری ، و سرزمین کوهستانی و استپی انزان در شرق ، که از کوه های بختیاری تا کرانه ی کویر لوت امتداد داشت ، یعنی تا کرمان و شرق آن . انزان در منابع بومی گاهی انشان نیز نوشته شده است ، اما ایلامی ها آن را انتسان تلفظ می کردند . در این جا بود که پارس ها در سال 700 سکنی گزیدند . در آن هنگام پارس ها حتی شهر انزان را نیز به تصرف خود درآوردند و اینجا پایتخت بخش شرقی ایلام (انزان) بود که همین نام را بر خود داشت و تحقیقات امروزی محل آن را در ویرانه های تل ملیان در حدود 50 کیلومتری غرب تخت جمشید تعیین کرده است . 

به رغم همه قرار و مدارهای هخامنش شاه پارس ها و شاه بالادستش شوتروک - ناهونته ی دوم در شوش ، تصرف زمین با آرامش انجام نپذیرفت . البته به یک یک روسای اقوام پارسی ملکی رسید . بدین سبب واژه فارسی باستان rmatam به صورت وام واژه وارد زبان ایلامی شد اما دو سندی که بر حسب تصادف به دست ما رسیده اند نشان می دهند که گاهی اوقات تصرف زمین در انزان از سوی پارس ها به زور انجام پذیرفته است . 

از خزانه ی داریوش در تخت جمشید لوحی برنزی با نبشته ای ایلامی از اوایل سده ی هفتم پیش از میلاد به دست آمده است . آتشی که اسکندر در سال 330 به جان تخت جمشید انداخت ، بخش هایی از این لوح را ذوب کرده است ، اما هنوز آنقدر از نبشته ی آن بر جای مانده که بتوان آن را بازخواند و دریافت که هخامنشیان این سند را از معبر شهر ایلامی گسات ربوده اند . ظاهرا این سند مربوط است به مالکیت زمین و عواید مالیاتی . از این رو هخامنشیان در مقام مالکان و اربابان تازه ، این لوح (سند) را با خود بردند . 

دومین سندی که از نفوذ همراه با زور پارس ها در انزان سخن می گوید جام سیمینی است که در سال 1996 میلادی در نزدیکی تخت جمشید بدست آمد . این جام در سده ی 23 پیش از میلاد از آن یک پریستار (روحانی) زن ایلامی بوده است . در روی جام ایزدبانو نارونده نقش بسته است . در لبه ی جام نبشته ای به خط کهن ایلامی در یک سطر آمده است . ظاهرا این جام از آن معبد محل و در اختیار پریستاران زن بوده است ، تا آن که یکی از آنان جام را همراه با کمربندی سیمین و زیورآلاتی دیگر در درون کوزه ای قرار داده و کوزه را دفن کرده است ، ظاهرا بی آنکه امکان دستیابی دوباره به آن را داشته باشد . پیداست که بطور قطع نمی توان نظر داد که این کار از ترس نفوذ " بربرهای شمال " در حدود سال 700 انجام گرفته است یا نه . فاتح دیگری برای انزان نمی شناسیم . 

می توان تسخیر ایلام به دست پارس ها را همچون نفوذ شهسواران آلمانی به پروس ، در دوهزاره بعد تصور کرد . این تازه واردان ، حق مالکیت قانونی در دست ، غالبا با زور سرزمین های جدید را تصرف کردند . "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی ، چاپ دوم ، صص 58 - 57


برای اطلاع بیشتر از تصرف زوری ایران بدست آریایی ها می توانید به قسمت 286 از مجموعه حاضر مراجعه کنید . در 

baastan.blog.ir

تحت موضوع " مطالب اختصاصی با موضوع کوروش ، داریوش و دیگر هخامنشیان " .

نیز می توانید به کتاب مراجعه کنید برای توضیحات مفصل تر .


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (287) : تصرف ایران با زور بدست آریایی ها
برچسب ها : انزان ,تصرف ,ایلامی ,پارس ,هخاان ,جمشید ,مراجعه کنید ,بدست آریایی ,تصرف زمین ,تصرف ایران

هخامنشیان (52) : شرک داریوش هخامنشی و اعتقاد او به چند خدایی

:: هخامنشیان (52) : شرک داریوش هخامنشی و اعتقاد او به چند خدایی

شرک داریوش هخامنشی ؛ و اعتقاد او به چندخدایی


هخامنشیان (بخش52) 



(در کتیبه داریوش آمده :) 

" آنچه در یک سال بکردم به نیروی اهورامزدا بود . اهورامزدا از من پشتیبانی کرد (1) ؛

همچنین «خدایان دیگری» که هستند . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 192


1 .  داریوش برای اعتبار بخشیدن به اعمالش ، و توجیه اقداماتش (منجمله جنایاتش) و فریب مردم ، همیشه متوسل به نام " اهورامزدا " می شود . 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (52) : شرک داریوش هخامنشی و اعتقاد او به چند خدایی
برچسب ها : اهورامزدا ,داریوش

هخامنشیان (73) : هخامنشیان به تسلیم شدگان هم رحم نکردند

:: هخامنشیان (73) : هخامنشیان به تسلیم شدگان هم رحم نکردند

هخامنشیان به تسلیم شدگان هم رحم نکردند


هخامنشیان (بخش73) 


" ساکنان شهرهای فنیقی به نشانه انقیاد (فرمانبرداری ، سلطه پذیری) داوطلبانه با تاج به استقبال هولوفرنز آمدند . اما این پارسی بر خلاف معمول ، سرزمین آنان را غارت کرد و درختان جنگل مقدس را ببرید . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 294


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (73) : هخامنشیان به تسلیم شدگان هم رحم نکردند
برچسب ها : هخاان ,تسلیم شدگان

هخامنشیان (62) : داریوش هخامنشی مشرک بود و به چند خدا اعتقاد داشت

:: هخامنشیان (62) : داریوش هخامنشی مشرک بود و به چند خدا اعتقاد داشت

داریوش هخامنشی مشرک بود و به چند خدا اعتقاد داشت 


هخامنشیان (بخش62)


" ... بر دیوار پشتیبان جنوب (تخت جمشید) چهار متن به فارسی باستان ، عیلامی و اکدی یافت شده است . متن عیلامی این کتیبه به کارهای ساختمانی انجام شده به دست داریوش مستقیما اشاره می کند : 


" من ، داریوش ، شاه بزرگ ، شاه شاهان ، شاه سرزمین ها ، شاه بر این زمین ، پور ویشتاسب ، هخامنشی (هستم) . و داریوش شاه گوید : " در این مکان که در آن این بارو ساخته شد ، در گذشته هیچ بارویی ساخته نشده بود . به یاری اهورامزدا این بارو را ، من (بودم که) آن را ساختم ، چنانکه خواست اهورامزدا بود ، تمام «خدایان» (!!!) با او (بودند) که این بارو ساخته شد و من آن را ساختم . کامل و نیک و مستحکم ، چنانکه به من حکم شده بود . " 

و داریوش شاه گوید : " اهورامزدا ، و تمام »خدایان« )!!!( با او مرا و این بارو را و آنچه را برای این مکان ترتیب یافته است ، محفوظ داراد ... "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 258


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (62) : داریوش هخامنشی مشرک بود و به چند خدا اعتقاد داشت
برچسب ها : داریوش ,بارو ,اهورامزدا ,ساخته ,بارو ساخته

هخامنشیان (144) : بردگی گسترده مردم در حکومت هخامنشی (بیگاری کشیدن از مردم ، روال جاری هخامنشیان)

:: هخامنشیان (144) : بردگی گسترده مردم در حکومت هخامنشی (بیگاری کشیدن از مردم ، روال جاری هخامنشیان)

بردگی گسترده مردم در حکومت هخامنشی :

" بیگاری کشیدن از مردم ، روال جاری هخامنشیان "


هخامنشیان (بخش144)


" ... بیگاری : کار رعایا و روستاییان با پرداخت این مالیاتها خاتمه نمی یافت . در چارچوب کارهایی که مسءولیت انجام دادن آنها را تشکیلات اداری سلطنتی به عهده داشت ، روستاییان و رعایا اغلب ناچار به بیگاری بودند . مورد ناحیه بابل کاملا شناخته شده است . قبلا دیدیم که پرستشگاه ها بایست (ملزم بودند) همواره به درخواست خشثرپاون (نماینده حکومت در سرزمینهای تحت سلطه)، نیروی کار ، به ویژه برای احداث و نگهداری ترعه ها تدارک ببینند . این نظام اوراشو نام داشت و از زمان سلطه کلده شناخته شده بود . تمام مالکان املاک یعنی پرستشگاه ها یا اشخاص حقیقی و به ویژه انان که مزارعشان در امتداد ترعه ها بود ، مشمول این نظام می شدند . کارگزار سلطنتی مسءول ترعه ها در دوران هخامنشیان مشنو نام داشت . وی موظف به صدور فرمان بیگاری بود . ممکن است که این نهاد در دوران داریوش اول نظام مند بوده باشد . در این تاریخ اوراشو یکی از اقلام مندرج در مجموعه دهش های مالی به نام ایلکو است . همان مامورانی که موظف بودند برای " بیگاری مربوط به کشیدن قایق ها به اسکله " یا حتی " حمل مالیاتهای جنسی " نیروی کار درخواست کنند ، سازماندهی بیگاری برای احداث و نگهداری ترعه را نیز به عهده داشتند . 

بیگاری در جاهای دیگر نیز متداول بوده است حتی اگر دلایل مربوط به وجود آن به اندازه اوراشو باز نباشد . از میان کارهای بزرگ به حفر ترعه آتوس می توان اشاره کرد که فرمان آن را خشایارشا صادر کرده بود . برای حفر این ترعه ، علاوه بر قشونهای اقوام آسیایی که در گروه های قومی تحت عنوان خدمت نظامی به کار گمارده شده بودند ، ساکنان منطقه آتوس نیز که احتمالا از پنج دولتشهری که هرودوت از آنها نام برده است ، گردآوری شده بودند ، به بیگاری فراخوانده شدند . احتمال دارد که حفر کانال سوءز نیز از طریق به کارگماری روستاییانی که برای خدمت در سپاه جمع آوری شده بودند ، صورت پذیرفته باشد . در داخل امتیاز ارضی منسیماخوس ، که سازماندهی آن به دوران هخامنشیان تعلق دارد ، روستاییان نه فقط به پرداخت فوروس به نقره ملزم بودند ، بلکه فوروس لیتورگیکوس یا دهش هایی بصورت کار روزانه نیز شامل حالشان می شد . نامه ای که داریوش برای مباشر خود گاداتاس فرستاده است ، این سخن را تایید می کند ؛ چون گاداتاس بر خلاف امتیازات مورد قبول تشکیلات اداری سلطنتی ، باغبانهای مقدس معبد آپولون را به پرداخت خراج و شخم کردن زمین نامقدس ، یعنی اراضی ای که گاداتاس مستقیما آن را اداره می کرد ، واداشته بود . به عبارت دیگر ، روستاییان بطور کلی به پرداخت خراج و بیگاری (که باغبانان آپولون به سبب امتیازی سلطنتی از آن معاف بودند) ملزم بودند . در میان وظایفی که برای آنان مقرر شده بود ، باید نگهداری جاده های شاهی را نیز گنجاند که به گفته ارسطوی دروغین (شاگرد ارسطو) مسءولیتشان به عهده ی سازمان اداری خشثرپاون نشین بود . در نوشته الیانوس می خوانیم که وقتی شاه از شوش به ماد می رفت به ناچار از منطقه ای که کژدم در آن بسیار زیاد بود ، عبور می کرد : " سه روز پیش از عبور ، او فرمان نابود کردن این حشرات را صادر می کرد و کسی را که تعداد بیشتری از آنها کشته بود با دادن هدیه مورد تفقد قرار می داد (اما بقیه بی نصیب بودند) ."

 این داستان ، عجیب و در عین حال مربوط به مکان خاصی است ، اما شک نیست که به نظام عامتر بیگاری و انواع گوناگون کار کشیدن مربوط می شود . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 627 - 625


(ترعه : کانال، آبراه بزرگ و عمیقی که بین دو دریا برای عبور کشتی‌ها ساخته شود

بیگاری : کار اجباری و بی مزد 


نکته : بیگاری ، خود، نوعی بردگی است)


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (144) : بردگی گسترده مردم در حکومت هخامنشی (بیگاری کشیدن از مردم ، روال جاری هخامنشیان)
برچسب ها : بیگاری ,بودند ,ترعه ,هخاان ,سلطنتی ,نظام ,ملزم بودند ,برای احداث ,نگهداری ترعه ,دوران هخاان ,پرداخت خراج ,تشکیلات اداری سلطنتی

هخامنشیان (450) : تقویت ادیان شرک آمیز توسط داریوش هخامنشی

:: هخامنشیان (450) : تقویت ادیان شرک آمیز توسط داریوش هخامنشی

تقویت ادیان شرک آمیز توسط داریوش هخامنشی


هخامنشیان (بخش450)


" ... با سیاست دینی داریوش در ساتراپی های شاهنشاهی او آشنا شدیم . ویژگی این سیاست ، بردباری بی حد و مرز در برابر خدایان و شیوه های نیایش اقوام بیگانه (که جزءی از ایران باستان شده بودند) بود . اما ماهیت سیاست دینی در سرزمین اصلی خاندان هخامنشی ، پارس محبوب او ، که او خود بدون واسطه بر آن فرمان می راند ، چگونه بود ؟

منابع جدیدی که از تخت جمشید بدست آمده ، ما را قادر به پاسخ دادن به این پرسش می کند ، یعنی الواح ایلامی خزانه ی دربار داریوش . آنچه این الواح می گویند ، مانند اسناد تاریخی نیستند که گاه مغرضانه اند و گاه به کلی دروغ . اینها فقط اسناد خشک دیوانی ای هستند که فدیه های مقرر داریوش به معابد گوناگون پارس را ثبت کرده اند . آنچه این اسناد پراکنده و دشوار از سیاست دینی داریوش می گویند ، به واسطه تلاش های هاید ماری کخ بر ما معلوم شده اند . 

بی آنکه شگفت زده شویم ، در می یابیم که شاهنشاه برای معابد ایلامی که هنوز در پارس برقرار بوده اند و روحانیان آنها ، از انبار دربار فدیه هایی را تخصیص داده است ...

داریوش نسبت به آنها (ایلامی ها) همان تساهلی را داشت که نسبت به دیگر اقوام شاهنشاهی . به این ترتیب ایلامی ها اجازه داشتند در پارس مانند گذشته های دور برای خدایان خود قربانی کنند .

پیداست که از حدود 50 خدایی که از ایلامی ها می شناسیم ، داریوش تنها فدیه ی چند خدا را فراهم می آورد . مقام نخست را ... هومبان داشت که از هزاره ی دوم پیش از میلاد بزرگترین خدای ایلام بود . مقام دوم از آن نپیریشه بود . این نام به معنای " خدای بزرگ " است و سده های متمادی فقط نام تابویی بوده است برای هومبان . اما ایلامی ها ، چنان که هاید ماری کخ دیده است ، به مرور زمان این نام تابو را خدایی مستقل در کنار هومبان به حساب آورده اند ، یعنی از بزرگترین خدای خود دو خدا ساخته اند . سیموت ، که در ادوار قدیم تر " خدای ایلامیان " خوانده می شد ، رده ی سوم را در دریافت فدیه های دولتی داشت . مقام چهارم را " نپزپه " به خود اختصاص داده بود ؛ خدایی که تاکنون بر ما ناشناخته مانده است . اداد ، خدای بابلی توفان ، که از سده ی 23 پیش از میلاد در ایلام پذیرفته شده بود ، فهرست ما را تکمیل می کند .

موضوعی که جلب توجه می کند این است که در الواح دیوانی از " ایزدبانوی بزرگ " و مشهور ایلامی کیریریشه نامی به میان نمی آید . امکان دارد که او دریافت کننده ی برخی از فدیه های سری بوده باشد ، که در اسناد ، پشت اصطلاح ایلامی " گوشوکوم " پنهان هستند ... "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، صص368 - 367


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (450) : تقویت ادیان شرک آمیز توسط داریوش هخامنشی
برچسب ها : داریوش ,ایلامی ,خدای ,فدیه ,اسناد ,سیاست ,سیاست دینی ,هاید ماری ,بزرگترین خدای ,دینی داریوش ,تقویت ادیان

هخامنشیان (400) : برده داری در عصر هخامنشی / فرنکه (وزیر دربار داریوش) 300 برده داشت

:: هخامنشیان (400) : برده داری در عصر هخامنشی / فرنکه (وزیر دربار داریوش) 300 برده داشت

برده داری در عصر هخامنشی / فرنکه (وزیر دربار داریوش) 300 برده داشت


هخامنشیان (بخش400)


" ... یکی از الواح ایلامی خزانه ی دربار نشان دهنده ی قدرت فراوان وزیر دربار است . فرنکه در میان اطرافیانش 300 غلام داشت . "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، ص 286


تذکر : اینها تنها بخشی کوچک از خیل کثیر بردگان هخامنشیان و در قلمرو آنان بودند . 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (400) : برده داری در عصر هخامنشی / فرنکه (وزیر دربار داریوش) 300 برده داشت
برچسب ها : دربار ,برده ,هخاان ,داریوش ,وزیر ,فرنکه ,وزیر دربار ,برده داشت ,دربار داریوش ,برده داری ,فرنکه وزیر ,وزیر دربار داریوش

هخامنشیان (385) : ازدواج هخامنشیان با محارم / داریوش دوم با خواهرش ازدواج کرد

:: هخامنشیان (385) : ازدواج هخامنشیان با محارم / داریوش دوم با خواهرش ازدواج کرد

ازدواج هخامنشیان با محارم / داریوش دوم با خواهرش ازدواج کرد 


هخامنشیان (بخش385)


" ... داریوش دوم پیش از رسیدن به سلطنت با خواهر ناتنی خود پروشیاتیش ازدواج کرده بود . پروشیاتیش در دربار مقامی را یافت که روزگاری آتوسا دختر بزرگ کوروش و همسر داریوش بزرگ داشت . پیش از این که داریوش دوم به شهریاری برسد ، پروشیاتیش برای او پسری آورده بود به نام رشکه . پسر دوم او کوروش (جوان) نام داشت . "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، صص 249


تذکر :

کوروش صغیر و اردشیر دوم (شاه هخامنشی) حاصل این ازدواج حرام بودند .


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (385) : ازدواج هخامنشیان با محارم / داریوش دوم با خواهرش ازدواج کرد
برچسب ها : ازدواج ,داریوش ,هخاان ,کوروش ,پروشیاتیش ,خواهرش ازدواج ,محارم داریوش ,ازدواج هخاان

هخامنشیان (385) : ازدواج هخامنشیان با محارم / داریوش دوم با خواهرش ازدواج کرد

:: هخامنشیان (385) : ازدواج هخامنشیان با محارم / داریوش دوم با خواهرش ازدواج کرد

ازدواج هخامنشیان با محارم / داریوش دوم با خواهرش ازدواج کرد 


هخامنشیان (بخش385)


" ... داریوش دوم پیش از رسیدن به سلطنت با خواهر ناتنی خود پروشیاتیش ازدواج کرده بود . پروشیاتیش در دربار مقامی را یافت که روزگاری آتوسا دختر بزرگ کوروش و همسر داریوش بزرگ داشت . پیش از این که داریوش دوم به شهریاری برسد ، پروشیاتیش برای او پسری آورده بود به نام رشکه . پسر دوم او کوروش (جوان) نام داشت . "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، صص 249


تذکر :

کوروش صغیر و اردشیر دوم (شاه هخامنشی) حاصل این ازدواج حرام بودند .


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (385) : ازدواج هخامنشیان با محارم / داریوش دوم با خواهرش ازدواج کرد
برچسب ها : ازدواج ,داریوش ,هخاان ,کوروش ,پروشیاتیش ,خواهرش ازدواج ,محارم داریوش ,ازدواج هخاان

هخامنشیان (118) : شهرت دختر شاه هخامنشی به فحشا (فساد اخلاقی هخامنشیان)

:: هخامنشیان (118) : شهرت دختر شاه هخامنشی به فحشا (فساد اخلاقی هخامنشیان)

شهرت دختر شاه هخامنشی به فحشا


هخامنشیان (بخش118)


" ... بغه بوخشه دوم در نزد خشایارشا از بانفوذترین اشخاص به شمار می آمد و با دختر شاه ، آموتیس که به بوالهوسی شهرت داشت ، ازدواج کرده بود . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 500


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (118) : شهرت دختر شاه هخامنشی به فحشا (فساد اخلاقی هخامنشیان)
برچسب ها : هخاان ,دختر ,شهرت ,شهرت دختر

هخامنشیان(278) : پشت کردن هخامنشی پرستان به خدایانشان (هخامنشیان)

:: هخامنشیان(278) : پشت کردن هخامنشی پرستان به خدایانشان (هخامنشیان)

پشت کردن هخامنشی پرستان به خدایانشان (هخامنشیان)


هخامنشیان (بخش278)


هخامنشی پرستان/کوروش پرستان (=مزدوران اسراءیل) با توهمات برتری نژادی و توهین و تحقیر اقوام و سخن گفتن از پاکسازی نژادی (همچون هیتلر) ، در راستای اهداف اسراءیل - یعنی نابودی اسلام ، تفرقه افکنی بین اقوام و مسلمانان ، برپایی جنگهای تجزیه طلبانه و تجزیه کشور - قدم بر می دارند ؛

در حالیکه خود هخامنشیان ، با وجود حضور زبانها ، اقوام و مذاهب متعدد در ایران آن زمان ، در راستای اتحاد کشور قدم بر می داشته اند . 

با مطالعه تواریخ معتبر ، منجمله کتاب " امپراتوری هخامنشی " ، بیشتر متوجه این قضیه می شویم . 


بخشی از مطالب این کتاب :


" مشخصه شاهنشاهی (هخامنشی) وحدت و تنوع است ...

تنوع به ویژه از خلال ترجمانهای فرهنگی اش که از طریق تکثر زبان ها و کیش ها به خوبی آشکار می شود ، قابل تشخیص است ...

به دلایلی که قبلا شرحشان رفت ، وحدت و تنوع مانعه الجمع نیستند . 

طی تاریخ طولانی هخامنشی ، تاسیس جوامع پارسی در ایالات ، فرآیندهای جذب فرهنگی را تشدید کرد . البته این فرایندها به پارسیان و برگزیدگان اقوام تحت انقیاد محدود نشده بود . ازدواج ها و انواع تماس های شخصی به روابط بطور فزاینده نزدیکی منتهی شد که با دستیابی غیرپارسیان (همچون بلشونو) ، مردانی که از دو فرهنگ زاده شده اند (همچون آبولیتس) یا حتی کسانی که در دو فرهنگ سهیم بودند (همچون مازه و اورونتوباتس) به مناصب رهبری روشن می شود . از نظر ما چنین تحولی وحدت امپراتوری را به خطر نیفکنده بود . برعکس ، این تحول به پدید آمدن طبقه مسلط شاهنشاهانه ای متمایل بود که گرچه به جزء پارسی آن فروکاسته نمی شد ، ولی رهبران آن ، با هر ریشه قومی ، خود را پارسی به مفهوم سیاسی واژه احساس می کردند ؛ پارسی ، به مفهوم کسی که از طریق رابطه نابرابر عطیه/خدمت و منافع سیاسی و مادی مشترک به شاه بزرگ وابسته است . بدین ترتیب جوانان ، حتی اگر از ازدواجی مختلط زاده شده بودند ، به سبب امتیاز اعطایی شاه می توانستند به مقام و موقعیت یک پارسی با تمام حقوق آن دست یابند . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 1381


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان(278) : پشت کردن هخامنشی پرستان به خدایانشان (هخامنشیان)
برچسب ها : پارسی ,هخاان ,پرستان ,همچون ,اقوام ,تنوع ,خدایانشان هخاان

هخامنشیان (448) : شاهان هخامنشی ، روحانی بودند ( البته بجز کوروش بت پرست )

:: هخامنشیان (448) : شاهان هخامنشی ، روحانی بودند ( البته بجز کوروش بت پرست )

شاهان هخامنشی روحانی بودند ؛ البته بجز کوروش بت پرست


هخامنشیان (بخش448)


" ... با تحلیل محتاطانه ی شرح بسیار تخیلی گزنفون که مربوط است به حدود سال 400 ، می توان تصویری تقریبی از حرکت شاهنشاه و همراهان او از تخت جمشید بدست آورد :

همه ی درباریان در روز معین پیش از برآمدن خورشید در جلوی کاخ گرد می آمدند ، سپاهیان در دو سوی راهی که به نقش رستم منتهی می شد ، به صف می ایستادند . تنها افسران و بلندپایگان اجازه داشتند که در فضای بین دو صف وارد شوند . شلاق داران عهده دار نظم بودند . افراد گارد و سواران جلوی صفه صف کشیده بودند . گارد سواره ، البته پایین آمده از اسب ، منتظر حضور شاهنشاه بودند .

شاه کاخ را سوار بر گردونه و در کنار گردونه ران خود ترک می گفت . او بر سر تاج میدان داشت ، یعنی تیارای بلند کنگره دار را . ردای ارغوانی او در قسمت جلو نواری سفید داشت ، که همانگونه که در فصل دوم دیدیم ، تنها شاهنشاه حق پوشیدن آن را داشت و نماینده ی مقام " روحانی " او بود (1) ... "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، ص 363


1 . نسبت دادن مقام روحانی به شاهان هخامنشی ، تنها ، نظر گزنفون نیست ؛ بلکه خود والتر هینتس ، پروفسور پیر برایان و بسیاری دیگر از مورخین در کتبشان ، به آن اذعان کرده اند . البته در بین شاهان هخامنشی ، استثناءا باید از نسبت روحانی دادن به کوروش بپرهیزیم ، مگر آنکه او را روحانی دین مردوک پرستی (بت مردوک) بدانیم .

کوروش ، خود در منشورش اعتراف کرده است که مردوک پرست است . 


مطلب مرتبط :


کوروش هخامنشی و پرستش بت مردوک :

http://www.adyannet.com/fa/news/1183


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (448) : شاهان هخامنشی ، روحانی بودند ( البته بجز کوروش بت پرست )
برچسب ها : روحانی ,کوروش ,بودند ,مردوک ,البته ,شاهان ,والتر هینتس ,مقام روحانی ,روحانی بودند

هخامنشیان (271) : هخامنشیان با شمشیر حکومت را بدست گرفتند

:: هخامنشیان (271) : هخامنشیان با شمشیر حکومت را بدست گرفتند

هخامنشیان با شمشیر ، حکومت را بدست گرفتند


هخامنشیان (بخش271)


با مطالعه کتب تاریخی معتبر متوجه می شویم که تمامی هخامنشیان - مستقیم و غیرمستقیم - از کوروش گرفته تا داریوش سوم (آخرین شاه هخامنشی) با شمشیر حکومت را بدست گرفتند . فقط کافیست مطالعه ای در کتب تاریخی دست اول یا معتبر داشته باشیم تا به این حقیقت آشکار پی ببریم . 

مثلا می توانید به کتاب " امپراتوری هخامنشی " تالیف پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان مراجعه و مطالعه کنید . مطالب این کتاب ، مستند به اسناد فراوان ، چه از کتب دست اول تاریخی و چه از کتیبه های هخامنشی ، با ذکر دقیق آدرس سند است . 


#دیکتاتوری_هخامنشیان

#هخامنشیان_دیکتاتور_و_مستبد_بودند

#غصب_زوری_حکومت_با_شمشیر_و_خونریزی_و_خشونت_فراوان


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (271) : هخامنشیان با شمشیر حکومت را بدست گرفتند
برچسب ها : هخاان ,حکومت ,شمشیر ,تاریخی ,مطالعه ,بدست ,بدست گرفتند ,شمشیر حکومت

هخامنشیان (382) : قابل توجه کوروش پرستانی که میگن " چرا به اعراب کمک می کنید؟ "

:: هخامنشیان (382) : قابل توجه کوروش پرستانی که میگن " چرا به اعراب کمک می کنید؟ "

قابل توجه کوروش پرستانی که میگن " چرا به اعراب کمک می کنید ؟ " :

اعطای ثروت افسانه ای و درآمد پنج شهر ایرانی به یک خارجی (دشمن اصلی سابق ایران) توسط اردشیر هخامنشی


هخامنشیان (بخش382)


" ... اردشیر اول در آغاز شهریاری خود ، در سال 464 ، با خشنودی شاهد بود که دشمن اصلی ایران ، تمیستوکلس آتنی و قهرمان سالامیس ، به حکم دادگاه از میهن خود تبعید شد و در پی پناهندگی به شاهنشاه ایران روی آورد . اردشیر اول با بزرگواری به او پناه داد . تمیستوکلس ماگنسیا بر ساحل مءاندر ، در جنوب غربی آسیای صغیر ، را برای سکونت برگزید . پلوتارخوس می نویسد : " اخلاف تمیستوکلس هنوز تا روزگار من (یعنی تا نخستین سده ی میلادی) در ماگنسیا دارای حقوقی ویژه بودند . "

پلوتارخوس چگونگی نخستین رویارویی شاهنشاه با فراری آتنی را به شکلی جذاب گزارش می کند :

" هنگامی که تمیستوکلس (در شوش) متوجه شد که چگونه درباریان با شنیدن نام او دشنام هایی آکنده از نفرت نثارش می کنند ، خود را در آخر خط دید . آری ، شهریار جلوس کرده بود و تالار غرق در سکوت بود . هنگامی که از کنار روخشنه ، فرمانده گارد گذشت ، شنید که او با آهی فروخورده زمزمه می کند : ای مار خوش خط و خال یونانی ، تو را بخت بلند شاه به اینجا کشانده است !

اما همین که به تخت نزدیک شد و به خاک افتاد ، شاه او را با عطوفت و به دور از خشونت مخاطب قرار داد و گفت که او به تمیستوکلس 200 تالان (1296000 مارک طلا و به نسبت آن روزگار مبلغی بسیار هنگفت) بدهکار است . چون او به خواست خودش تسلیم شده است ، جایزه ای که برای سرش تعیین شده بود به خودش تعلق می گیرد . "

اردشیر اول به تمیستوکلس لقب " دوست شاه " داد و درآمد مالیاتی سالیانه ی پنج شهر آسیای صغیر را به او اختصاص داد . از آن میان مالیات ماگنسیا بر ساحل مءاندر برای نان او - 50 تالان یا 324000 مارک طلا . میوس در کاریا گوشت او را تامین می کرد . شهرهای لامپساکوس ، پرکته و پالایسکپسیس ، شراب و رختخواب و لباس او را تامین می کردند . تمیستوکلس حتی در ماگنسیا ، جایی که مستقر شده بود ، سکه ی نقره به نام خود با تصویر آپولون ایستاده ضرب کرد . او همچنین با یک ایرانی ازدواج کرد ... "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، ص 244


تذکر :


البته ایرانیانی که نق می زنند که چرا به اعراب کمک می کنید از زبان خودشان چنین نق هایی نمی زنند ؛ بلکه فقط شایعات و سخنان صهیونیسم و امریکا در فضای مجازی و شبکه ها را - بدون تفکر انتقادی - منتشر می کنند که در تلاشند در آن شایعات با بزرگ جلوه دادن کمک های ایران به اعراب - جبهه مقاومت - و ربط دادن مشکلات مردم ایران به این کمک ها ، جبهه مقاومت و متحدان ایران در منطقه را دچار تفرقه ، و تضعیف کرده ، هر کدام را به اهداف کوچک و سهل الوصول تبدیل نموده ، و پس از آن ، با جنگ های کوچک ، تک تک آنها را براحتی یکی پس از دیگری از پای درآورند . 

کوروش پرستان جاهل نمی دانند که با این نق زدن ها ، علاوه بر آنکه به رسم خدایان یا شاهان مورد علاقه خود (یعنی هخامنشیان) پشت می کنند ، امنیت ، تمامیت ارضی و موجودیت بازمانده ی هخامنشیان - یعنی ایران - را در خطر جدی قرار می دهند . 

اگر کمک های ایران به حزب الله ، سوریه و عراق (و کلا جبهه مقاومت) نبود ، الان داعش هم سوریه و عراق و لبنان را گرفته بود ، هم در ایران در حال تصرف ایران و بریدن سر پدر ، مادر ، خواهر ، برادر و فرزندان ایرانیان منجمله همین کوروش پرستان بود . 

یادمان نرفته زمانی که داعش اکثر شهرهای عراق و سوریه را گرفته بود ، خودش علنا اعلام کرد " بعد از عراق و سوریه ، نوبت ایران است " .

کوروش پرستان بدانند که امنیت بی نظیری که الان ایران در ناامن ترین منطقه دنیا (منطقه خاورمیانه) دارد و اروپایی و امریکایی با آن همه تکنولوژی ، غبطه چنین امنیتی را می خورد مرهون سیاست کلی نظام و تدابیر دوراندیشانه رهبری - منجمله کمک به جبهه مقاومت و تقویت و تجهیز آنها - است . 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (382) : قابل توجه کوروش پرستانی که میگن " چرا به اعراب کمک می کنید؟ "
برچسب ها : تمیستوکلس ,کوروش ,عراق ,سوریه ,مقاومت ,ماگنسیا ,جبهه مقاومت ,کوروش پرستان ,آسیای صغیر ,ساحل مءاندر ,دشمن اصلی ,توجه کوروش پرستانی

هخامنشیان (382) : قابل توجه کوروش پرستانی که میگن " چرا به اعراب کمک می کنید؟ "

:: هخامنشیان (382) : قابل توجه کوروش پرستانی که میگن " چرا به اعراب کمک می کنید؟ "

قابل توجه کوروش پرستانی که میگن " چرا به اعراب کمک می کنید ؟ " :

اعطای ثروت افسانه ای و درآمد پنج شهر ایرانی به یک خارجی (دشمن اصلی سابق ایران) توسط اردشیر هخامنشی


هخامنشیان (بخش382)


" ... اردشیر اول در آغاز شهریاری خود ، در سال 464 ، با خشنودی شاهد بود که دشمن اصلی ایران ، تمیستوکلس آتنی و قهرمان سالامیس ، به حکم دادگاه از میهن خود تبعید شد و در پی پناهندگی به شاهنشاه ایران روی آورد . اردشیر اول با بزرگواری به او پناه داد . تمیستوکلس ماگنسیا بر ساحل مءاندر ، در جنوب غربی آسیای صغیر ، را برای سکونت برگزید . پلوتارخوس می نویسد : " اخلاف تمیستوکلس هنوز تا روزگار من (یعنی تا نخستین سده ی میلادی) در ماگنسیا دارای حقوقی ویژه بودند . "

پلوتارخوس چگونگی نخستین رویارویی شاهنشاه با فراری آتنی را به شکلی جذاب گزارش می کند :

" هنگامی که تمیستوکلس (در شوش) متوجه شد که چگونه درباریان با شنیدن نام او دشنام هایی آکنده از نفرت نثارش می کنند ، خود را در آخر خط دید . آری ، شهریار جلوس کرده بود و تالار غرق در سکوت بود . هنگامی که از کنار روخشنه ، فرمانده گارد گذشت ، شنید که او با آهی فروخورده زمزمه می کند : ای مار خوش خط و خال یونانی ، تو را بخت بلند شاه به اینجا کشانده است !

اما همین که به تخت نزدیک شد و به خاک افتاد ، شاه او را با عطوفت و به دور از خشونت مخاطب قرار داد و گفت که او به تمیستوکلس 200 تالان (1296000 مارک طلا و به نسبت آن روزگار مبلغی بسیار هنگفت) بدهکار است . چون او به خواست خودش تسلیم شده است ، جایزه ای که برای سرش تعیین شده بود به خودش تعلق می گیرد . "

اردشیر اول به تمیستوکلس لقب " دوست شاه " داد و درآمد مالیاتی سالیانه ی پنج شهر آسیای صغیر را به او اختصاص داد . از آن میان مالیات ماگنسیا بر ساحل مءاندر برای نان او - 50 تالان یا 324000 مارک طلا . میوس در کاریا گوشت او را تامین می کرد . شهرهای لامپساکوس ، پرکته و پالایسکپسیس ، شراب و رختخواب و لباس او را تامین می کردند . تمیستوکلس حتی در ماگنسیا ، جایی که مستقر شده بود ، سکه ی نقره به نام خود با تصویر آپولون ایستاده ضرب کرد . او همچنین با یک ایرانی ازدواج کرد ... "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، ص 244


تذکر :


البته ایرانیانی که نق می زنند که چرا به اعراب کمک می کنید از زبان خودشان چنین نق هایی نمی زنند ؛ بلکه فقط شایعات و سخنان صهیونیسم و امریکا در فضای مجازی و شبکه ها را - بدون تفکر انتقادی - منتشر می کنند که در تلاشند در آن شایعات با بزرگ جلوه دادن کمک های ایران به اعراب - جبهه مقاومت - و ربط دادن مشکلات مردم ایران به این کمک ها ، جبهه مقاومت و متحدان ایران در منطقه را دچار تفرقه ، و تضعیف کرده ، هر کدام را به اهداف کوچک و سهل الوصول تبدیل نموده ، و پس از آن ، با جنگ های کوچک ، تک تک آنها را براحتی یکی پس از دیگری از پای درآورند . 

کوروش پرستان جاهل نمی دانند که با این نق زدن ها ، علاوه بر آنکه به رسم خدایان یا شاهان مورد علاقه خود (یعنی هخامنشیان) پشت می کنند ، امنیت ، تمامیت ارضی و موجودیت بازمانده ی هخامنشیان - یعنی ایران - را در خطر جدی قرار می دهند . 

اگر کمک های ایران به حزب الله ، سوریه و عراق (و کلا جبهه مقاومت) نبود ، الان داعش هم سوریه و عراق و لبنان را گرفته بود ، هم در ایران در حال تصرف ایران و بریدن سر پدر ، مادر ، خواهر ، برادر و فرزندان ایرانیان منجمله همین کوروش پرستان بود . 

یادمان نرفته زمانی که داعش اکثر شهرهای عراق و سوریه را گرفته بود ، خودش علنا اعلام کرد " بعد از عراق و سوریه ، نوبت ایران است " .

کوروش پرستان بدانند که امنیت بی نظیری که الان ایران در ناامن ترین منطقه دنیا (منطقه خاورمیانه) دارد و اروپایی و امریکایی با آن همه تکنولوژی ، غبطه چنین امنیتی را می خورد مرهون سیاست کلی نظام و تدابیر دوراندیشانه رهبری - منجمله کمک به جبهه مقاومت و تقویت و تجهیز آنها - است . 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (382) : قابل توجه کوروش پرستانی که میگن " چرا به اعراب کمک می کنید؟ "
برچسب ها : تمیستوکلس ,کوروش ,عراق ,سوریه ,مقاومت ,ماگنسیا ,جبهه مقاومت ,کوروش پرستان ,آسیای صغیر ,ساحل مءاندر ,دشمن اصلی ,توجه کوروش پرستانی

هخامنشیان (429) : سرداران پارسی (هخامنشیان) سواد نداشته اند (معمولا)

:: هخامنشیان (429) : سرداران پارسی (هخامنشیان) سواد نداشته اند (معمولا)

سرداران پارسی (هخامنشیان) سواد نداشته اند (معمولا)


هخامنشیان (بخش429)


" ... پس از فراز داریوش سوم (آخرین شاه هخامنشی) ایران به دست نیروهای اسکندر افتاد . در واقع ستاد شاهنشاهی ای وجود داشت که موظف بود طرح همه نقشه های جنگی را بریزد . اما چنین نقشه ای چه شکلی بوده است ؟ چون سرداران پارسی سواد خواندن نداشته اند ، باید که این نقشه ها عبارت از علایمی صرف یا تصاویری نمادین بوده باشند ، که به کمک آنها تقسیم نیروهای سپاه ، بی آنکه نیازی به توضیحات کتبی باشد ، ممکن می شد ... (1) "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، ص 329


1 . این مطالب و مطالب دیگری که در این زمینه ، قبلا آورده ایم ، روز به روز این باور را بیشتر در ما تقویت می کند که تعلیم خواندن و نوشتن و سواد ، در عصر هخامنشی ، امر رایجی نبوده است .

وقتی سرداران هخامنشی - حتی تا زمان آخرین شاه هخامنشی - سواد خواندن و نوشتن نداشته اند ، انتظار داریم که سربازان یا مردم ، سواد خواندن و نوشتن داشته بوده باشند ؟! و تعلیم خواندن و نوشتن و سواد امری رایج بوده باشد ؟! 

"سرداران هخامنشی هم سواد خواندن و نوشتن نداشته اند !" تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل .


مطلب مرتبط :


پارس ها خواندن و نوشتن بلد نبودند :

 https://goo.gl/HHedTb 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (429) : سرداران پارسی (هخامنشیان) سواد نداشته اند (معمولا)
برچسب ها : سواد ,خواندن ,نوشتن ,سرداران ,نداشته ,هخاان ,سواد خواندن ,سرداران پارسی ,تعلیم خواندن ,نوشتن نداشته ,بوده باشند ,سرداران پارسی هخاان

هخامنشیان (456) : آیا ایرانیان همیشه موحد بوده اند ؟ / ادیان شرک آمیز ایران باستان

:: هخامنشیان (456) : آیا ایرانیان همیشه موحد بوده اند ؟ / ادیان شرک آمیز ایران باستان

آیا ایرانیان همیشه موحد بوده اند ؟ / ادیان شرک آمیز ایران باستان / تقویت ادیان شرک آمیز توسط داریوش


هخامنشیان (بخش456)


" ... داریوش تنها آتشکده های زرتشتی یاد شده را با فدیه های دولتی تامین نمی کرد ، بلکه به بسیاری از پرستشگاه های دیگر پارس نیز رسیدگی می کرد که ... شاهنشاه زرتشتی (=داریوش) باید آنها را کفرآمیز می دانست و طرد می کرد . 

... داریوش زروان را ، که با مادها به پارس رخنه کرده بود و در اوستای متاخر با او به نام خدای زمان بی کران روبرو هستیم ، تحمل می کرد . زروان حتی ، همانگونه که پتر باخمان متوجه شده است ، ردپای خود را در فلسفه ی آناکسیماندر ملطی (متوفی به سال 546) ، بر جای گذاشته است . البته زروان در پارس روزگار داریوش اهمیت کمی داشت و در مقام دریافت کننده ی فدیه فقط در دو یا سه سند به او اشاره شده است . 

اما در الواح خزانه به ویسی بگای پارسی نسبتا زیاد بر می خوریم . این اصطلاح " همه ی خدایان " معنی می دهد و در هندی باستان معادلی کاملا برابر دارد : ویشوه دواه . اما هنوز نمی دانیم که چه چیزی در پشت آن نهفته است . اگرچه ممکن است مقصود از این لفظ گروهی معین از ایزدان باشد ، ولی در فدیه ها به این ایزدبانو همیشه به صورت تک اشاره می شود .

جالب توجه است که خود داریوش در متن فارسی باستان نبشته ی دیوار تخت جمشید سه بار تعبیر " اهورامزدا و همه ی خدایان " را به کار می برد ...

داریوش در نبشته اش " همه ی خدایان " را به پاسداری از شهریاری خود فرا می خواند ! (1)

داریوش ... (این شیوه) را شامل حال پنج خدای دیگر هم که محبوب پارس ها بودند کرد . یکی از این ها " پیک خدایان " ، نریوسنگ ، بود که قدمتش به روزگاران کهن آریایی می رسید . نام های چهار خدای دیگر نخستین بار در الواح ایلامی آمده است . فدیه های انبار دربار به خدایانی تعلق می گرفتند که نامشان به قرار زیر بود : برته کامیه ، آترچا ، هوریره ، و مقدم بر آنها ایزدبانو میژدوشی . 

سرانجام چند سند داریم درباره فدیه های دولتی ، ویژه ی رودها و کوه های مقدس (2) ... (3)"


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، صص 371 - 370


1 . این دو جمله نشان می دهد که داریوش خودش هم موحد نبوده و واقعا به چند خدا اعتقاد داشته است . 

2 . کوه پرستی و رودپرستی هم نوعی از ادیان ایران باستان بوده است . 

3 . این مطلب ، تنها به بخشی از ادیان شرک آمیز ایران باستان اشاره دارد ، نه همه آنها . برای کسب اطلاعات بیشتر درباره انواع دیگر می توانید به کتب تاریخی معتبر هخامنشی مراجعه کنید . البته در 

baastan.blog.ir

تحت موضوع " مطالب اختصاصی با موضوع کوروش ، داریوش و هخامنشیان " نیز برخی از آنها را ذکر کرده و می کنیم . 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (456) : آیا ایرانیان همیشه موحد بوده اند ؟ / ادیان شرک آمیز ایران باستان
برچسب ها : داریوش ,باستان ,فدیه ,ادیان ,پارس ,آمیز ,ایران باستان ,آمیز ایران ,خدای دیگر ,موحد بوده ,همیشه موحد ,آمیز ایران باستان

هخامنشیان (70) : شاهان هخامنشی حتی یک کتاب نداشتند

:: هخامنشیان (70) : شاهان هخامنشی حتی یک کتاب نداشتند

شاهان هخامنشی حتی یک کتاب نداشتند


هخامنشیان (بخش70)


" الیانوس در یکی از حکایات مربوط به جابجایی دربار (هخامنشی) چنین می گوید :

»شاه  بزرگ ، هنگام جابجایی برای سرگرمی ، لوحی از چوب تبریزی با خود داشت و کاردی که آن را برای تراشیدن آن به کار می برد . این کار فقط دستان شاه را به کار می انداخت (بازی می کرد تا سرگرم شود) . این شهریاران (=شاهان هخامنشی) حتی یک کتاب نداشتند و زحمت اندیشیدن به خود نمی دادند ؛ چنانکه ذهنشان را نه به مطالعات سنگین و جدی مشغول می کردند و نه به مفاهیم متین و پراهمیت .»


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 289


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (70) : شاهان هخامنشی حتی یک کتاب نداشتند
برچسب ها : نداشتند ,کتاب ,شاهان ,کتاب نداشتند

هخامنشیان (67) : نژادپرستی و توهم برتری نژادی در بین هخامنشیان

:: هخامنشیان (67) : نژادپرستی و توهم برتری نژادی در بین هخامنشیان

نژادپرستی و توهم برتری نژادی در بین هخامنشیان


هخامنشیان (بخش67)


" داریوش و خشایارشا خود را " آریایی از نژاد آریایی " معرفی می کنند . در بیستون داریوش فرمان می دهد از " متن که به آریایی وجود داشته است بر لوح و پوست رونویسی کنند " . 

در روایت عیلامی بیستون نیز دو بار اهورامزدا " خدای آریاییان " خوانده شده است ...

ترکیب بعضی فهرستهای سرزمینی (موجود در کتیبه های مکتوب به دستور هخامنشیان) در زمان داریوش و حتی در زمان خشایارشا طوری است که سرزمینهای ایرانی را مجزا می کند و ماد را در فهرست قرار می دهد . 

شاهان بزرگ (هخامنشی) از واژه ی " آریا " برای توصیف قدرت مردمی برتر استفاده می کنند ؛ آنان بطور ضمنی ، خود را در تقابل با غیر ایرانیان تعریف می کنند . البته خود واژه " غیر ایرانی " در مجموعه اسناد هخامنشی نیامده است . با این همه ، داریوش پارسیان و مادها را با " سرزمینهای دیگر با زبانهای دیگر " در تقابل قرار می دهد ...

کتیبه های داریوش و جانشینانش موید جایگاه ممتاز (قوم) پارس و پارسیان در بینش های سلطنتی به شمار می آیند ...

وقتی (قوم) پارس در فهرستهای سرزمینی (مکتوب در کتیبه های هخامنشی) قید می شود همیشه در راس قرار دارد ؛ و وقتی نام آن ذکر نمی شود ، غیبتش از برتری بر تمام سرزمینها خبر می دهد ... این همان چیزی است که هرودوت هنگام نوشتن این عبارات کاملا آن را درک کرده بود : 

»پارسیان )هخامنشیان( پس از خود به اقوامی احترام می گذارند که به لحاظ مکانی به آنان نزدیک ترند ، و در مرحله دوم به کسانی که در درجه دوم دوری قرار دارند ؛ آنان احترام را رفته رفته به نسبت فاصله کاهش می دهند ... تصورشان اینست که خودشان از هر جهت از همه بهتر هستند و دیگران به همان ترتیب که گفتیم از فضیلت بهره برده اند و آنان که از همه دورترند از همه بدترند .» "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 279 -276


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (67) : نژادپرستی و توهم برتری نژادی در بین هخامنشیان
برچسب ها : هخاان ,داریوش ,آنان ,کتیبه ,آریایی ,برتری ,فهرستهای سرزمینی ,برتری نژادی ,توهم برتری ,توهم برتری نژادی

هخامنشیان (69) : فرزندان نامشروع (حرامزاده) هخامنشیان

:: هخامنشیان (69) : فرزندان نامشروع (حرامزاده) هخامنشیان

فرزندان نامشروع هخامنشیان


هخامنشیان (بخش69)


" می دانیم که خشایارشا نیز هنگام حمله به یونان چند تن از فرزندان نامشروع خود را همراه داشت . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 287


#حرامزادگی

#زناکاری_هخامنشیان

#فساد_اخلاقی_هخامنشیان

#فرزندان_نامشروع

#نسل_هخامنشی

#حرامزاده


#ادعای_از_نسل_کوروش

#و_داریوش_بودن

#افتخار_یا_ننگ؟


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (69) : فرزندان نامشروع (حرامزاده) هخامنشیان
برچسب ها : هخاان ,نامشروع ,فرزندان ,فرزندان نامشروع

هخامنشیان (343) : زجرکش کردن توسط فرماندار هخامنشی ، و اغماض هخامنشیان نسبت به او

:: هخامنشیان (343) : زجرکش کردن توسط فرماندار هخامنشی ، و اغماض هخامنشیان نسبت به او

زجرکش کردن توسط فرماندار هخامنشی ، و اغماض هخامنشیان نسبت به او


هخامنشیان (بخش343)


" ... به هنگام طغیان شورشیان علیه داریوش ، ارویته (اورویتس یونانیان) ، ساتراپی که کوروش بر لودیا نشانده بود ، موضعی دوگانه در پیش گرفت . البته او بطور علنی از داریوش روی برنگرداند ، اما با استفاده از روزگار پرآشوب بر آن شد تا قلمرو قدرت خود (لودیا و ایونیا) را گسترش دهد . پس میثرپاته را در داسکولیون کشت و بدین ترتیب فروگیا را نیز از آن خود کرد . البته این که او در زمان کمبوجیه پولوکراتس ، فرمانروای ساموس ، را با نیرنگ به ایونیا کشیده و در آنجا ، در ماگنسیا در کرانه ی رود مءاندر ، با زجر تمام کشته بود ، در دربار (هخامنشی) به اغماض گذشته بود ... (1) "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، صص 164


1 . با توجه به اسناد فراوان ، می توان گفت زجرکش کردن ، امری عادی و رایج در بین شاهان هخامنشی بوده ؛ که چنین جنایتی توسط ارویته ، براحتی با اغماض (از جانب هخامنشیان) پشت سر گذاشته می شود . 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357 

منبع : باستانهخامنشیان (343) : زجرکش کردن توسط فرماندار هخامنشی ، و اغماض هخامنشیان نسبت به او
برچسب ها : هخاان ,اغماض ,داریوش ,زجرکش ,هخاان نسبت ,اغماض هخاان ,توسط فرماندار ,زجرکش توسط

هخامنشیان (454) : تجاوز کوروش کبیر به شهر کسانتوس و ویرانی آن ، و قتل عام مردم آن

:: هخامنشیان (454) : تجاوز کوروش کبیر به شهر کسانتوس و ویرانی آن ، و قتل عام مردم آن

تجاوز کوروش کبیر به شهر کسانتوس و ویرانی آن ، و قتل عام مردم آن


هخامنشیان (بخش454)


" ... برج های گورهای لوکیایی در ویرانه های شهر کسانتوس در جنوب آسیای صغیر ، که در سال 544 به وسیله ی فرستاده ی کوروش (کبیر) ، سردار مادی اربکه ، محاصره و سپس ویران شد . در این محاصره مردان کسانتوس همه ی زنان و کودکان و بردگان خود را در بالای آکروپولیس کسانتوس گرد آوردند و سپس آن را آتش زدند و خود پس از آن تا نفر آخر و تا لحظه ی مرگ جنگیدند . برج های گورها در سال های 470 - 460 ساخته شده اند . "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، ذیل تصویر رنگی برج های گورها قبل از صفحه 369


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (454) : تجاوز کوروش کبیر به شهر کسانتوس و ویرانی آن ، و قتل عام مردم آن
برچسب ها : شهرانتوس ,کبیر ,کوروش ,کوروش کبیر ,تجاوز کوروش

هخامنشیان (274) : میزبانی اجباری از هخامنشیان بحدی برای مردم سنگین بود که به فلاکت افتادند

:: هخامنشیان (274) : میزبانی اجباری از هخامنشیان بحدی برای مردم سنگین بود که به فلاکت افتادند

میزبانی اجباری از هخامنشیان به حدی برای مردم سنگین بود که به فلاکت افتاده ، جلای وطن اختیار کردند


هخامنشیان (بخش274)


" ... تردیدی نیست که اخذ عوارض و مالیاتهای استثنایی بر منابع اقوام و دولتشهرها فشار وارد می آورد ؛ منظور ما به ویژه مخارجی است که بر اثر عبور دربار پیش می آمد و تفسیری است که هرودوت از وضعیت دولتشهرهای یونانی ای که کاروان سلطنتی (هخامنشی) در سال 480 از آنها عبور کرده بود ، اراءه داده است : 

" آن یونانیانی که ملزم به پذیرایی از سپاه بودند ، بر اثر این امر به چنان فلاکتی افتادند که جلای وطن اختیار کردند . "

هرودوت در عین حال حالت تسلیم و تمکین افراد تحت انقیاد را خاطرنشان کرده است : 

" اقوام با آنکه به ستوه آمده بودند ، دستورات را اجرا می کردند (مجبور بودند) . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 1280


مطلب مرتبط :


میزبانیهای اجباری و پرخرج ، یکی دیگر از بدبختی های مردم در زمان هخامنشی :

 https://goo.gl/iyY3uY 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (274) : میزبانی اجباری از هخامنشیان بحدی برای مردم سنگین بود که به فلاکت افتادند
برچسب ها : هخاان ,بودند ,مردم ,اجباری ,مردم سنگین ,برای مردم ,میزبانی اجباری

هخامنشیان (440) : بردگی زنان در عصر هخامنشی : بردگی به عنوان کنیز ، بردگی به عنوان کارگر نیمه آزاد

:: هخامنشیان (440) : بردگی زنان در عصر هخامنشی : بردگی به عنوان کنیز ، بردگی به عنوان کارگر نیمه آزاد

بردگی زنان در عصر هخامنشی :

بردگی بعنوان کنیز / بردگی به عنوان کارگر نیمه آزاد 


هخامنشیان (بخش440)


" ... گزارشی از پلوتارخوس تاییدی است بر این مطلب : 

" معمولا اقوام بربر بی اندازه نسبت به زنان خود غیور (غیرتی) هستند و ایرانیان در این باره سرآمد همگانند . نه تنها از زن های خود ، بلکه از کنیزان و زن های موقت خود نیز به سختی حراست می کنند و هیچ چشم بیگانه ای اجازه ندارد بر آنها بیفتد . آنها در حجله های خود زندگی بسته ای دارند و حتی باید به هنگام سفر در ارابه های سرپوشیده بنشیند که از هر سو پرده های ضخیم آن را پوشانده است . "

اکنون می توانیم به کمک الواح ثبت ایلامی انبار دربار و خزانه ی دربار داریوش در تخت جمشید تصویری متفاوت از زنان اراءه کنیم ، یا اساسا برای نخستین بار به تصوری از جایگاه زن در پارس باستان دست یابیم . البته در این حساب و کتاب های دیوانی زنانی مطرح هستند که دیوان دربار با آنها سر و کار دارد . این زنان از یک سو شهبانوان بودند و از سوی دیگر کارگران نیمه آزاد . الواح ایلامی درباره هر دو گروه اطلاعات تازه ی بسیار جالبی اراءه می دهند . 

نخست می پردازیم به زنان کارگر نیمه آزاد (که خود ، نوعی برده هستند) . قطعا کسی غبطه ی موقعیت اینها را نخواهد خورد . در اسناد به هزاران نفر از آنها بر می خوریم که کارهای سنگینی مانند سنگ سابی را بر دوش داشتند ...

معمولا جیره ی زنان همانند جیره ی بردگان بود . به این ترتیب زنان در ماه فقط 20 پیمانه جو دریافت می کردند ، که روزانه 440 گرم نان می شد . 

... (اینان) کارگران نیمه آزاد بودند - به این امید که پس از پایان دوره ی خدمتشان دوباره کاملا آزاد شوند . 

... فراخواندن زنان به کار اجباری ، ... شکافی در خانواده به وجود نمی آورد ... (چون هخامنشیان خانواده آنان را هم در کنارشان می پذیرفتند و از خانواده هم کار می کشیدند) .

... در پایین ترین رده دو له له یا به عبارت دیگر دو مربی مهد کودک و 11 آشپز زن قرار داشتند . این ها حداقل جیره ی معمول برای زنان و بردگان را دریافت می کردند ... "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، صص 353 - 352


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (440) : بردگی زنان در عصر هخامنشی : بردگی به عنوان کنیز ، بردگی به عنوان کارگر نیمه آزاد
برچسب ها : زنان ,بردگی ,نیمه ,آزاد ,جیره ,خانواده ,نیمه آزاد ,کارگر نیمه ,عنوان کارگر ,کارگران نیمه ,بردگی زنان

هخامنشیان (183) : داریوش هخامنشی ، خود را خدا فرزند خدا می نامد ؟

:: هخامنشیان (183) : داریوش هخامنشی ، خود را خدا فرزند خدا می نامد ؟

داریوش هخامنشی ، خود را خدا فرزند خدا می نامد ؟!


هخامنشیان (بخش183)


" داریوش در هلیوپولیس : پیکره داریوش جزو اسنادی است که به تازگی پیدا شده است . این پیکره در گذشته در مدخل دروازه شوش ، به نام " دروازه داریوش " جای داشته است . بیانات خود داریوش معلوم می کند که پیکره را از مصر ، که محل ساختش است ، به شوش آورده اند . بر سطوح کمربند ، برچینهای جامه و دور پایه پیکره چهار نوشته به خط هیروگلیف یافت می شود . در یکی از نوشته ها آمده است : 

" تمثال ساخته شده با شباهت تام به خدای کامل ، فرمانروای دو سرزمین که به فرمان اعلیحضرت ساخته شده است تا یادمانی از او به دوام بر جای ماند و یاد او در نزد پدرش آتون ، خداوندگار شهر خورشیدی دو سرزمین ، رع - هرخته تا ابد بماند . باشد تا رع - هرخته تمام زندگی ، نیرو ، سلامتی ، شادی را ، همانگونه که خود (از آن برخوردار است) ، به پاداش به او دهد . "

طولانی ترین نوشته به پیوندهای داریوش و آتون با وضوح بیشتری تاکید می ورزد و در عین حال عناوین فرعونی و پارسی او را در می آمیزد :

" شاه مصر علیا و سفلا ، سرور دو سرزمین ، داریوش که تا ابد بپایاد ! شاه بزرگ ، شاه شاهان ، سلطان ارض (در تمامیتش ، پسر) پدر - از یک - خدا اوءیش تسیه (ویشتاسپ) ،  هخامنشی ، او که در مقام شاه مصر علیا و سفلا بر جایگاهی پدیدار شده است که هوروس از آن بر زندگان ، چون رع در راس خدایان جاویدان سلطنت می کند . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 748 - 747


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (183) : داریوش هخامنشی ، خود را خدا فرزند خدا می نامد ؟
برچسب ها : داریوش ,پیکره ,سرزمین ,نوشته

هخامنشیان (373) : هخامنشیان هم از اهمیت بالای قشر " روحانیت " غافل نبودند

:: هخامنشیان (373) : هخامنشیان هم از اهمیت بالای قشر " روحانیت " غافل نبودند

هخامنشیان هم از اهمیت بالای قشر " روحانیت " غافل نبودند


هخامنشیان (بخش373)


" ... او (داریوش) نمی توانست بدون طبقه ی روحانی سر کند . با این همه ، خشایارشا در همان آغاز شهریاری خود با مغان ساخت و در نبشته ی خود به این کار می بالد . (1) "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، ص 233


1 . همه هخامنشیان از وجود مغان (روحانیون) بهره می بردند ؛ از کوروش گرفته تا آخرینشان (داریوش سوم) .

با مطالعه کتب تاریخی معتبر یا دست اول ، شواهد فراوانی از نقش و اهمیت مغان (روحانیون) در حکومت هخامنشی می بینید . 

مطالب مرتبط :


حکومت هخامنشی هم آخوندی بود / قابل توجه کوروش پرستان و باستانگرایان که دایما به روحانیت حمله می کنند و نیز فریاد " جدایی دین از سیاست " سر می دهند :

حتی هخامنشیان (=خدایان کوروش پرستان و باستانگرایان)  هم از اهمیت علمای مذهبی غافل نبوده اند : 

1 . " هیچ کس نتواند شاه پارس شود مگر آنکه دانش مغان را فرا گرفته باشد "

2 ." 'یک مغ' تمام امور مربوط به سلطنت را آموزش می دهد " .

توضیح ، در لینک زیر :

 https://goo.gl/mXRxW0 

آخوندها در هخامنشی / شاهان هخامنشی، اعتبار خود و حکومتشان را از آخوندها می گرفتند :

https://goo.gl/87ygF9 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (373) : هخامنشیان هم از اهمیت بالای قشر " روحانیت " غافل نبودند
برچسب ها : هخاان ,اهمیت ,مغان ,کوروش ,غافل ,روحانیت ,کوروش پرستان ,مغان روحانیون ,غافل نبودند ,روحانیت غافل ,اهمیت بالای

هخامنشیان (475) : قابل توجه نژادپرستان : زرتشت پارسی نبود ، او بلخی بود

:: هخامنشیان (475) : قابل توجه نژادپرستان : زرتشت پارسی نبود ، او بلخی بود

قابل توجه نژادپرستان :

زرتشت پارسی نبود / او بلخی بود 


هخامنشیان (بخش475)


" زرتشت ... بلخی بود ، نه پارسی "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، صص 67 و 409 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (475) : قابل توجه نژادپرستان : زرتشت پارسی نبود ، او بلخی بود
برچسب ها : بلخی ,پارسی ,زرتشت ,پارسی نبود ,زرتشت پارسی ,نژادپرستان زرتشت ,توجه نژادپرستان ,قابل توجه ,نژادپرستان زرتشت پارسی ,توجه نژادپرستان زرتشت

هخامنشیان (475) : قابل توجه نژادپرستان : زرتشت پارسی نبود ، او بلخی بود

:: هخامنشیان (475) : قابل توجه نژادپرستان : زرتشت پارسی نبود ، او بلخی بود

قابل توجه نژادپرستان :

زرتشت پارسی نبود / او بلخی بود 


هخامنشیان (بخش475)


" زرتشت ... بلخی بود ، نه پارسی "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، صص 67 و 409 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (475) : قابل توجه نژادپرستان : زرتشت پارسی نبود ، او بلخی بود
برچسب ها : بلخی ,پارسی ,زرتشت ,پارسی نبود ,زرتشت پارسی ,نژادپرستان زرتشت ,توجه نژادپرستان ,قابل توجه ,نژادپرستان زرتشت پارسی ,توجه نژادپرستان زرتشت

هخامنشیان (211) : عدالت (!) هخامنشی : اخته ی پسران بی گناه و اسیر و تبعید دختران بی گناه بخاطر گناه دیگران

:: هخامنشیان (211) : عدالت (!) هخامنشی : اخته ی پسران بی گناه و اسیر و تبعید دختران بی گناه بخاطر گناه دیگران

عدالت (!) هخامنشی : اخته ی پسران بی گناه ، و اسیر و تبعید دختران بی گناه ، بخاطر گناه دیگران (یا بهتر است بگوییم بخاطر استقلال طلبی دیگران)


هخامنشیان (بخش211)


" ... نویسندگان یونانی از تبعید ساکنان دولتشهرهای یونانی در اجرای فرمان شاه (هخامنشی) طبعا مطلع و متاثر بودند . با هشدار پارسیان به ایونیهای شورشی (استقلال طلب و آزادیخواه) آشنا هستیم : 

" پسرانشان را اخته خواهیم کرد و دخترانشان را به باکتریا تبعید خواهیم کرد . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 793


#گنه_کرد_در_بلخ_آهنگری

#به_شوشتر_زدند_گردن_مسگری


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (211) : عدالت (!) هخامنشی : اخته ی پسران بی گناه و اسیر و تبعید دختران بی گناه بخاطر گناه دیگران
برچسب ها : گناه ,تبعید ,دیگران ,بخاطر ,اخته ,گناه دیگران ,بخاطر گناه ,تبعید دختران

هخامنشیان (364) : خشایارشای هخامنشی بی رحم بود / استبداد خشایارشا

:: هخامنشیان (364) : خشایارشای هخامنشی بی رحم بود / استبداد خشایارشا

خشایارشای هخامنشی ، بی رحم بود / استبداد خشایارشا


هخامنشیان (بخش364)


" ... (خشایارشا) خیلی زود در برابر سخن مخالف خشمگین می شد . هر که با او هم آواز نمی شد ، حتی اگر پیش تر ، از لطف او برخوردار بود ، بی رحمانه با او رفتار می کرد . "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، ص 227


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (364) : خشایارشای هخامنشی بی رحم بود / استبداد خشایارشا
برچسب ها : خشایارشا ,استبداد خشایارشا

هخامنشیان (179) : حقوق فوق نجومی و زندگی فوق نجومی هخامنشیان

:: هخامنشیان (179) : حقوق فوق نجومی و زندگی فوق نجومی هخامنشیان

حقوق فوق نجومی و زندگی فوق نجومی هخامنشیان


هخامنشیان (بخش179)


" می دانیم که شاهان بزرگ (هخامنشی) با کل دربارشان از جمله " خزانه ای که یکصد جانور باربر آن را حمل می کردند " ، جابجا می شدند . اما مطمءن نیستیم که بتوان این خزانه را با خزانه هایی که در پایتخت های شاهنشاهی حفظ می شدند یکی دانست  - همان خزانه هایی که اسکندر در سال 331 - 330 تصاحب کرد . به هر حال این نکته ای است که قطعه ای از خارس موتیلنه ای ، که آتنایوس شرح طولانی تجمل شاهان پارس از آن استخراج کرده است ، مبین آنست : 

" نزدیک بستر شاه ، بالای سر او ، اتاقی بود که آنقدر وسعت داشت که پنج تختی در آن بگنجد که 5000 تالان زری بر آنها تلنبار شده بود که همه جا را اشغال کرده بود ؛ این اتاق " بالش سلطنتی " خوانده می شد . پایین بستر شاه ، اتاق دیگری بود که 3000 تالان نقره ی ضرب شده در آن بود و " کرسی پای سلطنتی " خوانده می شد . " (1)


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 737 - 736


مطالب مستندی که در سرتاسر کتاب آمده ، وجود چنین ثروت هایی در دربار هخامنشی را تایید می کند . قبلا هم اشاره کردیم که بخشی از چنین ثروت هایی ، از اختصاص روستاها به شهبانوان و شاهدخت ها و شاهپورها تهیه می شود . برای کسب اطلاعات بیشتر ، به قسمتهای قبل منجمله لینکهای زیر مراجعه کنید :


نجومی خواری در هخامنشی :

اختصاص چند شهر و درآمدهایشان به مخارج هخامنشیان ! :

 https://goo.gl/9VNmeu 

هخامنشیان ، اراضی کشور را ملک خود و خاندانشان می دانستند (بخش1) :

 https://goo.gl/vGxnyf 

هخامنشیان ، اراضی کشور را ملک خود و خاندانشان می دانستند (بخش2) : 

 https://goo.gl/1jI1r2 

بیگاری چند شهر برای تامین جیب ملکه (یا شاهپور) هخامنشی ؛

و بیگاری کل کشور برای تامین جیب خاندان و دربار هخامنشی :

 https://goo.gl/Czl25S

 

 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (179) : حقوق فوق نجومی و زندگی فوق نجومی هخامنشیان
برچسب ها : هخاان ,نجومی , https ,خزانه ,هایی ,کشور ,اراضی کشور ,برای تامین ,ثروت هایی ,چنین ثروت ,خزانه هایی

هخامنشیان (337) : جنایت بیسابقه یا کم سابقه داریوش هخامنشی زرتشتی در ایران : قتل عام روحانیون

:: هخامنشیان (337) : جنایت بیسابقه یا کم سابقه داریوش هخامنشی زرتشتی در ایران : قتل عام روحانیون

جنایتی دیگر از داریوش : ترور کور روحانیون بی گناه ، بدون محاکمه / قتل عام روحانیون / جنایت بیسابقه یا کم سابقه داریوش در ایران باستان


هخامنشیان (بخش337)


" ... داریوش ، خود در سنگ نبشته ی بزرگ بیستون درباره این رویداد (کشتن مغی که خود را بجای بردیا جا زده بود) ... در یک سطر گزارش می کند : 

" ده روز از ماه باگیادیش (29 سپتامبر 522) گذشته بود که من به خواست اهورامزدا با مردان اندک ، آن گوماته ی مغ و آنهایی را که برترین یاران او بودند کشتم . "

ظاهرا هواداران بردیای دروغین را در دژ ماسه بیشتر ، مغان تشکیل می دادند ، که همه ی آنها به سرعت به دست هفت تنان (=داریوش و یارانش) گردن زده شدند . هرودوت در این باره گزارش می دهد : 

" مهاجمان پیروز بیرون دویدند و سر و صدا به راه انداختند . بعد برای پارسیانی که خودشان را با شتاب به محل رسانده بودند ، ماجرا را تعریف کردند و سرهای بریده را نشانشان دادند . همزمان در بیرون از دژ نیز هر مغی را که در سر راه می دیدند می کشتند . پارس ها نیز از آنها تقلید می کردند . آنها شمشیرهای خود را کشیدند و هر مغی را که گیر آوردند کشتند . اگر تاریکی شب نمی افتاد ، کسی از آنها جان سالم بدر نمی برد . این روز (29 سپتامبر) هنوز (یعنی در زمان هرودوت- حدود صدسال بعد از داریوش-) هم مهمترین جشن پارس هاست و جشن مغ کشان نامیده می شود . در طول این جشن هیچ مغی حق حضور در ملا عام را ندارد ، بلکه همه (مغان) در خانه های خود می مانند . "

این خبر هرودوت ، که در ابتدا شگفت آور می نماید ، نه تنها از سوی کتسیاس ، که در زمان اردشیر دوم 17 سال تمام در دربار ایران بود و خود شاهد چنین جشنی بوده است ، تایید می شود ، بلکه با منبع متاخر سغدی نیز که هنینگ منتشر کرده است ، تقویت می شود . 

بعدها در زمان اشکانیان ، مغان توانستند گناه این مغ کشی را به گردن اسکندر بیندازند ...


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، صص 139 - 137


تذکر :

در کتاب ، توطءه ی داریوش و یارانش علیه مغ و نیز قتل عام مغان (=روحانیون) بی گناه - علاوه بر مغان احیانا گناهکار - توسط داریوش و یارانش بصورت مفصل گزارش شده است . ما بعلت طولانی بودن آن ، از آوردن همه اش در اینجا خودداری کردیم . 

در صورت تمایل به کسب اطلاعات بیشتر می توانید به آدرس اشاره شده از کتاب و چند صفحه قبلتر و بعدتر از آن مراجعه کنید . 

ضمنا ، همانطور که در کتاب نیز اشاره شده ، خود داریوش به این اقدامات در کتیبه بیستون و نقش نگاره های آن اعتراف کرده است . 

چقدر (کم اطلاع یا) ساده لوحند کسانی که داریوش را عادل (!) صدا می زنند ...


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357 

منبع : باستانهخامنشیان (337) : جنایت بیسابقه یا کم سابقه داریوش هخامنشی زرتشتی در ایران : قتل عام روحانیون
برچسب ها : داریوش ,مغان ,روحانیون ,زمان ,کتاب ,هرودوت ,سابقه داریوش ,جنایت بیسابقه

هخامنشیان (324) : رخ دادن شورش سه باره مردم کشور ایلام برای رهایی از یوغ دیکتاتوری هخامنشی

:: هخامنشیان (324) : رخ دادن شورش سه باره مردم کشور ایلام برای رهایی از یوغ دیکتاتوری هخامنشی

رخ دادن شورش سه باره مردم کشور ایلام برای رهایی از یوغ دیکتاتوری هخامنشی


هخامنشیان (بخش324)


" ... ایلامی ها جرات کردند به ناگهان شورش سومی راه بیندازند . آنها احتمالا یوغ پارس ها (=هخامنشیان) را کمرشکن احساس می کردند . ایلامی ها در سال 520 فردی به نام اتمیته را به رهبری خود برگزیدند ...

در گزارش هایی که تاکنون از شاهنشاه درباره سرکوبی نخستین و دومین شورش ایلام آوردیم ، متوجه نشانه هایی حاکی از نگاه تحقیرآمیز داریوش به ایلامی ها شدیم : بار اول (522) اعزام پیکی از سوی داریوش و بار دوم (521) نزدیک شدن خود او به ایلام کافی بود تا خود ایلامی های شورشی ، شاهشان را از بین ببرند (1) . این بار نیز داریوش ، دون شان خود می دانست که شخصا به ایلام حمله کند . او از بابل یار شماره سه ی خود در کشتن مغ ، پدرزن و نیزه دارش گوبروه ، را برای این کار به ایلام فرستاد . 

" آن گاه گوبروه با سپاه رهسپار ایلام شد . با ایلامی ها جنگ کرد . سپس گوبروه ایلامی ها را بزد و تار و مار کرد و سردار آنها (اتمیته) را گرفت و به نزد من آورد و من او را کشتم . پس از آن کشور (ایلام) از آن من شد . "

اتمیته احتمالا در اوایل بهار 520 کشته شده است . این بار نیز داریوش تاریخ را ذکر نمی کند ، چنان که در سرکوبی شورشیان ایلامی آسینه و مرتیه . تحقیر ایلامی ها از سوی شاهنشاه از این نیز پیداست که تمیته را سزاوار آن ندانست که در صخره بگستانه (=بیستون) جاودانه شود . قطعا در آن زمان متن ایلامی سنگ نبشته در سمت راست فراده ی مروی مانع چنین اقدامی بود . اما سال بعد ، هنگامی که سکونخه شاه سکاها سرکوب شد ، داریوش به این مانع توجه نکرد . داریوش به خاطر سکایی تیزخود ، چاره را در آن دید که متن ایلامی را به کلی پاک کند و آن را از نو در سمت چپ و در پایین متن بابلی بیاورد . در آن هنگام ، در سال 519 ، داریوش اگر می خواست ، می توانست اتمیته را نیز بر نگاره بیفزاید ، اما او فکر کرد که چنین کاری به زحمتش نمی ارزد . 

علت شورش ایلامی ها در نظر داریوش ، خدانشناسی آنها بود . چون (به گفته داریوش) " آنها اهورامزدا را نمی پرستیدند " .

در پنجمین ستونی که داریوش در پایان سال 519 به متن فارسی باستان کتیبه ی بیستون افزود ، در مقایسه با متن نخستین بیانیه ی خود گام مهم دیگری بر می دارد . او دو سال پیش شورشیان فرمانروایی را صرفا ملامت کرده بود که آنها با دروغ از ارته منحرف شده اند . اکنون او ایلامی ها (و سپس سکاهای تیزخود) را نکوهش می کند که مانند او اهورامزدا ، خدای دین زرتشت ، را نمی پرستیدند . شاهنشاه می نویسد : " اما من اهورامزدا را ستایش می کردم . بنابراین با آنها رفتاری کردم که میلم بود (2)(3) . "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، ص 152


1 . این ، نشان از وحشت عمیق و شدید ایلامی ها از داریوش دارد که شاهانی که خود انتخاب کرده یا کاملا با آنها همراه شده اند را قبل از حمله داریوش به سرزمین خود بکشند . 

2 . این که ایلامیان در برهه ای کوتاه ، طی دو سه سال ، با وجود احساس وحشت عمیق از داریوش و هخامنشیان ، سه بار شورش استقلال طلبانه می کنند ، خود نشان از نفرت و نارضایتی شدید آنها از حکومت دیکتاتوری هخامنشی بر خودشان دارد . 

3 . همانگونه که قبلا هم گفتیم ، داریوش - و کلا هخامنشیان - برای توجیه تجاوزات ، جنایات و اقدامات خود و برای حل بحران مشروعیتی که حکومت دیکتاتوری اش با آن روبروست دایما آنها را به خدا نسبت می دهد ؛ همانطور که کوروش ، در منشورش تجاوز خود به بابل را به بت مردوک - خدای بابلیان - نسبت می دهد .


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357 

منبع : باستانهخامنشیان (324) : رخ دادن شورش سه باره مردم کشور ایلام برای رهایی از یوغ دیکتاتوری هخامنشی
برچسب ها : داریوش ,ایلامی ,ایلام ,شورش ,هخاان ,اتمیته ,کشور ایلام ,وحشت عمیق ,حکومت دیکتاتوری ,برای رهایی ,ایلام برای

هخامنشیان (114) : حتی دختران شاه اختیاری برای ازدواج نداشتند ، معامله انجام شده بود !

:: هخامنشیان (114) : حتی دختران شاه اختیاری برای ازدواج نداشتند ، معامله انجام شده بود !

حتی دختران شاه ، اختیاری برای ازدواج نداشتند . (1) معامله ، قبلا انجام شده بود 

(زن در نظرشان همچون کالا بود)


هخامنشیان (بخش114)


" (پلوتارک :) اردشیر دوم چند دختر داشت . او وعده داده بود یکی از آنان به نام آپاما را به فرناباذ ، و رودوگونه را به اورونتاس و آمستریس را به تیریباذ بدهد . او به وعده خود در مورد دو دختر اول وفا کرد ، لیکن آمستریس را خود به زنی گرفت و به تیریباذ قول داد به جای او کوچکترین دخترش ، آتوسا را به او به زنی بدهد ، اما چون فریفته وی شد با او نیز ازدواج کرد و این کار سبب نفرت تیریباذ از اردشیر شد ! "

(اردشیر ، کتاب 27 ، بند 7 - 9)


 امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 482


" ... دامادی شاه حق اکتسابی محسوب نمی شد و در زمره عطایای سلطنتی (!) بوده است . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 483


1 . در ایران باستانی که حتی دختران شاه ، اختیاری برای ازدواج نداشتند ، حساب کنید بقیه مردم چگونه بودند . 


#ازدواج_زوری

#بها_قایل_نشدن_برای_زنان

#در_ایران_ باستان

#رضایت_زن_شرط_نبود

#ازدواج_با_محارم

#مبادله_زن_همچون_کالا

#در_هخامنشی_و_ایران_باستان


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (114) : حتی دختران شاه اختیاری برای ازدواج نداشتند ، معامله انجام شده بود !
برچسب ها : ازدواج ,تیریباذ ,اردشیر ,نداشتند ,دختران ,اختیاری ,اختیاری برای ,ازدواج نداشتند ,برای ازدواج ,ایران باستان ,ناهید فروغان ,برای ازدواج نداشتند ,

هخامنشیان (98) : داشتن همسران متعدد و همبستران بیشمار ، رایج ترین امور در هخامنشی و ایران باستان

:: هخامنشیان (98) : داشتن همسران متعدد و همبستران بیشمار ، رایج ترین امور در هخامنشی و ایران باستان

داشتن همسران متعدد و همبستران بیشمار ، از رایج ترین امور در بین ایرانیان باستان و نیز هخامنشیان


هخامنشیان (بخش98)


" همسران و همبستران : 

از طریق مثالهای متعددی می دانیم که شاهان مانند دیگر پارسیان می توانستند همسران متعدد و همبستران بیشمار داشته باشند . نویسندگان دوران باستان مانند هرودوت تمایز بین این دو گروه ، یعنی همسران مشروع و همبستران را اغلب نشان داده اند :

»پارسیان ، هر یک چند همسر مشروع بر می گزینند و شمار بیشتری همبستر خریداری می کنند !» (1)

پلوتارک نیز در این زمینه می نویسد :

»وقتی شاهان پارس شام صرف می کنند ، زنان مشروعشان در کنار آنان می نشینند و در ضیافت شرکت می جویند ؛ اما اگر بخواهند به نشاط و میگساری بپردازند ، آنان را روانه می کنند و رامشگران و همبستران را فرا می خوانند ؛ این عمل آنان - در نظر پارسیان - ناپسند نیست ، چون همسران خود را در عیش و نوش و رفتارهای مستانه ی خود سهیم نمی نمایند !»

بهتر است از دینون نیز سخنی در این باب نقل کنیم :

»در میان پارسیان ، شهبانو شمار فراوان همبستران را بر می تابد (مجبور است) ؛ زیرا شاه بر همسر قانونی خود مانند فرمانروایی مطلق العنان حکم می راند .»

دینون در پرسیکای خود دلیل دیگری بر این امر اقامه کرده است :

»همبستران به شهبانو احترام می گذارند ؛ در واقع آنان باید به او تعظیم کنند .»

کتسیاس در یکی از روایتهای نخستین درباره روابط دربار پارس با فراعنه ساءیتی ، شرح داده است که احمس (پادشاه مصر) دخترش را برای کمبوجیه نفرستاد ، زیرا می پنداشت که نه مرتبت همسر ، که مرتبت همبستر را خواهد یافت . 

داستان روابط فرناباذ و اسپیتریداتس ، که گزنفون آن را روایت کرده است ، نیز موید این نکته است : اسپیتریداتس از فرناباذ به این سبب به خشم می آید که چون ، به ازدواج با یکی از دختران شاه امید بسته است ، قصد دارد دختر اسپیتریداتس را بدون ازدواج بگیرد . از این سخن می توان استنباط کرد که می خواهد او را به عنوان همبستر برگزیند . معنای این کار توهین به پدر دختر جوان بود . 

تمایز این دو گروه از وجود مراسم رسمی ای ناشی می شد که به ازدواج معنا می داد و در وضعیت فرزندان تبلور می یافت : فرزندانی که از همسر زاده می شدند ، مشروع (=حلال زاده) به شمار می آمدند ، ولی فرزندان همبستر ، نامشروع (حرام زاده) تلقی می شدند . در اصل ، تنها فرزندان مشروع هستند که در دایره تنگ وراث احتمالی قرار می گیرند . جانشین اردشیر اول استثنای مهمی بر این قاعده است ؛ چون از داماسپیا ، همسر او فقط یک پسر قانونی به نام خشایارشا(ی دوم) مانده بود و دیگران مرده بودند . وقتی خشایارشای دوم اندکی بعد به قتل رسید ، بین چند فرزند نامشروع (=حرامزاده) که از زنان بابلی شاه بودند ، رقابت درگرفت . 

در واقع نهاد همبستری ، اهداف چند همسری و همبستری را که به قول استرابون شمار فراوان فرزندان (چه حلال زاده و چه حرام زاده) است در این مورد بر می آورد . از طریق کتسیاس می دانیم که شاهان (دست کم) از زمان بردیا (به بعد) دارای همبسترانی بودند ، زیرا در روایت او ، مغ در هنگام کشته شدن به دست هفت تن ، با یکی از همبستران بابلی خود در بستر بود . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 431 - 429


1 . خرید و فروش زنان یعنی همان " بردگی " .

زنان مثل کالا خرید و فروش می شدند . 


#فساد_اخلاقی_ایرانیان_باستان

#فساد_اخلاقی_هخامنشیان

#خرید_و_فروش_دختران_و_زنان_در_ایران_باستان

#برده_داری_در_ایران_باستان

#شرابخواری

#نجسخواری

#زناکاری_ایرانیان_باستان

#زناکاری_هخامنشیان

#فرزندان_حرامزاده

#شاه_حرامزاده


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (98) : داشتن همسران متعدد و همبستران بیشمار ، رایج ترین امور در هخامنشی و ایران باستان
برچسب ها : همبستران ,باستان ,همسران ,زنان ,فرزندان ,زاده ,ایران باستان ,همبستران بیشمار ,ایرانیان باستان ,همسران متعدد ,حرام زاده ,داشتن همسران متعدد

هخامنشیان (345) : بت پرستی و شرک اردشیر دوم هخامنشی

:: هخامنشیان (345) : بت پرستی و شرک اردشیر دوم هخامنشی

بت پرستی و شرک اردشیر دوم


هخامنشیان (بخش345)


" ... اردشیر دوم در نبشته اش برای بنای جدید خود پشتیبانی اهورامزدا ، میثره (میترا) و ایزدبانو آناهیتا را از گستی (پلیدی) خواستار می شود . ظاهرا او جادو و چشم بد را سبب اصلی آتش سوزی کاخ داریوش می دانسته است . "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، ص 167


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357 

منبع : باستانهخامنشیان (345) : بت پرستی و شرک اردشیر دوم هخامنشی
برچسب ها : اردشیر

هخامنشیان (273) : فشار سنگین به مردم بابت خراج های سنگین در عصر هخامنشی

:: هخامنشیان (273) : فشار سنگین به مردم بابت خراج های سنگین در عصر هخامنشی

فشار سنگین به مردم بابت خراج های سنگین در عصر هخامنشی


هخامنشیان (بخش273)


" ... در اینجا بهتر است به اشاره ای مختصر به موقعیت مصیبت بار خرده مالکان یهودیه اکتفا کنیم . آنان حدود قرن پنجم با این عبارات زبان به شکایت گشوده بودند : 

" نقره را به عوض مزرعه ها و تاکستانهای خود برای جزیه ی پادشاه قرض گرفتم . "

" بار خراج مضاعف بود ، چون مالیاتهای خشثرپاون نشین و مالیاتهای دیگری که به معبد و به خدام تعلق می گرفت ، به آن افزوده می شد . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 1281


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (273) : فشار سنگین به مردم بابت خراج های سنگین در عصر هخامنشی
برچسب ها : سنگین ,خراج ,بابت خراج ,مردم بابت ,فشار سنگین

هخامنشیان (138) : برده داری در عصر هخامنشی - ایران باستان - ]آیا کوروش برده داری را برانداخته بود ؟]

:: هخامنشیان (138) : برده داری در عصر هخامنشی - ایران باستان - ]آیا کوروش برده داری را برانداخته بود ؟]

(برده داری در عصر هخامنشی [ایران باستان]:) 

" اعطای 100 کنیز (برده ی زن) توسط اردشیر هخامنشی

به یک یونانی "


هخامنشیان (بخش138)


" فاینیاس افسوسی درباره انتیموس کرتی ، همپیمان شاه بزرگ ، که از افتخارات استثنایی برخوردار شد چنین گفته است : 

»اردشیر دوم ، برای تجلیل از او ، خیمه ای که در زیبایی و بزرگی بی مانند بود و تختی با پایه های نقره به او هدیه کرد . افزون بر آنها ، زیراندازهای گرانبها برایش فرستاد ... همچنین ، بجز آنچه هر روز برای آذوقه به وی داده می شد ، تختی با پایه های نقره ، زیراندازی گلدار ، خیمه ای با سقف پرستاره و صندلی دسته داری از نقره ، چتر حاشیه دوزی شده با سنگ های گرانبها ، یکصد جام بزرگ مرصع از طلا و نیز جام های دسته دار طلا و نقره و یکصد خادم و یکصد کنیز و 600 سکه نقره به او بخشید .» " 


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 488 - 487


چیزی که واضح است آنست که برده داری (همانطور که در قسمتهای قبل هم نمونه های دیگری آوردیم) در زمان هخامنشیان رایج بوده ؛ که اردشیر هخامنشی صد کنیز (برده ی زن) به آن شخص ، هدیه داده است . 

و نکته دیگری که باید دانست آنست که برخلاف ادعای کوروش پرستان ، مسلما کوروش ، برده داری را برنینداخته است ، چرا که اردشیر هخامنشی ، چند شاه بعد از کوروش است ؛ و همانطور که می بینیم در زمانش و نیز توسط خودش ، برده داری ، جریان داشته است . 

درباره برده داری در عصر هخامنشی ، بصورت مستند ، موارد بسیار دیگری را آوردیم و می آوریم . که با مراجعه به 

baastan.blog.ir

می توانید تحت موضوع " مطالب اختصاصی با موضوع کوروش ، داریوش و هخامنشیان " به آن مطالب دسترسی داشته باشید . 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (138) : برده داری در عصر هخامنشی - ایران باستان - ]آیا کوروش برده داری را برانداخته بود ؟]
برچسب ها : برده ,داری ,نقره ,کوروش ,هخاان ,یکصد ,برده داری ,کنیز برده ,ایران باستان

هخامنشیان(320) : 19نبرد در یک سال/ شورشهای استقلال طلبانه مردم تحت سلطه هخامنشیان برای رهایی از یوغ (2)

:: هخامنشیان(320) : 19نبرد در یک سال/ شورشهای استقلال طلبانه مردم تحت سلطه هخامنشیان برای رهایی از یوغ (2)

19نبرد در یک سال / شورشهای استقلال طلبانه کشورهای تحت سلطه هخامنشیان برای رهایی از یوغ آنان (بخش2)


هخامنشیان(بخش320)


" ... بیش از همه ، شورش میهنش پارس ، سرزمین نیاکانش ، داریوش را آزرد . " مردی به نام وهیزداته در شهری به نام تاروا (طارم) در سرزمینی به نام یوتیا در پارس می زیست . او دومین کسی بود که در پارس برخاست . او چنین به مردم گفت : من بردیا پسر کوروش هستم . آنگاه سپاه پارسی کاخ که پیش از این از انزان (آمده بود) بر من شورید و به وهیزداته روی آورد . او در پارس شاه شد . 

اگر مخالفان داریوش می توانستند با یکدیگر متحد شوند کار فرمانروایی هخامنشی ساخته بود ، اما هر یک از آنها تنها در فکر موفقیت (=استقلال کشور) خود بود . در ایران تنها ویوانه ساتراپ آراخوزیا (در جنوب افغانستان به پایتختی قندهار) و دادرشیش در بلخ به داریوش وفادار ماندند . ویوانه ناگزیر بود در 29 دسامبر 522 در برابر سپاه پارسی ای از خود دفاع کند ، که بردیای دروغین دوم به رویارویی با او فرستاده بود . این بردیا خود در پارس مانده بود . دادرشیش در بلخ با این که موفق به حفظ موقعیت خود شد ، اما فعلا نمی توانست در فکر لشکرکشی علیه مروی ها باشد . 

در مرو مردی به نان فراده ، خود را شاه خوانده بود . فراده ظاهرا خیال آن را داشت که پادشاهی فروپاشیده ی شرق ایران را که دیگر به افسانه پیوسته بود ، از نو برپا سازد . اما داریوش خود در بابل نه تنها از سوی شمال (سوریه و ارمنستان) و شرق (ایلام و اسگرته) تهدید می شد ، بلکه می بایستی بیش از همه از این در بیم باشد که فرورتیش ، شاه شورشی ماد ، راه او را بر فلات ایران ببندد . بنابراین نخستین اقدام شاهنشاه محافظت از گذر دروازه ی آسیا بود . او این ماموریت را به ویدرنه ، یار شماره چهار در کشتن گوماته ، سپرد . 

بخت با ویدرنه یار بود ، چون مادها در گرفتن گذرگاه کوتاهی کرده بودند . هنگامی که در روز دوازدهم ژانویه ی 521 در ماروش ، در منطقه ی کرمانشاه امروزی ، کار به برخورد کشید ، تصادفا خود فرورتیش در محل نبود . از این رو ویدرنه توانست ، به رغم اندک بودن سپاهیانش ، مادهای شورشی را در هم شکند . داریوش می گوید : 

" سپس این سپاه من پیش تر نرفت و در سرزمینی به نام کمپنده (در شرق کرمانشاه) در ماد در انتظار من ماند تا من به ماد رسیدم . "

داریوش همزمان با حفاظت از گذرگاه زاگرس اقداماتی برای دفاع از جناح شمال به عمل آورد . جایی که ارمنی ها سر به شورش برداشته بودند . شاهنشاه نیرویی را به فرماندهی وهومیسه ی پارسی به شمال سوریه گسیل کرد . روز 31 دسامبر 522 وهومیسه مقاومت ارمنی ها را در منطقه ی طورعبدین ، در جنوب ترکیه ی امروزی در پیرامون ماردین ، در هم شکست ...

داریوش موقتا برای نشاندن شورش های اسگرته ، ایلام و پارس گامی برنداشت . او در همان زمان که برای نبردهای تعیین کننده ی آتی مزدور استخدام می کرد ، زمستان را در بابل پرگنجینه گذراند . داریوش بارها تاکید می کند که او شمار اندکی از سپاهیان ایرانی را در اختیار داشته است . 

او همچنین در بابل باخبر شد که ساتراپ وفادارش در آراخوزیا ، ویوانه ، در 21 فوریه 521 توانسته است در گندوموه سپاه گسیل شده ی پارسی بردیای دروغین دوم را تار و مار کند . " سردار آن سپاه با سوارانی اندک گریخت و به طرف دژ رشادا در آراخوزیا ، تیول ویوانه رفت . "

این دژ می تواند در قندهار امروزی بوده باشد . 

" ویوانه شورشیان را دنبال کرد و شورشی ای که خود را فرمانده سپاه پارسی می خواند ، او را و مردانی را که یاران برجسته ی او بودند گرفت و کشت . "

به این ترتیب آراخوزیا ، جنوب افغانستان امروزی ، برای داریوش امن شد . اما هنوز نبرد با حریفان اصلی ، یعنی فرورتیش مادی و وهیزداته ی پارسی در پیش روی بود ... "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، صص 144 - 142


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357 

منبع : باستانهخامنشیان(320) : 19نبرد در یک سال/ شورشهای استقلال طلبانه مردم تحت سلطه هخامنشیان برای رهایی از یوغ (2)
برچسب ها : داریوش ,پارس ,پارسی ,سپاه ,ویوانه ,آراخوزیا ,سپاه پارسی ,جنوب افغانستان ,شمال سوریه ,بردیای دروغین ,برای رهایی ,شورشهای استقلال طلبانه

هخامنشیان (164) : غارت معابد و صنعتگران مصری توسط کمبوجیه (جانشین کوروش) هخامنشی

:: هخامنشیان (164) : غارت معابد و صنعتگران مصری توسط کمبوجیه (جانشین کوروش) هخامنشی

غارت معابد و صنعتگران مصری توسط کمبوجیه


هخامنشیان (بخش164)


" ... کمبوجیه (در حمله به مصر) ...  که از غارت معابد مصری راضی نشده بود صنعتگران مصری را برای احداث کاخ های ... مشهور تخت جمشید ، شوش و ماد با خود ببرد . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 679


#غارتگری_هخامنشیان


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (164) : غارت معابد و صنعتگران مصری توسط کمبوجیه (جانشین کوروش) هخامنشی
برچسب ها : مصری ,کمبوجیه ,هخاان ,صنعتگران ,معابد ,غارت ,غارت معابد ,صنعتگران مصری ,توسط کمبوجیه ,مصری توسط

هخامنشیان (451) : کمک هخامنشیان به معابد

:: هخامنشیان (451) : کمک هخامنشیان به معابد

کمک هخامنشیان به معابد


هخامنشیان (بخش451) :


کمک هایی که به امامزاده ها و حرم امامان (ع) می شود ، به فقرا و اقدامات خیریه و ... اختصاص می یابد . 

در شایعات و مطالب اسلام ستیزانه ی کوروش پرستان در فضای مجازی ، مکرر در مکرر می بینیم که بنا به دستور اربابانشان (امریکا ، انگلیس و صهیونیسم) ، به کمکهای مالی به امامزاده ها و حرم امامان (ع) حمله می کنند و شبهه افکنی می کنند (همانطور که به دیگر عبادات همچون نماز ، روزه ، حج و ... حمله می کنند) .

این در حالیست که وقتی به تاریخ هخامنشیان مراجعه می کنیم ، می بینیم که این رسم (کمک به معابد و اماکن مذهبی) قبل از اسلام در بین ایرانیان از زمان هخامنشیان یا حتی قبلتر از آنان مرسوم بوده است (البته موارد کاربرد آن کمک ها توسط معبد ، در دین اسلام گسترده تر و الهی تر است) . 

اسناد در این باره فراوان است . در قسمتهای قبل به مواردی پرداختیم . 


نمونه دیگر :


" ... امروز ما دست کم 20 جا را در پارس می شناسیم که در زمان داریوش در آنها آتشگاهی وجود داشته است و به سخن دیگر نیایش زرتشتی برگزار می شده است ...

شاهنشاه ... به این معابد مرتبا و هر روز فدیه می رسانده است . حواله های انبار دربار برابر با اهمیت معابد هر محل متفاوت هستند . معمول این بود که پرستشگاه های زرتشتی روزی یک پیمانه (0/97 لیتر) آرد و یک سوم پیمانه شراب یا گاهی آبجو دریافت می کردند (ظاهرا شراب و آبجو در زمان هخامنشیان و در زرتشتی - بر خلاف اسلام - حرام نبوده است) .

گاهی در میان فدیه های دربار خرما و انجیر هم بود . 

این فدیه ها چگونه نثار اهورامزدا می شد ؟ شراب (یا آبجو) ظاهرا بصورت نوشابه نثار می شده است . 

با آرد نان پخته می شد . این نان به هنگام برگزاری آیین برشته می شد . انجیر یا خرما شکافته می شد و به این ترتیب بوی آنها یعنی روح آنها در فضا می پیچید . به عقیده ی پارسیان ، خدایان همین را طلب می کردند . سرانجام ، به طوری که نیم هزاره بعد استرابون ، جغرافیدان مشهور گزارش می دهد ، همه ی فدیه های نثار شده میان پریستاران (روحانیون) ، دوستان و بستگان آورنده ی فدیه و فقیران تقسیم می شد . مراسم نثار فدیه به طور کلی صبح ها صورت می گرفت . "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، صص 369-368


###


تضاد فراوان و واضح کوروش پرستان با واقعیات کوروش و هخامنشیان  (که قبلا نمونه های دیگری هم آوردیم) و نیز جهت گیری کاملا عرب ستیزانه یا اسلام ستیزانه در تقریبا تمامی مطالب و کانالهایشان ، نشان از این دارد که کوروش پرستان ، در واقع ، پیرو یا محب کوروش یا ایران نیستند ؛ بلکه آنها مزدوران دشمنند که با حربه باستانگرایی و تحریک و سوءاستفاده از احساسات وطن دوستانه ی مردم ، صرفا به دنبال پیاده کردن خواسته ها و برنامه های دشمن ، و تحقق اهداف آن در کشورند ؛ که یکی از آن اهداف ، حذف 'مهمترین مولفه قدرت و اتحاد کشور' یعنی "اسلام و اعتقادات اسلامی مردم" است . 

وقتی اقتدار و اتحاد کشور نابود شود ، ایران به کشور و هدفی ضعیف و سهل الوصول برای حمله و تصرف دشمن تبدیل می شود . 

این آن چیزی است که دشمن با ترویج کوروش پرستی ، نژادپرستی و باستانگرایی در ایران دنبال می کند . 

البته دشمن ، صراحتا از تجزیه ایران به هفت کشور قومیتی هم صحبت کرده است (همان سیاستی که در کشورهای دیگر خاورمیانه منجمله عراق ، سوریه و لیبی دنبال کرده و می کند) . این امر با نابودی اتحاد اقوام کشور میسر است ؛ و ترفندهای آن هم مشخص است . منجمله :

1 . نابودی مهمترین مولفه اتحاد مردم کشور یعنی اسلام و اعتقادات اسلامی

2 . استخدام و بکارگیری افرادی جهت ساخت و انتشار مطالب تمسخر و تحقیر اقوام ، و نفرت پراکنی قومیتی 

3 . ساخت ، انتشار و برجسته کردن اخبار کذب و شایعات تفرقه افکنانه و نفرت پراکنانه ، ضد قومیتها و زبانهای دیگر 

4 . برجسته کردن اختلافات

5 . تبلیغ تفرقه ، بواسطه ی تبلیغ ، ساخت و تقویت احزاب ، گروه ها ، فرقه ها و تفکرات تفرقه افکن منجمله شیعه انگلیسی ، کذاب یمانی ، کذاب خراسانی ، وهابیت و ...

6 . تقویت و تبلیغ نژادپرستی ، قومیت گرایی و توهمات برتری نژادی (همچون آریاگرایی ، پان فارسیسم ، پان ترکیسم ، پان عربیسم و امثالهم)

7 . حمایت از تجزیه طلبان ، تجزیه طلبی و جنگ های تجزیه طلبانه

8 . تخریب عنصر مهم متحدکننده ی مهم حکومت ، قومیت ها و مردم کشور (یعنی رهبر انقلاب)

9 . تخریب نظام جمهوری اسلامی و جایگاه آن نزد مردم به انحاء مختلف ؛ برای بی توجهی به سیاست های متحدکننده آن ، و نداشتن حرف شنوی از آن .


'بی اعتباری نظام و رهبر نزد مردم' ، و 'فاصله بین نظام و مردم' ، باعث آمادگی مردم برای تاثیرپذیری از دشمن و قرار گرفتن در پازل دشمن می شود . 


@haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (451) : کمک هخامنشیان به معابد
برچسب ها : هخاان ,مردم ,اسلام ,کشور ,فدیه ,کوروش ,کشور یعنی ,کوروش پرستان ,یعنی اسلام ,مردم کشور ,اعتقادات اسلامی

هخامنشیان (91) : آیین میترا پرستی ، یکی دیگر از ادیان شرک آمیز زمان هخامنشی

:: هخامنشیان (91) : آیین میترا پرستی ، یکی دیگر از ادیان شرک آمیز زمان هخامنشی

آیین شرک آمیز میترا پرستی ، یکی دیگر از ادیان زمان هخامنشی


هخامنشیان (بخش91)


" شاه ، میترا و خورشید : نویسندگان باستان از میان عناصر طبیعی ای که پارسیان آیین پرستش آنها را به جا می آوردند خورشید را ذکر کرده اند . هنگام جشنی که کوروش در پارس ترتیب داده بود ، گردونه خورشید را اسب های سپیدی می کشیدند که مانند اسبان گردونه زءوس تاجدار بودند . کوکبه دربردارنده اسبانی برای پیشکشی به خورشید نیز بود ، که کمی بعد بصورت جمعی قربانی می شدند . وانگهی باید توجه داشته باشیم که به نوشته هرودوت ، سکاها - اقوام ایرانی - خورشید را پرستش می کنند و برای آن اسب قربانی می کنند . بدون شک خورشید در زمره خدایانی است که بر سرزمین پارس فرمانروایی می کنند و خشایارشا پیش از عبور از هلسپونتوس پارسیان را به نیایش آن تشویق می کند . جایگاه خورشید و روابطش با اسب ها را از توصیفی که کوءینتوس کورسیوس روفوس از ترتیب حرکت داریوش سوم به دست می دهد ، کاملا می توان دریافت : 

»به محض برآمدن روز ، شیپور از خیمه سلطنتی به صدا در می آمد ؛ تمثال خورشید بر فراز خیمه شاه ، جایی که همگان می توانستند آن را مشاهده کنند ، در صندوقچه بلورین خود می درخشید ... ( پس از محرابهای آتش و گردونه ی ژوپیتر / اهورامزدا ) اسبی با جثه ای خارق العاده ، که اسب خورشید خوانده می شد ، حرکت می کرد ؛ کسانی که اسب ها را هدایت می کردند تازیانه های زرین به دست داشتند و پیکرشان را جامه های سپید می آراست .»

استرابون روابط بین میترا و اسب را کاملا مورد تایید قرار داده است . به نوشته استرابون ، خشثرپاون ارمنستان هر ساله می بایست 20000 کره اسب به دربار بفرستد که هنگام اعیادی که به افتخار میترا برگزار می شد قربانی می شدند . در این متون شواهد مربوط به کشتار اسبانی را می یابیم که کوروش به خورشید پیشکش کرده بود . اما قربانی کردن اسب ها منحصر به آیین پرستش میترا نبوده است . باید به یاد آوریم که با رسیدن به رود استرومون در تراکیا مغان برای تحصیل نشانه های نیک اسبان سفید برای آن قربانی کردند . از قطعه ای دیگر از هرودوت رابطه اسبان سفید مقدس و رودخانه را می توان استنباط کرد . پس تعیین هویت یک خدا با نوع جانورانی که به عنوان قربانی به او پیشکش می شوند مخاطره آمیز است . 

اغلب ، بنابر اظهارات استرابون ، هوخیوس و سویداس می پندارند که پارسیان، خورشید را به میترا مانند می کنند . اما بحث بر سر این موضوع همچنان جریان دارد ، چون اسناد هم بسیار ناهمگون است و هم تضادهایی در بر دارد . باید توجه داشته باشیم که هیچ قربانی برای خورشید (و میترا) در الواح تخت جمشید فهرست نشده است ؛ و در هیچ کتیبه سلطنتی پیش از اردشیر دوم صراحتا به میترا (و آناهیتا) اشاره نشده است . گاه دعاها و سپاس های داریوش خطاب به " اهورامزدا و خدایان دیگر " ادا می شود . معمولا مسلم فرض می شود که عبارت " خدایان دیگر " در بردارنده میترا و آناهیتا نیز هست . 

دو یشت اوستا به آناهیتا و میترا اختصاص دارد ، ولی استفاده از آنها مسءله آفرین است ، چون تقسیم بندی لایه های مختلف زمانی در آن آسان نیست . این سخن در مورد متون یونانی و لاتینی صادق تر است ، چون بسیاری از آنان ، که به دوره های بعدی تعلق دارند ، به آیین پرستش خورشیدی (و نظامی) میترا اشاره می کنند که در دوران رومی موفقیت بهت آوری کسب کرده بود . در نوشته گزنفون ، کوروش صغیر نیز در پردیس خود میترا را به یاد می آورد . همچنین است اردشیر وقتی درشتی استثنایی اناری را می ستاید که روستایی پارسی ساده ای به او پیشکش کرده است . میترا که خدای سوگند و پیمان و خدای جنگ است ، روستاها و محصول را نیز حفاظت می کند . او کسی است که به دلخواه عنایت می کند ، به دلخواه روستاها را رونق می بخشد ، به کشاورز آزار نمی رساند ، به آنها برکت می دهد ، به نداها پاسخ می دهد ، آبها را می پراکند ، گیاهان را می رویاند ، سبب رشد و نمو می شود . او راه هایی را دنبال می کند که روستاها را حاصلخیز می کند . در همان یشت 10 اوستا میترای چمنزارهای وسیع ستایش شده است . در وجود میترا نیز چون شخص شاه بزرگ وظایف مربوط به جنگ و دادگستری و حمایت از خاک و روستاییان به نحو مکملی ادغام شده است . 

بر اساس نوشته های گزنفون ، هرودوت و کوءینتوس کورسیوس روفوس می دانیم که کوکبه سلطنتی باید هنگام برآمدن خورشید حرکت کند ؛ اما این امر سبب نمی شود که بپنداریم که پارسیان با این کار بالاخص میترا را بزرگ می داشته اند . شاید در این مورد پای هوریره در میان باشد - یعنی همان خدایی که نامش در الواح تخت جمشید نیز آمده است ؛ البته اگر بپذیریم که هوریره تجسم ایزد خورشید طالع است . احتمال کمی دارد که نیایش خطاب به خورشید ، که خشایارشا آن را پیش از عبور از هلسپونتوس بر زبان می راند ، به طور خاص متوجه میترا باشد . 

یکی از حیرت آورترین شواهد ما به دورانهای بعدی تعلق دارد : وقتی پیش از نبرد اربلا ، داریوش سوم " قدرتهای پاسدار شاهنشاهی پارس " را به یاری می طلبد ، به درگاه خورشید میترا ، آتش جاوید و مقدس ، دعا می خواند . این سخن در هر حال در بر دارنده تمایزی قطعی بین این دو خداست که احتمال دارد روابط موروثی نیز با یکدیگر داشته باشند . در اینجا بهتر است این متن را با متن دیگری که مربوط به زمان سلطنت داریوش سوم است مقایسه کنیم . پلوتارک در نوشته ی خود سخنی در دهان شاه نهاده است که حاکی از آن است که برای پارسیان میترا هم خدای ضامن پیمانها (که اسناد ایرانی و یونانی موید آن است) و هم خدای روشنایی است . 

البته میترا یگانه خدایی نیست که از نیروی درخشش برخوردار است ؛ اهورامزدا نیز سرچشمه نور به شمار می آید . اما این دو متن الزاما مانه الجمع نیستند ، چون بسیاری از خدایان (اگر نگوییم تمامشان) وظایف چندگانه  و برخی خصایص مشترک و مشابه دارند . روی هم رفته پرونده تمام این اسناد و مدارک پیچیده (و همچنان باز) ما را به پذیرش این نکته تشویق می کند که در دوران هخامنشی هم میترا به خورشید بسیار شباهت داشته است و هم بین میترا و خورشید تشابه قطعی و منحصربفردی ، حداقل در شکل های رسمی آیین پرستش ، وجود نداشته است . درباره اعتقادات مردم درباره این امر اظهارنظر ممکن نیست ، چون نفوذ در آن بسیار دشوار است . 

دیدیم که در جشن های میترا (میثرکانه) هزاران اسب به خدا پیشکش می شد . این یگانه جشنی است که درباره نقش خاص شاه - حداقل درباره یکی از وجوه شرکت وی - در آن اطلاعاتی در اختیار داریم . آتنایوس در شرحی که به مستی اختصاص داده است از کتسیاس و دوریس با این عبارات نقل قول کرده است : 

»کتسیاس گفته است که در هند شاه حق ندارد در میگساری چنان افراط کند که از خود بی خود شود ، اما در پارس شاه آزاد است که هنگام جشنی که پارسیان به افتخار میترا برپا می کنند چنین کند و پارسی برقصد . در مورد این امر دوریس در هفتمین کتاب تواریخ خود نوشته است : ' فقط در یکی از جشن هایی که پارسیان برپا می کنند ، همان جشنی که به افتخار میترا برپا می شود ، شاه می تواند در باده گساری چنان افراط کند که از خود بی خود شود و پارسی برقصد ؛ هیچ کس دیگر در آسیا حق این کار را ندارد و همه از آن اجتناب می کنند . ' 

حقیقت را بخواهید ، تفسیر این متن دشوار است ، به ویژه وقتی آن را با اطلاعات دمتریوس اسکپکیس ، که به دوران آنتیوخوس بزرگ تعلق دارد ، مقایسه می کنیم ؛ به نوشته او " هنگام شام نه تنها دوستان شاه ، بلکه خود شاه با سلاح می رقصد . "

اما از شاه بزرگ تا شاه سلوکی ویژگی های قابل قیاس ممکن است نقش های متفاوتی در خود پنهان کرده باشند (در دربار پارس ، فقط شاه پارسی می رقصد) . 

به هر حال می دانیم که در دربار هخامنشی رقص ها جزءی از مناسک بودند : وقتی کوروش در پارس قربانی های مربوط به مناسک معمول را پیشکش می کند ، به پارسیان علامت آغاز رقص های اجدادی را می دهد . 

این را نیز می دانیم که پارسی رقص بسیار متداولی بوده است . گزنفون آن را چون تبلور شادی در میان پارسیان معرفی می کند . دوربس تصریح کرده است که پارسیان مانند سوارکاری به طور منظم به تمرین آن می پرداخته اند ؛ چون عضلات را نیرومند می کرده است . اگر توصیف گزنفون را درباره آن بخوانیم این سخن را به سهولت باور خواهیم کرد .: 

»در پایان ، یکی از اهالی موسیا پارسی رقصید ، او سپرهای خود را به هم می کوفت ؛ بر زانو می نشست ، بر می خاست و تمام این کارها را به نحوی موزون با نوای فلوت انجام می داد .»


بطور موجز باید متذکر شویم که مقایسه رقص پارسی و تمرینهای سوارکاری شاید چندان غیرمترقبه نباشد . الیانوس - که بی تردید اطلاعات خود را از کتسیاس اخذ کرده است - شرح داده است که پارسیان برای آنکه اسبان خود را به هیاهوی نبرد عادت دهند سلاح های مفرغی را در برابر آنان به یکدیگر می کوبند . 
آیا نمی شود گفت که در اینجا به سپرهایی که سربازان هنگام رقص پارسی به هم می کوبند بطور گذرا اشاره شده است ؟ بهرحال چنین می نماید که پارسی رقصی نظامی و کاملا مختص بزرگداشت خدای جنگجویی مانند میترا بوده است . 
آنچه قابل توجه است این است که در چنین روزی فقط شاه می تواند به این رقص بپردازد . به همین نحو است میگساری ، که بسیاری از پارسیان از جمله شاهان به آن دست می زدند ، چون به نوشته پلوتارک ، کوروش صغیر - برای نمایاندن فضایل شاهی خود - مباهات می کرد به اینکه در میگساری از برادرش اردشیر پرتوان تر است . به علاوه ، به نوشته کتسیاس خشایارشای دوم در شرایطی بدست توطءه گران نابود شد که در پایان جشنی در کاخش مست غنوده بود ! 
گاه فرض شده است که مستی شاه در روز میثرکانه از خوردن هومه ناشی می شده است ، که هر چند بحث درباره ترکیب آن ادامه دارد ، اما بهرحال نوشیدنی سکرآوری تلقی می شود ؛ البته ، این سخن صرفا یک فرضیه است . اما آیا میگساری شاه بیشتر بازتاب آیین باروری که تاک نماد آن است نبوده است ؟"

امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 389 - 385 

برای دسترسی به بخش اول و دوم این مطلب (یعنی ادیان ایران باستان -دوران هخامنشی- می توانید به لینکهای زیر مراجعه کنید :
 https://goo.gl/ygezlc

 https://goo.gl/emMu8Y

 ###############

کانال حقیقت
https://telegram.me/haghighat1357
منبع : باستانهخامنشیان (91) : آیین میترا پرستی ، یکی دیگر از ادیان شرک آمیز زمان هخامنشی
برچسب ها : میترا ,خورشید ,پارسیان ,پارسی ,کرده ,نوشته ,آیین پرستش ,افتخار میترا ,کوروش صغیر ,بعدی تعلق ,خدایان دیگر ,کوءینتوس کورسیوس روفوس ,توجه داشته باش

هخامنشیان (142) : وجود برده داری در زمان هخامنشیان

:: هخامنشیان (142) : وجود برده داری در زمان هخامنشیان

وجود برده داری در زمان هخامنشیان


هخامنشیان (بخش142)


" ... این تردید در مورد ناحیه بابل با کشف مجموعه کوچکی از الواح و تفسیرهایی که به تازگی درباره آنها اراءه شده است ، مرتفع شده است . چندین سند متعلق به زمان یکی از اردشیرها (بطور مسلم دوم یا سوم) متضمن آن است که فروش بردگان را یکی از تشکیلات اداری مسءول وصول مالیات های سلطنتی ثبت کرده است . به این مناسبت احتمالا مالیاتی ویژه پرداخت می شد ... "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 623


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (142) : وجود برده داری در زمان هخامنشیان
برچسب ها : هخاان ,زمان ,زمان هخاان ,برده داری ,وجود برده

هخامنشیان (122) : تعلیم و تربیت در زمان هخامنشیان فقط برای فرزندان اعیان بوده

:: هخامنشیان (122) : تعلیم و تربیت در زمان هخامنشیان فقط برای فرزندان اعیان بوده

تعلیم و تربیت در زمان هخامنشیان فقط برای فرزندان اعیان بوده


هخامنشیان (بخش122)


" گزنفون اهمیت آموزش و پرورش را در پارس در موارد متعدد خاطرنشان کرده است ... فقط کودکان اعیان از تعلیم و تربیت برخوردار می شوند . اصطلاح اعیان را گزنفون اغلب در تقابل با روستاییان ساده ای که برای امرار معاش چاره ای جز کار کردن نداشتند به کار می برد . به عبارت دیگر ، تنها خانواده های اشرافی می توانند کودکان خود را به این مراکز (مراکز تعلیم و تربیت) بفرستند . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 512


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (122) : تعلیم و تربیت در زمان هخامنشیان فقط برای فرزندان اعیان بوده
برچسب ها : اعیان ,هخاان ,تربیت ,تعلیم ,اعیان بوده ,فرزندان اعیان ,برای فرزندان ,زمان هخاان ,برای فرزندان اعیان

هخامنشیان (241) : غارت قلمرو کومه توسط فرماندار هخامنشی ( تیسافرن )

:: هخامنشیان (241) : غارت قلمرو کومه توسط فرماندار هخامنشی ( تیسافرن )

غارت قلمرو کومه توسط فرماندار هخامنشی (تیسافرن)


هخامنشیان (بخش241)


" ... تیسافرن پس از کوناکسا و اخراج سربازان مزدور یونانی رهسپار محل فرمانروایی خود در ساردیس شد ...

یکی از نخستین اقدام های ... تیسافرن این بود که از شهرهای ایونیا خواست فرمانبرداری خود را بی درنگ اعلام کنند . آنها از این کار سر باز زدند و نماینده ای برای دریافت کمک به اسپارت فرستادند . 

تیسافرن بی معطلی قلمرو کومه را غارت کرد و شهر را به محاصره گرفت ... "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 997


تذکر :

تیسافرن ، داماد اردشیر هخامنشی نیز بود .


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (241) : غارت قلمرو کومه توسط فرماندار هخامنشی ( تیسافرن )
برچسب ها : تیسافرن ,کومه ,قلمرو ,غارت ,قلمرو کومه ,توسط فرماندار ,کومه توسط ,غارت قلمرو

هخامنشیان (87) : هخامنشیان نجس خوار ( شراب خوار ) بودند

:: هخامنشیان (87) : هخامنشیان نجس خوار ( شراب خوار ) بودند

هخامنشیان ، نجس خوار (شرابخوار) بودند 


هخامنشیان (بخش87)


" ... اگر آب مصرفی شاه بزرگ (هخامنشی) را در ظروف اختصاصی می ریختند به منظور حفاظت از زندگی او نیز بود . در مورد شراب شاه نیز چنین بود . هراکلیدس تصریح کرده است که طی سومپوسیون (ضیافت میگساری) که پس از شام برپا می شد ، شاه شراب خاصی می نوشید . این شراب بی شک شراب خالوبونیایی سوریه بود که شاه آن را یگانه نوشیدنی خود کرده بود . از طریق دینون می دانیم که شاه در جام مخصوص تخم مرغی شکلی شراب می نوشید . باگواس برای از میان بردن داریوش سوم در همین جام زهر ریخت ، اما شاه آگاهانه جامش را به طرف توطءه گر دراز کرد ، گویی افتخاری استثنایی به او اعطا می کرد و او را به نوشیدن زهر واداشت . 

اهمیت ساقیان درباری ، و بویژه کسی که سرپرست این کار بود ، یعنی ساقی سلطنتی از همین امر ناشی می شود . وظیفه ظریف ریختن شراب در جام شاه بر مبنای قواعد ثالت حاکم بر آداب درباری فقط به او تعلق می گرفت : " ساقیان سلطنتی کار خود را با ظرافت انجام می دهند ، شراب را به پاکیزگی در جام می ریزند ، جام را با سر انگشتان خود بلند می کنند و آن را طوری تعارف می کنند که نوشنده بتواند آن را به سهولت بگیرد . " 

کار چشیدن شراب را نیز چون ساکاس در دربار ایشتوویگو ، خود او انجام می دهد . گزنفون درباره ساکاس چنین گفته است : " باید گفت که ساقی شاه هر بار که جام را به او تقدیم می کند ، با پیمانه کوچکی از آن شراب بر می دارد ، چند قطره از آن را در دست چپش می ریزد و می نوشد تا اگر در جام زهر ریخته باشد سودی نبرد . "

البته ساقی کاملا مجال داشت تا در شراب شاه زهر بریزد ... به همین دلیل مردانی را به این کار می گماشتند که وفاداریشان به اثبات رسیده بود ، نظیر نحمیا در دربار اردشیر اول یا پسر پرکساسپس در دربار کمبوجیه . "


 امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 408 - 407


#میگساری_در_بین_هخامنشیان

#شرابخواری_هخامنشیان

#نجسخواری_هخامنشیان

#گناه_کبیره

#هر_دم_از_این_باغ_بری_میرسد!

#انحرافات_اعتقادی_هخامنشیان

#هخامنشیان_مجموعه_ای_از_گناهان


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (87) : هخامنشیان نجس خوار ( شراب خوار ) بودند
برچسب ها : شراب ,هخاان ,دربار ,ساقی ,همین ,خوار

هخامنشیان (229) : ازدواج با محارم ، سیاست خانوادگی هخامنشیان

:: هخامنشیان (229) : ازدواج با محارم ، سیاست خانوادگی هخامنشیان

ازدواج با محارم ، سیاست خانوادگی هخامنشیان


هخامنشیان (بخش229)


" ... درست است که بیشتر اصیلزادگان از شاه جدید (=داریوش دوم) پاداش های معمول را گرفتند (عناوین درباری ، امتیاز ارضی) ، لیکن یکی از خاندان ها امتیازات بی نهایت مهمتری گرفت ، زیرا در تاریخی نامعلوم داریوش ارساکس (ارشک) ، پسرش را به ازدواج استاتیرا ، دختر ویدرنه درآورد ، و در عین حال ، آمستریس دختر شاه با تریتوخمس ، پسر ویدرنه ازدواج کرد . در نوشته ی کتسیاس شرح مبسوطی به ماجراهای هر دو اختصاص یافته است که به مرگ تریتوخمس (طی یک نبرد) ، و پس از آن شکنجه ی تمام افراد خاندان وی (خواهر ، مادر ، برادران و دو خواهر دیگر از خواهرانش) منتهی شده است . کتسیاس همه جنایات شرح داده شده را به حساب پروشات (فرزند حرامزاده اردشیر اول و خواهر ناتنی و همسر داریوش دوم) گذاشته است که کلیشه ی "شهبانوی ستمگر"ی است که از رفتار تریتوخمس به خشم آمده است . به نوشته کتسیاس ، تریتوخمس عاشق خواهرش روکسانه شده بود و آمستریس ، دختر داریوش (دوم) و پروشات را آزار داده بود . کتسیاس همچنین تصریح کرده است که داریوش مایل بود فرمان مرگ استاتیرا ، دختر ویدرنه و همسر پسرش ارساکس را نیز صادر کند ؛ اما پروشات تسلیم درخواست های پسرش شد و سعی کرد جلوی این کار را بگیرد . داریوش تسلیم شد ، اما به پروشات هشدار داد که از این کار نادم خواهد شد . 

می دانیم که در زمان سلطنت اردشیر دوم (=ارساکس) ، پروشات سرانجام استاتیرا (عروس خود) را از میان برد و پس از آن زمینه ازدواج اردشیر دوم و دخترش آتوسا را فراهم آورد (یعنی ازدواج با محارم) .

 البته تمام اعضای خاندان را از میان نبرده بودند ، چون در سال 400 ، یکی از برادران استاتیرا در حلقه ی اطرافیان تیسافرن است .

ازدواج های انجام شده با خاندان ویدرنه در سیاست خانوادگی هخامنشیان بدعتی قابل توجه به شمار می آمد ؛ زیرا این سیاست ، حداقل از زمان کمبوجیه بر درون همسری شدید (=ازدواج با محارم) استوار بوده است ...

متاسفانه ما درباره این شخص (ویدرنه) چیزی نمی دانیم . هیچ کس نمی تواند با اطمینان بگوید که وی از اخلاف یکی از توطءه گران سال 522 (ویدرنه) (1) است . در هر حال باید فرض کرد که وی هنگام جنگ جانشینی ، کمکی فراوان به اوخوس (=داریوش دوم) کرده است . البته اقدامات خونین داریوش و پروشات گواه آنست که آنان به هیچ وجه مصمم به دادن امتیازهای پایدار نبودند . هدف ازدواج خود آنان بازدادن مصداقی از سیاست درون همسرانه (=ازدواج با محارم) و اجتناب از این بود که خاندانی بزرگ روزی بتواند قدرت سلطنتی را مطالبه کند . به عبارت دیگر ، دختر دادن به خاندان ویدرنه و دختر گرفتن از آن کاملا بر حسب مقتضیات صورت گرفته بود و داریوش پس از کسب اطمینان از قدرتش ، در نابود کردن شاخه ای بالقوه رقیب تردید نکرد . 

... اردشیر اول ، اوخوس (=داریوش دوم) را به ازدواج خواهر ناتنی اش پروشات درآورده بود و از این ازدواج است که شاخه هخامنشی جدید ناگزیر پدید می آید . اوخوس پیش از دستیابی به قدرت از پروشات صاحب دو فرزند شده بود ، دختری به نام آمستریس و پسری به نام ارساکس که بعدها اردشیر دوم خواهد شد . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 925 - 924


1 . توطءه گران سال 522 ، همان هفت نفری هستند که حکومت هخامنشی را از دست مغ غاصب سلطنت پس گرفته ، و به داریوش (اول) هخامنشی دادند (و او را شاه کردند) . در واقع تمامی هخامنشیان پس از کمبوجیه (از داریوش اول به بعد) ، حکومتشان را به آن هفت نفر مدیونند . 


#ازدواج_با_محارم_در_بین_هخامنشیان

#عروس_کشی_توسط_هخامنشیان

#پروشات_و_داریوش_دوم_فرزندان_حرامزاده_اردشیر_اول_که_با_همدیگر_ازدواج_کردند

#جنایات_هخامنشیان

#شکنجه_و_قتل_عام_خانواده_ویدرنه

#شکنجه_و_قتل_عام_بیگناهان_توسط_هخامنشیان

#شکنجه_و_قتل_خانواده_بخاطر_گناه_شخص_دیگر

#عدالت_هخامنشی!

#زاقارت


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (229) : ازدواج با محارم ، سیاست خانوادگی هخامنشیان
برچسب ها : ازدواج ,داریوش ,هخاان ,پروشات ,ویدرنه ,اردشیر ,سیاست خانوادگی ,خانوادگی هخاان ,اوخوس داریوش ,هخاان شکنجه ,توطءه گران ,سیاست خانوادگی هخاان

هخامنشیان (369) : نابودی معبد بت پرستی توسط خشایارشا ، برخلاف کوروش و داریوش

:: هخامنشیان (369) : نابودی معبد بت پرستی توسط خشایارشا ، برخلاف کوروش و داریوش

نابودی معبد بت پرستی توسط خشایارشا ، بر خلاف کوروش و داریوش


هخامنشیان (بخش369)


" ... به دستور خشایارشا معبد مردوک اسانگیلا ، معبد اصلی بابلیان با خاک یکسان شد . او این معبد را صریح و بی پرده " دیودان " نامید . خشایارشا در نبشته ی مشهور به کتیبه ی دبوان خود در تخت جمشید می گوید : " سپس من به خواست اهورامزدا این دیودان را از جای کندم و گفتم که دیوها پرستش نشوند (1) . در آنجایی که پیش تر دیوان را پرستش می کردند ، من بر طبق ارته و همچون کسی که آیین ها را به دقت رعایت می کند ، اهورامزدا را پرستیدم . "

... این دو شاهنشاه (کوروش و داریوش) ... به همه ی اقوام بی کم و کاست این آزادی را داده بودند که خدایان شرک آمیز موروثی خود (و بتها) را نیایش کنند ، و حتی از اینکه برای این آیین های بیگانه ، فدیه های دولتی منظمی مقرر کنند ابایی نداشتند ! "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، ص 232


" ... خشایارشا دیودان اسانگیلا را در بابل چنان از روی زمین برداشت که بعدها (331) هنگامی که اسکندر فرمان ساخت معبد جدید مردوک را داد ، ویرانه ها حتی 15 سال پس از آغاز کار هم برجا بود و ناگزیر طرح بازسازی را رها کردند . خشایارشا همچنین دستور داد تا تندیس زرین نشسته ی مردوک را که شش متر بلندی داشت از اسانگیلا بردارند و ذوب کنند . "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، ص 234

 

1 . با وجود انتقادات فراوانی که به برخی اعمال دیگر خشایارشا داریم ، اما این اعمال او - که در این مطلب آمده - را می توان قابل تحسین دانست . 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (369) : نابودی معبد بت پرستی توسط خشایارشا ، برخلاف کوروش و داریوش
برچسب ها : خشایارشا ,معبد ,داریوش ,دیودان ,اسانگیلا ,مردوک ,ترجمه پرویز ,پرویز رجبی ,والتر هینتس ,توسط خشایارشا ,پرستی توسط

هخامنشیان (108) : خواهر و مادر شاه هخامنشی ، زناکار بودند

:: هخامنشیان (108) : خواهر و مادر شاه هخامنشی ، زناکار بودند

خواهر و مادر شاه هخامنشی زناکار بودند


هخامنشیان (بخش108)


" کتسیاس به حضور پزشک یونانی دیگری در دربار اردشیر اول به نام آپولونیدس اشاره کرده است . وی از اهالی کوس بود که به داشتن پزشکان حاذق شهرت داشت . اشاره کتسیاس به آپولونیدس ، هنگام شرح حرکت خاندان بغه بوخشه صورت گرفته است . این پزشک بر اثر درمان زخم های بغه بوخشه در نبردهایی که در داخل کاخ ها هنگام جانشینی خشایارشا جریان داشت ، بلندآوازه شده بود . بعدها شیفته ی بیوه ی بغه بوخشه ، آموتیس ، خواهر شاه شد . آموتیس به دلیل زیبایی و روابطی که خارج از چارچوب زناشویی با دیگران برقرار کرده بود ، اشتهار (=شهرت) داشت ... 

کتسیاس ... می نویسد :

" آپولونیدس به آموتیس اظهار داشت که سلامتی خود را در صورتی باز خواهد یافت که با مردان روابطی برقرار سازد ، اما از آنجا که وی از زهدان در رنج بود ... " . 

پس از مرگ شاهدخت ، مادرش اردشیر را واداشت که مجازات عبرت انگیزی برای پزشک مقرر کند : " به امر مادر شاهدخت ، دو ماه پزشک را در غل و زنجیر ، در عذاب و شکنجه نگاه داشتند ، سپس به کیفر مرگ آموتیس ، زنده زنده دفن کردند ! "

 

امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 409

 

" ... باز باید از آموتیس خواهر خشایارشا و زن بغه بوخشه نام ببریم که به نوشته دینون " زیباترین زن آسیا و نیز بی پرواترینشان بود " . کتسیاس نیز ماجراجویی های خارج از چارچوب زناشویی وی را که موجب شکایت همسرش نزد خشایارشا شده بود ، شرح داده است : " پس از مرگ بغه بوخشه وی نیز مانند مادرش آمستریس طالب همنشینی با مردان شد " ؛ و با آپولونیدس پزشک رابطه برقرار کرد . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 442


#زناکاری_خواهر_شاه_هخامنشی

#زناکاری_مادر_شاه_هخامنشی

#فساد_اخلاقی_هخامنشیان

#شکنجه_در_ایران_باستان

#شکنجه_در_حکومت_هخامنشیان

#زنده_بگور_کردن_در_هخامنشی

#زنده_بگور_کردن_در_ایران_باستان


###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (108) : خواهر و مادر شاه هخامنشی ، زناکار بودند
برچسب ها : پزشک ,بوخشه ,آموتیس ,خواهر ,زنده ,آپولونیدس ,ایران باستان ,زنده بگور ,ناهید فروغان ,ترجمه ناهید ,شهرت داشت ,ترجمه ناهید فروغان

هخامنشیان (424) : کوروش پرستان ، علیه کوروش/ گارد جاویدان ، شاهد دیگر بر بکارگیری اقوام غیرپارس در ...

:: هخامنشیان (424) : کوروش پرستان ، علیه کوروش/ گارد جاویدان ، شاهد دیگر بر بکارگیری اقوام غیرپارس در ...

کوروش پرستان ، علیه کوروش / گارد جاویدان ، شاهد دیگری بر بکارگیری اقوام مختلف توسط هخامنشیان در نقشهای حساس حکومت


هخامنشیان (بخش424)


چیزی که درباره کوروش پرستان و نژادپرستان ، بسیار محرز است ، آنست که آنان دایما بدنبال توهمات برتری نژادی خود ، تحقیر و توهین به اقوام غیرپارسی (یا به خیال خودشان غیرآریایی) ، پاکسازی نژادی ، نفرت پراکنی بین اقوام ، تفرقه افکنی بین ایرانیان و بین مسلمانان ، و پیش بردن کشور به سمت تجزیه هستند . این همان کاری است که از جانب صهیونیسم ، انگلیس و امریکا در ایران دنبال می شود ؛ تا با از بین بردن اتحاد ایرانیان و نیز اتحاد مسلمانان ، و با تجزیه ایران و ملل مسلمان به واحدهای کوچکتر ، آنها را به اهدافی دست یافتنی و سهل الوصول برای حمله و تصرف تبدیل کنند . 

این در حالیست که با مطالعه کتب تاریخی دست اول یا معتبر ، و با توجه به کتیبه های هخامنشی ، متوجه می شویم که هخامنشیان (بر عکس کوروش پرستان و نژادپرستان) از اقوام مختلف در اداره حکومت بهره برده ، و جایگاه های مختلف و حتی حیاتی حکومت را به آنان می داده اند . کتب مختلف منجمله " امپراتوری هخامنشی " تالیف پروفسور پیر برایان ، و " داریوش و ایرانیان " تالیف والتر هینتس ، در جزءیات وارد شده ، و نقش بسیاری از آنها را آورده اند . بکارگیری اقوام غیرپارسی در حکومت هخامنشیان گسترده است . پیشنهاد می کنم برای کسب اطلاعات بیشتر به این دو کتاب یا کتب تاریخی معتبر دیگر مراجعه کنید . 


به عنوان نمونه ، بخشی از کتاب داریوش و ایرانیان : 


" ... از زمان کوروش بزرگ (559 - 530) هخامنشیان صاحب سپاه ثابتی بوده اند به نام "جاودانان" که متشکل از ده هزار نفر بوده است . این گارد از این رو جاویدان نامیده می شد که در صورت بیماری ، زخمی شدن و یا مرگ یکی از اعضا ، بی درنگ کسی از ذخیره ها جای او را می گرفت . از این رو ، ده هنگی که نیروی ثابت گارد جاویدان هخامنشیان بوده اند ، همواره جانشین نیز داشتند ...

افراد گارد ده هزار نفری جاویدان و هنگ گارد سواره تشکیل "نخبگان سپاه هخامنشی" را می دادند ...

اگر بخواهیم بر اساس نگاره های مسطح تخت جمشید و شوش داوری کنیم ، در گارد ، علاوه بر پارس ها ، مادها ، و ایلامی ها هم حضور داشتند . گاردی ها لباس و سلاح فاخری داشتند . زینت زرین و گرانبهای خود را ، که از سوی شاهنشاه به عنوان نشان دریافت می کردند ، حتی هنگام نبرد نیز از خود دور نمی کردند . هنگامی که تمیستوکلس ، دریاسالار فاتح یونانی در سالامیس از کنار اجسادی می گذشت که امواج دریا به ساحل آورده بود ، از دیدن بازوبندها و گردن بندهای زرین کشته شدگان گارد پارسی شگفت زده شد . جیره ی افراد گارد مستقل از سایر سپاهیان بود . گارد تدارکات ویژه ی خود را داشت که بر شترها و دیگر حیوانات باری حمل می شد . افراد گارد کنیزکان و خدمتکاران کاملا مجهز خود را سوار بر گردونه ها به همراه داشتند . 

... نیزه ی دومتری سلاح دفاعی ویژه ی افراد گارد بود . البته بخش بزرگی از گارد مجهز به کمان بودند . نیزه هایی که محافظان شاهنشاه داشتند ، نیزه هایی خاص بودند . انتهای آنها یک انار کوچک قرار داشت . این انار در نیزه ی نه هزار نفر از نقره بود و در نیزه ی هزار نفر نخست از طلا . به خاطر این ویژگی نیزه ی افراد گارد ، یونانیان گارد جاویدان ده هزار نفری (هخامنشیان) را " سیب بر " می خواندند . 

... نبرد بدفرجام گوگمل در اول اکتبر 331 دو شاهد از وفاداری و فداکاری بی چون و چرای گارد در حق شهریار هخامنشی بر جای نهاده است . 

در طول نبرد تمام افراد گارد محافظ در راه محافظت از شاهنشاه جان خود را از دست دادند . در حالی که داریوش سوم از گردونه ی جنگی خود بیرون پرید و بر آن شد تا به اسبی که برایش آماده کرده بودند بنشیند ، افراد گارد محافظ یکی بر روی دیگری می افتادند . آنها در حال مرگ نیز به اسب ها و سواران مقدونی چنگ می انداختند تا مانع از تعقیب شاهنشاه شوند . 

فرمانده هنگ محافظ شاه ، همزمان فرمانده گارد ده هزار نفری جاویدان هم بود . احتمالا او مافوق فرمانده گارد سوار نیز بوده است . او از قدرتمندترین شخصیت های شاهنشاهی به شمار می آمد و در اواخر عهد هخامنشی رسما " نایب السلطنه ی شاه " بود و به فارسی باستان " حاکم دوم " نامیده می شد . 

... در زمان داریوش بزرگ ، به هنگام لشکرکشی به سوی سکاهای آن سوی دریای سیاه ، یعنی حدود سال 513 ، ارونتاپاتا فرمانده ی گارد بود . در زمان خشایارشا ویدرنه جانشین او شد . این ویدرنه ، پسر ویدرنه یار شماره چهار داریوش در براندازی گوماته ... بود (یارانی که باعث روی کار آمدن داریوش و تداوم حکومت هخامنشی شدند) .

فرمانده گارد هرگز اجازه نداشت از پیرامون شاهنشاه دور شود ... "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، صص 325 - 323


 #############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357 

منبع : باستانهخامنشیان (424) : کوروش پرستان ، علیه کوروش/ گارد جاویدان ، شاهد دیگر بر بکارگیری اقوام غیرپارس در ...
برچسب ها : گارد ,هخاان ,داریوش ,جاویدان ,افراد ,هزار ,افراد گارد ,گارد جاویدان ,هزار نفری ,کوروش پرستان ,بکارگیری اقوام

هخامنشیان (71) : ملاطفت اسکندر مقدونی با دشمنش

:: هخامنشیان (71) : ملاطفت اسکندر مقدونی با دشمنش

ملاطفت اسکندر مقدونی با دشمنش


هخامنشیان (بخش71)


" یکی از جالبترین متون ، همان متنی است که ورود اسکندر به بابل را در سال 331 شرح داده است و به کوءینتوس کورسیوس روفوس تعلق دارد : 

" باری چون اسکندر متوجه بابل شد ، مازه (فرمانده تحت امر هخامنشیان) که پس از نبرد (گوگمل) به شهر پناهنده شده بود ، ملتمسانه ، با فرزندانش ، که بزرگ بودند ، به استقبال او آمد و خود و شهر را تسلیم او کرد . آمدنش سبب خشنودی شاه (=اسکندر) شد ، زیرا محاصره شهری که استحکامات بسیار داشت ، کاری بس عظیم بود . از آن گذشته ، چنین می نمود که عمل این مرد برجسته و جسور (=اسکندر) که آخرین نبردش بر اشتهار وی افزوده بود ، دیگران را به تسلیم برخواهد انگیخت . از این رو اسکندر از وی و فرزندانش با ملاطفت استقبال کرد . "


 امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 290 - 289


@haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (71) : ملاطفت اسکندر مقدونی با دشمنش
برچسب ها : اسکندر ,هخاان ,ملاطفت ,اسکندر مقدونی ,ملاطفت اسکندر ,ملاطفت اسکندر مقدونی

هخامنشیان (349) : اسیر کردن زنان موقع تجاوز به سرزمینهای دیگر توسط داریوش هخامنشی

:: هخامنشیان (349) : اسیر کردن زنان موقع تجاوز به سرزمینهای دیگر توسط داریوش هخامنشی

اسیر کردن زنان موقع تجاوز به سرزمینهای دیگر توسط داریوش هخامنشی


هخامنشیان (بخش349)


" ... داریوش سال 514 را صرف تدارک مفصلی برای لشکرکشی علیه سکاهای جنوب روسیه ی کنونی کرد . 

شاهنشاه ، آریارمنه ، ساتراپ کاپادوکیا را مامور تجسس مسلحانه برای دست یافتن به اطلاعات لازم کرد . او می بایست در کرانه ی شمالی دریای سیاه پیاده می شد و زنان و مردان را همچون اسیران جنگی به اسارت در می آورد تا بتواند از آنها حرف بکشد . اریارمنه با سی کشتی معروف به کشتی های " پنجاه پاروزنی " از سینوپ از راه دریای سیاه به کریمه رفت . او علاوه بر گروهی اسیر ، برادر شاه سکایی آنجا را نیز ، که شاه آنجا ظاهرا به دلیل بدرفتاری با پدر و مادرش او را به بند کشیده بود ، به همراه آورد . گفته های اسیران به شاهنشاه گزارش شد و او قاطعانه تصمیم گرفت که در سال بعد (513) ، دست به لشکرکشی بزرگی علیه سکاهای آن سوی دریا بزند ... "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، ص 180


#بی_اخلاقی_هخامنشیان

#اسیر_کردن_زنان_بی_گناه

#تجاوز_به_سرزمین_سکاها

#جنایات_هخامنشیان


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357 

منبع : باستانهخامنشیان (349) : اسیر کردن زنان موقع تجاوز به سرزمینهای دیگر توسط داریوش هخامنشی
برچسب ها : داریوش ,اسیر ,زنان ,هخاان ,تجاوز ,اسیر زنان ,علیه سکاهای ,دریای سیاه ,توسط داریوش ,سرزمینهای دیگر

هخامنشیان (263) : تبعید ، بردگی و ناقص العضو شدن مردم سرزمینهای غصب شده توسط هخامنشیان

:: هخامنشیان (263) : تبعید ، بردگی و ناقص العضو شدن مردم سرزمینهای غصب شده توسط هخامنشیان

تبعید ، بردگی و ناقص العضو شدن مردم سرزمینهای غصب شده توسط هخامنشیان


هخامنشیان (بخش263)


" ... چندی بعد با رسیدن (اسکندر) به نزدیک تخت جمشید یونانیانی پیش آمدند و خود را به اسکندر معرفی کردند :

" آنان از زادگاه خود توسط شاهان پیشین پارس (=هخامنشیان) تبعید شده بودند . "

شمار آنها به نوشته دیودوروس و یوستینوس 800 تن 

و به نوشته ی کوءینتوس کورسیوس روفوس 4000 تن بود .

به نوشته دیودوروس ، آنان را ناقص العضو کرده و با آهن گداخته با حروف بیگانه ، داغ کرده بودند . 

آنان در سیاه چاله ها کار می کردند ؛ یعنی در کارگاه های بردگان . 

برخی از آنان متعلق به کومه و دیگران از آتن بودند . استقرارشان در پارس به زمان دوری بر می گشت ، چون در همان جا زن ستانده بودند و از آنان صاحب فرزند شده بودند ...

اگر زبان پرتکلف این متون را کنار بگذاریم ، پیشاپیش هیچ دلیلی برای نپذیرفتنشان در دست نداریم . بی نهایت احتمال دارد که ، به این یا آن صورت ، ناچار باشیم بین یونانیان و لوکیاییها با کورتش های شناخته شده از طریق الواح (هخامنشی) رابطه برقرار کنیم ...

در این نمونه ی خاص ما فقط نمونه ای از مردمانی را می بینیم که پس از اسارت ، در پی تبعیدهای دسته جمعی پیوسته در پارس مستقر شده اند و توسط تشکیلات اداری سلطنتی چه در مزارع و مراتع و چه در کارگاه های تولیدی و کارگاه های ساختمانی به کار گرفته شده اند ... "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 1161 - 1160


تذکر :

شاید یکی از عوامل حمله اسکندر به ایران ، اعمال تجاوزگرانه و ظالمانه هخامنشیان منجمله تجاوز به سرزمینهای یونانی ، اسارت و تبعید مردم آنان ، و به بردگی کشیدن مردم یونانی بوده باشد . 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (263) : تبعید ، بردگی و ناقص العضو شدن مردم سرزمینهای غصب شده توسط هخامنشیان
برچسب ها : آنان ,هخاان ,بودند ,تبعید ,مردم ,کارگاه ,ناقص العضو ,نوشته دیودوروس ,مردم سرزمینهای ,توسط هخاان

هخامنشیان (76) : آیا خشایارشای هخامنشی شیرین عقل بود ؟ یا درخت پرست ؟

:: هخامنشیان (76) : آیا خشایارشای هخامنشی شیرین عقل بود ؟ یا درخت پرست ؟

آیا خشایارشا شیرین عقل بود ؟ یا درخت پرست ؟!


هخامنشیان (بخش76)


" در روایتی که هرودوت به حرکت خشایارشا از فریگیا به ساردیس اختصاص داده است ، به طور خلاصه آمده است : 

»هنگام عبور از این جاده ، خشایارشا چناری چنان برومند دید که به سبب زیبایی اش ، زیورآلات زر به او بخشید ! و پاسداری از آن را به یکی از جاویدانها سپرد .»

... الیانوس در " حکایات گوناگون " خود دوباره به این حکایت کوتاه باز می گردد :

»خشایارشا ... باید بسیار مضحک نموده باشد آن گاه که برده ی چناری شده بود و آن را می ستود . گویند در لیدیا وقتی چناری با بلندایی شگرف یافت ، فرمان داد خیمه اش را در کنار آن بر پا سازند و در منطقه ی نامسکون پیرامون درخت ، بی آنکه لازم باشد ، مدت یک منزل توقف کرد . خشایارشا درخت را به طرز باشکوهی آذین بست و شاخه هایش را با آویختن بازوبندها و گردن آویزهای زنجیرگونه ستود و در هنگام عزیمت، نگهبانی را مامور مراقبت از درخت محبوب خود نمود ، گویی ساخلو و ارگی بر آن بگمارد . 

درخت را این زیب و زیورها به چه کار آید ؟ آذینهایی که بر آن بسته بودند ، آن زیورآلات غریب ، بیهوده از شاخه هایش آویزان بود و به زیبایی اش نمی افزود . درختان را شاخه های نیرومند ، برگ های انبوه ، تنه ی تنومند ، ریشه عمیق ، سایه سنگین ، وزش نسیم و چرخش منظم فصول باید . باران می شویدشان و آب جوی ، که تا ریشه ها نفوذ می کند ، به آنها غذا می رساند . اما خلعت خشایارشا ، زر این بربر و دیگر عطایا نه برای چنار حاصلی دارد و نه برای درختان دیگر .»

... شکی نیست که در اینجا ما بازتابی از آیین پرستش درخت را در اختیار داریم . بر چندین مهر (بازمانده از زمان هخامنشیان) چنین صحنه هایی بازنمایی شده اند : بر یکی از آنها (که به نام خشایارشا ثبت شده است) شخصی را می بینیم که مانند شاه پارس لباس پوشیده و کلاه بر سر نهاده است و می خواهد تاجی را در برابر درخت زندگی نقش پردازی شده ای قرار دهد . یکی از مهرهای تخت جمشید بسیار جالب است : دو نگهبان - شبیه نگهبانان بازنمایی شده در شوش و تخت جمشید - با نیزه ای که در برابر خود گرفته اند در دو سوی درخت نخلی ایستاده اند ، حلقه بالدار بر فراز صحنه است ؛ این صحنه ما را بی درنگ به یاد آن نگهبان گارد جاویدان می اندازد که خشایارشا او را به نگهبانی چنار گماشته بود . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 362 - 359


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (76) : آیا خشایارشای هخامنشی شیرین عقل بود ؟ یا درخت پرست ؟
برچسب ها : درخت ,خشایارشا ,صحنه ,شاخه ,هخاان ,چناری ,شاخه هایش ,درخت پرست

هخامنشیان (195) : تبعید اشخاص و اقوام آزادی خواه و استقلال طلب از شهرشان توسط هخامنشیان

:: هخامنشیان (195) : تبعید اشخاص و اقوام آزادی خواه و استقلال طلب از شهرشان توسط هخامنشیان

تبعید اقوام و اشخاص آزادی خواه و استقلال طلب از شهرشان توسط هخامنشیان


هخامنشیان (بخش195)


" ... نویسندگان یونانی از تبعید ساکنان دولتشهرهای یونانی در اجرای فرمان شاه (هخامنشی) طبعا مطلع و متاثر بودند . با هشدار پارسیان به ایونیهای شورشی (استقلال طلب و آزادیخواه) آشنا هستیم : " پسرانشان را اخته خواهیم کرد و دخترانشان را به باکتریا تبعید خواهیم کرد . "

... نخستین مورد فهرست شده (تبعید شدگان) برقه ای ها هستند که پس از پیروزی پارس به مصر و پس از آن به نزد داریوش برده شدند : 

" او قریه ای در باکتریا برای سکونت بدانان داد ؛ آنان این قریه را برقه نام نهادند ؛ حتی در روزگار من (=هرودوت) نیز این قریه در باکتریا مسکون است . "

پس از قلع و قمع میلتوس ، میلتوسیانی را که زنده دستگیر کردند ، به شوش بردند ؛ داریوش شاه بی آنکه لطمه دیگری به آنان وارد کند (و تعداد کشته هایشان را افزایش دهد) ، آنان را در ساحل دریایی که آن را اروتره (خلیج فارس) می نامند ، در شهر امپه ، که دجله از کنار آن می گذرد و به دریا می ریزد مستقر کرد . 

بسیاری از نویسندگان یونانی مثال اروتره ایهایی را که طی لشکرکشی داتیس و ارتافرنس در سال 490 اسیر شده بود ، ذکر کرده اند : " داریوش شاه پیش از اسارت ارتره ایها نفرت شدیدی از آنان در دل داشت ، چون ابتکار حمله را به دست گرفته بودند ؛ اما وقتی دید آنان را به حالت انقیاد به نزد وی آوردند جز استقرار آنان در کیسیا (لرستان) در قلمروی به نام اردریکا در فاصله 210 استادی شوش که به خود وی تعلق داشت ، لطمه دیگری به آنان وارد نکرد (و کشته هایشان را افزایش نداد) . "

نویسندگان باستان حضور تبعیدیان بویوتیایی و ساکنان روستاهای کاریایی را نزدیک شوش قید کرده اند . همچنین می دانیم که هنگام واقعه ای که هرودوت آن را دومین شورش ایونیا می نامد برانخیدیان میلتوس از خشایارشا حمایت کردند و در برابر موفقیت یونانیان و برای احتراز از انتقامجویی آنان ، ترجیح دادند در ارابه های بارکش سپاه سلطنتی پنهان شوند و بگریزند . خشایارشا آنان را در باکتریا مستقر کرد ... 

البته هیچ دلیلی وجود ندارد که فرض کنیم که یونانیان تنها کسانی بودند که گرفتار چنین کیفرهایی شدند ؛ نام اقوام قید شده در الواح تخت جمشید این سخن را ثابت می کند . هرودوت در میان تبعیدیان ، پایونیها را نیز قید می کند ، که داریوش آنان را در آسیای صغیر مستقر کرده بود . 

به نوشته دیودوروس سیسیلی ، کمبوجیه صنعتگران مصری را نیز تبعید کرد و به نوشته پلینی ، داریوش ، مغان را به ماد انتقال داده بود ؛ اما احتمال دارد که این سخن بازتاب داستانی مشکوک درباره شورش مغان ماد و تدابیر اتخاذ شده بر ضد آنها توسط داریوش باشد . بر اساس منابع متاخر و کاملا مشکوک یهودیان هم در دوران اردشیر دوم تبعید شده اند . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 794 - 793 


تذکر :

وقتی فقط در حکومت هخامنشی ، این همه جابجایی اقوام وجود دارد (که این مطلب تنها بخشی کوچک از آن است) حسابش را بکنید در حکومتهای متعدد دیگر چقدر جابجایی خصوصا در ایران صورت گرفته است . مهاجرت ها ، ازدواج های بین اقوام و ... هم که دیگر جای خود دارد . 

بنابراین ادعای خلوص نژادی (و آریایی و سامی و امثالهم بودن) ، نه تنها قابل اثبات نیست ، بلکه خرافه ای مسجل است .


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357 

منبع : باستانهخامنشیان (195) : تبعید اشخاص و اقوام آزادی خواه و استقلال طلب از شهرشان توسط هخامنشیان
برچسب ها : آنان ,تبعید ,داریوش ,اقوام ,باکتریا ,هخاان ,آنان وارد ,کشته هایشان ,لطمه دیگری ,نویسندگان یونانی ,شهرشان توسط

هخامنشیان (143) : غارت اموال لیدیایی ها توسط کوروش

:: هخامنشیان (143) : غارت اموال لیدیایی ها توسط کوروش

غارت اموال لیدیایی ها توسط کوروش 


هخامنشیان (بخش143)


" ... در زمان فتح پارسیان چه گذشت ؟ به نوشته دیودوروس سیسیلی ، کوروش که به مصرف خزاین سلطنتی کرسوس قانع نشده بود ، اموال لیدیایی ها را به نفع خود ضبط کرد (غارت کرد) . 

بطور قطع کوروش اموال تمام لیدیایی ها را ضبط نکرده بود ، بلکه احتمالا اموال مالکان معادن را مصادره کرده بود ... "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 625 - 624


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (143) : غارت اموال لیدیایی ها توسط کوروش
برچسب ها : اموال ,لیدیایی ,کوروش ,غارت ,اموال لیدیایی ,غارت اموال ,غارت اموال لیدیایی

هخامنشیان (470) : آموختن از غیر آریایی ها ، رسم رایج آریایی های اصیل

:: هخامنشیان (470) : آموختن از غیر آریایی ها ، رسم رایج آریایی های اصیل

آموختن از غیرآریاییها ، رسم رایج آریاییهای اصیل


هخامنشیان (بخش470)


" ... هرودوت در ادامه می گوید : ' پارسیان مردمانی بر روی زمین هستند که رسم ها و سنت های بیگانگان را با میل فراوان می پذیرند . مثلا لباس مادها را می پوشند ، چون آن را زیباتر از لباس خود تشخیص داده اند . '

در اینجا پدر تاریخ (یعنی هرودوت) اشتباه می کند . پارس ها ، بطوری که در کتاب اول دیدیم ، لباس ایلامی ها را گرفتند ، نه لباس مادها را . "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، ص 393


تذکر :


همانطور که دارید می بینید آریاییهای اصیل ، از تکنولوژی غیرآریاییها استفاده می کردند و از این کار نه تنها ابا و تعصب نژادپرستانه ای نداشتند بلکه استقبال می کردند . این در حالیست که کوروش پرستان و نژادپرستان ، باز هم در تضادی آشکار با آریاییهای اصیل ، در رفتاری منافقانه ، مردم را از آموختن از غیرایرانیان و تکنولوژی برتری که آنان از جانب خدا آورده اند (تکنولوژی فکر و روش زندگی موفق یعنی اسلام) نهی می کنند .

 البته کوروش پرستان در حدی نیستند که نهی کنند ، ولی در حرف ، زبان ، شایعات و مطالب نژادپرستانه شان چنین می کنند . بالاخره از صهیونیسم و امریکا پول می گیرند برای چه ؟! پول می گیرند برای همین کارها دیگر . 

پول می گیرند که مردم را از اسلام و اعتقادات اسلامی برانند و مهمترین مولفه ی قدرت و اتحاد ایران - یعنی اسلام و اعتقادات اسلامی - را از ایرانیان بگیرند . 

آنچه ایران را - در شرایط تحریم نظامی کامل - در جنگ هشت ساله در برابر بیش از صد کشور دنیا حفظ کرد ، اسلام ، اعتقادات اسلامی مردم ، فرهنگ عاشورا ، فرهنگ شهادت ، غیرت مذهبی ، الگوهای مذهبی همچون حضرت اباعبدالله الحسین (ع) ، حضرت ابالفضل (ع) ، حضرت زهرا (س) ، حضرت زینب (س) ، و رهبر اسلامی مقتدر و آگاه بود . 

در هیچ کجای دنیا و در تاریخ هیچ کشوری سابقه ندارد که یک کشور - آنهم تحریم شده - بتواند در جنگی کاملا غیرعادلانه ، در برابر بیش از صد کشور دنیا (که مجهز به تکنولوژی روز بودند) بایستد ، و بماند ؛ و حتی وجبی از قلمرو اش را از دست ندهد . 

این معجزه است ؛ 

و معجزه دین اسلام و امام حسین (ع) است . 

دشمن ، این را فهمیده است . می داند مهمترین مولفه قدرت ایران ، اسلام ، اعتقادات اسلامی ایرانیان ، نظام جمهوری اسلامی و رهبر اسلامی مقتدر و آگاه است . 

برای همین ، (دشمن) با استخدام ، آموزش ، بکارگیری و حمایت از کوروش پرستان ، نژادپرستان و باستانگرایان ، با ترویج کوروش پرستی ، باستانگرایی و نژادپرستی ، و ساخت و انتشار انواع شبهات ، به مقابله با اسلام ، اعتقادات اسلامی مردم ، نظام جمهوری اسلامی ، و رهبر اسلامی مقتدر و آگاهمان آمده است . 

البته دشمن ، آرزوی تجزیه و یا تصرف ایران و گماردن مزدوران خود بر آن را به گور خواهد برد . 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (470) : آموختن از غیر آریایی ها ، رسم رایج آریایی های اصیل
برچسب ها : اسلامی ,اسلام ,اعتقادات ,کوروش ,تکنولوژی ,حضرت ,اعتقادات اسلامی ,آریاییهای اصیل ,رهبر اسلامی ,کوروش پرستان ,اسلامی مقتدر ,رهبر اسلامی مقتدر ,نظ

هخامنشیان (470) : آموختن از غیر آریایی ها ، رسم رایج آریایی های اصیل

:: هخامنشیان (470) : آموختن از غیر آریایی ها ، رسم رایج آریایی های اصیل

آموختن از غیرآریاییها ، رسم رایج آریاییهای اصیل


هخامنشیان (بخش470)


" ... هرودوت در ادامه می گوید : ' پارسیان مردمانی بر روی زمین هستند که رسم ها و سنت های بیگانگان را با میل فراوان می پذیرند . مثلا لباس مادها را می پوشند ، چون آن را زیباتر از لباس خود تشخیص داده اند . '

در اینجا پدر تاریخ (یعنی هرودوت) اشتباه می کند . پارس ها ، بطوری که در کتاب اول دیدیم ، لباس ایلامی ها را گرفتند ، نه لباس مادها را . "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، ص 393


تذکر :


همانطور که دارید می بینید آریاییهای اصیل ، از تکنولوژی غیرآریاییها استفاده می کردند و از این کار نه تنها ابا و تعصب نژادپرستانه ای نداشتند بلکه استقبال می کردند . این در حالیست که کوروش پرستان و نژادپرستان ، باز هم در تضادی آشکار با آریاییهای اصیل ، در رفتاری منافقانه ، مردم را از آموختن از غیرایرانیان و تکنولوژی برتری که آنان از جانب خدا آورده اند (تکنولوژی فکر و روش زندگی موفق یعنی اسلام) نهی می کنند .

 البته کوروش پرستان در حدی نیستند که نهی کنند ، ولی در حرف ، زبان ، شایعات و مطالب نژادپرستانه شان چنین می کنند . بالاخره از صهیونیسم و امریکا پول می گیرند برای چه ؟! پول می گیرند برای همین کارها دیگر . 

پول می گیرند که مردم را از اسلام و اعتقادات اسلامی برانند و مهمترین مولفه ی قدرت و اتحاد ایران - یعنی اسلام و اعتقادات اسلامی - را از ایرانیان بگیرند . 

آنچه ایران را - در شرایط تحریم نظامی کامل - در جنگ هشت ساله در برابر بیش از صد کشور دنیا حفظ کرد ، اسلام ، اعتقادات اسلامی مردم ، فرهنگ عاشورا ، فرهنگ شهادت ، غیرت مذهبی ، الگوهای مذهبی همچون حضرت اباعبدالله الحسین (ع) ، حضرت ابالفضل (ع) ، حضرت زهرا (س) ، حضرت زینب (س) ، و رهبر اسلامی مقتدر و آگاه بود . 

در هیچ کجای دنیا و در تاریخ هیچ کشوری سابقه ندارد که یک کشور - آنهم تحریم شده - بتواند در جنگی کاملا غیرعادلانه ، در برابر بیش از صد کشور دنیا (که مجهز به تکنولوژی روز بودند) بایستد ، و بماند ؛ و حتی وجبی از قلمرو اش را از دست ندهد . 

این معجزه است ؛ 

و معجزه دین اسلام و امام حسین (ع) است . 

دشمن ، این را فهمیده است . می داند مهمترین مولفه قدرت ایران ، اسلام ، اعتقادات اسلامی ایرانیان ، نظام جمهوری اسلامی و رهبر اسلامی مقتدر و آگاه است . 

برای همین ، (دشمن) با استخدام ، آموزش ، بکارگیری و حمایت از کوروش پرستان ، نژادپرستان و باستانگرایان ، با ترویج کوروش پرستی ، باستانگرایی و نژادپرستی ، و ساخت و انتشار انواع شبهات ، به مقابله با اسلام ، اعتقادات اسلامی مردم ، نظام جمهوری اسلامی ، و رهبر اسلامی مقتدر و آگاهمان آمده است . 

البته دشمن ، آرزوی تجزیه و یا تصرف ایران و گماردن مزدوران خود بر آن را به گور خواهد برد . 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (470) : آموختن از غیر آریایی ها ، رسم رایج آریایی های اصیل
برچسب ها : اسلامی ,اسلام ,اعتقادات ,کوروش ,تکنولوژی ,حضرت ,اعتقادات اسلامی ,آریاییهای اصیل ,رهبر اسلامی ,کوروش پرستان ,اسلامی مقتدر ,رهبر اسلامی مقتدر ,نظ

هخامنشیان (416) : حقوق بشر به سبک هخامنشی

:: هخامنشیان (416) : حقوق بشر به سبک هخامنشی

حقوق بشر به سبک هخامنشی


هخامنشیان (بخش416)


" ... به این ترتیب رسیدیم به اجرای احکام پارسیان (=هخامنشیان) . اجرای حکم شدید ، آکنده از قساوت و قصد از آن ایجاد وحشت بود ...

داریوش درباره فرورتیش ، شورشی مادی ، گفته بود : 

" دستور دادم بینی ، زبان و گوش های او را ببرند و یکی از چشم هایش را درآورند . او را بر دروازه ام بستند و همه ی اینها را مردم دیدند . بعد دستور دادم تا او را در هگمتانه به دار بیاویزند . "

... همین که حکم اعدام صادر می شد ، قاضی ها از جای بر می خاستند و دست می بردند به کمر محکوم ، و پس از آن حکم بی درنگ اجرا می شد . برای حکم اعدام معمولا یا سر محکوم را می زدند ، یا او را به دار می آویختند و یا به صلابه می کشیدند . سر سم سازان را میان دو سنگ له می کردند . " اعدام با تغار " بی نهایت بی رحمانه بود . به این شیوه در اواخر روزگار هخامنشیان بر می خوریم . محکوم را در میان دو تغار اندازه ی هم قرار می دادند ، تا زنده زنده بگندد . جزءیات وحشتناک این نوع اعدام را می توان در کتاب پلوتارخوس (اردشیر ، 16) خواند . 

میل کشیدن چشم گناهکار با آهن گداخته نیز معمول بود . شواهد بسیاری از این شیوه در ایران سده های میانه نیز در دست است . 

مجازات ترس از دشمن چنین بود که محکوم می بایستی روسپی برهنه ای را یک روز بر دوش خود در بازار بگرداند . 

پارسیان (=هخامنشیان) قانون را بسیار جدی می گرفتند . بطوری که در کتاب دانیال می خوانیم ، فرمان صادر شده ی شاه غیرقابل بازگشت بود . داستان ستاسپه ، شاهزاده ی هخامنشی ، نمونه ای از آن است . او به نوه ی باکره ی سردار بگبوخشه تجاوز کرده بود ؛ سرداری که برای خشایارشا شورش بابل را در هم شکسته بود . خشایارشا فرمان داد او را به صلابه بکشند . مادر محکوم که خواهر داریوش بود ، برای رهایی او به التماس افتاد . پس خشایارشا دستور داد ستاسپه پیرامون افریقا را شراع بکشد ، تا او را ببخشد . شاهزاده حداکثر کوشش خود را کرد ، اما سرانجام پس از مدتی طولانی بی نتیجه بازگشت و خشایارشا دستور داد او را به صلابه بکشند . 

... گزنفون در آناباسیس خود با ستایش از امنیت عمومی در شاهنشاهی (هخامنشی) می نویسد : " اغلب می شد در راه های عمومی مردمی را دید که پا ، دست یا چشم خود را از دست داده بودند . از این رو در حوزه ی فرمانروایی کوروش جوان (صغیر) ، یونانیان همانند ایرانیان می توانستند تا هنگامی که گناهی از آنها سر نزده باشد ، بی واهمه به هر جایی که می خواستند و با هر چیزی که خوش داشتند ، سفر کنند . (1) "

... کوءینتوس کورسیوس پارسیان باستان را اینگونه نشان می دهد : " آنها این خصیصه را دارند که رازهای شاهان خود را با وفاداری ای مثال زدنی پنهان نگه می دارند . نه ترس و نه بیم ، هیچ کدام کلمه ای خاءنانه را از زیر زبانشان بیرون نمی کشد . انضباط سختگیرانه ای که شاهان از دیرباز نهاده اند ، این رازداری را همراه با تهدید به مرگ تبدیل به قانون کرده است . پرحرفی در نزد پارسیان شدیدتر از هر گناه دیگری مجازات می شود و بر کسی که سکوت برایش دشوار است ، اعتمادی برای در میان نهادن سخنی بزرگ نیست . (2)(3) "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، صص 317 - 315


1 . این ، نتیجه وحشت مردم بود .

2 . این یعنی خفقان . یعنی حتی انتقاد خصوصی از شاه هم با مجازات روبرو می شد . 

درباره این قضیه ، در کتاب " امپراتوری هخامنشی " پروفسور پیر برایان ، مفصل تر توضیح داده شده است . 

3 . خوب است جمهوری اسلامی ، این قوانین و مجازات ها را درباره کوروش پرستان و باستانگرایان اعمال کند تا آنها - که اتفاقا خیلی مشتاق بازگشت آن دورانند - اندکی هم که شده ، مزه ی زندگی تحت حقوق بشر هخامنشی ، خفقان ، وحشت دایم و زجرکش شدن را بچشند . 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (416) : حقوق بشر به سبک هخامنشی
برچسب ها : محکوم ,هخاان ,مجازات ,خشایارشا ,دستور ,اعدام ,خشایارشا دستور ,صلابه بکشند ,دستور دادم ,پارسیان هخاان

هخامنشیان (303) : هخامنش ، نه خاخام منش

:: هخامنشیان (303) : هخامنش ، نه خاخام منش

هخامنش ، نه خاخام منش


هخامنشیان (بخش303)


گاهی برخی افراد جهت تمسخر یا از روی نادانی ، "هخامنش" را "خاخام منش" صدا می زنند . با وجود آنکه علاقه ای به هخامنشیان ندارم ، اما باید حقیقت را گفت .

این دو کلمه ، هیچ ربطی به هم ندارند .


" هخامنش " کلمه ای است به زبان فارسی باستان ، به معنای " اندیشه ی اتحاد "


" ... در آن هنگام (اوایل حضور پارس ها در ایران) پارس ها به تقلید از مادها تشکیل یک اتحادیه ی قبیله ای دادند که در راس آن هخامنش ، نیای هخامنشیان ، قرار داشت . هخامنش به فارسی باستان ، چنان که اشاره شد ، یعنی 'اندیشه ی اتحاد' . "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، ص 39 و 55


###


معانی خاخام :


حاخام . ربانی . پیشوای مذهبی یهود. ملا. رئیس جامعه ٔ مذهبی یهود.


https://www.vajehyab.com/dehkhoda/%D8%AE%D8%A7%D8%AE%D8%A7%D9%85 


حاخام یا خاخام یا حَکَم (به عبری: חכם)[haham] ( ) اصطلاحی در یهودیت بوده و به معنای حکیم و عنوانی است مربوط به پیشوای مذهبی و کسی که استاد تورات است.


این لغت به طور کلی برای فرد دانا بکار میرود حتی اگر آن فرد یهودی نبوده و جنتیل باشد. در تلمود به افراد دانای جنتیل حاخام اموت هاعولم اطلاق میشود. سفاردی‌ها که در میان اعراب زندگی میکردند برای عدم استفاده از لغت ربی که در عربی به معنی خدای من است از لغت حاخام استفاده می‌کنند.


حاخام در اصل واژه‌ای عبری و هم‌ریشه با «حکیم» در عربی است و به کسی گفته می‌شود که دانش کاملی از تورات دارد بعبارتی دیگر در دین یهود٬ حاخام یا حاکام یعنی معلم تورات و این واژه اولین‌بار در سنهدرین آورده شده است.


در کشورهای اسلامی


در کشورهای اسلامی یهودیان که میدانستند استفاده از لغت ربی ممکن است به دلیل معنی در زبان عربی مشکلساز شود از لغت حاخام به طور مترادف با لغت ربی استفاده میکردند. در امپراطوری عثمانی ربی اعظم، حاخامباشی نام داشت.


در بین قرائیم


یهودیت قرائیم که اعتقادی به نیاز به واسطه بین انسان و تورات ندارد و معتقد است هر فردی میتواند به فهم تورات بپردازد از لغت حاخام برای فردی که دانش زیادی در تورات داشته باشد استفاده میکند. در یهودیت قرائیم حاخام دارای قدرت خاصی نیست و مقام او تنها مقام مشاوره است.


 https://fa.m.wikipedia.org/wiki/%D8%AD%D8%A7%D8%AE%D8%A7%D9%85


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357 

منبع : باستانهخامنشیان (303) : هخامنش ، نه خاخام منش
برچسب ها : حاخام ,تورات ,هخامنش ,استفاده ,خاخام ,هخاان ,یهودیت قرائیم ,کشورهای اسلامی ,مذهبی یهود ,پیشوای مذهبی ,فارسی باستان

هخامنشیان (357) : حیله هخامنشیان برای فریب مردم : منتسب کردن انتصاب خود به پادشاهی ، به خدا

:: هخامنشیان (357) : حیله هخامنشیان برای فریب مردم : منتسب کردن انتصاب خود به پادشاهی ، به خدا

حیله هخامنشیان برای فریب مردم و مشروعیت بخشیدن به حکومت غاصب و دیکتاتوری خود :

منتسب کردن انتصاب خود به پادشاهی ، به خدا


هخامنشیان (بخش357)


کوروش در منشورش :


" ... 12. (مردوک) در میان همه‌ی سرزمین‌ها، به جستجو و کاوش پرداخت، به جستن شاهی دادگر، [5] آن‌گونه که خواسته‌ی وی (= مردوک) باشد، ‌شاهی که (برای در پذیرفتن او) دستان او به دست خویش گرفت. [6]

13. او (= مردوک) کورش، پادشاه شهر انشان Anšan را به نام بخواند (برای آشکار کردن دعوت وی) و او را به نام بخواند (از بهر) پادشاهی بر همه‌ی جهان.

13. او (= مردوک) سرزمین گوتیان Qutî و تمامی سپاهیان مندَ Manda (= مادها)، [7] را به فرمانبرداری از او (= کورش) واداشت. [8] او (مردوک) - (واداشت تا) - مردم، سیاه سران، [9] به دست کورش شکست داده شوند.

14. (در حالی که) او (= کورش) با راستی و داد پیوسته آنان را شبانی می کرد،‌ خدای بزرگ، نگاهبان مردم خویش، با شادی به کردارهای نیک و دل (پر از) داد او (= کورش) نگریست.

15. (پس) او را فرمود که به سوی شهر وی، بابل، پیش رود. (مردوک) او (= کورش) را برانگیخت تا راه بابل را در سپرد (و خود) همانند دوست و همراهی در کنار وی همواره گام برداشت.

17. او (= مردوک) بی هیچ کارزاری وی (= کورش) را به شهر خویش، بابل، فرا برد. (مردوک) بابل را از هر بدبختی برهانید (و) نبونئید را - پادشاهی که وی (= مردوک) را پرستش نمی‌کرد - به دست او (= کورش) سپرد. [13]

19. سروری که به یاری وی خدایان ِ(؟) در خطر مرگ (قرار گرفته) زندگی دوباره یافتند و از گزند و آسیب رها شدند، (و) همه‌ی خدایان (؟) به شادی او را همی ستودند و نامش را گرامی داشتند.

20. من، کورش، پادشاه جهان، شاه بزرگ، شاه نیرومند، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه چهار گوشه‌ی جهان،

21. پسر کمبوجه، شاه بزرگ، شاه (شهر) انشان، نوه‌ی [15] کورش، شاه بزرگ، شاه (شهر) انشان، نبیره‌ی چیش پیش، شاه بزرگ، شاه (شهر) انشان،

22. از تخمه‌ی پادشاهی‌ای جاودانه، آن که پادشاهیش را خداوند [16] (= مردوک) و نبو Nabû دوست می‌دارند و از بهر شادی دل خویش پادشاهی او را خواهانند. "


منبع و متن کامل : ترجمه منشور کوروش ، از دکتر عبدالمجید ارفعی :

 https://goo.gl/HjIvbL

مطلب مرتبط : ترجمه منشور کوروش ، از استاد رضا مرادی غیاث آبادی :

https://goo.gl/24YR2l 

یا

https://goo.gl/p5UDCg 

ترجمه منشور کوروش از موزه بریتانیا :

 https://goo.gl/uiN0CQ 


###


داریوش در نبشته ی سنگ بنای کاخ شوش :


" اهورامزدا ، بزرگترین خدایان ، مرا آفرید . او مرا شاه کرد . او این شهریاری (سلطنت) را به من داد ، که بزرگ است ، که اسبان و مردان خوب دارد . به خواست اهورامزدا هنگامی که اهورامزدا مرا بر روی این زمین شاه کرد ، پدر من ویشتاسپه و نیایم ارشامه ، هر دو زنده بودند . اهورامزدا را اراده چنین بود . او بر روی همه زمین یک مرد را برگزید . یعنی مرا ... من اهورامزدا را یاد کردم . اهورامزدا مرا یاری کرد . آنچه را که من فرمان انجامش را دادم ، انجام آن را برای من نیک کرد . آنچه کردم ، به خواست اهورامزدا کردم . "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، ص 220


###


نکته :


با مطالعه هر دوی این سخنان - یعنی سخنان کوروش و داریوش - و حتی سخنان دیگر شاهان هخامنشی ، متوجه یک نکته واضح می شوید : 

" شاهان هخامنشی ، برای فریب مردم ، توجیه تجاوز خود به کشورها ، تحمیل حکومت خود به مردم ، کاهش مقاومت ها موقع برپایی حکومت تحمیلی و غاصب و متجاوز خود ، مشروعیت بخشیدن به حکومت تحمیلی و دیکتاتوری خود و ... انتصاب خود به عنوان شاه را خواسته خدا جلوه می دادند - تبلیغ می کردند - و خود را نماینده ، برگزیده و جانشین خدا بر روی زمین جلوه می دادند . جالب است بدانید علاوه بر هخامنشیان ، ساسانیان نیز اینگونه بودند . "


###


تذکر : 


1 . کوروش در متن منشورش ، انتصاب خود را به بت مردوک نسبت می دهد . علت آن اینست که کوروش و بابلیان فکر می کردند مردوک ، خداست . 

اینجاست که دروغگویی کوروش محرزتر می شود . 

سنگ که با انسان ، سخن نمی گوید . 

2 . داریوش و شاهان هخامنشی بعد از او (منجمله خشایارشای رکورددار در جنایتکاری) ، همانطور که می بینید ، از روش کوروش در این زمینه - منتسب کردن انتصاب خود به پادشاهی به خدا - تقلید کرده اند ؛ با این تفاوت که آنان به جای مردوک ، نام خدایان دیگری را آورده اند .


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (357) : حیله هخامنشیان برای فریب مردم : منتسب کردن انتصاب خود به پادشاهی ، به خدا
برچسب ها : مردوک ,کوروش ,کورش ,اهورامزدا ,پادشاهی ,هخاان ,ترجمه منشور ,منشور کوروش ,فریب مردم ,منتسب انتصاب ,برای فریب ,ترجمه منشور کوروش

هخامنشیان (187) : رابطه هخامنشیان با تجارتخانه اگیبی (که در قلمرو هخامنشیان ، برده فروشی هم می کرد)

:: هخامنشیان (187) : رابطه هخامنشیان با تجارتخانه اگیبی (که در قلمرو هخامنشیان ، برده فروشی هم می کرد)

رابطه هخامنشیان با تجارتخانه اگیبی (که در قلمرو هخامنشیان برده فروشی هم می کرد)


هخامنشیان (بخش187)


" ... باید از بغه سرو نیز نام ببریم که مجموعه ای از الواح نشان می دهد که در بابل وظیفه خزانه دار (هخامنشیان) را بین سال های 518 تا 501 عهده دار بوده است . این عنوان به شکل بابلی " رب کاصیر " آمده است و پس از آن به شکل ایرانی گنزبره در الواح سالهای 511 - 501 قید شده است . بغه سرو جزو پارسیانی است که در ناحیه بابل اراضی وابسته به شغل در اختیار داشته است .  خانه اش را فردی اداره می کند (رب بی تی) به نام پیشیه ، که خدمتگزاران فراوان زیر دست خود دارد . چندین لوح حاکی از آن است که بغه سرو از اراضی خود مستقیما بهره برداری نمی کند . وی اداره آنها را به نمایندگان تجارتخانه اگیبی سپرده است که بخشی از محصول (یا ارزش آن) را به شکل مال اجاره تادیه می کنند . این به مفهوم آنست که که از زمان داریوش نظامی برای اداره اراضی و درآمدها به اجرا درآمده است که اسناد (بنگاه مورشوها) در زمان سلطنت اردشیر اول و داریوش دوم امکان تحلیل دقیق آن را می دهند . این نظام متضمن همکاری بسیار نزدیک اشراف و قدرت پارس با نمایندگان تجارتخانه های بابلی بوده است . یکی از نمایندگان خاندان اگیبی به نام مردوک - نصیر - اپلی که کنیه اش شیرکو است ، در مقام واسطه تشکیلات اداری (هخامنشیان) در امور دخالت می کند ؛ مثلا مالیاتهایی را اخذ می کند که اشخاص برای اراضی ای که در ناحیه بابل در اختیار دارند ، باید بپردازند . همانطور که یکی از الواح نشان می دهد وی بعضی از مالیات های سلطنتی را نیز دریافت می دارد : 

» )درباره( دریافت عوارض عبور و مرور از پل و اسکله (شناور) ، که امتیازش به گوزانو ، حاکم بابل تعلق دارد ، در ازای دریافت نیمی از درآمد پل ، گوزانو ، فرمانروای بابل آن را در اختیار شیرکو قرار می دهد ، شیرکو باید سهم خود را با مورانو ، پسر نبو - موکین - اپلی ، نبو - بولیطسو ، پسر گوزانو ، همچنین هریصانو و ایغوپو (و) نرگال - ایبنی ، نگهبانان پل تقسیم کند . شیرکو ، پسر ایدنیه ، خلف اگیبی و مورانو پسر نبو - موکین - اپلی ، خلف ... ؟ ... در ازای 15 شکل نقره سفید با یک هشتم آلیاژ ، با کیفیت معمول (دریافت عوارض را) به بل - اسوءه ، پسر نرگال - اوبلیت ، خلف مودمیق - عدد و ابرو ، پسر بل - احه - اریبه ، خلف ... به اجاره دادند ؟ ... بل اسوءه و اوبرو عوارض کشتیهایی را که در کنار پل توقف می کنند ، تعیین خواهند کرد . بل - اسوءه و اوبرو ، بدون موافقت شیرکو ، نقره درآمد ماهیانه پل متعلق به شیرکو و مورانو ، مالکان بخشی از این (درآمد) را واریز نخواهند کرد . بل اسوءه و اوبرو هر دستورالعمل مکتوبی را که به پل مربوط می شود ، به شیرکو و (دیگر) نگهبانان نشان خواهند داد .» "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 762 - 761


" ... چند سند حاکی از آنست که از زمان سلطنت داریوش اول ، بعضی از قلمروداران با معادل نقره ، تعهدات (مالیاتی) خود - نسبت به حکومت هخامنشی - را ایفا می کردند . نقش اگیبی ها که اراضی شغلی و نیز حصه های نظامی را اداره می کنند ، از همین امر ناشی می شود ؛ مثلا شیرکو (الیاس مردوک - نصیر اپلی) مالیات حصه های حدود بابل را از سال 497 تا 495 دریافت می کند . همچنین اگیبی ها قلمروهای خانه ی پسر شاه را نیز اداره می کنند . اگر بخواهیم بر مبنای سهمی که بغه سرو و اگیبی ها بین 518 و 500 از باغستان ها گرفته اند قضاوت کنیم ، باید بگوییم که فعالیتشان روی هم رفته بسیار سودآور بوده است ، چون بغه سرو - که آنها را در تصرف داشته است - یک سوم و اگیبی ها - که اداره کننده آنها بوده اند - دو سوم آن را دریافت داشته اند . "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 764 - 763

 

برای کسب اطلاعات بیشتر درباره برده فروشی تجارتخانه اگیبی در زمان هخامنشیان و در قلمرو هخامنشیان به لینکهای زیر مراجعه کنید : 


فروش و بردگی دختران و زنان در سرزمینهای تحت حاکمیت کوروش و هخامنشیان :

 https://goo.gl/1vZ5Vm

برده داری و وادار کردن دختران به فحشا در زمان کورش :

 https://goo.gl/dMKQMB 

کوروش را بهتر بشناسیم :

 https://goo.gl/If3g3M

برده داری و برده فروشی در زمان هخامنشیان (آنهم در کنار تخت جمشید) :

 https://goo.gl/9Tetn1 

برده داری در زمان کوروش و هخامنشیان :

 https://goo.gl/0N5tDH 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (187) : رابطه هخامنشیان با تجارتخانه اگیبی (که در قلمرو هخامنشیان ، برده فروشی هم می کرد)
برچسب ها : هخاان ,اگیبی ,شیرکو ,برده ,زمان ,اداره ,تجارتخانه اگیبی ,برده فروشی ,برده داری ,قلمرو هخاان ,ترجمه ناهید ,ترجمه ناهید فروغان

هخامنشیان (176) : برده داری در زمان هخامنشیان

:: هخامنشیان (176) : برده داری در زمان هخامنشیان

برده داری در زمان هخامنشیان


هخامنشیان (بخش176)


" ... می دانیم که اسناد فروش برده در ناحیه بابل هماره بندی محدودکننده داشتند :

»فروش )که در بایگانی سلطنتی دقیقا ثبت می شود) معتبر نیست مگر اینکه بردگان موضوع فروش، نه بردگان سلطنتی باشند ، نه شهروندان آزاد و نه خدام خاص معبد .» "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 721


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (176) : برده داری در زمان هخامنشیان
برچسب ها : هخاان ,برده ,زمان هخاان ,برده داری

هخامنشیان (334) : درباره خونخواری و جنایات شاه زرتشتی ( داریوش هخامنشی ) بیشتر بدانیم

:: هخامنشیان (334) : درباره خونخواری و جنایات شاه زرتشتی ( داریوش هخامنشی ) بیشتر بدانیم

درباره خونخواری شاه زرتشتی (داریوش هخامنشی) ، بیشتر بدانیم


هخامنشیان (بخش334)


برای کسب اطلاع درباره زرتشتی بودن داریوش می توانید به کتیبه بیستون - که اعترافات خود داریوش است - و یا کتب معتبر و متعدد منجمله کتاب " داریوش و ایرانیان " تالیف والتر هینتس ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی ، چاپ دوم مراجعه کنید . 


برای اطلاعات بیشتر درباره خونخواری و جنایات داریوش هخامنشی ، شاه زرتشتی ، به لینکهای زیر مراجعه کنید : 


داریوش هخامنشی ، طی ماه های اول حکومتش چند هزار نفر را کشت ؟ :

 https://goo.gl/S35PDI 

19نبرد در یک سال / شورشهای استقلال طلبانه کشورهای تحت سلطه هخامنشیان برای رهایی از یوغ آنان (بخش1) :

 https://goo.gl/j8v408 

19نبرد در یک سال / شورشهای استقلال طلبانه کشورهای تحت سلطه هخامنشیان برای رهایی از یوغ آنان (بخش2) :

 https://goo.gl/CXnEhh 

19نبرد در یک سال / شورشهای استقلال طلبانه کشورهای تحت سلطه هخامنشیان برای رهایی از یوغ آنان (بخش3) :

 https://goo.gl/XWezMF 

19نبرد در یک سال / شورشهای استقلال طلبانه کشورهای تحت سلطه هخامنشیان برای رهایی از یوغ آنان (بخش4) :

 https://goo.gl/3jzUI2 

19نبرد در یک سال / شورشهای استقلال طلبانه کشورهای تحت سلطه هخامنشیان برای رهایی از یوغ آنان (بخش5) :

 https://goo.gl/osqBhK 

رخ دادن شورش سه باره مردم کشور ایلام برای رهایی از یوغ دیکتاتوری هخامنشی ، در برهه ای کوتاه (دو سه ساله) :

 https://goo.gl/u9JMHu 

حکومت هخامنشی ، دیکتاتوری بنا شده بر کشته های فراوان مردم سرزمینهای غصب شده :

 https://goo.gl/8hPBSn 

وحشیگری داریوش هخامنشی :

کشتار بیش از 100 هزار نفر :

 https://goo.gl/BL70Ke 

جنایتی دیگر از داریوش : بریدن بینی ، گوش و زبان ، و درآوردن چشم فرورتیش (بنا به اعتراف داریوش در کتیبه بیستون) :

 https://goo.gl/1a7QPg 

وحشیگری هخامنشیان : بریدن بینی و گوش و درآوردن چشم (بنا به اعتراف خود داریوش در کتیبه بیستون) : 

https://goo.gl/lRjCHy

داریوش زرتشتی و جنایت علیه بشریت / فرو کردن تیر ، چوب و آهن در مقعد ، واژن و دهان سه هزار نفر ! / و ... :

 https://goo.gl/h03Itf


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357 

منبع : باستانهخامنشیان (334) : درباره خونخواری و جنایات شاه زرتشتی ( داریوش هخامنشی ) بیشتر بدانیم
برچسب ها : داریوش , https ,هخاان ,رهایی ,طلبانه ,کشورهای ,برای رهایی ,طلبانه کشورهای ,سلطه هخاان ,هخاان برای ,استقلال طلبانه ,استقلال طلبانه کشورهای ,شورشها

هخامنشیان (178) : بیگاری چند شهر برای جیب یک ملکه (و بیگاری کل کشور برای جیب هخامنشیان)

:: هخامنشیان (178) : بیگاری چند شهر برای جیب یک ملکه (و بیگاری کل کشور برای جیب هخامنشیان)

بیگاری چند شهر برای تامین جیب ملکه (یا شاهپور) هخامنشی ؛

و بیگاری کل کشور برای تامین جیب خاندان و دربار هخامنشی


هخامنشیان (بخش178)


" ایرمتم ، اولهی و اراضی اهدایی :

در تعقیب همان روش ، وسوسه می شویم الواح را با مجموعه اسناد دیگر مقایسه کنیم بلکه بتوانیم تردیدهایی را بزداییم که بر وضعیت مشخص قلمروهایی (ایرمتم ، اولهی) سنگینی می کند که به شاهپورها ، شهبانوان و افراد عالی مرتبه ی دیگر ، که جزو نزدیکان داریوش هستند تعلق گرفته است . 

همانطور که دیدیم نویسندگان کلاسیک از خلال قطعه ای از گزنفون اغلب به وجود اراضی و یا درآمدهای اعطایی به شهبانوان پارس گواهی می دهند . چنین است مورد درآمد ماهیگیری دریاچه موءریس در مصر که هرودوت در مبحث خراجگزاری خود از آن سخن گفته است . گزنفون عبارات مشابهی در وصف روستاهای نزدیک حلب که به پروشات ، همسر داریوش دوم اختصاص داشت ، به کار برده است : 

" آنها را برای تامین هزینه کمربندش به او داده بودند . "

همچنین است در نوشته افلاطون : 

" شنیدم شاهدی شایسته ی اعتماد ، یکی از همان کسانی که به دربار شاه بزرگ رفته اند (گزنفون ؟ کتسیاس؟) می گفت که از خطه ای حاصلخیز گذشته بود که وسعت آن چنان بود که پیاده تقریبا یک روزه طی می شد . ساکنانش آن را " کمربند ملکه " می نامیدند . وی افزود که خطه ای دیگر " چادر ملکه " نامیده می شود . و بود بسیاری خطه های دیگر با اراضی حاصلخیز که به زیورهایش اختصاص داشت و هر کدام نامی داشت که از یکی از اشیایی که به کار آراستن او می رفت ، به وام گرفته شده بود . "

بسیاری از نویسندگان باستان به این رسم که از نظر سیسرون خاص شاهان شرق تلقی شده است ، اشاره کرده اند . 

محدودیت های استفاده از منابع کلاسیک هر چه باشد ، در این منابع آمده است که شهبانوان اراضی و روستاهایی در چندین منطقه شاهنشاهی در اختیار داشتند که از آنها درآمدی خالص کسب می کردند که به مخارج خانه شان اختصاص داشت . چندین لوح بابلی متعلق به زمان اردشیر اول و داریوش دوم این سخن را به اثبات می رساند . در این الواح به خانه ها (بیتو) ، یعنی قلمروهایی که به اعضای خاندان سلطنت (و همچنین به اصیلزادگان پارسی) اختصاص یافته است اشاره شده است . از دوران اردشیر اول ، " قلمرو بانوی کاخ " (شاید یکی از زنان شاه) را می شناسیم و همچنین " قلمرو پسر شاه " (مارشری ؛ سلطنت داریوش دوم) . 

لازم است به ویژه توجه را به اشارات مربوط به قلمروهای پروشات جلب کنیم که از میان آنها نقل قول زیر را برگزیده ایم :

" 60 کور جو ، مال الاجاره تعیین شده ، علفچر اراضی (پروشات) ، (واقع در) امتداد ترعه ادو - اب - اوسور (ساحل) راست (و چپ از بند آن تا) مصب آن ، هر جا که آبها(ی آن جریان دارند) از سال 3 داری(یوش شاه (اراضی) که در دست) متنی یامه (بنده ی اءه - بولیطسو مباشر (بغدو) پروشات است (و) که (در اختیار ریموت - نی نورته) مورشو (است) ؛ جو مورد بحث (60 کور ، مال الاجاره تعیین شده) این (اراضی) سال 3 ، (که) (مت) ان (نی - یامه آن را از دستان) انلیل ایتنو و مو (تیر - گیمیلی خزانه داران) ریموت - نی نورته دریافت کرده بود ، پرداخت شد ؛ متنی - یامه تهیه خواهد کرد رسید 60 کور مال الاجاره ی تعیین شده ی این اراضی سال 3 (و) به نظم و ترتیب پرداخت شده از (طرف) ری - (...) و اءه - بولیطسو مباشر پروشات (آن را) به انلیل - ایتنو و (موتیر - گیمیلی خواهد داد) . (نام شاهدان و دبیر) نیپور 3 - 9 - 12 داریوش . "

به قلمروهای گوناگون اختصاص یافته به شاهپور ارشامه نیز بین سال 425 و 404 اشاره شده است . اگر الواح مربوط به پروشات ما را به یاد گزنفون و افلاطون می افکند ، الواح مربوط به ارشامه طبعا ما را به یاد چند نامه ی آرامی آن کسی می اندازد که خشثرپاون مصر بود و در آن قلمروهایی داشت . وی یگانه کسی نبود که در مصر قلمرو داشت ، زیرا در اسناد به دو اصیلزاده پارسی دیگر ، که آنان نیز اراضی در مصر دارند ، به نام های ورفیش و وروهی اشاره شده است ... (1)"


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 724 - 722


1 . این مطلب در کتاب ، ادامه دارد . ولی به جهت جلوگیری از اطاله کلام ، از ذکر بقیه آن خودداری کردیم . 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (178) : بیگاری چند شهر برای جیب یک ملکه (و بیگاری کل کشور برای جیب هخامنشیان)
برچسب ها : اراضی ,پروشات ,اختصاص ,داریوش ,گزنفون ,اشاره ,برای تامین ,اختصاص داشت ,الواح مربوط ,انلیل ایتنو ,بولیطسو مباشر

هخامنشیان (244) : برده داری جنسی در عصر هخامنشی

:: هخامنشیان (244) : برده داری جنسی در عصر هخامنشی

برده داری جنسی در عصر هخامنشی / وقاحت فرمانده و داماد اردشیر هخامنشی / تلاش برای غصب زوری دختر همکار و زیردست ، بعنوان برده جنسی 


هخامنشیان (بخش244)


" ... یگانه کسی که پیوستنش به آگسیلاءوس مورد تایید قرار گرفته است ، اسپیتریداتس است . این پارسی والاتبار ، از فرناباذ بریده بود ؛ زیرا خشثرپاون قصد داشت دختر او را چون 'همبستر' برگزیند . اسپیتریداتس پس از نزدیک شدن لوساندر به او به کوزیکوس گریخت و تمام خانواده ، دارایی و ملازمان رکابش را که از 200 سوار تشکیل می شد در همانجا نهاد و با پسرش ، مگاباتس به آگسیلاءوس پیوست . مشاغل وی در نزد فرناباذ درست شناخته نشده است . نویسنده ی هلنیکای اوکسور هونخوس فقط نوشته است : " وی نزد فرناباذ می زیسته و به او خدمت می کرده است . "

بنابراین وی به محل اشرافزادگان دارای حق انتفاع ارضی تعلق داشته است که خشثرپاون داسکولیون از وجودشان برای ماموریتهای موردی استفاده می کرد . می دانیم که در سال 410 ، وی با راتینس بر قشونهایی فرمان می راند که به اتفاق بیتونیاییها از طرف خشثرپاون داسکولیون مامور جلوگیری از ورود ده ها هزار تن نجات یافته به فریگیا شده بودند ... "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، ص 1014


تذکر :

در قسمتهای قبل آوردیم که شاهان هخامنشی و فرماندارانشان ، دختران و زنان فراوانی را به عنوان همبستر (برده جنسی) می خریدند یا غصب می کردند ؛ و این ، امری بسیار رایج در حکومت هخامنشی بوده است . 

در قسمتهای دیگر نیز اشاره کردیم که هخامنشیان ، دختران و زنان برخی سرزمینهای تصرف شده را به بردگی فروکاسته ، و می فروختند (و عده ای را برده جنسی خود می کردند) . 

نیز سالانه تعداد مشخصی دختر جوان بابت خراج و هدایای اجباری ، از برخی سرزمینهای تحت سلطه ی خود دریافت می کردند . 

برای کسب اطلاعات بیشتر ، به قسمتهای قبل در 

baastan.blog.ir

تحت موضوع " مطالب اختصاصی با موضوع کوروش و داریوش و دیگر هخامنشیان " مراجعه کنید . 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (244) : برده داری جنسی در عصر هخامنشی
برچسب ها : برده ,هخاان ,قسمتهای ,خشثرپاون ,فرناباذ ,دختر ,برخی سرزمینهای ,خشثرپاون داسکولیون ,برده داری

هخامنشیان (219) : بازسازی یا احترام به خدایان سرزمینهای فتح شده ، امری مرسوم در بین فاتحین

:: هخامنشیان (219) : بازسازی یا احترام به خدایان سرزمینهای فتح شده ، امری مرسوم در بین فاتحین

بازسازی یا احترام به معابد و خدایان سرزمینهای فتح شده ، امری مرسوم و تبلیغاتی در بین شاهان فاتح (نه فقط کوروش) ، برای جلب نظر و محبت مردم سرزمین فتح شده ، و مشروعیت و اعتبار بخشیدن به حکومت خود


هخامنشیان (بخش219)


" ... کارهای ملحدانه ی خشایارشا در مورد توهین به مقدسات (=ویرانی معابد و ربودن پیکره طلایی یکی از خدایان) را به ویژه نویسندگان دوران یونانی مآبی پرورانده اند . این نویسندگان اطلاعات خود را از مورخان دوران اسکندر به وام گرفته اند . همه آنان رفتار اسکندر را در تقابل با این شاه بزرگ (=خشایارشا) قرار داده اند : استرابون و دیودوروس به تخریب گور بلوس اشاره کرده اند ، لیک زمان آن را مشخص نکرده اند . نوشته ی آریانوس صریح تر است ؛ او پس از توصیف ورود شاه (=اسکندر) به بابل که طی آن کاهنان نیز از او استقبال کرده اند ، نوشته است :

" اسکندر پس از ورود به بابل ، بابلیان را دعوت به بازسازی معابدی کرد که خشایارشا امر به انهدامشان داده بود ، به ویژه معبد بلوس ، همان خدایی که بابلیان بیش از همه به او احترام می گذاشتند ؛ اسکندر بر طبق تعلیمات آنان برای بلوس قربانی کرد . "

وی در هنگام شرح دومین اقامت اسکندر در این شهر (324 - 323) به این موضوع بر می گردد و یادآور می شود که خشایارشا پرستشگاه های بابلی و از آن جمله پرستشگاه بلوس را منهدم کرده بود . وی تاریخ این تخریب را بازگشت خشایارشا از اروپا تعیین کرده است . 

... تقابل خاطرنشان شده بین اسکندر و خشایارشا فقط می تواند دینداری شاهی بزرگ را جلوه دهد که بعدها به یونانیان اجازه داد که تمثال های خدایان و یادمانهای نذری دیگر را که خشایارشا از یونان با خود آورده بود پس بگیرند ...

در واقعیت اسکندر هنگام ورود به بابل کاری نکرد جز اقتباس رفتارها و اتخاذ تصمیم های هر فاتحی که خاطره ی پیشینیان خود را محکوم می کند و دینداری خود را در قبال خدایان مردم آزاد شده به نمایش می گذارد . این درست همان کاری است که کوروش در سال 539 (هنگام ورود به بابل) در همین بابل انجام داده بود . برای شاهان تاکید بر مرمت بناهایی که ویران شده بودند امری عادی بود ... "


امپراتوری هخامنشی ، پروفسور پیر برایان ، ترجمه ناهید فروغان ، صص 856 - 855


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (219) : بازسازی یا احترام به خدایان سرزمینهای فتح شده ، امری مرسوم در بین فاتحین
برچسب ها : اسکندر ,خشایارشا ,بابل ,خدایان ,بلوس ,کرده ,هنگام ورود ,امری مرسوم ,خدایان سرزمینهای

هخامنشیان (353) : چند همسری داریوش هخامنشی / او دست کم چهار همسر مشروع داشت / چند همسری در ایران باستان

:: هخامنشیان (353) : چند همسری داریوش هخامنشی / او دست کم چهار همسر مشروع داشت / چند همسری در ایران باستان

چند همسری داریوش هخامنشی / داریوش دست کم ، چهار همسر مشروع داشت


هخامنشیان (بخش353)


" ... از منابع یونانی با نام 12 پسر و 6 دختر داریوش آشنا هستیم . اما این روایت نمی تواند کامل باشد . مثلا در الواح ایلامی انبار دربار به نام همسر او شهبانو ارتبامه برمی خوریم که در گزارش های مورخان باستان ، هیچ یادی از او نشده است . البته نمی دانیم که او برای داریوش فرزندانی آورده است یا نه . داریوش از دختر نیزه دارش گوبروه ، که پیش از بر تخت نشستن با او ازدواج کرده بود ، سه پسر داشت . از آتوسا ، دختر بزرگ کوروش ، هم سه پسر و از ارتیستونه ، دختر کوچکتر کوروش ، دو پسر . "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، ص 199


تذکر :

اینها تعداد احتمالی همسران مشروع اوست . ممکن است او همسران نامشروعی نیز داشته بوده باشد و آمار آن مشخص نیست . قبلا هم از کتاب امپراتوری هخامنشی ، تالیف پروفسور برایان آوردیم که شاهان هخامنشی (حداقل برخیشان) همبستران (=همسران نامشروع) متعددی داشتند . 


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (353) : چند همسری داریوش هخامنشی / او دست کم چهار همسر مشروع داشت / چند همسری در ایران باستان
برچسب ها : داریوش ,دختر ,همسران ,همسر ,همسری ,مشروع ,مشروع داشت ,همسر مشروع ,چهار همسر ,همسری داریوش

هخامنشیان (444) : متعه (ازدواج موقت) در عصر هخامنشی

:: هخامنشیان (444) : متعه (ازدواج موقت) در عصر هخامنشی

متعه در عصر هخامنشی


هخامنشیان (بخش444)


کتب تاریخی فراوانی ثابت می کند که متعه (عقد موقت /صیغه) در عصر هخامنشی و ایران باستان ، رایج بوده است . در اینجا به یکی از آن منابع اشاره می کنیم :


" ... گزارشی از پلوتارخوس تاییدی است بر این مطلب : 

" معمولا اقوام بربر بی اندازه نسبت به زنان خود غیور (غیرتی) هستند و ایرانیان در این باره سرآمد همگانند . نه تنها از زن های خود ، بلکه از کنیزان و ' زن های موقت ' خود نیز به سختی حراست می کنند و هیچ چشم بیگانه ای اجازه ندارد بر آنها بیفتد . آنها در حجله های خود زندگی بسته ای دارند و حتی باید به هنگام سفر در ارابه های سرپوشیده بنشیند که از هر سو پرده های ضخیم آن را پوشانده است . "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، ص 352


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (444) : متعه (ازدواج موقت) در عصر هخامنشی
برچسب ها : موقت ,متعه

هخامنشیان (467) : خرخواری ایرانیان باستان

:: هخامنشیان (467) : خرخواری ایرانیان باستان

خرخواری ایرانیان باستان


هخامنشیان (بخش467)


" ... بیشترین جشنی که (ایرانیان باستان) می گرفتند ، جشن تولد بود . ثروتمندان از خود و میهمانانشان با یک گاو نر یا یک اسب یا یک شتر یا یک خر کباب شده پذیرایی می کردند . فقرا به یک گوسفند یا بز بسنده می کردند ... "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، ص 392


نکات :


1 . هر وقت کوروش پرستان ، نژادپرستان و لقبهای تمسخرآمیز آنان - منجمله سوسمارخواری - خطاب به دیگر اقوام را می بینم ، یاد سه مثل معروف می افتم : 

" میمون هر چی لیشتره (زشت تره) ، بازیش بیشتره " ؛

" دیگ به دیگچه میگه روت سیاه " ؛

" کسی که دیوار خونه ش شیشه ایه ، به شیشه خونه مردم سنگ نمی زنه (=نباید بزنه) . "

یه حدیث هم یادم میاد : 

" بزرگترین عیب آنست که عیبی را در دیگران بجویی که در خودت باشد . "

2 . جالب است بدانید علی رغم ادعای کوروش پرستان و نژادپرستان ، سوسمارخواری ، امری همه گیر در بین اعراب عصر جاهلی نبوده ؛ بلکه تنها عده ای ، این کار را می کردند . 

3 . قبلا سند آورده ایم که آدمخواری هم در بین ایرانیان باستان ، رواج داشته است .

4 . همانطور که در این سند می بینید ، و قبلا از کتاب پروفسور برایان هم سند آورده بودیم ، برخلاف اعراب عصر جاهلیت ، در بین ایرانیان عصر جاهلیت - یعنی ایران باستان - خرخواری امری رایج بوده است .

5 . نه اعراب پس از اسلام ، سوسمار خوردند ، و نه ایرانیان مسلمان ، خر خوردند . آیا درست است که ما به اعراب فعلی ، اعمال برخی - نه همه ی - اعراب عصر جاهلیت را نسبت و تعمیم داده و تمسخرشان کنیم ؟ 

آیا درست است که آنان به ایرانیان فعلی ، اعمال ایرانیان عصر جاهلیت - ایران باستان - را نسبت و تعمیم داده و ما را خرخوار و آدمخوار بنامند ؟!


بر کس مپسند آنچه ترا نیست پسند .


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (467) : خرخواری ایرانیان باستان
برچسب ها : ایرانیان ,باستان ,اعراب ,جاهلیت ,خرخواری ,ایرانیان باستان ,تعمیم داده ,ایران باستان ,کوروش پرستان ,خرخواری ایرانیان ,خرخواری ایرانیان باستان

هخامنشیان (467) : خرخواری ایرانیان باستان

:: هخامنشیان (467) : خرخواری ایرانیان باستان

خرخواری ایرانیان باستان


هخامنشیان (بخش467)


" ... بیشترین جشنی که (ایرانیان باستان) می گرفتند ، جشن تولد بود . ثروتمندان از خود و میهمانانشان با یک گاو نر یا یک اسب یا یک شتر یا یک خر کباب شده پذیرایی می کردند . فقرا به یک گوسفند یا بز بسنده می کردند ... "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، ص 392


نکات :


1 . هر وقت کوروش پرستان ، نژادپرستان و لقبهای تمسخرآمیز آنان - منجمله سوسمارخواری - خطاب به دیگر اقوام را می بینم ، یاد سه مثل معروف می افتم : 

" میمون هر چی لیشتره (زشت تره) ، بازیش بیشتره " ؛

" دیگ به دیگچه میگه روت سیاه " ؛

" کسی که دیوار خونه ش شیشه ایه ، به شیشه خونه مردم سنگ نمی زنه (=نباید بزنه) . "

یه حدیث هم یادم میاد : 

" بزرگترین عیب آنست که عیبی را در دیگران بجویی که در خودت باشد . "

2 . جالب است بدانید علی رغم ادعای کوروش پرستان و نژادپرستان ، سوسمارخواری ، امری همه گیر در بین اعراب عصر جاهلی نبوده ؛ بلکه تنها عده ای ، این کار را می کردند . 

3 . قبلا سند آورده ایم که آدمخواری هم در بین ایرانیان باستان ، رواج داشته است .

4 . همانطور که در این سند می بینید ، و قبلا از کتاب پروفسور برایان هم سند آورده بودیم ، برخلاف اعراب عصر جاهلیت ، در بین ایرانیان عصر جاهلیت - یعنی ایران باستان - خرخواری امری رایج بوده است .

5 . نه اعراب پس از اسلام ، سوسمار خوردند ، و نه ایرانیان مسلمان ، خر خوردند . آیا درست است که ما به اعراب فعلی ، اعمال برخی - نه همه ی - اعراب عصر جاهلیت را نسبت و تعمیم داده و تمسخرشان کنیم ؟ 

آیا درست است که آنان به ایرانیان فعلی ، اعمال ایرانیان عصر جاهلیت - ایران باستان - را نسبت و تعمیم داده و ما را خرخوار و آدمخوار بنامند ؟!


بر کس مپسند آنچه ترا نیست پسند .


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (467) : خرخواری ایرانیان باستان
برچسب ها : ایرانیان ,باستان ,اعراب ,جاهلیت ,خرخواری ,ایرانیان باستان ,تعمیم داده ,ایران باستان ,کوروش پرستان ,خرخواری ایرانیان ,خرخواری ایرانیان باستان

هخامنشیان (485) : بقراط از پذیرش مقام پزشک مخصوص سر باز زد / رشد پزشکی ایران مدیون اسلام است

:: هخامنشیان (485) : بقراط از پذیرش مقام پزشک مخصوص سر باز زد / رشد پزشکی ایران مدیون اسلام است

بقراط از پذیرفتن مقام پزشک مخصوص اردشیر دوم سر باز زد / رشد پزشکی ایران مدیون اسلام است


هخامنشیان (بخش485)


" ... بقراط ، که سوگند او امروز هم در میان پزشکان معمول است ، ظاهرا چنان که گالن اشاره کرده است ، از پذیرفتن مقام پزشک مخصوص اردشیر دوم سر باز زد ، گرچه به او 100 تالان طلا پیشنهاد شده بود ، یعنی حدود هشت و نیم میلیون مارک طلا .

... (او) با این مبلغ می توانست 6 / 1 میلیون گوسفند بخرد . (1)"


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، ص 217


1. این برای چندمین بار حرف ما را مبنی بر نبودن پزشک حاذق در بین پارسیان عصر هخامنشی (یا آریاییان) ثابت می کند . اگر پزشک حاذق ایرانی ای وجود داشت ، دلیلی برای متوسل شدن به پزشک خارجی نبود . میزان عظیم پاداش پیشنهاد شده به بقراط نیز بر این باور - "نبودن پزشک حاذق ایرانی در عصر هخامنشی" - صحه می گذارد . 

این در حالیست که در دوره اسلامی ، پزشکان حاذق فراوانی در ایران سر بر می آورند که یکیشان ابن سینا است . جهان به خود به یاد ندارد پزشکی همچون ابن سینا را که بیش از شش قرن حرف اول را در پزشکی میزد و کتب پزشکی اش در جهان - منجمله در دانشگاه های غربی - بطور مداوم تدریس می شد . 

ظهور دانشمندان فراوان در پس از اسلام - برخلاف پیش از اسلام - در ایران و ملل اسلامی ، نشات گرفته از فرهنگ علم آموزی اسلام است . 

اینکه پس از انقلاب اسلامی ایران و تشکیل جمهوری اسلامی ، در طی زمانی کوتاه ، ایران توانست به رتبه اول دنیا از نظر سرعت رشد علم دست یابد هم ناشی از حاکم شدن همین فرهنگ علم آموزی " اسلام " در کشور است . ما در برهه ای ، که دولت اسلامی دکتر احمدی نژاد بر سر کار آمد توانستیم چنین پیشرفت عظیمی بکنیم و سرعت رشد ایران در علم به 13 برابر میانگین جهانی آن رسید . 

ناگفته نماند که در دوره ذکر شده - پس از انقلاب - ایران توانست از نظر علم پزشکی رشد قابل توجهی بکند ، جزء چند کشور اول دنیا در پزشکی قرار گرفتیم ، الان پزشکان ایرانی در دنیا سرآمد هستند و در کشورهای مختلف دنیا بکار گرفته و به آنان افتخار می شود (در حالی که در حکومت غیراسلامی پهلوی ، نه تنها اینگونه نبود ، بلکه از هند و دیگر کشورها پزشک وارد می کردیم برای درمان مردم خودمان!) .

الان مراکز درمانی و دانشگاه های پزشکی ایران - برخیشان - به جایگاه های برتر در دنیا دست یافته اند و کشورهای دیگر - خصوصا کشورهای همسایه - برای درمان بیماریشان به مراکز درمانی ایران مهاجرت کرده و نوعی از گردشگری رو به توسعه و پرسود در ایران شکل گرفته است به نام " گردشگری سلامت " . این پیشرفت ها نتیجه حاکم شدن تفکر و فرهنگ اسلامی و توسعه ی عدالت آموزشی - پس از انقلاب و خصوصا در دولت انقلابی آقای احمدی نژاد - بر کشور است . 


مطالب مرتبط : 


نام هیچ پزشک ایرانی در کار نیست (در زمان هخامنشیان) :

 https://goo.gl/PLeRK3 

علی رغم پزشکان مصری و یونانی ، خبری از پزشکان ایرانی در عصر هخامنشی نیست :

 https://goo.gl/rSrKHy 

خبری از پزشک ایرانی در عصر هخامنشی نیست :

 https://goo.gl/tPYy54 

تعلیم و تربیت در زمان هخامنشیان ، فقط برای فرزندان اعیان بوده :

 https://goo.gl/zTLKlp 

نگاه استاد دانشگاه کالیفرنیای امریکا به وضعیت بهداشتی قبل از انقلاب :

" 64 درصد شهرنشینان در سال 1351-1352ش دچار سوء تغذیه بودند (که 25 درصد اینها وضع تغذیه شان بسیار بد بود) و این در مقایسه با 42 درصد در روستاها، رقم بسیار بالایی است. آمار و ارقام بهداشتی نشان می دهد که بر تعداد تختهای بیمارستان ، کلینیکها، پزشک و پرستار افزوده شده اما در سال 1356 ایران هنوز در خاورمیانه بدترین نسبت پزشک- بیمار، بالاترین نرخ مرگ و میر نوزادان و اطفال و پایینترین نسبت تخت بیمارستان به جمعیت را دارا بوده است. "

کتاب تاریخ تحولات اجتماعی ایران/ نوشته جان فوران استاد دانشگاه کالیفرنیای امریکا/ص492

شرح عکس (در لینک زیر) : جدول مقایسه برخی شاخصهای سلامتی در قبل و بعد از انقلاب اسلامی :

yon.ir/g87B

لیست برخی پیشرفتها و خدمات پزشکی ایران در دولت اسلامی دکتر احمدی نژاد :

http://goo.gl/mkfd9v

http://goo.gl/7sSauS

http://goo.gl/Tki0lU

https://goo.gl/5Zqdlx 

http://goo.gl/qC1lsk


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (485) : بقراط از پذیرش مقام پزشک مخصوص سر باز زد / رشد پزشکی ایران مدیون اسلام است
برچسب ها : پزشک ,پزشکی ,اسلامی ,ایرانی ,اسلام ,انقلاب ,پزشکی ایران ,پزشک حاذق ,مقام پزشک ,احمدی نژاد ,پزشک مخصوص ,دانشگاه کالیفرنیای امریکا ,استاد دانشگاه

هخامنشیان (485) : بقراط از پذیرش مقام پزشک مخصوص سر باز زد / رشد پزشکی ایران مدیون اسلام است

:: هخامنشیان (485) : بقراط از پذیرش مقام پزشک مخصوص سر باز زد / رشد پزشکی ایران مدیون اسلام است

بقراط از پذیرفتن مقام پزشک مخصوص اردشیر دوم سر باز زد / رشد پزشکی ایران مدیون اسلام است


هخامنشیان (بخش485)


" ... بقراط ، که سوگند او امروز هم در میان پزشکان معمول است ، ظاهرا چنان که گالن اشاره کرده است ، از پذیرفتن مقام پزشک مخصوص اردشیر دوم سر باز زد ، گرچه به او 100 تالان طلا پیشنهاد شده بود ، یعنی حدود هشت و نیم میلیون مارک طلا .

... (او) با این مبلغ می توانست 6 / 1 میلیون گوسفند بخرد . (1)"


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، ص 217


1. این برای چندمین بار حرف ما را مبنی بر نبودن پزشک حاذق در بین پارسیان عصر هخامنشی (یا آریاییان) ثابت می کند . اگر پزشک حاذق ایرانی ای وجود داشت ، دلیلی برای متوسل شدن به پزشک خارجی نبود . میزان عظیم پاداش پیشنهاد شده به بقراط نیز بر این باور - "نبودن پزشک حاذق ایرانی در عصر هخامنشی" - صحه می گذارد . 

این در حالیست که در دوره اسلامی ، پزشکان حاذق فراوانی در ایران سر بر می آورند که یکیشان ابن سینا است . جهان به خود به یاد ندارد پزشکی همچون ابن سینا را که بیش از شش قرن حرف اول را در پزشکی میزد و کتب پزشکی اش در جهان - منجمله در دانشگاه های غربی - بطور مداوم تدریس می شد . 

ظهور دانشمندان فراوان در پس از اسلام - برخلاف پیش از اسلام - در ایران و ملل اسلامی ، نشات گرفته از فرهنگ علم آموزی اسلام است . 

اینکه پس از انقلاب اسلامی ایران و تشکیل جمهوری اسلامی ، در طی زمانی کوتاه ، ایران توانست به رتبه اول دنیا از نظر سرعت رشد علم دست یابد هم ناشی از حاکم شدن همین فرهنگ علم آموزی " اسلام " در کشور است . ما در برهه ای ، که دولت اسلامی دکتر احمدی نژاد بر سر کار آمد توانستیم چنین پیشرفت عظیمی بکنیم و سرعت رشد ایران در علم به 13 برابر میانگین جهانی آن رسید . 

ناگفته نماند که در دوره ذکر شده - پس از انقلاب - ایران توانست از نظر علم پزشکی رشد قابل توجهی بکند ، جزء چند کشور اول دنیا در پزشکی قرار گرفتیم ، الان پزشکان ایرانی در دنیا سرآمد هستند و در کشورهای مختلف دنیا بکار گرفته و به آنان افتخار می شود (در حالی که در حکومت غیراسلامی پهلوی ، نه تنها اینگونه نبود ، بلکه از هند و دیگر کشورها پزشک وارد می کردیم برای درمان مردم خودمان!) .

الان مراکز درمانی و دانشگاه های پزشکی ایران - برخیشان - به جایگاه های برتر در دنیا دست یافته اند و کشورهای دیگر - خصوصا کشورهای همسایه - برای درمان بیماریشان به مراکز درمانی ایران مهاجرت کرده و نوعی از گردشگری رو به توسعه و پرسود در ایران شکل گرفته است به نام " گردشگری سلامت " . این پیشرفت ها نتیجه حاکم شدن تفکر و فرهنگ اسلامی و توسعه ی عدالت آموزشی - پس از انقلاب و خصوصا در دولت انقلابی آقای احمدی نژاد - بر کشور است . 


مطالب مرتبط : 


نام هیچ پزشک ایرانی در کار نیست (در زمان هخامنشیان) :

 https://goo.gl/PLeRK3 

علی رغم پزشکان مصری و یونانی ، خبری از پزشکان ایرانی در عصر هخامنشی نیست :

 https://goo.gl/rSrKHy 

خبری از پزشک ایرانی در عصر هخامنشی نیست :

 https://goo.gl/tPYy54 

تعلیم و تربیت در زمان هخامنشیان ، فقط برای فرزندان اعیان بوده :

 https://goo.gl/zTLKlp 

نگاه استاد دانشگاه کالیفرنیای امریکا به وضعیت بهداشتی قبل از انقلاب :

" 64 درصد شهرنشینان در سال 1351-1352ش دچار سوء تغذیه بودند (که 25 درصد اینها وضع تغذیه شان بسیار بد بود) و این در مقایسه با 42 درصد در روستاها، رقم بسیار بالایی است. آمار و ارقام بهداشتی نشان می دهد که بر تعداد تختهای بیمارستان ، کلینیکها، پزشک و پرستار افزوده شده اما در سال 1356 ایران هنوز در خاورمیانه بدترین نسبت پزشک- بیمار، بالاترین نرخ مرگ و میر نوزادان و اطفال و پایینترین نسبت تخت بیمارستان به جمعیت را دارا بوده است. "

کتاب تاریخ تحولات اجتماعی ایران/ نوشته جان فوران استاد دانشگاه کالیفرنیای امریکا/ص492

شرح عکس (در لینک زیر) : جدول مقایسه برخی شاخصهای سلامتی در قبل و بعد از انقلاب اسلامی :

yon.ir/g87B

لیست برخی پیشرفتها و خدمات پزشکی ایران در دولت اسلامی دکتر احمدی نژاد :

http://goo.gl/mkfd9v

http://goo.gl/7sSauS

http://goo.gl/Tki0lU

https://goo.gl/5Zqdlx 

http://goo.gl/qC1lsk


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (485) : بقراط از پذیرش مقام پزشک مخصوص سر باز زد / رشد پزشکی ایران مدیون اسلام است
برچسب ها : پزشک ,پزشکی ,اسلامی ,ایرانی ,اسلام ,انقلاب ,پزشکی ایران ,پزشک حاذق ,مقام پزشک ,احمدی نژاد ,پزشک مخصوص ,دانشگاه کالیفرنیای امریکا ,استاد دانشگاه

هخامنشیان (413) : قوانین حمورابی حدود 1100 سال قبلتر از هخامنشیان تهیه و تدوین شد

:: هخامنشیان (413) : قوانین حمورابی حدود 1100 سال قبلتر از هخامنشیان تهیه و تدوین شد

قوانین حمورابی ، حدود 1100 سال قبلتر از هخامنشیان تهیه و تدوین شد


هخامنشیان (بخش413)


" ... ایلامی ها مجموعه قوانین کتبی ای داشته اند که حتی بخشی از آنها برگرفته از کتاب های قانون بابلی بود - از مجموعه قوانین مشهور حمورابی ، متعلق به سده ی هجدهم پیش از میلاد . 

... پارس ها ... در حدود سال 700 به انزان کوچیدند و از آنجا پارس خود را ساختند . "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی، چاپ دوم ، ص 314


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (413) : قوانین حمورابی حدود 1100 سال قبلتر از هخامنشیان تهیه و تدوین شد
برچسب ها : قوانین ,هخاان ,حمورابی ,مجموعه قوانین ,هخاان تهیه ,حدود 1100 ,قوانین حمورابی

هخامنشیان (245) : عدالت (!) هخامنشی : اعدام " خانواده بی گناه " شخص منتقد یا گناهکار

:: هخامنشیان (245) : عدالت (!) هخامنشی : اعدام " خانواده بی گناه " شخص منتقد یا گناهکار

عدالت (!) هخامنشی : مجازات (اعدام) " نزدیکان (=خانواده و ...) 'بی گناه' " شخص منتقد یا گناهکار ، توسط فرماندار هخامنشی


هخامنشیان (بخش245)


" ... شواهد ... موید آنست که وی (ماوسولوس) توسط قدرت مرکز مسءول حفظ نظم در کاریا و تدارک سفاین و قشون ، سپاهگیری و اخذ و واریز خراج و دیگر عوارض و مالیات ها ، حتی نگهداری از جاده های شاهی شده بود . ماوسولوس به عنوان خشثرپاون عوارض و مالیاتهایی نظیر هدایای اجباری می گرفت ؛ همان هدایایی که ساکنان سرزمینی که کاروان خشثرپاون یا یکی ا