حیله گری و دروغگویی کوروش


هخامنشیان (بخش298)


" ... کوروش در تابستان 539 در پیرامون دریاچه ی آبی ، سپاه بزرگی از پارس ها ، مادها و دیگر اقوام ایرانی گرد آورد . همانند سال 547 ، سپاه از گذر رواندوز به منطقه ی اربلا سرازیر شد ... احتمالا ایرانی ها فقط گنج های بابل را در سر داشتند ، که پس از پیروزی انتظار آنان را می کشید . 

پس از سقوط امپراتوری آشور ، پیرامون اربلا به دست مادها افتاده بود . رودخانه ی زاب کوچک خط مرزی جنوب بود . گوتیوم در آن سوی مرز قرار داشت ، یعنی کردستان امروزی عراق ، با آبادی های اصلی اش کرکوک و سلیمانیه . اما در آن روزگار گوتیوم هنوز به بابل تعلق داشت ...

اسگرتیه های ایرانی ، احتمالا نیاکان کردهای امروز ، ساکنان گوتیوم و اربلا را تشکیل می دادند . رهبر این قوم گوبروه نامیده می شد که در اسناد بابلی به صورت اوگبرو و یا گوبرو آمده است . گوبروه در این هنگام مردی سالخورده با سابقه ی زیاد نظامی بود و به عنوان فرمانده پیاده نظام در خدمت بابلی ها روزگار می گذراند . او می بایستی در مقام حکمران منطقه ی مرزی گوتیوم از حمله ایرانیان به بابل جلوگیری می کرد . 

اما کوروش توانست گوبروه را به سوی خود بکشد . به این ترتیب سپاه او با 2300 سوار اسگرتیه ای نیرومندتر شد ...

کوروش با سپاه بزرگ خود از میان گوتیوم به طرف جنوب حرکت کرد و از رود مرزی دیاله عبور کرد . اپیس ... اندکی پیش از پیوستن دیاله به دجله قرار داشت . کوروش در آغاز سال 539 به این شهر رسید و (شهر) اپیس محاصره و به آتش کشیده شد . ایرانیان از سر دوراندیشی با خود از کرکوک قیر و قطران آورده بودند . در نبردهایی خونین ، اپیس به تصرف درآمد . سپاه نبونید (بابلی) شکست خورد .

روز دهم اکتبر سیپار نیز سقوط کرد . دژ غربی دیوار مادی بدون درگیری تسلیم پارس ها شد . به این ترتیب کوروش در جنوب دیوار مادی با عبور کردن از دجله تمام استحکامات تدافعی نبوکدنصر را دور زد . دو روز بعد ، دوازدهم اکتبر ، گوبروه با سپاه اسگرتیه ای خود جلوی دروازه های بابل آفتابی شد - البته بدون کوروش . از آنجا که نبونید در راه بازگشت ، از پایتخت بدفرجام خود دوری جسته بود و در امتداد فرات به بورسیپه در جنوب روی آورده بود ، کوروش در تعقیب او شهر را به محاصره ی خود درآورد . در اینجا نبونید منتظر تصرف شهر از سوی کوروش نماند و خود را تسلیم کرد . احتمالا کوروش به او اطمینان داده بود که جانش در خطر نخواهد بود ...

روز دوازدهم اکتبر 539 ، که شامگاهش گوبروه با سپاه اسگرتیه ای خود به بابل درآمد ، بر پایه ی تقویم بابلی روز جشن بود . ظاهرا هنوز خبر سقوط سیپار به پایتخت نرسیده بود . در هر حال ، مردم بابل آسوده خاطر در خلسه ی جشن به سر می بردند . دروازه های شهر باز مانده بود . به این ترتیب هنگامی که در پناه تاریکی شب گوبروه و سپاهش ، که به عنوان پیاده نظام سابق ، طرف اعتماد بابلیان بودند ، وارد شهر شدند ، با مقاومتی روبرو نشدند . اصلا کسی به آنها به چشم دشمن نگاه نکرد . نگهبانان کاخ سلطنتی بی سر و صدا از پا درآمدند ، چون مهاجمان در حالی که رفتاری مانند شرکت کنندگان سرمست جشن داشتند ، با سر و صدای خود فریادهای کشته شدگان را تحت الشعاع قرار داده و بدین ترتیب خدمه ی کاخ را فریب دادند . دژ بدون تلفات (از جانب اسگرتیه ای ها) به دست مهاجمان (=اسگرتیه ای ها) افتاد . 


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی ، چاپ دوم ، صص 105 - 103


تذکر :

1 . همانطور که می بینید بر خلاف ادعای کوروش در منشورش - که گفته بود بابل را بدون نبرد فتح کرده است - کشور بابل بدون جنگ و خونریزی ، تصرف نشده است . از آتش زدن اپیس گرفته تا نبردهای خونین و نیز کشتن نگهبانان کاخ و ... مشخص است که تصرف ، بدون جنگ و خونریزی اتفاق نیفتاده است . 

بنابراین دروغگویی کوروش ، محرز است . 

ترجمه منشور در لینک زیر :

 https://goo.gl/p5UDCg 

2 . حیله گری کوروش در جنگ و تصرف بابل نیز همانطور که در این مطلب می بینید محرز است . 

3 . این در حالیست که کوروش پرستان (=مزدوران اسراءیل) در فضای مجازی با نشر شایعات و انتساب سخنان بی سند به کوروش تلاش می کنند او را فردی راستگو نشان دهند ؛ و گفته بودند کوروش گفته : " ﻣﺮﺩ (قوم) ﺎﺭﺳ ﺩﺭﻭﻍ ﻧﻮﺪ ﺣﺘ ﺑﻬﻨﺎﻡ ﻣﺮ ﺩﺭ ﻣﺪﺍﻥ ﺟﻨ ! "

 

 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357 

منبع : باستانهخامنشیان (298) : حیله گری و دروغگویی کوروش
برچسب ها : کوروش ,بابل ,سپاه ,اسگرتیه ,گوبروه ,تصرف ,دروغگویی کوروش ,سپاه اسگرتیه ,دوازدهم اکتبر ,پیاده نظام ,قرار داشت