مهاجرت پارس ها و مادها به ایران


هخامنشیان (بخش286)


" ... هیچ کس بدرستی نمی داند که پارس ها ، مادها و دیگر ایرانیان در چه روزگاری به فلاتی آمده اند که بعد از آن به نام آنها ایران ، در حقیقت سرزمین آریاییان ، خوانده شد . احتمالا پارس ها از جنوب روسیه آمده اند . آنها با ارابه ها و اسب ها و گله هایشان از راه باریکی که میان قفقاز و دریای سیاه پیچ و خم بر می دارد ، استفاده کردند و در غرب و جنوب دریاچه ی ارومیه ساکن شدند . 

... در سال 843 ، آشوریان به فرماندهی شلمنصر سوم در کرانه غربی دریاچه آبی به قومی برخوردند که تا آن زمان با آن بیگانه بودند ؛ قومی که پارسه خوانده می شدند . این نخستین بار است که در تاریخ به نام پارس ها بر می خوریم . این که اینان در چه هنگامی سر از غرب دریاچه ی ارومیه درآورده اند ، روشن نیست - ظاهرا کمی قبل از سال 843 . 

نه در بین النهرین و نه در ایلام ، نه در آسیای صغیر و نه در سوریه و فلسطین ، کسی به تازه واردان از شمال اعتنایی نکرد . اما سه سده نگذشته بود که پارس ها سرور مطلق این سرزمین ها و دورتر از آن ها شدند . 

راه تاریخ خیلی بی سر و صدا پارس ها را به این بلندای پرشیب رسانده بود . آغاز کار پارس ها در ایران چندان چشمگیر نبود . منطقه ی حاصلخیز غرب دریاچه ی آبی را که به اشغال خود درآوردند ، مکانی خالی از سکنه نبوده که فقط در انتظار شمالی ها بوده باشد . از نظر حکومتی از آن اورارتو ، سرزمین آرارات کتاب مقدس ، بود . در جنوب دریاچه ی آبی ماناها می زیستند ، که اکنون ناگزیر از پس کشیدن خود به کرانه ی شرقی می شدند . کمی جنوبی تر مادها ، که با پارس ها خویشاوند بودند ساکن شده بودند ، یعنی در منطقه ی کردستان امروزی ایران و همچنین در گستره ی بزرگی در جهت شرق تا نزدیکی تهران امروز و حتی آن سوتر . گویا مادها از استپ های شرقی دریای مازندران و البته پیش از پارس ها به فلات کوچیده بودند . اما منابع آشوری اول بار در سال 835 به مادها اشاره می کنند ، یعنی هشت سال پس از پارس ها . 

آرامو ، شاه اورارتو ، که پایتختش توشپا در کرانه دریاچه وان بود ، نتوانست جلوی کوچ پارس ها را به منطقه شرقی سرزمینش بگیرد . شاید مقدم آنها در مقام متحدانی در برابر تهدیدهای داءمی قدرت بزرگ آشور ، برای او حتی مبارک هم بود . پارس ها در کرانه دریاچه ی آبی روزگار آرامی را نگذرانده اند .

 در سال 829 شلمنصر سوم باز هم از نینوا در نزدیکی موصل امروزی به معبر کلیشین نفوذ کرد . در روزگارنامه ی او می آید : " تا به سرزمین پارسوه بالا رفتم و از شاه سرزمین پارسوه خراج گرفتم . " 

سال بعد نیز (828) پارس ها گرفتار شلمنصر شدند : " در میانشان حمام خون راه انداختم و آنها را به اسارت گرفتم و کشان کشان با خود بردم . " یعنی در امتداد جاده ی نظامی تا گذرگاه سیمسی ، یعنی همان دروازه ی آسیا ...

فشار فزاینده ی آشوری ها و قدرت رو به افزایش شاهان اورارتو ، که هم پیامان ماناها شده بودند ، کم کم پارس ها را از پیرامون دریاچه آبی به طرف جنوب راند . در اینجا آنها پسر عموهایشان ، مادها را بر سر راه داشتند . اما پارس ها در خلال نخستین سده ی اقامتشان در خاک اورارتو ، تجربه ی ارزنده ای کسب کرده بودند ؛ آنها در آنجا هنر کندن قنات را آموختند . بعدها پارس ها این اختراع ظاهرا اورارتویی را به میهن جنوبی جدید خود انزان بردند ...

امروز نیز در ایران بخشی از آب شهر و روستا را قنات تامین می کند . این دالان های زیرزمینی نام عربی " قنات " بر خود دارند . پیشتر برای آنها از واژه ی فارسی متداول کهریز استفاده می شد ... "


والتر هینتس ، داریوش و ایرانیان ، ترجمه پرویز رجبی ، نشر ماهی ، چاپ دوم ، صص 51 - 49


 ###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357

منبع : باستانهخامنشیان (286) : مهاجرت پارس ها و مادها ( آریاییان ) به ایران
برچسب ها : پارس ,دریاچه ,مادها ,بودند ,سرزمین ,یعنی ,سرزمین پارسوه ,کرانه دریاچه ,جنوب دریاچه ,مهاجرت پارس